بایگانی دسته: اطلاعیه ها

Sverige gör front mot rasismen

no rasism 2

Hela landet kokar nu mot rasismen efter det att en antirasistisk manifestation utsattes för attack den 13 december. Flera tusen människor gick ut redan i torsdags i fackeltåg mot rasismen i Göteborg och nu planeras stora manifestationer i flera städer.

 

Dessa protester som kommer som en motreaktion mot nazisternas våld är ett förkrossande svar mot rasismen. Solidaritet mellan människor med olika hudfärg och olika härkomst är det bästa gensvaret på rasismen. Utrotande av diskriminering och ojämlikhet är det grundläggande svaret till rasismen. En ordentlig kamp mot klassklyftor slår ett rejält slag mot rasismen. Lösning av arbetslöshetsproblemet försvagar rasismens fäste i samhället. Skapande av ett samhälle där det råder välstånd och välbefinnande för alla medborgare stänger utsikterna för rasismens tillväxt. Samhällets försvar av den mänskliga identiteten mot falska, påhittade identiteter för människor tränger undan den rasistiska ideologin…

 

Rasism livnär sig på sociala missnöjen och utifrån det egne landets intresse pekar ut ”utlänningar” som orsaken till missförhållanden och på så sätt försöker man få fotfäste i samhället och värva röster. Rasismens och nazismens tillväxt i Europa och även sådana partiers närvaro på parlamenten är nu tillräcklig nog illavarslande.

 

Iranska flyktingars riksförbund i Sverige uppmanar alla människor att massivt delta i de protester som hålls mot rasismen. Rasism är emot mänskligheten och människors lika värde och ska därför möta frihetstänkande människors, fackliga organisationers och progressiva partiers barriär. Rasismen måste drivas tillbaka genom mänsklighetsfrontens enade kamp. Sverige håller just nu på att göra det. Länge leve det frihetsälskande folket i Sverige!

 

 

Iranska flyktingars riksförbund i Sverige

۲۰۱۳-۱۲-۲۰

 

 

 

 

گزارش تصویری از آکسیون اعتراضی در اعتراض به بازداشت محمدرضا علیخانی و حکم اخراج وی و خانواده اش در استکهلم

آکسیون پنج شنبه ۱۹ دسامبر در اعتراض به بازداشت محمدرضا علیخانی و حکم اخراج وی و خانواده اش. این تظاهرات به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم و سازمان سراسری پناهندگان ایرانی- بیمرز برگزار شد.

dsc 0089 600 x 399

dsc 0083 600 x 399

dsc 0066 600 x 399

dsc 0058 600 x 399

dsc 0056 600 x 399

dsc 0053 600 x 399

dsc 0035 600 x 399

مادر دو فرزند، پسری ۱۹ ساله ودختری ۷ ساله هستم

katayoun

 سال ۲۰۰۹ بعلت مشکلاتی که داشتم به همراه فرزندانم به سوئد پناهنده شدم  بامید به اینکه بتوانم زندگی خودم وفرزندانم را نجات داده ودر گوشه ای از این دنیا در جای امنی زندگی کنم.

 

 در طی این مدت که منتظر جواب اقامت بودیم  دخترم در دبستان وپسرم در دبیرستان تحصیل می کردند وخودم نیز بطور داوطلبانه در یک فروشگاه لوازم مستعمل در پینگس شیرکا مشغول کار بودم و در طی این مدت از آئین سلام نیزدست کشیدم.

 

 من بیمار کلیوی هستم ودر طی این چهار سال با وجود مشکلات روحی وجسمی طاقت فرسا همواره سعی کردم برای فرزندانم تا حد امکان شرایطی فراهم کنم که مشکلات گذشته را تا حدی فراموش کنند ولی متاسفانه بعد از اینکه جواب دیپورت گرفتیم پلیس شبانه به سراغمان آمد وپسر ۱۹ ساله ام را که وقتی باینجا آمدیم تنها ۱۵ سال داشت جلو چشم من وخواهر ۷ ساله اش به گروگان بردند تا وقتی که من از بستر بیماری برخیزم همگی ما را به ایران دیپورت کنند.

 

 اکنون من در بستر بیمار ومنتظر عمل جراحی کلیه هستم.  پسرم در بازداشتگاه و دختر هفت ساله ام که از ترس پلیس مدرسه را رها کرده و دور از من و برادرش در شرایط روحی نگران کننده ای بسر می برد. من در بستر بیماری نمی دانم منتظر بهبود خودم  باشم یا آرزو کنم که هرگز از بستر بیماری بلند نشوم که پلیس ما را به ایران دیپورت کند.

 

 

 نمی دانم به فکر پسرم باشم یا بفکر دخترم که چشم انتظار برادرش است احساس می کنم که در اوج بیماری من که همواره در زندگی انسانی قوی وهمیشه با مشکلات دست وپنجه نرم می کردم تحمل وطا قتم رو به تحلیل است تنها امید وانتظارم از وجدانهای بیدار  انسانهای است که می دانم حتما نمی توانند در مقابل این شرایط غیر انسانی بی تفاوت با شند.  

کتایون صادقنیا و دو فرزندنش، محمد رضا علی خانی ۱۹ ساله و ماهنی دختر ۷ ساله آنها در خطر فوری اخراج به ایران قرار دارند

mohammadreza 1 411 x 600

از همه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی و مردم انسان دوست سوئد می خواهیم به حکم دیپورت این خانواده به ایران اعتراض کنند.تعقیب و پیگرد پناهجویان از سوی پلیس سوئد همچنان ادامه دارد.کتایون صادقنیا و فرزندانش مدت چهار سال است برای اجازه حق زندگی در سوئد مبارزه می کنند. وی مدتهاست از بیماری کلیه رنج می برد، ولی با این حال هنگامی که از شدت درد کلیه راهی بیمارستان بود، پلیس در مقابل چشمان او و دختر هفت ساله اش پسرش محمد رضا علی خانی را بازداشت کردند.علاوه بر محمد رضا علیخانی، یک پناهجویی دیگر ایرانی بنام بهراد هاشمزاده و یک پناهجویی افغان بنام اشکان نورزاهی در بازداشتگاه مشتا در شهر استکهلم در خطر اخراج بسر می برند.

 

کتایون می گوید:نمی دانم به فکر پسرم باشم یا بفکر دخترم که چشم انتظار برادرش است احساس می کنم که در اوج بیماری، من که همواره در زندگی انسانی قوی وهمیشه با مشکلات دست وپنجه نرم می کردم تحمل وطا قتم رو به تحلیل است تنها امید وانتظارم از وجدانهای بیدار  انسانهایی است که می دانم حتما نمی توانند در مقابل این شرایط غیر انسانی بی تفاوت با شند.

کتایون و فرزندانش آواره دست نظام و قوانین ظالمانه و مناسبات نابرابر و ضد زن جمهوری اسلامی در ایران هستند.وی پس ازگذشت مدت کوتاهی از اقامتش در سوئد ازآئین اسلام نیز دست کشیده است.بسیاری از مردم در شمال سوئد که کتایون را می شناسند از تصمیم اداره مهاجرت مبنی بر اخراج این خانواده بشدت نگران هستند.

در اعتراض به تصمیم اداره مهاجرت مبنی بر بازداشت و صدور حکم اخراج برای محمد رضا علی خانی و خانواده اش، روز پنجشنبه ۱۹ دسامبریک گردهمائی در مقابل اداره مهاجرت در شهر استکهلم تشکیل می شود.

 

زمان: پنجشنبه۱۹  دسامبر ساعت ۱۴

محل: Solna; Pyramidvägen 2

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی –  استکهلم

سازمان سراسری پناهندگان ایرانی، بیمرز – استکهلم       

تلفنهای تماس:

۰۷۰۷۱۷۵۵۴۲

 

۰۷۳۵۸۵۲۵۷۱

شبی شاد به مناسبت شب یلدا

yalda night

شبی شاد  به مناسبت شب یلدا

 

 

همراه با موزیک

 

 

ورود برای همه رایگان است

 

غذای گرم و نوشیدنی موجود است

 

زمان:جمعه ۲۰ دسامبراز ساعت ۱۹ تا پاسی از شب

 

جنب سینما هاگا طبقه سومPrinsgatanبا اسپورهای ۱ و ۶ ایستگاه

 

 

برگزار کننده:

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد گوتنبرگ

 

تلفنهای تماس

 ۰۷۶۲۲۰۳۱۱۶          بهنام آزاد

۰۷۳۶۷۱۹۷۷۶          اسما عرفانی

 

 

 

 

 

شدت گرفتن نا امنی برای پناهجویان ایرانی در ترکیه خبر – مشاهدات عینی علیرضا محمدیان

alireza m 242 x 316

با شروع فصل سرما و نبود کاردر اکثر شهرهای ترکیه، دیواری کوتاه تر از پناهجوهای ایرانی برای سرقت پیدا نمی‌شود. چندی است که اخباری از خود کشی، سرقت و خفت‌گیری مسلحانه از ایرانی‌ها در ترکیه به چشم می‌خورد. بعد از خبر کشته شدن یک پناهجوی ایرانی در آدنا که پلیس ترکیه آن را خود کشی اعلام داشت، حال در شهر نیده که تعداد زیادی ایرانی را در خود جای داده است، از گوشه و کنار اخباری بگوش میرسد که حکایت از سرقت و تهدید به مرگ یک هموطن به خاطر اندکی پول جیبش با سلاح سرد و مضروب نمودن وی و حمله به مادر و فرزند کوچکش برای تصاحب کیف پولشان در روز روشن دارد. این موضوع‌ها نگارانی را در دل بسیاری از هموطنان در شهرهای ترکیه موجب گردیده است که آیا مرجعی برای رسیردگی به این اتفاقات وجود دارد؟! برای بیشتر روشن شدن زوایای این رویداد به شهر نیده رفتم و پای صحبت هموطن مضروب شده در این حادثه نشستم که با مخالفت فراوان وی برای بازتاب این اتفاق مواجه شدم. آقای *پ* هم وطن ۳۲ ساله اعلام داشت که نزدیک غروب برای قدم زدن به منطقه قله رفته بودم، با پنج نفر ترک مواجه شدم که با حمله به او قصد ربودن پول اندک جیبم را داشتند. با آنها مقاومت کردم که در نهایت از چاقو برای تهدید کردنم استفاده کردند. ایشان که نخواستند اسمشان فاش بشود اعلام نمود که؛ بعد از گرفتن پول‌هایش، ضربه ای به قفسه سینه‌اش وارد کرده و او را به شدت مجروح می‌کنند و از محل متواری می‌شوند. با این اقدام خشونت بار قفسه سینه ایشان دچار شکستگی و مجاری تنفسی او دچار مشکل شده است. بعد از دیدار با آقای *پ* به پای صحبت مادری نشستم که با دختر و نوه اش در روز روشن مورد حمله قرار گرفته بودند. خانم *م* و دخترشان خانم *ش* اظهار داشتند که ایشان نزدیک به ساعت دو بعد از ظهر روز پنجشنبه بعد از امضاء مانند همیشه با دختر و نوه ام که کوچک و در آغوش مادرش حمل میشد به سمت خانه روانه بودیم که در یکی از کوچه‌های خلوت مسیر خانه مردی ناشناس به دخترم که فرزندش در آغوشش بود حمله کرد. وی قصد ربودن کیف دخترم را داشت که با مقاومت و داد و فریاد من او را رها کرد و گریخت. تلخی این حوادث در آنجا بیشتر از همه به چشم می‌خورد که تعدادی از هموطنان ما به دلیل ترس از بروز دادن این مشکلات به پلیس و احتمال بروز برخورد سخت و خشن از سوی افراد بزهکار ترک و همچنین احتمال بروز و انعکاس آن به سازمان ملل و دیرکرد در روند پرونده، همچنین به خاطر ترس از امنیت خانواد‌ه‌اشان سکوت می‌کنند. لازم به ذکر است که این افراد اعلام داشتند که با توجه مراجعه به مقام امنیتی و پلیس، متاسفانه تاکون هیچ توجه و ترتیب اثری به این رویدادها نشده است و بسیار سطحی از کنار این موضوع‌ها می گذرند.

 

 

به ایرانیان مقیم گوتنبرگ در تظاهرات روز دوشنبه چهارم نوامبر علیه اعدام شرکت کنید

جمهوری اسلامی در ماههای اخیر آمار اعدام ها را چندین برابر گسترش داده است. رژیم هرچه بیشتر در مخمصه قرار میگیرد، راه را در این میبیند که سرکوب و جنایتش را علیه مردم بیشتر کند. با سر کار آمدن دولت “تدبیر و امید” روحانی فصل جدیدی از اعدام در ایران شروع شده است. ما نیز باید فصل جدیدی از اعتراض در خارج کشور را شروع کنیم. از این روشما را فرا میخوانیم که در تظاهرات روز دوشنبه فعالانه شرکت کنید.

 

سهم ما در خارج کشور مهم و بسیار موثر است. باید فضا را هرچه بیشتر علیه حکومت تنگ کنیم. باید ماهیت جنایتکارانه دولت جدیدشان را نیز به همگان نشان دهیم و مماشات دول غربی با آنها را در میان مردم افشا کنیم.

 

از همه شما تقاضا میکنیم در تظاهراتی که توسط احزاب و نیروههای مختلف سیاسی برپا میشود فعالانه شرکت کنید و دوستانتان را به شرکت در این حرکت اعتراضی تشویق نمایید. بیائید

 تا دور جدید و قدرتمندی از اعتراض در خارج کشور را شروع کنیم.

 

زمان تجمع: دوشنبه چهرم نوامبر از ساعت ۱۷

محل تجمع: Gustaf Adolfs Torg از ساعت ۱۸ حرکت به طرف Götaplatsen  

 

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران- گوتنبرگ

۳۰ اکتبر ۲۰۱۳

 

 

 edam 4

اداره مهاجرت از زهرا برگه فوت همسرش را میخواهد که بدست رژیم در عملیاتی به قتل رسیده است نامه فدراسیون پناهندگان ایرانی به اداره مهاجرت سوئد

خانم زهرا حسین پور در سال ۲۰۰۸ با شخصی بە اسم محی الدین کلهری، اهل مهاباد از کردستان ایران و مقیم سوێد ازدواج کرد. محی الدین هنگامی که در شهر هودیکسووال در کشور سوئد زندگی می کرد از اداره مهاجرت برای زهرا حسین پور تقاضای اقامت از طریق ازدواج کرده بود. بر این اساس اداره مهاجرت سوئد در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹ ویزای اقامت از طریق ازدواج برای ورود زهرا حسین پور  به سوئد را صادر کرد. محی الدین کلهری تا آن زمان به مدت ۸ سال بود در کشور سوئد زندگی می کرد. وی از فعالین سیاسی و عضو  سازمانی بنام کومله زحمتکشان در کردستان ایران بود. زهرا نیز کرد زبان و اهل سردشت در کردستان ایران است.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به خوبی در جریان داستان زندگی زهرا حسین پور قرار دارد. همان طور که زهرا در مصاحبه خود با اداره مهاجرت گفته است؛ درست چند روز قبل از اینکه به سوئد پرواز کند، محی الدین به وی زنگ زده و گفته بود: “به من یک ماموریت تشکیلاتی  داده اند شما هم سعی کنید که در حال حاضر سفرت را به سوئدکنسل کنید”. محی الدین برای انجام یک ماموریت سازمانی به اردوگاه  کومله در کردستان عراق بر می گردد و به همراه چند نفر دیگر به داخل خاک کردستان ایران می روند و در نوار مرزی میان  ایران و عراق به دام  نیروهای جمهوری اسلامی افتاده که متاسفانه در اثر آن محی الدین و بقیه همراهانش کشته می شوند.

 

 به دنبال این واقعه زهرا حسین پور نیز از سوی دستگاه قضائی ایران تحت تقیب قرار می گیرد و به کردستان عراق فرار می کند. با توجه به اینکه جنازه  محی الدین و کلیه اسناد و مدارکی را که وی همراه خود داشته به دست نیروهای مرزی جمهوری اسلامی افتاده بود. گمانه زنی ها این بود که محی الدین یک بسته کادو  و آدرس و  عکس و مشخصات زهرا را نیز به همراه داشته که آنها هم به دست نیروهای رژیم افتاده بود. چند روز بعد از کشته شدن محی الدین پلیس امنیتی  ایران جهت دستگیری زهرا به منزل وی رفته ولی هنگام مراجعه پلیس زهرا در منزل حضور نداشته. فرار زهرا به کردستان عراق در آن هنگام دقیقا بدلیل این بوده که مبادا در صورت پرواز  از طریق تهران در فردگاه آن کشور دستگیر شود. به همین دلیل به کردستان عرق فرار می کند و از آنجا نیز به سوئد پرواز می کند و در ۱۸ ماه مارس ۲۰۱۰ وارد کشور سوئد می شود.

 

متاسفانه در آن هنگام ادارە مهاجرت باور نمی کند کە همسر زهرا کشتە شدە باشد. در حالی که  بسیاری از سایتهای کردی و فارسی زبان خبر کشته شدن همسر زهرا و همراهانش را درج کرده بودند. سایت تابناک وابسته به سپاه پاسداران ایران نوع کشتە شدن آنها را نیز منتشر کرده و تصاویر آنها را به طور کامل نشان داده بود. حزب کوملە کشته شدن آنها را تائید کرده بود، صد نفر از فعالین کرد با امضاء یک طومار به اداره مهاجرت کشته شدن محی الدین را تائید کرده بودند. با این حال اداره مهاجرت از زهرا خواسته بود تا از دولت ایران فوت نامه رسمی شوهرش را بگیرد و در اختیار این اداره قرار دهد. ولی اداره مهاجرت به این نکته توجه نمیکند کسی که خود از دست رژیم فرار کرده و حتی جرئت نکرده از طریق فرودگاه ایران به سوئد پرواز کند چگونه می تواند فوت نامه همسرش را از آنها بگیرد؟ در حالی که رژیم ایران در بسیاری از موارد حتی جنازه کشته شدگان را به خانواده های آنها پس نمی دهد.

زهرا حسین پور در  مصاحبه ای با رادیو  کردی صدای آمریکا به تاریخ ۲۱ فوریه ۲۰۱۳ کلیه این اتفاقات را با جزئیات توضیح داده است. زهرا حسین پور فعال سیاسی و مدافع حقوق زنان است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی زهرا را از نزدیک می شناسد و با فعالیت های وی علیه جمهوری اسلامی و دفاع ازحقوق زنان آشنائی کامل دارد. نوشته ها و مصاحبه های زیادی در این زمینه از وی به چشم می خورد. برای مثال در یکی از نوشته های زهرا که در سایت حزب دمکرات کردستان ایران به تاریخ ۶ سپتامبر ۲۰۱۱ منتشر شده است نوشته است: “جمهوری اسلامی در ماه رمضان رستورانها را می بندد، غذا خوردن را ممنوع می کند، بیکاری و گرسنگی را به مردم تحمیل می کند و مشتی آخوند مرتجع در مساجد به ترویج و تبلیغ عقب ماندگی و خرافات مذهبی می پردازند و چنان شرایطی را به مردم تحمیل می کنند که انگار خاک مردگان را بر جامعه  پاشیده اند.” اداره مهاجرت لازم است اینها را ببیند و بخواند و در مورد هرکدام از آنها به طور عادلانه قضاوت کند و ببیند با توجه این فعالیت ها در صورت بازگرداندن زهرا به ایران همین چند خط کافی است تا دستگاههای قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی برای وی احکام مرگ صادر کنند. 

زهرا حسین پور در مطلب دیگری بازهم در سایت حزب دمکرات که در مورد وضعیت کودکان در ایران نوشته است، از جمهوری اسلامی به عنوان قاتل کودکان یاد می کند. اداره مهاجرت برای بررسی پرونده چنین افرادی باید به چه اسناد و مدارک دیگری استناد بکند تا در مورد سرنوشت یک متقاضی پناهندگی تصمیم درست بگیرد؟ از نظر فدراسیون حتی اگر همه فعالیت های سیاسی زهرا علیه جمهوری اسلامی در کشور سوئد را به کنار بگذاریم، اداره مهاجرت می بایست براساس همان اقامتی که از طریق ازدواج  برای وی صادر کرده بود اجازه  اقامت به وی می داد تا زهرا در سوئد بماند و امنیت جانی پیدا نماید، نه اینکه به وی زندگی مخفی را تحمیل کند.با توجه به توضیحات فوق، فدراسیون از اداره مهاجرت می خواهد که به زهرا حسین پور اجازه اقامت بدهد تا در پناه دولت سوئد جان و زندگی اش تضمین شود.

با احترام

عبدالله اسدی

دبیر هبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۲ سپتامبر ۲۰۱۳