شرایط داخلی ایران در مرحله بسیار خطرناکی به سر می برد و به نظر می رسد که تغییراتی در جغرافیای سیاسی ایران در حال وقوع است که احتمالا طبقه جوانان که ۵۵ درصد جمعیت بیکاران جامعه ایران را تشکیل می دهند، رهبری این تغییرات را به عهده خواهند داشت.مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ایران گسترش چشمگیری داشته و بیش از ۴۰ درصد از خانواده های ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند
رونوشت: پارلمان سوئد و نهادها و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی
این نامه به نمایندگی از صدها پناهجوی ایرانی نوشته شده است
همانطوری که اطلاع دارید طی دو سال گذشته گروه بزرگی از پناهجویان ایرانی تقاضای پناهندگی شان به شکل کم سابقه ای از سوی مراجع پناهنده پذیر در سوئد، پاسخ منفی گرفته و پذیرش شمار پناهجویان بشدت کاهش پیدا کرده و این وضعیت همچنان ادامه دارد.
صدای نان، کار و آزادی صدای کارگری است که ساعت ها، ماه ها و سال ها از جسم و جان و تن خود برای رفاه و آرامش اجتماع می گذرد ولی نه خود و نه خانواده اش ذره ای طعم آسایش و رفاه را نچشیده اند.
با وجود انتقادات جامعه جهانی، ایران همچنان به مجازات اعدام ادامه میدهد. سازمان ها و کشورهای مختلف سالهاست از ایران به خاطر اجرای مجازات اعدام که این نهادها آن را نقض حقوق بشر میدانند انتقاد کرده اند.
از شروع حکومت اسلامی ایران حاکمان ابله آن برای صدور انقلاب خود و فتح دروازه های غرب هیچ کوتاهی نکردند. دررسیدن به تکنولوژی ساخت و تولید سلاحهای اتمی و دستیابی به تکنولوژی فضایی میلیاردها دلار از منابع مالی این کشور را صرف جاه طلبی های خود نمودند.
سالها در گوش کودکان و نوجوانان ما خواندند ک خرمشهر را الله آزاد کرد ولی همه ما شاهد آنیم که نه تنها خرمشهر بلکه جای جای این سرزمین در بند و اسارت احکام الله و جولانگاه دولتمردان حکومت ستمگر اسلامی میباشد.
ادامه اعتراضات و اعتصابات سراسری مردم در ایران و هم صدایی و اعلام همبستگی درخارج از کشور با مبارزات مردم درایران بیش از گذشته حس میشود، امروز روز آن است اقشار مختلف جامعه اعم از کارگر، دانشجو معلم، بازنشستگان، زنان، جوانان،کشاورزان و مالباختگان و پرستاران و…. در هماهنگی با هم با طرح خواسته ها و مطالبلت خود به میدان بیاییم و اعلام کنیم این زندگی شایسته ما نیست.
نیروهای انسانی هر کشور با ارزشترین و سودمندترین منابع آن کشور محسوب میشوند، در توضیح ارزشمند بودن منابع انسانی میتوان بیان کرد که نیروی انسانی حتی از ارز و طلا با ارزش تر است چرا که وظیفه ی تولید وکسب ثروت از طریق نیروی انسانی میسر است و به نوعی نیروهای انسانی چرخ های اقتصاد یک کشور را به حرکت در می آورند، برای به حرکت در آوردن چرخهای اقتصاد و صنعت یک کشور باید نیروی کار را تکریم و تعزیز نموده و در تعامل با نیروی کار امنیت شغلی، پرداخت به موقع حقوق و سنوات و اجرای صحیح قانون مدون کار را مد نظرقرار داد و صد البته ایجاد بستر آرام روحی و روانی برای نیروی کار و عدم منع کارگران برای تشکیل سندیکای کارگری از حقوق ابتدایی نیروهای کار به شمار می آید، اما رژیم جمهوری اسلامی نه تنها از پرداخت به موقع حقوق کارگران امتناع میکند بلکه با ایجاد سندیکای کارگری مخالفت کرده و حتی در برابر طرح ایجاد سندیکای کارگری هم موضع گیری میکند، و در برابر خواست جمعی کارگران مبنی بر پرداخت حقوق های معوقه کارگران که بعضا به سه سال پیش میرسد نه تنها پاسخگو نبوده بلکه به جنگ با آنها رفته است و بجای پرداخت حقوق و مسالمت با ایشان و گوش سپردن به خواسته هایشان آنها را سرکوب کرده و نمایندگان آنهارا بازداشت و شکنجه فیزیکی و روحی و روانی میکند که در مورد اسماعیل بخشی و سپیده قلیان دوتن از نمایندگان کارگران هفت تپه که شرح چگونگی شکنجه های رژیم جمهوری اسلامی را رسانه ای کردند این امر مشهود است، اما رژیم به شکنجه ها و آزار و اذیت ایشان بسنده نکرده و مجددا به علت رسانه ای کردن اعمال خبیثانه ی وزارت اطلاعات و دستگاه قضا توسط اسماعیل بخشی و سپیده قلیان هر دوی آنها را علی رغم مقاومت های خانواده آنها دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده است. براستی آیا این است نحوه ی تعامل با مهمترین و ارزنده ترین منابع یک کشور؟*
سحر باباسلجی
اتفاقات خفیفتر در سالیان گذشته، مسئولان را هوشیار نکرد. مشکل اتوبوسهای فرسوده دانشگاه علوم و تحقیقات و نداشتن ایمنی لازم مسئله جدیدی در این واحد دانشگاهی نیست. براساس گزارشهای دریافت شده، مدت زیادی است که این موضوع به مسئولان دانشگاه تذکر داده شده و حتی اتفاقات خفیفتری در سالیان گذشته و حتی روزهای گذشته افتاده بود که متاسفانه با بیتوجهی کامل مسئولان، اوضاع تغییری نکرد. با توجه به اتفاق اخیرو تصادف اتوبوس دانشگاه علوم تحقیقات تهران متأسفانه شماری از دانشجویان دراین حادثه کشته وزخمی شدند. مشابه چنین حوادثی درسالیان گذشته در ایران اتفاق افتاده است، که همگی نشان از بی کفایتی و بی تدبیری مسئولان مربوطه دارد. تا فشار افکار عمومی و رسانهها نباشد، برخی مسئولان به فکر تغییر رویه نیستند.
افزایش ایمنی مسیر و نوسازی اتوبوسها نه هزینه آنچنانی برای دانشگاه داشته و نه زمان زیادی برای آن لازم بوده ولی با بیتوجهی تمام، شاهد مصیبت برای جامعه و داغدار شدن خانوادههایی بودیم که جوانان خود را با هزاران امید و آرزو به دانشگاه فرستاده بودند. به عقیده من، مسئولان نمیبایست از وظیفه نظارتی خود غافل شوند، آنها میتوانستند با کمی تدبیر و حسن مدیریت به راحتی جلوی این فاجعه دردناک را بگیرند اما با بیتوجهی، جامعه را داغدار کردند. چگونه است ازین قبیل اتفاقات برای هیچ کدام از آقا زاده ها وسایر سران رژیم تا بحال نیفتاده است؟ چراکه آنان در سایه دزدی های میلیاردی و نجومی و با مکیدن خون این ملت مظلوم و ستمدیده، روز بروز بر داراییهای خود افزوده و بالطبع از بهترین امکانات، اعم از آموزشی، تفریحی، وسایل ایاب وذهاب و….برخوردار بوده وهستند. در کمتر از یک ماه از حادثه آتش سوزی دریکی از مدارس دخترانه در زاهدان وکشته شدن مظلومانه ۴ نفر ازدختران دانش آموز، برگ سیاه دیگری از بی کفایتی وبی مسئولیتی مدیران این عرصه را به نمایش گذاردند. وحال حادثه واژگونی اتوبوس دانشگاه. در پایان امیدواریم که بار دیگر شاهد چنین حوادثی که نشان از بی تدبیری و بی توجهی مسؤلان وسران رژیم منحوس جمهوری بوده و هست نباشیم و مسببین داغدار شدن خانواده های این عزیزان از دست رفته، هر چه زودترسرنگون شوند.*