بایگانی دسته: مقالات

سعید آریاپور: اقدام رژیم به از بین بردن زندانها، پاک کردن آثار ۳۴ جنایت و کشتار آزادیخواهان

s ariapour 320 x 239

وقتی صحبت از اوین میشود خواه ناخواه کسی یاد درکه نخواهد افتاد و خوش گذرانی و … بلکه به نوعی ترس وجودش را سرتا پا خواهد گرفت!

صدای خیلی از زندانیان سیاسی، خیلیها و خیلیها درون اوین خاموش شد نه تنها اوین بلکه قزلحصار، بلکه زندان گوهردشت کرج ووووووووو ، که بیانگر دوران سیاه کشتار و قتل زنداندان سیاسی از هر رنگی بوده ، از دیروز تا امروز!

 راهروهای مرگ معروف درون زندان که زندانی ها میرفتند ولی هرگز دیگر خبری از برگشتشان نبود! اعدام های روزانه و دسته جمعی که آقایان خود را نماینده خدا میدانستند و اینگونه صداها را که همراهشان نبود و به نوعی افکار با عقل جلو میرفت را خاموش میکردند، در خفا و در خفقان کامل!

صحبت پول بزرگ است و از بین بردن آثار جنایت؛ هموطن آگاه باش!!!!!

یکی از برنامه ها و طرح های رژیم منفور جمهوری اسلامی در سالهای اخیر این است که از زندانها پارک و بوستان بسازد..

سپاه پاسداران خیلی وقت است بدنبال از بین بردن نشانه های کشتار توسط رژیم میباشد.

میگویند: میخواهند زندان اوین را خراب و جایش پارک و موزه و چه و چه بسازند که هم با این ترفند زمین گران را صاحب شوند و هم به نسل جدید مسائلی با ابعاد دیگر جلوه دهند

مثلا در موزه مجسمه های که و که از خامنه ای گرفته تا … بگذارند.

و در سلولهای بظاهر ساخته شده اینها را گذاشته و بگویند فلان آخوند در اینجا بوده و یا فلان شخص اینجا شکنجه میشده و صحبت از جنایت و شکنجه علیه رژیم شاه کنند!

مردم چرا بیدار نمیشوند؟؟؟؟؟؟؟؟

جنایاتی که این حکومت بیشرم کرده و فقط تعداد کشتار بهاییهائی که حتی در کار سیاسی نبوده اند و فقط بخاطر اعتقاداتشان کشته اند حتی بیشتر از اعدام های زمان شاه است!

ببینید پست فطرتی حکومت تا کجاااا، وقاحت تا کجا، رذالت تا کجا، بیشرفی تا کجا!

مردم باید هوشیار باشند و سیاسیون هم همینطور نباید گذاشت که این ننگ توسط اینها از صفحه روزگار رژیم پاک شود همانطور که خاوران اینگونه نشد .. 

اینها میخواستند جنایاتشان در خاوران را هم از بین ببرند. 

رفتند و درخت کاشتند اما کسانی بودند که با نشان دادن عکس ها از خاوران دست این بیخردان را رو کرده و به جامعه جهانی و مردم نشان دهند پس مردم ایران آگاه باشند نسبت به کارهای شیطانی این رژیم ! براستی که خود شیطان در آن سرزمین حکومت میکند.

من و ما (مردم ایران) باید صدای آن کشته شدگان باشیم و هرگز نگذاریم رژیم منفور و جنایتکار جمهوری اسلامی این فجایع انسانی را از بین برده و فردا تاریخ را به نسل جدید جور دیگر جلوه دهد..

من از تمام کسانیکه در عرصه سیاسی قدم برمیدارند علیه رژیم جمهوری اسلامی عاجزانه خواستارم نه من بلکه مردم ایران، که با نشان دادن حقایق نگذارند که خون کشته شدگان راه آزادی و صدای این زندانیان سیاسی هرگز خاموش شود..!

با درود و سپاس از همه مردم ایران و مبارزان علیه حکومت منفور جمهوری اسلامی

و یک ایران سپاس از تمامی شما

با مهر و سپاس از همگی شما

 

سعید آریاپور


 

سمیرا محمدی: گسترش روند طرح های تبعیض آمیز علیه زنان در ایران

samira Mohammadi

زنان در سالهای اخیر با تغییر سبک زندگیشان و حضور فعال در سطح اجتماع، نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشیده اند و این موضوع سبب شده تا حکومت به بهانه استحکام خانواده، زنان را به پذیرش نقش های سنتی و کلیشه ای رایج بازگرداند. طرح هایی چون تفکیک جنسیتی دانشگاه ها، کاهش اشتغال زنان، کاهش سهمیه زنان در دانشگاه ها و برخی رشته ها همگی نشانه هایی از اعمال قدرت حکومت بوده که سعی می کند با ایجاد تغییر در عرصه های عمومی، مرد سالاری را در عرصه های خصوصی نیز مستحکم سازد و با اعمال محدودیت ها زنان را از بازار کار بیرون کرده و آنها را در موقعیت های پائین شغلی و اجتماعی نگه دارد. همچنین با اقدامات دیگری نظیر بحث چند همسری، ازدواج موقت، تعیین حد و سقف برای مهریه، تبلیغ ازدواج درسن پائین، شرایط مطلوب مردسالاری را افزایش داده و حقوق زنان را بیش از پیش نادیده گرفته است.

با توجه به وضعیت کنونی ایران، در آینده نه چندان دور شاهد افزایش سطح خشونت های خانگی و کاهش اعتماد به نفس زنان خواهیم بود، مسئله مهمتری که نظام جمهوری اسلامی کوچکترین توجهی به آن ندارد چرا که زن در ایران جایگاهی ندارد و محکوم به زندگی همچون بردگان است، قرار گرفتن در جایگاه جنس درجه دوم، بی حقوقی مطلق سیاسی و اجتماعی، توهین و تحقیر روزمره و سرکوب صدای هر اعتراض، او را تبدیل به آسیب پذیرترین قشر جامعه کرده است. تنگ شدن عرصه ی زندگی بر زنان پیامدهای قابل توجهی در پی خواهد داشت که بر تربیت و رفتارهای آتی کودکان نیز تاثیرگزار خواهد بود. احساس عدم امنیت اجتماعی، نیازمندی به پشتیبانی و مراقبت به جهت ترس از خشونت های مختلف، ایجاد اختلال در روابط سالم اجتماعی، تبدیل نیروهای انسانی به موجوداتی رنجور و ناتوان، نهادینه شدن  احساس دائم عدم اطمینان و بی اعتمادی اجتماعی، غیبت از کار و کاهش بهره وری، ایجاد هزینه های سرسام آور درمان و . . . همگی از جمله پیامدهای ناگوار رفتارهای تبعیض آمیز حکومت علیه زنان در سطح اجتماع می باشد که نسل آینده را تربیت خواهند نمود و این هدیه حکومت ظالم جمهوری اسلامی به آینده تاریک ایران است.

همبستگی زنان ایرانی در اعتراض علیه ظلم و ستم نظام زن ستیز و مرد سالارجمهوری اسلامی است تا فردای ایران به روشنایی روز آزادی باشد. زنان آگاه ایران دیگر سایه مردان نخواهند بود و به عنوان زنانی مستقل اعتراض خود را با تمام وجود اعلام کرده و خواهان دستیابی به حقوق برابر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می باشند. امروز زمانی است که ما زنان باید برای رسیدن به حقوق از دست داده مان بجنگیم و این صدای ماست که ما را از موجوداتی تحت سلطه مردان به زنانی آزاد تبدیل می کند. مبارزه ما برای دست یافتن به حقوق پایمال شده مان نوعی هویت بخشیدن به خود می باشد، جایگاه خود را در حوزه های مهم اقتصادی و اجتماعی باز پس بگیریم و اثبات کنیم که ما هم انسانیم و حق زندگی آزادانه را داریم. این مهم بر من ثابت شده که راه مبازه تنها مسیری است که زنان آزادی خواه و برابر طلب را به جایگاهی در خور و شایسته شخصیت خود خواهد رساند و در این راه، مبارزه گروهی ما را به سر منزل مقصود می رساند. علیرغم سرکوب دائم حقوق زنان و فعالین این جنبش، مقاومت زنان بشکلی گسترده ادامه دارد و سهم شما برای آینده دختران سرزمینمان همراهی است پس بیاید  با مشت محکم به دهن قانون شکنان، قانون سازان زن ستیز و اسلامگرایان مرد سالار بکوبیم، شما را دعوت میکنم تا با تعهد و همراهی قوانین اسلامی مرد محور را تغییر دهیم، بیاید دنیایی بسازیم که عاری از خشونت و کلیشه های سنتی باشد، بیاید سرکوب خفقان زن را به آزادی و برابری تبدل نمائیم. بدون شک قدم گذاشتن در این مسیر شامل دشواریهایی خواهد بود ولی با هم و همصدا بودن مسیر را هموار خواهد کرد و به یاد داشته باشیم که رسیدن به برابری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی  در گرو آشنایی هر چه بیشتر با حقوق واقعیمان می باشد. تلاشم بر این است تا در شماره های بعدی راجع به تمامی حقوق زنان بنویسم و امیدوارم همراه من باشید. بخشی از مباحثی که در شماره های بعدی به آن خواهیم پرداخت به شرح زیر می باشد:

         نگرش دین و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به زنان 

         حق زنان برجسم خود

         حق زنان در ازدواج

         حق زنان در طلاق

         اشتغال و جایگاه اجتماعی زنان

         تبعیض جنسی در قانون مجازات اسلامی

         دسترسی زنان به مقام های رهبری و تصمیم گیری

         مقایسه قوانین ایران و اسناد بین المللی درخصوص حقوق زنان

       و    مسیر مبارزه برای حل مشکلات حقوقی زنان در ایران

 

 “آگاهی کلید موفقیت ماست”

 

کیوان حسین نژاد: فرار از مذهب در ایران

keivan ho 266 x 266

اگر به رفتارهای  اجتماعی و روابط عام در جامعه  امروز ایران نگاه کنیم، برخلاف آنچه تصور میشود که جامعه، رو به سوی مدرنیته  فرهنگی و اجتماعی پیش می رود به جرأت می توان گفت طرز تفکر و تلقی جامعه از رفتارهای اجتماعی و جنسی که امروز در جوامع دیگر امری عادی محسوب میشوند، هنوز در گیر و دار قواعد دست و پاگیر و آموزه های عرفی و مذهبی آنچنان گره خورده که تنها با یک حرکت بزرگ و خودجوش، رهایی از آن ممکن است

مذهب یعنى حکومت قوانینى که بشر قادر به چون و چرا در آن نیست. مذهب یعنى حکومت بر بشریت بی‌حق. مذهب یعنی اعمال خشونتبار و قوانین پوسیده و ضد انسانی بر کوچکترین زوایای زندگی اجتماعی و شخصی انسانها.  مذهب یعنی لگد‌مال کردن خونبار ابتدائی ‌ترین حرمت‌های فردی و اجتماعی بشر یعنی اعمال آپارتاید جنسی، سرکوب ابتدائی ترین خواستهای نیمی از جامعه بجرم زن بودن است. مذهب امروز دستگاه بردگی قرون وسطائی کارگران برای پر کردن جیب سرمایه‌دارهای اسلامی است.  جامعه ایران از تنفر متراکم شده است  به سبب خشونت های چند لایه و پیدا و پنهانی که حکومت جمهوری اسلامی علیه مردم می ورزد؛  ستمی که بر زنان، جوانان، نویسندگان، روزنامه نگاران، هم جنس گرایان، مهاجران ودیگر گروههای سرکوب شده جامعه می رود بذر کینه را در دل جامعه ایران می پروراند. با در نظر داشتن نقش و نفوذ دین و یا ضدیت با دین (بی دینی) در ذهنیت حاکم بر جامعه و افق و خواسته های نسل جوان امروز کاملا متفاوت است. مذهب را با تمام زوایا و مختصاتش می شناسد؛ آنرا خوانده است اما نه برای آنکه اعتقادش به آنرا محکم کند؛ خیر برای اینکه به زمین بزندش. با هر بار مراجعه مجدد به مذهب آنرا بلند می کند و با شدت بیشتری به زمین میکوبد. این نسل دنبال آزادی و برابری و انسانیت است و راهش با مذهب و دین جداست.  جوانان این جامعه در قرن ۲۰ و ۲۱ به دنیا آمده در دنیای ارتباطات و اینترنت و ماهواره و این قانون و حکومت را که بر پایه و اساس قران و احکام پوسیده و ارتجاعی بوجود امده است را نمی خواهد. ضدیت این نسل  جوان با مذهب در تمام جوانب زندگی اجتماعی و فردیش است، نگرشش به خودش، جهان پیرامون، به جنس مخالف، به معیارهای اجتماعی وبه دنیای ایده اَلش هم، امروز زنگی ضد مذهبی دارند. این نسل از جوانان به این اعتبار، بشدت روند رو به رشد ضد مذهبی شدن دارند.

فاکتور جنبش عظیمی که علیه جمهوری اسلامی در جریان است را را باید به کل این بحث اضافه کرد .این تحرک عظیم اجتماعی  که رژیم اسلامی را در منگنه قرار داده است ، به این جنبش مذهبی امکان می دهد . ضدیت با مذهب را از دامنه عمل فرد خارج و مسئله جامعه تبدیل می کند انسان های   متحد احساس قدرت غیر قابل توضیفی می کنند .خود این صورت مسئله اجتماعی مبارزه ای برای سرنگونی رژیم اسلامی، احساس قدرتی عظیم برای مبارزه با مذهب را به جوانان می داده است. سرنگونی جمهوری اسلامی دروازهای را علیه مذهب می گشاید.

کیوان حسین نژاد 

 

 

 

مهشید هوشمست: فساد اداری در دولت اسلامی

Mahshid Houshmast

مهمترین عامل بوجود آمدن فساد اداری بزرگ شدن دولت است. با وجود اینکه جامعه ایران یک جامعه مذهبی “تلقی” می شود ولی درمیان همان مردم دینداری هم درآن به پدیده ای بسیار زشت و بی خاصیت تبدیل شده است. به همین دلیل مبارزه با دینداری در سطح قدرت و حکومت به یک مبارزه روزمره برای شخصی و خصوصی کردن آن بویژه در خود ایران به فکر و شعور مردم  تبدیل شده است. تاریخ نشان می دهد هر کدام از جوامع بشری که اسلام و مذهب بر آن حاکمیت داشته، کم و بیش مثل موقعیتی بوده که ما در ایران داریم. ما باید هر روزه شاهد شیوع فساد در جامعه باشیم و متاسفانه این مسئله به طور کلی جلوی پیشرفتهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و هنری و پیشرفت های فرهنگی را بسته و در عین حال هزینه های هنگفتی را بر دوش جامعه گذاشته است. یکی از مهمترین آنها در بعد کلان، افزایش فاصله طبقاتی بین فقیر و غنی است. اینها همه از برکت و عارضه های یک حکومت دینی ومستبد و بی ربط به منافع مردم است.

برطبق نظر و تعریف بانک جهانی، فساد سوء استفاده از اختیارات دولتی و قدرت برای کسب منافع شخصی و خصوصی یک دلیل عمده فساد اداری در ایران است. کاری که دولت ایران به راحتی انجام داده است و به هیچ عنوان پاسخگو نبوده.

نظام اداری در ایران بسیار نا کار آمد است انواع بی نظمی به اشکال گوناگون ظهور میکند. حتی تمام قوانین و مقرراتی که خودشان تصویب کرده اند  را به آسانی زیر پا می گذارند. پیچیدگیهای بیش از حد، بی توجهی به دستورات مقامات رده بالا، ضعف نیروی انسانی، سازش کارگزاران دولتی با افراد گروههای با نفوذ، شالوده های سست و نامتناسب سازمانی، انحصار مشاغل، ضعف سیستم مدیریت و در نهایت این بی نظمی ها روی یکدیگر تاثیر گذاشته و یکدیگر را تشدید میکند.

در کشور ما حاکمیت روابط به جای ضوابط و حامی پروری و خویشاوند نوازی حکومت میکند . تاسیس شرکتهای جدید دولتی از عوامل دیگری است که هزینه های دستگاه اداری را به شدت افزایش داده و به گسترش فساد اداری کمک میکند. مثلا” کشف اختلاس بزرگ ۳هزار میلیارد تومانی از بانکهای ایران که نتیجه همین فساد اداری است. این اختلاس زمینه درگیری بین دو جناح اصولگرایان شد. در این اختلاس هفت بانک دخیل بودند. رقم اختلاس در سال ۸۸ کمتر از ۸۰ میلیارد تومان، در سال ۸۹ حدود ۸۰۰ میلیارد تومان و در سال ۹۰ نیز ۲۸۰۰میلیارد تومان بوده است.

در این اختلاس در جلسات دادگاه نام چندین نفر از مدیران دولتی برده شد. مثل وزیر سابق راه و ترابری، معاون وزیر صنایع، قائم مقام سابق بانک مرکزی، معاون سابق وزیر اقتصاد، معاون سابق وزیر راه و ترابری  و برخی از نمایندگان مجلس . درباره این اختلاس بزرگ سخنان متناقضی از طرف دولت زده شد.این صحبتها واکنشهای منفی زیادی در جامعه داشت . حدود  دو هزار میلیارد تومان از این مبلغ های اختلاس شده از کشور خارج شده که ریئس بانک مرکزی این مسئله را تکذیب کرده.

اینها حاکی از فساد دولتمردان ایران است که سیستم اداری ایران را مستعد فساد کرده اند. آقای احمدی نژاد بارها حتی اجازه نداده که قوه قضائیه وظیفه قانونی خود را در مقابل عده ای انجام دهد که افرادی نالایق و طمعکار هستند.از اول انقلاب اختلاسهای دیگر هم انجام شده. ریشه اختلاس در پاسخگو نبودن دولت است.

مبارزه با فساد با شعار دادن محقق پیدا نمی کند چرا دزدها و پول به جیب زدنها در میان مسئولین بالای حکومت چنان زیاد شده که همه چیز را به هم ریخته و حساب وهیچ کتابی را برای کسی باقی نگذاشته است. این و ضعیت و این بیماری که زندگی میلیونها نفر از مردم ایران را تحت تاثیر گذاشته است فقط بایداز ریشه خشکانده شود. جمهوری اسلامی نه قادر به حل آن و نه میخواهداین کار راانجام بدهد. زیرا ریشه فساد از خود سران جمهوری و نوچه هایشان شروع شده و به اینجا کشیده شدهاست. دولتمردان به جای خدمت به کشور و مردم خیانت را پیشه کرده اند.

*******

 

 

 

احسان مظفری: شکنجه و اعدام اهرم جمهوری فاشیستی اسلامی ایران برای حفظ و نشان دادن هیبت حکومت

ehsan mozafari 362 x 466 271 x 349

 

آمار اعدام درجمهوری اسلامی روبه فزونی است و رژیم بی رحمانه و بیشرمانه به شکنجه و اعدام زندانیان به اتهام مهاربه  و فساد فی الارض و اقدام علیه امنیت ملی می پردازد.

هدف رژیم از این جنایتها به خیال خودش فضای رعب و وحشت را هر چه بیشتر در سرتاسر کشور حاکم و مانع از گسترش مبارزات مردم گردد.

هدف از همه این اعدامها زهر چشم گرفتن از مردم ستم دیده در جهت حفظ سیستم فاشیستی سرمایه داری حاکم نکه بی شک با هزار رشته به سرمایه داری امپریالیستی در سطح جهان وابسته است می باشد هدف ان است که با ایجاد فضای ترس و وحشت در میان تودههای مردم ما سرمایه دارن ایرانی و خارجی و رژیم حامیشان یعنی جمهوری اسلامی بتوانند مدت زمان بیشتری مردم ایران را استسمار و غارت کنند به همین دلیل است که اعدام با ماهیت رژیمهای فاشیستی چون حمهوری اسلامی تنیده شده است و همانطور که مارکس اندیشمند بزرگ تاکید کرده است اعدام برای زهر چشم گرفتن از توده های تحت ستم ذاتی جوامع طبقاتی است.

جمهوری اسلامی در طول مدت حکومتش با جنایتهایش ثابت کرده است در جهت حفظ قدرت از هر جنایت و سرکوبی دریغ نمی کند. به همین دلیل تنها راه رهایی از این اوضاع وخیم و اسفبار نابودی کل رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی است.

نابود باد جمهوری اسلامی

زنده باد سوسیالیسم

احسان مظفری

 

 

مجید منظوری: روابط ایران و سوریه

M.Manzoori 128 x 160

اوضاع سوریه روز به روز نگران کننده تر میشود در حالیکه هر روز اجساد زیادی در سوریه کشف میشود و جنایتهای بشار اسد مشخص و مشخص تر، روابط ایران و سوریه نیز گرم تر و گرم تر میشود. در حالیکه غربی ها گفته بودند در صورت افزایش فشارها بر سوریه مجبور خواهد شد روابطش با ایران را کاهش دهد چنین چیزی اتفاق نیفتاد بلکه بر عکس باعث نزدیکی روابط این دو کشور شد.

کشوری مانند سوریه با توجه به این که در مقابل دشمنی چون اسرائیل قرار دارد همواره به یک حمایت استراتژیک در منظقه نیاز دارد و تجربه نشان داده است که تنها ایران میتواند این حمایت را از سوریه انجام دهد. رقم کنونی مبادلات دو کشور حدود ۷۰۰ میلیون دلار اعلام شده و اعلام کرده اند تا سه سال آینده به دو میلیارد دلار هم خواهد رسید.

رئیس مجلس جمهوری اسلامی از حمایت همه جانبه از حکومت سوریه در هر شرایطی صحبت کرده و احمدی نژاد هم از ایستادگی بشار اسد و ادامه سرکوب مخالفان حمایت کرده است. ظاهرا پیدا کردن یک قاتل  همانند خودش برایش جذابیت زیادی به همراه داشته و این در حالی است که کشته ها در سوریه دل هر انسانی را به درد می آورد. این کشتارها مانعی نیست تا رهبران جمهوری اسلامی از پشتیبانی حکومت سوریه دست بردارند.علی لاریجانی رئیس مجلس هم اعلام کرده: “هیچ امری نمیتواند مانع از حمایت همه جانبه از سوریه شود.”

احمدی نژاد در دیدار با وائل الحلقی نخست وزیر سوریه بر آرمانها و دشمنان مشترک نظام جمهوری اسلامی و دولت سوریه تاکید کرده و گفت: دشمنان ما امروز برای ضربه زدن به هر دو کشور برنامه ریزی کرده اند اما اراده و اعتقاد راسخ دو ملت توطئه های نظام استکبار را خنثی خواهد کرد. از طرفی به فرمان خامنه ای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ سپاه پاسداران به سرکوب و کشتار مردم پرداخت، مردمی که فقط خواهان آزادی بودند با سر نیزه، شلیک گلوله، پرت کردن از ارتفاع، زیر گرفتن با وانت، شکنجه و تجاوز در زندانها سرکوب شدند. مردمی که به خاطر آزادی و آسایش و رفاه و یک زندگی بهتر به خیابان آمده بودند یک دفعه به آنها مارک آشوبگر زدند.

رژیم جنایتکار اسلامی به جنایتکاری دیگر مثل خود دست دوستی میدهد و درجهت سرکوب مردم از آن حمایت مالی و نظامی می کند. از طرفی دیگراهمیت راهبردی سوریه برای جمهوری اسلامی و دلایل حمایت از آن را میتوان در محور های زیر خلاصه کرد:

۱- سوریه در سالهای پس از به شکست کشاندن انقلاب ۵۷ از سوی خمینی و جریان اسلامی، عملا به نزدیکترین متحد عربی جمهوری اسلامی درایران تبدیل شد.

۲- روابط حسنه سوریه با جمهوری اسلامی در راه اندازی و تقویت و گسترش اسلام سیاسی همیشه ادامه داشته است.

۳- به علاوه سوریه بعد از انقلاب همیشه در مخالفت با اسرائیل در کنار جمهوری اسلامی برای بوده است.

این جنایتکاران فقط برای حفظ نظام اسلامی به مسند قدرت تکیه داده اند و برای حفظ آن دست به هر جنایتی هم می زنند.

 

سپیده یادگار: پری های سرزمین من

sepideh yadegar

یه شب مهتاب/ ماه میاد تو خواب/ منو می بره / کوچه به کوچه / باغ انگوری / باغ آلوچه / دره به دره / صحرا به صحرا / اون جا که   شبا / پشت بیشه ها / یه پری می آد / ترسون و لرزون / پاشو می ذاره تو آب چشمه / شونه می کنه / موی پریشون …

پری در این آهنگ زیبا هر بار من رو به یاد دخترکی می اندازد در جامعه مرد سالار اسلامی ایران . این دخترک برادرزاده من است.بچه هشت ساله ای که تا دو سال پیش هر روز شاهد نقاشی خشن پدر بر روی صورت و بدن مادر خود بود. بچه ای که هرلحظه با صدای جیغ و کتک و زور گویی زندگی می کرد.دخترک قصه ما یکی از بچه های باهوش دوران خود مشخص شده بود.دکتر گفته بود دو سال بیش تر از سنش می فهمد. راست می گفت خیلی می فهمد . آنقدر که نزد پدر هیچ گاه برای مادر دلتنگی نکرد که مبادا مادر دوباره اذیت   شود. می خواست که اسطوره زندگیش آزاد باشد.

نگرانم. نگران هزاران کودک مانند او هستم. استعداد هایی که با خرافات مذهبی و مرد سالارانه نابود می شود. کودکی که یاد می گیرد   زندگی یعنی تبعیت از مرد و تمام! زندگی یعنی خفه شدن صدای اعتراض مادر پس من هم باید… زندگی را دیگر زندگی نمی کند بلکه بردهگی می کند. برده ای می شود اول برای پدر و برادر و بعد برای شوهر.از کودکیشان جز چند صفحه تاریک چیز دیگری باقی نمی گذارند. کودکانه ای که باید با بازی و خنده پر شود اما جز چند سوال چیز دیگری نیست.

 چرا نمی توانم با جنس مخالف هم بازی شوم؟

آقایان جمهوری اسلامی آیت الله های گرامی بیایید جواب بدهید. حقیقت را بگویید. برای لحظه ای مرد باشید. بگویید این سیاست ما است می خواهیم از همان ۶ سالگی به شما بیاموزیم زن و مرد با هم متفاوتند. می خواهیم مردان را به بت تبدیل کنیم و شما عبادت کنندگان شوید . مگر همان معلم دینی دبیرسانمان نبود که  گفت شوهر خدای دوم زن است باید آن را پرستید؟!

مرد خدای دوم است؟ خدای اولش کجاست؟ شاید خدای اولشان بتواند جواب علامت سوال های ذهن مرا از ده سالگی بدهد؟ شاید بتواند    بگوید آن نیمه شبی که بعدها تنها کابوس زندگیم شد چه بود؟ صدای داد و فریاد برای چه بود؟ چرا با دعواهای دیگر فرق داشت؟

بلند بود.بلند… چرا تمام اتاق می لرزید؟ گرگ وحشی پشت در بوی چه طعمه ای را چشیده بود که این گونه تلاش می کرد در را باز کند  پنجره را بشکند دیوار را خراب کند؟ صدای خواهرم چرا با لرزش می گفت فقط دراز بکش؟

نه بگذار خدایشان خسته نشود خودم می گویم. آن گرگ وحشی برادر خونی خودم بود. برادری که قصد جان خواهرش را کرده بود به اتهام حرف زدن تلفنی اش با پسری! نمی دانم دلیل آن که آن شب به جز خرد شدن وسائل خانه اتفاق دیگری نیفتاد محکم بودن در اتاق بود یا زجه های مادرم. هزاران بار با خودم فکر کردم اگر آن نیمه شب در باز می شد چه؟ یا اگر مانند صدها زن دیگر اتاقی برای پنهان شدن نداشتیم چه می شد؟!

مگر زن های دیگر چه شدند؟ می خورند! تا می خورند می زنند! اگر بپرسی چرا می زنید؟

می گویند: فقط حرف خود را می زند. می گویم ماست سیاه است می گوید سفید است! می گویم سهم من از زندگی بیشتر از تو است قبول نمی کند! می گویم من میروم خوش گذرانی تو بمان خانه گوش نمی دهد! می گویم تو زندانی باش من برایت آب و نان می آورم قبول نمی کند! می گویم بمیر نمی میرد! می گویم پس کور شو لال شو باز هم نمی شود! تو بگو من با این بشر لجباز چه کنم؟

قبول! من می گویم تو چه کار کنی. بیا لحظه ای جمهوری اسلامی را با کمونیست کارگری و قوانینش جا به جا کنیم. ایرانی را تجسم کن که همه زنان حقی برابر با مردان در همه زمینه های زندگی دارند. جامعه ای که مرد حق منع کردن زن از درس خواندن و فعالیت در جامعه را نداشته باشد. جامعه ای که مرد برای وجود زن ارزش قائل باشد. دادگاهی وجود داشته باشد تا هر گونه خشونت و نا برابری علیه زن سریعا رسیدگی شود. آن موقع چه کسی به خود اجازه توهین به زن را می داد؟

این یک مدینه فاضله برای زنان نیست جامعه ایست بدون مرد سالاری و تبعیض جنسیتی بدون جمهوری اسلامی و قوانین پوسیده اش.

می خواهم بدانم تصویر عدالت موجود در وضع قوانینشان چگونه است گمان می کنم کفه ترازو سمت مرد سنگین تر است.مگر خبرندارید زن از مرد کم تر است؟!!!

این وظیفه ما انسان ها مخصوصا زنان است که برای رسیدن به این برابری تلاش کنیم. این وظیفه ماست که به دولت جمهوری اسلامی و مردان خانواده خود بیاموزیم که ما فقط وسیله ای برای رفع نیاز جنسی شما نیستیم.ما وسیله نیستیم. این بدن بیانگر زیبایی و تکامل بشریت است. این بدنیست که جسم شما مردان را تا به دنیا آمدنتان حمل می کند. این نمادیست که به شما وجود خارجی می دهد.

از ما نخواهید که سکوت کنیم و گوسفند گله سنتی تان شویم. مادر هایمان را کور کردید که هر چه بر سرشان آوردید لال شدند. از تحصیل و کار منعشان کردید تا هرچه شنیدند با خود گفتند : کجا بروم؟ به چه کسی پناه ببرم؟

اما دیگر کافیست صدای فرزندانتان را باید با گوش های تیز بشنوید. این صدای نسل دیروز امروز و فرداهاست. نسلی که سال ها برای خفه کردنش تلاش کردید.این صدای ستم دیده مادرم است صدای گریه هایی که لالایی شبانه ام بود.صدای خواهرم صدای امید برابری اش با برادرم صدای نجوای آزادی اش. صدای برادر زاده ام فریاد نگاه کودکانه اش برای نجات زنانی مانند مادرش.

این یک جنگ نیست فقط پیدا شدن یک تناقض در معادله زندگی مردان جامعه اسلامیست چون دیگر هیچ زنی < مرد نیست بلکه =>

                                                                           زن = مرد

سارا ایرانی: سیرانها قربانی حکومت جمهوری اسلامی

Sara Irani

این حکومت کثیف و ضد بشری است که همیشه باعث بدبختی و فقر و فلاکت مردم ایران میشود، هر روز یا خودشان مستقیم مردم را میکشند و به  چوبه دار اعدام میکنند یا اینکه غیر مستقیم و بدلیل عدم امکانات کافی بچه ها در مدرسه در میان شعله آتش می سوزند. چون در قوانین و رفتار جمهوری اسلامی انسان و حقوق و حرمت انسان معنا و مفهومی ندارد. امروزه برای حکومت اسلامی در ایران حفظ نظام گندیده اسلامیشان به هرقیمت و برای پر کردن حسابهای بانکی و هنگفتشان برنابودی کل مردم و مملکت اهمیت بیشتری پیدا کرده است. 

وقتی صحبت از سوختن بچه های بیگناه در مدرسه میشود باز هم به نوعی مردم را گول میزنند و سرگرم میکنند. وزیر آموزش و پرورش با شرم آور ترین حالت رو به روی خبرنگاران قرار میگیرد و وقتی از ترکیدن بخاری نفتی سئوال می شود لبخند می زند.من هیچ وقت آرزو نمی کنم بچه آقای وزیر آموزش و حتی بچه های هیچ کدام از مسئولین جنایتکار جمهوری اسلامی باچنین سانحه دلخراشی مواجه شوند ولی آیا اگر فرزند خودشان هم بود میخندید و پاسخ میداد که بودجه نداریم ؟ 

آیا واقعا مدارس کودکان دبستانی مهم است که بهترین امکانات ایمنی را به آن اختصاص بدهند یا همه پول امکانات آن مملکت به ساختن مساجد و مراسلات مذهبی اختصاص بدهند؟

 

آنچه برای خدمت رسانی به این حکومت اسلامی و ضد انسانی باشد همیشه مجهز به بهترینهاست. سران کثیف این حکومت بودجه ای که برای استخدام مربیان پرورشی و حجاب و عفاف که برای شستشوی مغزی کودکان و برای پیشبرد اهداف کثیف اسلامی شان است، اختصاص میدهند سالانه  میلیارد میلیارد هزینه میکنند اما هزینه بخاری استاندارد را ندارند.

 

 اینها همه امکانات مملکت را به  محکم کردن حکومت ضد انسانی خود و رفتار و روشهای جنایت کارانه شان اختصاص می دهند. همه امکانات جدید و ابتکارات جدید را بکار میگیرند تا اهداف شوم مذهبی و قرون وسطایی خود را پیش ببرند. راهیان نور هم یکی از شیوه های مغز شویی و محکم کردن نظامشان است که هر روز بچه ها را در مدارس مجبور میکنند که اگر در این اردوها شرکت نکنید نمره انضباط شما را کم میکنیم و بسیاری تهدیدات و فریبکاری و دروغ و وعده های پوچ و بی معنا. به هر چیزی چنگ می اندازند تا مردم را از مبارزه علیه خود بترسانند و آنها را مرعوب کنند.برای اینکه خودشان فهمیده اند در چه باتلاغی گرفتار آمده اند و  در چه منجلاب افتاده اند. در قدرت دولتی و فساد اداری گرفتار شده اند و دارند از آخرین حربه های خود برای یک روز عمر بیشتر، استفاده میکنند. 

اینها جنایتکارند برای همین است به سادگی از جان انسانها میگذرند. اما سران این حکومت به سادگی از عقیده  یا تفکر کثیف و مسخره ای که دارند عدول نمیکنند. به همین دلیل است که جان آدمیزاد برایشان ارزشی ندارد و به سادگی  افراد را اعدام می کنند و به زندگی آنها پایان می دهند.

نه با اعدام نه با راهیان نور، نه با هیچ چیز دیگری نمیتوانند مردم را خفه کنند. مردم آگاه شده اند و حکومت اسلامی و مذهب و وعده بهشت و مزخرفات آنها را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند. جمهوری اسلامی آخرین سنگر مذهب در ایران است. حکومت اسلامی هم فهمیده است که روی آتش زیر خاکستری قرار گرفته است که وقتی شروع شود کل آنها را با خود خواهد سوزاند و برای همیشه به حکومت مذهبی و مذهب در قدرت پایان خواهند داد. این روزها هر لحظه دارد نزدیکتر می شود.  

 

سعید آریاپور: آیا هنوز هم زمان جمعه خشم ما فرا نرسیده؟

s ariapour 320 x 239

 

واقعاً جمهوری اسلامی باید چه بلایی سر ما بیاورد تا صدایمان دربیاید آنچه این روزها و بخصوص امروزه داریم در ایران میبینیم کافی نیست؟

که مردم کشوری را تا حد سرنگونی رژیم حاکم به جوش آورد آنوقت ما نشسته ایم و منتظریم شورای هماهنگی راه سبز امید که نمی دانیم کیستند و کجایند برایمان تصمیم بگیرند و راهپیمایی سکوت هماهنگ کنند و غیره و غیره.

 

 تونس و مصر را بیاد داریم. مبارزه قهرمانانه مردم سوریه را می بینیم؟چرا از آنها الهام نمی گیریم؟ چرا یاد نمی گیریم؟چرا نشسته ایم و دلمان فقط به این خوش است که امریکا و کشورهاى غربى بیایند و بگویند که اولین تظاهرات اعتراضی از تهران شروع شد خوب که چی؟مگر نشنیده ایم که می گویند ” کار را که کرد، آنکه تمام کرد ” از یک طرف هیچکس را و هیچ گروهی را از جمله شورای

هماهنگی راه سبز را قبول نداریم، از طرف دیگر خودمان هم هیچ کاری نمی کنیم.

 

فقط نشسته ایم که هر از گاهی کسی بیاید و چیزی بگوید و چون توفان بر سرش خراب شویم همین؟

آیا در سوریه و تونس و مصر کسی پرسید که مثلاً امام جمعه کیست؟آیا مهم است که ما اعتقاد مذهبی داریم یا نه؟اصلاً آیا اهمیت دارد که ما نماز می خوانیم یا نه؟ چرا ما نتوانیم جمعه خشم برگزار کنیم؟

چند نفر مانند هاله سحابی را در روز روشن و جلوی چشمانمان بکشند و ما ککمان بگزد؟چند نفر مثل ستار و و ووووووووووآیا زمان اعتراض واقعی به دیکتاتوری فرا نرسیده است؟

 

 این رژیم همه چیزمان را دارد به باد می دهد و در صدر آن انسانیت و غیرتمان را. امروز اگر نجنبیم ، فردا بسیا دیر خواهد بود و دیگر کسی نیست که بر سر جنازه ما اشک ماتم بریزد

زنده باد آزادی 

*****