بایگانی دسته: مقالات

ملیحه سرور: اولین بار که میخواستم با پوشش دلخواه خودم باشم، حس عجیبی داشتم

malihe 300 x 300

سال دوم دانشگاه بودم که مانتوی جین بلند پوشیده بودم که کنارش دو تا چاک داشت و یک عینک آفتابی هم به چشم زده بودم. زمانی که میخواستم وارد دانشگاه بشوم حراست جلوی من را گرفت و گفت که بیا اینجا! رفتم به سمت حراست و به من گفتند برای چی عینک آفتابی به چشم زده ای، با تعجب گفتم مگر عینک آفتابی جرم است!؟ تنها پاسخی که دادند گفتند آن عینک را در بیار و اینکه این مانتو را چرا پوشیده ای که چاک در کنارش دارد و پاسخ دادم که به این بلندی، بدون چاک که نمیشود، میخواهید یک زن با گونی به دانشگاه وارد شود! پرسید از من که کجای شهر سکونت داری که پاسخ دادم و بعد به شکلی توهین آمیز پاسخ داد که مشخص است و بچه های كرج باید هم با این سر و وضع در خیابان باشند و توهین هایی دیگر.

و در روزی دیگر که در دانشگاه و پیگیر کارهای فارغ التحصیلی ام بودم و مانتویی معمولی و شلواری جین به تن داشتم و کمی هم موهایم به مانند همیشه بیرون بود از مامورین حراست چندین نفر جلوی من را گرفتند و با توهین و فریاد من را تا بیرون دانشگاه همراهی کردند و اینقدر آمدند تا مطمئن شوند از دانشگاه بیرون رفته ام.

خارج از دانشگاه هم برادران گشت ارشاد فقط به دلیل اینکه موهایم کمی بیرون بود با لحنی زشت آمدند جلویم که آهااای با تو هستیم دختر! بیا اینجا و رفتم جلو و گفتم با من هستید که پاسخ دادند: چرا موهایت را رنگ کرده ای به این شکل! پرسیدم مگر جرم است که گفتند بله و باید برای تعهد بیایی که گفتم نمیام و تهدید کردند که با زور تو را خواهیم برد. قرار شد دم در همان ماشین تعهد بگیرند که گفتند کاغذ تمام شده است و باید به پایگاه ببریمت و سوارم کردند با کلی حرف و توهین. برای دیگران هم جالب بود و فکر میکردند من با این ظاهر ساده همراه هستم. حسابی آن شب درگیری بود تا اینکه سرهنگی که آنجا بود تهدید کرد که به زندان و انفرادی می اندازیمت که من هم پاسخ دادم به برکت جمهوری اسلامی تا اینجا که آوردید مرا و از این به بعد هم میروم. تا حدود ساعت ۱ بامداد که خانواده ها یک به یک می آمدند و آشناهای خود را میبردند من آنجا بودم. در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از این دست خاطرات و توهین و ظلم ها فراوان است.

و اما اولین بار که میخواستم با پوشش دلخواه خودم باشم و حجابم را بردارم، زمانی بود که از ایران خارج شده بودم. در ابتدا حس بسیار عجیب و بدی داشتم. مرتب با خودم فکر میکردم که چه کار بدی قرار است که انجام دهم و اصلا نکند یکی بیاید من را بگیرد و ببرد. تا مدتی که ماشین پلیس را خارج از ایران هم میدیدم تنم یخ میکرد. بی روسری و بی مانتو یک حس بسیار بدی داشتم تا اینکه این موضوع برای من جا افتاد.

الان مدتی است که ایران نیستم. همیشه به فکر زنان در ایران هستم که ای کاش آنها میتونستند مثل زنان اینجا راحت و آزاد باشند. اینجا چیزی به نام حجاب اجباری نیست و از آن مهمتر اصلا کسی به کسی نگاه نمیکند و کاری ندارد. دلم می سوزد که چقدر ما را از آتش جهنم و عذاب الهی ترسانده اند. به اسم دین چقدر به ما نگاه کثیف و تحقیر آمیز کرده اند. چقدر حرف های بد شنیده ایم و حالا از همه  آنها متنفر هستم.

به جرم شاد بودن و زندگی کردن ما را همیشه سرکوب کردند. ای کاش روزی  سرزمین تاریخی من ایران هم آزاد شود . به امید آنروز

****

         

محمد تقی فرهانی: ملايان همچنان سوار بر خر مراد

M Farahani

 

شرایط اجتماعی در کشور های مسلمان نشین خاور میانه بستگی به موقعیت جغرافیایی و آب و هوای خشک این مناطق داشت. شکل زندگی مردم تابع این آب و هوا بود و مردم، مناطق مسکونی خود را در نزدیکی منابع آب بنا میکردند و تراکم جمعیت در این محدوده تناسب با وضعیت ذخیره آب و بستگی به زیاد و کم شدن این منابع داشت و با رشد جمعیت عموما فقر و گرسنگی و قحطی را به دنبال داشت که گاهی با بروز بیماریها و غارتگریها جان بسیاری از این انسانها گرفته میشد و بار دیگر توازن بین جمعیت و منابع آب بر قرار میگردید و ایرانیان از این موقیت مستثنی نبودند در حالی که آنان از وضعیت زندگی دیگر مردم جهان بی اطلاع بودند اسلام بود که به کمک این قحطی زدگان میامد و به آنان میقبولاند که این شرایط زندگی خواست خداوند است و اوست که هر که را بخواهد دارا و یا ندار می آفریند و آدمیان در برابر اراده ی خداوند تسلیم هستند چون معنی اسلام تسلیم است  تسلیم در برابر خواست خدا !  فقط باید شکر گزار بود چرا که خداوند در قرآن  بهشت موعود و نخلستان ها و نهر های جاری در زیر درختان سبز و حوریان زیبا برای شما وعده داده و کم بود ها و فقر در این دنیا گذراست و این مشقتها را باید تحمل کرد تا این چند روز عمر بگذرد .

بعد از به روی کار آمدن سلسله صفویان در آذربایجان که گروهی از رهبران شیعه ی دوازده امامی با همکاری چند عشیره از هواداران خود  مردم را وادار نمودند که بدون چون و چرا این مذهب را قبول کنند و کسانی که از این قوانین  سر پیچی میکردند به شدت مجازات میشدند . ملا های شیعه ی حکومت صفوی در مدارس دینی آن زمان تربیت میشدند و اینان بودند که به علما معروف و به عنوان بالا ترین مقام دینی شناخته میشدند که وظیفه داشتند با تکیه به روایات شیعه در مورد حق رسالت دوازده امام شیعه برای جامعه ی اسلامی تبلیغ کنند.

تبلیغ این روایات در حکومت صفویان حمایت گسترده ای را برای پادشاهانی که خود را نماینده ی مخصوص امام زمان می دانستند فراهم آورد شاهان صفوی معتقد بودند که به سبب ارثی بودن ولایت  چون از فرزندان امام ششم هستند به طور خدادادی اختیار جامعه را چه سیاسی و چه مذهبی در دست دارند از این رو باورمندان به این داستان های مذهبی شاهان صفوی را به چشم رهبران برگزیده امام زمان مینگریستند و اطاعت از آنان را واجب می دانستند تبلیغات گسترده ی صفویان در این دوره باعث شده بود که بعد از صفویان هر حکومتی قدرت را به دست می گرفت باید برای حفظ و نگهداری از این آیین سوگند یاد میکرد . حضور اسلام و ملاها که مروج آن بودند در این مناطق باعث عدم هر نوع پیشرفت و آگاهی از علوم و فنون جدید می شد در حالی که جوامع پیشرفته اروپایی بعد از رنسانس به تکنولوژی های بالا دست یافته و این اسلام شیعی بود که همچنان در انتظار ظهور امام زمان به سر میبرد تا از راه برسد و با شمشیر خود دمار از روز گار ستمکاران در بیاورد و عدل و داد را در سر تا سر گیتی بگستراند  و یا این که اگر مردند در آن جهان باغ های فراوان و حوریان بهشتی در انتظارشان هست و به همین منوال مسلمانان در جا میزدند وکارگران و کشاورزان   این قشر زحمتکش باید لقمه در خون میزدند و  اروپاییان از چنگال دین رسته روز به روز به پیشرفت های شایان علمی و اقتصادی دست میافتند و ملاها در ایران آن چنان تسلطی برسلاطین داشتند که اگر آن ها هم میخواستند جرات برقراری روابط با کشور های پیشرفته ی اروپایی را نداشتند زیرا از نظر ملا ها خارجیان را که مسلمان نبودند نجس و ورود آن ها را به سرزمین اسلامی حرام می دانستند . و این از آن نظر بود که آ خوندها می دانستند ورود خارجیان به کشور مردم را از دست آورد های علمی اروپاییان آگاه می کند و دیگر جایی برای آخوند های ارتجاعی نمی ماند که بخواهند عقاید پوسیده و خرافی خود را تحمیل نمایند .متاسفانه این روند همچنان ادامه داشت تا رسما آخوند ها پس از پیروزی انقلاب سال ۵۷ در یک حرکت خونین و با کشتار سیاسیون و مبارزین انقلاب مردم را شکست داده و حکومت خود را تثبیت کردند. حکومت آخوندی تا کنون ادامه دارد و مبارزات خلق بر علیه آن ها شوربختانه به خاطر نبود یک آلترناتیو و اتحاد یک پارچه به ثمر نرسیده و همچنان ملایان بر خر مراد سوار و یک مملکت با تمدن چند هزار ساله را هم چون ارثیه پدری چپاول میکنند. اما تا امید هست انقلاب نیز زنده است و دور نیست روزی که مردم با قدرت خود جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و آزادی را به همه مردم ایران ارزانی دارند.

 

 

محمدامین کمانگر: مسافی دیگر علیه بساط جنایات نظام اسلامی ایران و مسئلۀ پناهندگی!

m.Kamangar

امروز رأس ساعت ۲ بعد از ظهر در متینگی در مرکز شهر فرانکفورت  جنایات نظام  فاشیستی اسلامی ایران بار دیگر در میان تعدادی از دانش آموزان دختر و پسر آلمانی  که امساال دیپلم می گیرند به تصویر کشیده شد.

گزارشی از این واقعه، چند روز پیش دو نفر ازمعلمین شهر فرانکورت به دبیر فدراسیون پناهندگان ایرانی شهناز مرتب زنگ زده و قرار ملاقاتی را برای امروز در همین ساعت تعیین می کنند.

تعداد ۴۳ نفر از دانش آموزان دختر و پسر از استانهای  مختلفِ آلمان  به فرانکفورت آمده  بودند . یکی از مسائلی که  برای این جمع مهم بود مسئله حقوق بشر  و مسئله پناهجویی در آلمان که آنهم به حقوق بشر بر می گردد بود. آنها می خواستند ببینند که اساسا چرا حکومت ایران مخالف حقوق بشر است؟ چرا بیشتر زنان و جوان از ایران فرار می کنند؟ و دولت ایران و آلمان چه رابطه هایی باهم دارند؟

ما در ساعت ۲ بعد از ظهر در میان جمعی از جوانان دختر و پسر قرار گرفتیم،  که انسان بودن، انسانیت و حقوق انسان در جامعه انسانی امروز، برایشان مسئله بوده و مسئله است. این جوانان  به خواندن روزنامه ها و گوش کردن به اخبار اکتفا نکرده اند.آمده بودند تا ببینند، تا بشنوند، تا بیشتر بدانند و از زبان انسانهایی  این مسئله را بشنوند که انسانهای عادی نیستند، انسانهای سیاسی هستند که از ترس جان مملکت را رها کرده اند و سالیان سال است که فعالین  این عرصه از کار هستند.

یکی از معلمین بلند گو را گرفت و فدراسیون را معرفی کرد و شهناز مرتب به عنوان دبیر این ارگان که مدتهاست در این عرصه کار می کند  را هم معرفی کرد و سپس در رابطه با اعتراضات اخیر پناهجویان و تحصن آنان توضیحات کوتاهی داد و سپس خواهش کرد که در این زمینه برای این محصلین مشتاق صحبت کند

 

شهناز مرتب بعد از خوش آمد گویی به این جوانان، خوشحالی خود در میان این جمع را اعلام  داشت و گفت من از دیدنِ شماها بسیار خوشحال هستم و همچنین از صمیم قلب به وجود شماها  جوانان افتخار می کنم. افتخا ر به اینکه  شما جوانانِ عزیز به مسائلی علاقه نشان داده اید که ما هم  به مدت سی سال   در جبهۀ انسانیت برای به پراتیک در آوردنِ این مسائل  داریم می جنگیم. بعد از آن گذرا  به پروندۀ  جنایات  ۳۳ سالۀ حکومت اسلامی ایران از کشتارهای  علنی  در خیابانها و کارخانه ها و مراکز عمومی، تا تجاوز و شکنجه در زندانها اشاره کرد. بعد توضیح داد  حالا شما عزیزان باید بدانید  که پناهجویان ایرانی چرا از ایران فرار می کنند و در جستجوی مکان امنی برای زندگی و ادامه مبارزه علیه جانیان اسلامی ایران هستند.  شماها کما بیش در اخبارها گوش می کنید   در  اینجا هم،  چگونه  روزگار را در سخت ترین شرایط سپری می نمایند و دولت آلمان چه بر خوردی با آنها می کند که بحث سه هفتگی  چادر پناهجویان در همین مرکز شهر را شنیدید. امّا رابطۀ دولت آلمان با ایران در چه سطحی است؟  بهترین رابطه ها را با هم دارند و این روابط حسنه سایه بر تمام جنایاتی انداخته که حکومت ایران در جلو چشم دولت مردانِ آلمان انجام می دهند. این  رابطه ها رابطه های میلیاردی پول است که  باهم دارند. اگر کشورهای غربی بگذارند حکومت اسلامی ایران یک هفته  دوام نمی آورد توسط انقلاب مردم سر نگون می شود. این سخنان در میان کف زدنِ جوانان به پایان رسید.

بعد مسئله سوال و جواب…………و

زنده باد انسانیت، زنده باد همبستگی بین المللی .

محمدامین کمانگر    ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲

 

 

شهرزاد موسوی: خشونت علیه زنان …

shahrzad m 304 x 448

در مورد خشونت علیه زنان سخن بسیار رفته است وسالهاست که تبدیل به موضوعی چالش برانگیز شده است وکارشناسان مختلف در این زمینه مطالعه وتحقیق فراوان کرده و کتابها ومقالات بسیاری را به چاپ رسانیده اند. واقعیت اینست که با این همه مطالعه وتحقیق عملا قدمی در جهت حل این معذل برداشته نشده است.

اما خشونت علیه زنان که مکان  مشخصی ندارد ودر هر موقعیتی مانند > خانه،  خیابان،  محل کار وغیره  ممکنست اتفاق بیافتد یک عامل اصلی دارد که آن تبعیض جنسیتی است که مانع برابری حقوق زن ومرد میشود واین نابرابری در تمامی سطوح زندگی مشاهده میشود. بصورت کلی شاید بتوان خشونت علیه زنان را به دو دسته مهم خشونتهای خانگی وخشونتهای اجتماعی  تقسیم کرد.

در خشونتهای خانگی که عمدتا از طرف پدر، همسر ویا برادر و گاهی درمواردی زنان از طرف فرزندان پسر مورد خشونت قرارمیگیرند اعمال میشود تا آنجا که با فرهنگ خانواده ها عجین شده است و زنان به ندرت در چنین مواردی موضوع را با پلیس در میان میگذارند چون هم از طرف خانواده ترس دارند وهم از حمایت قانون اطمینان ندارند و چه بسا از طرف حکومت مورد نکوهش قرار بگیرند.چرا که در  دولت جمهوری اسلامی سیاست مشخصی برای حمایت از زنان در اینگونه موارد وجود ندارد.

در کشورهای سنتی به زنان به چشم دارایی نگاه میشود و تجاوز به حقوق آنان مجازاتی را در برندارد. افزایش فرهنگ چند همسری توسط مردان نیز به نوبه خود جایگاه زنان را در خانواده کم اهمیت تر و امنیت آنها را به مخاطره بیشتری می اندازد واین خود یکی از عوامل افزایش دغدغه فکری ونا امنی برای زنان شده است.

زنان که باید خشونت در خانواده را تحمل کرده وبا این زمینه وارد جامعه ای خشونت آمیز تر بشوند دائما در هراس ونگرانی به سر میبرند چرا که افزایش خشونتها ناامنی را در ذهن زنان مرتبا تداعی میکند و در نتیجه زنان احساس پوچی کردده وخواهان گریز از محیطهای اجتماعی خواهند شد که این خود عامل گسترش افسردگی در بین زنان میباشد.خشونت علیه زنان واستفاده ابزاری از آنان در کشورهای مختلف و به اشکال گوناگون در حال اجراست.

در کشورهای سنتی با آزار وشکنجه و زدو خرد در کشورهای مدرن برای نمونه با رونق فیلمهای غیر اخلاقی که عمدتا زنان را به بهره کشی وا میدارد نمونه ای از خشونت مدرن علیه زنان میباشد .

در این راستا نیاز است در تمامی ابعاد به این مهم پرداخته و رسیدگی شود چرا که دختران نا امن تبدیل به مادرانی بیمار میشوند که فرزندانی بیمار در دامان خود پرورش خواهند داد.لذا زنان که مسئولیت تربیت نسلهای آینده را دارند میبایست خود در سلامت روانی کامل باشند چرا که سلامت نسل آینده در گرو سلامت مادران امروز است واین جزء با حمایت دولتها و آموزش به ملتها میسر نخواهد بود. *****

 

عبدالله اسدی: در پاسخ به چرندیات سایت گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران وابسته به جمهوری اسلامی در مورد عاشورای حسینی در سوئد

abe-asadi

سایت باشگاه خبرنگاران در گزارش خود در مورد اتفاقی که در روز شنبه ۲۴ نوامبر در گوتنبرگ سوئد میان دسته عزاداران و تظاهر کنندگانی که بر عیله اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی جمع شده بودند، نوشته است گروهی از سلطنت طلبان در روز عاشورای حسینی ضمن اهانت به مقدسات اسلامی، با مشت و لگد به عزاداران امام حسین حمله کردند.

در این مورد توجه خوانندگان این مطلب را به نکات زیر جلب می کنم. اولا: در این رویارویی هیچ نوع درگیری فیزیکی میان تظاهرکنندگان برای آزادی زندانیان سیاسی و دسته عزاداران عاشورای حسینی پیش نیامد. دوما: فراخوان دهنده تظاهرات برای آزادی زندانیان سیاسی، کمیته بین المللی علیه اعدام و کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی بودند نه سلطنت طلبان. بطور مشخص در گوتنبرگ سوئد فراخوان دهنده تظاهرات سوسن صابری و نازنین صدیقی از فعالین حزب کمونیست کارگری ایران بودند.

برای اثبات حقانیت این موضوع  و تکذیب چرندیات و دروغ پردازیهای سایت باشگاه خبرنگاران جمهوری اسلامی، عین اطلاعیه فراخوان تظاهرات به اسم این دو نفر و لینک وبگردی باشگاه خبرنگاران را ضمیمه میکنم. این تظاهرات روز شنبه ۲۴ نوامبر همزمان در ۱۵ شهر جهان برعلیه مجازات اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران برگزار گردید. تظاهرات در شهر گوتنبرگ سوئد نیز در همان تاریخ یکی از آنها بود.

سوما: گذارشگر جمهوری اسلامی نوشته است این اتفاق در شهر استکهلم افتاده است درحالیکه در شهر گوتنبرگ صورت گرفته بود. به این “عالیجنابان” جمهوری اسلامی نگاه کنید جزء دروغ و دزدی و جنایت علیه مردم ایران ذره ای حقیقت در وجودشان نیست. می گوید عزاداران حسینی را زیر مشت و لگد گرفتد ولی نه در تصاویری که خودشان گذاشته اند و نه در هیچ کدام از تصاویری که هر کس به ابتکار خود گرفته و گذاشته است کوچکترین درگیری فیزیکی دیده نمی شود و هیچکس شاهد چنین صحنه ای نبوده است.

گزارشگر جمهوری اسلامی در هیچ جا تصاویری نشان نمی دهد که کسی از عزاداران حسینی با مشت و لگد مورد حمله قرار گرفته باشد. برعکس این دسته عزاداران حسینی بودند وقتی که عکسهای ستار بهشتی و نسرین ستوده و کارگران زندانی را در دست تظاهرکنندگان دیدند و همگی شعار مرگ بر جمهوری اسلامی می دادند به طرف تظاهرکنندگان حمله ور شدند.

این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی و طرفداران جنایتکارش آنطور که خود می خواهند به خورد مردم می دهند. اینها جزو عادتشان است و اساسا با دروغ و سفسطه و دامن زدن به ترس و ارعاب در میان مردم سرپا مانده اند.اتفاقا در تمام کلیپ هایی که در یوتیوب و در سطح رسانه ها پخش شده است نشان می دهد که این دسته عزاداران حسین و در میان آنها طرفداران جمهوری اسلامی هستند بدلیل طنین شعار مرگ بر جمهوری اسلامی قصد حمله به تظاهرکنندگان برای آزادی زندانیان سیاسی دارند. بطوری که گروه انتظامات دسته عزاداران و پلیس از حمله آنها جلوگیری آوردند. ولی ناگفته نماند هرچه آنها خود را برای حمله به تظاهرکنندگان تکان می دادند طنین شعار مرگ بر جمهوری اسلامی بلندتر و کوبنده تر می شد و حامیان زندانیان سیاسی این آمادگی را داشتند که جواب حمله آنها را با ضد حمله بدهند و اسلامیون مرتجع و کف بردهان را سرجایشان بنشانند.لازم است هم اینجا به اطلاع برسانم که تعدادی از تظاهرکنندگان روز ۲۴ نوامبر درحال درست کردن کلیپی در همین مورد هستند. در این کلیپ با شاهدان عینی گفتگو شده و دروغ های وبگردی باشگاه خبرنگاران جمهوری اسلامی را با فاکت و مدرک نشان می دهند. ******

۲۴ نوامبر روز اعتراض جهانی به اعدامها در ایران

مردم آزادیخواه ! مخالفین جمهوری اسلامی !

تنها در طول چهار هفته گذشته ۱۰۴ نفر در ایران اعدام شده اند. دستکم ۳۰۰۰ محکومین به اعدام در زندانهای جمهری اسلامی بسر می برند. تنها در زندان رجایی شهر واقع در کرج ۱۱۱۷ نفر محکوم به اعدام هستند. ستار بهشتی وبلاگ نویس ۳۵ ساله چهار روز پس از بازداشت در اثر شکنجه های قرون وسطایی در زندان جمهوری اسلامی جان باخت. نسرین ستوده و فعالین کارگری همچون شاهرخ زمانی و رضا شهابی در زندان بسر می برند. در زندان قزل حصار ۱۰ نفر از زندانیان سیاسی در معرض خطر اعدام قرار دارند و این لیست بلند است…

براي مقابله با اين جنايات و اعدامها ،براي مقابله با حکومت اسلامي و براي نزديک کردن روز سرنگوني حکومت اسلامي بايد عليه اعدامها و برای آزادی زندانیان سیاسی به ميدان آمد.

ما نیز در شهر گوتنبرگ در روز شنبه ۲۴ نوامبر به این اعتراض جهانی می پیوندیم و از همه شما دعوت می کنیم که در مخالفت به اعدامها و برای آزادی زندانیان سیاسی در این حرکت اعتراضی شرکت کنید.

زمان: شنبه ۲۴ نوامبر ساعت ۱۴

مکان: Kungsportsplatsen روبروی سالوهالن

سوسن صابری 0708544529

نازنین صدیقی 0704914072
حمله پادوهای ربع پهلوی و سینه‌چاکان ستوده به عزاداران حسینی

پس از سوت و کف و هلهله فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88 و حمله آشوبگران سبز پوش به عزاداران امام حسین (ع) بار دیگر پادوهای بی‌دین ربع پهلوی که در فتنه 88 نیز نقش ایفا کرده بودند در روز عاشورای امسال به عزاداران امام حسین (ع) در استکهلم حمله کردند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، در روز عاشورای حسینی (ع) که تمام زمین و زمان در عزای حضرت امام حسین (ع) نشسته‌اند، مسلمانان و شیعیان ساکن در استکهلم سوئد نیز با راه‌اندازی دسته عزاداری عمق ارادت خود را به خامس آل عبا (ع) به نمایش گذاشتند.

 

جلوگیری پلیس از حمله سلطنت‌طلب‌ها به عزاداران امام حسین (ع)

گروهی از سلطنت‌طلبان ورشکسته و لائیک که تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کرد به سرعت دست به کار شده و طی یک تلاش مذبوحانه با حمله به عزاداران امام حسین (ع) قصد برهم زدن مراسم عزاداری را داشتند. این افراد که پلاکاردهایی در حمایت از نسرین ستوده (وکیل مدافع تروریست‌ها) و یک کارگری که پیش از مرگش بیشترین اهانت‌ها از سوی همین سلطنت‌طلبان به وی شده بود را سردست گرفته بودند، اقدام به سر دادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی کردند و ضمن اهانت به مقدسات اسلامی با مشت و لگد به عزاداران امام حسین (ع) حمله می‌کردند و پلیس سوئد تلاش می‌کرد تا از این اقدام بی‌شرمانه آنان جلوگیری کند.

 


حمله پادوهای ربع پهلوی و سینه‌چاکان ستوده به عزاداران حسینی

پس از سوت و کف و هلهله فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88 و حمله آشوبگران سبز پوش به عزاداران امام حسین (ع) بار دیگر پادوهای بی‌دین ربع پهلوی که در فتنه 88 نیز نقش ایفا کرده بودند در روز عاشورای امسال به عزاداران امام حسین (ع) در استکهلم حمله کردند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، در روز عاشورای حسینی (ع) که تمام زمین و زمان در عزای حضرت امام حسین (ع) نشسته‌اند، مسلمانان و شیعیان ساکن در استکهلم سوئد نیز با راه‌اندازی دسته عزاداری عمق ارادت خود را به خامس آل عبا (ع) به نمایش گذاشتند.

جلوگیری پلیس از حمله سلطنت‌طلب‌ها به عزاداران امام حسین (ع)

گروهی از سلطنت‌طلبان ورشکسته و لائیک که تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کرد به سرعت دست به کار شده و طی یک تلاش مذبوحانه با حمله به عزاداران امام حسین (ع) قصد برهم زدن مراسم عزاداری را داشتند. این افراد که پلاکاردهایی در حمایت از نسرین ستوده (وکیل مدافع تروریست‌ها) و یک کارگری که پیش از مرگش بیشترین اهانت‌ها از سوی همین سلطنت‌طلبان به وی شده بود را سردست گرفته بودند، اقدام به سر دادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی کردند و ضمن اهانت به مقدسات اسلامی با مشت و لگد به عزاداران امام حسین (ع) حمله می‌کردند و پلیس سوئد تلاش می‌کرد تا از این اقدام بی‌شرمانه آنان جلوگیری کند.

اهانت پادوهای ربع پهلوی و سینه‌چاکان نسرین ستوده به عزاداران امام حسین (ع)

گفتنی است که در روز عاشورای سال 88 نیز سلطنت‌طلبان لائیک و بی‌دین با همدستی بهائیان و منافقین اقدام به شادمانی، سوت و کف کشیدن و اغتشاش و آشوب‌گری در خیابان‌های تهران کردند، که این تلاش مذبوحانه ضد انقلاب، قلب ملت ایران اسلامی را جریحه‌دار کرد و امت اسلامی با خروش عاشورایی خود در روز 9 دی طومار فتنه‌گران را برای همیشه درهم پیچید.

یک سئوال از عبدالله اسدی

abe-asadi

اگر خوانندگان نشریه همبستگی دقت کرده باشند مدتی است برای هر شماره نشریه همبستگی سئوالاتی را با عبدالله اسدی مطرح می کنیم. تجربه تاکنونی برای طرح این سئوالات برای متقاضیان پناهندگی بسیار سودمند و با ارزش بوده و مورد استقبال آنها قرار گرفته  است. در این شماره نیز سئوالی را به شرح زیر با وی در میان میگذاریم.

همبستگی: یکی از سوالاتی در اداره مهاجرت پرسیده میشود این است که آیا سابقه دستگیرى و زندان دارید؟؟ می توانید در این مورد بیشتر توضیح دهید که چگونه و در چه سطحی باید به این سوال پاسخ داد؟

عبدالله اسدی: می پرسند اگر سابقه زندان دارید چند مورد و در چه تاریخهایى بوده؟ چند روز، چند ماه و یا چند سال زندانی بودید؟ زندان و یا بازداشتگاهی که شما در آن قرار داشتید در کجا قرار دارد؟ آیا در زندان مورد اذیت و آزار و شکنجه قرار گرفته بودید؟ آیا مدارکی را که نشان دهد شما در زندان بوده اید به همراه خود دارید؟ آیا می توانید کروکی زندان و یا بازداشتگاهی که در آن بسر می بردید را بکشید؟ می دانید چند تا زندانی در زندان شما بودند؟ آیا شاهد شکنجه یا اعدام  دیگران بوده اید اگر بوده اید شاهد شکنجه و یا اعدام کدام یک از زندانیان بوده اید؟ آیا در طول پروسه زندان هیچ وقت تقاضای مرخصی کرده اید؟ چند روز مرخصی گرفته بودید؟ بعد از چند وقت از زندان آزاد شدید؟ با قید ضمانت بوده یا کلا حکم زندانت تمام شده بود؟  شکل داخل و بیرون زندان چگونه است؟ در زندان اجازه ملاقات داشتید؟ در چه بندی بودید؟ به چه جرمی زندانی شده بودید؟ نحوه دستگیرى، آیا براى شما نامه فرستاده بودند، در محل کار دستگیر شدید و یا در منزل؟ در چه هنگامی شب یا روز؟ مامورینى که شما را دستگیر و یا جلب کردند چند نفر بودند؟

چگونگی پاسخ به این سئوالات برای متقاضیان پناهندگی بسیار مهم و سرنوشت ساز است. در ادامه همین سئوالات می پرسند: به وسیله چه نیرویى دستگیر شدید؟ نیروى انتظامى، امر به معروف ویا نهى از منکر، مفاسد اجتماعى و یا لباس شخصى ها و یا وزارت اطلاعات؟ توجه داشته باشید که هر کدام از آن نیروها برای وظایف و ماموریت های مشخصی ساخته شده اند، وکلای سازمان ملل و مسئولین و مقامات اداری این را می دانند. برای نمونه شما نمی توانید بگوئید ماموران امر به معروف من را به جرم فعالیت سیاسی دستگیر کرده اند. معمولا کسانی که بجرم فعالیت سیاسی دستگیر و یا بازداشت می شوند بیشتر از سوی وزارت اطلاعات، لباس شخصی ها، مامورین آگاهی و اگر در خیابان و در حال تظاهرات و اعتراض خیابانی باشد از طریق بسیج و نیروی انتظامی صورت می گیرد. آیا اشخاص دیگرى نیز در ارتباط با شما دستگیر شده اند، اگر ممکن است نام ببرید؟ آیا هنگام تفتیش منزل شما، مأمورین اسناد و یا مدارکی که جرم شما را اثبات کند پیدا نموده اند؟ از قبیل کتاب، نشریه، CD،هاردیسک کامپیوتر، دفتر صورت جلسه و نوار سخنرانی و غیره.

 

 

مصاحبه نشريه همبستگي با شهناز مرتب دبير فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در آلمان

207358_1965215255428_1394303218_32291063_3981075_n 200 x 301

همبستگي: اخيرا تحصني در اعتراض به شرايط سخت پناهندگان در آلمان در شهر فرانکفورت صورت گرفته بود براي خوانندگان نشريه همبستگي توضيح دهيد آيا در سياست پناهنده پذيري دولت آلمان تغييراتي ايجاده شده که در ۷-۸ ماه گذشته اين همه اعتراضات را در پي داشته است؟ اگر ممکن است در جواب به همين سئوال خيلي مختصر به ريشه و تاريخچه اوجگيري اعتراضات پناهندگي در سال جاري هم برگرديد؟

شهناز مرتب:اگر بخواهم به تاريخچه اوجگيري اين اعتراضات بپردازم بايد به چندين ماه قبل و در واقع به روزي که در شهر ورتسبورگ اولين چادر اعتصاب پناهجويان را برپا کرديم در شهري که بعلت شرايط ضد انساني و ضد پناهنده پذيري باعث شد که محمد رهسپار پناهجوي ايراني در روز ۲۹ ژانويه دست به خودکشي بزند و تصميم ما با پناهجويان براي يک حرکت اعتراضي که با تحصن و اعتصاب در روز ۱۹ ماه مارس شروع شد و در واقع ما دست به مبارزه اي براي تغيير شرايط و قوانين پناهندگي زديم.

 

همبستگي: شما به همراه مسعود حسن زاده از ديگر مسئولين فدراسيون در آلمان همزمان با آغاز شروع راهپيمائي پناهجويان از ورتسبورگ به شهر برلين با پارلمان محلي آلمان در استان بايرن بر سر خواسته هاي پناهجويان به مذاکره نشستيد. مهمترين خواسته هايي که در آن نشست مطرح کرديد، شامل چه مسايلي بود و آنها در پاسخ به خواسته هاي شما چه پاسخي دادند؟ چه شد که بعد از اين نشست در شهر فرانکفورت باز هم براي يک مدت طولاني پناهجويان را به تحصن فراخوانديد؟

شهناز مرتب: دعوت پارلمان استان بايرن  در واقع بعد از تحويل بيش از   ۳۰۰۰ امضا براي تغيير شرايط براي پناهجويان در استان بايرن که در طول اعتصاب توسط مردم و تحويل آن به پارلمان و همينظور درخواست يکي از نمايندگان مجلس از حزب سبز آلمان که در طول اعتصاب ما اين حرکت را حمايت کرده بود و در کنار ما بود براي تشکيل يک کميته بررسي  در مجلس استان بايرن که اين کميته که شامل ۴۰ نماينده بود در ماه آگوست تشکيل شد که مسعود حسن زاده و من از طرف پناهجويان دعوت شديم و در آنجا تمام خواستهاي پناهجويان مورد بررسي قرار گرفت و سپس براي بررسي مجدد به مجلس آلمان در برلين فرستاده شد.

همبستگي: آيا در طول تحصن پناهجويان در فرانکفورت احزاب و مقامات دولتي در آلمان عکس العملي در قبال اعتراض پناهجويان نشان دادند؟

شهناز مرتب:

از روزهاي اول شروع اين حرکت در فرانکفورت، ما با استقبال و حمايتهاي بسيار زيادي روبرو شديم؛ چه از طرف مردم و همينطور از طرف احزاب مختلف،سازمانهاي مدافع حقوق پناهندگي،دانشجويان دانشگاههاي استان هسن و در واقع ما با حمايتهاي بسيار زيادي روبرو شديم  اين مسئله قرار است به زودي مورد بررسي قرار بگيرد ولي هنوز ملاقاتي رسمي صورت نگرفته است.

همبستگي: آيا شرکت متقاضيان پناهندگي در تحصن فرانکفورت چشمگير بود اگر نه چه دلايلي باعث مي شد به طور وسيعتري در اين تحصن شرکت نکنند؟

شهناز:شروع اين تحصن با ۱۳ نفر شروع شد ولي در جريان تحصن تعداد زيادي پناهجو از شهرهاي مختلف به ما پيوستند و در واقع استقبال زيادي از طرف پناهجويان صورت گرفت. عليرغم هواي نا مناسب و طوفاني، بارانهاي مداوم و سرماي زياد ولي با قلبي پر اميد براي تغيير شرايط غير انساني مقاومت ما براي ادامه مبارزه بيشتر ميشد.

همبستگي: قرار بود روز يکشنبه ۱۱ نوامبر به اين تحصن پايان بدهيد آيا از  انعکاس آن در مدياي آلماني و فارسي زبان و در مجموع از انعکاس آن راضي هستيد؟

شهناز مرتب:از انعکاس آن واقعيتش زياد راضي نيستم و در اصل من شخصا زياد موافق پايان اين تحصن نيستم و نبودم و در واقع پايان تحصن، پايان اين اعتراضات نيست و نخواهد بود. اين مبارزه برا ي گرفتن  حق پناهندگي تا رسيدن به خواستها ادامه خواهد داشت و در واقع فرم اين مبارزه تغيير خواهد کرد ولي مبازه ادامه دارد.

همبستگي: از نظر تامين امکانات و ادامه چادر  تحصن چطور پيشرفت؟

شهناز مرتب: همانطوريکه بيشترين حمايتها را ما در خيابانها ديديم از مردميکه انسانيت را نمايندگي ميکنند اتفاقا تامين اين مخارج وتامين امکانات هم از طرف همان انسانها بوجود آمد و خوشبختانه اين حمايتها بيدريغ و کاملا چشمگير بود و از اين نظر براي ادامه اين حرکتها فضا و امکانات کاملا مهياست.

همبستگي: نقش سازمانها و نهادهاي آلماني  مدافع حقوق پناهندگي و حمايت آنها از خواسته هاي پناهجويان را چگونه ارزيابي مي کنيد.

 

شهناز مرتب:خوب بظر من کاملا مثبت است و تاثيرگذار و در واقع خيلي از وظايف به عهده آنهاست و در تقسيم کارهاي اين مبارزه آنها بيشترين وظايف را بعهده گرفته اند و در واقع ما سازماندهي ميکنيم.

همبستگي: چشم اندازتان از اين حرکت چيست؟ فکر مي کنيد اين اعتراضات در روزها و ماههاي آتي بازهم گسترش پيدا کند؟ آيا فدراسيون برنامه اي براي گسترش اين اعتراضات دارد اگر دارد خيلي مختصر و کوتاه توضيح دهيد در چه اشکالي ميخواهيد به اين اعتراضات دامن بزنيد؟

شهناز مرتب:اين مبارزات بي شک گسترش پيدا خواهد کرد و ادامه خواهد داشت. اين مبارزه از ورتسبورگ شروع شد و ما آن را آغاز کرديم و دامنه اين اعتراضات تا قلب برلين ادامه پيدا کرد و تصوير روشني را در مقابل پناهجويان قرار داد و اميد به تغيير براي يک شرايط انساني اميدي که براي تمامي پناهجويان قابل لمس بود که با يک حرکت متشکل و سازمان يافته و متحد ميشود اين سياستهاي ضد انساني و دشوار را عوض کرد و به اين وضعيت پايان بخشيد.

 

محمد تقي فرهاني: مردم ديگر فريب محرم و صفر و خرافات نمي خورند

img_2383

محرم آمد و…. بعد از به قدرت رسيدن و تسلط آخوندها بر کشور ايران همواره ازاين تز خميني که ميگفت: اين محرم وصفراست که اسلام را زنده نگهداشته است پيروي کرده چون منظور خميني از زنده نگهداشتن اسلام حفظ موجوديت آخوندها بود يعني حفظ و بقاي آخوندها بستگي به همين محرم و صفر دارد. اينک محرم فرارسيده  بار ديگر از احساسات مردم استفاده کرده و مدتي آنان را سرگرم مي کنند تا به مصيبت هايي که ازهرطرف به آنان وارد ميگردد فکر نکنند و با مغز شويي گروهي بقبولانند که محرم است بايد گريست بايد برسرزد و بر سينه کوبيد  چرا چون حسين کشته شده است. يکي نيست به اين بي خردان بگويد اگرحسين به خاطر دين کشته شده و با خون خود اسلام را آبياري کرده است و به خواسته هايش رسيده که بايد اين ماه را جشن گرفت و به پايکوبي پرداخت مگر ايران در طول انقلاب  آن همه کشته نداد پس چگونه است که در بهمن ماه دهه فجردرست کرده ايد وجشن ميگيريد  گويي در اين روز هيچ اتفاقي نيفتاده و صدها پير و جوان و کودک در درگيري ها به شهادت نرسيده اند اما هزار وچند صدسال پيش واقعه اي با هرايده وعقيده اي به وقوع پيوسته که هيچ ربطي به زندگي امروز ما ندارد ولي با برنامه ريزي دقيقي که رژيم ملاها کرده نهايت استفاده را نموده تا افکار عمومي را از آن چه در کشور مي گذرد منحرف نمايند و به فکر کسي خطور نکند که درآن روي سکه چه مي گذرد واين ددمنشان با جوانان ما  اين نسل آينده ساز چه مي کنند وچگونه نفسها را در سينه خفه مي کنند و با کوچکترين اعتراضي درهر گوشه اي ازايران به شدت برخورد ميشود و هر صداي آزاديخواهي را با ضرب و شتم و زندان و شکنجه و در نهايت با قتل آزاديخواهان جواب مي دهند و در آخرين مورد به قتل آوردن جواني بنام ستار بهشتي که فقط به جرم بيگناهي به خانه اش ريختند و باغارت کردن لوازم شخصي اش او را با دستبند برده و به زندان افکندند و آن قدر او را شکنجه نمودند که براثرجراحات وارده جان باخت. اين است برکات اسلام و مشتي آخوند دزد و غارتگر که سالهاست شاهد ثمراتش مي باشيم. مردم ايران بايد هشيار وآماده باشند. براي خنثي سازي طرفند هاي ملاها بايد با ايجاد مراسم شادي وسرور وبر پايي جشن وهل هله و شادي مثل نوروز و چهارشنبه سوري، خاري درچشمان اين دزدان وغارتگران شويم که سالهاست مملکت را چپاول مي کنند و مردم ايران را با فقر و فلاکت بيسابقه اي رو برو ساخته اند. بايد به اين  وضعيت پايان بدهيم و بر ويرانه هاي پس از جمهوري اسلامي، ايراني عاري از زندان و شکنجه و اعدام و سرکوب سياسي برپا کنيم. آن روز نزديک است

زنده باد آزادي

مرگ براستبداد

 

مهدی داداش زاده: جمهوري اسلامي و سناريوي تکراري در قتل ستار بهشتي

dadashi

جمهوري اسلامي به عنوان يک رژيم ديکتاتوري وسرکوبگربراي همگان شناخته شده است. موافقان ومخالفان اين حکومت هم اين حقيقت رابه خوبي ميدانند که رژيم اسلامي وسردمداران آن در ادوارگذشته براي خاموش کردن صداي مخالف دست به چه اقدامات و جناياتي زده اند.

با توجه به اين مهم، عمال جمهوري اسلامي نشان داده اند که وحشت بسياري از رسانه اي شدن جناياتشان دارند وهمواره سعي کرده اند به نوعي درسکوت رسانه اي قرار بگيرند ويا بر آن درپوش بگذارند، ولي نه تنها دراين امر موفق نشده اند بلکه بيش از پيش در پيشگاه مردم وقضاوت عمومي شناخته شده تر ومنفورتر شده اند.

دستگيري و شکنجه وسپس قتل ستار بهشتي جوان وبلاگ نويسي که تنها جرمش، نوشتن و انعکاس مشکلات مردم واعتراض به فرورفتن نظام به منجلاب فساد واختلاس بود ،به صورت گسترده اي درميان توده مردم ورسانه هاي مختلف بازتاب داشت ومظلوميت اين جوان درچنگال جمهوري مستبد اسلامي باعث اعتراضات گسترده اي درميان شبکه هاي اجتماعي وهمينطور سازمانهاي حقوق بشري داخلي وخارجي واقشارمختلف مردم شد.

همچنانکه مشاهده شد رسانه ها وعناصر وابسته به رژيم در ابتدا هيچگونه واکنشي نسبت به اين جنايت در داخل شکنجه گاههاي مخوف خود نشان ندادند و تقريبا در يک سکوت خفت بار فرورفتند. ولي فشار رسانه اي و جو جامعه، آنها را ناگزير به پاسخگويي کرد البته از نوع خودشان و بازهم همانند دفعات قبل ابتدا تلاش در انکار و حاشا و سپس سعي در طبيعي جلوه دادن مرگ يا ربط دادن اين قتل با عوامل مختلف داشتند که درتماسهاي آنها با خانواده ستار بهشتي و سعي در القاي جملاتي از قبيل (او داراي بيماري قبلي بوده و…) ياموضع گيري نمايندگان وعناصر اين رژيم درجهات مختلف کاملا نشان از بازي کثيف و تکراري رژيم مي داد.

همانند گذشته اين بارهم رژيم درباتلاقي که خود درست کرد،گيرافتاد.

آري؛ازگذشته خوب به ياد داريم که در اعتراضات سال ۸۸  يا دفعات قبل و بعد از آن، اين ظالمان چگونه جريانات مختلف يا معترض را مسئول يا مرتبط با قتل و کشتار جوانان مردم ميدانستند؛ در مواقعي هم وانمود نمودند مرگ کاملا طبيعي بوده وهيچ دليل ياعوامل غير عادي در مرگ زنداني يا فرد مورد نظرمشاهده نشده است همانند جريان قتل زهرا کاظمي و…

واکنش و اظهارات مسئولان قوه قضاييه و در راس آنها صادق لاريجاني در مشاهده کبودي درنقاطي از بدن همانند کمر و پا و برخورد باعوامل احتمالي در صورت اثبات قتل، پرواضح بو دکه رژيم در حال فرار به جلو ميباشد در همان حال اظهار نظرات مختلف ازداخل نظام مبني بر احتمال کم مرگ زير شکنجه و احتمال دلايل ديگرنشان از هماهنگي مسئولان داشت براي سرپوش گذاشتن برجنايتي ديگر؛ درپايان هم بيانيه پزشکي قانوني(که عدم استقلال آن و فشاراز بالا از قبل مشخص بود) دربيان عدم اثبات مرگ به صورت شکنجه و پيدانشدن شواهدي از خفگي و مسموميت يا غير عادي بودن مرگ، اين سناريوي تکراري نظام را کاملا به پايان خود نزديک کرد.

در اينجا لازم به يادآوري ميباشد که عليرغم تمام مشاهدات و مستدلات و اظهارات خانواده آن مرحوم و اشارات خود مرحوم ستار بهشتي مبني بر تهديد و ارعاب قبل از دستگيري و شکنجه و آزار بعد از دستگيري، همراه با شهادت زندانيان بند ۳۰۵ از مشاهداتشان از آثار شکنجه شديد بر روي مرحوم ستاربهشتي، جمهوري اسلامي بازهم تلاش کرد خود را کاملا بيگناه وعاري از هرگونه خطا و ظلم و جنايتي جلوه دهد ولي حقيقتي که رژيم نميتواند از آن بگريزد اين است که عوامل و نيروهاي وابسته به جمهوري اسلامي و در راس آنها شخص علي خامنه اي مسئول قتل ستار بهشتي و تمامي جانباختگاني هستند که اسير دست جلادان سرکوبگر رژيم ظالم اسلامي شدند وبا اين اقدامات نخ نما شده رسانه اي نميتوانند خود را تبرئه يا افکارعمومي را متقاعد با اقدامات خود کنند وناگزيرند به خاطراينگونه جنايات که از بدو تشکيل اين حکومت ناميمون شروع شده و تاکنون ادامه داشته پاسخگو باشند و مسلما روزي خواهد رسيد که در برابرقانون و مردم و خانواده هاي مظلوم و داغ ديده قرارگيرند و ما هيچگاه فراموش نخواهيم کرد جنايات اين رژيم خونخوار را و مطمئنا اين جنايت اخير هم همچون دفعات قبل لکه ننگي بود برپيکره نظام اسلامي وتنفر بيش از پيش همگان را در برداشت.