همه‌ی نوشته‌های gholam@A

عبدالله اسدی چند کلمه با متقضیان پناهندگی و ایرانیان خارج از کشور در مورد اعتراض جهانی ۲۰ ژوئن

Abbe-Hos-Rami20110204-171502C_302_x_320

چند کلمه با متقضیان پناهندگی و ایرانیان خارج از کشور در مورد اعتراض جهانی ۲۰ ژوئن

بیست ژوئن روزی است در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران. مدتهاست کمپینی با عنوان صدای زندانی سیاسی باشیم در جریان است. این کمپین روز۲۰ ژوئن را در حمایت از زندانیان سیاسی نامگذاری کرده است و از همه ایرانیان در داخل و خارج خواسته است که به هر شکل ممکن به این اعتراض بپیوندند. روز ۲۰ ژوئن روز بسیار مهمی برای زندانیان سیاسی در سیاهچالهای جمهوری اسلامی است. بیست ژوئن مصادف است با ۳۰ خرداد سال۶۰، سالی که یادآور دستگیری و اعدامهای گسترده فعالین سیاسی است. در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رژیم اسلامی برای تثبیت موقعیت ننگینش دست به جنایت بزرگی زد و تا پایان سال ۶۷ هزاران زندانی سیاسی را به جوخه اعدام سپرد و آنهارا در گورهای بی نام و نشان دفن کرد. رژیمی که در طول تمام ۳۲ سال گذشته فقط با شکنجه و استفاده از حربه مجازات مرگ به حاکمیت سیاه خود ادامه داده است.

پس از خیزش انقلابی مردم در خرداد ۱۳۸۸، رژیم  در اوج ضعف و ناتوانیش دوره دیگری از جنایت و آدم کشی را شروع کرد و بار دیگر به جان فعالین سیاسی و مردم معترض افتاده و ما هر روز شاهد فریاد خانواده های زندانیان سیاسی هستیم که همواره می کوشند تا صدای عزیزان زندانیشان را به همه دنیا برسانند، تا همگان در جریان موج دستگیریها و شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی قرار گیرند. جمهوری اسلامی مانند مار زخمی خود را به در و دیوار میکوبد، زندان میکند، شکنجه میکند، تجاوز میکند و چوبه های دار را بر پا میسازد تا بلکه هر چه بیشتر بترساند و مردم را به تمکین وادار کند. اعدام محمد و عبدالله فتحی دو برادر از یک خانواده فقط از بی رحمی رژیم و توحش اسلامی در ایران ساخته است.

 اعدام این دو جوان از یک خانواده بسیار سریع و عجولانه صورت گرفت بطوری که میلیون ها نفر از مردم ایران و جهان را از چنین توحش و بربریتی که در ایران صورت گرفت به فکر فرو برد. مرگ هاله سحابی هم برگ دیگری را به کارنامه سیاه جمهوری اسلامی اضافه کرد. زندانی سیاسی که برای شرکت در مراسم خاکسپاری  پدرش از زندان مرخصی گرفته بود، زیر مشت و لگد جنایتکاران اسلامی جان خود را از دست داد. در ایران  حقوق بشری در کار نیست جانوران اسلامی، خود بشر را زیر چوب و چماق می کشند. برگردن بشر آفتابه می اندازند و سر زندانیان را در توالت فرو می کنند تا عدالت اسلامی برپا کنند. اهمیت دفاع از زندانیان سیاسی در ایران در اینجا معنی پیدا می کند. زندانی سیاسی،  زندانی است فرقی نمی کند تعلق سیاسی هرکدام از آنها متعلق به چه کمپی است. در دستگاههای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی حقوق بشر وجود ندارد. در جمهوری اسلامی زندانی سیاسی با مجازات مرگ روبرو می شود، به آنها تجاوز جنسی می شود. به طور سیستماتیک مورد اذیت و آزار و شکنجه های روحی و روانی قرار می گیرد. در بسیاری موارد اعدام نمایشی می شوند و بشکل برنامه ریزی شده برای اعتراف گیری و به تمکین کشاندن، آنها را سخت شکنجه می کنند و به این ترتیب حرمت و شخصیت زندانیان را درهم می شکنند. به همین خاطر دفاع از زندانیان سیاسی در ایران برای ما فقط بار سیاسی ندارد بلکه بار دفاع از حرمت و حقوق انسانی آنها را دارد.

به همین اعتبار روز۲۰ ژوئن باید  به روز نمایش قدرت ما مردم متمدن و آزادیخواه بر علیه بربریت اعدام و جنایت اسلامی تبدیل گردد. باید در این روز با تمام نیرو در تمامی شهرها به خیابان بیاییم تا با صدای هرچه رساتر صدای زندانیان سیاسی را به گوش جهانیان برسانیم و دستگاه جنایت و وحشیگری اسلامی را هر چه بیشتر افشا و رسوا کنیم.

باید بکوشیم که در روز ۲۰ ژوئن افکار عمومی جهان را در سطح هرچه گسترده تری علیه جمهوری اسلامی و علیه نقض حقوقی زندانیان سیاسی و بی حقوقی مردم ایران بسیج کنیم. باید به دنیا اعلام کنیم که نماینگان جمهوری اسلامی را از مجامع بین المللی بیرون کنند. به دولت ها اعلام کنیم که روابط سیاسی و دیپلوماتیک خود را با  این جنایتکاران قطع کنند. اعلام کنیم که برای رعایت حقوق زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارند و خوستار رفتن هیاتی از سوی سازمان ملل برای دیدار از زندانیان سیاسی در ایران شوند. بسیار مهم است که  متقاضیان پناهندگی در هرجای جهان که هستند در سازماندهی و برگزاری اعتراضات روز ۲۰ ژوئن برای آزادی زندانیان سیاسی نقش اساسی ایفا کنند. بیست ژوئن با شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد حکومت اسلامی نابود باید گردد به خیابان بیاییم.

*****

 

زن پناهجوی ایرانی در آستانه دیپورت شدن به قتلگاه جمهوری اسلامی!

marziye

نامش مرضیه کمانگر است. او از خانواده ای است که دستکم ۱۵ نفر از بستگانش در مبارزه علیه جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند. خودش هم در ایران علیه رژیم فعالیت سیاسی داشته که این فعالیتها قبل از خروجش از ایران لو می رود. از سوی دیگر مرضیه در ایران از سوی همسرش به مرگ تهدید شده بود و به همین دلیل تا زمان خروجش به صورت مخفی در ایران زندگی می کرد. مرضیه در چنان شرایطی قرار گرفت که مجبور شد با وجود داشتن دو فرزند ۱۲ و ۱۶ ساله از ایران فرار کند.

 

اما حتی در سوئد نیز به فعالیت علیه رژیم جمهوری اسلامی ادامه داد. اکنون اداره مهاجرت سوئد می خواهد او را به قتلگاه رژیم پس بفرستد. آیا کسی هست که از سرکوب شدید مخالفان سیاسی در ایران و شکنجه و اعدام آنها توسط جمهوری اسلامی خبر نداشته باشد؟ اگر او به ایران دیپورت شود بطور قطع با خطر جانی روبرو خواهد شد. این سیاست شرم آوری است که انسانی را آگاهانه به کام مرگ فرستاد. این را هیچ انسان شریفی نمی تواند بپذیرد. تصمیم دادگاه مهاجرت سوئد مبنی بر اخراج مرضیه باید فورا لغو گردد!

 

باید به کمک مرضیه شتافت و جان او را نجات داد. به اداره مهاجرت اعتراض کنید و نشان دهید که اینگونه رفتار غیرانسانی با انسانهای نیازمند حمایت را نمی پذیرید.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۹ ژوئن ۲۰۱۱ 

 

ای میل و شماره فاکس اداره مهاجرت برای ارسال نامه اعتراضی:

Migrationsverket@migrationsverket.se

 

Fax: ۰۸-۵۹۳ ۶۱۱ ۰۱

 

Iransk asylsökande kvinna skickas i döden

Hon heter Marziye Kamangar. ۱۵ personer av hennes anhöriga har redan mist livet i kampen mot den islamiska regimen. Hon har också varit regimmotståndare i flera år tills underrättelsetjänsten tog reda på hennes verksamhet mot regimen. Hon levde under jorden i Iran eftersom hon varit även förföljd av sin make som ville döda henne. Hon svävade i överhängande livsfara och kunde inte stanna kvar i Iran. Då lämnade hon sina barn och flydde landet.

 

Redan från sin ankomst till Sverige fortsatte hon sin kamp mot regimen. Nu vill Migrationsverket skicka henne till den islamiska regimens slakthus. Finns det någon som inte vet att regimmotståndarna fängslas, torteras och avrättas i Iran? Marziye kommer definitivt att riskera livet om hon utvisas till Iran. Det är en skamlig politik att medvetet skicka en människa i döden. Migrationsdomstolens beslut om avvisning av Marziye ska omedelbart upphävas!

 

Kom Marziye till hjälp och rädda hennes liv! Protestera mot Migrationsverket och visa att ni inte accepterar en sådan omänsklig behandling av människor i behov av stöd!

 

Iranska flyktingarnas riksförbund i Sverige

۲۰۱۱-۰۶-۰۹

 

Skicka er protest mot utvisning av Marziye till:

Migrationsverket@migrationsverket.se

 Fax: ۰۸-۵۹۳ ۶۱۱ ۰۱

فــوری فـــوری

 
لطف کنید  همین امشب این نوشته را به آدرس ایمیل و شماره فکس زیر برای اداره مهاجرت بفرستید ولی توجه داشته باشید قبل  قبل از فرستادن تکست فارسی را پاک کنید. در ضمن نامه قبلی فدراسیون در مورد مرضیه هم ضمیمه است
Till: Migrationsverket 
                                                                  
Stoppa avvisning av Marziye Kamangar till Iran

Ärende: Om Marziye Kamangar iransk asylsökande
Ärende nr. 11-240432
 
Marziye Kamangar riskerar livet vid en avvisnig till Iran. Skicka denna protest till migrationsverket och svenska myndigheter för ett omedelbart stopp på avvisning av en kvinna i nöd. Läs vidare om Marziyes fall i bifogade fil.
Tack för ditt stöd!
Ifrs
Migrationsverket@migrationsverket.se
 
Fax: 08-593 611 01

تحصن پناهجویان در سوئد پایان یافت چگونه ادامه دهیم؟

پایان گرفتن تحصن پناهجویان ایرانی در استکهلم و گوتنبرگ این سئوال برای بسیاری از شما مطرح است که اعتراض و مبارزه برای احقاق حقوق انسانی خود را چگونه ادامه دهیم که به نتیجه قطعی و مطلوب برسیم؟ پایداری و استقامت شما علیرغم همه رنج و دردی که متحمل شدید تا همینجا نتایج مثبتی بهمراه داشته است. مبارزه شما بویژه در گوتنبرگ توجه رسانه های جمعی زیادی را به خود جلب کرد و از روزنامه ولی فقیه در تهران تا اداره مهاجرت در سوئد ناچار به واکنش در قبال آن شدند. مقامات اداره مهاجرت سوئد نهایتا پذیرفتند که پرونده هایی را مورد بازبینی قرار دهند. این البته یک موفقیت است و باید قدر آن را دانست ولی بهیچوجه جوابگوی تمام خواست ما پناهجویان نیست. ما که از جهنم جمهوری اسلامی و از اذیت و آزار پلیسی یکی از هارترین حکومت های جهان گریخته ایم حق خود می دانیم که مطابق تمام تعهدات بین المللی بعنوان پناهنده سیاسی در یک کشور دیگر پذیرفته شویم و این حق انسانی ما مورد احترام قرار گیرد. حق پناهندگی ما در سوئد باید برسمیت شناخته شود. این خواست محوری ماست.  

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد برای پیگیری این خواست قبل از هر چیز بر اتحاد و همبستگی همه پناهجویان و بسیج وسیع ترین نیروهای اجتماعی در سوئد بمنظور حمایت از پناهجویان تاکید دارد. تجربه نشان داده است که قدرت اتحاد و یگانگی ما و دامن زدن به اعتراضاتی که انسانهای زیادی را با ما همراه کند٬ رمز موفقیت ماست. فدراسیون دخالت فعالانه دهها و صدها پناهجو در سرنوشت خود و برای رسیدن به خواست انسانی  حق پناهندگی را یک امر بسیار مهم و حیاتی می داند. ما برای دستیابی به پیروزی لازم است که در چند عرصه مشخصا دوشادوش هم کار کنیم. اینجا به محورهایی که از نظر فدراسیون مهم هستند اشاره می کنیم:

 

۱- اگر سال ۲۰۰۵ جبهه انسانیت در سوئد موفق شد اقامت دسته جمعی گروه نسبتا وسیعی از پناهجویان را بگیرد ٬ این ثمره جنبش وسیعی بود که در این کشور پاگرفت و همه گیر شد. سازمانهای مدافع حقوق پناهندگان٬ نهاد های مختلف دیگر و بسیاری از انسانهای شریف در یک شبکه اجتماعی برای دفاع از حقوق پناهندگان گرد هم جمع شدند. در چند نوبت متفاوت در شهرهای مختلف سوئد٬ تا  ۲۰ شهر٬ تظاهرات برپا شد. این اعتراضات٬ قانونگذاران سوئد را واداشت تا در این زمینه قانون ویژه ایی تصویب کنند و نهایتا حدود ۱۷ هزار پناهجو اقامت دسته جمعی گرفتند. اگر چه شرایط و بستر عروج این جنبش در سال ۲۰۰۵ با شرایط امروز متفاوت است ولی اتحاد و یک پارچگی ما بازهم می تواند جنبش تازه  ای را برای دفاع از حق پناهندگی در سوئد براه انداخت. زمینه های نسبتا مساعدی برای این امر وجود دارد.  بخاطر داشته باشید که راه پیدا کردن یک حزب راسیستی و خارجی ستیز در پارلمان سوئد چگونه در سال گذشته موجب اعتراضات وسیعی در این کشور بر علیه راسیسم شد. اگر چه در نزد مقامات اداره مهاجرت سوئد احترام به حقوق انسانی پناهندگان سقوط کرده است٬ اما بسیاری از مردم سوئد آماده اند تا به کمک مردمی بشتابند که از دیکتاتوری و جنگ و خطر اعدام ٬ زندان و شکنجه گریخته اند.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد تلاش می کند که در همکاری با سازمانهای پناهندگی ایرانی و غیر ایرانی  خود را برای سازمان دادن یک حرکت اعتراضی بزرگ آماده کند. فدراسیون زمان و مکان این حرکات اعتراضی را پس از هماهنگی لازم، طی اطلاعیه های دیگر به آگاهی خواهد رساند و طبعا انتظار داریم که همه پناهجویان در آن شرکت کنند.

۲- بسیاری از پناهندگان همین امروز به کمک عاجل برای پیشبرد پرونده های خود نیاز دارند.

 بخصوص اینکه پرونده عده ایی از پناهجویان بدنبال اعتراضات اخیر دوباره باز شده است.

 فدراسیون تا آنجا که می تواند به این دوستان مشاوره حقوقی خواهد داد و در نوشتن گواهی و تاییدیه آنها را یاری خواهد رساند. نظر به تعداد نسبتا زیاد کسانی که چنین کمک هایی را جویا هستند٬ ما تلاش می کنیم که بر حسب اولویت های هر پرونده این کار را با حوصله و صرف زمان لازم پیگیری کنیم.

 

۳- فدراسیون همانطور که تاکنون نیز نشان داده است تلاش می کنیم که با ارسال نامه به مقامات دولت سوئد و احزاب پارلمانی و یا ترتیب دادن دیدارهای گوناگون با آنها٬ توجه دولتمردان سوئد نسبت به نقض سیسماتیک حقوق بشر در ایران را جلب کنیم و از آنها بخواهیم در سیاستهای خود در قبال پناهندگان ایرانی تجدید نظر کنند و ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را بعنوان یک کشور ناامن اعلام کنند.

 

۴-  فدراسیون همه پناهجویان را به شرکت وسیع و فعال در اعتراضات خارج کشور علیه جمهوری اسلامی فرامی خواند. انگیزه ترک ایران برای ما نفس حاکمیت خونخوار جمهوری اسلامی و مخالفت ما با این رژیم ضد انسان بوده است. هم جمهوری اسلامی که از ما بعنوان افراد “فرصت طلب” یاد می کند و هم مقامات اداره مهاجرت سوئد که نسبت به کیس های ما بی اعتمادی نشان می دهد٬ باید با فریادهای محکم  ما در خارج کشور علیه جمهوری اسلامی پاسخ محکمی بگیرند. رفتن جمهوری اسلامی خواست و آرزوی  همه مردم ایران است چه در تهران و چه در سوئد! حضور قدرتمند ما صحنه نبرد علیه جمهوری اسلامی در خارج کشور خود بزرگترین دلیل برای حقانیت کیس های پناهندگی ماست.

 

فدراسیون بر این نکته عمیقا باور دارد که می شود جلوی سیاستهای غیر انسانی دولت سوئد در برخورد به پناهندگان ایستاد و آنرا به عقب زد! ما می گوئیم  که انسانهای گریخته از چنگال سیاه مرگ٬ شایسته برخوردی انسانی هستند و حق پناهندگی آنها باید فورا برسمیت شناخته شود. ما می گوئیم که درد و رنج امروز پناهندگان را می توان به خنده و شادی و امنیت برای آنها تبدیل کرد به شرط آنکه همه دست در دست هم بگذاریم. اتحاد و تشکل همیشه و در همه جا رمز موفقیت بوده است. ما فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی را برای همین امر درست کردیم که در صحنه نبرد با بی عدالتی ها و رفتارهای غیر انسانی قوی و نیرومند ظاهر شویم. این سازمان شما و برای پیشبرد مبارزه همه پناهندگان است. همراه هم شویم و با کمک هزاران نفر دیگر از انسانهای شریف ساکن سوئد یکبار دیگر امید و امنیت را به زندگی هزاران پناهجو در سوئد بازگردانیم. فدراسیون به سهم خود از همه سازمانها و نهادها، و از همه کسانی که به هر شکل ممکن صدای اعتراض پناهجویان متحصن را پژواک دادند و مقامات دولت سوئد را برای برسمیت شناختن خواسته های انسانی آنها تحت فشار گذاشتند صمیمانه تشکر و قدردانی می کند.

 

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرنی- سوئد

۳۱ مه ۲۰۱۱

 

یاد داشت سردبیر در اعتراض جهانی ۲۰ ژوئن برای آزادی زندانیان سیاسی

Nazi_438_x_582_219_x_291

بیست ژوئن در پیش  است. روزی که به نام حمایت از زندانیان سیاسی نامگذاری شده است. از چندی پیش کمپینی با عنوان صدای زندانی سیاسی باشیم در جریان است، کمپین کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی. این کمپین روز ۲۰ ژوئن را در حمایت از زندانیان سیاسی نامگذاری کرده است و از همه ایرانیان در داخل و خارج خواسته است که درهر شکل ممکن به این اعتراض بپیوندند. روز ۲۰ ژوئن روز بسیار مهمی برای زندانیان سیاسی در سیاهچالهای جمهوری اسلامی است. بیست ژوئن مصادف است با ۳۰ خرداد سال ۶۰، سالی که یادآور دستگیری و اعدامهای گسترده فعالین سیاسی است. در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رژیم خون آشام اسلامی برای تسبیت موقعیت ننگینش دست به جنایت بزرگی زد و تا پایان سال ۶۷ هزاران زندانی سیاسی را به جوخه اعدام سپردند و در گورهای بی نام و نشان زیر خاک کردند. درواقع در طول تمام ۳۲ سال گذشته فقط با شکنجه و استفاده از مجازات مرگ تونسته به حاکمیت سیاه خود ادامه دهد.

پس از خیزش انقلابی مردم در خرداد ۱۳۸۸، رژیم  در اوج ضعف و ناتوانیش دوره دیگری از جنایت و آدم کشی خود را شروع کرد و بار دیگر به جان فعالین سیاسی و اجتماعی افتاد و هر روزه ما شاهد فریاد خانواده های زندانیان سیاسی هستیم  تا صدای عزیزان زندانیشان را به همه جهان مخابره کنند، تا همگان در جریان موج دستگیریها و شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی قرار گیرند. جمهوری اسلامی مانند جانوری زخمی خود را به در و دیوار میکوبد، زندان میکند،شکنجه میکند، تجاوز میکند و چوبه های دار را بر پا میسازد تا بلکه هر چه بیشتر چنگ و دندان نشان داده و مردم را ساکت نگه دارد. اعدام محمد و عبدالله فتحی نیز از این دست قضایا بود. این دو جوان بقدری سریع و عجولانه به چوبه دار سپرده شدند که نه تنها خانواده آنها که تمامی مردمی که شاهد این جنایت بودند حیرت زده و انگشت به دهان باقی ماندند. برادران فتحی به ظاهر زندانی سیاسی نبودند اما پشت پرده این جنایت دلائل دیگری نهفته است که هنوز کاملا آشکار نشده است. مهوش علاسوندی مادر شجاع این دو جوان به دلیل تهدیدات و آزار و اذیت رژیم و از بیم دستگیری از کشور خارج گردیده و هم اکنون در خارج از ایران بسر میبرد. در همین شماره همبستگی توجه خوانندگان را به مصاحبه ای جلب می کنم که  مینا احدی با خانم علاسوندی ترتیب داده است.

روز ۲۰ ژوئن باید  به روز نمایش قدرت ما مردم متمدن و آزادیخواه بر علیه بربریت اعدام و جنایت اسلامی باشد. باید در این روز ارتش آزادیخواهان در تمامی شهرها به خیابان آمده و هرچه رساتر صدای زندانیان سیاسی را به گوش جهانیان برسانند و دستگاه جنایت و وحشیگری جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر افشا و رسوا کنند.

 باید کوشید که این روز هرچه گسترده تر و باشکوهتر و با قدرت برگزار گردد تا ضربه کاریی دیگری بر گرده رژیم وارد سازیم. باید به جهانیان بگوییم که این نظام خونخوار بیش از ۳ دهه است که از حربه زندان و اعدام مخالفان خود برای ماندن استفاده میکند.

من خود بعنوان یکی از قربانیان زندان و تجاوز با تمام وجود از این کمپین حمایت میکنم. بعنوان کسی که خود شاهد زنده ای از جنایت جمهوری اسلامی هستم و از جمله شاکیان خصوصی این نظام در دادگاههای مردمی میباشم  همه آزادیخواهان در ایران و در دیگر نقاط جهان را به شرکت گسترده در اعتراضات جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی در ۲۰ ژوئن فرا می خوانم.

سرنگون باد رژیم اسلامی

 

مهرداد مهرپور محمدی جنگل های ایران و رژیم تبهکار جمهوری اسلامی

  mehrdad_mehrpour_176_x_237

ayandeh.3000@yahoo.com

جنگل های ایران که به واقع متعلق به همه مردم و همه نسل ها است ، در رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، با شتابی روزافزون رو به نابودی اند.از جمله عوامل ایراد خسارت به جنگل ها، آتش است که در طول سال های حکومت فاسد اسلامی هزاران هکتار جنگل را در کام خود فرو برده است.   

رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیز داری کشور گفته است که ایران در خصوص سیل و زلزله تجارب ارزنده ای کسب کرده اما در آتش سوزی های جنگلی به دلیل تعداد و پراکنش جنگل در رشته کوه های البرز و زاگرس تجربه ای نداشته است.۱ البته گفته های مقام مزبور دروغ و خلاف واقع است و تعداد و پراکنش جنگل، بهانه مسخره ای بیش نیست. نابود کردن جنگل ها از جمله اقداماتی است که حکام فاسد جمهوری اسلامی همواره انجام داده اند و با این کار دو هدف امنیتی و اقتصادی را تعقیب نموده و می نمایند. حتی اشاره ای به فهرست رخدادهای زیست محیطی کشور که توسط جمهوری اسلامی و به عمد صورت گرفته، به پدید آمدن مجموعه ای مفصل  خواهد انجامید و در این نوشته نمی گنجد.

کافی است مروری بر آتش سوزی جنگل ها صورت گیرد تا دریابیم روی دادن تعداد پر شماری حادثه آتش سوزی در جنگل ها از یک سو و نبود اراده لازم برای مقابله موثر و بهنگام با آن ها، اتفاقی نیست. آتش سوزی جنگل ها که به شکلی سازمان یافته توسط رژیم جمهوری اسلامی در مناطق مختلف روی داده و می دهد، بار دیگر در سال های اخیر در استان هایی چون کردستان، گلستان و مازندران گسترش و شدت یافته است. تردیدی نیست که نیروهای حکومتی به عمد جنگلها را به آتش می کشند. 

مسایل و مشکلات حوزه حفاظت منابع طبیعی بسیار است که از آن جمله می توان به تعداد نیروی یگان حفاظت اشاره نمود. چندی پیش فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان تهران گفته بود: ” …برای محافظت از جنگل‌ها در کشورهای پیشرفته به ‌ازای هر دو هزار هکتار یک نیروی یگان حفاظت است که در کشور ما به‌ازای هر ۶۸ هزار هکتار یک نیروی یگان حفاظت است.” ۲ فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری نیز گفته بود:” در مجموع ۲۲۰۰ نفر کادر ثابت در یگان فعالیت دارند که هر روز هم از تعداد آنها کاسته می شود….”۳

این در حالی است که شمار پرسنل گارد ویژه حفاظت از خامنه اى جنایتکار( سپاه ولى امر) که مسئولیت حفاظت از وی، بیت رهبرى، نهاد رهبرى و ساختمان هاى زیر مجموعه آن ،که همگى در مقر موسوم به شهید مطهرى قرار دارند را بر عهده دارد ، تا ۱۲ هزار نفر تخمین زده شده است.۴ از این ارقام می توان به توجه(!!!) حکومت جمهوری اسلامی به منابع طبیعی و محیط زیست ، پی برد.

 در واقع در اغلب حوادث آتش سوزی، گروه های مردمی نقش اصلی را در مقابله و مهار آتش دارند .حکومت نه تنها کوچکترین توجهی به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست نمی نماید، بلکه مهمترین عامل نابود کننده منابع طبیعی و محیط زیست کشور است. امید آن که با سرنگونی هر چه سریع تر رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، منابع طبیعی کشور از خطر نیستی نجات یابد.

________________________

۱- http://www.pr.maj.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=Event&CategoryID=f61738b7-c4a4-486f-97af-8e68fa464125&LayoutID=ceba868d-82c0-408c-8724-fef18f8b1e77&ID=7825b769-177d-45f2-a63c-1fe192c638a2

۲- http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1733882  

۳- http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1265552  

۴-  http://www.radiofarda.com/content/f4_Khamenei_Guard_commandor_Jabari_history/2215178.html

 

شیرین شکرزاده به اداره مهاجرت

shirin_shokrzadehhh

من یک زن پناهجوی ایرانی هستم ،و از جهنمی بنام ایران که رژیم  جنایتکار آن مدت ۳۰ سال است، با قوانین عصر بربریت بر آن مردم حکومت می کند ،آمده ام .با اجرای قوانین وحشتناک قرون وسطائی، مثل قطع دست و پا ،در آوردن چشم و سنگسار کردن و شلاق و شکنجه و اعدام برای مخالفین رژیم چیز دیگری به ارمغان نیاورده است . قوانین ضد زن آن که زنان را بخاطر رابطه جنسی خارج از ازدواج به سنگسار محکوم می کند .

 

جواب هر اعتراضی را با گلوله در خیابان می دهد .قوه قضائیه آن بی عدالت ترین و بیرحم ترین اداره دولت جمهوری اسلامی ایران است .بطور مثال در جهان متمدن همواره اصل بر برائت مظنون است، اما در ایران بر عکس، اصل بر قوانین الهی قرون وسطائی استوار است  و از نظر قاضی هر آدم مخالف حکومت  قبل از محاکمه محکوم است . در یک دادگاه فرمایشی چند  دقیقه ای برای مخالفین نظام، بدون داشتن وکیل و یا هیئت منصفه و یا حتی مطبوعات تصمیم می گیرند .و حکم زندان طولانی مدت و شلاق و اعدام صادر می کنند .صحت گفته های من را هر روز می توانید در سر تیتر خبرهای جهان از ایران ببینید .

 

من هم مثل میلیون ها ایرانی در بد ترین شرایط برای نجات جان خود  از ایران فرار کرده ام ،و به کشور سوئد پناه آورده ام . من برای سفر به کشور سوئد نیامدم،  بلکه فقط برای نجات جانم از دست آن جنایتکاران آدمکش گریخته ام .به همین دلیل انتظار داشتم بر طبق مفاد کنوانسیون حقوق بشر ژنو با من برخورد شود.

 

اما متاسفانه با در خواست پناهندگی من موافقت نشد،و هر بارجواب منفی دادند . در دنیای رسانه ها آیا دولت سوئد هیچ اطلائی از شرایط سیاسی ایران ندارد؟ نمی بیند چطور حاکمان ایران با شهروندانش رفتار می کنند؟ اعتراضات و کشتار مردم بیگناه در خیابان را هر روز نمی بیند؟

دستگیرشد گان در زندانها مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرند .حتی دولتمردان ایران در رسانه و مطبوعات خودشان این را اعلام کردند و این رسوائی بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران بود.

 

کشور ایران در بند کردن خبرنگارها و بستن مطبوعات، رتبه اول را در جهان دارد .دولت ایران در اعدام شهروندانش رتبه اول را دارد .اعتیاد و فقر و فحشا در رتبه اول است .پلیس که حافظ جان و مال مردم باید باشد خود به افراد دستگیر شده تجاوز می کند و هیچ مرجعی هم پاسخگو نیست.حتی شهروندان خارجی و دیپلمات کشورها ،از جمله دیپلمات کشور سوئد را هم دستگیر می کند  و برای باج خواهی به گروگان می گیرد.

 

چطور دولت سوئد می تواند چشمانش را به روی تمام این واقعیات ببندد  و به ما پناهجوها جواب منفی دهد؟  جواب منفی به ما پناهجوها یعنی اینکه ایران کشور امن و با ثباتی است و رژیمی دموکراتیک در آن کشور مستقر است و همه ما پناهجوها که  از آن جهنم فرار کرده ایم دروغ می گوییم.کسی به خواسته من توجه نمی کند .من بدون داشتن پول و خانه در این کشور سرگردانم هیچ امنیتی ندارم هر لحظه منتظر اتفاقی هستم .

تصور اینکه یک زن جوان و تنها بدون هیچ امکاناتی و حمایتی چطور می تواندشب وروزش رابگذارندخیلی وحشتناک است .

حتی مواقعی  زنان سوئدی که همه گونه چتر حمایتی بالای سرشان است  نیز مورد تجاوز قرار گرفته  و کشته می شوند.حال ببینید بر ما بدون هیچ نوع حمایتی چه میگذرد.

 

اداره مهاجرت ابتدامدارک جهت اثبات 

هویت از من خواست. بعد پرسید از چه راهی آمدی .من مدارک احضاریه و جلب خود را که از طرف دولت جمهوری اسلامی جنایتکار ایران به اداره مهاجرت تحویل دادم. من حتی مدارک کافی در جهت کشته شدنم را ارائه دادم و مدارکی هم از کشور سوئد، نامه پزشک بیمارستان ، نامه پلیس ،و نامه کوینوخور(مرکز حمایت از زنان) و حتی کشته شدن رضا در شهرsunsvall در اختیار اداره مهاجرت گذاشتم .در قبال کمک به من ، جواب دادند همه اینها جعلی است و تو در ایران هیچ مشکلی نداری .

 

پشت سر هم جواب منفی و در نهایت پرونده ام را به دست پلیس می دهند، و بعد هم دیپورت به ایران و آخرین مرحله اعدام و این پایان ماجرای یک پناهنده است که از کشور خودش فرار می کند . سوال می کنم ،چه کسی حاضر است، در کشور خودش در امن و آسایش باشد و آن را با در بدری و گرسنگی و بی خانمانی در یک کشور دیگر عوض کند؟ آیا باید برای اثبات حرفهایم متوسل به دوختن لب و اعتصاب غذا یا خودزنی شوم و یا خودسوزی کنم تا با من مثل یک آدم رفتار شود؟ هر نوع خودآزاری بدون تردید نشان از استیصال انسانها است و من به آنجا رسیدم .آیا وجدان بیداری نیست ؟

اداره مهاجرت سوئد توجه داشته باشد ،که من در بهترین دوران سنی خود و در بدترین شرایط در سوئد زندگیم  را سپری می کنم و از هر جهت تحت فشار های روحی و روانی قرار دارم .

 

بی هویتی ،بی کاری ،بی سرپناهی ،بی پولی ، از طرفی نداشتن اجازه کار و از طرف دیگر ترس دستگیر شدن و دیپورت به ایران ،همه این مسائل مرا به مرز دیوانگی کشانده .

 

لطفا لحظه ای به مشکلاتم قبل از اینکه تصمیم  بگیرید فکر کنید .خواسته من پناهجو از ایران گریخته ، ابتدا فقط اجازه ماندنم در سوئد است و  اینکه بعد با تقاضای پناهندگی ام موافقت شود تا شاید مرحمی بر روی زخمها و دردهایم باشد.

********

به اداره مهاجرت سوئد در مورد بازداشت صنعان اشرفى پناهجوی ایرانی در سوئد

صنعان اشرفی پناهجوی ایرانی روز پنجشنبه ۱۹ ماه مه  از سوی پلیس  استکهلم احضار  و در همانجا به قصد دیپورت به ایران بازداشت می شود. صنعان هم اکنون در بازداشتگاه اداره مهاجرت در شهر استکهلم   بسر می برد. صنعان اشرفی کسی است که قبلا بجرم فعالیت سیاسی در ایران زندانی بوده و برای اعتراف گیری مورد شکنجه قرار گرفته است. صنعان هنگام آزادی اش از زندان از سوی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی مدام تحت نظر بوده و رفت و آمدش تحت کنترل بوده است. آثار شکنجه های داخل زندان بر روی بدن وی هنوز  قابل رویت است. تصاویری که نزد  صنعان وجود دارد حقیقت این موضوع را به خوبی اثبات می کند. 

صنعان اشرفی در سال ۲۰۰۸  بدلیل شرکت در یک تظاهرات از سوی پلیس ایران تحت تعقیب قرار می گیرد و سرانجام از ایران خارج می شود. حزب کمونیست کارگری – حکمتیست تائید کرده است که صنعان در ایران با این حزب ارتباط داشته است. صنعان هنگام ورود به سوئد با تشکیلات خارج کشور این حزب در سوئد ارتباط  تشکیلاتی گرفته و با آن شروع به فعالیت سیاسی – تشکیلاتی کرده است.

 

صنعان در سوئد فعالیت سیاسی داشته و در بسیاری از اجلاس و گردهمائی ها بر علیه رژیم ایران شرکت علنی و چشمگیری داشته است. تصاویر فعالیتهای سیاسی صنعان در پرونده وی در اداره مهاجرت سوئد موجود است. باین حال اداره مهاجرت در کمال بی توجهی، به درخواست پناهندگی وی پاسخ رد داده و پرونده صنعان را  جهت دستگیری و اخراج  به پلیس فرستاده است.

 

در دو  سال اخیر رژیم جمهوری اسامی شماری از فعالین سیاسی را تنها به اتهام عضویت آنها در سازمانها و نیروهای سیاسی در کردستان ایران به جوخه اعدام سپرده است. از این نظر فعالیتهای صنعان اشرفی و خانم مرضیه کمانگر از چشم جمهوری اسلامی دور نیست. با توجه به توضیح نکات فوق و شرایطی که صنعان اشرفی در آن قرار گرفته است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از اداره مهاجرت می خواهد که در اسرع وقت اجازه دهد صنعان اشرفی و خانم مرضیه کمانگر از بازداشگاه آزاد شوند و پرونده آنها مورد بررسی مجدد قرار گیرد. چرا که هیچ دلیل حقوقی و قانونی برای نگاهداری آنها در بازداشت وجود ندارد.

 

فدراسیون در نامه ها و بیانیه های دیگری به دیگر سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی از آنها خواسته است به حکم بازداشت و خطر دیپورت اشرفی و کمانگر اعتراض کنند. در همین رابطه روز دوشنبه ۳۰ ماه ژوئن ساعت ۱۴ در مقابل اداره مهاجرت در سولنا دست به اعتراض خواهیم زد.

 

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۲۹ ماه مه ۲۰۱۱