همه‌ی نوشته‌های gholam@A

پاسخ به نامه یک روحانی

پاسخ عبدالله اسدی به یک روحانی؛ در پایان نامه مذکور ضمیمه شده است

 

سلام آقای مجید در این نامه  توجه ات را به چند نکته جلب میکنم

 

۱- تا آنجایی که به پرونده پناهندگی شما نزد کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل برمیگردد باید بگویم مقامات امور پناهندگی چه در یو ان و چه در کشورهای غربی به پرونده و دلایل پناهندگی افرادی مثل شما بسیار حساس هستند. به نظر میرسد مقامات یو ان در ترکیه به گفته ها و دلایل پناهندگی شما باور نکرده اند و نخواسته اند باور کنند دلیلش هم این است که آنها باور ندارند شما مثل یک روحانی این همه مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفته باشید. و نکته مهمتر به احتمال زیاد این باشد که باور نداشته اند که که شما امام جماعت یکی از مساجد بزرگ تهران بوده باشید. چون هم امام جماعت و هم امام جمعه ها اکثرا اینقدر شناخته شده هستند که لازم نباشد شما برای اثبات آن زحمت زیادی بکشید.

۲- امام جماعت بطور عمومی از نظر سنی اکثرا از شما بزرگتر و با سابقه تر هستند در حالی که تصاویری که من از شما دیده ام نشان می دهد که شما یک مرد بسیار جوان هستید و باید به مقامات امور پناهندگی اثبات کنید که مشخصا امام جماعت کدام مسجد بزرگ در تهران بوده ای و از چه زمانی امام جماعت آن مسجد بوده اید. از این نظر نیز بعید به نظر می رسد که یو- ان دلایل  پناهندگی  شمارا باور کرده باشد.

 

۳- نکته دیگر این است که شما در نامه خود گفته اید قبل از انتخابات با بسیج درگیری داشته اید و بسیج علیه شما به دادسرای ویژه روحانیت شکایت کرده است و از شما تعهد گرفته اند که از این به بعد به پایگاه بسیج مسجد کاری نداشته باشید. به احتمال زیاد برای اثبات این موضوع از شما مدارک مستند بخواهند در غیر این صورت ممکن است نسبت به گفته های شما صلب اعتماد کنند. شما در همین نوشته خود اضافه کرده اید چندین بار به دادسرای ویژه روحانیت و حراست امور مساجد احضار شده اید و در پی آن موارد زیادی به  آزار و اذیت و شکنجه شما پرداخته اند که اشاره می کنید این موارد به قدری زیاد بوده که بعضی از تاریخهای آن را به یاد ندارید. در این مورد هم باید بگویم که مقامات مسئول در امور پناهندگان بدون ارائه سند و مدارک واضح ذکر این موارد را نیز از شما نپذیرند.

 

۴- شما به پخش تصاویر و فیلم خود در دوران انتخابات ۸۸ از رسانه های خارجی اشاره کرده اید که گویا این تصاویر بارها از رسانه های خارجی پخش شده است ولی خود شما هیچکدام از آنها را ندیده اید. دوست عزیز روحانی، من از آنجایی که آشنایی زیادی با نحوه پرس و جوی مقامات امور پناهندگی از پناهجویان دارم وقتی بخواهم کسی را راهنمایی کنم خودم را جای آن مقامات قرار میدهم و تناقضات گفته های آنها را یکی پس از دیگری نشان میدهم بنابراین ارزیابی من هم از گفته های شما این است که شما خود را وارد داستانی کرده اید که برای هیچکدام از آنها مدارک و شواهد روشنی در دفاع از دلایل خود ارائه  نداده اید. برای مثال گفته اید امام جماعت یکی از مساجد بزرگ تهران بوده اید شما می بایست برای اثبات همین موضوع، هم استدلال کافی و هم شواهد و مدارک کافی  ارائه میدادید. اگر نه آنها باور نمی کنند شما فرد شناخته شده ای در این حد بوده باشید.

 

۵- اینکه شخص متقاضی پناهندگی هر چه که خود دوست داشته باشد در مصاحبه با مقامات مسئول مطرح کند از نظر آنها دلیل کافی بر حقانیت گفته هایش محسوب نمی شود. تصویری که شما از برخورد مصاحبه کنندگان یو- ان با خود و مصاحبه با آنها ارائه داده اید، بخوبی بدبینی مقامات یو- ان را نسبت به گفته هایتان نشان می دهد. دوست روحانی عزیز! درست است که من دارم به نامه شما به طور مشخص  پاسخ می دهم ولی همین پاسخ باید کمک کند تا کسان دیگری قربانی این نوع بزرگنمایی نشوند و اگر یک جایی هم شدند به اندازه کافی سند و مدارک و شواهد روشن برای اثبات آنها داشته باشند اگر نه امکان دارد از ارائه چنین دلایلی برای همیشه صلب اعتماد شود.

 

۶- شما در نامه خود اشاره کرده اید که مقامات یوان حرفها و دلایل پناهندگی شما را جدی نگرفته اند و گفته اید به نوعی شما را بازجوی کرده اند. عینا همین طور است ازنظر آنها دلایل شما بیشتر به یک داستان شبیه بوده نه اینکه ممکن بوده در ایران تحت پیگرد قانونی بوده باشید. بعدا می گویند در گفته های شما بزرگ نمائی شده است، داستان سرائی شده است. می گویند کسی که تا این حد رژیم به وجود وی در ایران حساس بوده باشد نمی تواند به شکل قانونی از ایران خارج شود. می گویند شما برای اثبات گفته های خود مدارکی ارائه نداده اید. می گویند اگر شما در ایران فرد شناخته شده ای بودی و تا این حد دستگیری و بازداشت و اعدام سوری شده بودی مثل بسیاری  دیگر خبرش در رسانه های داخلی و خارجی منعکس می شد. می گویند شما در مصاحبه اول گفته بودی دو بار دستگیر شده ای  ولی در مصاحبه دوم به سه بار دستگیری اشاره کرده اید. می گویند تصاویری که خبراز شرکت شما در تظاهراتهای  داخل می دهد واقعی نیست. می گویند مدارکی را که ارائه داده اید به نظر نمی رسد مدارکی واقعی باشند و آنها حتی مستند ترین مدارک را به طور نسبی به حساب میاورند و بعدا نتیجه میگیرند که شما به عنوان پناهنده نیاز حفاظت  ندارید.  امیدوارم بقیه پناهجویان درچنین دامی نیفتند و قبل از معرفی خود اطلاعات کافی را در این زمینه بدست بیاورند.

 

 

نامه یک روحانی به فدراسیون

سلام آقای اسدی
من از اقداماتی که شما برای پناهندگان انجام می دهید تشکر می کنم . من مجید هستم یک روحانی که در دوران انتخابات در ستاد آقای موسوی فعالیت داشتم در راهپیمایی های زیادی قبل و بعد از انتخابات شرکت داشتم و امام جماعت یکی از مساجد بزرگ تهران بود م که بعداز انتخابات ۶ تیرماه شبانه نیروهای اطلاعاتی به خانه من ریختند و من را دستگیر کردند و سه روز به مکانی نامعلوم بردند و مورد شکنجه قرار دادند و حتی دوبار اعدام سوری انجام دادند و از طرفی من با بسیج قبل از انتخابات در گیر بودم که بسیج علیه من به دادسرای ویژه روحانیت شکایت کرد که تعهد دادم که دیگر به پایگاه بسیج مسجد کار نداشته باشم.

 به هرحال قضیه من خیلی طولانی هست چندین بار به دادسرای ویژه روحانیت و حراست امور مساجد احضار شدم به قدر زیاد هستند که بعضی از تاریخ های آن را فراموش کرده ام بازداشت هم شدم شکنجه زیاد دیدم ولی چونکه من اصلا دوست نداتم از ایران بیام بیرون به دلیل اینکه پدر و مادر پیر ۸۵ ساله و ۷۵ ساله دارم ولی  هر روز اتهامات جدیدی را علیه من می تراشیدن و بدتر آنکه عکس ها و فیلم های من در انتخابات از شبکه های خارجی چندین بار منتشر شد و من خبر نداشتم و دوستان تماس می گرفتند و می گفتند حاجی  بی بی سی تو را نشان می دهد و از این حرف ها و دادسرا ویژه سر همین موضاعات چندین بار من را به اتهامات مختلف بازداشت و احضار کرد بالاخره من به صورت قانونی هر چند ممنوع الخروج بودم توسط سرهنگی که فامیل ما بود و در پلیس فرودگاه ها خدمت می کرد با هزار بدبختی ۵ ماه پیش به ترکیه اومدم.

 من آدم فقیر یا الافی نبوده و نیستم الحمدلله همه چیز دارم  و در سایت جرس هم چندین مقاله نوشتم به اسم خودم هست می توانید ببینید من به دلیل اینکه کیسم خاص بود دوبار مصاحبه اصلی رفتم ولی من درخواست کرده بودم وکیل مرد باشد وکیل زن به من دادند. من همه چیز را در زمان مصاحبه گفتم و مدارک کافی برای آنها ارائه کردم از سابقه خودم ولی از آنجائیکه دادسرای ویژه روحانیت حتی کپی از رای دادگاه هم بهت نمی دهد و دادگاه خاصی هست هیچ مدرکی نداشتم از این بابت ولی عکس ها و فیلم های انتخاباتی که در سایت های رسمی ایران مثل مهر و فارس و… منتشر شده بود را  ارائه کردم.

 به وکیل یو ان من با اونها با صداقت رفتار کردم برای همین یه کارت بسیج عادی داشتم به خاطر اینکه مجبور بودیم از بسیج حمایت کنیم آنرا به آنها دادم فقط جلسه اول من را سین جین کرده بودند برای چی عضو بسیج بودی چرا و چون ۲ ساعت تمام راجع به آن از من پرسیدند و من هم چونکه دروغگویی را بد می دانم همه چیز را راست گفتم و اینکه بیشتر شبیه بازپرسی بود تا مصاحبه و چون اون خانوم از سیستم حوزه اطلاع نداشت هی می گفت مگه اینطوری میشه اصلا سیستم درس خواندن و امام جماعت شدن در ایران سیستم مدونی نداره خیلی پیچیده هست و اینکه مثلا روحانی بالای منبر هست عموما هر چه بگوید کسی اعتراض نمی کند مثلا بازجو از من می پرسید شما چطور شخص آقای خامنه ای را مورد انتقاد قرار دادید من هر چه می گفتم می گفت داستان نساز بهش گفتم اگر تو میدانی پس چرا می پرسی حالا هم حدس می زنم ۹۹ درصد جواب رد بدهند. ضمن اینکه مترجم آقایی بود به عنوان باب به من توهین هم می کردند و می گفتند خودتون کردید حالا اومدید اینجا که چی شاید هم حرف های من را به خاطر خصومت اشتباهی ترجمه کرده باشه الان به سایت مراجعه می کنم نوشته پرونده باز است نتیجه بررسی شد

 .
حالا من اینجا در شهری در ترکیه هستم همه پناهجوها فکر می کنند من اطلاعاتی هستم و از من دوری می کنند برای همین نمی تونم به کسی نزدیک بشوم در ثانی ممکن است موقعیتم لو برود. خود دادگاه ویژه و وزارت اطلاعات همین جا کار من را تمام کنند دیگر نمی دانم چه کار کنم ضمنا برادرم را چند بار بعد از آمدن من به دادگاه ویژه احضار کردند راست یا دروغش را نمی دانم. به او گفتند  نوزده سال به من حبس دادند این را هم در یو ان گفتم .

ببخشید طولانی شد من یکی دوتا از عکسهای منتشر شده ام را براتون می فرستم خواهشمندم من را راهنمایی و کمک کنید من هم از رژیم خوردم و هم اینها فکر می کنند من آدم اونها هستم به خدا هیچکس شرایط من را ندارد  با تشکر منتظر جواب شما هستم

 

 

 

فاطمه قاسمی،بازرس ویژه سازمان ملل و زندانهای مخوف جمهوری اسلامی !

Fatemeh_Ghasemi_96_x_120

همیشه وقتی سخن از نا کجا آباد به میان میاید ناخودآگاه جایی دور و دست نیافتنی در فکرمان مجسم میشود و مکانی تخیلی را برایمان تداعی میکند که فقط در اذهان نقش بسته و وجود خارجی ندارد. آیا کسی در واقعیت به چنین جایی سفر کرده است؟

شباهتهای زیادی بین ناکجا آباد و زندانهای رژیم جمهوری اسلامی وجود دارد. تمامی کسانی که دل در گرو آزادی به میهن دارند بطور حتم به ناکجا آباد رفته اند. وقتی در زندانهای به زنجیر کشیده شده دیکتاتوری، فریادت در گلو خفه میشود آخر دنیا را با تمام وجود حس میکنی. جایی که اشعه آفتاب را نمیتوانی لمس کنی ونور مهتاب را باور نداری، لطافت نسیم بر گونه هایت نمی نشیند و باد موهایت را نوازش نمیکند، چنین جایی صددرصد نا کجا آباد خواهد بود، ومن باور ندارم که بازرسان سازمان ملل اجازه ورود به نا کجا آباد را داشته باشند وحتی اگر از خط قرمزها عبور کرده واجازه بازدید از زندانها را داشته باشند آیا فکر میکنید آنان را به زندانهایی  که زندانیانش به جرم دگراندیشی، آزادی بیان و اندیشه، دموکراسی خواهی برای صلح وآرامش، قلمی توانا وفصاحت کلام، آزادی در مذهب ویا اعاده حق مظلوم از ظالمان دیکتاتور در چنگال استبداد اسیرند، میبرند ؟

رژیم جمهوری اسلامی آنقدر به دروغ اذعان داشته، درزندانهای ایران زندانی سیاسی وجود ندارد که خود نیز این موهم را باور داشته وبا زدن برچسب معروف اقدام علیه امنیت کشور به سیاسیون، گویی با این ترفند مسئولیت جنایاتش را از سر باز میکند. کدام روزنامه نگاری را سراغ دارید که با قلمش امنیت کشور را به خطر انداخته است ویا چه کسانی با اندیشه دموکراسی خواهی وآزادی بیان باعث بر هم زدن امنیت کشور و اقدام علیه آن میشوند؟ آیا جوانانی که بعد از انتخابات تقلبی خرداد ماه سال هشتاد و هشت در آرامش و سکوت به خیابانها رفتند و تنها درخواستشان به حساب آوردن رأی شان بود، چطور امنیت کشور را به خطر انداختند که خود براثر ضربات باتوم ویا شلیک مستقیم گلوله در کف خیابانها جان دادند؟

بر هم خوردن امنیت کشور زمانی تعریف میشود که عده ای با سلاح گرم در خیابانها آرامش را از مردم سلب کرده وباعث نا امن شدن معابر باشند، اینکار که در خور لباس شخصی ها و بسیجیان خودتان است که آرامش یک ملت را به هیچ می انگارد ودر خیابانها رعب و وحشت ایجاد میکنند. پس جای آنها در زندان است نه سیاسیونی که فقط سودای آزادی در سر دارند وبدنبال آزادی بیان در زندانهای رژیم استبدادی در غل و زنجیرند.

سازمان ملل قصدش از تعیین وفرستادن بازرس ویژه به ایران چیست؟ آیا قصد دارد گزارشی از نقض حقوق بشرتهیه کند؟ زهی خیال باطل است که در سرمی پروراند. چرا که رژیم جمهوری اسلامی به این راحتی دم به تله نمی دهد و اگربا ورود بازرسان سازمان ملل نیز موافقت کند، قبل از حضور بازرسان رژیم هر گونه آثار ظلم و جنایتی که هاکی از نقض حقوق بشراست را یا با تهدید ویا با تبعید پاک میکند.  برخی از زندانیان را با تهدید علنی مهر سکوت بر لبهایشان میزند و بدین گونه خاموش میکند و برخی را به ساختمانهای دیگری منتقل میکند تا بازرسان از حضور آنان بی اطلاع باشند.

از سازمان ملل متحد در شگفتم چرا که میداند با وجود اینهمه فرافکنی ، دروغ و تقلب، ظلم و جنایتی که بطور علنی رژیم در چند سال اخیرانجام داده است و با هجوم این همه پناهنده که وطنشان را رهاکرده به امید سر پناه امنی که بتوانند در زیر آن بدون هراس از شکنجه و تهدید بیاسایند، چه حاجتی به بازرس ویژه؟ به اعتقاد تمامی فعالان حقوق بشر، مدارا کردن با چنین رژیمی کاری بس عبث است. باید چاره ای دیگر اندیشید.

لب دوزی پناهجویان در لندن

هفت نفر که خود را پناهجوی ایرانی معرفی می کنند چند روز است که در مقابل ساختمان عفو بین الملل در لندن با دوختن لبهای خود نسبت به آنچه که آن را عدم رسیدگی به پرونده هایشان می خوانند دست به اعتصاب زده اند.
یکی از این افراد که تنها فرد این گروه هفت نفری است که لبهای خود را برای “گفت و گو با رسانه‌ها” ندوخته است به بی بی سی فارسی گفت که آنها از روند رسیدگی به پروندهایشان ناراضی هستند. وی افزود که پنج نفر از این افراد از کاردیف به لندن آمده اند تا در این اعتراض شرکت کنند

کشته شدن ۲۵۰ پناهجو در دریای مدیترانه

06436627_100

قایق حامل آوارگان آفریقایی در دریایی توفانی در نزدیکی جزیره لامپه‌دوسا غرق شد و بیشتر سرنشینان آن کشته شدند. عفو بین‌الملل ضمن انتقاد شدید از سیاست اتحادیه اروپا در قبال پناهجویان، خواستار کمک به آوارگان در لیبی شد.

کشته شدن ۲۵۰ انسان پناهجو یکی از دلخراش‌ترین فاجعه‌ها در دریای مدیترانه در دهه‌های اخیر است. بنا بر آخرین خبرهای رسیده، کشتی غرق‌شده مملو از آوارگانی بوده که آرزوی رسیدن به اروپا را داشته‌اند.

در ساعت ۲ بامداد چهارشنبه (به وقت اروپای مرکزی) گارد ساحلی ایتالیا در نزدیکی جزیره “لامپه‌دوسا” مطلع می‌شود که قایقی در دریا دچار حادثه شده است. پس از گذشت بیش از دو ساعت امدادگران به محل حادثه رسیده و عملیات نجات آغاز می‌شود.

حادثه در ۷۰ کیلومتری جزیره لامپه‌دوسا و خارج از حریم دریایی ایتالیا و جزیره مالت رخ داده است. به گفته امدادگران، احتمالاَ حدود ۳۵۰ نفر در قایق بوده‌اند که تاکنون تنها ۵۳ نفر آنان نجات یافته‌اند. هنوز از سرنوشت مفقودشدگان اطلاعی در دست نیست.

 آوارگان از طریق یک تلفن همراه موفق شدند که مقامات ایتالیایی را از وضعیت خود آگاه سازند. باد شدید، دریای توفانی و تاریکی هوا موانع جدی برای نجات سرنشینان قایق بوده‌اند. هلی‌کوپترهای گارد ساحلی ایتالیا هنوز در پی یافتن مفقودشدگان هستند. به گفته فرمانده گارد ساحلی، «امید به یافتن مفقودشدگان بسیار کم است، اما جستجو همچنان ادامه دارد.»

به گفته امدادگران، اغلب سرنشینان قایق از کشورهای آفریقایی بوده‌اند که بنا به تجربیات گذشته قادر به شنا کردن نبوده‌اند. احتمال می‌رود که این قایق از لیبی به مقصد اروپا در حرکت بوده است. گارد ساحلی ایتالیا اعلام کرد که قایق آوارگان به طول ۱۳ متر بوده و بیش از گنجایش خود سرنشین داشته است. بر اساس گفت‌وگوی امداگران با نجات‌یافتگان، اغلب آوارگان از کشورهای اریتره، سومالی، کشورهای مرکزی قاره آفریقا و ساحل عاج بوده‌اند.

انتقاد سازمان عفو ‌بین‌الملل از سیاست کشورهای اروپایی

در پی انتشار ابعاد فاجعه اخیر، سازمان عفو بین‌الملل خواهان ایجاد پل هوایی برای کمک به آوارگان در لیبی شد. مونیکا لوک، دبیرکل سازمان عفو‌بین‌الملل در آلمان اعلام کرد: «در حال حاضر حدود ۲۵۰۰ نفر روزانه از لیبی فرار می‌کنند.»

به گفته مسئولان عفو‌بین‌الملل، کمبود مواد غذایی و دارو از یک‌سو و تهدیدات ناشی از جنگ از سوی دیگر آوارگان را مجبور به اقداماتی مخاطره‌آمیز می‌کند. تخمین زده می‌شود که در نزدیکی مرزهای لیبی حدود ۲۰۰ هزار نفر در شرایط بسیار بدی به سر می‌برند.

دبیرکل عفو‌ بین‌الملل تصریح کرد: «به‌رغم شرایط بحرانی در جهان عرب کشورهای اروپایی همچنان به سیاست اشتباه خود در قبال آوارگان ادامه می‌دهند.» به گفته لوک، اتحادیه اروپا به جای ارسال کمک‌های انسانی همچنان سرگرم بستن و مراقبت از مرزهای خود است. سازمان عفو‌بین‌الملل اتحادیه اروپا را متهم کرد که با اعزام قایق‌های گشتی و مراقبت‌های ویژه مرزی تنها درصدد جلوگیری از ورود آوارگان به اروپا است.

سازمان عفو‌ بین‌الملل از کشورهای اروپایی خواست، به توصیه‌های درونی کمیسیون اتحادیه اروپا عمل کرده و با پذیرش آوارگان از شمال آفریقا موافقت کنند. به گفته این سازمان حقوق بشری، طبق قوانین بین‌المللی کمک به آوارگان نیازمند بر روی دریا یک وظیفه به شمار می‌آید. دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل در آلمان تاکید کرد: «وضعیت آوارگان در جزیره لامپه‌دوسا نیز فاجعه‌آمیز است.»

بر گرفته از سایت  دوئچه وله

01047226_100

جهت اطلاع سازمانها، نهادها و شخصیتهای مدافع حقوق پناهندگی و افکار عمومی

etesab2v_500_x_375

یک گام بلند به‌ یمن تلاش جمعی نهاده‌ شد 

ما هفت نفر اعتصاب غذا کنندگان در مقابل دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان- ترکیه‌ شهرستان مرزی وان اعلام میداریم که‌ در اعتراض به‌ بلاتکیفی طاقت فرسا و لاقیدی یو ان و عدم اعزام به‌ کشورهای ثالث، از روز ۲۹ مارس اقدام به‌ اعتصاب غذا نمودیم و تمام سازمانها و نهادهای مختلف را از این اقدام خود مطلع نمودیم.

حرکت اعتراضی ما از جانب نهادها و رسانه‌ها و سازمانهای متعدد و همچنین افراد و سایتهای اینترنتی مورد حمایت قرار گرفت و از طرق مختلف بازتاب وسیعی پیدا کرد. نهادهای حقوق بشر ترکیه و بعضی رسانه‌های ترکیه‌ (رادیو، تلویزیون و روزنامه‌) استقبال کم نظیری از این اعتصاب نمودند و آنرا در ابعاد باورنکردنی بویژه‌ در سطح کشور ترکیه‌ مطرح  نمودند. در این مدت کوتاه‌ و محدود مصاحبه‌های رادیویی و گفتاری و نوشتاری با سایتها صورت گرفت و از اقصی نقاط جهان حمایت بی شائبه‌ سازمانها و شخصیتهای متعدد به‌ برای دفاع از ما و اعتراض به‌ یو ان، ارسال شد. در نتیجه‌ این فشار داخلی (ترکیه‌) و بین المللی هیئتی از دفتر مرکزی یو ان در آنکارا با مسئولیت خانم ” لرزان” به‌ منظور مذاکره‌ با اعتصاب غذا کنندگان وارد وان شد و طی چند نشت حضوری و مکالمات‌ تلفنی در روز های یکشنبه و دوشنبه گفتند که‌ بر مشکلات ما واقفند و متعهد شدند که‌ به‌ مطالبات ما در اولین فرصت ممکن جامه‌ عمل بپوشانند. 

در این فاصله‌ سازمانها و نهادهای دلسوز و مدافع جدی حقوق پناهندگی که‌ ما را از لحظات اول تصمیم به‌ اعتصاب غذا تاکنون همراهی کرده‌اند، درخواست نموده‌اند که‌ برای حفظ سلامتی و مصون داشن خودمان از مضرات و عواقب جدی احتمالی در نتیجه‌ اعتصاب غذا، دست کشیده‌ و نظر به‌ اعتمادی که‌ در نتیجه‌ مذاکره‌ با هیئت یو ان به نمایندگی خانم “لرزان”  بوجود آمد و تعهد سازمانهای مدافع پناهندگی بمنظور ادامه‌ حمایت خود و پیگیری مطالبه‌ بر حق ما، به‌ اعتصاب غذا پایان داده‌ و منتظر پاسخ نهایی و عملی شدن تعهدات یو ان خواهیم شد. ما متحصنین و اعتصاب غذا کنندگان در عین حال اعلام میکنیم که‌ تا تحقق کامل مطالباتمان در اشکال دیگری به‌ مبارزه‌ بر حق خود ادامه‌ میدهیم.

بدینوسیله‌ صمیمانه‌ تشکر میکنیم از حمایتهای بی دریع مردم شهر وان ، پلیس بخش خارجیها (یابانجی شعبه) تمامی پناهندگان در شهر وان ،‌ نهادها، سازمانها، رسانه‌ها و شخصیتها و افراد متعدد که‌ در این مدت یار و همدم و حامی نستوه‌ ما بودند. تردیدی در این نیست که‌ بدون فشار و حمایتهای بی دریع همه‌ شما این درجه‌ از پیروزی و عطف توجه‌ یوان به‌ حرکت اعتراضی ما و این درجه‌ از تعهد یو ان که‌ ما در انتظار عملی کردنش هستیم غیر ممکن میبود. 

در همینجا به‌ اعتصاب غذای خود پایان میدهیم و مبارزه‌ خود را تا تحقق کامل تعهدات یو ان در اشکال مختلف ادامه‌ خواهیم داد. بدون تردید شما حامیان جدی و دلسوز را در جریان اتفاقات قرار خواهیم داد.

مبارزه‌ و اتحاد ما و همبستگی بی دریع ضامن پیرویست

انسانیت هنوز زنده‌ است

 اعتصاب غذا کنندگان در مقابل دفتر یو ان در وان ترکیه‌

پنجم آوریل ۲۰۱۱ 

تحصن و اعتصاب عذای پناهجویان ایرانی درترکیه

روز سه شنبه  ۲۹ ماه مارس هشت تن از پناهجویان ایرانی دارای گواهی پناهندگی در شهر وان ترکیه در اعتراض به بلاتکلیفی خود برای انتقال به کشور ثالث٬ در مقابل درب اصلی مقر سازمان ملل متحد اقدام به برگزاری تحصن و اعلام اعتصاب غذای خشک کردند.

تعلل و بی مبالاتی مقامات اداره پناهندکی سازمان ملل در انتقال پناهجویانی که از سوی این سامان پذیرفته شده اند و انتقال آنان به کشور ثالث خشم عموم پناهندگان را برانگیخته است. درمیان پناهنجویان خانواده هایی بچشم میخورد که فرزندانی در سنین محختلف دارند٬ فرصت برای ادامه تحصیل برای این کودکان میگذرد و اداره پناهندگی سازمان ملل بدون توجه به زندگی و فشارهای روحی به این خانواده و خطرات تروریستی از جانب عوامل جمهوری اسلامی که مداوما جان این پناهندگان را تهدید میکند٬ آنها را به حال خود رها کرده است. بسیاری از این پتاهجویان بیش از دوسال است که تقاضای پناهندگیشان از سوی UNHCR پذیرفته شده است. اما همچنان همراه با کودکان خود بلاتکلیف درشهر وان ترکیه باقی مانده اند.

پناهجویان متحصن درنامه اعتراضی خطاب به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان با اعلام اعتصاب غذای خشک خواستار رسیدگی عاجل به وضعیت خود هستند.

بی مبالاتی مسئولین این سازمان تا بحال باعث ایجاد خطرات جدی در رابطه با و ضعیت پناهندگان ایرانی گردیده است.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ضمن پشتیبانی قاطع از خواست بحق این پناهندگان برای انتقال فوری به مکانی امن و کشوری ثالث از این عزیزان می خواهد تا به اعتصاب غذای خود سریعا خاتمه دهند. ما اعتراض این پناهجویان را به همه مراجع ذیربط بین المللی منتقل خواهیم کرد و کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان را شدیدا تحت فشار هواهیم گذاشت تا به تعهدات خود سریعا عمل کند. این سازمان مسئول تمامی عواقب این تحصن و فشارهای جسمی و روحی به پناهجویان٬ خانواده های آنان و از همه مهمتر کودکان آنان است.

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان در شهر وان حق ندارد در حالیکه خطرات شناخته  شده تروریستی و امنیتی جان پناهندگان ایرانی را تهدید می کند٬ پناهندگانی را که خود پذیرفته است چنین با بی مبالاتی٬ بلاتکلیف سالها به حال خود رها کند.

 فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۳۰ ماه مارس ۲۰۱۱

 

نامه متحصنین درمقابل درب اصلی مقر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان در شهر وان:

 

 

نامه‌ سرگشاده‌

به‌ کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان

 

 

با احترام

 

بدینوسیله‌ ما امضا کنندگان این نامه‌ به‌ اطلاع میرسانیم که سالهاست که‌ از جانب شما پناهندگی ما برسمیت شناخته شده است. اولین انتظار بعد از پاسخ درخواست پناهندگی اعزام سریع به‌ کشور ثالث است.

اما این انتظار در میان جمعی از پناهندگان به‌ انتظاری چندین ساله‌ بدل شده‌ است که‌ منجر به‌ تحمیل فشارهای روحی طاقت فرسای ناشی از مخاطرات امنیتی بالقوه‌ای است که‌ توسط جمهوری اسلامی ما را تهدید میکند. 

مضاف بر فشارهای نامبرده‌ وضعیت اقتصادی و سالها زندگی کردن در بلاتکلیفی ما را ناچار به‌ یک اقدام ناخواسته‌ کرده‌ است. 

ما عمیقا بر این باوریم که‌ سازمان شما قادر به‌ تسریع در اعزام ما پناهجویان میباشید، اما متاسفانه‌ به‌ بهانه‌ “عدم آمادگی کشورهای پناهند پذیر” ما را در انتظاری نامعلوم و بی انتها نگه‌ داشته‌اید.

با کمال تاسف باید به‌ اطلاع برسانیم که‌ این اقدامات سازمان شما بجز نشانه‌ لاقیدی و عدم حساسیت به‌ سرنوشت ما هیچ معنای دیگری نمیبخشد. لذا ما نیز از سر ناچاری و در اعتراض به‌ این نوع بلاتکلیفی کشنده‌ و عمیقا دردآور تصمیم به‌ اعتصاب غذای خشک بصورت جمعی شده‌ایم و تا تحقق مطالبه‌ اعزام به‌ کشوری امن، دست از اعتصاب غذا بر نمیداریم.

لذا از شما مسئولین سازمان ملل میخواهیم که‌ هر چه‌ سریعتر به‌ مطالبه‌ برحق ما که‌ تسریع در اعزام به‌ کشور امن میباشد، پاسخگو و انرا عملی کنید.

با احترام مجدد

وان‌- ترکیه

رونوشت به‌:  دفتر مرکزی ژنو کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان

انتشار این نامه‌ سرگشاده‌ در سایتهای مختلف بمنظور جلب حمایت افکار عمومی بویژه‌ نهادهای بین المللی و مدافع حقوق پناهندگی

 

 

نام

شماره پرونده

تاریخ قبولی

۱

منوچهر

۰۷c۰۲۰۸۳

۱/۲/۲۰۱۰

۲

صمد

۰۷c۰۱۰۷۴

۳/۲/۲۰۱۰

۳

رفعت

۰۷c۰۲۷۸۳

۲۰/۶/۲۰۰۸

۴

حمزه

۰۵c۰۰۸۳۴

۱۳/۶/۲۰۰۷

۵

پوریا

۰۶c۰۱۳۱۷

۸/۱/۲۰۰۹

۶

ثریا

۰۸c۰۴۷۴۵

۱۰/۳/۲۰۰۹

۷

سعدی

۰۶c۰۱۱۷۸

۱۷/۹/۲۰۰۸

۸

محمد امین

۰۵c۰۲۱۷۱

۲۰۰۷/۴/۱۶

 

جهت تماس با اعتصاب کنندگان با شماره تلفنهای زیر تماس بگیرید

۰۰۹۰۵۵۴۶۹۰۵۰۰۵

۰۰۹۰۵۴۱۶۳۷۲۱۱۸

تماس با کمپین حمایتی 

eshterak1@gmail.com

www.eshterak.info/refugee

مشخصات تماس با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل- ترکیه در زیر آمده است

 

Birleşmiş Milletler Mülteciler Yüksek Komiserliği ANKARA

Adres:Tiflis Cad. 552

Sok. No:3 Sancak Mah. 06550Ankara

Tel: 00903124097000

Fax: 00903124412173

turan@unhcr.org

 

 Birleşimiş Milletler Mülteciler Yüksek Komiserliği VAN

رحیم رستمی پناهجوی کرد ایرانی که توسط مقامات نروژ به ایران تحویل داده شده بود در زندان اوین در معرض خطر جدی

rahim2-media-2

حقوق بشر ایران، ۳ فروردین ماه ۱۳۸۹: به گزارش منابع موثقی که بدست سازمان حقوق بشر ایران رسیده، یک پناهجوی کرد ایران که ۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۹ توسط مقامات نروژی به ایران بازگردانده شده بود در زندان اوین بسر میبرد و میتواند درمعرض خطر جدی باشد.

رحیم رستمی ۱۹ ساله، که تقاضا ی پناهندگی اش توسط مقامات نروژی رد شده وحکم ترک خاک نیز گرفته بود ، ۲۰ بهمن ماه در حالیکه قصد باز کردن یک حساب بانکی داشت توسط پلیس امور مهاجرت نروژ دستگیر شده و روز بعد به همراه دو پلیس نروژی به ایران فرستاده شد. پس رسیدن به ایران و تحویل به مقامات ایرانی، رحیم مورد بازجویی قرار گرفته و به زندان اوین منتقل شد. بنا به گزارشات رسیده به سازمان حقوق بشر ایران رحیم چندین روز را در سلول انفرادی گذرانده است و احتمال میرود که مورد بد رفتاری و آزار قرار گرفته باشد. به گفته منابع موثق، مقامات حکومتی از آزادی رحیم به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی خود داری کرده اند.

رحیم رستمی در سال ۲۰۰۸ میلادی در حالیکه کمتر از ۱۷ سال داشت از کشور نروژ درخواست پناهندگی کرده بود، اما مقامات مهاجرت نروژ دلایل رحیم برای درخواست پناهندگی را باور نکرده و تقاضای وی را رد کردند. در نامه ای مقامات نروژی نوشته اند: “ما باور نداریم که پناهجو، رحیم رستمی پس از بازگشت به ایران در معرض آزار و بدرفتاری، تعقیب و یا حبس خواهد بود”.

محمود امیری مقدم ، سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران از مقامات نروژی خواست تا آنچه که در توان دارند به منظور نجات جان رحیم به کار گیرند. او گفت : “مقامات نروژی باید به نوبه خود سهم مسئولیت خود، اینکه رحیم در یکی از بدنام ترین زندان های جهان بسر میبرد را بپذیرند“. وی افزود : “اتهام رحیم هنوز روشن نیست، اما این که مقامات ایرانی از آزادی رحیم به قید وثیقه خودداری کرده اند نشان میدهد که پرونده او بسیار جدی است “.

امیری مقدم همچنین از همه سازمان های حقوق بشر ، جامعه مدنی و دوستان رحیم در نروژخواستار شروع کمپینی برای نجات جان وی شد“.

امیری مقدم در مورد بازگرداندن اجباری پناهجویان به ایران گفت: ” به تازگی یک خبرگزاری وابسته به یک ارگان امنیتی نوشت : “با توجه به ماده۷ قانون مجازات اسلامی هر یک از اتباع ایرانی که در خارج از کشور مرتکب جرم شده و به ایران بازگردانده شوند مجازات خواهند شد، چنانچه این فرد از طریق «کیس نویسی» برای پناهندگی اقدام کرده باشد به اتهام تبلیغ علیه نظام تحت تعقیب کیفری قرار خواهد گرفت ” . این بدان معناست که اقدام برای پناهندگی به خودی خود میتواند دلیل برای مجازات باشد. از این رو ما از دولت نروژ و تمامی دولتهایی که با پناهجویان ایرانی مواجه هستند می‌خواهیم که از باز فرستادن آنها به ایران اکیدا خودداری کنند.

نامه فدراسیون به دولت و اداره مهاجرت سوئد رونوشت به: سازمانهای مدافع حقوق پناهندگیدر مورد تحصن پناهجویان در شهر گوتنبرگ

 

حتما اطلاع دارید که گروه بزرگی از پناهجویان ایرانی که از ۶ تا ۱۰ سال است در سوئد زندگی می کنند در Smyrnakyrkan در شهر گوتنبرگ از اول مارس ۲۰۱۱ دست به تحصن زده اند و بسیاری از دیگر پناهجویان در همین شهر نیز به تحص آنها پیوسته اند. خواسته های پناهجویان متحصن این است که اداره مهاجرت اجازه دهد آنها در سوئد بمانند و تقاضای پناهندگیشان را برسمیت بشناسند. این پناهجویان کسانی هستند که از سوی رژیم ایران تحت تعقیب و پیگرد قانونی بوده اند. آنچه که  در طول ۳۲ سال گذشته رژیم اسلامی بر سر مردم  ایران آورده است از هیچ کس پوشیده نیست. مردم در ایران هر روزه به دلایل متعددی از سوی دستگاههای قضایی و امنیتی تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار می گیرند و در پی  آن بسیاری از مردم مجبور به ترک ایران می شوند ولی متاسفانه کمترین توجهی به حقوق انسانی آنها از سوی  دولت سوئد و اداره مهاجرت این کشور نمی شود وتقاضای پناهندگی پناهجویان یکی پس از دیگری رد می شود.

 

اداره مهاجرت سوئد باید متوجه این مسئله باشد که این پناهجویان بهترین دوران سنی خود را در بدترین شرایط در سوئد سپری می کنند و از هر نظر تحت فشارهای روحی و روانی قرار دارند. بیکاری و وضعیت بد اقتصادی و نداشتن اجازه کار از یک طرف و از طرف دیگر ترس همیشگی  از بازداشت و دیپورت به ایران، اکثر این پناهجویان را به مرز دیوانگی رسانده است. هر کدام از این پناهجویان تاکنون چندین بار از اداره مهاجرت درخواست رسیدگی مجدد به پرونده های خود کرده اند ولی هر بار عمدتا به دو دلیل به آنها پاسخ منفی داده شده است. پاسخهای منفی اداره مهاجرت به این دسته از متقاضیان پناهندگی عمدتا عبارتند از اینکه: “یک، شما نتوانسته اید دلایل جدیدی به اداره مهاجرت ارائه دهید و دوم اینکه، مدارک و دلایل شما نشان نمی دهد جان و زندگیتان در ایران در خطر بوده باشد. از این نظر ارزیابی اداره مهاجرت از پرونده شما این است که رژیم ایران هیچ علاقه ای به تحت فشار کذاشتن شما نخواهد داشت.” از گفته ها و دلایل اداره مهاجرت به متقاضیان پناهندگی از ایران اینطور بر میاید که گویا آن هزاران نفری که جمهوری اسلامی در طول این چند سال به جوخه اعدام سپرده و یا زیر شکنجه های وحشیانه به سکوت واداشته است همه از سران اپوزسیون سرنگونی طلب در ایران بوده اند! ولی  همین دولت سوئد بارها شاهد اخباراعدام کسانی بوده که  در هیچ تشکل و سازمانی سابقه عضویت و فعالیت سیاسی نداشته اند.

 

اداره مهاجرت سوئد اطلاع دارد که به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ایران، مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی به خیابان آمدند ولی در مقابل، رژیم بارها تظاهرکنندگان را به گلوله بسته و در پی آن شمار زیادی کشته و زخمی شدند و بسیاری از دستگیر شدگان را نیز زیر شکنجه به قتل رساندند و به زندانیان سیاسی تجاوز جنسی کردند. اداره مهاجرت و دولت سوئد از وضعیت موجود در ایران بی خبرنیست. دولت سوئد به خوبی بر این واقعیت آگاه است که رژیم ایران همیشه درحق مخالفین خود با خشونت تمام رفتارکرده است به طوری که جان هیچ مخالفی در ایران در امان نیست. بازتاب جنایت و وحشیگری رژیم اسلامی علیه مردم ایران از سوی بسیاری ازنهادهای مدافع حقوق بشر به عنوان جنایت علیه بشریت شهرت یافته است. هم اکنون هزاران نفردر زندانهای جمهوری اسلامی زیر سختترین شکنجه ها و چه بسا بسیاری آز آنها حکم اعدام دریافت کرده اند. از این رو لازم است دولت سوئد برمبنای  شرایط حاضر در ایران سیاست پناهندگی خود را جهت پذیرش بیشتر متقاضیان پناهندگی از ایران تغییر دهد و در عین حال اعلام کند که هیچ  پناهجوی ایرانی در معرض خطر دیپورت به ایران قرار نخواهد گرفت.

 

مقامات سوئد باید این حق را برای پناهجویان ایرانی برسمیت بشناسد و به خواسته های آنها به عنوان خواسته های برحق و انسانی نگاه کند. پناهجویانی که سالهاست از ایران فرار کرده اند و در سوئد با هرشکلی و با هرشرایطی که بوده کنار آمده اند در صورت بازگشت به ایران نیز نه تنها امنیت جانیشان در خطر قرار می گیرد، از نظر معیشتی نیز در ورطه نابودی قرار خواهند گرفت؛ چراکه جدا از اختناق سیاسی که بر مردم آن کشور تحمیل کرده اند ۷۰ درصد از همان مردم در حال حاضر زیر خط فقر زندگی می کنند به همین دلیل پناهجویان جوانی که ۷-۸ سال پیش به سوئد آمده اند به هیچ وجه نمی تواند زندگی خود را با آن شرایط منطبق کند.

 

 سئوال اینجاست، آیا مسئولین  اداره مهاجرت و دولت سوئد هیچ به این  فکر کرده اند پناهجویانی که اکثرا جوان هستند و از ۵ تا ۱۰ سال است در سوئد زندگی می کنند در صورت بازگشت به ایران چگونه می توانند زندگی خود را با شرایط کنونی در آن کشورعادت بدهند؟ فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی شرایط کنونی در ایران را از روی حدس و گمان تصویر نمی کند بلکه از روی آنچه که مقامات جمهوری اسلامی و رسانه های وابسته به خود رژیم که حتی یک صدم آنچه که اتفاق می افتد منعکس نمی کند تصویر می کند. تا زمان انتشار این بیانیه ۱۳ روز از تحصن پناهجویان ایرانی در گوتنبرگ می  گذرد بی آنکه از سوی این اداره کوچکترین عکس العملی نشان داده شده باشد. از این رو فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی  از دولت سوئد می خواهد که با توجه به توضیح شرایط کنونی درایران و طولانی شدن پروسه زندگی این دسته از پناهجویان در سوئد به هر شکلی که دولت سوئد خود مناسب می بیند به این پناهجویان اجازه دهند در سوئد بمانند و حق پناهندگی آنها را برسمیت بشناسند. 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

۱۵مارس ۲۰۱۱

 

جلسه گفت و شنود با احزاب پارلمانی در سوئد

به اطلاع عموم، بویژه پناهجویان میرسانیم که روزجمعه ۱۸ مارس

جلسه گفت و شنودی با نمایندگان احزاب پارلمانی سوئد برگزار می شود.

 

 انتظار و بلاتکلیفی بسیاری از پناهجویان بویژه پناهجویان قدیمی، پس گرفتن اجازه کار و  قطع هزینه اجتماعی از پناهجویان و سیاست دولت در قبال موج جدید پناهندگی از ایران پس از انتخابات ۸۸ از جمله مباحثی است که  در این جلسه با نمایندگان مجلس سوئد مطرح خواهند شد.

 

تا زمان صدور این اطلاعیه این تعداد ازنمایندگان مجلس که در کمیسون امور پناهندگی دولت هستند

برای شرکت در این گفت و شنود اعلام آمادگی کرده اند  Wiwe Anne Johansson ازحزب چپ، Maria Ferm   از حزب محیط زیست و  Ulf Nilsson ازحزب مردم (فولک پارتی).

 

تاریخ برگزاری  این جلسه  را بخاطر بسپارید و آن را به دوستان خود هم اطلاع دهید.

زمان: جمعه ۱۸ مارس ساعت ۱۷

مکان: سالن اجتماعات هاگا بیو طبقه دوم با اسپورهای ۱ و ۶ ایستگاه Prinsgatan

  

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – وا حد  گوتنبرگ

 

تلفنهای تماس: مجید حمیدیان  ۰۷۳۹۰۹۶۶۰۳

لیلا طاقت فرسا فرد            ۰۷۳۹۲۳۴۵۸۲