بایگانی دسته: اطلاعیه ها

اخراج سیما نظرعلی زاده و پوریان توانگر از سوئد به ایران متوقف شد و از بازداشتگاه اداره مهاجرت آزاد شدند

این هم موفقیت دیگری شد برای پناهندگان و فعالین فدراسیون. هفته گذشته اداره مهاجرت هر دو  آنها را از بازداشتگاه شهر فلن به بازداشتگاه دیگری در استورپ در نزدیکی مالمو انتقال دادند تا مقدمات دیپورت آنها را فراهم کنند. سیما در حال انتقال تماس گرفت و خبراحتمال  دیپورت خود را به ایران با فدراسیون درمیان گذاشت و تقاضای کمک فوری کرد. صدای سیما بشدت گرفته بود و از ترس و شدت گریه نمی توانست حرف بزند.

 

متاسفانه وکیل سیما کوچکترین کاری برای وی انجام نداد و حاضر به همکاری با فدراسیون در این مورد هم نشد. فدراسیون مجبور شد کلیه اطلاعات در مورد پرونده سیما و پوریان را بصورت تماس  تلفنی و  یا ایمیل از خود سیما بگیرد. در فرصت کمی که  سیما داشت، فدراسیون در یک نامه سرگشاده به اداره مهاجرت تمام دلائل و شرایط خطرناکی که در صورت بازگشت سیما و پوریان به ایران متوجه آنها میشد با این اداره در میان گذارده و از آنها خواست که فورا سیما و پوریان را از بازداشتگاه آزاد و پرونده آنها را مجددا مورد بررسی قراربدهد. پس از گذشت ۴ ساعت از دریافت این نامه، اداره مهاجرت در تماسی با دفتر فدراسیون اعلام کرد که تصمیم گرفته تا زمان بررسی مجدد این پرونده حکم اخراج آنها را متوقف کند و اجازه می دهد از بازداشتگاه هم بطور موقت آزاد شوند.

 

در نامه  فدراسیون  به اداره مهاجرت، شرایط سخت و داستان  زندگی سیما در ایران را توضیح  داده بودیم. سیما در بازداشتگاه هنگامی که نامه فدراسیون را دریافت کرده بود در ایمیلی نوشته بود: “آقای اسدی درود برشما. وقتی این متن و می خونم گریم درمیاد برای اینکه شما کاملا صحبت های من و بازگو کردین و عین اینکه در موقعیت من قرار دارین نمی دونم با چه زبونی از شما تشکر کنم  فقط           اینقد می گم که اشکم و به جای تشکر پذیرا باشید. سپاس گذارم ازهمه مهرتون.”

 

بلی سیما به حق ناراحت بود چون او بعنوان یک زن نمی خواست بار دیگر به ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی  برگردد. چرا که او در سه دهه اخیر تجربه زندگی و زن بودن در جمهوری اسلامی و قوانین ضد زن و قرون وسطایی آن را با پوست و گوشت خود لمس  و از آن نفرت پیدا کرده بود. سیما از شنیدن متوقف شدن دیپورت خود به ایران بسیار خوشحال شد چون بار دیگر زندگی برای خود و فرزندش معنی پیدا کرد.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این موفقیت را به سیما و پوریان و فعالین فدراسیون تبریک می گوید.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

هفدهم جولای ۲۰۱۲

 

 

به اداره مهاجرت سوئد

موضوع: پرونده سیما نظر علی زاده

                     sima nazaralizadeh   :11-286497

purian tavangar dehghan :11-756973 

 

 نباید سیما را به جهنم جمهوری اسلامی دیپورت کنید

داستان زندگی سیما نظر علی زاده داستان زندگی هزاران زنی است که بدلیل مردسالاری و تحمیل بی حقوقی و بدلیل عدم رعایت فرهنگ ۱۴۰۰ ساله قرون وسطای در قوانین جمهوری اسلامی یا اعدام و سنگسار شدند و یا خودکشی کردند و یا بدست مردان خانواده کشته شده اند و برای همیشه چشم از این زندگی نابرابر و غیر انسانی بسته اند.

حتما اداره مهاجرت سوئد از اعدام صفیه زن ۲۸ ساله ای که در روز پنجشنبه ۱۲ جولای در شهر شیراز در ایران به جوخه اعدام سپرده شد بی خبر نیست. صفیه زنی بود که حکومت اسلامی برای وی پرونده سازی کرد و او را متهم به قتل نمود. قتلی که گفته می شود بدست پسر امام جمعه  صورت گرفته بود. درطول مدت بازداشت صفیه را بشدت مورد شکنجه قرار می دهند؛ ۱۷ نفر از مامورین و مقامات بلند پایه قوه قضائیه جمهوری اسلامی در شهر شیراز به وی تجاوز کرده و با زور شکنجه و تجاوز جنسی از او اعتراف گرفتند و او را کشان کشان به پای چوبه دار بردند و در حالی که بشدت می لرزید و نمی توانست خود را سرپا نگاه دارد در نهایت بی رحمی اعدام کردند. این یک نمونه از هزاران نمونه از بی حقوقی زن در جمهوری اسلامی است و سیما نظرعلی زاده که هم اکنون در بازداشتگاه اداره مهاجرت سوئد به همراه پسر ۲۱ ساله اش در خطر فوری اخراج قرار دارد نیز جز همین هزاران نمونه  از بی حقوقی نیمی از شهروندان ایران تحت عنوان زن میباشد. دیپورت سیما به ایران اشتباه  بسیار بزرگی برای اداره مهاجرت و دولت سوئد خواهد.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی با معیارهای پذیرش پناهندگان آشنایی کامل دارد و می داند که هرکس باید بطور شخصی دلایل پناهندگی خود را  اثبات کند. از نظرفدراسیون دلایل پناهندگی سیما نیز پر از مرارت و مشقت و بی حقوقی و پر از ترس و وحشت و آزار و شکنجه بوده است و در صورت بازگرداندن وی به ایران این احتمال وجود دارد که او نیز قربانی قوانین ظالمانه و رفتار و فرهنگ اسلامی و قوانین ضد زن و مردسالار در جمهوری اسلامی شود. سیما می گوید من از دست اعمال قدرت مردان و قوانین ضد زن در ایران فرار کردم تا جان و زندگی خودم و پسرم درامان بماند. اگر سیاست پناهنده پذیری دولت سوئد یک سیاست سخاوتمندانه وانسانی باشد باید با افتخار از درخواست پناهندگی سیما و کسان دیگری که به سرنوشت سیما دچار می شوند دفاع کند و درخواست آنها را با آغوش باز بپذیرد.

 

سیما دارای یک پسر ۲۱ ساله است و هم اکنون هردو در بازداشتگاه اداره مهاجرت در خطر اخراج به ایران بسر می برند. ای کاش مسئولین اداره مهاجرت می توانستند مصاحبه های سیما را با رسانه های فارسی زبان که از کشور سوئد تا آمریکا صورت گرفته است و همچنان ادامه دارد گوش می دادند و در جریان اشک های وی که بدلیل ترس از آینده خود و فرزندش جاری می شود قرار می گرفتند. سیما می گوید من دو بار ازدواج کردم و در هردو مورد سرکوب شدم، در هردو بشدت کتک خوردم و در موقعیت بسیار نابرابر و غیر انسانی قرار گرفتم و دچار آسیب های روحی و روانی شدم.

 

   اداره مهاجرت سوئد در شرایطی می خواهد سیما نظر علی زاده را به ایران دیپورت کند که فقر و بیکاری در ایران بیداد می کند٬ در شرايطی که جنایت و آدم کشی در ایران به اوج خود رسیده است.

درحال حاضرشرايط در ایران طوری است که حتی اگرسیما و پوریان توانگر در صورت بازگشت به ایران خطرجانی تهدیدشان نکند، این احتمال وجود دارد که بدلیل بیکاری و نداشتن سرپناه برای زندگی با شرایطی بسیار سخت مواجه شوند.

 

علاوه بر اینها سیما در ایران از دین اسلام به دین مسیحیت گرویده است. او می گوید مدتها بود به کلیساهای خانگی می رفتم ولی از زمانی که همسرش باخبر می شود از سوی وی مورد شدیدترین اذیت و آزار قرار می گیرد.سیما مدتها با رادیو آزادگان در شهر نورشوپینگ و خانم شکوه ارشادی و آقای داوود نوری از مخالفین جمهوری اسلامی و تشکل دیگری بنام (ما هستیم) همکاری می کرد. ان آی تی وی یکی از تلویزیونهای ماهواره ای درآمریکا که برای ایران برنامه پخش می کند با سیما مصاحبه کرده است. او با جزئیات شرایط زندگی و دلایل پناهندگی خود را در مصاحبه با این تلویزیون توضیح داد. دو هفته پیش رادیو همبستگی در شهر گوتنبرگ با سیما مصاحبه کرد. سیما در این برنامه بشدت گریه می کرد، بعد از این مصاحبه بسیاری از ایرانیان مقیم گوتنبرک با دفتر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در گوتنبرگ  تماس گرفتند و خواستار برگزاری تظاهرات در اعتراض به حکم اخراج سیما به ایران شدند.

 

 با توجه به توضیح نکات فوق فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از اداره مهاجرت سوئد می خواهد در درجه اول حکم اخراج وی را لغو کند و در درجه دوم بار دیگر پرونده پناهندگی وی را بنا به اتفاقات جدیدی که افتاده است مورد بررسی مجدد قرار بدهند.

 

با احترام

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۱۵ جولای ۲۰۱۲

 

   

 

 

 

 

 

 

 

به میز اعتراضی ما به اوضاع پناهجویان ملحق شوید

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی (سیدنی)

The International Federation of Iranian Refugees (Sydney) INC

 

به میز اعتراضی ما به اوضاع پناهجویان ملحق شوید

 موضع سخت و شدید و اعمال غیر انسانی همیشگی دولت استرالیا در قبال پناهجویان تازه وارد به آبهای همجوار جزیره کریسمس بوضوح نشان داده است که جان انسانها برای این دولت اهمیتی ندارد. عدم ابراز حتی یک همدردی خشک و خالی با بازماندگان و دوستان قربانیان دوفاجعه انسانی اخیر بروشنی نشان می دهد که برخلاف ادعای دولت استرالیا این دولت هیچ ربطی به انسانیت و حقوق انسانی ندارد.

 

بازداشت طویل المدت پناهجویانی که از تعقیب، دستگیری، شکنجه و خلاصه اینکه از اختناق شدید اجتماعی و سیاسی از کشورهای خود می گریزند  به مخاطره انداختن سلامت فکری و جسمی پناهجویان در بازداشتکاهها موجب شرمساری بشریت است. باید یک سیاست پناهندگی انسانی را به این دولت تحمیل کرد. باید کاری کرد که تمام بازداشتگاهای پناهندگی را تعطیل کنند.

 

 در عین حال فشار از پایین چه اعتراضات خود پناهجویان و چه دفاع و پشتیبانی گروهای مدافع حقوق پناهندگی و فعالین حقوق انسانها و دوستداران ازادی از پناهجویان در این جامعه همیشه دولت استرالیا را به حدی به مصاف طلبیده است که موجب شکاف و دو دستگی برسر موضوع پناهندگی میان حزب کارگر و دولتش و حزب ظاهرا مخالف ( اپوزیسیون ) که هر دوی انان بازگشت پناهجویان را می خواهند، بوده است.

 

در اعتراض به اوضاعی که به پناهجویان روا شده است و در جلب حمایت برای این عزیزان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی یک میزی برگزار می نماید.

روز: چهارشنبه ۴ جولای

زمان: ۱۲ الی ۱۴ بعد از ظهر

مکان: ادره مهاجرت پاراماتا شماره ۹ خیابان ونت ورت ویل در پاراماتا

 

از همراهی وکمک تک تک عزیزان علاقه مند به گرمی استقبال می نماییم.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر با ناطری با شماره 0467554015 تماس حاصل نمایید

برنامه تلویزیونی ای بی سی در مورد پناهجویان

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی (سیدنی)

            The International Federation of Iranian Refugees (Sydney) INC

 

بیانیه مطبوعاتی

 

برنامه ” قاچاقچیان انسان تلویزیون ای ب سی ” فقط دل دولتمردان استرالیا را بدست می اورد

 بخش چهارگوشه تلویزیون ای بی سی شب دوشنبه 4 جون برای بار دیگر برنامه کاملا حساب شده و ضد پناهندگی خود بنام ” قاچاقچیان انسان ” را بنمایش گذاشت. ضد پناهندگی این برنامه از این زاویه بود که تلویزیون ای بی سی با استفاده از مستمک ” قاچاق چی ” تصویر بغایت بدی از پناهجویان به جامعه ارائه داد و خواست تا ذهنیت جامعه را بر علیه پناهجویان بشوراند و از نظر اذهان عمومی حقانیت پناهجویان را به زیر سئوال ببرد. ضرورتی نیست که وارد جزئیات مشمئزکننده این مهندسی ضد پناهندگی شویم و نکات کلی این برنامه تلویزیون را به نقد بکشیم.

 

 تلاش و هدف برنامه تلویزیونی ای بی سی هیچ چیز دیگری نبود به غیر از تحریف اوضاع پناهجویان و تزریق باورهای بی اساس و غلط در جامعه. ای بی سی خواست تا توجه و سمپاتی اقشار مختلف جامعه  را علیه پناهجویان بسیج کند. ناظری سخنگوی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سیدنی می گوید واقعیت امر این است که تعدادی از پناهجویان بعد از فرار و ترک کشور محل زندگی شان تا زمان ورود به یک کشور تالث هم جوار با استرالیا با احتساب اذیت و ازارهای شدید این کشورها که با همکاری دولت استرالیا عملی می شود، مجبورند خود را به هر آب و اتشی بزنند تا خود را به یک کشور پناهنده پذیر از جمله استرالیا برسانند. چرا تلویزیون ای بی سی و دولت استرالیا این را به مستمسک و حربه ای بر علیه پناهجویان تبدیل می کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

 

چه کسی از ارائه تصویری که ای بی سی در برنامه خود به جامعه ارائه داده سود می برد؟. مگر غیر از این است که دولت استرالیا هم لیبرالش و هم کارگرش دائم در بوق و کرنای ضد پناهندگی دمیده و گوش جامعه را کر کرده اند و برگ سوخته نژاد پرستی را هرکجا که لازم ببینند رو میکنند و پناهنده و مهاجر را مقصر رکود اقتصادی خود قلمداد کرده و آنان را سبب بیکاری در جامعه معرفی می کنند؟ ای بی سی به رغم خواست و هدفش اب به اسیاب دولت استرالیا می ریزد.

طبعا وقتی که تلویزیون ای بی سی در برنامه شب دوشنبه خود پناهجویانی را که کشورهای محل زندگی خود را ترک کرده اند، پناهجو معرفی نمی کند و الزاما نمی خواهد اعلام کند که افراد به دلیل اختناق  و سرکوب سیاسی از کشورهای دیکتاتور و اسلام زده منطقه خاور میانه فرار می کنند. ناظری سخنگوی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی می گوید که باید به “ای بی سی تبریک گفت که یک تیر و دونشان کرد.”

 

برای کسب اطلاعات با شماره 0467554015 با ناظری تماس حاصل نمایید

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سیدنی

 

 

 

 

 

 

 

گزارشی ازبرگزاري يک جلسه اطلاعاتي در مورد مسائل پناهندگي توسط وکيل Jan Axelsson در شهر مالمو سوئد

فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني واحد مالمو، سالانه با برگزاري جلسات اطلاعاتي درمورد مسائل پناهندگي،  پناهجويان ايراني مقيم در شهر مالمورا ازتصميمات دولت سوئد واداره مهاجرت درمورد سياست پناهنده پذ يري در کشور سوئد، مطلع ميسازد. آخرين مورد چنين جلسه اي در تاريخ اول ماه ژوئن ۲۰۱۰ برگزار گرديد. آقاي

 Jan Axelsson  وکيل شناخته شده و مجرب در امورپناهندگي که هم از وضعيت و تحولات سيستم حکومتي دولت ايران ومراجع قضائي آن اطلاعات کافي دارند و هم با کيس ها ومسائل متعدد پناهندگان ايراني آشنا هستند، ارائه کننده اين اطلاعات بودند که خلاصه مسائل مطرح شده،  نکات زير ميباشند:

 

 Janتوضيح داد کيس هاي پناهجويان ايراني را درحال حاضر درچهار گروه اصلي ميتوان خلاصه کرد. غيرازاين دلايل اصلي، کيسهاي ديگري نيزمطرح ميشوند. ليکن من درپيرامون اين چهارگروه صحبت ميکنم.

 

 ۱- شرکت درتظاهرات واعتراضات انتخابات رياست جمهوري:

 

 کساني مطرح ميکنند که درتظاهرات و شورشهاي خياباني انتخابات رياست جمهوري حدود سه سال پيش شرکت داشتند ودرآن رويدادها مسائل و مشکلاتي، ازجمله  شناسائي، دستگير ونيزتحت پيگرد قانوني قرارگرفته ومتحمل محدوديتهائي شده اند.

 کساني درگذشته نزديک با ارائه چنين کيسهائي توانستند اجازه اقامت بگيرند. ولي تاريخ مصرف و کاربرد چنين دلايل وکيسهايي پايان پذيرفته است. صرف مطرح کردن چنين دلايلي نميتواند درحال حاضربراي دريافت اجازه اقامت کافي باشد، مگر اينکه پناهجويان چنين دلايل را با موارد ديگر تکميل نمايند.

 

۲-  گروه وبلاگ نويسان:

 

 کساني مطرح ميکنند که وبلاگ نويسي ميکردند واينک که وارد کشورسوئد شده اند، کماکان در اين زمينه فعاليت دارند. شانس گرفتن اجازه اقامت ازاين طريق بالا است مشروط براينکه به نکات زير توجه شود. اداره مهاجرت يقين دارد که گروه وبلاگ نويسان از طرف جمهوري اسلامي شديدأ تحت کنترل و تعقيب هستند. واضح است  در اينجا منظور وبلاگ نويساني هستند که کار وفعاليت چشمگيري عليه اسلام، دولت جمهوري اسلامي و سران کار بدست آنها انجام ميدهند. اين نوع کار و فعاليت هاي سياسي و افشاگرانه خطراتي را متوجه آنها ميکند. چنانچه اداره مهاجرت تشخيص بدهد که نوع کار و فعاليتهاي انجام داده شده براي دارنده آن خطري بهمراه دارد و وبلاگ نويس تحت تعقيب از ناحيه جمهوري اسلامي باشد، تسهيلات قابل توجهي در دادن اجازه اقامت ميشود. گزارشات مستند و موثقي ازطرف دولت هاي دانمارک و انگستان گواه براذيت وآزار و نقض حقوق بشر براي وبلاگ نويسان درايران منتشر شده است. دريک مورد که يک وبلاگ نويس ازاداره مهاجرت پاسخ ردي دريافت ميکند، فرد مزبوردراينمورد، عليه تصميم اداره مهاجرت سوئد بدادگاه اتحاديه اروپا شکايت ميکند که شکايت وي پذيرفته ميشود. دادگاه مزبور خلاف رأي اداره مهاجرت رأي ميدهد و متقاضي موفق بدريافت اجازه اقامت از کشور سوئد ميشود.

 

يک روزنامه کثير الانتشار سوئدي تحقيقات ارزشمندي دراينمورد انجام داده ودريک مقاله  که درماه ژانويه ۲۰۱۲ منتشرکرده است مينويسد: “از پائيز سال گذشته حدود صد نفر وبلاگ نويس درايران (تا تاريخ انتشار مقاله مزبور)  دستگيرشده اند که دو نفرازآنها اعدام شده اند.” جالب توجه اينجاست که ابزار تکنيکي کشف و رديابي وبلاگ نويسان را دولت ايران ازاسرائيل خريداري کرده است. اداره مهاجرت يقين دارد که گروه وبلاگ نويسان از ناحيه جمهوري اسلامي شديدأ تحت کنترل و پيگرد بوده و بمجرد دستگير شدنشان تحت فشار، اذيت و آزار قرارگرفته وخطرات جدي تهديشان ميکند. درصورتيکه اسم وعکس وبلاگ نويس همراه مطالب منعکس شود، متن ومحتواي وبلاگ بمراتب چشمگيرترشده و متقائد کردن اداره مهاجرت درمُحق بودن براي دريافت اجازه اقامت مؤثرتر خواهد بود.

 

اگروبلاگ نويسي بگويد که درايران بدلايل رعايت مسائل امنيتي براي خود وخانواده ام نميتوانستم مقالات و مطالبم را باعکس وهويت واقعي خودم منتشر کنم، امري که کاملأ پذيرفتني است ولي توصيه اينست که بمجرد ورود بسوئد، چنين کاري را انجام دهيد. اين گونه عمل کردن باعث جلب اعتماد ميشود. ادامه کار به شيوه گذشته و گمنام درسوئد، نه تنها کيس شخص را ضعيف ميکند، بلکه باعث سلب اعتماد ميشود. مگراينکه براي اين کار دلايل موجّه وقابل قبولي ازجمله، نگراني براي  خانواده درايران و نظاي رآن ارائه کنيد که بايد بتوانيد چنين ادعاها را بنحوي ثابت نمائيد.

اگر درگذشته (زماني که درايران بوديد) در کار وبلاگ نويسي، فعاليتي نداشته ايد و پس ازآمدن بسوئد بويژه پس از دريافت جواب ردي، به اينکار مبادرت ورزيده ايد، واضح است که دليل چندان محکم و قانع کننده اي براي اخذ اقامت نخواهد بود؛ اما هر چقدر مطالب منتشره دروبلاگ تند و تيز باشد که مأموران امنيتي وابسته بدولت ايران درخارج کشور و در داخل را متوجه شما کرده و در صورت بدام افتادن خطراتي شما را تهديد کند، کاروفعاليتتان براي اداره مهاجرت بمراتب چشمگيرتر شده و شانس قبوليتان بيشتر است. براي اداره مهاجرت مهم است که کار وفعاليت شما دراين زمينه تصنّعي و مصلحتي نباشد و انگيزه شما از اينکار و چگونگي نحوه بياناتتان، صحت عملتان را گواهي بکند.  

 

۳-  تغييردادن دين و پشت کردن به اسلام:

 

تعداد قابل توجهي از پناهجويان ايراني درکشور سوئد، بدين مسيحيت گرويده ميشوند و با ارائه کيسي در اين زمينه تقاضاي پناهندگي ميکنند. اداره مهاجرت ميداند که دولت ايران دراينمورد سختگيري کرده ومرتکبين به اينکار را در صورت دستگيري، مورد اذيت و آزار قرارميدهد. بنابراين چنين اقداماتي يکي از شيوه هاي دريافت اجازه اقامت شده و کماکان ميشود.

 

براي اينکه اداره مهاجرت يقين حاصل کند که متقاضي، يک کار تصنّعي و مصلحتي ميکند تا ازاينطريق اجازه اقامت بگيرد يا اين رويگرداني از اسلام، يک تغييرعقيده جدي و واقعي است که از يک انگيزه و باورقلبي نشأت ميگيرد، فيلترها وآزمايشات سختتري را بکار گرفته است. ازجمله اين آزمونها، سؤالاتي نظيرسؤالات امتحاني  دراوراقي نوشته شده است که فرد مدعي گرويدن بدين مسيحيت را بدين طريق سؤال پيچ ميکنند تا در پاسخهائيکه دريافت ميکنند، صحت و سقم ادعا را بررسي کنند. متقاضي با داشتن چنين کيسي، بايد اداره مهاجرت را قانع کند که از دانش و معلومات کافي دراين زمينه برخور دار بوده وچنين انتخابي يک انتخاب کاملأ قلبي و عقيدتي است نه تصنّعي و مصلحتي. براي اجتناب ازاطاله کلام دراين گزارش، از ذکرسؤالات متعدد خودداري ميشود وعلاقمندان به مطلع شدن ازجزئيات امر، ميتوانند با فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني تماس بگيرند.

 

درصورتيکه اداره مهاجرت يقين داشته باشد که تغييرعقيده پناهجوازانگيزه قلبي است، او را واجد شرايط براي دريافت اجازه اقامت تشخيص ميدهد. اين نکته بسيار مؤثر است که متقاضي، زمينه وعلت العلل گرويدن به مسيحيت يا اديان ديگر را عطف بماسبق بکند و با توضيحات خود اداره مهاجرت را قانع نمايد که چرا نائل شدن باين تمنّيات قلبي درگذشته برايش مقدورنبود. چنانچه متقاضي بعد از دريافت پاسخ ردي باينکار مبادرت ورزد، متقاعد کردن اداره مهاجرت باين باور سختتر ميشود. اين نکات شامل حال کساني ميشود که با کيس گرويدن به دين بهائيت، تقاضاي اجازه اقامت بکنند.

 

۴-  فعاليت ازنوع باصطلاح SURE PLACE  بعبارت بهتر، کاروفعاليت سياسي درمحل ومکان سکونت کنوني:

 

چنانچه متقاضي پناهندگي کاروفعاليت سياسي خود عليه رژيم جمهوري اسلامي را در ايران و قبل از ورودش به کشورسوئد، شروع کرده و در سوئد باين کار ادامه بدهد واين فعاليتها را بتواند ثابت کند، متقائد کردن اداره مهاجرت کار دشواري نيست و راه مناسبي براي دريافت اجازه اقامت ميباشد. از طرفي جمهوري اسلامي، قادر نيست همه فعالين سياسي را تحت کنترل داشته باشد. ازطرف ديگر، کساني با مهارت وهوشياري کارهاي سياسي درگذشته انجام داده اند که ازتيغ کنترل و دستگيري جمهوري اسلامي درامان مانده اند. ولي اينک امکان چنين کارهائي را درسوئد دارند که بتوانند بصورت علني وگستر ده تر کار و فعاليت بکنند.

روشن است که هرنوع کار و فعاليت سياسي، الزامأ واتوماتيک بدريافت اجازه اقامت منجر نميشود.

فعاليت سياسي مورد نظراينست که کار و تلاش و کوشش بايد بنوعي برجسته شود که شاخکها وآنتنهاي جمهوري اسلامي را متوجه خود کرده وشخص را تحت تعقيب و پيگرد قرار بدهد. مثلأ شخص نقش رهبري در کار و فعاليت يا فعاليتهائي را عهده دارشود که اخبار اين مسئله بگوش ايادي جمهوري رسيده باشد. حتي ممکن است شخص، نقش رهبري هم نداشته باشد ليکن در اثر انجام يک کار چشمگير، توجه مامورين جمهوري اسلامي را بخود جلب کند. نظير اينکه شخصي در راديو همبستگي، گوينده راديو باشد و از اين طريق مداومأ مقالات سياسي عليه اسلام ودولت مطبوع بخواند.  

 

بطور خلاصه آن موارد از فعاليتهائيکه عليه اسلام ومقدسات مربوطه، عليه جمهوري اسلامي و سرکردگان آنها روشنگري وافشاگري کرده واز اين مجرا براي ايادي آن قابل  شناخت بشود. دراينصورت اداره مهاجرت متقاعد ميشود که درصورت بازگرداندن فرد بايران بکام مامورين جمهوري اسلامي افتاده وخطرات جدي تهديدش ميکند. ايشان درابتداي صحبتهايشان اشاره کردند تعلق و وابستگي گروهي به جريانهاي شناخته شده براي اداره مهاجرت، کاررسيدگي به پرونده پناهجورا راحتتر ميکند. زيرا اداره مهاجرت کارهاي تحقيقاتي درمورد اين گروهها که ازکشورهاي پناهنده خيز ميايند را انجام داده واز آنها شناخت نسبي وچه بسا کافي دارد. بمجرد ذکر تعلقات گروهي، اداره مهاجرت پناهجو را درکاتاگوري مربوطه قرار داده وبکارش رسيدگي ميکند. سپس در مصاحبه هاي فردي معيار ومحک ادعاها ودلايل مطرح شده را باشناخت واطلاعاتيکه در دست دارد مورد سنجش وارزيابي قرار ميدهد.

 

علاوه بر۴ مورديکه در بالا توضيح داده شد، نظر Jan اين بود که تعلقات گروهي به کردها، اقليتهاي بلوچ، برخي گروههاي جدائي خواه واستقلال طلب نظيرگروه جدائي طلب “الاهواز”، فعالين متعدد اينترنتي وسايتهاي ضد رژيمي وغيره از نمونه هاي شناخته شده براي اداره مهاجرت ميباشد. چنانچه شخص يا اشخاصي خارج از اين گروهها کيسهائي ارائه ميدهند، رسيدگي به پرونده چنين متقاضيان پناهندگي با تأخير و دشواري صورت ميگيرد.  

 

موارد ذکرشده دربالا نکاتي بودند که آقاي  Jan Axelsson براي شرکت کنندگان درجلسه توضيح دادند. در وقت طرح سؤالات مواردي گفته شدند که دراين گزارش اهم اين سؤالات و پاسخهاي مربوطه را باز گوميکنيم.

 

سؤال: دربررسي وتحقيقات پيرامون گفته هاي پناهجو، آيا اداره مهاجرت دولت سوئد با مأمورين جمهوري اسلامي چه در سوئد وچه در داخل ايران، وارد بحث و گفتگو و تبادل ارتباطات ميشود؟

 پاسخ:  نه. زيرا درچنين مواردي وکيل پناهجو، اداره مهاجرت را به افشاي هويت موکل خود درنزد جمهوري اسلامي محکوم کرده و اداره مهاجرت را به اين کار غير مجازمتهم ميکند.

 

سؤال: اگر کسي با پاسپورت واقعي خود از ايران خارج و وارد کشور سوئد شده و تقاضاي پناهندگي کند، چقدر شانس قبولي يا ردي دارد؟

پاسخ:  متقاضي در اينجا يک بار منفي دارد. ولي چنانچه کاروفعاليت چشمگيري انجام بدهد که اداره مهاجرت متقاعد شود، درصورت بازگشت به کشورش، خطرجدي درکمينش است، احتمال گرفتن اجازه اقامت زياد است.

 

سؤال: کسي  با اجازه کار بسوئد آمده ولي صاحبکار اينک کاري ندارد که او را استخدام کند. در ضمن کارياب، اجازه تحصيل دردانشگاه را هم دارد، سرنوشت وي چگونه ميشود؟

پاسخ:  اززمانيکه صاحبکار قبلي به اوجواب رد داده است، کارياب سه ماه فرصت دارد تا کار جديدي را پيداکرده وبدين طريق مجددأ تقاضاي اجازه اقامت بکند. درطول اين سه ماه لازم نيست کشور سوئد را ترک کند. چنين کاريابي ميتواند به ادامه تحصيل بپردازد. منتهي هزينه تحصيل و زندگي را بايد خودش متقبل شود.

 

سؤال: چنانچه کسي ازيکي ديگر از کشورهاي اروپائي تقاضاي ويزا کرده  ولي دوست دارد بدلايلي ازجمله داشتن قوم و خويش درسوئد تقاضاي پناهندگي بکند، آيا شانسي دارد؟

پاسخ:  نه. فرد بايد ازهمان کشورتقاضاي پناهندگي بکند. حتي اگرپايش رابه آن کشورنگذاشته باشد.

 

سؤال: تا چه مدت اثر انگشت در بايگاني (بانک اطلاعات) باقي ميماند؟

پاسخ: حداقل ده سال.

 

سؤال: چنانچه خانواده اي هنگام تقاضاي پناهندگي، فرزند زيرهيجده ساله داشته باشند، ولي دقيقأ هنگام اخذ تصميم براي دادن اجازه اقامت، فرزند مربوطه بالاي هيجده سال شده باشد، آيا جواب مثبت دريافت اجازه اقامت شامل وي هم ميشود؟ پاسخ: نه. فرد مزبور بايد براي اجازه اقامت خود دلايل اقناعي داشته باشد. اين تصميم متاسفانه خيلي غيرعادلانه ميباشد، ولي براي اداره مهاجرت يک معيارمحسوب ميشود. بطورکلي هر قانوني تبصره هائي دارد که ميتوان ازاين راه وارد بازي شد. مثلأ اگرچنين فردي مدعي شود، درصورت بازگشت به ايران، هيچگونه کفيلي درآنجا ندارد ازطرفي چه بسا جمهوري اسلامي او را دستگير کرده وانتقام پدر يا مادررا ازاو خواهد گرفت، راه مفري براي چنين شخصي وجود دارد. همچنين اگرچنين شخصي درطول مدت انتظارتوانسته باشد حداقل بمدت شش ماه کارسفيد و قانوني کرده و تمام موازين و استانداردهاي يک استخدامي درسوئد را انجام داده و درزمان تصميم گيري، اين کاررا بمدت يکسال داشته باشد شانس موفقيتش زياد است. البته بايد پاسپورت داشته باشد.

 

سؤال: يک خانمي بعنوان همزي وارد سوئد ميشود. ولي پس از مدت کوتاهي اين رابطه بهم ميخورد. ليکن زن تمايل دارد که درکشور سوئد ماندگار بشود ونميخواهد پاسپورت و مدارک هويتي خود را تحويل اداره مهاجرت بدهد، چه راهي براي وي وجود دارد؟

پاسخ: راهي وجود ندارد. مخصوصأ اگر مدت کمي درسوئد اقامت داشته باشد.                 

سؤال: سازمانهاي مدافع حقوق زن، تلاش ميکنند که قانون دو سال تحمل اجباري زناني را که براي برقراري باصطلاح رابطه همزيستي به شوهرانشان ميپيوندند را لغو کنند. البته درمعني واقعي اين قانون سه سال است نه دوسال. چنانچه زني قبل ازانقضاي اينمدت، مورد خشونت، اذيت وآزار مرد مربوطه قراربگيرد، آيا راه گريزي برايش وجود دارد که بتواند اجازه اقامت بگيرد؟

پاسخ: براي سهولت امر و رعايت حقوق انساني ازچنين اشخاصي، فرق نميکند زن يا مرد، اداره اتباع بيگانه سابق، قانوني تصويب کرد چنانچه فردي دراين کيس مورد اذيت وآزار قرارميگيرد بتواند ثابت کند که درحق وحقوق او اجحاف شده وبه لحاظ روحي وجسمي متحمل مضايقي شده است، ميتواند اجازه اقامت دريافت کند. اثبات اثرات اذيت وآزارجسمي – فيزيکي کاردشواري نيست ليکن اثبات اثرات روحي و رواني چنين موارد نامرئي دشوار است. اما غير ممکن نيست. چنانچه شخصي به لحاظ روحي ورواني تحت فشارو تحت اذيت وآزار قرار گرفته باشد، نا گزير براي برون رفت از مشکلات با اشخاص، نهادها ومراجع ذيصلاح درارتباط بوده وگواهي آنهارا با خود دارد. ارائه چنين گواهي و مداواها، مضاف برگفته ها وادعاهاي فرد، دلايل معتبري براي دريافت اجازه اقامت هستند. بايد توجه داشت، چنانچه شخص مورداذيت وآزار قرار گرفته، اگر مدت کوتاهي درسوئد اقامت داشته باشد، حتي مورد ضرب و شتم قابل توجهي هم واقع شده باشد، شانس چنداني براي دريافت اجازه اقامت ندارد.

 

سؤال: يک زن کرد بهمراه بچه ش، بدليل جنگ و دعوا و خشونتهاي قبيله اي ازکردستان ايران فرارکرده است آنطورکه وي ادعا ميکند، او از ناحيه قبيله مخالف، به اعدام محکوم شده وميخواهد با دردست داشتن چنين کيسي، درکشور سوئد اجازه اقامت بگيرد. اداره مهاجرت ازاومدرک ميخواهد که وي چنين ادعائي را ثابت کند. زن مزبورچه مدرکي ميتواند ارائه کند؟

پاسخ: اغلب اوقات، ازارائه کردن مدرک برداشت نادرستي استفهام ميشود. منظور اداره مهاجرت اين نيست که قبيله مخالف و دشمن اين زن بايد مدرک کتبي دال برقتل وي را صادرکند! چنين مدرکي وجود ندارد. منظور اداره  مهاجرت اينست که اين زن گواهي امر و صحت و سقم مسئله را بصورت قابل استناد و محکمه پسند بايد ارائه دهد.

 

سؤال: وقتيکه يک پناهجو پاسخ ردي گرفته و پليس طي نامه اي به او احظاريه ميفرستد که بايد با ما همکاري کني، بعبارت بهتر، منظور پليس چنين است که بيا  و خودت را تحويل ما بده تا به ايران ديپورت کنيم. آيا فرد ميتواند به پليس بگويد، دلايلي جديدتري دال براينکه من کار و فعاليتهائي را انجام داده ام که درصورت باز گشت به ايران جانم درخطراست و لذا از ديپورتم خودداري کنيد؟

پاسخ: پليس دراينمورد تصميم گيرنده نيست بلکه مجري اوامر است. چنين تغيير وتحولات جديد منجر به تجديد نظر در ديپورت شدن را بايد به اداره مهاجرت اطلاع داد. درصورتيکه اداره مهاجرت به اهميت امر واقف شده و قانع شود که لازم است در پرونده شخص تجديد نظر کند، دستور توقف ديپورت به پليس ميدهد تا پرونده مورد بررسي نهائي قرار بگيرد. چنانچه فرد تحت پيگرد، قبل از تصميم نهائي اداره مهاجرت دستگيرشده و در بازداشتگاه بسر ببرد، شخص ميتواند از بازداشتگاه حتي به زبان فارسي اداره مهاجرت را ازاتفاقات ورويدادهاي پيش آمده اخير مستحضر کند.

 

سؤال:لطفأ درمورد سرمايه گذاري درسوئد که بتوان از اينطريق اجازه اقامت گرفت توضيحاتي بدهيد.

پاسخ: سرمايه گذاري، بستگي بنوع وسوژه کاردارد که متحمل چه هزينه هائيست. آنچه که محرز است کسيکه قصد سرمايه گذاري دارد و وارد سوئد ميشود، بايد بعنوان تنخواه گردان مبلغ ۲۰۰۰۰۰ کرون براي تأمين معاش خود که بتواند دو سال روي پاي خود بايستد، بحساب بانکي واريز کند. اگرسرمايه گذاري توسط  دو نفر في المثل زن وشوهري صورت ميگيرد، اين مبلغ ۳۰۰۰۰۰ کرون است. چنانچه فرزند بالاي ۱۸ سال دارند، براي هر فرزند مبلغ ۱۰۰۰۰۰ کرون بايد درحساب مورد نظر واريز کنند.

مدت دريافت اجازه موقت از اين مجرا اينک دوسال شده است. درحاليکه قبلأ يکساله بود. بطور کلي دريافت اجازه اقامت از طريق سرمايه گذاري بمراتب سختتر شده است. بزرگترين مشکل جدي، دانستن زبان سوئدي است. يعني کسيکه يک مغازه يا رستوراني داير ميکند بايد در حد رفع نياز زبان سوئدي بلد باشد. اگرسرمايه گذارادعا کند، من براي اموراداري اين پروژه شريکي دارم که زبان سوئدي بلد است و کارها را پيش ميبرد، اداره مهاجرت پاسخ ميدهد که صاحب کاردرعمل شخص ديگري غير از شماست نه شما. دراينصورت شما ميتوانيد در استخدام چنين شخصي باشيد و از طريق موازين استخدامي امور خود را پيش ببريد. البته انواع کارهائي نظير واردات و صادرات وجود دارد که الزامي براي دانستن زبان سوئدي نيست. پرواضح است، بستگي باين دارد که پروژه کار چيست.  

معيارهاي درآمد حقوقي وسايرهزينه هاي تعيين شده براي يک استخدامي بايد با نرم واستانداردهاي تعيين شده در جامعه سوئد مطابقت کند. چنين شخص واشخاصي حتمأ بايد پاسپورت داشته وقانوني وارد کشور سوئد شده باشند. وقتي که يک استخدامي ازاين طريق توانست دو سال کار بکند، ميتواند اجازه اقامت دائم بگيرد.

 

تهيه وتنظيم از

فاضل نادري از مسئولين فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني

  

فراخوان بیستم ژوئن ٢٠١٢، سى و یكم خرداد ١٣٩١ روز جهانى در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران

Jemis_160_x_224
مردم شریف و آزادیخواه گوتنبرگ

جهانیان باید بدانند که حکومت اسلامی با جنایت و کشتار پابرجاست! باید بدانند که جمهوری اسلامی با چوبه دار و کشتار و شکنجه و زندان متولد شده است و با خونریزی ادامه حیات میدهد! باید با خبر شوند که این حکومت از وحشت انقلاب و خیزش و قیام مردم دست به هر جنایتی میزند تا ساعتی بر عمر کثیف خود بیفزاید! این حکومتی درنده است که در پرونده فردی و جمعی حاکمینش صدها فقره قتل عمد موجود است.

جهانیان باید زجرنامه هزاران زندانی سیاسی را در طی عمر پرنکبت جمهوری اسلامی بشنوند و از حقایق هولناک این حکومت آدمکش با خبر شوند. این صدای رسای ماست که جهانیان را٬ میلیونها انسان شریف و نوعدوست را درکنار ما قرار میدهد تا امر دفاع فوری و اضطراری از هزاران زنذانی سیاسی و صدها عزیزی که هر آن چوبه دار زندگیشان را تهدید میکند را میسر کند. یورش و گروگان گیری دایمی از میان مخالفان سیاسی٬ رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی٬  اخبار هولناک اعدامهای دستجمعی٬ کسب و کار هر روزه این حکومت است.

بیستم ژوئن فقط یکروز نیست! یک کمپین وسیع برای سازمان دادن جنبشی اعتراضی  است که میخواهد جهان متمدن را برای پشتیبانی از خواست آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران بسیج کند! واکنشی بین المللی نسبت به خطرات جدی که جان عزیزان ما را در زندانهای جمهوری اسلامی تهدید می کند٬ ایجاد نماید. بیستم ژوئن درعین حال سمبل اتحاد و عهد و پیمان ما برای آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و پایین کشیدن چوبه های دار است.

مبارزات زندانیان سیاسی در سیاهچالهای مخوف اوین و رجایی شهر و همه زندانهای بیشمار جمهوری اسلامی حماسه ای عظیم است. این مبارزات شورانگیز لایق بزرگترین حمایت ها و پشتیبانی های بین المللی است! هزاران زندانی سیاسی و خانواده های مضطرب و نگرانشان چشمشان به اقدامات بین المللی ماست.

 

زمان: چهارشنبه بیستم ژوئن ساعت ۱۷

مکان: مرکز شهر گوتنبرگ  Brunnsparken

 

جمیس ادا تولکی ترگوز

تلفن: ۰۷۶۳۱۶۶۶۲۲

 

Öppet brev till Sveriges regering ochangående islamiska gruppers verksamhet och hedersmord riksdag

1juni 2012

Debatten om de islamiska samfundens roll i samhället har trappats upp till följd av SVT:s avslöjande om imamer i programmet Uppdrag granskning den 16 maj.

Avslöjandet har än en gång uppenbarat islamiska gruppers och imamers syn på grundläggande rättigheter för allmänheten. Vi, organisationer som står för kvinnors och barns rättigheter, asylsökandes rättigheter samt sekulära normer i samhället, anser att samhället nu bör försvara de sekulära värderingarna, särskilt de grundläggande rättigheterna för flickor och kvinnor i islamiska familjer. Vi själva har under flera år avslöjat de islamiska strömningarna. Dessa, som finansiellt och intellektuellt närs av diktaturregimer så som Saudiarabien och Iran, har en lång meritlista av att motverka mänskliga rättigheter och jämställdhetsvärderingar. Uppdrag granskning har bara avslöjat en bit av denna sanning. Imamernas destruktiva verksamhet mot barn, ungdomar och kvinnor i islamiska familjer är dock betydligt bredare än vad som avslöjats av SVT. Till avslöjandena i programmet kan man lägga förespråkande av hederskultur som kan leda till mord, hjärntvättning av barn i islamiska skolor, rekrytering av terrorgrupper, spridning av hat mot homosexuella, judar, kristna och icke troende, understödjande av dödsdomar mot religionskritiker, fientlighet mot tanke- och yttrandefrihet samt vigning av barn i nedre tonåren.

Nu är frågan om det senaste avslöjandet också ska falla i glömska liksom avslöjandet om islamiska skolor på tv-programmet Dokument inifrån 2003? Vad har faktiskt hänt med det svenska samhället? En afrikansk flicka har i flera år utsatts för fysisk och psykisk tortyr för att rättsväsendet sedan skulle frikänna utövarna! Vad har faktiskt hänt med barnens rättigheter i det här landet? Gjorde denna barnmisshandel inte ont i era hjärtan? Är Landskrona kommuns likgiltighet och försummelse för att rädda Maria Barins liv acceptabelt för er? Vad är detta för samhälle där man viger underåriga flickor, dödar unga tjejer för att de valt att leva efter egen livsstil, driver ut anden ur barn, förespråkar kvinnans underordnade ställning enligt sina religiösa läror och barns rättslöshet och liknande övergrepp och så säger ni bara att det är beklagligt! Varför dras inte de offentliga bidragen till så barn- och kvinnofientliga moskéer in omedelbart? Varför stöder ni de religiösa friskolornas fortsatta arbete medan dessa håller på att besudla barnets rena värld med fanatism, hat och vidskepelse och uppfostra framtida hedersmördare och terrorister?

  • De skamliga överenskommelser som har gjorts, bl.a. av Jönköpings kommun, med de islamiska ledarna är barnfientliga och därmed ska alla rivas upp. Statens och kommunernas eftergifter mot religiösa grupper, inte minst när det gäller kränkning av kvinnornas och barnens grundläggande rättigheter, ska upphöra.
  • De här imamerna är inte representanter för muslimer. Imamernas kollegor i Afghanistan, Iran, Irak och Saudiarabien förtrycker och dödar människor. Den övervägande delen av immigranter från islaminfluerade länder har just därför flytt undan de här imamernas likar. En stor del av befolkningen med utländsk bakgrund är å andra sidan sekulära. Av de som är muslimer är dessutom de flesta emot dessa självutnämnda representanter.
  • Alla slags statliga eller kommunala bidrag till de religiösa strömningar som motverkar mänskliga rättigheter och jämställdhet mellan könen ska omedelbart strypas, precis som man inte ska understödja rasistiska strömningar. Man ska i stället på ett mera aktivt sätt stödja de samfund som står för jämställdhet, barns rättigheter och sekulära värden.
  • Moskéernas och de islamiska ledarnas verksamhet ska fortlöpande granskas och åtal ska väckas för alla slags lagbrott.
  • Barn ska beskyddas från alla former av materiell och andlig manipulering från religiösa institutioner. Att locka personer under 16 år till religiösa sekter, ceremonier eller lokaler ska förbjudas.
  • Slöja för barn ska förbjudas.
  • Vi är emot religionens inblandning i utbildningen. Vi kräver att de religiösa skolornas verksamhet stoppas och att alla barn fritt från religiös övertro och fanatism får en utbildning baserad på modern vetenskap och beprövad erfarenhet.
  • Till stöd för barn i islamiska familjer ska alla slags inskränkande regler gällande idrott, studieresa, musik, simning och liknande i skolor och daghem förbjudas.
  • Vi stöder lagförslagen om kriminalisering av tvångsäktenskap och barngifte och kräver att de så fort som möjligt antas och införs.
  • Många unga tjejer med utländsk bakgrund hoppar av sin skolgång under islamiska gruppers och imamers påtryckningar eller påtvingade manschauvinistiska åsikter. En statlig kommitté ska tillsättas för att undersöka saken och lämna konkreta förslag för att motverka denna negativa trend. 
  • Den utsatta situation, som de unga som lever under ständiga påtryckningar och hot om våld på grund av att de på egen hand valt sina livsnormer, ska noggrant följas av myndigheterna. De ska placeras i skyddat boende och hoten ska utredas av polisen.
  • Konkreta handlingsplaner mot hedersrelaterat våld och hedersmord ska upprättas i alla kommuner och en ansvarig person tillsättas för att följa upp arbetet.
  • Permanent uppehållstillstånd ska beviljas för kvinnor som flyttat till Sverige genom äktenskap och som utsatts för våld av sin make.

Efter tv-programmets avslöjande om imamers verksamhet ska det inte behöva vara svårt att föreställa sig hur människors liv under islamiska lagar ser ut i länder så som Iran, Afghanistan, Saudiarabien m.fl. länder. Vi fördömer starkt västerländska regeringars eftergifter och eftergivenhet mot regimer så som Islamiska republiken Iran och anser det vara som att vända ryggen mot de tappra människor som kämpar för sina rättigheter mot sådana regimer. Vi kräver att svenska regeringen bryter de diplomatiska och kulturella förbindelserna med regimen i Iran och liknande regimer på grund av det brutala förtrycket mot folket och den våldsamma kränkningen av människors grundläggande rättigheter!

 

Kommittén För Försvaret av Kvinnors Rättigheter

Riksförbundet Barnen först

Iranska Flyktingarnas Riksförbund i Sverige

Centralrådet För Ex-muslimer i Skandinavien

 

För ytterligare information eller frågor kontakta:

Mahin Alipour, Tel:0707 77 73 13

E-mail: mahin_alipour@yahoo.se

 

Afsaneh Vahdat, Tel: 0702 468454

E-mail: afsanehvahdat@yahoo.se

یکی دیگر از پناهجویان قبولی گرفت!

برگزاری کنفرانس مطبوعاتی پناهجویان متحصن در ورتسبورگ!

فراخوان تظاهرات برای 16 ژوئن!

پیام راهو یکی دیگر از پناهجویان روز گذشته جواب قبولی گرفت. بدین ترتیب تا به امروز 7 نفر جواب قبولی گرفته اند.لازم به توضیح است که تعداد دیگری نیز جدیدا به تحصن پیوسته اند.

پناهجویان متحصن درشهر ورتسبورگ آلمان روز جمعه 8 ژوئن ساعت 10.00 کنفرانس مطبوعاتی برگزار خواهند کرد. در این کنفرانس متحصنین در باره آخرین وضعیت تحصن و اعتصاب بعد از 83 روز، واکنش دولت و مقامات محلی به خواستهای پناهجویان و پیرامون راههای ادامه مبارزاتشان اطلاع رسانی خواهند کرد.از مدیا و مطبوعات دعوت شده است که در این کنفرانس حضور یابند.

آخرین اخبار از تحصن:

* در ادامه انعکاس مبارزه پناهجویان در رسانه ها در طول دو روز گذشته رادیو فردا با حسن حسین زاده سخنگوی متحصنین مصاحبه ای در باره آخرین وضعیت تحصن انجام داده است.

* همچنین رادیو آلمان نیز مصاحبه ای با آرمین جهانی زاده یکی از متحصنین دراین باره انجام داد.

* گروه” سوسیالیست های جوان” وابسته به حزب سوسیال دموکرات ورتسبورگ از تحصن پناهجویان حمایت کرده است.

* متحصنین در تدارک سازماندهی تظاهرات در حمایت ازخواستهای پناهجویان متحصن بوده و برای همین منظور فراخوان تظاهرات برای روز شنبه 16 ژوئن را داده اند. این تظاهرات از محل ایستگاه راه آهن مرکزی ورتسبورگ راس ساعت 14.00 شروع خواهد شد.

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان از همه احزاب و سازمانها و همه انسانهای مدافع حق پناهندگی دعوت می کند که در حمایت و دفاع از خواستهای پناهجویان متحصن در این تظاهرات شرکت نمایند.

 

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد آلمان

7 ژوئن 2012