بایگانی دسته: اطلاعیه ها

کولی های فرانسه سرگردان،فقیر،بی پناه

koli_ha

بسياري از کولي‌ها بيش آن فقيرند که بتوانند توانايي‌شان در مسافرت به فرانسه را بيازمايند

“ما تروريست نيستيم.” اين را لتيشيا مارک، ‌رئيس يک سازمان غيردولتي مربوط به زنان کولي در شهر تيميشوارا روماني مي‌گويد.

او مي‌افزايد:”ما جاني نيستيم. ما مردمي معمولي هستيم که مي‌خواهيم زندگي مناسبي داشته باشيم.”

اخراج از فرانسه آن چنان دردآور بوده که کولي‌هاي غرب روماني را به واکنش واداشته است.

در حالي که بيشتر تمرکز کولي‌ها روي پيداکردن راه‌هاي جايگزين براي بقاء خانوادهايشان است، برخي از آنان يک تظاهرات اعتراضي را در شهر تيميشوارا سازماندهي کرده‌اند. هدف اين تظاهرات تلاش براي بهبود ارتباط بين گروه‌هاي پراکنده کولي‌ها و ايجاد جبهه‌اي واحد از گروههاي مدافع حقوق شهروندي کولي‌ها بوده است.

آندراس بوبو، ۳۱ ساله که ساکن دهکده تواگ‌يار در غرب روماني ا‌ست مي‌گويد: “من در کارم با فلزات سروکار داشتم، ‌آهن، ‌مس و آلومينيوم.”” نيکلاس سارکوزي ، رئيس جمهور فرانسه يک فاجعه به تمام معني‌است “

آندراس بوبو تا سه هفته پيش او در يکي از حدود ۱۴ کمپ کولي‌ها در شهر مارسي در جنوب فرانسه زندگي مي‌کرد.اما روزي پليس سر رسيد و به آنها اطلاع داد که کمپ بايد به زودي بسته شود و اگر آنها فورا محل را ترک نکنند، ‌پليس براي اين کار به زور متوسل خواهد شد و آنها را به روماني بازخواهد گرداند. بسياري از کولي‌ها مي‌گويند که “پاکسازي” کمپ نتيجه سياست هاي جديد نيکولا سارکوزي‌، ‌رئيس جمهور فرانسه و دولت او مبني بر “به خانه بازگرداندن مهاجران” است.

اما مقامات فرانسه مدام مي‌گويند که آنها کمپ‌هاي کولي‌ها را به اين دليل تخليه مي‌کنند که افراد مستقر در آن در شرايط نامطلوبي زندگي مي‌کنند و اين کمپ‌ها زمينه مناسبي براي رشد رفتارهاي مجرمانه و قانون شکنانه است. آنها مي‌گويند که کولي‌ها به صورت “داوطلبانه” به کشور مادري خود باز مي‌گردند.

آقاي بوبو مي‌گويد: ‌”سارکوزي يک فاجعه به تمام معني است.”

 

خيلي از کساني که فرانسه را ترک کردند مي‌خواهند هر چه زودتر بازگردند

برادرش ايون توضيح مي‌دهد: “تا حالا روابط ما با پليس فرانسه خوب بوده است. آن‌ها از کمپ ما بازديد کرده‌اند تا مطمئن شوند همه چيز مرتب است. آنها به ما گفته‌اند اگر ما قانون شکني نکنيم مي‌توانيم اين جا بمانيم.”

خوابيدن روي زمين لخت

واسيل بلاگا، وزير توسعه منطقه‌اي روماني گفته ‌است که هيچ کدام از صدها نفر کولي که بازگردانده شده اند، سابقه جنايي در فرانسه ندارند. برادران بوبو به همراه ۱۱ نفر ديگر از اهالي دهکده‌شان با اتومبيل و اتوبوس به روماني بازگشته‌اند قبل از آن که (توسط فرانسه‌) اخراج شوند. مرز بين اخراج و بازگشت داوطلبانه چندان مشخص نيست. به همه آنها گفته شده که کاغذي را امضا کنند ولي آنها نمي‌دانند روي اين کاغذ چه نوشته شده است. هيچ ترجمه‌اي از اين کاغذ به آنها ارائه نشده و زبان فرانسه آنها هم تعريفي ندارد. بعضي‌ها حتي خواندن و نوشتن هم بلد نيستند. روماني‌ها مي‌توانند از کشورشان با داشتن کارت شناسايي پلاستيکي خارج شوند، ‌بنابر اين خطر مهر شدن پاسپورت و جلوگيري از بازگشت‌شان وجود ندارد. تحت مقررات ويژه اتحاديه اروپا براي روماني و بلغارستان که در سال ۲۰۰۷ به آن پيوسته‌اند، ‌شهروندان اين کشورها مي‌توانند تا سه ماه بدون داشتن مدارک اقامت يا کار در ديگر کشورهاي عضو بمانند.

کولي‌هاي فرانسه

• پس از پيوستن بلغارستان و روماني به اتحاديه اروپا ، حدودا ۱۲ هزار کولي به فرانسه مهاجرت کردند
• بسياري از آنها فاقد “اجازه کار” ‌هستند و به همين دليل در کمپ‌ها زندگي مي‌کنند و به گدايي متوسل مي‌شوند
• در فرانسه حداقل ۴۰۰ هزارنفر “کوچ نشين” شناخته مي‌شوند که رومانيايي تبار بوده و مليت فرانسوي دارند به همين دليل کولي‌ها مدام مي‌آيند و مي‌روند. آندراس بوبو شش سال در مارسي مانده و در اين مدت بارها براي مدتي کوتاه به خانه بازگشته است. در حالي که رسانه‌ها تا کنون بيشتر روي اين نکته تمرکز کرده اند که در ازاي بازگشت داوطلبانه، به هر بزرگسال ۳۰۰ يورو و به هر کودک ۱۰۰ يورو توسط مقامات پرداخت مي‌شود، بيشتر کولي‌هايي که من با آنها صحبت کردم ترجيح مي‌دانند بدون اين پول، به خانه بازگردند و براي اين کار دلايل متعددي داشتند.

آنها نمي‌خواستند داغ اخراج بر پيشاني‌شان باشد، از پرواز با هواپيما مي‌ترسيدند ولي از همه مهم‌تر، آنها دوست داشتند هر چه زودتر به فرانسه بازگردند. خيلي از آن‌ها يکي دو عضو خانواده‌شان را در مارسي باقي گذاشته‌اند تا از دارايي آن‌ها نگه داري کند و زمينه را براي بازگشت آنها فراهم سازد. گروهي از آن‌ها زير يک سرپناه در يکي از کمپ‌هاي باقي مانده زندگي مي‌کنند و گروهي ديگر به سادگي روي زمين لخت مي‌خوابند. بنابه گفته سازمان خيريه “دکترهاي جهان” ۹ کمپ از مجموع ۱۴ کمپ موجود در مارسي تخريب شده‌ است.

‘بي‌نوايي’

.

 

از روزهاي رونق شهر کوچک بانلوک واقع در مسير تواگ‌يار تنها سايه‌اي کمرنگ باقي مانده است. قلعه‌اي که روزي، از اين منطقه در مقابل لشکر عثمانيان حفاظت مي‌کرد، تبديل به خرابه‌اي شده که همه جاي آن‌را خزه پوشانده. پول اختصاص داده شده براي ترميم آن هنگامي که ديوارهاي خارجي‌اش مرمت شد، به اتمام رسيد. يک گروه از کولي‌ها در کنار يک ديوار متعلق به قرون وسطي در حال بريدن هيزم براي سوزاندن هستند. يک الاغ به تنهايي براي جابه جا کردن بار هيزم تقلا مي کند، باري که با تعادل نيم‌بندي روي يک کالسکه بار شده است.

در خياباني در حاشيه شهر، کولي‌هايي که تازه بازگشته‌اند، آن قدر عصباني هستند که نمي‌توان با آن‌ها صحبت کرد. يک پسرک نوجوان از من مي‌پرسد: “‌آيا براي ما غذا آورده‌ايد؟ ‌يا کاري برايمان سراغ داريد؟ آمده‌ايد کمک کنيد يا اين که براي بي‌نوايي ما دلسوزي کنيد؟” در ميان آن‌ها مردي بود که او را شوهر لنا کنستانتين مي‌خواندند؛ همسرش در ۴۸ سالگي به دليل سکته قلبي مرده بود، درست هنگامي که به خانواده آنها گفته بودند که به زودي از فرانسه اخراج خواهند شد. خانواده‌اش به شدت بدهکار بود. او آن قدر غمگين بود که نتوانست صحبت کند.

به ما گفتند که کشيش ارتودوکس آن محل براي انجام مراسم کفن و دفني مناسب براي خانم کنستانتين تقاضاي ۱۰۰۰ يورو پول کرده است. به رغم فقر ظاهري، ‌تمام اعضاي دهکده دست به دست هم داده‌اند تا اين مقدار پول را فراهم کنند.

 

گروه‌هاي مدافع حقوق بشر مي‌گويند که زندگي کولي‌ها مورد تهديد واقع شده‌

زني که ۴ سال در مارسي به گدايي مشغول بوده و ماه پيش اخراج شده، مي‌گويد: ‌”فرانسوي‌ها خيلي دست و دلباز و مهربان‌اند.”محل‌هاي مورد علاقه او براي گدايي، کنار اداره پست و يک نانوايي بزرگ بوده. او مي‌گويد: “‌مردم دل‌شان براي من مي‌سوخت. بعضي‌ها هميشه چيزي به من مي‌دادند.” در ميان کساني که با آنها صحبت کردم تنها يک زن بود که در مورد بازگشتن دودل بود. او مي‌گفت ديگر از پليس مي‌ترسد و نگران سلامت شکننده خود است.

 به نقل از سایت بی بی سی

چند خبر پناهندگی

از سرنوشت ۴۹۴ کودک، خبري در دست نيست!

از سرنوشت ۴۹۴ کودک از ۶۶۰ كودكي که تا نيمه اول سال جارى (تا ماه ژوئن) توسط اداره‌ي مهاجرت سوئد به عنوان گم شده ثبت و اعلام شده بودند، هنوز خبري در دست نيست.
اين خبر در مورد كودكان زير ۱۸ سال تنهاي پناهجوست، اما شامل كسانى كه تقاضاي اجازه اقامت بواسطه‌ي پيوند خانوادگي در سوئد کرده يا در ارتباط با كسانى كه در سوئد اقامت داشته و پيش‌تر خود را بعنوان سرپرست يا بستگان اين كودكان معرفي کرده‌بوده‌اند، نيز مي‌شود.

در يک مقاله‌ي مشترک که توسط هلنا کارلنHelena Karlén  رئيس سازمان غيردولتي ECPATانجمن فعاليت عليه پورنوگرافى كودكان و قاچاق انسان و کاتارينا مولين Katarina Mohlin  دبير بخش ارتباطات سازمان بيمه‌ي ايف IF در روزنامه‌ي داگنز نيهتر Dagens Nyheter منتشر شده است، از مقامات اداره‌ي کل امور مهاجرت، اداره‌ي امور اجتماعي و پليس در بکارگرفتن رويکردي جامع در جلوگيري از ناپديد شدن کودکان را خواستار شده است.
نويسندگان اين مقاله با اشاره به امکان استفاده از آزمايش دي ان اي DNA-analys در مورد پناهندگاني که سوء ظن وجود دارد، استفاده شود. در حال حاضر اين امکان تنها در موارد مربوط به اجازه اقامت بر اساس پيوند خانوادگي مجاز است و نه موارد پناهجويي.

تظاهرات پناهندگان و پناهجويان ايراني در شهر اربيل عراق

بنا به خبر دريافتي روز چهارشنبه ۲۷ مردادماه بيش از ۲۵۰ پناهنده ايراني ساکن استان هاي سليمانيه و اربيل (هولير) کردستان عراق در اعتراض به عدم رسيدگي مسئولين کميسارياي پناهندگان سازمان ملل به درخواست هايشان اقدام به برگزاري تظاهرات در مقابل دفتر اين سازمان در شهر اربيل نمودند.

شرکت کنندگان در اين تظاهرات اعتراضي که در واکنش به عدم توجه مقامات سازمان ملل به وضعيت پناهندگان و پناهجويان سياسي کردستان ايران ساکن کردستان عراق صورت پذيرفت، قطعنامه اي به قرار ذيل مشتمل بر ۶ بند را تنظيم و به اطلاع نماينده سازمان ملل که براي گفتگو با نمايندگان پناهندگان و پناهجويان در محل حاضر شده بود، رساندند.

۱- اقدام جهت اعزام کليه پناهندگاني که از سوي سازمان ملل پناهنده شناخته شده اند و براي سال هاي متمادي در کردستان عراق به سر مي برند.

۲- برگزاري مصاحبه دوم کليه پناهندگان و اقدام جهت اعزام آنان به کشور ثالث.

۳- تامين مالي کليه پناهندگان تا لحظه اعزام به کشور ثالث.

۴- معالجه کليه پناهندگان در داخل عراق و يا خارج از اين کشور توسط سازمان ملل که طي مدت حضور در کردستان عراق بيمار شده اند.

۵- حفظ امنيت کليه پناهندگان سياسي از سوي سازمان ملل.

۶- ايجاد امکان ديدار و گفتگو هر دو هفته يکبار پناهندگان با مقامات سازمان ملل در خصوص مشکلات و مسائلي که با آن دست به گريبان هستند.

در پايان مقامات محلي سازمان ملل قول دادند که خواست هاي پناهندگان را به اطلاع مقامات ارشد اين سازمان خواهند رساند. حاضرين در اين تظاهرات اعلام کردند در صورتي که به خواست هاي آنان رسيدگي نگردد مجددا دست به تجمع و اعتراض در دو استان سليمانيه و هولير خواهند زد. (پارس ديلي نيوز)

ديپلمات سابق ايران از فنلاند درخواست پناهندگي ميكند

حسين عليزاده، ديپلمات سفارت ايران در هلسينكي، كه هفته گذشته از مقام خود استعفا داده بود، روز دوشنبه اعلام كرد كه از فنلاند درخواست پناهندگي مي‌كند.وي كه رايزن سوم سفارت ايران در فنلاند و معاون سرپرست نمايندگي ايران در اين كشور بوده است، به خبرنگاران گفته است به اين دليل استعفا داده كه نمي‌خواسته «تقلب» در نتيجه انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۹ را بپذيرد.

آقاي عليزاده مي‌گويد: “من به ايران باز نمي‌گردم چرا که با مجازات روبه‌رو خواهم شد. من به عنوان يک فعال سياسي در خارج مي‌مانم”. وي افزوده است که قرار است که درخواست پناهندگي خود را به دولت فنلاند ارائه کند. به گزارش خبرگزاري فرانسه، سفارت ايران در هلسينکي حاضر نشده است تا درباره درخواست پناهندگي اين ديپلمات ايراني اظهار نظر کند.

حسين عليزاده دومين ديپلمات ايراني در اروپاست كه مى‌گويد در اعتراض به نتيجه انتخابات دهم رياست جمهورى از مقام خود كناره‌گيري کرده است.  هفتم ژانويه گذشته نيز محمدرضا حيدري، كنسول ايران در نروژ از سمت خود استعفا داد و از اين كشور درخواست پناهندگي كرد.

كناره‌گيري «اعتراض‌آميز» حسين عليزاده از سفارت ايران در فنلاند با واكنش سخنگوى وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي روبه‌رو شد كه گفته بود: “مأموريت عليزاده ۲۹ مرداد ماه خاتمه يافته و وي درخواست كرده تا پايان امتحانات فرزندانش در هلسينكي بماند.” اين اظهارات واكنش آقاي عليزاده را به دنبال داشت و وي در گفت‌وگو با راديو فردا سخنان رامين مهمانپرست را رد كرد.

وي گفت: “من نه نفر اول هستم نه مطمئن باشيد كه نفر آخر هستم. اصلاً شما فرض كنيد كه حركت ما از غرض ‌ورزي شخصي است. ما مي‌خواهيم در اروپا متمتع شويم و صفا كنيم. اما آقاي مهمانپرست من از درد ملت مي‌گويم. مغولان اگر با ما اين كار را كردند، مغول بودند”. آقاي عليزاده پيشتر در گفت ‌وگو با خبرگزاري فرانسه با حمله به دولت احمدي‌نژاد گفته بود: “او يک خطر عظيم براي همگان است. او نه تنها براي جهان و منطقه بلكه براي ايرانيان خطرناک است”.

كاردار موقت پيشين سفارت جمهوري اسلامي در فنلاند، متأهل و داراي سه فرزند است و سابقه ۲۱ سال كار در وزارت امور خارجه ايران را دارد. وي مدتي نيز در نمايندگي‌هاي ايران در بلغارستان و مصر انجام وظيفه كرده ‌است.

يک ديپلمات ديگر رژيم در اروپا به مردم پيوست (بلژيک)

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، يک ديپلمات سفارت جمهوري اسلامي در بروکسل پايتخت بلژيک به غرب پناهنده شده است. وي فرزاد فرهنگيان نام دارد و وابسته مطبوعاتي سفارت جمهوري اسلامي در بروکسل بوده است. پناهنده شدن اين ديپلمات رژيم تهران به غرب دو روز پس از جدا شدن يک ديپلمات ديگر جمهوري اسلامي در فنلاند صورت مي گيرد.

بدنبال انتخابات ژوئن ۲۰۰۹ و رويدادهاي پس از آن تا کنون چندين تن از ديپلماتهاي جمهوري اسلامي بويژه در اروپا و آسيا از اين رژيم جدا شده و به جنبش اعتراضي مردم ايران پيوسته اند. اکثر اين ديپلماتها از کشورهاي اروپايي تقاضاي پناهندگي سياسي کرده اند.

نماينده خامنه اي: فوتبال حرام است/ورزشکاران پناهنده نشوند

ايلنا: نماينده ولي فقيه وامام جمعه کاشان گفت : براي کشور ما مايه ننگ است که وقتي که بعضي ازتيم هاي ورزشي ما براي شرکت درمسابقات بين المللي به کشورهاي ديگر مي روند و از بعضي تپه ها مي گذرند به آن کشور پناهنده مي شوند

آيت الله نمازي ، نماينده ولي فقيه وامام جمعه کاشان درمراسم تجليل از بازيکنان تيم واليبال بارينچ اسانس کاشان که با حضورهوشنگ عشايري مديرکل راه وترابري ورئيس هيئت واليبال استان اصفهان ،حيدريان معاون مديرکل ورئيس اداره تربيت بدني کاشان ،معاون سياسي اجتماعي فرمانداري ويژه کاشان ،سرپرستان هيئت هاي ورزشي ومسئولين شهرستان کاشان درمحل سالن طلائيه سپاه صاحب الزمان کاشان برگزارشد ‏، ابراز تاسف كرد كه چرا برخي ورزشكاران ايراني به كشورهاي خارجي پناهنده مي شوند.
به گزارش ايلنا در كاشان ، نمازي طي سخناني گفت : در نظام جمهوري اسلامي ايران وديگر نظام هاي سياسي دنيا ما يک فرق ويک مغايرات اساسي داريم و آن اين است که نظام ما مبتني بر “توحيد” است .
امام جمعه کاشان با اشاره به اينکه اقتصاد ما وعلمي که مي آموزيم دردنيا بايد طوري باشد که انسان را به خدا نزديک کند خاطرنشان کرد: “علمي که انسان را به خدا نزديک نکند هيچ ارزشي ندارد.” عضو خبرگان رهبري ورزش را مقدمه اي دانست که براي سلامت جسم ورزش يک کار مقدماتي است و کما اينکه علم هم مقدمه اي است دررسيدن به خدا مي باشد ياد آوري نمود: يک ورزشکارايراني درنظام اسلامي بايد ورزشش همانند اقتصاد، علم، ارتش، و پيروزي بانوان وجوانان در صحنه هاي بيت المللي براي دنيا پيام آور وانقلابي باشد.

 
آيت الله نمازي با تاکيد بربه اينکه يک ورزشکارايراني بايد درسکوي ورزش درجهت ترويج دين اسلام فعاليت کند خاطرنشان کرد: هنر ورزشکار ومديران وسرپرستان ومربيان ورزشي کشورجمهوري اسلامي ايران دراين است که بتوانند ورزش را با محتواي توحيدي آن آموزش وترويج دهند کما اينکه با مراجعه يک ورزشکاربا محتواي توحيدي درصحنه بين المللي باعث خواهد شد که عده اي تحت تاثيررفتارش قرارگيرند ومسلمان شوند،همانند يک خانم استراليايي که دربازي فوتبال ايران با اين کشورتحت تاثير قرارگرفت ومسلمان شد.

امام جمعه کاشان با بيان اينکه کشورما يک کشور انقلابي است نه يک قدرت عادي تصريح کرد: همه چيز ما بايد درراستاي رسيدن به هدف اصلي که توحيد مي باشد جهت داده شود . وي سرپرستان مربيان ومديران ورزش را به رعايت دوچيز درورزش توصيه نمود وخاطرنشان کرد: ورزش بايد ازنگاه فقه و اخلاق ورزشي مورد توجه جدي قرارگيرد وفوتبالي که درآن پاي همديگر را به عمد بشکنند حرام است ودرنظام جمهوري اسلامي ايران بايد جاي خود را دراين دوچيز که فقه واخلاق ورزشي است عوض وگنجانده شود.
عضو خبرگان رهبري با تکيد براينکه ورزشکار ما از نظر معرفتي بايد به جايي برسد که جاذبه هاي دنيا درنگاه او خيره کننده نباشد، افزود: براي کشور ما مايه ننگ است که بعضي ازتيم هاي ورزشي ما وقتي براي شرکت درمسابقات بين اللمللي به کشورهاي ديگر مي روند و از بعضي تپه ها مي گذرند به آن کشور پناهنده مي شوند .

تغيير در رويه‌قضايي اخراج پناهجويان

اداره‌ى كل امور مهاجرت Migrationsverket

ادارهى كل امور مهاجرت سوئد در سال ۲۰۰۸ تصميم گرفت که کودکان پناهجوي تنها را به يونان اخراج نکند و پروندهي اين پناهجويان در سوئد بررسي شود. به رئيس دادگاه ادارهي کل امور مهاجرت، مشکل، روند پناهندهپذيري يونان نبوده است، بلکه دليل عدم اخراج کودکان اين بوده است که با كودكان بر خلاف كنوانسيونهاى بينالمللى رفتار ميشده.

دادگاه مهاجرت مالمو اخيراً از بازگرداندن دو پناهجوي بزرگسال و سه کودک به يونان خودداري کرده است.
دادگاه امور مهاجرت در مالمو روند پناهنده‌پذيري در يونان را غير قابل قبول دانست. ديروز اين دادگاه تصميم گرفت که برخلاف پيمان دابلين عمل کرده و ۵ پناهجويي را که در يونان بعنوان اولين کشور تقاضاي پناهندگي کرده و ثبت شده بودند را به اين کشور بازپس نفرستد. در حال حاظر و براي مدت زماني نامشخص، اين افراد اجازه خواهند داشت که در سوئد اقامت داشته باشند.
بنابه گفته‌ي مارتين آلتن‌هامار Martin Altenhammar قاضي دادگاه بدوي، کمبودهاي بزرگي در روند پناهندگى يونان وجود دارد و او مى‌خواهد که سوئد مسئوليت تجديدنظر در اين مورد را عهده‌دار شود.
او در اين باره مي‌گويد:
– موضوع تضمين حق پناهندگى است و اينکه افراد به كشورهاى جنگ‌زده فرستاده نشوند. آنجاست كه خطرات جدى وجود دارند و اين خطرات آنقدر هستند که در اين موارد سوئد خود مسئوليت تجديدنظر در مورد تقاضاهاى پناهندگى را به‌عهده بگيرد.
بنابه گفته‌ي اداره‌ي کل امور مهاجرت،  با وجود انتقادهاي چندين سازمان مدافع حقوق بشر، سال گذشته ۱۲۴ پناهجو و تا ماه اوت سال جارى  ۵۵ نفر از سوئد به يونان بازگردانده شده‌اند.
مادلين سيدليتز Madelaine Seidlitz، حقوقدان سازمان عفو بين الملل Amnesty، از اين تصميم استقبال مي‌کند:
او در اين باره مي‌گويد:
– بديهى است كه مي‌‌توان گفت اين تصميم مى‌توانست پيش‌تر گرفته ‌شود، ما هم همين فکر را مي‌کنيم و به اين كمبودها از سال ۲۰۰۵ که حتا پيش از آن زمان هم وجود داشته، انتقاد کرده‌ايم، اما با اين‌وجود، در حال حاضر ما از اين تصميم استقبال مي‌کنيم.
او در پاسخ به اين پرسش که اين حکم چه عواقبي ممكن است داشته باشد مي‌گويد:
– بايد ديد که آيا اداره‌ي کل امور مهاجرت در مورد اين حکم از دادگاه عالي مهاجرت Migrationsöverdomstolen درخواست تجديد نظر خواهد کرد يا خير. آنوقت اين آنها هستند كه در نهايت بايد با يک اظهار نظر مشخص بيايند که اين نظر به يک رويه‌قضايي تبديل شود.
بر اساس کنوانسيون دوبلين، افرادي که به دليل تحت‌تعقيب بودن و جنگ از کشورشان فرار مي‌کنند، در وهله اول بايد درخواست پناهندگي خود را به اولين کشور عضو اتحاديه اروپا که مي‌رسند اعلام نمايند.
اما در درون اتحاديه اروپا تفاوت‌هاي زيادي در روند پناهندگي وجود دارد. ايرادهايي که در روند پناهندگي يوناني وجود دارد موضوعي‌است که چندين سازمان مدافع حقوق بشر بارها به آن اشاره کرده‌اند. اما رئيس دادگاه اداره‌ي کل  امور مهاجرت ميکائل ريبن‌ويک  Mikael Ribbenvikمي‌گويد:
مشکلاتي که در روند پناهندگي در يونان وجود دارند از آن ويژ‌گي‌هاي که منجر به تغيير در رويه‌قضايي موجود بشوند، نيستند. او با اشاره و مقايسه دادگاه‌هاي استکهلم و گوتنبرگ، نسبت به مالمو به اختلاف در نحوه عمل اين دادگاه‌ها اشاره مي‌کند و مي‌گويد: به‌ويژه، اين روش يعني روش دادگاه مالمو شيوه تغيير در رويه‌قضايي نيست.

 

عروس و دامادهاي غير قانوني مواظب باشند, پليس دستگير مي کند
 
استکهلميان – به گفته مرکز اطلاعات ايرانيان به استکهلميان, پليس شهر مالمو در ايالت اسکونه سوئد بصورت مرتب و سيستماتيک ليست نام و تاريخ تولد افرادي که در ليست مراسم ازدواج شهرداري قرار دارند را کنترل مي کند تا اشخاصي را که بصورت غير قانوني در سوئد بسر مي برند شناسايي نمايد.
 
 اينگونه افراد مي توانند از جمله متقاضيان پناهندگي باشند که بدرخواست پناهندگي خود پاسخ منفي گرفته اند. پليس مالمو پس از آن در مراسم عروسي ظاهر شده و عروس و دامادي را که بصورت غير قانوني در سوئد بسر مي برد بازداشت مي کند.
 
 اداره مهاجرت و کليساي سوئد انتقادات شديدي نسبت به اين شيوه عمل پليس مالمو ابراز داشته اند.
 
 بدنبال اين اعتراضات شهرداري شهر مالمو تصميم گرفته است که تنها نام افرادي را که در ليست ازدواج شهرداري قرار دارند را تحويل داده و از ارائه تاريح تولد افراد خودداري نمايد. تصميمي که کار شناسايي افراد توسط پليس را مشکلتر خواهد نمود.
 
 يک افسر پليس مالمو در اين رابطه به راديو سوئد گفت: “اين تصميم کار ما را مشکل تر خواهد کرد. مجبور خواهيم شد که از بانکهاي اطلاعاتي ديگري استفاده کنيم. اما در ادامه نيز افرادي را که بصورت غير قانوني در سوئد بسر مي برند در هنگام ازدواج بازداشت خواهيم نمود.”
 
 به گفته مرکز اطلاعات ايرانيان گزارشي مبني اينکه پليس ديگر ايالت هاي سوئد نيز اين روش را اعمال نمايند در دست نيست اما با وجود اين به زوجهايي که يکي از آنها بصورت غير قانوني در سوئد بسر مي برند توصيه مي شود که در هر حال جانب احتياط را رعايت نمايند.

 

 

دو ایرانی و ۲۶ روز اعتصاب غذا در پایتخت یونان

وحید فرش‌باف و حمید صادقی دو پناه‌جوی ایرانی هستند که از تاریخ ۲ مرداد در اعتراض به بلاتکلیفی در وضعیت خود و عدم پاسخ‌گویی مقامات پلیس و وزارت کشور یونان، دست به اعتصاب غذای خشک زده‌اند.

وحید فرش‌باف، پناه‌جوی ۴۶ ساله‌ای که از هشت سال قبل در کشور یونان به سر می‌برد، به همراه حمید صادقی، دیگر پناه‌جوی ۳۵ ساله ایرانی که به نشانه اعتراض به وضعیت طاقت‌فرسای خود اقدام به دوختن لبانش کرده است، در برابر ساختمان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آتن، پایتخت یونان، دست به تحصن زده‌اند و درخواست رسیدگی به پرونده‌هایشان را دارند، هرچند برخوردهای مسئولان یونانی با این درخواست چندان ملاطفت‌آمیز به نظر نمی‌رسد.

آقای فرش‌باف روز دوشنبه، ۱۵ مرداد، در گفت‌وگو با رادیوفردا اعلام کرد که نظافت‌چی سازمان ملل همان روز زباله‌های سازمان را جلوی آقای صادقی تخلیه کرده است.

ولی این تمام ماجرا نیست. وحید فرشباف از تحت تعقیب قرار گرفتن خودشان و افرادی می‌گوید که برای جویا شدن وضعیت اعتصاب غذاکنندگان به دیدار آنها می‌آیند.

او می‌گوید: «ما هر کجا که می‌رویم، دنبال ما می‌آیند. تعقیب می‌کنند. حتی آدم‌هایی که می‌آیند به ما سر می‌زنند، با ماشین مورد تعقیب قرار می‌گیرند.»

این پناه‌جوی ایرانی همچنین از محاصره‌ شدنشان توسط پلیس و افراد لباس شخصی خبر می‌دهد که در برابر ساختمان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل آن‌ها را زیر نظر گرفته‌اند و می‌افزاید: «الان رو به روی ما هم پلیس ایستاده. شخصی‌ها ایستاده‌اند. جلوی سازمان ملل محاصره شده‌ایم. الان شش پلیس نظامی اینجاست و روبه‌روی ما عده‌ای لباس شخصی در یک ماشین سفیدرنگ نشسته‌اند. لباس شخصی‌ها با ما بد برخورد می‌کنند.»

سازمان عفو بین‌الملل در آخرین بیانیه خود درباره وضعیت پناه‌جویان در یونان که حدود دو ماه قبل منتشر شده است، علاوه بر بدرفتاری مقامات پلیس یونان با پناه‌جویان، به فرمانی اشاره کرده بود که سال گذشته میلادی توسط ریاست جمهوری این کشور صادر شده و به موجب آن پناه‌جویان از حق درخواست تجدیدنظر درباره پرونده خود محروم شده‌اند.

اعتصاب غذای این دو پناه‌جوی ایرانی در برابر ساختمان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آتن واکنش‌هایی را از سوی برخی سازمان‌های طرفدار حقوق بشر به دنبال داشته است و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نیز در بیانیه‌ای در وب‌سایت خود حمایت خود را از تقاضای برحق این پناه‌جویان اعلام کرده است.

با این حال مقامات یونان تاکنون واکنشی نسبت به این بیانیه‌ها نشان نداده و همچنان از دادن پاسخی قابل قبول به این پناه‌جویان خودداری می‌کنند.

گزارشی از رادیو فردا

کارزار نجات سکينه، ٢٨ اوت ٢٠١٠ صد شهر جهان عليه سنگسار!

poster100citis_138_x_219

کارزار نجات سکينه از سنگسار توجه جهانيان را به اين جنايت قرون وسطائي جلب کرده است. امروز نام سکينه براي ميليونها انسان در سراسر دنيا نامي آشنا است و صدها هزار نفر با امضاي طومارهاي اعتراضي مخالف خود را با اين جنايت وحشيانه اعلام کرده اند. اين حرکت ميليوني بايد سازمان پيدا کند و اعتراض خود را به خيابانها بکشد! ما به اين منظور روز ٢٨ اوت را بعنوان روز آکسيون بزرگ “صد شهر جهان عليه سنگسار” اعلام ميکنيم و از همه مردم جهان ميخواهيم تا در اين روز در اعتراض به جنايت قرون وسطائي سنگسار و در محکوميت رژيم اسلامي سنگسار در شهر خود تجمعات و تظاهرات اعتراضي برپا کنند. ما همه فعالين مبارزه عليه سنگسار، همه سازمانها و نهادها و دست اندرکاران سايتهائي که بخصوص در کارزار نجات سکينه فعال بوده اند را فراميخوانيم تا با استفاده از همه امکانات خود براي سازماندهي آکسيون بزرگ “صد شهر جهان عليه سنگسار” و موفقيت آن بکوشند.

 

از مردم سراسر جهان ميخواهيم از هم اکنون براي برگزاري تظاهرات در شهر خود با ما از طريق سايت هاي زير تماس بگيرند، اعلام آمادگي کنند و دوستان خويش را سازمان دهند. ما در اطلاعيه هاي بعدي و از طريق اين سايتها ليست شهرهايي که آماده برگزاري تظاهرات هستند و به آن مي پيوندند را اعلام خواهيم کرد.

 

همه اتحاديه ها و تشکل هاي کارگري، تشکل هاي حقوق زنان، سازمان عفو بين الملل و همه سازمانهاي مترقي و مدافع حقوق انساني را دعوت ميکنيم تا در اين مبارزه و براي عقب راندن جمهوري اسلامي با ما همراه شوند. سخنران به اجتماعات ٢٨ اوت بفرستند و اعضا و فعالين و امکانات خود را براي انجام هرچه بهتر اين کمپين بسيج کنند.از تمامي شهرداري ها، شوراهاي محلي، پارلمانها و نمايندگان مجالس سراسر جهان دعوت ميکنيم تا به کمپين شهروندان جهان عليه سنگسار بپيوندند و با صدور قطعنامه ها و بيانيه ها به رژيم سنگسار در ايران اعتراض کنند

همه رسانه هاي جهان را دعوت ميکنيم تا در پخش اخبار پيشروي کمپين “صد شهر جهان عليه سنگسار” ما را ياري رسانند.

 

از تمام ايرانيان ساکن خارج کشور و همه جريانات اپوزيسيون جمهوري اسلامي و همچنين رسانه هاي فارسي زبان دعوت ميکنيم تا کمپين “صد شهر جهان عليه سنگسار” را کارزار متعلق به خود بدانند و با ابتکارات و اقدامات خود اعتراض عليه سنگسار و رژيم اسلامي سنگسار را ابعادي هرچه وسيع تر بخشند.

 

 ايران سوليداريتي

 

ميشن فري ايران

 

کميته بين المللي عليه سنگسار

 

کميته بين المللي عليه اعدام

 

 

 

٥ اوت ٢٠١٠

 

www.iransolidarity.org.uk

 

www.missionfreeiran.com

 

http://stopstonningnow.com

 

http://notonemoreexecution.org/

 

…………

 

فرانسه و نروژ پناهندگي محمد مصطفايي را پذيرفته اند

شهرزاد نيوز: نروژ به محمد مصطفايي، وکيل حقوق بشر که به تازگي از ايران گريخته و در استانبول به سر مي برد، پناهندگي اعطا کرده است. اما وي مي گويد فعلا منتظر مي ماند تا مطمئن شود که همسرش نيز نروژ را براي اقامت انتخاب خواهد کرد يا نه.

همسر مصطفايي که به همراه پدر و برادرش دستگير شده بود، به تازگي آزاد شده و انتظار مي رود که وي نيز ايران را ترک کند.

در خبري که پيشتر در شهرزاد نيوز منتشر گشت، به آمادگي چند کشور اروپائي براي دادن پناهندگي به محمد مصطفايي اشاره شده بود. محمد مصطفايي در مصاحبه اي تلويزيوني در ترکيه ، گفته است خودش موافق رفتن به نروژ است اما منتظر مي ماند تا ببينيد آيا همسرش نيز با اين مقصد موافق است يا خير.

ساعاتي پس از اين مصاحبه تلويزيوني ، فرانسه نيز با تقاضاي پناهندگي محمد مصطفايي موافقت کرده و کنسولگري فرانسه ، وي را براي گفتگويي دعوت کرده است.

 

 

مصطفايي: آمده‌ام تا جهان را بيشتر با وضعيت ايران آشنا کنم

راديو آلمان: محمد مصطفايي پس از ترک ايران و اقامت چند روزه در ترکيه موفق شد به کشور نروژ سفر کند. اين وکيل دادگستري تصريح کرد که با توجه به پشتيباني جامعه بينالمللي از خانم آشتياني، قوه قضاييه جرأت آسيب رساندن به موکلش را ندارد.

محمد مصطفايي، وکيل دادگستري ايران، پس از خروج از کشور و اقامت چند روزه در ترکيه موفق شد با اخذ ويزا به کشور نروژ سفر کند.

مصطفايي دليل سفر خود به نروژ را شرايط سخت امنيتي در ترکيه، شش روز بازداشت در اين کشور و همچنين پيگردهاي سازمان امنيتي جمهوري اسلامي خواند. وي گفت: “امنيتم در اين کشور اسکانديناوي بهتر از اقامت در ترکيه تامين ميشود.”

از سوي ديگر وزير امور خارجه نروژ، يوناس گار استوره، گفت: “بسيار خوشحالم که وکيل شجاع و مبارز حقوق بشر، آقاي محمد مصطفايي، در نروژ حضور دارد و از امنيت کامل برخوردار است.”

آقاي استوره تصريح کرد که نهادهاي نروژي در خروج مصطفايي از ايران هيچگونه نقشي نداشتهاند؛ وي تمامي شايعات در اين زمينه را تکذيب کرد.


“غارت اموال” مصطفايي

مقامات قضايي و امنيتي جمهوري اسلامي پس از ناکامي از بازداشت مصطفايي، همسر و برادر همسر وي را به جاي او بازداشت کرده بودند.

پس از آزادي برادر همسر و پدر همسر محمد مصطفايي، فرشته حليمي، همسر وي نيز در روز شنبه (۱۶ مرداد / ۷ اوت) با قرار کفالت آزاد شد.

مصطفايي در نخستين نشست مطبوعاتي خود در نروژ در روز يکشنبه (۱۷ مرداد/ ۸ اوت) اعلام کرد: «از ايران نيامدهام که از امکانات پناهندگي استفاده کنم، من آمدهام تا جامعه جهاني را بيشتر با وضعيت ايران آشنا کنم. من از طريق سفارت نروژ تقاضاي ويزا نمودم و دولت نروژ نيز براي من و خانوادهام ويزاي يکساله صادر کرد.»

محمد مصطفايي درباره آخرين واکنش جمهوري اسلامي به خروج وي از کشور در وبسايت خود در روز دوشنبه (۱۸ مرداد) نوشت: “امروز صبح ماموران امنيتي به دفتر کارم مراجعه کرده و دفترم را که چند وکيل دادگستري در آنجا مشغول به فعاليت بودند پلمپ کردند. قسمتي از اين دفتر متعلق به يکي از همکارانم است و پيش از شروع اين ماجراها سهم متعلق به خود را نيز واگذار کرده بودم. متاسفانه دستگاه قضايي در صدد است پس از گروگانگيري، اموالم را نيز به غارت ببرد.”

 

 

خطر ، گريز

خارج شدن مردان و زنان ، يا راحتر بگوييم ، گريختن از ايران براي پناه جُستن در کشوري ديگر نشانه نا امني در اين کشور است . آمارهاي منتشر شده از کشورهاي مختلف در مورد افزايش  پناهجويان، وضعيت بحراني و غير قابل تحمل  در ايران را نشان مي دهد . فشارهاي رواني ناشي از ترک کشور مزيد بر علت است بر مجموع فشارهايي که در اين دوران ( پناهجويي )  بايد تحمل کرد.

در هر زمينه که گذري کوتاه داشته باشيم، متوجه مي شويم مشکلات مردم فراتر از حدي است که بتوان در مورد آن بحث و گفتگو کرد. نقض حقوق بشر در ايران و حکومتي که با دروغ پردازي و فريبکاري  در جوامع بين الملل مدعي حقوق بشر است  يك بحران جدي است كه نبايد مورد كم توجهي از سوي کشورهاي پناهنده پذير قرار بگيرد. مردان و زناني که در پي سرکوب و پيگردهاي شديد پس از انتخابات هزارو سيصد و هشتاد وهشت مجبور به ترک ايران شده اند اندک نيستند و نمي توان براحتي از کنار آن گذشت. بحران در ايران به آنجا رسيده که مردم براي گريز از کشو، سالها ثمره تلاش خود را به دست فراموشي مي سپارند و از مال و زندگي و عزيزان خود در جهت در امان بودن جان، مي گذرند. گريختن از کشوري که در حکومتش بي قانوني، قانون است و سرکوب و وحشيگري سر لوحه رفتار با مردم و ناعدالتي  که حرف اول را در دستگاههاي قضايي کشور ميزند، ابعاد وسيعتري به خود گرفته است. 

فشار و استرسي که بر پيکره مردم وارد مي شود، لحظه اي وار شده است و نگرانيها را دو چندان و ذهن ها را مشغول اين مسائل کرده است. گذشته از اين که هر کسي نگران نزديکترين افراد خانواده اش در داخل کشور است نگراني وضعيت هموطنانش بر او افزوده است و اين مشکلات و معضلات به شکل کلان خود تبديل شده است. مسائل و شرايط موجود در کشور با نظام ديکتاتوري، جهنم واقعي براي مردم داخل رقم زده اند. رژيم حاکم با نام دين و مذهب، کشور را به هزار و چهارصد سال قبل بازگردانده و با استفاده از  تفکرات و شيوه هاي آن دوره بر زندگي مردم سايه افکنده اند و در قوانين و صدور احکام، اعمال اعدام و سنگسار و غيره را در دستور کار قرار داده اند و کشور را روز به روز به عقب تر مي برند.

محافل جهانى همچنان روند دموكراسى خواهى در ايران را پى گيرى مى كنند. توجه مردم و بازتاب اين فعاليت ها در رسانه هاى كشورها مى تواند نقض حقوق بشر در ايران را از فراموش شدن در ذهن مردم جهان باز دارد. مجموعه كارهايى كه در خارج از کشور انجام مى شود، از جمله کمپينهاي مختلف مثبت است و تاثيرى كه گروه هاى خارج از ايران دارند، موفقيت آميز بوده و تاثير قابل توجهى در روشن ساختن افکار عمومي نشان داده است. به” اميد رسيدن به آزادي و دموكراسي ”  كه خواست همه ملت ايران است. به اميد آن روز .                                

اخبار پناهندگي و مهاجرت

 

“امکان تسليم تقاضاي جديد پناهندگي پس از گذشت ۴ سال”, معني آن چيست؟
استکهلميان – هزاران متقاضي پناهندگي پس از دريافت آخرين پاسخ منفي به درخواست پناهندگيشان بصورت غير قانوني در سوئد باقي مي مانند تا شايد “دري به تخته بخورد” و در آينده اي کاملا نامعلوم گشايشي در کارشان پديد آيد.

بخشي از اين گونه متقاضيان پناهندگي مي دانند, و دسته بزرگي نيز نمي دانند, که پس از گذشت چهار سال از زمان آخرين پاسخ منفي خود مجددا از اين امکان برخورداند که تقاضاي پناهندگي جديدي تسليم اداره مهاجرت سوئد نمايند. اما بسياري از اينگونه متقاضيان معني قانوني تسليم يک تقاضاي پناهندگي جديد پس از گذشت چهار سال و پيامدهاي آن را نمي دانند.

جهت روشن نمودن اين موضوع, يک بار براي هميشه, به سراغ مرکز اطلاعات ايرانيان سوئد مي رويم و پرسش و پاسخ مفصلي را در اين رابطه با اين مرکز انجام مي دهيم که مانند هميشه آخرين و موثق ترين اطلاعات در رابطه با امور اداري و مهاجرتي را در اختيار استکهلميان و ديگر علاقمندان قرار مي دهد.

استکهلميان: کلا معني اينکه يک متقاضي پناهندگي پس از ۴ سال مي تواند يک تقاضاي جديد تسليم کند چيست؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: معني آن خيلي ساده اين است که پس از گذشته ۴ سال از آخرين تصميم اتخاذ شده در رابطه با يک پرونده پناهندگي آن تصميم مشمول مرور زمان شده و در نتيجه يک متقاضي مي تواند يک تقاضاي جديد تسليم کند.

استکهلميان: معني تسليم “يک تقاضاي جديد” چيست؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: متاسفانه بسياري تصور مي کنند که معني تسليم يک تقاضاي جديد پناهندگي پس از گذشت ۴ سال اين است که تقاضاي قديمي و قبلي پناهندگيشان “صفر کيلومتر” شده و در نتيجه مي توانند از اول يک تقاضاي پناهندگي کاملا جديد و نو تسليم کنند. اما اينگونه متقاضيان بايد بدانند که سايه تقاضاي پناهندگي قبليشان براي هميشه بر روي همه درخواست هاي پناهندگي بعدي آنان سنگيني خواهد کرد. چنانچه دلايل تقاضاي پناهندگي اول يک متقاضي پناهندگي براي مثال فعاليت در يک حزب سياسي بخصوص بوده اين متقاضي پناهندگي در صورت گذشت ۴ سال از آخرين تصميم منفي تقاضاي اول و تسليم يک تقاضاي جديد نمي تواند ناگهان با يک گردش ۱۸۰ درجه اي ادعا کند که مثلا همجنسگرا بوده و دليل تقاضاي پناهدنگي اش همجنسگرايي است. به عبارت ديگر اگرچه  ظاهرا يک “تقاضاي جديد” تسليم مي شود اما تقاضاي جديد نمي تواند کاملا مستقل و بدون توجه به تقاضاي پناهندگي اول فرد که اطلاعات مربوط به آن براي هميشه در نزد اداره مهاجرت سوئد محفوظ است تسليم شود وگرنه ضرر آن بيش از نفع آن براي متقاضي خواهد بود.

استکهلميان: بر اساس تجربه شما شانس آن دسته از متقاضيان پناهندگي که پس از ۴ سال باقي ماندن در سوئد و مشمول زمان شدن تقاضاي اولشان يک تقاضاي جديد تسليم کرده اند جهت دريافت پناهندگي و اقامت تا حدي بوده است؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: اينگونه متقاضيان تا سال ۲۰۰۹ داراي شانس نسبتا خوبي بودند که در صورت تسليم يک تقاضاي مستدل قانوني موفق به اخذ پناهندگي و متعاقب آن اقامت شوند. اما دادگاه عالي مهاجرتي يا همان
Migrationsöverdomstole
که مي توان گفت در رابطه با پرونده هاي پناهندگي نقشي مشابه “ديوان عالي کشور” را دارد در سال ۲۰۰۹ طي تصميمي تاييد نمود که متقاضياني که به تصميم منفي اداره مهاجرت سوئد و پس از آن دادگاه مهاجرتي مبني بر رد تقاضايشان و خروج از سوئد احترام نگذاشته و بصورت غير قانوني در سوئد باقي مانده اند امکان اندکي جهت گرفتن اقامت بر اساس تقاضاي جديدي که پس از مشمول زمان شدن تقاضاي پناهندگي اول تسليم مي شود خواهند داشت. اتفاقا همين جمعه گذشته نيز آقاي “ميکائل ريبن ويک” رئيس دايره حقوقي اداره مهاجرت سوئد در برنامه خبري “راپورت” تلويزيون ملي سوئد حاضر شد و با اشاره به اين تصميم دادگاه عالي مهاجرتي که حکم خط مشي در تصميمات آينده هم اداره مهاجرت و هم دادگاه مهاجرتي است اعلام نمود که شانس اينگونه افراد پس از تسليم يک تقاضاي جديد بعد از گذشت ۴ سال, با توجه به خط مشي اعلام شده از سوي دادگاه عالي مهاجرتي, “بسيار ناچيز” است.

استکهلميان: آيا با وجود چنين شانس اندکي توصيه مي کنيد که متقاضيان پناهندگي مخفي پس از گذشت ۴ سال يک تقاضاي پناهندگي جديد تسليم کنند؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: صد درصد اما نه با اميد زيادي جهت گرفتن پناهندگي و اقامت. بلکه دليل اصلي توصيه ما مزاياي ديگري است که شخصي که بصورت مخفي در سوئد زندگي مي کند پس از تسليم يک تقاضاي جديد مي تواند مجددا از آنها استفاده کند.

استکهلميان: چه مزايايي؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: جاي توضيح نيست که زندگي بصورت غير قانوني در سوئد بسيار مشکل است. يک متقاضي پناهندگي پس از چهار سال اقامت غير قانوني مي تواند با تسليم يک تقاضاي جديد, حداقل در طي مدت محدود ديگري مجددا برخي از مزاياي يک زندگي قانوني در سوئد را بدست آورد. براي مثال حق کار کردن قانوني, حق استفاده از خذدمات درماني و يا رفتن به مدرسه.

استکهلميان: پس اگر درست متوجه شده باشم فايده تسليم يک تقاضاي جديد پس از ۴ سال بيشتر اين است که شرايط زندگي دشوار بصورت مخفي را براي مدت محدود ديگري کمي بهتر کرد؟  در اينصورت رسيدگي اين تقاضاي دوم چقدر به طول مي انجامد؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: درست متوجه شديد. به اعلام اداره مهاجرت سوئد از روز تسليم تقاضاي دوم تا زمان پاياني پروسه آن حدود ۱۰ ماه (کمتر يا بيشتر) بطول مي انجامد که به معني ۱۰ ماه زندگي کمي انساني تر پس از ۴ سال شرايط دشوار زندگي غير قانوني براي اين افراد خواهد بود.

استکهلميان: يکي از کارمندان مرکز اطلاعات ايرانيان چندي پيش به يکي از همکاران استکهلميان گفته بود که اين مدت رسيدگي ۱۰ ماهه مي تواند فرجي جهت دريافت اقامت از طريق قانون اقامت کاري باشد. اين يعني چه؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: يک متقاضي پناهندگي مخفي که پس از ۴ سال و مشمول زمان شدند تقاضاي پناهندگي قبلي اش تقاضايد پناهندگي جديدي تسليم مي کند از همان روز اول حق کار کردن دارد و چنانچه کمي شانس آورده و رسديگي به تقاضاي دومش به اندازه کافي طول بکشد و وي بتواند به مدت معيني که در قانون اقامت کاري (شش ماه) مشخص شده در سوئد سابقه کار قانوني داشته باشد اين شانس را دارد که در صورت دريافت پاسخ منفي به درخواست دوم پناهندگيش از طريق قوانين مربوط به اقامت کاري اقدام کرده و شانس خود را جهت دريافت اقامت آزماش کند.