همه‌ی نوشته‌های nazanin

انقلاب زنانه

مهدی دهقانپور فراشاه

در تمام دوران حکومت اسلامی بعد از انقلاب 57 هرزمان که مساله دین وشرع مطرح بوده اولین نگاه متوجه زنان بوده است واجباربه پذیرش باورهای دینی و نگاه مردسالارانه زنان رامجبوربه پوشش های درشرایط بد آب و هوایی ومکانی کرده است.

حجاب نه تنها موجب رشد زنان درجامعه نشده، برعکس بر آزادی حضور آنان درجامعه تاثیر گذاشته و عاملی برای طرد شدن آنها از جامعه و نابرابری حقوق زن و مرد، قوانین تبعیض آمیز، جداسازی های جنسیتی، امکانات نابرابر در آموزش، اشتغال، ورزش وامور فرهنگی شده است.

در واقع حجاب زنان موجب کنترل آنها و جلوگیری از حضور برابر آنها در اجتماع شده و در تمام طول این دوران آنها را وارد جنگی نابرابر و درگیر با سیاستهای زورگویانه و ظالمانه کرده، که از جمله آن میتوان به  پوشش زنان در میادین ورزشی، عدم حضور زنان در ورزشگاه ها، گشت ارشاد وغیره اشاره کرد .

در واقع حجاب نه تنهاکمکی به زنان نکرده بلکه تنها برای استفاده ابزاری حکومت ایران اززنان برای حفظ قوانین اسلام بوده است.

اما با وجود تمام عوامل بازدارنده و برخورد شدید با فعالان زنان و محدودیتهای اجتماعی، ابتکار و نوآوری زنان ایران، شجاعت و استقامت شان در مقابل خشونت و سرکوب، قابل ستایش است و اکنون به دلیل ارتباط قشر وسیعی اززنان به خصوص نسل جوان با دنیای مجازی و شناخت صورتهای مبارزاتی زنان در تاریخ و ارتباطات بین المللی، ماهیت فعالیتهای آنها را متفاوت تر کرده و در اینجا میتوان به حرکت شجاعانه دختران انقلاب اشاره داشت که حتی با دستگیری آنها و عوامل بازدارنده نه تنها صدای فریاد زنان را به گوش جهانیان رساند بلکه این موضوع به دغدغه ای برای حاکمان جمهوری اسلامی تبدیل شد و با نسبت دادن آن به عوامل خارجی قصد به انحراف کشیدن آن را داشتند.

اما انکار و نسبت دادن آن به عوامل خارجی نمیتواند نشان از اگاه نبودن رژیم از تغییرات اجتماعی شکل گرفته در جامعه وشکل گیری صورتهای جدید مبارزاتی زنان باشد بلکه تنها هدف از انکار این جریان قدرتمند، سرکوب شدیدتر آن است .

برخورد امنیتی با مسائل زنان اولین بار نیست که اتفاق می افتد و این تنهاراهی است که میتوان حرکت های مدنی زنان رادرقبال برابری خواهی و آزادی سرکوب کرد و صورتهای اسلام را حفظ کرد.

حجاب اجباری در ایران مغایر با آزادی های فردی زنان در جامعه و نقض حقوق اولیه آنان است و کمکی که به امنیت زنان نکرده، بلکه بیشتر باعث شده تا جامعه نگاهی ابزاری و جنسی حول تن زنان داشته باشد و تنها اجرای قانون حجاب و پوشش زنان برای رسیدن به اهداف سیاسی است.

در اینجا به سخن یکی از زنان آزاداندیش (سیمون دوبوار) برمیخوریم که میگوید:

سرکوب یک جامعه تنها از راه زنان ممکن است، چراکه زنان آزاد قادرند فرزندان آزاد و رها تربیت کنند.

و این نیز دلیلی است که رهبران سیاسی ایران با تبدیل کردن مسئله حجاب و فعالیت های زنان به یک امرسیاسی و امنیتی و سرکوب فعالان آن تنها قصد سرکوب جامعه را دارند.

 

کولبران

مسعود یوسفی

فقط در چند ماه گذشته دهها کولبر با گلوله مستقیم نیروهای مرزی و مزدور جمهوری جنایتکار اسلامی ایران کشته شده اند و خانواده هایشان بی سرپرست و پدر و مادرانی که فرزندانشان را فقط به دلیل بدست آوردن لقمه ای نان و تلاش برای تامین مایحتاج‌ روزمره  زندگی از دست می دهند و عملا خانواده ها بی نان آور می شوند و این روند همچنان ادامه دارد .

بسیاری از کولبران در چند سال گذشته با مین های جا مانده از جنگ گشته شده اند ویا دست وپایشان را از دست می‌دهند و ‌بسیاری از آنان از صخره های صعب العبور سقوط کرده و یا در سرمای‌ زمستان‌ زیر بارها‌یشان یخ زده اند.

حتی تصور چنین زندگی سخت و دردناکی در این دوران از تمدن بشریت سوالات بیشماری را برای انسان ایجاد می کند اما با وجود دیکتاتورهایی مانند خامنه ای جلاد و جمهوری اسلامی وضع مردم از این بهتر نخواهد شد .

جدای از بخش اندکی از کولبران،‌ عمده آنها افرادی هستند که دارای مدارک تحصیلی بالا و یا از ورزشکاران و نخبه های ادبی و فرهنگی هنری هستند که در سیستم فاسد جمهوری اسلامی جایی ندارند و برای گذران زندگی مجبور به کولبری هستند.

کولبران را با مقاطع سنی مختلف از پیرمردهای هفتاد ساله گرفته تا جوانان کم سن و سال و حتی در برخی موارد زنان و دختران بی سر پرست و بی نان آور را تشکیل می دهند  که با گذران سخت و درد ناک‌ معیشت و زندگی چاره ای جز کولبری ندارند.

اما ماموران حکومتی با پستی و رذالت همیشگی و با زالو صفتی این کولبران بی نوا را به اشکال  مختلف سر کیسه کرده و در برخی موارد با تهدید آنها را مجبور به پرداخت بخشی از این دستمزد نا چیز می کنند که با جان کندن بدست می آورند و عده ای که توان پرداخت را ندارند، یا خود آماج گلوله های آنها می شوند ویا حیوان‌های زبان بسته شان را به رگبار می بندند.

از نظر جمهوری اسلامی ایران کولبران اخلال گران اقتصادی هستند اما از نظر کولبران این کار تنها راه امرار معاش آنها و خانواده ها یشان است.

عمده وسایلی که کولبران جابجا می کنند از لوازم اتومبیل گرفته تا پارچه و پوشاک بچه و یا مشروبات الکلی و سیگار می باشد. ایران در برخی از نقاط بازارچه مرزی یا پیله وری باز کرده است که بسیاری از تاجران که امکانات مالی خوبی دارند آنجا دارای مغازه هستند و با کردستان عراق معامله می کنند و یا افرادی از سپاه پاسداران هستند که آنجا نیز به شکلی دیگر مردم را استثمار می کنند و اندک گروهی از کولبران هستند که مجوز حمل کالا دارند و در ماه چند بار بیشتر نمی توانند کالا جابجا کنند. به همین دلیل اکثر کولبران از راه قاچاق به ایران باز می گردند که با اتفاقاتی که پیشتر توضیح دادم مواجه می شوند .

حکومت با ایجاد این همه مشکلات به اضافه اینکه معابر مرزی را بسته ‌همچنین با افزایش تعرفه های گمرکی کولبران را در وضعیت دشوارتری قرار می دهد که در ماه های گذشته با پیامدهایی مانند اعتراض مغازه داران و معتر ضان در برخی شهرها دست به اقدام نمادین پهن کردن سفره خالی در کوچه ها و خیابان‌ها زدند و همزمان مغازه داران و کسبه تعدادی از شهرهای استان کردستان از جمله پیرانشهر، سردشت، سقز، مریوان و سنندج در برخی از روزها همراه با مغازه داران و کسبه بانه اعتصاب کردند .

باشد که تمام شهرهای ایران دست در دست هم با اعتصاب و اعتراض باعث فلج شدن حکومت اخوندی شده و این بیماران و جانیان را به پای میز محاکمه بکشانند تا از این بیشتر خامنه ای جلاد، مردم بی دفاع را آماج حملات وحشیانه خود و هم کیشانش قرار ندهد.*

کارگران

مسعود یوسفی

من هفت تپه ای هستم.

من اسماعیل بخشی هستم.

حکومت ننگین جمهوری اسلامی، چهل سال به مردم مظلوم ایران ظلم و ستم را تحمیل کرده، از زندان و شکنجه گرفته تا اعدام و کشتار مخالفان حکومت.

طی چهل سال حکومت نا مشروع این جانیان، روز به روز وضع معیشتی مردم بد و بدتر می‌شود. مخصوصا قشر ی که به هیچ عنوان راضی به همکاری با حکومت فاسد خامنه ای و وحوشش نشده اند. بالعکس حکومتی ها و هم کیشانشان در نهایت رفاه و آسایش و امنیت به سر می برند، فرزندانشان در کشورهای اروپایی و امریکا با سرمایه مردم ایران در ناز و نعمت،

سرگرم عیاشی و خوشگذرانی هستند. در حالی که بسیاری از خانواده ها توان خرید و گذران حداقل مایحتاج روزمره زندگی را ندارند و دردناکتر از همه حتی بسیاری از مردم که افرادی از خانواده هایشان مریض و یا دارای بیماری خاص هستند عزیزانشان را در اوج ناتوانی مالی و ‌نبود امکانات دارویی و پزشکی از دست میدهند و این شیرازه حکومت فاسد جمهوری اسلامی میباشد .اگر مختصر عنوان کنم، افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش ریال در ماه‌های اخیر، چشم‌انداز تامین معیشت و قدرت خرید مردم را با ترس از گرانی و تورم ناشی از بی ثباتی بازار همراه کرده است. چند ماه پس از خروج ایالات متحده از برجام و اعلام بازگشت تحریم‌های تجاری و مالی علیه ایران، بی ثباتی نرخ ارز و سکه در بازار همچنان ادامه دارد. با وجود تک نرخی شدن قیمت ارز توسط بانک مرکزی، نرخ دلار در بازار آزاد و بازار های زیرزمینی با رشدی ۱۰۰ درصدی به بالاترین نرخ رسیده و این روند همچنان ادامه دارد هر چند هر از گاهی با ترفند و دروغ پراکنی می خواهند اوضاع را کنترل کنند اما خوشبختانه حنایشان برای مردم رنگی ندارد.

برای درک بهتر تاثیر کاهش ارزش پول بر قدرت خرید کارگران و افراد کم درآمد ایران، قدرت خرید آنان را با یک کارگر در کشورهای اروپایی مقایسه کنید میبینید هر کدام در کشور خود و در کشور دیگری با این درآمد چه چیزهایی را می‌توانند بخرند، که مردم ایران حتی ناتوان از خریدهای روزانه و ‌مصرفی خود هستند.

کارگر ساختمانی در هر کدام از شهرهای ایران را تصور کنید که همسر و دو فرزند دارد. او روزمرد کار می‌کند و باید علاوه بر مخارج خانواده، هزینه رفت و آمد و غذای روزانه‌اش هنگام کار را نیز بپردازد که با این دستمزدها غیر ممکن میباشد و هیچ راهی جز اعتراض و اعتصاب و مبازه با حکومت فاسد باقی نمی ماند هر چند با تمام فشار و خفقانی که حکومت خامنه ای طی این سال‌ها به مردم وارد کرده، مردم از در خواست و مطالبات خود عقب نشینی نکرده اند و به هر نحوی که توانسته اند مخالفت خود را با این جانیان ابراز کرده اند، از جمله اعتراضات کارگری که هم اکنون سراسری شده و هر روز بیشتر و بیشتر میشود.

همزمان با روز جهانی کارگر در نخستین روز ماه مِه، تجمع شمار زیادی از کارگران ایران در برابر خانۀ کارگر و مجلس در اعتراض به عدم صدور مجوز راهپیمایی، به تشنج کشیده شده، مأموران لباس شخصی به تجمع کارگران در اکثر شهرهای ایران حمله ور شده اند. به عنوان مثال “سقز” که حمله نمودند و تعدادی از کارگران را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کرده‌اند. “محمود صالحی” فعال کارگری، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زخمی می‌شود “عثمان اسماعیلی” هم بازداشت می شود و در اکثر شهرهای ایران این روند ادامه داشته که اعتراضات و اعتصابات کارگران هفت تپه مثال بارز این وضعیت میباشد که با زندانی کردن اسماعیل بخشی و ضرب وشتم او ودیگر کارگران در صدد خفه کردن این اعتراضات هستند که همیشه ناکام مانده اند . این در حالیست که دولت حسن روحانی، حتی برای راهپیمایی‌های روز کارگر مجوزی صادر نکرده است. این چه منطقی است که به کارگران در روز خودشان، مجوزی برای راهپیمایی و بیان خواسته‌ها و مطالباتشان را نمی دهند؟ تنها دلیلش ترس از هبستگی مردم برای به زیر کشیدن نظام است.

مطالبات اصلی کارگران و تجمع کنندگان، افزایش دستمزد عادلانه، تأمین امنیت شغلی و رفع قراردادهای موقت است. آنها خواستار رسیدگی مسئولان و نمایندگان مجلس به مطالبات قانونی خود هستندکه این نظام فاسد، ناتوان از برآورده کردن آن است.

مردم ایران خواهان تغییر حکومت و سرنگونی رژیم حاکم بر ایران هستند و در تمامی تظاهرات و اعتراضات خود نسبت به ادامه این حکومت اعتراض خود را رسانده و می‌رسانند. قیام مردم ایران که پیشتر شروع شده همچنان ادامه دارد و قطعا تا تغییر حکومت در ایران ادامه پیدا خواهد کرد. طی این دوران چه افراد زیادی جان خود را تقدیم این مسیر کرده اند تا خامنه ای دیکتاتور را به زیر بکشند و خواهیم کشید.*

زنده باد آزادی

زنده باد زندگی

ظلم و اسبتداد

مسعود صالحی

چهل سال انواع فسادها و ظلمها از طرف حکومت آخوندی به مردم ایران، به جای رساندن به مقام انسانیت و مجانی کردن آب و برق و پول نفت و غیره به زور هدیه داده شد، چنان مقامی به ملت ایران دادند که باور کردنی نیست.

فقر، فحشا و اعتیاد، گورخوابی و کارتن خوابی، رساند سن بزهکاری به کودکانی که باید در کلاس درس باشند ولی در کارهای خلاف غرق شده اند، به وجود آوردن کودکان کار، کودکان مظلومی که هم سنهای آنها در کشورهای دیگر دنیا فقط به فکر بازی و آموزش هستند اما آنها باید شاهد زورگیرهای خیابانی  و تجاوز و خیلی مشکلات دیگر باشند تا بتوانند لقمه ای نان برای خود و خانواده شان پیدا کنند.

مقام و انسانیتی که آیت الله های سبک مغز و حراف، برای ملت ایران در نظر داشتند را بین خود و اطرافیان تقسیم کردند و فشار آن را بر مردم هموار کردند تا جایی که امروزه شاهد از هم گسیختگی آن فنر تحت فشار هستیم و می بینیم که در اقصی نقاط ایران فریاد اعتراض و اعتصاب به گوش می رسد و نوک پیکان به طرف راس نظام فاسد، خیانتکار و دزد این حکومت ضد تمامی ارزشهای انسانی نشانه رفته که همه معترضین یک هدف را در پیش رو دارند و آن براندازی این حکومت دیکتاتوری اسلامی کثیف که از بدترین نوع حکومتهاست را دارند و معترضین برای رسیدن به این هدف تمامی عزم خود را جزم کرده اند تا رهایی یابند.

ملایان فاسد و تن پرور هرگز فکر نمی کردند چنین روزی را ببینند که همه آحاد مردم یک صدا بگویند آخوند برو گمشو یا جمهوری اسلامی نمیخواهیم اما دیدند و فهمیدند که به آخر کارشان نزدیک شدند.

امیدواریم هر چه زودتر به آن پیروزی و رهایی از این حکومت دینی برسیم و بتوانیم ریشه این دین آدم کش را با تمامی مبلغینش برای همیشه بخشکانیم و رنسانسی برای اسلام و مسلمین برقرار کنیم، تا دیگر شاهد خرافات و پیدا شدن آدمهای مفت خور و انگل وابسته به دین نباشیم که با قوانین من درآوردی و مسخره خود باعث آزار و چپاول مردمان شوند.*

 

به مناسبت ١٠ دسامبر روز امضا منشورجهاني حقوق بشر

مریم خاتمی

حقوق بشر و حقوق كارگران جدائي ناپذيرند. وقتی که در ايران حقوق كارگران به شديدترين وجهي نقض و پايمال ميشود، صحبت از حقوق  بشر هیچ معنا و مفهومی ندارد و اساسا در سیستم قضائی و قانونی و فکری جمهوری اسلامی  چیزی به اسم حقوق بشر هیچ جایگاهی ندارد.

اعتراض کارگران فولاد ملی اهواز و نیشکر هفت تپه، علیه تحمیل بی حقوقی به بشر است، علیه بساط دزدی و چپاول حاکم بر ایران است. مبارزه برای داشتن یک زندگی بهتر به یک امر دائمی اعتراضات کارگری در هفت تپه و فولاد تبدیل شده است. نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز دو مرکز مهم این اعتراضات هستند. ٢٨ روز اعتراض جانانه نیشکر هفت تپه و اعتراضات قدرتمند کارگران گروه ملی فولاد نه فقط شهرهای شوش و اهواز بلکه کل محیط های کارگری در استان خوزستان را که با مسایل و معضلات مشترکی درگیرند، به تحرک در آورده است.

اعتصابات سراسری کارگری یک پاسخ مهم به این شرایط و یک شکل عملی برای پشتیبانی و تقویت مبارزات کارگران گروه ملی و برای آزادی بازداشت شدگان نیشکر هفت تپه است. طي ساليان طولاني  بسياري  در ايران در پي تظاهرات و اعتصاب در خصوص دريافت حقوق خود بازداشت و روانه ي زندان شده اند. تنها به اتهام پافشاري بر حقوق خود مانند حق تشكل ،آزادي اعتصاب و دستمزد عادلانه راهي زندان ها ميشوند. در ماده ي ٢٣ اعلاميه جهاني حقوق بشر عنوان شده كه هركس حق دارد براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد. در ايران اما با هرگونه تلاش براي ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري برخورد ميشود. وجود سالانه چند هزار اعتراض، اعتصاب و تظاهرات، نمايانگر اين است كه كارگران ديگر نمي توانند این زندگي غير انساني را تحمل كنند.

فساد و ناكارآمدي اقتصادي دولت برخاسته از ولايت فقيه همراه با سركوب آزادي هاي مشروع سياسي و مدني مردم را به ستوه آورده و موجب مهم ترين تظاهرات سالهاي پس از انقلاب شده است. اعتراضات كارگران هفت تپه و فولاد اهواز از اين دست اعتراضات مي باشند.

صادق لاريجاني، رئيس قوه قضاييه روز پنجم آذر تهديد كرده بود كه

“بهانه كردن مطالبات كارگران براي برهم زدن نظم كشور قابل قبول نيست” ولی لاریجانی هیچ وقت نگفت قابل قبول نیست کارگران ۴ ماه است حقوق نگرفته اند. به راستي چرا هرگونه طلب كردن حق طبيعي هر انسان از نظر اين نظام استبدادي برهم زدن نظم كشور محسوب ميشود؟ مگر چرخ تولید جامعه  به دست کارگران نمی چرخد؟ مگر آنها زندگی ندارند؟ مگر کارگران  زن و بچه ندارند؟ مگر آنها بجز رفاه و امنیت شغلی    و داشتن یک زندگی بهتر چه میخواهند؟

اسماعیل بخشی صدای کارگران گرسنه هفت تپه بود، نظامی که بخشی را دستگیر و بازداشت و مورد شکنجه قرار می دهد می خواهد این صدا را خاموش کند، چنین نظامی دیر یا زود به دست قدرتمند همین کارگران و مردم ایران از ریشه کنده خواهد شد. این روز چنان دور نیست. زنده باد مبارزه کارگران در فولاد و هفت تپه و همه جای ایران.*

 

به مناسبت ١٠ دسامبر روز امضا منشورجهاني حقوق بشر

مریم خاتمی

حقوق بشر و حقوق كارگران جدائي ناپذيرند. وقتی که در ايران حقوق كارگران به شديدترين وجهي نقض و پايمال ميشود، صحبت از حقوق  بشر هیچ معنا و مفهومی ندارد و اساسا در سیستم قضائی و قانونی و فکری جمهوری اسلامی  چیزی به اسم حقوق بشر هیچ جایگاهی ندارد.

اعتراض کارگران فولاد ملی اهواز و نیشکر هفت تپه، علیه تحمیل بی حقوقی به بشر است، علیه بساط دزدی و چپاول حاکم بر ایران است. مبارزه برای داشتن یک زندگی بهتر به یک امر دائمی اعتراضات کارگری در هفت تپه و فولاد تبدیل شده است. نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز دو مرکز مهم این اعتراضات هستند. ٢٨ روز اعتراض جانانه نیشکر هفت تپه و اعتراضات قدرتمند کارگران گروه ملی فولاد نه فقط شهرهای شوش و اهواز بلکه کل محیط های کارگری در استان خوزستان را که با مسایل و معضلات مشترکی درگیرند، به تحرک در آورده است.

اعتصابات سراسری کارگری یک پاسخ مهم به این شرایط و یک شکل عملی برای پشتیبانی و تقویت مبارزات کارگران گروه ملی و برای آزادی بازداشت شدگان نیشکر هفت تپه است. طي ساليان طولاني  بسياري  در ايران در پي تظاهرات و اعتصاب در خصوص دريافت حقوق خود بازداشت و روانه ي زندان شده اند. تنها به اتهام پافشاري بر حقوق خود مانند حق تشكل ،آزادي اعتصاب و دستمزد عادلانه راهي زندان ها ميشوند. در ماده ي ٢٣ اعلاميه جهاني حقوق بشر عنوان شده كه هركس حق دارد براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد. در ايران اما با هرگونه تلاش براي ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري برخورد ميشود. وجود سالانه چند هزار اعتراض، اعتصاب و تظاهرات، نمايانگر اين است كه كارگران ديگر نمي توانند این زندگي غير انساني را تحمل كنند.

فساد و ناكارآمدي اقتصادي دولت برخاسته از ولايت فقيه همراه با سركوب آزادي هاي مشروع سياسي و مدني مردم را به ستوه آورده و موجب مهم ترين تظاهرات سالهاي پس از انقلاب شده است. اعتراضات كارگران هفت تپه و فولاد اهواز از اين دست اعتراضات مي باشند.

صادق لاريجاني، رئيس قوه قضاييه روز پنجم آذر تهديد كرده بود كه

“بهانه كردن مطالبات كارگران براي برهم زدن نظم كشور قابل قبول نيست” ولی لاریجانی هیچ وقت نگفت قابل قبول نیست کارگران ۴ ماه است حقوق نگرفته اند. به راستي چرا هرگونه طلب كردن حق طبيعي هر انسان از نظر اين نظام استبدادي برهم زدن نظم كشور محسوب ميشود؟ مگر چرخ تولید جامعه  به دست کارگران نمی چرخد؟ مگر آنها زندگی ندارند؟ مگر کارگران  زن و بچه ندارند؟ مگر آنها بجز رفاه و امنیت شغلی    و داشتن یک زندگی بهتر چه میخواهند؟

اسماعیل بخشی صدای کارگران گرسنه هفت تپه بود، نظامی که بخشی را دستگیر و بازداشت و مورد شکنجه قرار می دهد می خواهد این صدا را خاموش کند، چنین نظامی دیر یا زود به دست قدرتمند همین کارگران و مردم ایران از ریشه کنده خواهد شد. این روز چنان دور نیست. زنده باد مبارزه کارگران در فولاد و هفت تپه و همه جای ایران.*

 

سفره کارگر خالیست

سحر بابا سلجی

جنبش کارگری، اصطلاح گسترده‌ای برای یک حرکت جمعی از سوی کارگران برای ایجاد تشکل‌های کارگری و گرفتن حقوق خود از کارفرمایان و دولت است. این حرکت می‌تواند باعث ایجاد یک دولت کارگری نیز شود. گسترش روزافزون اعتصابات کارگری و تشدید خیزش های خیابانی کارگران، به ویژه در ماههای پائیز و سپس زمستان سال ۵٧، نیاز به برنامه ریزی و سازمان دهی این مبارزات را مشغله روز عده ای از کارگران کرد. برای این کار، تجارب و سنت های پیشین به صورت الگوهائی حاضر و آماده در مقابل چشم افراد قرار می گرفتند. همانطور که یک روز بخصوص در جهان به نام روز جهانی کارگر در دنیا وجود دارد، همه اقشار مردم با گرامیداشت این روز به استقبال روز کارگر میروند. متأسفانه در ایران قشر کارگر از هیچ حق و حقوقی برخوردار نیستند، دولت دیکتاتور جمهوری اسلامی با استسمار این قشر مظلوم و ستمدیده، اعم از زن و مرد سعی دارد با فشار مضاعف و طاقت فرسا بر قشر کارگر عرصه را بر آنان تنگ تر سازد. کارگر مظلوم در ایران چه بسا ماه ها حقوق ناچیز خود را در یافت نمی کند، و از ساده ترین مطالبات خودشان محرومند. بعضا در این آشفته بازار گرانی و بی پولی عده کثیری از کارگران برای دریافت مطالبات به مراتب فشار بیشتری متحمل میشوند. با توجه به اعتصابات اخیر کامیونداران و …. دولت هیچگونه وقعی به خواسته ها و مطالبات این طیف عظیم مظلوم و زحمتکش نمی کند. بخش عظیمی از کارگران در ایران زیر خط فقر زندگی میکنند، سفره کارگر همیشه خالیست چه بسیار کودکان این قشر شب را با شکم گرسنه سر بر بالین میگذارند. چه کسی پاسخگوی این نامردمی هاست؟

چگونه است آقا زاده های سران رژیم همگی در خارج از کشور به تفریح و صفا میپردازند، با دزدیدن پولهای کلان این ملت، روز بروز به دارائیهای خود می افزایند. اما کارگران مظلوم اگر زبان به شکایت و اعتراض وتحصن بزنند چه بسا شور بختانه یا کتک و شلاق، یا شکنجه و زندان طولانی مدت نصیبشان خواهد شد.

این زالو صفتان غریب به چهل سال است با مکیدن خون این ملت ایران را تبدیل به ویرانه نمودند. چه بسیار کارگران مظلومی که با تحت فشار قرارگرفتن از مشکلات و مشقات زندگی، خود را حلق آویز کرده و به زندگی خود پایان داده اند، چه کسی پاسخگوی این رذالت و بی عدالتی هاست؟ تا به کی باید شاهد این بی رحمی ها و نامردمی باشیم؟ امیدوارم این حکومت ننگین خونخوار جمهوری اسلامی هر چه زودتر به پایان عمر سیاه و خونین خود برسد و مردم عزیز و ستمدیده ایران به آزادی و داد خواهی خود برسد.*

 

رژیم مردم آزار دینی، در جنگ با آزادی

حسین زارع

در مقدمه ی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر آمده است: بالاترین آرمانها ظهور جامعه ای است که افراد بتوانند آزادانه و به دور از ترس حرفها و عقاید خود را بیان کنند، رژیم جمهوری اسلامی نه تنها برای ظهور جامعه ای آزاد تلاش نکرده بلکه برای از بین بردن آزادی چهل سال است که کمر همت بسته و با گامهای عملی انواع آزادی اعم از آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی مذهب، آزادی سیاسی، آزادی مدنی، آزادی در تولید هنر، آزادی جنسی، آزادی مطبوعات، آزادی تحصیل و… را به کلی یا موردی از مردم سلب کرده است.

اذیت و آزار و دستگیری و شکنجه و بعضا اعدام اقلیتهای مذهبی و ترور سیاسیون وحتی در مواردی ترور افراد غیر سیاسی توسط حاکمیت،  تنها بخشی از برنامه های رژیم برای جنگ با آزادی است، از یکسو نقض حق تحصیل از محصلان اقلیت های مذهبی به بهانه ی واهی نقض پرونده و از طرفی نداشتن آزادی برای برگزاری مرسومات و آئین مذاهب غیر از شیعه، تا دستگیری نوکیشان مذاهب غیر از شیعه با اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی، ارتداد، همکاری با دول متخاصم و …. سیل فشارها را بر اقلیت های مذهبی وارد کرده، آزادی بیان و البته پس از بیان برای منتقدان سیاسی مواضع جمهوری اسلامی تضمین شده نیست، دامنه ی سلب آزادی و تعرضات جمهوری اسلامی فرارتر از کشور رفته و برای خاموش کردن صدای مخالف گروههای ترور را به خارج از مرزها روانه میکند.

آزادی در فضای مجازی هم از سوی جمهوری اسلامی مورد تعدی قرار گرفته و سعی میکند با فیلتر رسانه های متعدد از آگاه سازی عمومی جلوگیری کند، هرچند که این امر نتیجه عکس داده و هرباره کاربران شبکه های اجتماعی پس ازفیلتر به طرق مختلف به رسانه ها دسترسی پیدا کرده اند.

جمهوری اسلامی حتی به قوانین وضع شده خود هم پایبند نبوده و به صورت همه جانبه ناقض اصل دوازده قانون اساسی مبنی بر آزادی مذاهب اسلامی غیر شیعی همچنین اصل سیزده مبنی بر حقوق و آزادی اقلیت های دینی و اصل بیست و شش مبنی بر آزادی اقلیت های دینی در داشتن آزادی اجتماعی و سیاسی  و صنفی است.

اما سرانجام پیروز جنگ جمهوری اسلامی با آزادی، مردم هستند به استناد تاریخ و تجربه ناموفق حکومتهای دیکتاتوری.*

آگاهی،لازمه آزادی

 

 

رژیم جنایتکار

جواد موسوی

هرچه از عمر این حکومت سراسر ظلم و ستم میگذرد جنایت هایش بیشتر می شود اما اصلا انگار که دنیا خواب و مردم ما هم خواب آلوده ترند. بر دنیای سرمایه داران و منفعت طلبان چطور ایراد بگیریم که مردم خودمان از شنیدن این اخبار به جنبش در نمی آیند. هنوز پرونده دراویش گنابادی در پاسداران تهران بسته نشده و تعدادی از آنها بدون انجام هیچ محاکمه ای در زندان های جمهوری اسلامی بدون برخورداری از حقوق اولیه زندانیان بسرمیبرند. پرونده اکثر فعالان محیط زیستی پس از گذشتن نه ماه بازداشت موقت هنوز باز نشده که دادگاهی بتواند به آن رسیدگی کند و بعضی از آنها با روشهای مختلف سر به نیست شدند و هنوز هیچ خبری از زمان محاکمه آنها نیست. تعداد زیادی از فعالان اجتماعی بعلت عدم برخورداری از حقوق اولیه زندانی در اعتصاب غذا و در وضعیت فوق العاده وخیم بسر می برند. بدترین وضعیت را آرش صادقی دارد که با وجود بیماری های متعدد از اعزام و درمان،تا قطع اعتصاب غذا محروم شده است. در هفته های اخیر مرگ مشکوک دکتر فرشید هکی پتک محکم دیگری بر فرق فعالان اجتماعی و زیست محیطی و جامعه وارد کرد. از دیگر بازداشت های خود سرانه رژیم بازداشت هاشم خواستار، فعال اجتماعی و از معلمان شریف در شهر مشهد بود که پس از دو روز گم شدن از بیمارستان روانی درکنار بیماران روانی درجه یک سر در آورد. آخرین جنایت رژیم اعدام بیست و دو نفر از اعراب خوزستان بدون هیچ  محاکمه و حتی اعلام به خانواده های آنان انجام شد. درشلوغی و توجه افکار عمومی به مسابقه فوتبال، این بیست و دو تن شبانه اعدام شدند و خانواده های عزادار هم طبق معمول از برگزاری هرگونه مراسم منع شده اند. مانده ایم که در این میان چگونه برای مرگ مشکوک جمال خاشقچی تمام روزنامه های مطرح دنیا و تمامی سازمانهای حقوق بشری و حتی وزارت امور خارجه امریکا به کشور عربستان اولتیماتوم میدهند و ترکیه اسناد آنرا منتشر میکند ولی برای اعدام این جوانان صدایی در نمی آید. این ماجراها بهترین دلیل برای اتکاء نکردن بیشتر هموطنان به کمکهای بیرونی و تلاش بیشتر در داخل کشور برای تغییرات عمده و دگرگونی این حکومت جباراست.*

به امید ایرانی بدون هرگونه دیکتاتوری