برای مشاهدهٔ ویدئو سخنرانی عبدالله اسدی در مالمو میتوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید
برای مشاهدهٔ ویدئو سخنرانی عبدالله اسدی در مالمو میتوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید
برای مشاهدهٔ ویدئو جلسهٔ پرسش پاسخ با عبدالله اسدی در مالمو میتوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید
معیارهای پذیرش پناهندگان شامل چه نکاتی می شود و از این معیارها به چه صورت استفاده میشود؟
نحوه ارائه دلائل پناهندگی چگونه صورت می گیرد؟
چگونه می شود پرونده هایی که بسته می شود را دوباره به جریان انداخت؟
مبارزه متشکل و تاثیرات آن بر روند پناهندگی
فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در شهر بروس Borås همه پناهجویان
و علاقمندان به مسائل پناهندگی را به شرکت در این جلسه دعوت می کند.
زمان: پنجشنبه 1۲ یونی از ساعت ۱3 تا 16
مکان:Hässlehus Fritidgsgårde
بحث این جلسه حول سه محور به صورت زیر ارائه می شود
n
Våglängds gatan 5
درشهر Borås (بروس) روبروی فروشگاه Netto
این جلسه را به خاطر بسپارید و دوستان و آشنایان خود را از آن با خبر کنید.
همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- وا حد بروس
5 یونی ۲۰۱۴
پارازیت اندازی در ایران بهمنظور جلوگیری از دسترسی ایرانیان بهرسانههای خارجی از سالهای اول استقرار جمهوری اسلامی در ایران رایج شد،اما در آنزمان، هدف اصلی این عملیات برخیرادیوهای متعلق به گروههای مخالف و معدودی ازرادیوهای وابسته به کشورهای دیگر بودند که گاهبهگاه بامشکل پارازیت اندازی مواجه میشدند.
با رواج تلویزیونهای ماهوارهای در خارج از ایران، دولت ایران برایجلوگیری از دسترسی ایرانیان به این رسانه، استفاده ماهواره را ممنوع کرد و به جمعآوری آنتنهای ماهوارهای از خانههای شهروندان با خشونت هرچه تمامتر پرداختند. بااینکه دولت ایران مقابله با فساد را بهعنوانیکی از دلایل اصلی این اقدام برمیشمارد، بیشترین تمرکزبر روی شبکههای خبری و سیاسی است.
از زمان آغاز پارازیت اندازی، گزارشهایی در مورد تأثیر نامطلوب اینامواج بر سلامت افراد انتشار یافته، گیجی،خستگی، اختلالات هورمونی،ناهنجاریهای ژنتیکی، مشکلات باروری، مشکلات پوستی و خونیازجمله مواردیهستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان براثر این امواج خبر میدهند. درحال حاضر امواج پارازیت ارسالی روی ماهوارهها نیز بهمراتب بیشتر از قبل شده است.
بنابربرخی مشاهدات، افرادی به مرکز درمانی مراجعه میکنند که بنا بهگفته برخی منابع، علت بیماری آنها،ناشی از اثرات تشعشعات پارازیتهایماهوارهایاست، برای مثال میزان سقط غیرعمدی جنین در ایران 5/3 درصد افزایش یافته. درصورتی که خامنهای به جدّ خواستار افزایش جمعیت ایران تا مرز ۱۵۰ میلیوننفر است. (این جمعیت کمتر نشود،بیشتر از آن پیش کش)، نهتنها دکلهای پخش پارازیتدر سراسر شهرهای ایران پراکنده است بلکه توسط مقامات زندانها دستگاههای پارازیتموبایل در زندانها نصب کردهاند که این موضوع باعث بروز بیماریهایپوستی برایزندانیان شده است. درواقعوقتی در زندان موبایلی وجود ندارد چرا مسئولان دستگاهیبرای انداختن پارازیت نصب کردهاند؟
رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی برای رسیدن به اهداف پلیدش از هیچگونهآسیبی به مردم ایران رویگردان نیست.
طرحافزایش نرخ باروری و مقابله با کاهش رشد جمعیت کشور، طرحی که در مجلس به تصویب رسیدو قانونهای جدید و تبلیغهای احمقانه با هدف تشویق مردم به داشتن فرزند بیشتر را،به دنبال داشت. دستیابی به اهداف اسلام و انقلاب با نظر بر اینکه جمعیت بیشترنشانگر اقتدار کشور است، از سخنان مقام رهبری است که چندینبار بر افزایش جمعیت ایران ورسیدن آن به ۱۵۰ میلیون نفر تأکید کرده، همزمان با طرح این موضوع شاهد گزارش جدیدموسسه پژوهشی کاتو در آمریکا هستیم که ایران در رتبهبندیجهانی شاخص فلاکت در سال۲۰۱۳از میان ۹۰ کشور،جایگاه دوم را به خود اختصاص داده و پس از ونزوئلا بدترینشرایط را داردتا انتهای سال ۲۰۱۳ شاخص فلاکت در ایران به ۶۱/ ۶ درصد رسید،چنانچه همزمان رکورد تورم در ایران شدت یافته و یکی از مهمترین عوامل شاخص فلاکت درایران تورم است که نرخ آن در سال گذشته به بیش از ۴۰ درصد رسید و عامل دیگر بیکاریاست که در ایران هرروز رو به افزایش است، مردم ایران در حال حاضر در تنگنای شدیداقتصادی به سر میبرند و کیفیت زندگی در ایران به نسبت دیگر کشورهاطی پنج سال گذشته ۶۲پله تنزل پیدا کرده و ایران از میان ۱۹۴ کشور در جهان در رده ۱۵۰ قرار دارد.
گرانیروزبهروز، فقر و دزدی و ناامنی ناتوانی دولت در تأمین نیازجامعه، ناتوانی در حفظو نگهداری محیطزیست،بهعنوان مثال مرگ ۲ میلیون ماهی در سد فشافویه،آبیاریسبزیجات با فاضلاب در جنوب تهرانو آلودگی بیشازحد هوا که در دولت احمدینژادحدود سال ۲۰۱۰ برای خنثی کردن تحریمها و تأمین بنزین در حرکتی بدون برنامهریزی،اقدام به تولید بنزین پتروشیمی کرد تا بخشی از نیاز داخلی را تأمین کند و اینصنایع پتروشیمی حلالهای بنزن،اولئون و زایلن تولید میکنند کهسرطانزاییآنهاثابت شده استو غلظت بنزن در بعضی نقاط تهران به بالاتر از ۱۰۰ برابر حد مجازنیز میرسدو به همین دلیل افزایش نرخ برخی از بیماریهایصعبالعلاج مانندسرطان را شاهد هستیم.سپاه پاسداران در پی تحریمهای جدید علیه ایران لبخند میزند،در گذشته نقش سپاه پاسداران در بخش پتروشیمی ایران به طرحهای زیربنایی ازجملهساخت جاده و کانال محدود بود،اما اکنون بر اکثر پروژههای نفتی نظارت دارد و دربخشهای کلیدی پروژه پارس جنوبی و پروژه عظیم گاز مایع طبیعی در خلیجفارس نقشاصلی را ایفا میکندکه جلوگیری از فروش بنزین به ایران توسط شرکتهایخارجی بهمعنی پول بیشتر و قدرت نفوذ فزونتری برای سپاه پاسداران به معنی چپاول آسانترثروت ملی است.
در رژیم فاسد جمهوری اسلامی نهتنهاهیچگونهتوجهی به وضعیت شهروندان نمیشود بلکهتمام سیاستها در پی قدرت حاکمان و زیر پا گذاشتن حقوق مردم پیش میرودو تا روزیکه این آخوندها و آقازادهها از بین نروند این شرایط ادامه دارد.
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد که مادران سیاهپوش، داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد، هنوز از سجادهها سر برنگرفتهاند.
روزهای سیاه را در تقویم مبارزاتی هر ملتی در برابر دیکتاتوریهای زمان میتوان یافت، روزهایی که هیچوقت از ذهن تاریخ پاک نخواهند شد، اینروزهافراموششدنی نیستند و مثل لکه ننگ بر پیشانی حاکمان ظالم و ستمگر میچسبند و تا ابد ماندگار میشوند، لکه ننگ پنجشنبه سیاه بند 350 اوینتا ابد بر پیشانی دیکتاتوری و سردمداران فاشیستی جمهوری اسلامی ایران خواهد ماند.
روز پنجشنبه۲۸فروردینماه، بند ۳۵۰ اوین (بند زندانیان سیاسی) شاهد یکی از بیسابقهترینبرخوردها و ضرب و جرحها علیه زندانیان سیاسی بوده است. ساعت نه صبح بیش از صد نفر از مأموران اطلاعات و سپاه با لباس شخصی و سربازان گارد ویژه سازمان زندانها با باتوم و دوربین وارد بند شده و با درست کردن تونل وحشت زندانیان را با ضرب و شتم وحشیانه از زیر آن رد کردند.
متأسفانه در این حرکت غیرانسانی علیه زندانیان بیدفاع تعدادی از این عزیزان بهشدت مجروح و مورد آسیبدیدگی قرار گرفتند، لخت کردن زندانیان، تراشیدن موی سر، زدن دستبند و کشیدن بر روی زمین، مشت و لگد، فحاشی و تحقیر، چشمبندازجمله آزارهایی بود که مأموران هنگام انتقال زندانیان به انفرادی و به بیرون از سلولها انجام دادند.
بهراستی که چنین اعمال خشونتآمیز و به دور از انسانیت از عهده حکومتهای دیکتاتور و فاشیستی چون جمهوری اسلامی ساخته است، بسیار تلخ است دیدن ستمی اینچنینی بر آنهایی که به دلیل درخواستحقوحقوق اولیه انسانی خویش و بیان عقیده و مخالفت سیاسی تحمل حبس میکنند و حس اینکه باوجود هولناکی این اتفاق هیچ فریادرسی در دولتی برآمده از درون واژهی امید (که تنها فریبی برای عوام جامعه بود)نیست. وقتی فریادرسی نیست، ستم مضاعف میشود و مظلومیت بیشازپیش خودش را نشان میدهد.
دولت اعتدال و امید! حسن روحانی (که با یک انتخاب مهندسیشده که همان عوامفریبی با وعدههای پوچ و بیاساس بار دیگر توانستند مردم را بهپایصندوقهایرأی بکشند)متأسفانه کماکان به سکوت تأسفبار خودش در مورد حمله به زندانیان ادامه میدهد، بایستی پذیرفت برخی از امیدهای حداقلی برای کسانی که فریب این دولت مردمفریب را خوردند بار دیگر نقشبرآب شده. آنوقت باید از آقای روحانی پرسید با اینهمه تدبیر و اعتدال آیا از علی مطهری و مواضع اصولگرایانهاش که در اولین روز پس از فاجعه واکنش نشان داد هم کمترید؟
حال این سؤال ایجاد میشود که آیا واقعاً به جناب شیخ حسن همان “حقوقدان ” با مدرکقلابیاش ربطی ندارد؟! همان کسی که پسرش قبل از خودکشی نوشته بود:
… «من از دولت شما، دروغ شما، فساد و دینتان متنفرم؛ من از این زندگی اینچنینی شرم دارم؛ من مجبورم به دوستانم مرتب دروغ بگویم که پدرم شریک چنین وضعی نیست و مردم را دوست دارد، در حالی که این دروغ است. از اینکه پدرم دستبوس خمینی میشود احساس بیماری میکنم.»
متأسفانه هنگامی که این افراد خود باعث نابودی جگرگوشههای خویش هستند، آیا میتوان انتظار داشت که مرهمی بر زخمهای ضعیفان باشند؟
دروغ تا جایی قابلتحمل است، بعد از این مرحله، دروغ روی اعصاب راه میرود، اما بعد از این مرحله اعصابخردکن و حال به هم زن میشود، چرندیات غلامحسین اسماعیلی رییس سابق سازمان زندانهای کل کشور با آن لبخند کریهانه و پیراهن یقهآخوندیدر گفتوگو با «ایلنا» با کمال بیشرمی اخبار برخی سایتهای خبری مبنی بر اینکه در این درگیری دستو پای برخی از این زندانیان شکسته یا مشکل جسمانی برایشان به وجود آمده را تکذیب کرد و میگوید که بنا نداریم که به ادعاهای سایتهای معارض که دروغپراکنی علیه نظام میکنند پاسخگو باشیم!
به نظر میرسد که کشتار و ضرب وشتم شهروندان و زندانیان اگر با تأیید مقامات و مطابق با رسالت همیشگی نظام اسلامی باشد همیشه سبب پیشرفت و تعالی افراد از نظر سازمانی در این حکومت خواهد بود همانطور که غلامحسین اسماعیلی رییس سازمان زندانهای کل کشور بعد از این واقعه تأسفانگیز از سوی مسئولیناز ریاست سازمان زندانها کنار رفت و به ریاست کل دادگستری استان تهران ترفیع یافت.
اینها خودشان را آزاد میدانند مختار میدانند که هر بلایی که میخواهند سر زندانی بیاورند. اتفاقات وحشتناکی در این مملکت افتاده که الآن گوشههایی از آن بهتازگی فاش شده. ولی مطمئن باشندو حاکمیت مطمئن باشد، آقای خامنهای مطمئن باشد، آقای روحانی مطمئن باشد که این حقایق زیر پرده نمیماند و روزی فاش خواهد شد و تمام اینها که در این ۳۵ سال در این مملکت مسئولیتهایی داشتند باید جوابگو باشند.
به امید رهایی ایران از چنگال اسلام سیاسی و استبداد دینی.
بعد از تغییر نظام پادشاهی و روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی، ایدئولوژی بنیادگرای آن استفاده ازآیههای قرآن را برای اعدام، سنگسار و قطع عضو به امری عادی در روند اجرای احکام قضایی در ایران تبدیل کرد.
اجرای این احکام (که خود جنایتی علیه بشریت است) درملأعام هیچگونهتأثیری بر روند جلوگیری و یا کاهش تعداد جرائم در کشور نداشته چون خانه از پایبست ویران است و فساد ریشه در بالاترین سطوح کشور دارد. حکومت در ایران به دنبال آن نیست که اعتیاد و فحشا و بزهکاری را ریشهکن کند وگرنه میتوانستراههایمناسبتری را از کشورهای دمکراتیک کپی نموده، از طریق مطبوعات و تلویزیون اعمال و تزریق کند.
همچنیناجرای این احکام درملأعامتأثیرات ویرانگری بر روح و روان بینندگان این صحنههاخصوصاًبچهها دارد که تا آخر عمر در جان آنان میماند و آنان را میازارد ۰ جوانانی که ناظر اعدام، شلاق، قطع عضو و یا هرگونه خشونت دولتی دیگرمیباشند، آن خشونترا بهعنوان یک الگوی قابلاجرا در ذهن و ضمیر خویش ضبط کرده ودوباره همان را به شکلی به جامعه برمیگردانند. اینچنین است که از خشونت، خشونت زاده میشود و نه چیز دیگر.
این اعدامها یا قطع عضوها کمکی به حل مشکل جرم و بزهکاری نکرده است. مطالعات درباره حیوانات نشان داده است که حتی این سیستم خشونت درباره آنها نیز کار نمیکند، به همین منظور در موقع تربیت حیوانات در موارد گوناگون (مثلاً در سیرکها) از سیستم پاداش و تشویق استفاده مینمایند.
تنها هدفجمهوری اسلامی از اجرای این اعمال وحشیانه، تبلیغ و تزریق آنهااز طریق مطبوعات، رادیو، تلویزیون، نیروی انتظامی و لباس شخصیهاایجاد ترس و وحشت در جامعه است، چراکه ترس عامل بازدارنده اعتراض ملی است در نگاه دیگر جمهوری اسلامی ابزارهای گوناگونی برای خشونت بکار میبردکه یکی از این ابزار خشونت، استفاده از آیههای قرآن در بلندگوها و فریاد اللهاکبر و تشکر کردن آر قوه قضایی و همچنین بیت رهبری است و به نحوی حمایت نیروی انتظامی و لباس شخصیها را در راستای افکار دیکتاتور مذهبی خود اختصاص میدهند…
مردم ایران با اتحاد و همبستگی خویش زیر بار این بازیهای رژیم نرفتهاند و همانطور که بارها نشان دادهاند،با بر هم زدن این مراسم، تحریم تماشای آن، تبدیل آن به اعتراض خیابانیو نمایش آن در سطح جهانی سعی به عقب راندن این نظام فاشیستی مذهبی مینمایند. وظیفه ما نیز در خارج از کشور این است که همزمان با اعتراض به این مراسم، هرچه بیشتر این وقایع را در بین جوامع حقوق بشری انعکاس داده و با فشار هر چه بیشتر بر رژیم ایران سعی بر متوقف کردن این اعمال قرونوسطایی و جهنمی کنیم. تنها راه نجات ایران نابودی رژیم فاشیستی مذهبی حاکم بر آن و ایجاد یک حاکمیت مردمی و دموکراتیک است آزادی و دمکراسی فقط یک کلمه نیست که کسی یکشبه به آن برسد بلکه هر کسی باید از خودش شروع کند و اگر کینه را از خود دور کنیم میبینیم که حقوق شهروندی و بشردوستانه از پشت غبار خشم ونفرتی که بهمااعمالشده نمایان میگردد.
زنان در جوامع امروزی دارای جایگاه خاص و ارزنده هستند. بر کسی پوشیده نیست که الآن در اکثر کشورها، زنان سمتهای اجرایی و مهمی را به عهده دارند؛ که این امر باعث شده زنان درسایر کشورهای تحت استبداد و دیکتاتوری به پا خیزند و از حقوحقوق خود دفاع کنند که همان به رسمیت شناختن آزادیهای واقعی انسان است.
برای درک بهتر از آزادی و حقوق یکسان بین زن و مرد در جوامع پیشرفته میتوانیم کشورکره جنوبی و ایران را باهم مقایسه کنیم تا به ابعاد این موضوع با دیدی واضح و روشن نگاه کنیم. کشور کره جنوبی توانست با نبردها و ستیزهای فراوان آخر با همت و پشتکار زنان و مردانش به دموکراسی دست یابد، خاکی که در آن هر انسانی از کوچک و بزرگ از آزادیهای یکسان که در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد که در تاریخ26 اوت1789 نوشته شده استبهرهمند هستند. الآن نگاه کنید که خانم پارک کوئنهایرئیسجمهور این کشور است که این باعث غرورشعف هر انسان آزادیخواه است. حالا در کنار اینها خانم آنگلا مرکل به مدت 1 سال صدراعظم کشور آلمان است ودر کشور برزیل هم خانم دیلما روسف رئیسجمهور کشور است و دیگر کشورهای دموکراتیک که بحث واکاوی آزادی زنان در آن در مقاله یکصفحهاینمیگنجد که در اینجا از شما مخاطبان عذرخواهیمیکنم. متأسفانه بعد از سال 57 و چیره شدن حکومت اسلامی در کشورنه حقوق زن بلکه حقوق بشر بهصورتگستردهای توسط حکام ظالم نقص میشود. واقعاً دردناک و عذابآور است که حقوق زنان در شریعه و فقه اسلام بهصورت فجیعی پایمال شده است. مثلاًازلحاظ پوشش ظاهری و شرکت در امور اداری کشور. حق رأی دادن و تحصیل در رشتههای خاص در دانشگاهها که برای زنان مسدود شده است را میتوان اشاره کرد.ولی خوشبختانه این رژیم سخیف نتوانسته تا الآن به این امر دست پیدا کند چون زنان ایرانی بیدار و هوشیار هستند و نمیگذارند که حقوحقوقشان راعدهای معدود و بیسواد پایمال کند.
حال نگاه کنیم به امور روزمره مردم در جامعه ایران. من خودم شخصاًدیدهام یک عده که نام آنها را انسان نمیشود گذاشت و باید از آنهابهعنوان بیمار روانی و جنسی یادکرد برای بانوان در پیادهرو، خیابانها و مراکز خرید عمومی و … مزاحمت و ایجاد آزار و اذیت میکنند که این امر بسیار شنیع و سخیف و غیرقابل بخشش است. یادمان باشد که آگاهی لازمه آزادی است یعنی اینکه یک جامعه وقتی میخواهد به برقراری صلح و آرامش دست یابد و دموکراسی را در کشور جاری سازد، باید افرادش هم فکر و ذهنی آزاد داشته باشند تا این امر با همت وکوششان تحقق یابد. خدمتی که زنان به این دنیا کردند این است که با مبارزه خود باعث شدند افراد جامعه دارای ادب و فرهنگ و ذهنی خلاق و استقامتی همچون کوه و پشتکاری فراوان شوند که این صفات خوب باعث شدند که انسانها مثل زنجیر به هم تنیده شده و یک جامعه پویا متکثر و شاد را پدیدآورند.
غرض از این مباحث این است که کشورهابازهم در قانون اساسی خود بنگرند و اگر حقی از هر انسانی فرق نمیکند از چه رنگی و چه زبانی و چه گرایش دینی، پایمال شده را اصلاح کنند و مهمتر از همه خود افراد جامعه به حقوق همدیگر فرق نمیکند زن یا مرد و یا کوچکتر و بزرگتر، احترام بگذراند و لو اینکه آن کشور اسیر استبداد و دیکتاتوری باشد.
در آخر به خود بیایم و از راه صلح و آشتی و محبت خارج نشویم.