بایگانی دسته: مقالات

بهرام تورانی تشدید چپاول درآمد حاصل از نفت ایران توسط رژیم و انتقال آن به خارج از کشور

bahram_torani_167_x_215

نفت یکی از مهمترین منابع انرژی در جهان میباشد و میتوان گفت که حیات اقتصاد جهان در گروی آن است؛  زیرا که غرب و کشورهای صنعتی هنوز منبع انرژی ثابت و مشخصی جايگزين آن پيدا نکرده اند. تحریم نفت برای جمهوری اسلامی خیلی مهم و حیاتی است چرا که تنها منبع ساختار مالی رژیم از آن تامین میگردد.

به راستی اگر ایران نفت نداشت این رژیم هزینه های هنگفت پرورش تروریست در سطح جهان به ویژه خاورمیانه از حزب الله لبنان گرفته تا حمایت از دولت دیکتاتور سوریه علیه مردم و انفجارهای انتحاری عراق و افغانستان را از کدام منبع مالی بدست میاورد؟! رژیم جمهوری اسلامی با پول نفت توانسته است گروهکهای بزرگ تروریستی درسطح جهان بویژه خاورمیانه پرورش دهد. متاسفانه بخش بزرگی از درآمد نفتی ایران صرف هزینه هایی میشوند که فقط به گوشه یا قسمتهایی از آن در ذیل اشاره میگردد.

بخش بزرگی  از درآمد نفتی ایران صرف ساپورت کشورهای دولت دیکتاتوری سوریه و حزب الله لبنان میشود و حتی تا قبل از اعتراضات مردم سوریه، ترکیه و برزیل و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نیز توسط رژیم برای جلب حمایتها در برابر تحریمها و فشارهای بین المللی از درآمد نفت ایران بهره بردند که خوشبختانه تاثیر بسزایی برای جلب حمایتها از کشورهای آمریکای لاتین و ترکیه را به دنبال نداشته و رژیم اسلامی در این زمینه ناکام یا ناموفق بوده است و متاسفانه فقط بخش هنگفتی از ثروت برآمده نفتی مردم به هدر رفت.

پرداخت هزینه های هنگفت واردات تجهیزات جنگی و دستیابی رژیم به ساخت کلاهکهای هسته ای از روسیه و چین و واردات صلاح های گرم و سرد  برای سرکوب های مردمی ایران و سوریه دیگر هزینه هایی است که رژیم جمهوری اسلامی از درآمد نفت کشور تامین و تقبل میکند.

از طرفی از گرانیهای روز افزون قیمت کالاها در سطح کشور و افزایش فقر و بیکاری و وضعیت فلاکت بار اقتصادی پیداست که رژیم آخوندی کمترین بخش درآمد حاصل از نفت را صرف هزینه های اجتماعی و رفاهی مردم یا ایجاد اشتغال میکند و با استفاده از زندان و ابزار شکنجه و اعدام و خفقانی که در سطح جامعه پیاده کرده است مانع از انجام هرگونه اعتراضات خیابانی یا مردمی شده و روز به روز به فقر و بیکاری و گرسنگی مردم رنجدیده می افزاید که بزرگترین قربانیان این زد و بندها طبقه کارگر و قشر محروم و بیکار جامعه هستند.

 دلیل اختلاسهای میلیاردی بانکها و انتقال آنها به خارج از کشور!

تابحال به این فکر کرده اید که اگر یک آخوند یا شبه آخوندِ ریش دار بخواهد تغییر چهره بدهد چقدر ساده میتواند اینکار را انجام دهد!  حتی پس از انجام اینکار در اولین برخورد نزدیکترین کسان وی نیز در شناختن و تائید او با شک و گمان روبرو میگردند! از اینرو فقط کافیست با اصلاح و تراشیدن از تهِ ریش صورت خود و و با تغییر پوشش لباس خود از روحانیت یا بسیجیت به لباسی اسپورت به راحتی تغییرچهره دهد. شاید به کرّات شنیده یا دیده اید که خرید و فروش شناسنامه یا دیگر مدارک هویتی در کشور با اندکی نفوذ یا رابطه و پرداخت رشوه به مدیران یا کارمندان ارشد ثبت احوالهای حکومتی، یکی از هزاران فسادهای اداری است که در بیشتر ادارات دولتی رژیم صورت میگیرد، بنابراین تغییر چهره و حتی تغییر مدارک هویتی یا چند هویتی که عزل و انتصاب مدیریت فاسد ثبت احوال رژیم از اختیارات مقامات و سران حکومتی است به نتیجه میرسیم که به راحتی قابل پیش بینی است که سرقت و اختلاس های میلیاردی و نقل و انتقال بخش بزرگی از این ثروت های مردمی به خارج از کشور حقیقتی است انکار ناپذیر که سران رژیم برای فراهم کردن امکانات مالی زندگی مرفه  و فرار از محکومیتشان به خارج از کشور در واپسین روزهای فروپاشی رژیم یا به عبارتی برای روز مبادا انجام میدهند. خروج هفت و نیم میلیارد دلار پول نقد و بیست تن شمش طلا در پاییز سال۸۷ و اختلاس سه هزار میلیارد تومانی بانک صادرات در سال جاری نمونه هایی از گندآب های کوچک ازمرداب بزرگ دزدیهای رژیم فاسد اسلامی است که لو رفته اند.

احتمال حمله نظامی به رژیم اسلامی و تمرین های نظامی رژیم جنگ طلب اسلامی در تنگه هرمز

رژیم اسلامی تمرین نظامی ده روزه موسوم به ولایت ۹۰ بوسیله نیروی دریائی خود و گروهک بزرگ تروریستی سپاه پاسداران در نزدیکی تنگه هرمز آغاز کرده است، رژیم جنایتکار اسلامی که با تب و تاب بالای تحریمهای گسترده جهانی روبروست و در انزجار جهانی ومنطقه ای(خاورمیانه) و حتی کشورهای همسایه خویش قرار گرفته با تمرین های نظامی خود در تنگه هرمز، آخرین تلاشها و تحرکات تهدیدآمیزش را برای فراراز تحریم نفت آغاز نموده است و موجبِ اندکی افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی شد، اما هنوز بیشتر از یک روز نگذشته بود که کشورهای عربیِ نفت خیز اعلام کردند که درصورت تحریم نفت ایران حاضر به افزایش صادرات نفت خود جایگزین نفت ایران هستند، به عبارتی این گواه براین است که انزجاز از جمهوری اسلامی در جهان به ویژه منطقه خاورمیانه شدت یافته و کشورهای حوزه خلیج فارس یا نفت خیز را به رغبت و حمایت در تحریمهای شدیدتر یا حمله نظامی برعلیه حکومت ایران سوق داده است.اما صرفنظر از وقوع جنگ، دغدغه اصلی آمریکا یا غرب درحمله نظامی به ايران نفت است، نفت مهمترین  حيات اقتصادی است که غرب و آمریکا را با بحران مواجه کرده چرا که هنوز منبع انرژی ثابت و مشخصی جايگزين آن پيدا نشده است. ثبات و وابستگی کشور های خاورمیانه به ویژه کشورهای نفت خیز به آمریکا یا غرب به علت نياز و تقویت بخش صنعتی و اقتصادی رو به بحرانِ آمریکا و غرب امری است ضروری و دارای اهميت  در استراتژیک و سیاستهای غرب و آمریکا  که درمنطقه دنبال میشود.

اگر رژیم مبادرت به بستن تنگه هرمز نماید احتمال حمله نظامی به رژیم افزایش خواهد یافت زیرا که بیش از ۴۰ درصد از نفت مورد نیاز کشورهای غربی وآمریکا توسط بزرگترین صادرکننده های نفتی از این تنگه انجام میگیرد، درغیراینصورت حمله نظامی به ایران قوت اجرایی نخواهد داشت چرا که قدرت های بزرگ تنها زمانی مداخلات جنگی به ظاهر بشر دوستانه را مورد توجه قرارمی دهند که منافع ملی خودشان به خطرافتاده باشد، رجزخوانی و تبلیغات توخالی رژيم صرفا فقط برای ایجاد ترس از تحریم نفت در ایران است که اگر صورت پذیرد رژیم جمهوری اسلامی را به چالش بزرگ مالی و غیرقابل جبران روبرو خواهد کرد. درهرحال نمایش رزمایش های رژیم در منطقه هیچ تهديدی برای اين قدرتها نیست بلکه برعکس به بهانه خطرناک بودن رژیم برای کشورهای منطقه فقط  بازار فروش سلاح آمريکا و غرب در کشورهای منطقه را رونق بخشیده است که نمونه بارزی از آن فروش ۸۴ جنگنده اف ۱۵ آمریکا به عربستان سعودی در روزهای اخیر است.

تبعات بار منفی تشدید تحریم ها یا حمله نظامی به رژیم  ایران فقط بردوش مردم و بزرگترین قربانیان آن  قشر کارگر و بیکار یا طبقات بی بضاعات جامعه خواهندبود و مقصر اصلی آن حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی است. رهایی از تشدید تحریمها و جلوگیری از حمله نظامی فقط با سرنگونی رژیم به دست خود مردم امکان پذیرخواهد بود بنابراین بجای حمایت از تحریم یا حمله نظامی به رژیم، پیشنهادها و راهکارهای عملی جدید برای به جریان انداختن تحرکات اعتراضی مردمی برای سرنگونی کامل این رژیم جنایتکار اسلامی از وظایف اصلی اپوزسیون ضد رژیم اسلامی چه داخل و خارج کشورمیباشد، چرا که با سرنگونی رژیم ملتی ۳۳ از فقرو فلاکت و رنج و مشقتی که ۳۳ سال برآنها تحمیل کرده، نجات یافته و جهانی را از نگرانی مبری خواهد ساخت.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی و برابری

بهرام تورانی

داوود ربیعی ترجيح شرايط سخت پناهندگي بر زندگي درديکتاتوري اسلامي

Davood_rabiei_162_x_230

داود ربيعي
يکي از صدها پناهجوي ايراني هستم که شرايط سخت پناهندگي را پذيرفتم  تا از زير سايه  سنگين اسلامي و ديکتاتوري جمهوري اسلامي فرار کنم. ديکتاتوري اسلامي در ايران بگونه اي ريشه دوانده که حتي در حريم خانوادهها نيز نفوذ کرده است. خانواده هاي تندرو و مذهبي در ايران مسلمان زاده هايي به دنيا مي آورند که پس از مدتي از دين و مذهب به خصوص اسلام و قوانين اجباري و غير انساني اش منزجر و متنفر مي شوند.
من به عنوان فردي که تا چند سال پيش چنين شرايطي را در خانواده خود داشتم از سوي پدري که همکاري نزديکي با نظام ضد انساني اسلامي داشت براي خدمت به اين رژيم خونخوار اسلامي تحت فشار قرار داشتم.
با وجود فشارهايي که از سوي خانواده جهت هر چه بيشتر به اسلام و نظام گرويدنم بر من وارد مي شد به مبارزه عليه اين رژيم ادامه دادم و با استفاده از موقعيت پدرم همکاري خود را جهت کمک به رهايي هر چه سريعتراشخاصي که در بند اين نظام بودند با مخالفان رژيم آغاز کردم. اين حرکت من اعلان جنگ هم در مقابل خانواده تلقي مي شد و هم در قبال رژيم و در نهايت براي حفظ جانم مجبور به فرار از ايران شدم.
در اثر انزجاري که ازدين و اسلام در من پديد آمده بود به کمپين “ما از مذهب روي گردانيم” ملحق شدم و به حمايت از کساني چون خودم که از اسلام متنفر هستند پرداختم و مي پردازم. اين خود گوشه اي از مبارزه بر عليه جمهوري اسلامي و براي تحقق يک دنياي بهتر ميباشد.
براي رهايي انسانهايي که در بند رژيم خودکامه و خونخوار و سرمايه داري ايران هستند، همگام با ساير دوستانم در حزب  کمونيست کارگري ايران در حال مبارزه مي باشم. به اميد اينکه روزي شاهد خلاصي و رهايي مردم ايران و جهان باشيم.
با وجود شرايط سخت پناهندگي در سوئد، کماکان به مبارزات خويش ادامه ميدهم. اما دراثر تبديل شدن شرايط حاکم بر جامعه  ايران به حالتي بسته و ايزوله، که هيچ ارتباطي با رسانه هاي جهاني ندارد با مشکلات زيادي در اين راه مواجه هستم. يکي از اين مشکلات، سخت بودن آگاه کردن وتصوير سازي نقض حقوق بشر در ايران براي جامعه  متفاوت و فارغ از مذهب سوئدي است. در کشوري که مذهب و دين نقش چنداني ندارد و انسانها در انتخاب باورهاي خويش آزاد هستند و به راحتي از اعتقادات خود سخن مي گويند، سخت مي شود مشکلات جامعه اي مثل ايران زير سلطه نظام اسلامي را به تصوير کشيد اما با اينحال به مبارزه و اطلاع رساني بايد ادامه داد چرا که تنها راه رهايي مردم ايران سرنگوني جمهوري اسلامي است و ما ساکنين خارج کشور سهم بزرگي در ايران مبارزه داريم و با توجه شرايط بازتر جوامع غربي، وظيفه ما است که با قدرت هر چه بيشتر و هر چه رساتر فرياد بزنيم نابود باد حکومت اسلامي ايران.

نسرین مقدم

nasrin

اینجانب نسرین مقدم ۲۷ ساله از ایران دارای دو فرزند مدت ۲ سال است در سوئد زندگی‌ می‌کنم و یکی‌ از قربانیان دولت جمهوری اسلامی هستم از همان دوران دبیرستان باحجاب و شرایط زندگی‌ در جامعه اسلامی بخاطر محدودیت‌ها و شرایط سختی که وجود داشت مخالف بودم در همان سنین نوجوانی به اجبار خانواده بدون داشتن حق هر انتخابی ازدواج کردم همسرم فردی فوق‌العاده مذهبی‌ و سنتی‌ بود با رعایت نکردن حجاب و همچنین رعایت نکردن مسائل دینی شدیدا مخالف بود همیشه مرا مورد ضرب و شتم قرار میداد و در اثر این جنگ و جدال هایی که در دوران با رداری داشتم فرزندم صدمه دید و هنوز دچار بیماری شدید روحی و جسمانی می‌باشد در نهایت برای مطالبه حق و حقوق اولیه انسانی‌ و جداشدن از همسرم به دادگاه خانواده مراجعه کردم که متاسفانه دادگاه هم طبق قوانین سخت گیرانه حکومت اسلامی بر علیه زنان هیچ کمکی‌ به من نشد بلکه مورد سواستفاده و تجاوز قرار گرفتم . وقتی‌ دیدم که نه  دادگاه به من کمکی‌ می‌کند و نه از دست شوهرم می‌توانم خلاص شوم تصمیم به ترک کشور و نجات جان خود و فرزندانم گرفتم پس‌از ورود به کشور سوئد بر اساس مطالعه و خواسته قلبی و همچنین مشکلاتی که در ایران از حکومت اسلامی بسرم آماده بود فهمیدم در دین مسیحیت احترام و آزادی بیشتری برای زنان وجود دارد و از این رو تصمیم به تغییر دینم بطور رسمی‌ از اسلام به مسیحیت گرفتم  

 

 

یاداشت سر دبیر نازنین صدیقی:نگاهی اجمالی به گذر تاریخی ۱۶ آذر و فراخوانی به مردم

nazi_fb12_190_x_268

چند ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا که در زمان نخست وزیری مصدق قطع شده بود از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد. این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در ۱۴ آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی،دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاسها پرداختند و ناآرامی، تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت. رژیم شاه برای پیشگیری از هر گونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب اعتراضات گرفت.

 سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به دانشگاه، به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ سه دانشجوی این دانشکده به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا شد. فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و “دکترای افتخاری” در رشته حقوق را در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد.

وقایع آذر ۱۳۳۲، نمایانگر واکنش رژیم شاه به فعالیتهای دانشجویی بود و به دنبال آن سرکوب سیستماتیک تمامی اشکال دیگر مخالفتها، صورت گرفت. ۱۶ آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور که مرکز اجتماع و مباحثه مخالفان حکومت پهلوی در خارج از ایران بود، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع ۱۶ آذر ماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت شاه و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد.

 این روز از آنزمان، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده است. پس از شکست انقلاب ۵۷ و تثبیت حکومت اسلامی در ایران این روز ویژگی عمیقتری یافته و هر سال بنا شدت جو سرکوب و خفقان، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه به برگزاری مراسم و همایشهای اعتراضی در ایران و خارج از ایران میپردازند. نیروی قدرتمند جنبش دانشجویی همواره در طول ۳ دهه حکومت اسلامی کابوس مخوف و عظیمی برای سردمداران رژیم بوده است. طی سالهای اخیر نیروی چپ به شکل علنی و گسترده در مناسبتهای ۱۶ آذر در ایران دست بالا داشته است بطوری که در اعتراضات دانشجویی در تهران، ما شاهد ۱۶ آذری سرخ بوده ایم.

اما امسال به شکل ویژه ای متفاوت از سالهای گذشته است. امسال در حالی به استقبال ۱۶ آذر میرویم که شاهد تحولات و انقلابات عظیمی در سراسر دنیا بوده ایم. از خاورمیانه تا شمال آفریقا دیکتاتورهای مستبد و خودکامه یکی پس از دیگری به زباله دان تاریخ انداخته شده یا در سکوی پرتاب قرار دارند. در اروپا و آمریکا و آمریکای لاتین شاهد اعترضات عظیم توده ای و غرش مردم معترض  به وضعیت معیشت خود در خیابانها بوده ایم. آری ما ۹۹ درصدیها به میدان آمده ایم تا حقمان را از حلقوم غارتگران بیرون بکشیم. بسیار زیباست این حق خواهی، چقدر شکوهمند است هنگامی که دیگر از انقلاب و انقلابیگری نه تنها با خشونت و بیزاری یاد نمیشود  بلکه تنها راه نجات تشخیص داده شده و این حس برانگیخته میشود که خیابانها ما را صدا میزنند. آری خیابانها و میادین شهرها ما را فراخوانده اند. اما اگر کمی با دقت بیشتری نگاه کنیم میبینیم از بهار عربی گرفته تا اعتراضات وال استریت و میدان خورشید و التحریر و غیره همه و همه ادامه شعارها و جانفشانیهای مردم در خیابانهای تهران، اصفهان و اهواز و غیره در ایران است. گویی کار و رسالتی تمام نشده را میرود که جهانیان به اتمام برسانند. هنوز شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر ضد ولایت فقیه و آزادی و برابری در خاطره ها طنین انداز است. و ۱۶ آذر امسال باید هر چه قویتر و منسجمتر با گامهای ما ۹۹ درصدیها و با اتحاد نیروی دانشجو، کارگر و پیر و جوان برگزار گردد. باید روز دانشجو را به همایشی گسترده و نیرومند برای سرنگونی جمهوری اسلامی بدل کنیم.

سرنگون باد رژیم اسلامی آخوندهای میلیاردر

زنده باد جنبش دانشجویی و پاینده باد مبارزه  ۹۹ درصدیها

بهنام آزاد:جنبش دانشجویی از همیشه زنده تر است

behnam_308_x_454_154_x_227

روزدانشجو تولد ۵۸ سالگي خود را در شرايطي گرامي مي دارد که فضاي سياسي  جامعه ايران بسيار ملتهب است . در اين ۵۸ سال، دانشجو هميشه در متن اعتراضات عليه ظلم واستبداد حاکم بر جامعه ايران حضور داشته واز همان ابتدا دراين راه قربانيان فراوان داده است. حکومت چماق، براي سرکوب  اعتراضات  دانشجوئي از ارتکاب هيچ  جنايتي  ابا  نداشته است.  مخصوصا هرسال درآستانه شانزدهم آذر، اين فشارها مضاعف شده است. جنش دانشجوئي ديگر يک حرکت اعتراضي مختص به يک صنف جامعه نيست، بلکه دانشجو مطالبات جامعه خود را فريادمي زند. مردم هم  روز دانشجو را بعنوان  يک روز ملي مي دانند  و در اين مبارزه  پشتيبان  و همراه  فرزندان خود هستند هر چند که رژيم منفور جمهوري اسلامي درتمامي عمر نکبت بار خود براي مصادره اين جنبش تمام تلاش خود را کرده است ولي اعتراضات دانشجويان هر روز راديکال تر شده و رژيم را در يک سردرگمي بزرگ قرار داده است .

 احترام به شخصيت وشعور انساني مردم  فارغ از جنسيت،آزادي انديشه و بيان، جدائي دين از سياست، احترام و به رسميت شناختن حقوق زنان، آزادي زندانيان سياسي، ايجاد امنيت اجتماعي و اقتصادي، دوري از جنگ طلبي و ستيز با ديگر ملتهاي جهان، همه از مطالبات دانشجويان ايران است که متاسفانه حکومت ديکتاتوري اسلامي ايران با تمامي اين خواسته ها مخالف بوده و مبارزه کرده است.

رژيم بجز اينکه با وارد کردن قشر دانشجو سهميه اي در دانشگاه ها و ايجاد بسيج دانشجوئي  در تلاش بوده که  اتحاد  دانشجويان را از درون بسمت  نابودي سوق دهد، با به زندان انداختن دانشجويان معترض و احکام طولاني مدت زندان براي آنان، محروميت از ادامه تحصيل، فيلترينگ سايتها و وبلاگهاي مستقل ومنتقد، توقيف مطبوعات و به حبس انداختن روشنفکران جامعه  سعي در ايجاد فضاي رعب و وحشت داشته است .

دانشجويان مبارز، ياران در بند خود و ياراني که در اين راه  جان شيرين خود را از دست داده اند را فراموش نکرده اند و هر روز مصمم تر با شعار مرگ بر جمهوري اسلامي و زنده باد آزادي به راه خود ادامه مي دهند و مطمئنا پيروز اين مبارزه مردم و دانشجو خواهد بود . دانشجو تبديل به صداي اعتراض مردم به ظلم واستبداد شده است واين صدا هيچ وقت با حبس و شکنجه و مرگ خاموش نمي شود و هروز سقوط ديکتاتور را نزديکترمي کند .

جمیس ادوا:سردرگمی نظام و حرکت به سوی سقوط

Jemis_160_x_224

وحشيگري از سوي حاکميت همچنان ادامه دارد . رفتار و عملکرد وحشيانه در درجه اول خصلت اين نظام جهل و خون وجنايت است . در هر زمينه اي که نگاه مي کنيم شاهديم که نقض حقوق انسانها در بالاترين سطح ممکن انجام مي شود. سالهاي اوليه از شيوه سرکوب براي استقرار جمهوري اسلامي استفاده کردند وهمه مخالفان سياسي را به زير ضرب گرفته اند. در اين سي و چند سال  گذشته از نظام  اسلامي حاکم همه نوع قساوت ديده شده است. کساني که در بازداشتهاي موقت به سر مي برند و مشخص نيست که اصلا به چه جرمي و با چه هدفي دستگير شده اند و زير انواع شکنجه هاي روحي و جسمي و گذشته از آن ماهها در زندانها بلاتکليف هستند. فشار بر مردم در تمام عرصه ها ديده مي شود و حکومت با ايجاد کردن فضاي خفقان در کشور مي خواهد ثباتش را براي مدتي ديگر حفظ کند. از مردم معترض و روزنامه نگاران و عکاسان و فعالين دانشجويي گرفته تا فعالين کارگري و اقليتهاي ملي و مذهبي و فعالين سياسي، همه و همه در اين مدت هزينه هاي سنگيني را براي خواسته هايشان پرداخت کرده اند. نداشتن استقلال قاضيان و نبود سيستم مناسب براي قانونگذاري و اينکه هر کس براي خودش تصميم مي گيرد و هر نهادي براي خودش  يک ساز مي زند و يکي تأييد و ديگري تکذيب مي کند ، همه نشاندهنده اين است که حکومت خود نمي داند بدنبال چه چيزي هست و در بلاتکليفي به سر مي برد .ضعف مديريت و رهبري و به بن بست رسيدن چندين سال است مشهود به چشم مي خورد . کارنامه اي که حکومت ايران در زمينه حقوق بشر از خود بجاي گذاشته کارنامه اي سياه و رد شده اي است که مسئولانش بايد پاسخگوي اين نوع اعمال و رفتار با مردمانش باشد و در مدت  دو سال اخير وضعيت بدون شک رو به وخامت رفته است و حکومت جمهوري اسلامي براي نگاه داشتن خود در رأس کار دست به اقدامات وحشيانه اي زده که از سوي هيچ کس حتي براي يک لحظه قابل قبول نيست. حکومت اسلامي در اين مدت روزي نبوده که به هر دليلي با نقض کردن حقوق مردمانش در صدر اخبار رسانه هاي دنيا نباشد. مطالبات مردم آنقدر زياد و انباشته شده هست که رژيم اسلامي نمي داند پاسخ کدامين سوال را بدهد و سر پوش گذاشتن بر اين مطالبات هزينه سنگيني را براي رژيم خو اهد داشت که برگشت ناپذير است و اين گره کوري است که نظام خود در وضعيت کشور بوجود آورده است. دروغ گفتن و تهمت زدن در جامعه  نهادينه شده و فاتحه عدل و عدالت خوانده شده است. ايران همواره با نوع حکومت موجودش خط بطلان بر تمام آزاديهاي مردم مي کشد و چون حکومتشان بر پايه زور و استبداد بنا شده است از درجه ارزش ساقط است. در اين ميان بسيار کساني بودند و همچنان هم اين رويه ادامه دارد که شرايط فرار برايشان مهيا شده و توانسته اند حداقل خود و گاها خانواده شان را از اين شرايط وحشتناک نجات دهند و پناه به کشورهاي ديگري آورند و خود را به عنوان پناهنده معرفي کردند  تا از هر نوع خطري مصون باشند که البته داستان پناهندگي و احذ حق اقامت در کشورهاي غربي خود مقوله جداگانه اي است .اما همه ۷۰ ميليون مردم ايران شرايط فرار از اين خفقان و بيداد و ستم را ندارند و فرار مردم نيز نميتواند راه حل نهايي باشد. به نظر من بهترين، آسانترين و کم بهاترين راه، انقلاب مردم و سرنگوني حکومت اسلامي است. بايد اين حکومت جهل و جنايت را به زير کشيد و حاکمان و سردمداران ريز و درشت آن را به جرم جنايت عليه بشريت در دادگاههاي مردمي به محاکمه کشاند.

مرگ بر جمهوري جنايت کار اسلامي

مهشیدهوشمست:تحريم زمينه ساز محدوديت اقتصادي بيشتر مردم ايران

Mahshid_Houshmast_150_x_176

تحريم زمينه ساز محدوديت اقتصادي بيشتر مردم ايران

خبر بحث بر انگيز اين چند روزه تحريم بانک مرکزي ايران است . بريتانيا دستور داده که تمام روابط مالي و اعتباري با بانک مرکزي جمهوري اسلامي قطع گردد و دولتش تمام ارتباطات خود را با موسسات مالي ايران متوقف کند.

همچنين فرانسه خواستار تحريم هايي در ابعاد گسترده براي ايران شده تا نفت ايران خريداري نشود در پس اين تحريم ها بهاي نفت در بازارهاي جهاني افزايش يافته، جالب اينجاست که مسئول امور انرژي اتحاديه اروپا اعلام کرده با نخريدن نفت از ايران، اروپا دچار مشکل نخواهد شد وجايگزين هاي مناسبي براي اين مسئله دارند مثل (سازمان کشورهاي صادر کننده نفت، اوپک و …….) بدنبال اين تحريم نظام جمهوري اسلامي از خود واکنش تندي نشان داده است.

احمدي نژاد کشورهاي تحريم کننده را نوچه هاي ارباب بزرگ خوانده و بوضوح اعلام کرده که همچنان به فعاليتهاي هسته اي ادامه خواهند داد، بدون در نظر گرفتن اينکه ايران را تا به کجا به انزوا کشانده  اند و منافع ملي مردم را به لرزه خواهند انداخت  و شرايط مردم هر روز از نظر اقتصادي و اجتماعي رو  به وخامت ميرود و اين زمينه  ساز محدويت اقتصادي بيشتر براي ايران و مردم ايران است.

اين واقعيت وجود دارد که مردم  ايران علي الخصوص آن قشري که بيشترين فشارهاي اقتصادي به آنها وارد ميشود عکس العملهاي غير قابل پيش بيني از خود نشان خواهند داد، درست مانند انقلاب ۵۷، مردم به خيابانها خواهند آمد و انقلابي ديگر رخ خواهد داد.

از سوي ديگربا حمله اراذل و اوباش حکومتي به سفارت بريتانيا،  ايران هر چه بيشتر ضعف خود را در سياست خارجي نشان داد.

حکومت اسلامي  نشان داد که از تثبيت حکومتش  تا به امروز هيچگونه تغييري از لحاظ فرهنگي و سياست خارجي بدست نياورده است. دقيقاً مانند حمله به سفارت امريکا به دست دانشجويان پيرو خط امام و تکرار آن بعد از سي و اندي سال در مورد سفارت بريتانيا.

جالب اينجاست که سخنگوي وزارت خارجه ايران گفته است، اتفاقي که در سفارت انگليس در تهران رخ داده غير قابل پيش بيني و به جهت عصبانيت تظاهر کنندگان بوده در صورتيکه فيلمها  وعکسهاي واقعه کاملا چيز ديگري را نشان داده و رد پاي حضوري سازمان يافته را نشان ميدهد  به هر حال  نيروي انتظامي و بسيج بعد از انتخابات و مخالفتهاي مردم در تهران و شهرهاي مختلف بوضوح به سرکوب مردم به شکل بسيار وحشيانه پرداخته بودند در صورتيکه در برابر حمله به سفارت انگليس نيروي انتظامي گوشه اي ايستاده و نظاره گر بود.

دولت جمهوري اسلامي با اين نوع رفتار و سخنانش  با دست خودش مهر تأئيد ديگري مبني بر دروغگو و متجاوز بودن را به پيشاني زده است و بنظر شما صورتحساب اين بي عقلي و بي ملا حظگي را به جز مردم ايران کس ديگري ميپردازد ؟

 

کشورهاي اروپايي در طول سالهاي اخير رشته هاي اقتصادي خود با ايران را به اصطلاح نازک  و يا قطع کرده اند و در حال حاضر بر عليه ايران هستند و در سطحي گسترده فراتر از تحريم هاي مصوب شوراي امنيت هم عمل ميکنند و با اتفاقات اخير چشم انداز خوبي براي روابط بهتر يا حتي عادي پيش بيني نميشود.

اصرار ايران براي کاهش روابط با کشورهاي اصلي اروپايي به منزله خودکشي ديپلماتيک است و اين مسئله تنها باعث انزواي بيشتر سياسي در سطح جهاني شده که بازتابي از سياست داخلي ايران است. اين مسئله تنها کاهش نفوذ ايران در جهان را به دنبال دارد که البته ميتوان با اين حساب اميدوار بود که کار به جايي برسد که رژيم اسلامي همانند رژيم آپارتايد نژادي آفريقاي جنوبي مورد انزوا و ترک صد در صد جهاني قرار گيرد و اين مسئله منجر به نابودي اين جنايتکاران شود.

اگر بنيان هاي اقتصادي – اجتماعي و سياسي استبداد از ايران ريشه کن نشود، آزادي خيالي بيش نيست.

محمد مومنی:يک روز تجاوز مي‌کنيد، يک روز قتلهاي زنجيره‌اي به پا مي‌کنيد

Mohammad_Momeni_231_x_286

يک روز تجاوز مي‌کنيد، يک روز قتلهاي زنجيره‌اي به پا مي‌کنيد

 

 

يک روز تجاوز مي‌کنيد، يک روز قتلهاي زنجيره‌اي به پا مي‌کنيد يک روز همچو بوزينه از سفارت آمريکا و انگلستان بالا مي‌رويد يک روز “ندا “کشي‌ مي‌کنيد. ننگ و نفرين ابدي بر شما باد که از روز اول حکومتتان دستگير کرديد، شکنجه کرديد، کشتيد، غارت کرديد سوزانديد ويران کرديد و هنوز هم دست از اين ماتمکده وطن بر نميداريد.

هر بار که چهره‌هاي شما جماعت دهان گشاد با آن ريشهاي بلند و پيراهنهاي سپيد چرک مرد شده را به تماشا مينشينم  با خود ميگويم آيا سهم من از زيستن بايد هميشه وحشت و هراس از عملکرد شما باشد؟ يک روز تجاوز مي‌کنيد، يک روز قتلهاي زنجيره‌اي به پا مي‌کنيد يک روز همچو بوزينه از سفارت آمريکا  و انگلستان  بالا مي‌رويد يک روز “ندا “کشي‌ مي‌کنيد يک روز ……. و براستي روزي نيست که شما جماعت نادان باعث درد ملتي‌ نشويد و جهاني‌ نيازاريد.

آقاي بسيجي‌ دهان گشاد به واسطه اشغال سفارت آمريکا در اول انقلاب (البته نه توسط مردم انقلابي بلکه به دست نسل اول شما با نام دانشجو پيرو خط امام) همچنان داريم خفت و خاري ميکشيم و تاوان ميدهيم بس است! دنياي مدرن امروزي صحراي کربلا نيست که شور حسيني بگيريد و دست به عملي‌ زشت بزنيد که در هيچ کجاي دنيا مرسوم نيست! شما تنها قومي هستيد که از ويراني و بيچارگي وطنتان شاد ميشويد و به خيال خود داريد با ابر قدرتها مبارزه مي‌کنيد.

مشتي انسانهاي عقده‌اي (با پوزش از نام زيباي انسان) که اکثريت چهره‌ي کريه هم داريد هر چه به شما ميگويند اجرا مي‌کنيد و باکي هم نداريد در جايي که قانون يعني‌ حرف آيت الله  ها و عمل‌هاي شما، نبايد هم بترسيد!

مي‌دانيد به واسطه همان گروگانگيري ملت ايران چقدر تاوان داده است؟ هواپيماهايي که تابوت مرگ شده است را تماشا کرده‌ايد؟ اثرات تحريمهايي که از همان روز نخست ارمغان دانشجويان خط امامي براي مردم بيچاره شد را ديده ايد؟

 ۳۲ سال گذشته است و هنوز هم مردم ايران داغ ننگ آن گروگانگيري را با پاسپورت بي‌ اعتبار خرچنگ نشان اسلامي دارند  و دست آخر هم بايد کشور قطر که سالگرد استقلالش با ايران اير يکي‌ است آسمان ايران را اشغال کند چرا؟ چون مرگ بر آمريکا گفتيد و نسل ما را به خاک سياه نشانديد.

 دلم براي نسل خودم ميسوزد نسلي که به واسطه حاکميت سياه شما جانوران اسلامي از همان آغاز تولد بي‌ اعتبار گشت، دلم براي مادراني ميسوزد که از اين پس براي ديدن فرزندانشان بايد راهي‌ دوبي‌ و ترکيه شوند چرا که سفارت انگلستان هم در ايران تعطيل ميشود! ميترسم آخر آن بمب اتم  را هم بر سر خودمان بريزيد و رهايمان کنيد از اين ذره ذره مردن، دلم براي نسل بعد از  شکست انقلاب ۵۷ ميسوزد.

 

 

سعید کریمی:دلیل زیر زمینی بودن موسیقی رپ در ایران

Said

دليل زيرزميني بودن موسيقي رپ در ايران

در چند سال اخير همگي شاهد پيشرفت موسيقي رپ رپ فارسي در ايران و جاي گرفتن آن در دل جوانان ايراني بوده ايم.اين سبک موسيقي هميشه معروف به يک سبک اعتراضي بوده و مهمترين علّت جاي گرفتن آن در دل جوانان کشور حقيقتي بوده که اين سبک از آن هميشه دم مي زند.

موسيقي رپ خود شامل چند نوع سبک مي باشد که از اين چند نوع مي توان سبکهاي اجتماعي و سياسي را به عنوان اعتراضي ترين سبکهاي رپ به شمار آورد.اين دو سبک هميشه اعتراضات خود را نسبت به جامعه، حکومت و سياست يک کشور نشان داده است.

علّت زيرزميني بودن اين سبک موسيقي و همچنين ديگر سبکهاي اعتراضي مثل سبک راک در کشورمان ايران اين بوده است که اين سبکها هميشه اعتراض خود را نسبت به دولت بيان کرده و باعث خوردن ضربه هاي کوچکي به رژيم کثيف جمهوري اسلامي بوده است. وليکن با اتحاد همهٔ خوانندگان، بخصوص خوانندگان سبک رپ و راک و همچنين اتّحاد آنان با مردم عزيزمان مي توان اين ضربه هاي کوچک را به ضربه هاي بزرگتر و قويتري تبديل کرد.

در رسانه هاي خيانتکار صدا و سيماي جمهوري اسلامي بارها و بارها شنيده ايم که از افراد و خوانندگاني که در سبکهاي رپ و راک فعاليت داشته اند هميشه به عنوان انسانهاي شيطان صفت ياد شده و دليل اصلي آن همان ضربه ها و اعتراضات است. شايد اين دولت پول پرست ظاهراً و از ديد خود توانسته اين افراد و خواننگان را سرکوب کند ولي هيچ گاه اين افراد از قلم خود براي نوشتن اراجيف و يا دروغ استفاده نکرده اند.

تمام اين حرفها و صحبت هايي که در اين مقاله زده شد، فقط نشان دهنده علّت اصلي زيرزميني بودن موسيقي رپ و موسيقي راک است که آن هم دارا بودن آزادي بيان در اين دو سبک بخصوص رپ فارسي مي باشد و اين آزادي بيان هميشه باعث زمين خوردن رژيم آدمخوار جمهوري اسلامي بوده است.

به اميد روزي که تمام خوانندگان زيرزميني بتوانند با موفقيت و آزادي بر روي زمين به فعاليتهاي خود بپردازند.

سعيد کريمي (دي.اچ.ال)