حضور مردم در سال ۵۷ در خیابانها و تظاهرات بر علیه حکومت شاه به دلایلی چون دیکتاتوری، فاصله طبقاتی و عدم آزادی سیاسی انقلاب۵۷ را رقم زد.
هدف مردم دستیابی به شرایطی بهتر و فضایی آزادتر و دمکراسی بود ولی به دلیل عدم شناحت کافی از خمینی و ایدئولوزی و سبک او و همپیمانان او در دام اسلامگرایان گیر افتادند و انقلاب مردم توسط اسلامگرایان تندرو ربوده و حرکت مردم به سمت حکومت فاشیستی اسلامی تغییر جهت داد.
یکی از علت هایی که مانع از شناخت کامل مردم از خمینی شد دوری ۱۵ ساله او از ایران به علت تبعید بود. بازتاب رسانه ای مصاحبه های خمینی بویزه بوسیله بی بی سی فارسی، علت مطرح شدن خمینی و محبوب شدن او نزد مردم ایران بود به طوریکه حتی برخی نخبگان فکر می کردند او منجی آنها برای رسیدن به دمکراسی است.
ولی خمینی بعد از به قدرت رسیدن، روش و سبکی کاملا متفاوت با وعده هایی که داده بود در پیش گرفت و مردم نه تنها به دمکراسی نرسیدند بلکه آزادیهای فردی و اجتماعی اولیه خود را از دست دادند. به دستور خمینی هزاران زندانی فقط به خاطر ابراز عقیده در سالهای ۶۰ تا ۶۷ به جوخه های اعدام و چوبه های دار سپرده شدند و بعد از سه دهه اوضاع کشور از هر لحاظ ( اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و … . رو به زوال است.
در این شرایط وخیم کشور و با توجه به اینکه پیکره رژیمپوسیده و کشمکش شدیدی بین جناههای آن در جریان است تنها راه غلبه بر این رزیم، همبستگی و اتحاد همه قشرهای مردم است.
من یک زن هستم که مجبور شدم از وطنم با تمام دلبستگیها و خاطراتم فرار کنم و به کشور دیگر پناه بیاورم . سالها زحمت کشیدم تا توانستم زندگی دلخواهم را مهیا کنم ولی متاسفانه برای حفظ جانم وآرمانهایم همه را پشت سر گذاشته و چند ماهی است به این کشور پناه آورده ام. وقایعی که همچون کابوسی همواره بر زندگیم و روح و روانم سایه انداخته… صحنه های دردآوری که دل هر انسان آزادی خواهی را بدرد میاورد… من هم به ندای دورنم گوش سپردم و همراه با هموطنانم در تظاهرات اعتراضی خرداد ۸۸ شرکت نمودم. در آنروز سیل عظیمی از اقشار مختلف مردم به خیابانها آمده بودند.اما مورد هجوم و ضرب و شتم لباس شخصیها و نیروهای امنیتی قرار گرفتیم وموجب شکسته شدن ستون فقراتم گردید. گرچه کمر من نیز مانند سایر مردم بارها در زیر بار بی عدالتی و ستم جمهوری اسلامی شکسته شده بود …. ولی با مشکللات خطرناکی که برایم پیش آمده بود دیگر توان شرکت در تجمعات اعتراضی و ماندن در ایران برایم غیر ممکن شده بود.نشریه همبستگی را از روی سایت می خواندم و علاقه زیادی به تنوع مطالب آن و فعالیت های فدراسیون در دفاع از حقوق پناهندگان ایرانی پیدا کرده بودم. من به منظور آگاه کردن مردم نسبت به خط و جهت نشریه همبستگی و کمک های این نهاد به پناهجویان ایرانی در خارج از مرزهای ایران، تصمیم به نشر و تکثیر این نشریه در میان مردم گرفتم و بسیاری را با سایت فدراسیون و نشریه همبستگی آشنا کردم.
بهرحال در راستای هدفم و آگاهی رساندن به مردمم هر چند کوچک قدمی برداشته بودم … و اکنون که در کنار این عزیزان در فدراسیون سراسری پناهندگی هستم بسیار خوشنودم که میتوانم در فضایی آزاد صدای هزاران هزار مردم دردمند و محصور در ایرانم را به گوش دنیا برسانم…زنده باد مردم ایران
دولت و اداره مهاجرت سوئد، هر روز بر ادامه سیاست بازداشت و دیپورت پناهجویان پافشاری می کند. روزی نیست پناهجویانی که از اختناق و سرکوب سیاسی در ایران و جنگ های قومی و مذهبی در افغانستان گریخته اند و از کشور سوئد تقاضای پناهندگی کرده اند، تحت تعقیب و پیگرد پلیس قرار نگیرند.
پروانه سرآبادانی و حمید رضا حسنی یاوند که در بازداشتگاه شهر فلن نگاه داشته شده اند و چندین پناهجوی بازداشتی دیگر اهل افغانستان، نمونه هایی از فشار و تحمیل بی حقوقی به متقاضیان پناهندگی در سوئد هستند.
پناهجویان به حمایت همه سازمان ها و نهادهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی و مردم متمدن نیاز دارند. در همین راستا به فراخوان چند سازمان و نهاد مدافع حقوق پناهندگی در شهر گوتنبرگ یک متینگ اعتراضی برگزار می شود.
فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی هر حرکتی که به بهبود زندگی پناهجویان کمک کند از آن حمایت و مردم را به شرکت در آن دعوت می کند.
زمان:شنبه دوم مارس ساعت ۱۴ محل:گوستاو آدولف توری Gustav Adolfs torg همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد گوتنبرگ ۲۶فوریه ۲۰۱۳
نامه سرگشاده فدراسیون به اداره مهاجرت سوئد موضوع: خطر دیپورت حمیدرضا حسنی یاوند و پروانه سرآبادانی به ایران حکم اخراج هردو آنها باید فورا متوقف گردد
فدراسیون در نامه دیگری به تاریخ ۱۴ فوریه به اداره مهاجرت و دیگر مراجع حقوقی این کشور با جزئیات بیشتری به دلایل پناهندگی پروانه پرداخته است در بخش پایانی این نامه نیز به فعالیت های صورت گرفته در چند روز اخیر برای متوقف کردن حکم اخراج پروانه اشاره خواهد شد.
حمید رضا نه تنها نباید به ایران بازگردانده شود باید فورا از بازداشتگاه آزاد شود. او مجرم نیست متقاضی پناهندگی است،فعال سیاسی و مخالف رژیم اسلامی در ایران است. از جوانانی است که انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران را به افتضاح سیاسی تبدیل کردند.حمیدرضا حسنی قبل از خروج از ایران خبرنگار هفته نامه نوین در شهر کرج بوده و هنگام درخواست پناهندگی این موضوع را به اداره مهاجرت گفته و به آنها گفته بود که در ارتباط با همین موضوع از سوی دستگاه قضائی جمهوری اسلامی تحت پیگرد بوده است. این دلیل اصلی درخواست پناهندگی وی از اداره مهاجرت سوئد بوده است. حمیدرضا حسنی یاوند در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۹ از اداره مهاجرت این کشور درخواست پناهندگی کرد ولی متاسفانه وی نیز مثل بسیاری دیگر از پناهجویان ایرانی از این اداره پاسخ رد گرفت. نکته قابل توجه این است که حمید رضا به دنبال دریافت پاسخ نهائی از دادگاه مهاجرت این کشور، اداره مهاجرت در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۱۲ طی نامه ای از حمیدرضا خواسته بود به آنجا مراجعه کند تا در مورد ملزومات بازگشت وی به ایران صحبت کنند. حمیدرضا در آن جلسه تصاویری از فعالیت های سیاسی خود را برعلیه رژیم ایران به کارمند مشاور خود نشان داده بود و به وی گفته بود من می خواهم زنده بمانم؛ نمی خواهم به ایران برگردم تا مورد مجازات قرار بگیرم. به دنبال این ملاقات اداره مهاجرت رسما حکم اخراج حمیدرضا را متوقف کرده بود.
اداره مهاجرت و پلیس امنیتی سوئد می دانند که دستگاههای قضائی و ارتش سایبری جمهوری اسلامی مدام در حال شناسایی و کنترل فعالیت سیاسی متقاضیان پناهندگی در خارج از کشور هستند. سال گذشته جمهوری اسلامی اعلام کرد که آنهاییکه در خارج از کشور بر علیه نظام فعالیت می کنند مطابق قانون به آنها برخورد می شود. از اینرو به اطلاع اداره مهاجرت میرسانیم که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی حمیدرضا را از نزدیک می شناسد و با فعالیت های اعتراضی و افشاگرانه وی علیه رژیم ایران آشنایی کامل دارد و از این نظر با تصمیم این اداره در مورد بازداشت حمیدرضا بشدت اعتراض می کند. اداره مهاجرت کافی است اسم حمیدرضا حسنی یاوند را در اینترنت جستجو کند تا کلیپ ها و فیلم ها و تصاویر زیادی را از فعالیت های سیاسی وی علیه رژیم ایران ببیند. حمیدرضا از زمانی که به سوئد آمده است به عنوان یک فعال سیاسی با نام و مشخصات واقعی خود فعالیت سیاسی داشته و این فعالیت ها حمید را به یک چهره شناخته و معترض در میان جامعه ایرانی بویژه در شهر استکهلم تبدیل کرده است. حمیدرضا از تابستان سال ۲۰۱۲ تا شب جمعه ۱۵ فوریه ۲۰۱۳ که از سوی پلیس این کشور بازداشت گردید، روزهای سه شنبه به همراه شمار دیگری از فعالین سیاسی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم دست به فعالیت افشاگرانه علیه رژیم ایران می زد.
در صفحه فیسبوک حمیدرضا تصاویری از وی وجود دارد که نشان می دهد حمید رضا در حال آتش زدن عکس علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در مقابل سفارت ایران در استکهلم است. در فیلم ها و تصاویر فعالیت های حمیدرضا در یوتیوب و در فیسبوک وی، بارها دیده می شود که حمیدرضا در اعتراضات و گردهمائی ایرانیان در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در حال فیلمبرداری و سخنرانی شعار مرگ بر جمهوری است. علاوه بر اینها در ۱۷ فوریه ۲۰۱۳ یگی از تلویزیون های ماهواره ای بنام تلویزیون میهن که در آمریکا به زبان فارسی برنامه پخش می کند با حمیدرضا مصاحبه کرده است.وی در این مصاحبه از مبارزات خود علیه جمهوری اسلامی صحبت کرده است. تلویزیون دیگری به نام سیمای رهایی باز در همین مورد با حمیدرضا مصاحبه کرده است. اینها همه نشان می دهد که فعالیت های سیاسی حمیدرضا بر علیه جمهوری اسلامی در معرض دید همگان قرار دارد و اداره مهاجرت می داند که این نوع فعالیتها از دید رژیم ایران پنهان نیست. از این بابت تصمیم اداره مهاجرت و دادگاه مهاجرت در مورد صدور حکم اخراج برای حمیدرضا و پروانه سرآبادانی به ایران بسیار خطرناک، ناعادلانه و غیر انسانی است و حکم اخراج آنها باید فورا متوقف گردد. پروانه سرآبادانی نیز از روزی که ازفرودگاه به بازداشتگاه بازگردانده شده است تا بحال با چنیدین رادیو محلی و رسانه سراسری فارسی زبان در سوئد مصاحبه کرده و از تبعیض و بردگی زنان در قوانین اسلامی و رفتار تبعیض آمیز و نژاد پرستانه جمهوری اسلامی با اقلیت های مذهبی صحبت کرده و کلیپ های زیادی از وی در سایت ها و شبکه های اینترنتی پخش شده و بسیاری از مردم با نگرانی به این موضوع نگاه می کنند. علاوه بر این چند روزنامه محلی در سوئد نیز از وی گزارش و عکس به چاپ رسانده اند. برطبق همه دلایل و مقرراتی که برای پذیرش پناهندگان وجود دارد افرادی که در موقعیت امروز حمید رضا و پروانه قرار می گیرند باید برطبق شرایط Sur Place تحت حمایت بین المللی قرار گیرند. از این رو حکم اخراج حمید رضا حسنی یاوند و پروانه سرآبادانی به ایران باید فورا متوقف گردد و اجازه اقامت آنها در سوئد برسمیت شناخته شود.
همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ۲۰ فوریه ۲۰۱۳
همان طور که در نامه فدراسیون به اداره مهاجرت و دادگاه مهاجرت سوئد اعلام شده بود، علیرغم اقدامات زیادی که برای ممانعت از دیپورت پروانه به ایران صورت گرفته بود، ساعت ۹:۳۰ صبح روز جمعه ۱۵ فوریه او را از بازداشتگاه اداره مهاجرت در شهر فلن به فرودگاه آرلاندا انتقال دادند. تا آن ساعت فعالیت های زیادی برای جلوگیری از اخراج وی صورت گرفته بود. نامه فدراسیون در اعتراض به حکم اخراج پروانه، ساعت یک بامداد به اداره مهاجرت، دادگاه مهاجرت و دیوان عالی کشور و بسیاری از سازمانهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی و رسانه های داخلی سوئد ارسال شده بود.
یک روزنامه محلی همان روز با چاپ عکسی از پروانه نوشته بود: این زن ۲۹ ساله هم اکنون در حال دیپورت به ایران است. به ابتکار غفور عباس نژاد از مدافعین حقوق پناهندگی و افرادی از کلیسای شهر فلن برای ساعت ۸:۳۰ صبح فراخوان تجمع اعتراضی در مقابل بازداشتکاه اداره مهاجرت داده شد و حدود ۳۵ نفر در مقابل بازداشتگاه فلن دست به اعتراض زدند. تعدادی هم از طرف سازمان سراسری پناهندگان – بیمرز در مقابل اداره مهاجرت در استکهلم همزمان دست به تجمع زدند.
یک مصاحبه ویدئوی با پروانه که از سرگذشت خود و شرایط جهنمی در ایران برای زنان صحبت می کرد به طور گسترده ای توزیع شد. پروانه خود در طول مسیر فرودگاه تا داخل هواپیما درحال مقاومت بود و در کنار هواپیما فریاد میزد: ” من را به ایران برنگردانید چون جمهوری اسلامی من را اعدام می کند.”
این اعتراضات دست به دست هم داد و برتصمیمات خطرناکی که مراجع پناهنده پذیری سوئد گرفته بودند تاثیرات تعیین کننده گذاشت و آنها را مجبور به متوقف کردن حکم دیپورت پروانه به طور موقت کرد و او را به همان بازداشتگاه بازگرداند. با توجه به نگاه داشتن وی در بازداشتگاه هنوز نمی توان گفت این خطر صد در صد رفع شده است. اما اقدام به اخراج پروانه برای بار دوم کار ساده ای برای دادگاه مهاجرت این کشور نیست و فدراسیون و دیگر مدافعین حقوق پناهندگان این اجازه را به آنها نخواهند داد. فدراسیون این موفقیت را به پروانه و فعالین خود و همه کسانی که در این مورد کاری انجام دادند تبریک می گوید.
Angående utvisning av den iranske asylsökanden Parvaneh Sarabadani
Ärendenummer:۱۲۰۱۰۳۱۷/۶
UM 3702-12
Parvaneh ansökte om asyl i Sverige för drygt ett år sedan. Men hon fick avslag på sin ansökan från både Migrationsverket och Migrationsdomstolen. Hon ska utvisas till Iran fredagen den 15 februari.
Parvaneh kommer från en fanatisk, muslimsk familj. Många i hennes släktingar är medlem i Basij eller arbetar för islamiska myndigheter. Hon hade tillsammans med sin man avsvurit sig tron på islam och konverterat sig till kristendomen. När detta avslöjades så mördades hennes make av dennes morbror. Hon blev själv våldtagen av samma person.
Sedan sin ankomst till Sverige har Parvaneh fortsatt med att utöva sin kristna tro, förespråkat kristendomen och öppet uttryckt sig mot islam.
Iranska flyktingars riksförbund i Sverige fördömer starkt Migrationsverkets beslut om utvisning av Parvaneh och kräver att beslutet dras in med tanke på att den islamiska regimen i Iran förtrycker de religiösa minoriteterna och de som avsvärjer sig tron på islam räknas som avfällingar och därmed döms till döden enligt den islamiska strafflagen. Utvisningen av Parvaneh till Iran innebär att medveten utsätta hennes liv i fara.