بایگانی دسته: اطلاعیه ها

خروج سالانه ۱۸۰ هزار جوان از ایران

صندوق بین المللی پول همانند هر ساله گزارش نیم ساله خود را برای ماه اکتبر امسال در مورد موقعیت سلامت اقتصادی کشورهای جهان منتشر کرد. گفت وگو با دکتر فریدون خاوند استاد اقتصاد در فرانسه.

درباره ایران، درخبرهای پیشین آمده بود که، این صندوق رشد اقتصادی ایران را برای سال جاری میلادی، ۲۰۱۴، یک ممیزپنج درصد وبرای سال ۲۰۱۵ دو ممیزدو درصد پیش بینی کرده است.
براساس گزارش صندوق اقتصاد چهارصد میلیارد دلاری ایران پس ازدوسال رشد منفی، درسال جاری میلادی یک ممیزپنج درصد رشد خواهد داشت.
از ارقام مربوط به پیش بینی داده‌های اقتصاد ایران که بگذریم صندوق بین المللی پول امسال نیزبه موضوع مهمتری درمورد کاهش مزمن ثروت انسانی درایران امروزپرداخته که نگرانی‌های گذشته را همچنان تکرارمی کند و آن معضل «فرارنخبگان» ایران است که سرزمین مادری خود درجستجوی زندگی بهتروبهروری بیشترهمه روزه ترک می کنند.
به گزارش منابع خبری ایرانی فرارمغز‌ها یا به گفته نویسنده فرارو «ایران گریزی» خروج ژن‌های باهوش امروز دامن گیرزنان و دختران ایرانی نیزشده است.
به گزارش این منابع آخرین آمارازمیزان مهاجرت نخبگان ایرانی، دختران و زنان راچهل درصد از مجموع تمام مغزهایی دانسته که از کشورفرارمی کنند. بنا براین گزارش، درحال حاضر، چهل و سه درصد زنان ایران بیکارهستند واین می تواند یکی ازعوامل تلاش برای گریزکشورباشد.


صندوق بین المللی پول درآخرین گزارش خود مقام اول مهاجرت نخبگان را به ایران اختصاص داده است.
به گزارش صندوق بین المللی پول سالانه حدود یک صد و هشتاد هزار ایرانی تحصیل کرده از کشورخارج می‌شوند، به این امید که زندگی و شغل بهتری پیدا کنند. به گفته وزیرسابق علوم درجمهوری اسلامی این مهاجرت‌ها سالانه یک صدو پنجاه میلیارد دلارضرربه کشوروارد می‌کند و ثمره سال‌ها سرمایه گزاری و هزینه، نصیب کشورهای توسعه یافته می‌شود.
به گزارش فراروازمهم‌ترین دافعه‌ها می‌توان به فاصله طبقاتی زیاد، نابرابری درآمد وهزینه، بی‌قانونی و پارتی بازی، فرهنگ کاری ناکارآمد و بی‌عتدالتی اشاره کرد و برای جاذبه‌های جامعه مقصد هم می‌توان از رفاه اجتماعی و اقتصادی، آزادی‌های اجتماعی، وجود فرصت‌های شغلی و امنیت شغلی، و نظام آموزشی کارآمد نام برد.
آمار‌ها می‌گویند که امکان اشتغال به کارزنان درایران نسبت به مردان پنجاه درصد کمتراست به نحوی که نرخ بیکاری مردان پانزده تا بیست وچهارساله دربهارامسال بیست ویک درصد و نرخ بیکاری زنان درهمین گروه سنی چهل و سه ممیز چهاردرصد بودکه حاکی از بیکاری دو برابر زنان نسبت به مردان است.
به گزارش فرارو، کار‌شناسان می‌گویند بی‌توجهی به توان بلقوه زنان و استفاده نکردن از توانمندی‌های آنان می‌تواند فرصت‌های فراوان را نابودکند. هراندازه که میزان بیکاری زنان تحصیل کرده بیشترو مشارکت اقتصادی آن‌ها کمترشود، تعداد آن‌ها درآمارمهاجرت از کشوربیشترخواهد شد.

News link: www.persian.rfi.fr

پیام عبدالله اسدی به شعله پاکروان عزیز

قبل از هرچیز به شما و اعضای خانواده و بستگانتان و به هزاران نفری که در این مدت به اشکال مختلف برای جلوگیری از اعدام ریحانه تلاش و مبارزه کردند تسلیت می گویم و برایتان آرزوی صبر و تحمل می کنم.
خانم پاکروان عزیز شما الان فقط مادر ریحانه نیستید شما اکنون مادر هزاران کسی هستید که شب ها و روزهای زیادی را با شما و ریحانه در داخل زندان و مقابل زندان و در مراکز شهرهای کانادا و اروپا و آمریکا سپری کردند و به اشکال مختلف خواستار لغو اعدام ریحانه بودند، کسانی که تظارات سازمان دادند، فریاد حق خواهی و عکس ریحانه را به دنیا مخابره کردند، به جمهوری اسلامی نامه نوشتند و از جلال سربندی جلاد خواهش کردند اجازه ندهد ریحانه را بکشند، همه آنها و همه ما به فرزندان شما اضافه شدیم.
می دانم که مرگ ریحانه برای شما چقدر سخت و سنگین و جانگداز است. اما علاوه بر شما اعدام ریحانه عزیز زخم عمیقی است بر پیکر جامعه ایران، جامعه ای که ریحانه در آن اعدام می شود باید از بنیان عوض شود. شما باید به خودت و به ریحانه افتخار کنید چون ریحانه به سمبل شجاعت و دفاع از حرمت و شخصیت خود و میلیونها زن در ایران تبدیل شد.درپی خبر اعدام ریحانه هزاران نفر قلبشان به طپش درآمد و خشم و نفرتشان از نظام و خیل آخوند و سیستم قضائی جمهوری اسلامی هزاران برابر بیشتر شد.
خانم پاکروان عزیز هزاران نفری که در پی خبر اعدام ریحانه گریه کردند و همدیگررا در آغوش گرفتند به فرزندان شما اضافه شدند. به عنوان کسی که سالهاست در دفاع از حقوق پناهجویان ایرانی و برای ایرانی بدون مجازات اعدام و بدون داشتن زندانی سیاسی و بدون تبعیض و برای برابری وعدالت اجتماعی مبارزه می کنم، بخاطر درد و رنج و آسیبی که در این مدت متحمل شده اید به شما ادای احترام می کنم و خود را در غم و اندوهتان برای از دست دادن ریحانه عزیز شریک میدانم.
مطمئن هستم مردم ایران در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی شما را روی دست بلند خواهند کرد. شما و مهوش علاسوندی، مادر فرزاد کمانگر و ندا آقاسلطان و هزاران مادر داغدار دیگر که جمهوری اسلامی در طول ۳۵ سال گذشته جان عزیزانشان را گرفته است روی دست خواهند گذاشت.علی خامنه ای، روحانی، صادق لاریجانی رئیس مجلس و مصطفی پور محمدی جلاد و محسنی اژه ای و همه سردمداران جمهوری اسلامی باید بدانند که ما یاد عزیز ریحانه را به خشم و مبارزه برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی تبدیل خواهیم کرد. یاد و خاطره عزیز ریحانه در قلب ما همیشه زنده است.

۲۷ اکتبر ۲۰۱۴


 

جزییات بیشتری از تزریق دارو به پناهجویان هنگام اخراج

یک شب سردپاییزی در فرودگاه آرلاندا و در قسمت بازرسی بدنی، چندین پناهجوی منفی گرفته با همراهی پلیس مرزی و پرسنل بخش حمل و نقل سازمان زندان‌ها قرار است از سوئد اخراج و به کشور خود بازگردند. برای این کار، هواپیمایی اختصاصی اجاره و چارتر شده تا شلوغی و زدوخورد احتمالی میان پناهجویان و نیروهای همراه مزاحم مسافران دیگر نشود. پلیس مرزی و پرسنل بخش حمل و نقل سازمان زندان‌ها  پناهجویانی را که حاضر نشوندبا پای خود و با آرامی تن به این اخراج بدهند، کتف بسته و به‌زور سوار هواپیما می‌کنند و اگر درگیری راه‌بیاندازند، داروی آرام‌بخش حاوی ماده مخدر به آنها تزریق می‌کنند تا آرام بگیرند و تا رسیدن به مقصد بخوابند. اما آیا این کار قانونی‌ست؟

آندرش آلکساندرشون حقوق‌دان در سازمان بازرسی وزارت بهداشت و درمان می‌گوید که هرگونه درمان و دادن دارو بدون اجازه و مخفیانه غیرقانونی‌ست، تمام خدمات پزشکی و درمانی باید با احترام به فرد انجام شود و تنها دادگاه می‌تواند رای دهد که به کسی به اجبار دارو داده شود.

رادیو سوئد و برنامه‌ی کالیبر تمام گزارشات درمانی مربوط به اخراج اجباری پناهجویان در سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ را درخواست و ۳۳ گزارش را از بخش حمل و نقل سازمان زندان‌ها دریافت کرده است. در این گزارش‌ها، در هفت مورد ثبت شده که به پناهجویانی که درگیرشده بودند یا باخشونت مانع اجرای حکم اخراج شده‌بودند، داروی آرام‌بخش تزریق شده است. این دارو در تمام گزارشات، استه‌سولید نام برده شده که یک داروی حاوی ماده‌مخدر از نوع بنزودیازپین است. قرص دیازپام یکی از انواع این داروهاست. تمام این موارد به‌زور انجام شده بدون اینکه خود فرد پناهجو موافقتی با این کار داشته باشد. لارش هوکان نیلسون مشاور پزشکی سازمان زندان‌ها اعتراف می‌کند که این کار غیرقانونی‌ست.

او در جواب این سوال که قدم بعدی پس از افشای این موارد چیست، می‌گوید:

-باید وکلای ما به این موارد نگاهی بیاندازند تا تصمیم‌گیری کنیم.

مسئولان هرکدام تقصیر و مسئولیت را برگردن دیگری می‌اندازند. در اغلب اخراج‌ها یک پزشک و پرستار همراه است. پزشکی که در این گزارش‌ها از او نام‌برده شده می‌گوید که سازمان زندان‌ها اجازه دادن دارو به افراد را داده بود درحالی‌که سازمان زندان‌ها و پلیس‌ها می‌گویند که این پزشک تصمیم‌گیرنده بوده است. هانس لاگرلوف از بخش حمل‌ونقل سازمان زندان‌ها اعتراف می‌کند که نظارتی درست در این زمینه وجود نداشته است.

او اضافه می‌کند که این گزارش‌ها لکه‌ای بزرگ بر سیستم اخراج پناجویان است و باید بهتر از این عمل می‌شد.

پس از افشاگری رادیو سوئد در باره‌ی داروخوراندن به پناهجویان اخراجی، سازمان‌زندان‌ها که مسئول امورحمل‌ونقل است، از خود به پلیس شکایت کرده و به رادیو سوئد می‌گوید که ۲۲ مورد را برای بررسی به دادستانی فرستاده است. این یعنی که این سازمان، تمامی گزارشات پزشکی را به رادیو سوئد تحویل نداده بوده و موارد تخلف بسیار بیشتر از آن بوده که ما افشا کردیم.

شبکه زنان بیست ساله شد

شبکه زنان به گفته ی مسئولان آن باهدف و وظیفه ی کمک به زنانی که با قوانین سوئد آشنایی ندارند و به همین دلیل نیز مورد انواع سوء استفاده ها قرارمی گیرند و همچنین دختران و پسران جوانی که با انواع  تهدید، خشونت و آزار روبرو می شوند، فعالیت می کند. دراین شبکه که کارخود را با تعدادی انگشت شمار آغازکرد، اینک بیست نفر به صورت استخدامی و چهل نفر نیز داوطلبانه به کار مشغولند.
در شبکه زنان ازحدود ده سال پیش، بخش دیگری به عنوان جوانان با مسئولیت اعظم قرائی نیز شروع به فعالیت کرد که به مسائل و نیازهای دختران و پسران جوانی که به ویژه با خانواده های خود مشکل دارند، می پردازد. این شبکه که بودجه ی آن ازجمله با کمک های مالی کمون استکهلم و اداره خدمات اجتماعی تامین می شود، خانه های امنی دراختیار دارد که زنان و جوانانی را که نیاز دارند در آنجا اسکان می دهد. بیشترین زنان و جوانانی که به این شبکه مراجعه می کنند به گفته ی مسئولان آن از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هستند.
یکی از اقدامات این شبکه درجهت بهبود شرایط مراقبت و نگه داری از چنین زنان و جوانانی به گفته الیزابت وامکِن، از مشاوران سوئدی شبکه، نامه نگاری با نهادها و مقامات مختلف و تاثیرگذاری برآنهاست. به نظر الیزابت وامکِن، اگرجامعه کار اطلاع رسانی خود را به درستی انجام دهد، نیازی به وجود سازمان هایی مانند شبکه زنان نخواهدبود. او عدم اطلاع رسانی درست به مهاجران را درمورد جامعه ازجمله مشکلات جوانان و زنان مهاجر می داند. به نظر او دراین زمینه رادیوی صدای زنان، نقش مهمی دارد.

به پناهجویان هنگام اخراج، داروی آرام‌بخش تزریق می‌شود

پرسنل بخش حمل و نقل سازمان زندان‌ها، که مسئولیت همراهی با پناهجویان اخراجی از سوئد تا کشور مقصد را دارند، در برخی موارد که پناهجو مقاومت کند یا درگیری بوجود آورد به او داروی آرام‌بخش حاوی ماده‌ی مخدر تزریق می‌کنند. این موضوع را برنامه‌ی کالیبر در رادیو سوئد افشا می‌کند.


برنامه‌ی کالیبر در ادامه‌ی بررسی خود در زمینه روش‌های اجرای احکام اخراج پناهجویان، به مواردی از تزریق داروی آرام‌بخش به آنها برخورده که این موارد همگی خلاف قانون و خلاف تمامی مقررات بوده است. بخش حمل و نقل سازمان زندان‌ها که وظیفه‌ی اجزای احکام اخراج پناهجویان را دارد، درپی افشاگری رادیو سوئد، این موارد را برای تحقیق در اختیار دادستانی قرار داده است. برنامه‌ی کالیبر روز یکشنبه پخش می‌شود و در روز دوشنبه هم، گزارشی با جزییات بیشتر به همراه شهادت یک پناهجوی اخراجی ایرانی، که مورد ضرب و شتم و خوراندن دارو قرار گرفته از بخش فارسی رادیو سوئد پخش خواهد شد.  

انتقاد به بی توجهی نسبت به ترس پناهجویان

ترس از دستگیری مانع رفتن به مدرسه می شود

در حالیکه بنا بر قوانین سوئد که از سال گذشته تصویب شده است، کودکان پناهجو حق برخورداری از تحصیل را دارند اما بسیاری از این کودکان  بخاطر ترس از پلیس و اداره ی مهاجرت، نمی توانند به مدرسه بروند.  آنا یوهانسون رئیس بخش اجتماعی سازمان خیریه ی کلیساهای استکهلم ، در گفتگوئی با بخش زبان های خارجی رادیو سوئد عنوان کرد که یکی از همکارانش این شرایط را با یادداشت های روزانه یAnne Franks  از قربانیان یهودی جنگ دوم جهانی مقایسه کرده است. او می گوید شباهت های زیادی در این مقایسه مشاهده کرده است و این یک  ناامنی آشکاراست که هر لحظه کسی چه  در منزل، چه درخیابان و چه  در مدرسه احساس کند که مورد تعقیب است و امکان دستگیری و اخراج او وجوددارد. در سال تحصیلی گذشته کودکان متعلق به پناهجویان موسوم به فاقد پرونده، اجازه ی قانونی یافتند که بتوانند به مدرسه بروند، اما تنها نیمی از کمون ها در شهرهای بزرگ توانستند خود را برای اجرای قانون جدید آماده کنند.  بنا بر این گزارش، تعداد کودکانی که بعد از تصویب این قانون به مدرسه می روند بیشتر از قبل از تصویب  آن نیست. انتقاد این سازمان از این است که کسی توجهی به ترس این خانواده ها  از ادارات دولتی مربوطه نمی کند و به همین دلیل کودکان این خانواده ها هنگام داشتن مشکلات نمی توانند درخواست کمک کنند. در شهر مالمو این کودکان از امسال امکان دریافت کمک های معیشتی را یافته اند،  اما این امکانات در شهرهای بزرگتری چون استکهلم و یوتبوری هنوز وجود ندارد.  آنا یوهانسون مسئول اموراجتماعی این سازمان در صدد این است که بتواند امکان بحث و گفتگو برای قانونی شدن حضور این کودکان در سوئد را فراهم کند. او می گوید که این کودکان در سوئد رشد کرده اند به زبان سوئدی صحبت می کنند و هیچ گونه وابستگی به کشوری دیگر ندارند. او  اضافه می کند که این کودکان در سوئد تحصیل کرده اند، اما با وجود این دارای آینده ی روشنی نیستند. آنها نمی توانند درخواست کار سفید کنند، نمی توانند مسکنی داشته باشند و مجبورند بقیه ی زندگی خود را در ناامنی حقوقی بگذرانند. او می گوید که به این بحث باید در زمینه ی حقوق بشری پرداخته شود.

جاده‌های پنهان؛ خشونت و آزار جنسی در کمپ پناهندگی

بخش غم‌انگیز یک مهاجرت جایی است که پناهجو به چنان استیصالی می‌رسد که برای رهایی از شرایط موجود اقدام به اعتصاب غذا، دوختن لب خود و یا در نهایت خودکشی می‌کند. در یکی دو سال گذشته هنوز هیچ خبرنگار مستقلی نتوانسته‌است از کمپ‌های اسکان پناهجویان در جزایر نائورو، کریسمس و همچنین پاپوآ گینه نو دیدن کند و از آنچه که به واقعیت در آنجا می‌گذرد، گزارش دهد. اما تک‌صداهایی که بعضاً پناهجویان با استفاده از شرایط بسیار محدود دسترسی به تلفن و اینترنت به بیرون ارسال کرده‌اند، حاکی از شرایط سخت درون کمپ‌های پناهندگی است.

یک پناهجو: «من از کمپ کریسمس آیلند استرالیا تماس می‌گیرم. پناهجویان اینجا به علت اینکه چهار پنج ماه است بلاتکلیف‌اند دست به اعتصاب زدند. حول و حوش ده دوازده نفر غذا نخورده‌اند، لب‌هایشان را دوختند. دو سه روز است هیچ چیز نخورده‌اند. حول و حوش دویست سیصد نفر ایرانی هم به حمایت از آنها دو سه روز است که هیچ غذایی نخورده‌اند. خواهش می‌کنم این خبر را پخش کنید، همه بدانند.»

سیروس احمدی وکیل پناهندگان در استرالیا نیز از شرایط نه چندان مطلوب پناهندگان در کمپ‌های اسکان آنها در نائورو و پاپوآ گینه نو می‌گوید:

سیروس احمدی: «متأسفانه از این هم بدتر است اوضاع. تا جایی که من می‌دانم حدوداً ده نفر از ایرانی‌هایی که من تا حدودی در جریان کارشان هستم لب‌هایشان را دوخته‌اند و چیزی حدود ۴۰۰ نفر اعتصاب غذا کرده‌اند. وضعیت متأسفانه اینقدر بد هست نه به خاطر شرایط خود کمپ یا دور بودن از خود استرالیا، بیشترین نگرانی این است که می‌گویند بلاتکلیفیم. آنها می‌گویند که کسی به ما نمی‌گوید آیا یک ماه دیگر، شش ماه دیگر، پنج سال دیگر پرونده‌ات بررسی می‌شود و اگر می‌شود جواب چه خواهد بود و یا جواب حتی اگر به فرض مثبت است آیا ما را توی این جزیره نائورو یا پاپوآ گینه نو نگه می‌دارند یا می‌فرستند استرالیا. یک سری مسائل این‌چنینی باعث نگرانی شده‌است. به طور مثال خانم بارداری ایمیل برای من فرستاده که بچه‌اش را به خاطر استرس و نگرانی زیادی که داشته از دست داده‌است.»

در کنار شرایط سخت اقامت در کمپ‌های پناهندگی، تکان‌دهنده زمانی است که پناهجویی مورد آزار جنسی و تجاوز قرار می‌گیرد. در بهمن ماه سال ۱۳۹۲ زن متاهل پناهجویی در کمپ کریسمس طی تماسی با بخش فارسی رادیو ای‌بی‌اس استرالیا می‌گوید مورد تجاوز جنسی از سوی یکی از پناهجویان هم‌کمپی‌اش قرار گرفته‌است. پلیس استرالیا در نامه خود به شبکه اس‌بی‌اس از آغاز تحقیقات در این زمینه خبر می‌دهد. در بخش‌هایی از این گفت‌وگو این زن ماجرا را این‌گونه بیان می‌کند:

تا به امروز نگذاشته‌ام همسرم بفهمد. چون معلوم نیست بفهمد چه اتفاقی می‌افتد. پلیس به من گفت باید همسرت از موضوع آگاه شود.

زن پناهجوی ایرانی: «آن مرد خیلی راحت توانست وارد حریم خصوصی من بشود. تجاوز کند، سوء استفاده کند و پلیس‌های اینجا نمی‌دانم هرکسی که مسئول است راحت توانستند از کنارش بگذرند. من اعتصاب غذا کردم گفتم من تا روزی که با پلیس حرف نزنم غذا نمی‌خورم. از طریق دوستانی که در استرالیا داشتم شماره چندتا وکیل را به من دادند، تماس گرفتم ولی هیچکدام از آن وکیل‌ها حاضر نیستند بیایند توی این کمپ چون می‌گویند ما اجازه نداریم. شما شهروند استرالیا نیستید. تا به امروز نگذاشته‌ام همسرم بفهمد. چون معلوم نیست بفهمد چه اتفاقی می‌افتد. پلیس به من گفت باید همسرت از موضوع آگاه شود. من دوستان خیلی دارم. مخصوصاً مجرد که این قضیه را شنیدند واقعاً خیلی ناراحت شده بودند. می‌گفتند تو که شوهر داری چنین اتفاقی برایت افتاده و معلوم نیست چه بلایی سر ما بیاید. خیلی از آنها را بلافاصله انتقال دادند به جزیره نائورو. تا کسی خودش نیاید توی این کمپ نمی‌تواند کسانی را که اینجا هستند درک کند. من نه به خاطر غذا آمده‌ام نه به خاطر لباس آمده‌ام. نه به خاطر خیلی چیزهایی که اینها فکر می‌کنند. من تنها چیزی که به خاطرش آمدم امنیت بود. الان انصاف نیست با این همه خطری که معلوم نبود که توی آن راهی که می‌آیم بمیرم یا زنده برسم، حالا که به اینجا زنده رسیده‌ام حق من نیست که آن امنیت را از من بگیرند و راحت ما را زیر پایشان له کنند. زندگی من کاملاً به هم ریخته. منی که یک دختر بیست و سه ساله هستم و تازه ازدواج کرده‌ام از الان فقط به فکر مردن هستم.»

اما چه باید کرد و چگونه می‌توان از تلفات مسیر مهاجرت به سوی استرالیا کاست؟ بیشتر کارشناسان و فعالان حقوق مهاجران و پناهجویان ضمن تاکید بر عدم استفاده از مسیر دریایی توسط قاچاق‌برها بهترین راه حل را در شرایط فعلی استفاده از راه‌های قانونی می‌دانند.

سیروس احمدی وکیل پناهندگان در استرالیا می‌گوید به همان اندازه که دولت  استرالیا شرایط را برای مهاجران و پناهجویانی که به طور غیرقانونی وارد این کشور می‌شوند سخت کرده، شرایط ورود قانونی را آسان‌تر کرده‌است:

سیروس احمدی: «یک خانمی  چند روز پیش آمد به محل کار من، واقعاً گریه می‌کرد. افسردگی شدید داشت، می‌گفت دو تا خانواده بودیم، خانواده خودش و برادرش. گفت همه غرق شدند جز  من و یک دختر برادرم زنده ماندیم. این چیزها را آدم می‌بیند می‌گوید آیا واقعاً ارزش دارد این ملت خودشان را اینجور بکشند که بیایند بیرون. دولت فعلی استرالیا برنامه‌اش این است که اگر کسی می‌خواهد بیاید از روش‌های قانونی بیاید. بخاطر اینکه آدم‌هایی که سواد ندارند و ممکن است سوابق جنایی داشته باشند قاچاقی وارد این کشور نشوند. تا سرحد امکان سعی کنید خودتان را به این راه‌های خطرناک برای خروج از کشور نزنید. من در استرالیا هستم و عرض می‌کنم دولت فعلی و حتی دولت قبلی به شدت تشویق می‌کنند افراد را که از راه‌های قانونی بیایند و برای اینکار تقریباً می‌شود گفت راه‌های ورود را آسان‌تر هم کرده‌اند. مثلاً ویزایی که قبلاً ممکن بود سه تا چهار سال طول بکشد برای ویزای حرفه‌ای، الان کمتر از یک سال می‌شود نتیجه گرفت. این برنامه دولت هست که تشویق کند افراد از این راه‌ها بیایند.»

رسول باقریان، فعال حقوق پناهندگان در اندونزی نیز در این باره نظری مشابه دارد.

رسول باقریان: «آخرین شنیده‌هایی که من داشتم راجع به جزیره‌های دیگری مثل نارائو یا جزیره مانو یا حتی پاپوآ این بود که تمام افرادی که از کریسمس آیلند یا سرزمین اصلی استرالیا به اینجا انتقال پیدا کردند همه‌شان به انتهای صف انتقال داده شدند. یعنی در اصل وقتی انتقال پیدا کردند به جزیره نارائو یا جزیره مانو، پاپوا آنجا از آغاز بایستی تمام مراحل پناهجویی‌شان را آنجا طی کنند؛ و  خود این باعث شده بسیاری از افراد که مبلغ پرداخت کردند که از این دریا بگذرند و به آن ساحل نجات برسند الان پشیمان شده باشند و اعلام کنند که ما می‌خواهیم برگردیم و دیگر در این شرایط نمی‌توانیم زندگی کنیم. و به آن افرادی که می‌خواهند بیایند و خودشان را در این راه بگذارند و از این دریا بگذرند بگویند که شما به جای اینکه بیایید بروید آنجا و دوباره در پاپوآ در آخر سر صف  قرار بگیرید چه بهتر که از طریق قانونی از طریق کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اقدام کنید. در خود اندونزی و کشورهایی که می‌توانید سفر بروید. حداقل یک زندگی آرامی داشته باشید تا این که منطقه‌ای باشد که کاملاً ناآشنا هستید و این همه مشکلات و بیماری‌ها و گریه و زاری نصیبت‌تان شود.»

فصل اول مستند جاده‌های پنهان را در حالی به پایان می‌بریم که آنچه از زبان پناهجویان در این فصل شنیده شد تنها شرح حال تعدادی از صدها پناهجویی است که در این تراژدی دریا هنوز قایق‌هایشان در انتظار رعب‌آور درهم شکستن است و برخی دیگر جسم و روح خود را در کمپ‌هایی که نه کم از زندان دارند در بند می‌بینند.

در فصل دوم مستند جاده‌های پنهان با پناهجویان ایرانی به غرب عالم می‌رویم. جایی که دروازه آن از ترکیه آغاز و پایان آن به پشت میله‌های نامرئی کمپ‌های پناهندگی در اروپا ختم می‌شو

جلسه گفت و شنود، با پیام حاتمی حقوقدان و وکیل عرصه پناهندگی

جلسه گفت و شنود، با پیام حاتمی حقوقدان و وکیل عرصه پناهندگی

 

کم نیستند تعداد متقاضیانی که به بدلیل عدم اطلاعات کافی جهت درخواست پناهندگی سالها بدون اقامت و در شرایط مخفی زندگی می کنند. به همین اعتبارشرکت در این نوع  جلسات بسیار مهمم و تعیین کننده است.

در این جلسه حول محورهای زیر صحبت خواهد شد:

  • معیارهای پذیرش پناهندگان چیست؟

– متقاضیان پناهندگی برای درخواست پناهندگی به چه اطلاعاتی نیاز دارند؟

  • نحوه ارائه دلایل به مراجع پناهنده پذیر به چه صورت است؟
  • ارائه مدارک هویت چه تاثیری برروند پناهندگی آنها دارد؟
  • چه نوع مدارکی برای اثبات دلایل پناهندگی کمک می کند؟
  • مبارزه متشکل چه تاثیری بر روند پناهندگی افراد دارد؟
  • و پرسش و پاسخ در همین مورد

مدت زمان این جلسه از ساعت۱۸  تا۲۰:۳۰   دقیقه است.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در شهر گوتنبرگ همه پناهجویان

و علاقه مندان به مسائل پناهندگی را به شرکت در این جلسه  دعوت می کند.

لطفا روز و ساعت این جلسه را بخاطر بسپارید و دوستان و آشنایان خود را از آن باخبر کنید.

 

زمان:جمعه ۳۱ اکتبر از ساعت ۱۸

محل دیدار: Linnegatan 21

ایستگاه Prinsgatan

ساختمان Viktoriahuset جنب سینما هاگا طبقه سوم

با خط های ۱ و ۶ و اتوبوس ۶۰

به اطلاع می رسانیم که بعد از اتمام جلسه درهمان محل، برگزار می کنیم شبی شاد همراه با موزیک.غذا و نوشیدنی هم در محل موجود است.

تلفن تماس: بهنام آزاد ۰۷۶۲۲۰۳۱۱۶

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – گوتنبرگ

مبارزه با قاچاق انسان یا شکار پناهجویان بدون پرونده؟

مبارزه با قاچاق‌سازمان یافته‌ی انسان، نامی ست که پلیس و مقامات اتحادیه اروپا براین عملیات گذاشته‌اند، اما سازمان‌های مدافع حقوق پناهندگان آن را شکار پناهجویان بدون پرونده و اخراجی دانسته و به آن شدیدا اعتراض کرده‌اند. یکی ازآنها، سازمان‌ نجات کودکان است. مدیر اتحادیه‌ی جوانان این سازمان Sara Thiringer  می‌گوید که آنها نگرانند که این عملیات برای یافتن پناهجویان بدون پرونده باشد. او به روشن نبودن اطلاعات درمورد این عملیات اشاره می‌کند و این که برای جلوگیری از پیش آمدن هرگونه خطری برای این پناهجویان، باید آنها را نسبت به این عملیات آگاه سازند.
اما پلیس، وجود خطری را برای این دسته از پناهجویان ردمی‌کند. Patrik Engström  رئیس بخش کنترل مرزی در پلیس جنایی که این عملیات را در سوئد رهبری خواهدکرد برعملیات روزانه پلیس و کنترل راه‌هایی که به نظر آنها می‌تواند راه ورود قاچاق‌چی‌های انسان باشد، تاکیدمی‌کند. او می‌گوید که به این وسیله خواهندتوانست قاچاق‌چی‌ها را شناسایی کرده و اطلاعاتی درمورد شبکه‌های قاچاق انسان به دست آورند. به گفته‌ی پاتریک اِنگس‌تروم وظیفه‌ی پلیس یافتن کسانی‌ست که به صورت غیرقانونی درسوئد به سرمی‌برند یا غیرقانونی به سوئد می‌آیند. او براین امر تاکیدمی‌کند که وظیفه‌ی پلیس دراین عملیات، جداکردن  کسانی که نیاز به پناهندگی دارند یا درجریان آن هستند از افرادی‌ست که حکم اخراج آنها از پیش در دستورکار پلیس و اداره مهاجرت قراردارد.
این عملیات مشترک پلیس که با نام Mos Maiorum  به مدت دو هفته در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به اجرادرمی‌آید، به دلیل سابقه‌ی چنین عملیاتی در سوئد با عنوان رِوا، باعث ترس و نگرانی پناهجویانی شده‌است که حکم اخراج دریافت کرده‌اند و به صورت مخفی زندگی می‌کنند. این نگرانی را همچنان که شنیدید سازمان‌های اجتماعی و مدافع حقوق پناهجویان نیز احساس می‌کنند. آنها می‌کوشند تا به صورت‌های مختلف،  پناهجویان را نسبت به خطری که آنها را تهدید می‌کند، آگاهی دهند. برای نمونه مدیر اتحادیه‌ی جوانان سازمان نجات کودکان در فیس بوک خود به این پناهجویان نسبت به این عملیات هشدارداده و ازجمله خواسته‌است تا بدون بلیت یا کارت معتبر از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده نکنند. پلیس اما می‌گوید که این عملیات برای یافتن پناهجویان بدون پرونده و مخفی نیست. پاتریک اِنگس‌تروم، مسئول اجرای این عملیات در سوئد می‌گوید که این عملیات آنچنان که در برخی از رسانه‌ها مطرح شده برای شکار پناهجویان نیست. او می‌گوید باعث تاسف است که این عملیات این چنین به مردم معرفی شده‌است.
اما سازمان‌های اجتماعی، این عملیات را عاملی برای ترس پناهجویانی می‌دانند که حکم اخراج دریافت کرده و غیرقانونی در سوئد زندگی‌می‌کنند. عبداله اسدی، دبیر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد نیز باتوجه به تماس‌هایی که با پناهجویان داشته براین امر تاکیدمی‌کند. او معتقداست که پناهجویان می‌توانند با مراقبت و احتیاط بیشتر،  طر دستگیری خود را هرچه بیشتر کاهش دهند.