همه‌ی نوشته‌های gholam@A

کارزار نجات سکينه، ٢٨ اوت ٢٠١٠ صد شهر جهان عليه سنگسار!

poster100citis_138_x_219

کارزار نجات سکينه از سنگسار توجه جهانيان را به اين جنايت قرون وسطائي جلب کرده است. امروز نام سکينه براي ميليونها انسان در سراسر دنيا نامي آشنا است و صدها هزار نفر با امضاي طومارهاي اعتراضي مخالف خود را با اين جنايت وحشيانه اعلام کرده اند. اين حرکت ميليوني بايد سازمان پيدا کند و اعتراض خود را به خيابانها بکشد! ما به اين منظور روز ٢٨ اوت را بعنوان روز آکسيون بزرگ “صد شهر جهان عليه سنگسار” اعلام ميکنيم و از همه مردم جهان ميخواهيم تا در اين روز در اعتراض به جنايت قرون وسطائي سنگسار و در محکوميت رژيم اسلامي سنگسار در شهر خود تجمعات و تظاهرات اعتراضي برپا کنند. ما همه فعالين مبارزه عليه سنگسار، همه سازمانها و نهادها و دست اندرکاران سايتهائي که بخصوص در کارزار نجات سکينه فعال بوده اند را فراميخوانيم تا با استفاده از همه امکانات خود براي سازماندهي آکسيون بزرگ “صد شهر جهان عليه سنگسار” و موفقيت آن بکوشند.

 

از مردم سراسر جهان ميخواهيم از هم اکنون براي برگزاري تظاهرات در شهر خود با ما از طريق سايت هاي زير تماس بگيرند، اعلام آمادگي کنند و دوستان خويش را سازمان دهند. ما در اطلاعيه هاي بعدي و از طريق اين سايتها ليست شهرهايي که آماده برگزاري تظاهرات هستند و به آن مي پيوندند را اعلام خواهيم کرد.

 

همه اتحاديه ها و تشکل هاي کارگري، تشکل هاي حقوق زنان، سازمان عفو بين الملل و همه سازمانهاي مترقي و مدافع حقوق انساني را دعوت ميکنيم تا در اين مبارزه و براي عقب راندن جمهوري اسلامي با ما همراه شوند. سخنران به اجتماعات ٢٨ اوت بفرستند و اعضا و فعالين و امکانات خود را براي انجام هرچه بهتر اين کمپين بسيج کنند.از تمامي شهرداري ها، شوراهاي محلي، پارلمانها و نمايندگان مجالس سراسر جهان دعوت ميکنيم تا به کمپين شهروندان جهان عليه سنگسار بپيوندند و با صدور قطعنامه ها و بيانيه ها به رژيم سنگسار در ايران اعتراض کنند

همه رسانه هاي جهان را دعوت ميکنيم تا در پخش اخبار پيشروي کمپين “صد شهر جهان عليه سنگسار” ما را ياري رسانند.

 

از تمام ايرانيان ساکن خارج کشور و همه جريانات اپوزيسيون جمهوري اسلامي و همچنين رسانه هاي فارسي زبان دعوت ميکنيم تا کمپين “صد شهر جهان عليه سنگسار” را کارزار متعلق به خود بدانند و با ابتکارات و اقدامات خود اعتراض عليه سنگسار و رژيم اسلامي سنگسار را ابعادي هرچه وسيع تر بخشند.

 

 ايران سوليداريتي

 

ميشن فري ايران

 

کميته بين المللي عليه سنگسار

 

کميته بين المللي عليه اعدام

 

 

 

٥ اوت ٢٠١٠

 

www.iransolidarity.org.uk

 

www.missionfreeiran.com

 

http://stopstonningnow.com

 

http://notonemoreexecution.org/

 

…………

 

فرانسه و نروژ پناهندگي محمد مصطفايي را پذيرفته اند

شهرزاد نيوز: نروژ به محمد مصطفايي، وکيل حقوق بشر که به تازگي از ايران گريخته و در استانبول به سر مي برد، پناهندگي اعطا کرده است. اما وي مي گويد فعلا منتظر مي ماند تا مطمئن شود که همسرش نيز نروژ را براي اقامت انتخاب خواهد کرد يا نه.

همسر مصطفايي که به همراه پدر و برادرش دستگير شده بود، به تازگي آزاد شده و انتظار مي رود که وي نيز ايران را ترک کند.

در خبري که پيشتر در شهرزاد نيوز منتشر گشت، به آمادگي چند کشور اروپائي براي دادن پناهندگي به محمد مصطفايي اشاره شده بود. محمد مصطفايي در مصاحبه اي تلويزيوني در ترکيه ، گفته است خودش موافق رفتن به نروژ است اما منتظر مي ماند تا ببينيد آيا همسرش نيز با اين مقصد موافق است يا خير.

ساعاتي پس از اين مصاحبه تلويزيوني ، فرانسه نيز با تقاضاي پناهندگي محمد مصطفايي موافقت کرده و کنسولگري فرانسه ، وي را براي گفتگويي دعوت کرده است.

 

 

مصطفايي: آمده‌ام تا جهان را بيشتر با وضعيت ايران آشنا کنم

راديو آلمان: محمد مصطفايي پس از ترک ايران و اقامت چند روزه در ترکيه موفق شد به کشور نروژ سفر کند. اين وکيل دادگستري تصريح کرد که با توجه به پشتيباني جامعه بينالمللي از خانم آشتياني، قوه قضاييه جرأت آسيب رساندن به موکلش را ندارد.

محمد مصطفايي، وکيل دادگستري ايران، پس از خروج از کشور و اقامت چند روزه در ترکيه موفق شد با اخذ ويزا به کشور نروژ سفر کند.

مصطفايي دليل سفر خود به نروژ را شرايط سخت امنيتي در ترکيه، شش روز بازداشت در اين کشور و همچنين پيگردهاي سازمان امنيتي جمهوري اسلامي خواند. وي گفت: “امنيتم در اين کشور اسکانديناوي بهتر از اقامت در ترکيه تامين ميشود.”

از سوي ديگر وزير امور خارجه نروژ، يوناس گار استوره، گفت: “بسيار خوشحالم که وکيل شجاع و مبارز حقوق بشر، آقاي محمد مصطفايي، در نروژ حضور دارد و از امنيت کامل برخوردار است.”

آقاي استوره تصريح کرد که نهادهاي نروژي در خروج مصطفايي از ايران هيچگونه نقشي نداشتهاند؛ وي تمامي شايعات در اين زمينه را تکذيب کرد.


“غارت اموال” مصطفايي

مقامات قضايي و امنيتي جمهوري اسلامي پس از ناکامي از بازداشت مصطفايي، همسر و برادر همسر وي را به جاي او بازداشت کرده بودند.

پس از آزادي برادر همسر و پدر همسر محمد مصطفايي، فرشته حليمي، همسر وي نيز در روز شنبه (۱۶ مرداد / ۷ اوت) با قرار کفالت آزاد شد.

مصطفايي در نخستين نشست مطبوعاتي خود در نروژ در روز يکشنبه (۱۷ مرداد/ ۸ اوت) اعلام کرد: «از ايران نيامدهام که از امکانات پناهندگي استفاده کنم، من آمدهام تا جامعه جهاني را بيشتر با وضعيت ايران آشنا کنم. من از طريق سفارت نروژ تقاضاي ويزا نمودم و دولت نروژ نيز براي من و خانوادهام ويزاي يکساله صادر کرد.»

محمد مصطفايي درباره آخرين واکنش جمهوري اسلامي به خروج وي از کشور در وبسايت خود در روز دوشنبه (۱۸ مرداد) نوشت: “امروز صبح ماموران امنيتي به دفتر کارم مراجعه کرده و دفترم را که چند وکيل دادگستري در آنجا مشغول به فعاليت بودند پلمپ کردند. قسمتي از اين دفتر متعلق به يکي از همکارانم است و پيش از شروع اين ماجراها سهم متعلق به خود را نيز واگذار کرده بودم. متاسفانه دستگاه قضايي در صدد است پس از گروگانگيري، اموالم را نيز به غارت ببرد.”

 

 

خطر ، گريز

خارج شدن مردان و زنان ، يا راحتر بگوييم ، گريختن از ايران براي پناه جُستن در کشوري ديگر نشانه نا امني در اين کشور است . آمارهاي منتشر شده از کشورهاي مختلف در مورد افزايش  پناهجويان، وضعيت بحراني و غير قابل تحمل  در ايران را نشان مي دهد . فشارهاي رواني ناشي از ترک کشور مزيد بر علت است بر مجموع فشارهايي که در اين دوران ( پناهجويي )  بايد تحمل کرد.

در هر زمينه که گذري کوتاه داشته باشيم، متوجه مي شويم مشکلات مردم فراتر از حدي است که بتوان در مورد آن بحث و گفتگو کرد. نقض حقوق بشر در ايران و حکومتي که با دروغ پردازي و فريبکاري  در جوامع بين الملل مدعي حقوق بشر است  يك بحران جدي است كه نبايد مورد كم توجهي از سوي کشورهاي پناهنده پذير قرار بگيرد. مردان و زناني که در پي سرکوب و پيگردهاي شديد پس از انتخابات هزارو سيصد و هشتاد وهشت مجبور به ترک ايران شده اند اندک نيستند و نمي توان براحتي از کنار آن گذشت. بحران در ايران به آنجا رسيده که مردم براي گريز از کشو، سالها ثمره تلاش خود را به دست فراموشي مي سپارند و از مال و زندگي و عزيزان خود در جهت در امان بودن جان، مي گذرند. گريختن از کشوري که در حکومتش بي قانوني، قانون است و سرکوب و وحشيگري سر لوحه رفتار با مردم و ناعدالتي  که حرف اول را در دستگاههاي قضايي کشور ميزند، ابعاد وسيعتري به خود گرفته است. 

فشار و استرسي که بر پيکره مردم وارد مي شود، لحظه اي وار شده است و نگرانيها را دو چندان و ذهن ها را مشغول اين مسائل کرده است. گذشته از اين که هر کسي نگران نزديکترين افراد خانواده اش در داخل کشور است نگراني وضعيت هموطنانش بر او افزوده است و اين مشکلات و معضلات به شکل کلان خود تبديل شده است. مسائل و شرايط موجود در کشور با نظام ديکتاتوري، جهنم واقعي براي مردم داخل رقم زده اند. رژيم حاکم با نام دين و مذهب، کشور را به هزار و چهارصد سال قبل بازگردانده و با استفاده از  تفکرات و شيوه هاي آن دوره بر زندگي مردم سايه افکنده اند و در قوانين و صدور احکام، اعمال اعدام و سنگسار و غيره را در دستور کار قرار داده اند و کشور را روز به روز به عقب تر مي برند.

محافل جهانى همچنان روند دموكراسى خواهى در ايران را پى گيرى مى كنند. توجه مردم و بازتاب اين فعاليت ها در رسانه هاى كشورها مى تواند نقض حقوق بشر در ايران را از فراموش شدن در ذهن مردم جهان باز دارد. مجموعه كارهايى كه در خارج از کشور انجام مى شود، از جمله کمپينهاي مختلف مثبت است و تاثيرى كه گروه هاى خارج از ايران دارند، موفقيت آميز بوده و تاثير قابل توجهى در روشن ساختن افکار عمومي نشان داده است. به” اميد رسيدن به آزادي و دموكراسي ”  كه خواست همه ملت ايران است. به اميد آن روز .                                

اخبار پناهندگي و مهاجرت

 

“امکان تسليم تقاضاي جديد پناهندگي پس از گذشت ۴ سال”, معني آن چيست؟
استکهلميان – هزاران متقاضي پناهندگي پس از دريافت آخرين پاسخ منفي به درخواست پناهندگيشان بصورت غير قانوني در سوئد باقي مي مانند تا شايد “دري به تخته بخورد” و در آينده اي کاملا نامعلوم گشايشي در کارشان پديد آيد.

بخشي از اين گونه متقاضيان پناهندگي مي دانند, و دسته بزرگي نيز نمي دانند, که پس از گذشت چهار سال از زمان آخرين پاسخ منفي خود مجددا از اين امکان برخورداند که تقاضاي پناهندگي جديدي تسليم اداره مهاجرت سوئد نمايند. اما بسياري از اينگونه متقاضيان معني قانوني تسليم يک تقاضاي پناهندگي جديد پس از گذشت چهار سال و پيامدهاي آن را نمي دانند.

جهت روشن نمودن اين موضوع, يک بار براي هميشه, به سراغ مرکز اطلاعات ايرانيان سوئد مي رويم و پرسش و پاسخ مفصلي را در اين رابطه با اين مرکز انجام مي دهيم که مانند هميشه آخرين و موثق ترين اطلاعات در رابطه با امور اداري و مهاجرتي را در اختيار استکهلميان و ديگر علاقمندان قرار مي دهد.

استکهلميان: کلا معني اينکه يک متقاضي پناهندگي پس از ۴ سال مي تواند يک تقاضاي جديد تسليم کند چيست؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: معني آن خيلي ساده اين است که پس از گذشته ۴ سال از آخرين تصميم اتخاذ شده در رابطه با يک پرونده پناهندگي آن تصميم مشمول مرور زمان شده و در نتيجه يک متقاضي مي تواند يک تقاضاي جديد تسليم کند.

استکهلميان: معني تسليم “يک تقاضاي جديد” چيست؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: متاسفانه بسياري تصور مي کنند که معني تسليم يک تقاضاي جديد پناهندگي پس از گذشت ۴ سال اين است که تقاضاي قديمي و قبلي پناهندگيشان “صفر کيلومتر” شده و در نتيجه مي توانند از اول يک تقاضاي پناهندگي کاملا جديد و نو تسليم کنند. اما اينگونه متقاضيان بايد بدانند که سايه تقاضاي پناهندگي قبليشان براي هميشه بر روي همه درخواست هاي پناهندگي بعدي آنان سنگيني خواهد کرد. چنانچه دلايل تقاضاي پناهندگي اول يک متقاضي پناهندگي براي مثال فعاليت در يک حزب سياسي بخصوص بوده اين متقاضي پناهندگي در صورت گذشت ۴ سال از آخرين تصميم منفي تقاضاي اول و تسليم يک تقاضاي جديد نمي تواند ناگهان با يک گردش ۱۸۰ درجه اي ادعا کند که مثلا همجنسگرا بوده و دليل تقاضاي پناهدنگي اش همجنسگرايي است. به عبارت ديگر اگرچه  ظاهرا يک “تقاضاي جديد” تسليم مي شود اما تقاضاي جديد نمي تواند کاملا مستقل و بدون توجه به تقاضاي پناهندگي اول فرد که اطلاعات مربوط به آن براي هميشه در نزد اداره مهاجرت سوئد محفوظ است تسليم شود وگرنه ضرر آن بيش از نفع آن براي متقاضي خواهد بود.

استکهلميان: بر اساس تجربه شما شانس آن دسته از متقاضيان پناهندگي که پس از ۴ سال باقي ماندن در سوئد و مشمول زمان شدن تقاضاي اولشان يک تقاضاي جديد تسليم کرده اند جهت دريافت پناهندگي و اقامت تا حدي بوده است؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: اينگونه متقاضيان تا سال ۲۰۰۹ داراي شانس نسبتا خوبي بودند که در صورت تسليم يک تقاضاي مستدل قانوني موفق به اخذ پناهندگي و متعاقب آن اقامت شوند. اما دادگاه عالي مهاجرتي يا همان
Migrationsöverdomstole
که مي توان گفت در رابطه با پرونده هاي پناهندگي نقشي مشابه “ديوان عالي کشور” را دارد در سال ۲۰۰۹ طي تصميمي تاييد نمود که متقاضياني که به تصميم منفي اداره مهاجرت سوئد و پس از آن دادگاه مهاجرتي مبني بر رد تقاضايشان و خروج از سوئد احترام نگذاشته و بصورت غير قانوني در سوئد باقي مانده اند امکان اندکي جهت گرفتن اقامت بر اساس تقاضاي جديدي که پس از مشمول زمان شدن تقاضاي پناهندگي اول تسليم مي شود خواهند داشت. اتفاقا همين جمعه گذشته نيز آقاي “ميکائل ريبن ويک” رئيس دايره حقوقي اداره مهاجرت سوئد در برنامه خبري “راپورت” تلويزيون ملي سوئد حاضر شد و با اشاره به اين تصميم دادگاه عالي مهاجرتي که حکم خط مشي در تصميمات آينده هم اداره مهاجرت و هم دادگاه مهاجرتي است اعلام نمود که شانس اينگونه افراد پس از تسليم يک تقاضاي جديد بعد از گذشت ۴ سال, با توجه به خط مشي اعلام شده از سوي دادگاه عالي مهاجرتي, “بسيار ناچيز” است.

استکهلميان: آيا با وجود چنين شانس اندکي توصيه مي کنيد که متقاضيان پناهندگي مخفي پس از گذشت ۴ سال يک تقاضاي پناهندگي جديد تسليم کنند؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: صد درصد اما نه با اميد زيادي جهت گرفتن پناهندگي و اقامت. بلکه دليل اصلي توصيه ما مزاياي ديگري است که شخصي که بصورت مخفي در سوئد زندگي مي کند پس از تسليم يک تقاضاي جديد مي تواند مجددا از آنها استفاده کند.

استکهلميان: چه مزايايي؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: جاي توضيح نيست که زندگي بصورت غير قانوني در سوئد بسيار مشکل است. يک متقاضي پناهندگي پس از چهار سال اقامت غير قانوني مي تواند با تسليم يک تقاضاي جديد, حداقل در طي مدت محدود ديگري مجددا برخي از مزاياي يک زندگي قانوني در سوئد را بدست آورد. براي مثال حق کار کردن قانوني, حق استفاده از خذدمات درماني و يا رفتن به مدرسه.

استکهلميان: پس اگر درست متوجه شده باشم فايده تسليم يک تقاضاي جديد پس از ۴ سال بيشتر اين است که شرايط زندگي دشوار بصورت مخفي را براي مدت محدود ديگري کمي بهتر کرد؟  در اينصورت رسيدگي اين تقاضاي دوم چقدر به طول مي انجامد؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: درست متوجه شديد. به اعلام اداره مهاجرت سوئد از روز تسليم تقاضاي دوم تا زمان پاياني پروسه آن حدود ۱۰ ماه (کمتر يا بيشتر) بطول مي انجامد که به معني ۱۰ ماه زندگي کمي انساني تر پس از ۴ سال شرايط دشوار زندگي غير قانوني براي اين افراد خواهد بود.

استکهلميان: يکي از کارمندان مرکز اطلاعات ايرانيان چندي پيش به يکي از همکاران استکهلميان گفته بود که اين مدت رسيدگي ۱۰ ماهه مي تواند فرجي جهت دريافت اقامت از طريق قانون اقامت کاري باشد. اين يعني چه؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: يک متقاضي پناهندگي مخفي که پس از ۴ سال و مشمول زمان شدند تقاضاي پناهندگي قبلي اش تقاضايد پناهندگي جديدي تسليم مي کند از همان روز اول حق کار کردن دارد و چنانچه کمي شانس آورده و رسديگي به تقاضاي دومش به اندازه کافي طول بکشد و وي بتواند به مدت معيني که در قانون اقامت کاري (شش ماه) مشخص شده در سوئد سابقه کار قانوني داشته باشد اين شانس را دارد که در صورت دريافت پاسخ منفي به درخواست دوم پناهندگيش از طريق قوانين مربوط به اقامت کاري اقدام کرده و شانس خود را جهت دريافت اقامت آزماش کند.

توصيه به ايرانياني که از طريق ويزاي کاري به سوئد آمده اند: سريعا عضو اتحاديه شويد!

 استکهلميان – مرکز اطلاعات ايرانيان به استکهلميان مي گويد تعداد ايرانياني که از طريق ويزاي کاري وارد سوئد شده و در سوئد با کارفرماي خود دچار مشکل شده و در کشوري بيگانه بدون کمک رها شده اند مرتبا افزايش مي يابد. اين مرکز به همه ايرانياني که از طريق ويزاي کاري به سوئد آمده اند توصيه مي کند که سريعا به عضويت اتحاديه و سنديکا حيطه شغلي خود در آيند چون در غير اينصورت و در صورت بروز هر گونه مشکلي با کارفرما در کشوري بيگانه امکانات بسيار اندکي جهت حمايت از حقوق خود خواهند داشت.
 
 استکهلميان پرسش و پاسخي در اين زمينه با مرکز اطلاعات ايرانيان صورت داده است.
 
 استکهلميان: مشکلات اينگونه ايرانيان که با شما تماس گرفته اند عموما چه بوده؟
 مرکز اطلاعات ايرانيان: برخي از اين کارفرمايان براي مثال از پرداخت حقوق اين افراد سرباز زده اند و يا برخلاف قرارداد استخدامي ناگهان اين افراد را اخراج کرده اند  که آنها را در کشوري بيگانه در وضعيت بسيار دشواري قرار مي دهد. متاسفانه بسياري از اينگونه کارفرمايان خود ايراني و يا مهاجر تبار هستند.
 
 استکهلميان: هموطناني که در اين زمينه دچار مشکل مي شوند بايد چکار کنند؟
 مرکز اطلاعات ايرانيان: اينگونه هموطنان چنانچه عضو اتحاديه صنفي مربوط به خود نباشند در وضعيت بسيار بدي قرار خواهند گرفت. شکايت به پليس در اينگونه موارد به هيچ کجا ختم نخواهد شد چون بدون شک پليس سوئد اينگونه شکايات را در حيطه فعاليتهاي پليسي نمي داند و در نتيجه تنها به ثبت شکايت و ارائه يک کپي از آن به شکايت کننده اکتفا خواهد کرد و پس از آن هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. تنها راه باقي مانده براي اينگونه هموطنان مراجعه به وکيل و شکايت از کارفرما به دادگاه خواهد بود که پروسه اي وقت گير و گران است. اما اگر مدارک و اسناد کافي وجود داشته باشد و دادگاه کارفرما را محکوم کند, کارفرما علاوه بر پرداخت خسارت موظف به پرداخت تمامي هزينه هاي  شکايت کننده از جمله اجرت وکيل نيز خواهد بود. اما توجه کنيد بر عکس آن هم صدق مي کند. يعني اگر مدارک و شواهد کافي جهت محکوم کردن کارفرما وجود نداشته باشد و در دادگاه بازنده شويد علاوه بر مخارج خودتان از جمله دستمزد وکيل, مجبور به پرداخت همه مخارج دادگاه کارفرما نيز خواهيد شد. اما راه آسانتري نيز جهت بيمه کردن خود وجود دارد و آن عضو شدن در يک اتحاديه صنفي (فک فوره نينگ) بلافاصله پس از شروع  به کار در سوئد است. يک اتحاديه صنفي حتي اگر لازم باشد جهت حمايت از حقوق شما کارفرما را به دادگاه نيز خواهد کشيد و مخارج آن را نيز تماما پرداخت خواهد کرد. کارفرمايي که بداند شما عضو يک اتحاديه صنفي هستند با احتياط بيشتري در رابطه با شما عمل خواهد کرد تا فردي که تنها به سوئد آمده و در اين مملکت غريب از هيچ حامي ديگري برخوردار نيست.
 
 استکهلميان: چگونه بايد عضو يک اتحاديه صنفي شد؟
 مرکز اطلاعات ايرانيان: هر صنفي در سوئد اتحاديه مربوط به خودش را دارد. براي مثال پزشکان داراي اتحاديه صنفي مربوط به خود, افسران پليس داراي اتحاديه مربوط به خود و يا شاغلان در بخش هتل و رستوران داراي اتحاديه صنفي مربوط به خود هستند. ملاک عضويت در اتحاديه عموما تيتر شغلي است که در برگه استخدامي شما نوشته شده است. اگر شما در يک کارخانه صنعتي بعنوان پزشک مشغول به کار هستيد اتحاديه شما اتحاديه پزشکان است و نه اتحاديه کارگران شاغل در بخش صنعت. در سوئد در همه محل هاي کاري بزرگ يک نماينده از سوي اتحاديه وجود دارد. راحت ترين راه براي اينکه بدانيد بهتر است در کدام اتحاديه صنفي عضو شويد اين است که از افراد داراي همان شغل در محل کارتان و يا محل ديگري بپرسيد که عضو کدام اتحاديه صنفي (فک فوره نينگ) هستند. پس از آن کافي است که فرم هاي در آمدن به عضويت اتحاديه را تهيه و پر کرده و پس از آن به عضويت اتحاديه درخواهيد آمد. توصيه مي کنيم همزمان با عضويت در اتحاديه به عضويت صندوق بي کاري اتحاديه (آ-کاسا) نيز در بيايد که در صورت بي کار شدن تحت شرايطي به شما حقوق بيکاري پرداخت خواهد کرد. عضويت در يک اتحاديه صنفي مزاياي ديگري از قبيل انعقاد بيمه هاي ارزان براي مسکن, حوادث, کودکان و نظاير آن نيز دارد که از حوصله اين بحث خارج است. اما با توجه به مشکلاتي که براي تعداد قابل توجهي از ايرانياني که با ويزاي کاري به سوئد آمده اند به وجود آمده به همه آنها توصيه مي کنيم که سريعا به عضويت اتحاديه صنفي مربوط به خود در آيند تا در صورت بروز هر گونه مشکلي داراي حداقل يک حامي قدرتمند در مقابل کارفرماي خاطي باشند.
 
 استکهلميان: توصيه ديگري به اينگونه افراد داريد؟
 مرکز اطلاعات ايرانيان: مهم ترين توصيه ما پس از تاکيد دوباره در به عضويت در آمدن در يک اتحاديه صنفي (فک فوره نينگ) اين است از کار کردن بصورت سياه براي کارفرما به هر شکلي اکيدا خودداري کنند. تنها برنده کار سياه کارفرما است و بزرگترين بازنده آن کارگر. کارفرمايي که به شما پيشنهاد کار سياه مي دهد هرگز داراي وجداني جهت حمايت از حقوق شما نخواهد بود. اگر کارفرمايي به شما پيشنهاد کار سياه مي دهد اين بزرگترين زنگ خطر و هشداري است که او بزودي تمامي حقوق شما را زير پا خواهد گذاشت و شما در صورت بروز هر گونه مشکلي شما کوچکترين امکاني جهت احقاق حق خود نخواهيد داشت چون خود شريک جرم بوده ايد و کارفرما نيز بخوبي به اين امر واقف است.
 
 استکهلميان: چگونه مي توان از چنين کارفرمايان استثمارگري انتقام گرفت!؟
 مرکز اطلاعات ايرانيان: اينگونه کارفرمايان نه از پليس ترس زيادي دارند و نه از دادگاه چون از امکانات محدود يک کارگر و کارمند جهت طرح يک شکايت در دادگاه خبر دارند. اما تنها چيزي که لرزه بر اندام اينگونه کارفرمايان خلافکار مي اندازد تنها يک تشکيلات است: اداره ماليات. براي برخورد با اينگونه کارفرمايان خلاف کار و استثمارگر بايد تا جايي که مي شود بر عليه شان مدرک جمع نمود (براي مثال مدارک دال بر استفاده کارفرما از نيروي کار سياه) و سپس مدارک را در اختيار اداره ماليات قرار داد. گزارش دهنده هميشه مي تواند ناشناس باقي بماند. کارفرمايان خلافکار از هيچ اداره اي به اندازه “اداره ماليات” وحشت ندارند.

روزجمعه۱۳ اوت پليس يونان به محل تحصن پناهجويان ايراني در مقابل مقر سازمان ملل يورش برد

38727_1339338892591_1504729443_30727560_3207561_n_178_x_237پليس در اين يورش به پناهجويان دستبند زد  و آنها را از مقابل سفارت جمهوري اسلامي عبور داد. به نظر ميرسد با توجه به اينکه تحصن پناهجويان در مقابل سازمان ملل و در نزديکي سفارت جمهوري اسلامي بوده است پليس آن کشوردر پي  اعتراض سفارت ايران، اقدام به دستگيري و بر هم زدن چادر و وسايل پناهجويان متحصن کرده است چون هنگام عبور دادن پناهجويان از جلو سفارت، جنايتکاران جمهوري اسلامي مستقر در سفارت بيرون آمده و از دستگيري و بازداشت پناهجويان متحصن ابراز خوشحالي کرده اند.

 

تحصن پناهجويان در يونان تا هنگام  صدور اين اطلاعيه پا در نوزدهمين روز خود گذاشته است. طبق آخرين خبرهائي که به فدراسيون رسيده است؛ دونفر از پناهجويان که ۱۸ روز است دست به اعتصاب غذا زده اند در مسير بازداشتگاه  به دليل وضعيت وخيم جسمي  به بيمارستان انتقال مي يابند. پليس بعد از مدتي بقيه دستگير شدگان را آزاد کرد. پناهجويان پس از آزادي به محل تحصن بازگشته و به تحصن خود ادامه داده اند.

 

فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در همان آغاز تحصن در طي نامه اي سرگشاده به دولت يونان از مقامات آن کشور خواست  با توجه به اينکه پناهجويان ايراني از رژيم سنگسار و اعدام  و اجراي قوانين بربريت در آن کشور فرار کرده اند به خواسته هاي آنها رسيدگي کند و درخواست پناهندگي  آنها را به رسميت بشناسد.

 

اين اولين بار نيست که پناهجويان مورد تعرض پليس يونان قرار مي گيرند. بارها حقوق پناهجويان را نقض کرده و آنها زير ضرب و شتم گرفته اند. گفته مي شود زندانهاي آن کشور مملو از پناهجويان بازداشي است و با آنها به شکل بسيار غير انساني رفتار مي شود. فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني يورش پليس يونان به پناهجويان را به حساب همکاري دولت آن کشور با سفارت جمهوري اسلامي عليه آنان مي نويسد و اين اقدام شنيع و غير انساني را  شديدا محکوم ميکند. فدراسيون از همه سازمانهاي بشر دوست و مدافع حقوق پناهندگي مي خواهد که دولت يونان را به خاطر نقض حقوق پناهندگان محکوم نمايد.

 

 پناهجويان ايراني براي بدست آوردن خواسته هاي انساني خود دست به تحصن زده اند و مي خواهند دولت يونان و کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل به خواسته هاي آنها رسيدگي کنند. بسياري از اين پناهجويان ۱۰ سال است که بدون اقامت در آن کشور زندگي مي کنند بدون اينکه کوچکترين مزايايي به آنان تعلق بگيرد.

 

همبستگي،فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني

۱۴ اوت ۲۰۱۰

37773_1332306836794_1504729443_30712107_5903798_n_153_x_115

 

40614_1342406209272_1504729443_30736327_5543141_n_237_x_178

“روزه” اجباري کودکان در سوئد و سکوت آموزگاران و مسئولين سوئدي

استکهلميان –  ماه رمضان براي آن دسته از مسلماناني که آيين خود را با تفکر و انديشه برگزيده اند ماهي فرخنده و سرشار از معنويت محسوب ميگردد, اما از سوي ديگر بسياري از والدين بنيادگرا نيز اين ماه را مبدل به “ماه شکنجه” براي کودکان خواهند نمود, از جمله در سوئد.

در حال حاضر فاصله طلوع تا غروب آفتاب در سوئد  حدود ۱۵ ساعت است. با فرا رسيدن ماه رمضان که مسلمانان در طي آن  جهت انجام فرايض ديني خود از جمله از خوردن و آشاميدن در طي ساعات روز خودداري ميورزند, کودکان زير ۱۸ سالي نيز که شمار آنها مشخص نيست توسط  برخي از والدين که  معمولا از کشورهاي عربي و آفريقايي آمده اند مجبور به “روزه گرفتن”  مي شوند که اثرات سوء بر روي بدن در حال رشد و تکامل نيافته آنان ميگذارد و حضور در کلاسهاي درس با شکمهاي گرسنه و لبهاي تشنه, نه تنها تاثيرات منفي بر روي بازدهي تحصيلي آنان دارد بلکه براي بدنهاي کوچک و آسيب پذير اين کودکان عملا نوعي شکنجه محسوب ميگردد.

اين وضعيت حتي در مدارس ابتدايي کشوري پيشرو در دفاع از حقوق کودکان مانند سوئد نيز ديده ميشود , اما از آن جهت که اين مشکل در درجه اول گريبانگير کودکان سوئدي الاصل نيست توجه عمده اي نيز نسبت به آن صورت نميگيرد و اين کودکان عملا از هر گونه حمايتي در اين زمينه محروم هستند.

آموزگاران سوئدي شاهد رنج اين کودکان حتي در سنين پايين ۸ و ۹ سالگي هستند که توسط والدين خود بصورت مستقيم و يا غير مستقيم مجبور به “روزه گرفتن” شده اند و در مواردي تا ۱۵ ساعت بدون خوردن غذا و نوشيدني در کلاس هاي درسي بصورت نيمه بيهوش حضور دارند. اما آموزگاران سوئدي از بيم دريافت برچسب “نژادپرستي و راسيسسم”  و دخالت سازمانهايي که کورکورانه تحت عنوان “دفاع از آزاديهاي مذهبي” آنها را درگير پروسه هاي پيچيده حقوقي ميکنند ترجيح به سکوت ميدهند.

يک آموزگار مقطع ابتدايي در استکهلم  در مورد تجريباتش در اين زمينه به استکهلميان گفته است که او والدين  يک کودک دختر ۱۲ ساله را که بواسطه “روزه گرفتن” در کلاس درس در حال از هوش رفته است  را به مدرسه فراخوانده و با  استفاده از مترجم سعي کرده است که به آنان توضيح دهد بدن يک کودک ۱۲ ساله طاقت تحمل گرسنگي و تشنگي آن هم در طي نزديک به ۱۵ ساعت در روز را ندارد و اين عملا نوعي از شکنجه محسوب ميگردد.

اما والدين اين کودک ضمن توضيح اينکه در مذهب آنان دخترشان از سن ۹ سالگي “بالغ” محسوب ميشود به معلم “اطمينان” ميدهند که اين کودک “به تصميم خودش روزه ميگيرد” و هيج اجباري از طرف خانواده بر او تحميل نشده است. اين والدين که با اصرار آموزگار سوئدي در نياز کودک به خوردن غذا و آشاميدن در طول روز و در مدرسه مواجه ميشوند تهديد ميکنند که در صورت دخالت بيشتر آموزگار در اين زمينه از وي به “ناظر عالي  منع تبعيض” شکايت خواهند برد.

اين آموزگار سوئدي که خود را مستاصل ميبيند با توجه به معيارها و ارزشهاي انساني خود بعنوان يک زن , يک مادر و يک آموزگار به اين خانواده پيشنهاد ميکند که چنانچه ممکن است حداقل جاي شب و روز را در مورد اين کودک عوض کنند تا ساعات “روزه”  او به شب بيفتد تا اين کودک بتواند در طي روزغذا خورده  و تشنه نيز نباشد و “روزه” خود را در طي ساعات شب بگيرد که در هر حال در خواب بسر ميبرد! که به اين ترتيب اين کودک هم روزه خود را گرفته باشد و هم  تحت آزار جسمي و روحي  و شکنجه گرسنگي و تشنگي قرار نگيرد! توجيهي منطقي از ديگاه يک مادر و يک آموزگار سوئدي و البته کاملا غير قابل پذيرش توسط والديني بنيادگرا که چنان اسير تفکرات بنيادگرايانه مذهبي خود هستند که حتي قدرت مشاهده شکنجه کودک خودشان نيز از آنان سلب گرديده است. 

گفت و شنودي  که  روزنامه صبح استکهلم, مترو, با يک “امام” لبناني شيعه بنام “محمد حسين فدل الله” در سوئد به انجام رساند و در صفحه ۱۲  شماره  روز پنج شنبه ۲۰  نوامبر ۲۰۰۳ اين روزنامه در استکهلم درج  شد در آن زمان موجبات اعتراض گسترده شهروندان سوئدي را بدنبال داشت. اما سازمانهاي دفاع از حقوق کودکان در سوئد  باز هم چون مسئله در درجه اول مشکلي براي کودکان سوئدي نبود حتي از بيان اعتراضي شفاهي نسبت به به آن خودداري ورزيدند.  در حاليکه اگر چنين تهديدي در درجه اول نسبت به کودکان سوئدي صورت مي گرفت بي شک منجر به اعتراضات وسيع از جانب ارگانها و سازمانهاي سوئدي مي گرديد.

اين “امام” در اين گفت و شنود طولاني  از جمله نظر داده بود  که در دين اسلام براي ازدواج اصولا يک مرز پايين سني وجود ندارد و “يک کودک و  دختر ۹ ساله, کلا بالغ  و آماده ازدواج است”.  چنين اظهار نظري در حالي صورت گرفت که مبادرت به چنين عملي بر اساس قوانين جاري سوئد  بيماري رواني “پدوفيلي” و سوء استفاده جنسي از کودکان تلقي شده  و مجازاتي سنگين بدنبال دارد. 

بررسي برنامه معتبر “داکومنت اوتيفرون” که در سال ۲۰۰۷ از تلويزيون ملي سوئد (اس وي تي) پخش شد نشان از آن داشت که ميزان ضرب و شتم کودکان در ميان خانواده هاي مهاجر تبار سوئد بيش از ميزان آن در کل جامعه است.

اما بر اساس اطلاعات اين برنامه, کارمندان دولتي ذيربط  در سوئد از بيم متهم شدن به “راسيسم” و نژادپرستي اقدامات لازم را جهت حمايت از کودکان خانواده هاي مهاجر انجام نمي دهند.

به گفته مسئولين سازمان “قهرمانان شرف” که با خشونتهاي ناموسي در سوئد مبارزه مي کند يکي از مهم ترين دلايل وجود خشونتهاي ناموسي در سوئد نيز ترس کارمندان سوئدي تبار شاغل در ادارات ذيربط از متهم شدن به راسيسم در صورت نشان دادن عکس العمل  در اينگونه موارد است.

چندي پيش هنگامي که کارمندان سازمان امور اجتماعي سوئد يک پسربچه سوماليايي تبار را که مورد ضرب و شتم پياپي پدر خود قرار گرفته بود از اين خانواده جدا کردند تظاهراتي اعتراضي از سوي عده اي سوماليايي در مقابل دفتر سازمان امور اجتماعي صورت گرفت و برخي از آنان حتي از ضرب و شتم کودکان بعنوان يک “شيوه سنتي موثر در تربيت کودکان”  نام مي بردند.

**********

چنانچه در سوئد کودکي را ميشناسيد که به هر شکلي مورد آزار روحي و يا فيزيکي قرار گرفته است با نزديکترين سازمان امور اجتماعي محل زندگي کودک (سوسيال شنستن) تماس گرفته و مورد آن را گزارش دهيد. آدرس, ئي ميل و شماره تلفن سازمان امور اجتماعي هر منطقه را ميتوانيد از طريق تماس تلفني با کمون و يا کاتالوگ تلفن بدست آوريد. در صورت تماس تلفني با سازمان امور اجتماعي تقاضا کنيد که مايليد با يک مشاور امور اجتماعي (سوسيال سکرتراره) جهت گزارش موردي از آزار کودکان صحبت نماييد. توجه کنيد که اين حق را داريد که کاملا ناشناس باقي بمانيد.

 

مهاجرت بي سابقه دانشجويان ايراني به آمريکا

به گزارش سايت مردمک، روزنامه نيويورک تايمز در مقالهاي از موج گسترده و بيسابقه مهاجرت دانشجويان ايراني براي ادامه تحصيل به آمريکا خبر داده است.

بر اساس آمار موسسه بينالمللي آموزش مستقر در نيويورک، هم اکنون تعداد دانشجويان ايراني در آمريکا به بيشترين ميزان خود از سال ۱۹۹۴ رسيده است.

به نوشته نيويورک تايمز، دانشجويان ايراني دليل انتخاب دانشگاههاي آمريکايي را “سطح علمي بالا” و “بورسهاي تحقيقاتي دست و دلبازانه” اين موسسات آموزشي بيان کردهاند.

اين دانشجويان معتقدند که عليرغم تنشهاي سياسي ميان دو کشور ايران و ايالات متحده، تحصيل در يک دانشگاه آمريکايي براي آنها امکان بهترين مشاغل را فراهم خواهد کرد.

دانشجويان به نيويورک تايمز گفتهاند که احتمال ميدهند در بازگشت به ايران مجبور باشند جواب پس دهند.

به گفته اين دانشجويان حکومت ايران علاقهاي ندارد که آنها براي ادامه تحصيل به اروپا و آمريکا بروند و در مقابل آنها را تشويق ميکند که به چين، روسيه و مالزي بروند. اما دانشجويان توجه چنداني به امر و نهيهاي حکومت نميکنند.

امين شريعتزاده، دانشجوي ايراني ۳۲ ساله در اوکلاهاما ميگويد که ايالات متحده براي دانشجويان ايراني جذاب است و آنها ميخواهند که آمريکا را آنطور که واقعا هست، و نه از طريق تبليغات حکومتي تجربه کنند.

علي کامران‌زاده، مهندس فارغ‌التحصيل از دانشگاه کاليفرنياي جنوبي که در دانشگاه شيراز درس مي‌خوانده است، گفت: دانشجويان علاقه‌اي به سياست‌هاي حکومت ندارند و خودشان مي‌دانند که چه کاري براي آينده آنها مفيد است.

يکي ديگر از ورزشکاران ايراني به اروپا پناهنده شد

سايت حکومتي آتي نيوز: يكي از رزمي كاران مطرح ايراني مدتي است به عنوان نگهبان در يكي از كافه هاي كشور هلند مشغول به كار است.

به گزارش فردا يکي از قهرمانان مطرح ايران که چندي پيش با اهداف برگزاري اردوهاي آماده سازي و مسابقات تدارکاتي راهي يکي از کشورهاي اروپاي شرقي شده است، در اين کشور موفق به تغيير ماهيتش و فعاليت در يک کافه به عنوان نگهبان شده که اين اتفاق براي ايرانيان مقيم هلند که اين قهرمان را مشاهده کرده اند، چندان خوشايند نبوده است.

اين قهرمانان سرشناس کشورمان مدتي پيش به هزينه فدراسيون متبوعش راهي يکي از کشورهاي اروپاي غربي شد تا در يک دوره ميان مدت با طي برنامه هاي تدارکاتي متعدد به اوج آمادگي برسد و البته در اين مدت در مسابقات باشگاهي اين کشور با قهرمانان اروپا به رقابت بپردازد اما او راه رفتن روي کف پوش خيابان هاي آمستردام را به زمين خوردن روي تاتامي سالن هاي اين کشور ترجيح داد.

هنگامي که اثري از مسابقات مهم در اين کشور باقي نماند و هنوز اين قهرمان بليتش را براي سفر به تهران اوکي نکرده بود، شايعات در ايران و هلند مبني بر احتمال پناهندگي اين قهرمان شدت گرفت اما به واسطه عدم ارائه درخواست رسمي اين ورزشکار به مقامات هلندي، اين خبر به شکل رسمي تاکنون منتشر نشده و خبرنگاران در ميان سکوت مسئولان مربوطه در حوزه ورزش، در انتظار پاسخ به اين پرسش هستند؛ آيا او به ايران باز خواهد گشت؟

پاسخ به اين پرسش زماني واضح تر شد که اين قهرمان جهان در يک کافه مشغول به فعاليت شد و شغل او در اين بار چيزي نبود جز نگهباني که در چنين مکان هايي قواعد خاص خود را دارد و يکي از اين شرايط برخورداري از توانمندي بالاي بدني است. بايد ديد آيا با رايزني مسئولان فدراسيون مربوطه اين قهرمان به ايران بازخواهد گشت يا رسماً پناهنده يا مقيم خواهد شد.

گفتني است، در طول چند سال اخير برخي از قهرمانان رشته هاي مختلف از جمله شمشيربازي در هلند پناهنده شده اند و وقوع اين پناهندگي نيز ميتواند يادآور اتفاقات تلخي باشد که در گذشته به وقوع پيوسته و البته براي ورزش ايران خروج اينچنيني ظرفيت هاي فني اتفاق خوبي نخواهد بود.

 

 

نامه سرگشاده به اداره مهاجرت نيوزلند

abe

در مورد بازداشت علي شرف نيا پناهجوي ايراني

علي شرف نيا در سال ۲۰۰۶ وارد نيوزلند شد وازآن کشور درخواست پناهندگي کرد. علي شرف نيا در مصاحبه خود با اداره مهاجرت نيوزلند گفته بود به دليل روي برگرداندن از دين اسلام حاضر به بازگشت به جهنم جمهوري اسلامي نيست. متاسفانه اداره مهاجرت دلايل پناهندگي علي را در همان سال رد کرده و پرونده وي را در اختيار پليس قرار مي دهد و پليس نيوزلند در تاريخ ۲۰ ژانويه ۲۰۱۰ علي را دستگير و بازداشت مي کند. تا همينجا ۶ ماه از بازداشت علي شريف نيا در کشور نيوزلند مي گذرد. علي بارها گفته است در صورت بازگرداندن من به ايران با توسل به زور، خودرا خواهم کشت. خانواده و بستگان علي شرف نيا از ۶ ماه پيش در اضطراب و نگراني از سرنوشت نامعلوم فرزندشان بسر مي برند.

پافشاري اداره مهاجرت نيوزلند براي بازگرداندن علي شرف نيا به ايران بارها وي را به مرز خودکشي رسانده است. علي نمي خواهد به جمهوري جهل و جنايت در ايران برگردد چون مي ترسد او هم به سرنوشتي مانند هزاران نفر ديگر  در زندانهاي جمهوري اسلامي دچار گشته و با مجازات مرگ روبرو شود. علي فراري از دست رژيمي است که مخالفين خود را زير شديدترين شکنجه هاي وحشيانه خورد مي کند و با توسل به زور از آنها اعتراف گيري مي کند. در ايران در بسياري ازموارد وکيل حق دفاع از موکلين خود را ندارد. پنج روز پيش محمد مصطفايي وکيل خانم سکينه محمدي آشتياني زن محکوم به سنگسار ناچار به خروج از ايران شد و هم اکنون همسر وي را به گروگان گرفته اند.

 

 بنده به عنوان دبير فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني با روش پذيرش پناهندگان و نحوه مصاحبه کارمندان امور مهاجرت با آنها آشنايي کامل دارم و ميدانم که مستقل از امن بودن يا نا امن بودن هر کشور، پناهندگان بايد به طور شخصي اثبات کنند که در معرض خطر بوده اند و در اين مورد مدارک کافي نشان بدهند. اما دستگاههاي  قضايي و امنيتي در ايران مدارکي در اين مورد در اختيار افراد قرار نمي دهند به همين دليل در ميان  پناهندگان ايراني  به ندرت پيدا ميشود که داراي مدارکي باشند که نشان دهد تحت پيگرد قانوني بوده اند. کما اينکه علي شرف نيا مدارکي  را به اداره مهاجرت نيوزلند ارائه داده که  نشان مي دهد وي  از دين اسلام روي برگردانده است. افراد لائيک و بي دين در ايران تحت پيگرد قانوني  قرار مي گيرند. اقليتهاي مذهبي همچون بهائيان و افراد متعلق به مسيحيت و… هم مدام تحت پيگرد قانوني هستند و هم اکنون شمار زيادي از آنها در زندانهاي جمهوري اسلامي بسر مي برند.

 

 

علي شرف نيا در نيوزلند هيچ جرمي مرتکب نشده و نبايد بيشتر از اين در بازداشت اين اداره باقي بماند. علي به نيوزلند آمده تا درآن کشور مورد حفاظت قرار گيرد و جان و زندگي اش در امان بماند نه اينکه  يا بايد تن به بازگشت به ايران بدهد يا در زندان بماند. از نظر بسياري از ايرانيان اتخاذ چنين سياستي در قبال سرنوشت علي شرف نيا پناهجوي ايراني از سوي اداره مهاجرت و دولت نيوزلند، يک نوع هم دستي با رژيم اسلامي در ايران تداعي مي شود. فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني اميدوار است که اداره  مهاجرت اين کشوربا دريافت اين نامه علي شرف نيا را از بازداشت آزاد کند و حق پناهندگي وي را برسميت بشناسد تا خانواده و بستگان علي از اين همه نگراني نجات پيدا کنند. با توجه به ذکرموارد فوق، از نظر فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني مطابق اصل ۵۱ بند ۳ قانون کنوانسيون ژنو، علي شرف نيا لازم است به عنوان پناهنده  پذيرفته شود و تحت حفاظت دولت نيوزلند قرار گيرد.

با احترام

عبدالله اسدي

دبير همبستگي، فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني

۸ اوت ۲۰۱۰