بایگانی دسته: مقالات

مهسا فعالزاده: تاراج تن

mahsa f 268 x 360

نظام جمهوری اسلامی تحت رهبری ولایت فقیه همچون طوفانی عظیم تمامی داشته­های معنوی و انسانی مردم ایران را در نوردیده، قوانین زن ستیزانه­اش، ترویج دیدگاه جنسی به زنان، فرهنگ «سنتی – مذهبی» که در چهارچوب آن کوچکترین ارتباط حتی صحبت کردن مرد و زن نامحرم با هم جرم تلقی می‌شود، حجاب اجباری که با برپایی «گشتهای امنیت اخلاقی» سعی بر آن دارد که بد حجابی را با امنیت جامعه گره بزند و تفکیک جنسیتی، جداسازی زن ومرد که پیامد آن چیزی جز این نیست که دختر و پسر بسیار دوراز هم هریک بر فراز صخره بلند و دره­ای عمیق که بینشان است رشدکنند. اول ماه مهر مانتو و مقنعه و چادر تیره به من پوشاندند و به مدرسه دخترانه فرستادند و تو را با لباس فرم و سر تراشیده به مدرسه پسرانه فرستادند. در دانشگاه هم با ردیف­های دور از هم با درها راهروهای خواهران و برادران از هم جدایمان کردند، همین باعث شد تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و اتوبوس، در خیابانهای تاریک و خلوت، در محیط کار تقاص همه این فاصله­ها را، این گرسنگی جنسیتی را جسممان بدهد. تجاوز، عملی که با زور و قدرت و بدون رضایت فرد مقابل به منظور تحقیروخرد کردن او و ارضای تمایلات جنسی که به دلیل عدم آموزش و کنترل به میلی پلید و آسیب رسان تبدیل شده است. گروه بزرگی از زنان که قربانی چنین جنایتی در جمهوری اسلامی می­شوند به دلیل حس شرم و ترس از طرد شدن توسط خانواده و جامعه این تجربه دردناک را پنهان نگه می‌دارند و هنگامیکه جرات می‌کنند شکایت کنند یا از خود دفاع کنند و متجاوز را به درک واصل کنند باز هم آخوندها و سران رژیم زنان را مقصر اعلام می­کنند، سرزنش و دستگیر و حتی محکوم به اعدام می­کنند.

حکومت مذهبی جمهوری اسلامی که در ایدئولوژی انقلابی خود شکست خورده، متاسفانه جامعه را نیز به قهقرا و به پایین­ترین سطح ارزشهای اخلاقی و انسانی سوق داده است. دست برخی اراذل و اوباش خود را باز گذاشته تا ایجاد رعب و وحشت در میان زنان کنند و تن زنان و دخترانی همچون ریحانه جباری را مورد هدف خود قرار دهند. ریحانه جباری دختر ۲۶ ساله­ای که هفت سال از زیباترین سالهای عمر خود را به دلیل دفاع از شرف خود در مقابل تعرض یکی از عمال جمهوری اسلامی در زندان سپری کرده است . در دوران بازجویی توسط بازجویان مختلف تحت شکنجه قرار گرفته تا اعتراف کند قتل عمدی و برنامه‌ریزی شده بوده و نه در دفاع از خودش و با حکم دادگاه بدوی و تایید دیوان عالی کشور به اعدام محکوم میشود. آنانیکه به عنوان حقوقدان و اسلام شناس در دیوان عالی قضائی و شورای نگهبان و دیگر ارگان‌های رژیم بر قدرت تکیه زده اند اکثرا کسانی هستند که کمترین حقی برای مردم قائل نیستند و دست رنج مردم ایران جیب‌های گشادشان را پر و با تعرض به ناموس مردم گرسنگی جنسیتی خود را برطرف می­کنند.همه و همه نشان بی‌ ارزشی زن در جوامعی است که تحت حاکمیت حکومت‌های اسلامی اداره می‌شود و جمهوری اسلامی در ایران از جمله ظالم‌ترین و کثیف‌ترین آنهاست. لذا با توجه به شرایط حاکم بر جمهوری اسلامی، باید سنجیده تلاش کرد تا با درگیر کردن بخش بزرگی از زنان و مردان جامعه از طریق آگاهی با حقوق اصلی آنها، قدمی ماندگار برداشت. لذا مبارزه علیه خشونت و زن آزاری مسئولیت همه ماست. این نبرد ماست!  در کشوری که حاکمیت و قانون، عرف و سنت از گشایش فضای آزاد، سالم و فارغ از آزار و خشونت برای تامین و گسترش حضور اجتماعی زنان حمایت نمیکند، زنان و مردان باید مداخله کنند و به آزار دهندگان، مزاحمان و متجاوزان خیابانی نشان دهند که ما با آنها نیستیم. ببینید، بشنوید، بایستید و نه بگویید!

نه به تمامیت جمهوری اسلامی، نه به اعدام، نه به قصاص

 

 

بهار گلشه: در انتظاربرگزاری جشن آزادی ریحانه جباری هستیم

Bahar Golsheh (168 x 205)

چند روز پیش یکی از دوستانم در فیسبوک پیامی به من داد و بشدت پیگیر وضعیت ریحانه بود. خیلی خوشحال شدم که با خفقان ایران همچنان دوستانم از اشتراک خبرهای لحظه به لحظه در مورد ریحانه می‌خواهند در جریان باشند و حمایت خود را از این کمپین اعلام کردند و من هم توضیح دادم که نبرد سختی است که حکومت توپ را به زمین خانواده مقتول انداخته و می‌خواهد آنها را نیز بنحوی دراین بازی قصاص گرفتار کند؛ چون همیشه رژیم از اعدام افراد نفع برده و از امثال این آدمها برای زهرچشم گرفتن از دیگران استفاده می‌کند و حکومت کردن خود را ادامه می‌دهد، ولی این‌بار همگی بصورت یکصدا خواستار لغو حکم اعدام ریحانه هستیم و جلوی جمهوری فاسد اسلامی ایستاده‌ایم و به نتایج خوبی از این مبارزات رسیده‌ایم و همه اینها نتیجه تلاش کمپین نجات ریحانه جباری است که توسط مینا احدی ، نازنین افشین جم ، شبنم اسداللهی و شادی پاوه و کمیته بین المللی علیه اعدام و حزب کمونیست کارگری و سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشری و تمام انسانهای آزادیخواه در سراسر دنیا بوجود آمده و در ادامه حمایت و اعتراض‌هایی که توسط گروه‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی ازقبیل فیس‌بوک ، تویتر… و رسانه های مربوط به اپوزیسیونهای مخالف با جمهوری توحش اسلامی و همچنین برگزاری آکسیون‌های اعتراضی که در سراسر دنیا به راه افتاد باعث بوجود آمدن خبرهای خوبی بود.

از جمله این خبرها امضای طومار اعتراضی صد و هشت هزار نفری دفاع از ریحانه توسط سخنگوی شورای حقوق بشر در سازمان ملل متحد، کنفراس با مقامات اتحادیه اروپا، ملاقات با احمد شهید، سخنان نماینده پارلمان کانادا، جلسه صلح و سازشی که با حضور هنرمندان سرشناس ، همکلاسی‌ها ، استادان ریحانه و خانواده مقتول ( مرتضی سربندی ) صورت گرفت .

در این میان شخصی که برای امضای حکم قصاص برادرش به دادگاه آمده بود، شاهد میانجی‌گری مردم و هنرمندان با خانواده سربندی شده که در مورد منصرف کردن این خانواده از قصاص « ریحانه جباری » با آنها بحث می‌کردند، ناگزیر تحت تاثیر محیط قرارگرفته و بلافاصله از تصمیم خود منصرف شده و از قصاص قاتل برادر خود می‌گذرد. وقتیکه با گذشت بیش از ۳ ساعت خانواده سربندی بدون توجه به حرف‌های حضار، جلسه را ترک می‌کنند. تنها برادر مقتول در دادگاه می‌ماند و هیچ حرفی نمی‌زند. ناگاه همان مردی که از قصاص برادر خود گذشت کرده بود به میان آمده و با بدنی لرزان و با چشمانی پر ازاشک از برادر مرتضی خواهش می‌کند که آنها هم از تصمیم خودشان منصرف شوند و کل جریان قتل برادرش و گذشت کردن خود با دیدن صحبت‌های آنها را برایشان توضیح می‌دهد و با انجام این حرکت، تمام حضار به گریه افتاده و همه شاهد دگرگونی در رفتار برادر مرتضی نیز می‌شوند و شور و نشاطی وصف ناشدنی به همه انتقال می‌یابد. همه گذشت را در چهره برادر مرتضی می‌بینند، حال با این اوصاف جلسه برای تصمیم‌گیری نهایی خانواده سربندی به روز دیگری موکول می‌شود و وکیل ریحانه، آقای خرمشاهی، امید زیادی دارد که در جلسه بعدی خانواده مقتول رضایت خود را اعلام کنند. ولی همین دیروز شنیدیم که ریحانه به مادرش زنگ می‌زند و می‌گوید شخصی از طرف قوه قضائیه برای ملاقات او آمده و خبرهای بدی به او می‌دهد و باز نگرانی‌ها از سرنوشت ریحانه و جنایات جمهوری آدمکش اسلامی افزایش یافته و دوباره موج جدیدی از اعتراض‌ها و برگزاری آکسیون‌ها در سراسر دنیا به راه افتاده.

ما نیز امید داریم بزودی شاهد شنیدن خبرخوش آزادی ریحانه باشیم و جشن بزرگی برپا کنیم. من خود بعنوان یکی از کسانی که از مدافعان لغو اعدام ریحانه است از دیدن همبستگی و اتحاد تمام مردم آزادیخواه در سراسر دنیا از همه زبانها و کشورها که با یکدلی و با اشتیاق فراوان ، طومار اعتراضی را امضا می‌کردند و خواستار لغو اعدام ، این قتل عمد دولتی بودند احساس شور و شعف فراوان می‌کنم.

آرزو می‌کنم که همه ما شاهد ادامه اینچنین حرکتهایی درسطح بزرگتر برای نجات جان انسانهایی که برای بیان ندای حق‌طلبانه خود در زندان جمهوری اسلامی گرفتار شده‌اند، باشیم.

امیدوارم دراین هفته شاهد آزادی ریحانه جباری باشیم. بار دیگر جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وادار کنیم و در آینده نه چندان دور شاهد لغو سراسری حکم اعدام در ایران و سایر کشورها باشیم.

 

بهارگلشه ۲۰ اسفند ۹۳

مهداد مهرگان: سرکوب اقلیت‌های مذهبی در ایران

mahdad mehregan

رژیم جمهوری اسلامی ایران در تمام طول حیات خود زیر پوشش یک حکومت مذهبی، تمام حقوق شهروندی را به نفع خود مصادره کرده است و با خطبه‌های مذهبی‌ و فتواهای گوناگون هرگونه آزادی اجتماعی، تحرک سیاسی و صدای مخالفان را سرکوب کرده و با به زندان انداختن صدها نفر انسان بی‌گناه، سرکوبهای امنیتی، بازداشت‌های خود سرانه و شبانه و اعدام‌های بی‌رویه، شکنجه و اعمال فشار روحی، وحشت زیادی را در کشور حکم‌فرما کرده است.

به عنوان مثال  بازداشت ده‌ها شهروند کرد و دیگر اقلیت‌های قومی و دینی از جمله بهائیان،مسیحیان،زرتشتیان و دراویش گنابادی و محکوم کردن آنها به حبس‌های طولانی و تبعید این افراد. همه‌ی اینها بیانگر بحران ریشه‌ای حاکم بر کشور و نقض گسترده حقوق بشر در ایران است. بنا بر گزارش‌ها و خبر‌های موجود،علی‌رغم وعده‌های حسن روحانی و شعارهای انتخاباتی‌اش در زمینه حقوق بشر در طی‌ این مدت تعداد گسترده اعدام‌ها، سرکوب و دستگیری‌های متعددی را شاهد بودیم، در همین راستا رئیس قوّه قضائیه (محمد جواد لاریجانی)از احکام اعدام و قصاص در کشور دفاع کردهو آن را راهی‌ برای حل اختلاف و کینه میان افراد دانسته است.او همچنین گفت که در ایران به صرف بهائی بودن تعرضی به افراد نمی‌شود و هرگونه محاکمه‌ و منع تحصیل بهائیان را در ایران تکذیب کرده است.

طبق گزارشی که احمد شهید منتشر کرده تا تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۱۴ دست کم ۳۰۷ نفر از اقلیت‌های دینی در ایران در زندان به سر میبرند که حدود ۱۳۴ نفر از آنان بهائی میباشندو محکومیت‌های ۲۰ سال حبس، تبعید و محرومیت از تحصیل دانشگاهی این افراد طبق گزارشهای مستدل به راحتی‌ قابل رویت است.همچنین بازداشت خودسرانه، سرکوب و فشار بر کلیساهای فعال فارسی زبان،علی‌رغم تغییر لحن دولت جدید ادامه پیدا کرده است. یورش به منازل شهروندان مسیحی‌ بدون رعایت ضوابط قانونی،بازداشت و دادن اتهامات سیاسی و امنیتی بجای اشاره به دلیل عقیدتی‌ بازداشت آنها، استفاده ابزاری از مواد و تبصره‌های مبهم قانونی برای متهم کردن مسیحیان فعالبه جرایم امنیتی به منظور خنثی کردن حساسیت‌های بین‌المللی به نقض آزادی دین و عقیده ادامه دارد. در گزارش احمد شهید آمده است که موارد اعدام در سال ۲۰۱۳ در ایران نسبت به سال۲۰۱۲ میلادی ۱۶۵ درصد افزایش داشته است. جمهوری اسلامی در سال گذشته ۳۶۹ نفر را اعدام کرده است اما به دلیل فاش نشدن همه موارد اعدام ممکن است افرادی که در این سال اعدام شده‌اند به ۷۰۰ نفر نیز برسد.و همچنین در موارد مربوط به زنان و کودکان نگرانی جامعه بین‌المللی نسبت به ادامه نقض حقوق بشر حتی در دوران ریاست جمهوری روحانی ادامه دارد.

نقض حقوق بشر در ایران شامل همه‌یاقشارجامعهاعمازسیاسیون،عقیدتی‌مذهبی‌،کارگران،زنانوکودکانمی‌باشد،کهازابتدایظهوراینرژیمفاشیستمذهبی‌اسلامیدرایرانانجام گرفته و تاکنون ادامه دارد. ما جوانان باید در ایران و در خارج از کشور به افشای این اقدامات بپردازیم و با مبارزه متشکل و پیگیر خود شر این حکومت فاشیستی را از سر مردم ایران و جهان کم کنیم.

مهداد مهرگان

خاطره لطفی: روحانی و ولایت فقیه

khatereh L

 

روحانی با وعده آزادی زندانیان سیاسی و باز شدن فضای سیاسی ایران پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذاشت و مردم ایران با امید گشایش فضای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به وی رای دادند و با روی کار آمدن روحانی قبل و بعد از سفر وی به سازمان ملل شاهد آزادی برخی از روز‌نامه‌نگاران و فعالان سیاسی بودیم که محکومیت بیشتر این زندانیان به پایان رسیده بود. فقط از دوره محکومیت خانم نسرین ستوده باقی مانده بود که به او هم اجازه خروج از کشور را نداده‌اند و به قول خود خانم ستوده از زندان اوین به زندان بزرگتری به نام ایران منتقل شده‌اند. همچنین برخی از مطبوعات بار دیگر اجازه فعالیت گرفتند اما شرایط و فضا تغییر چندانی از نظر آزادی بیان در مطبوعات نکرده است چون با کوچکترین و ساده‌ترین حرف که خوشایند حکومت ایران نباشد روزنامه‌ها بسته و مسئولین تحت تعقیب قضایی قرار می‌گیرند. برای نمونه روزنامه آسمان بسته شد و مدیر مسئول آن تحت تعقیب قضایی قرار گرفت. بر طبق آمار از ژانویه ۲۰۱۴ تا کنون ۱۵ روزنامه نگار و وبلاگ نویس در ایران دستگیر شده و ۵ میلیون وب سایت مسدود شده است. در واقع پس از روی کار آمدن روحانی تغییری در وضعیت آزادی بیان در ایران شاهد نبودیم و از طرف دیگر تعداد آمار اعدام‌ها در ملا عام در ایران افزایش چشمگیری داشته است که این مسئله خشن‌ترین مورد نقض حقوق بشر محسوب می شود. بر طبق آمار در سال ۲۰۱۳، شصد و بیست و چهار مورد اعدام داشتیم که در ۱۰سال گذشته بی‌سابقه بوده و بیش از ۴۰۰ مورد اعدام پس از روی کار آمدن حسن روحانی اتفاق افتاده است. حتی در مواردی از اعدام‌ها روند صحیح قضایی طی نکرده‌اند. یکی از این موارد اعدام یک زن جوان در زندان اصفهان در تاریخ ۴ مارس ۲۰۱۴ بود که حتی به وی اجازه درخواست دادگاه تجدید نظر ودفاع از خودش داده نشده و ادعاهای وقیحانه مقامات رسمی فاشیستی اسلامی ایران که اعدام را یک خدمت بزرگ به بشریت می‌دانند و خود این ادعا بزرگ‌ترین نقض حقوق بشر در ایران است. همچنین می‌توانیم به نقض حقوق اقلیت‌های قومی ومذهبی در ایران اشاره کنیم و از جمله پارسان و بهاییان و مسیحیان و سنی‌ها از نمونه‌های نقض حقوق اولیه انسانی و شهروندی در ایران می‌باشد که در وضعیت بدی به سر می‌برند و زندانیان سیاسی که از حداقل حقوق طبق کنوانسیون‌های حقوق بشر هیچ سودی نمی‌برند و همه روزه اخباری مبتنی بر اعتصاب غذای زندانیان سیاسی برای بدست آوردن حقوق انسانی خود در زندان می‌شنویم. برای نمونه شاهرخ زمانی که مدتی است در اعتصاب غذا به سر می‌برد و همچنین زنان که از وضعیت اسفباری از نظر حقوق انسانی در جامعه امروزیایران برخوردار می‌باشند. تصویب قانون امکان ازدواج با فرزند خوانده نقض آشکار حقوق زن برای جامعه زنان در ایران می‌باشد. با همه این موارد ما نمی‌توانیم به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران امیدوار باشیم چرا که وضعیت روز به روز از روی کار آمدن روحانی بدتر شده است. حتی اگر ما به سوابق خود روحانی نگاهی بیندازیم متوجه می‌شویم که روحانی خود یک چهره امنیتی- اطلاعاتی بوده وهست و حتی اگر به کابینه او نگاه کنیم فردی چون پورمحمدی را می‌بینیم که مسئول اعدام‌های دهه ۶۰ بود. کسی که احمد شهید نماینده سازمان ملل را یک شخص فاسد نامید و چنین شخصی وزیر دادگستری روحانی است.روحانی به عنوان ریئس جمهور طبق قانون می‌تواند لوایحی را تنظیم کند و در خصوص حقوق بشر یا جرایم سیاسی یا مطبوعات از مجلس بخواهد که آنها را تصویب کند ولی روحانی دنبال این گونه موارد نیست. روحانی به عنوان ریئس جمهور، طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی پس از رهبری عالی‌ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرایی قانون اساسی را بر عهده دارد. می‌خواهم زاویه بحث را به سوی دیگری ببرم. رئیس جمهور و نمایندگان مجلس به نوعی تدارکات‌چی هستند و در قانون ایران و طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی این رهبری است که در همه حوزه‌ها دخالت دارد. عالی‌ترین مقام قوه قضاییه منتسب رهبری است و رهبری فرمانده کل قواست. رئیس صدا و سیما توسط رهبری انتخاب می‌شود و همین طور شورای نگهبان، در نتیجه ریئس جمهور هیچ گونه اختیار اجرایی ندارد و قدرت در دست ولایت فقیه است. در واقع روحانی با چراغ سبز خود خامنه‌ای روی کار آمد تا ایران را با بحران اقتصادی که توسط غرب و تحریم‌ها دست به گریبان بود نجات دهد، نه برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران. احمد شهید در گزارش‌های خود بعد از روی کار آمدن روحانی به موارد چون اعدام‌های بدون دادرسی عادلانه و آزار اذیت و ارعاب فعالان اجتماعی مانند اتحادیه های کارگری و اقلیت های قومی و مذهبی و دگر باشان جنسی و نقض حقوق زنان اشاره کرد. بله متاسفانه شاهد افزایش فشار بروی فعالان حقوق بشر و سیاسی در ایران هستیم به گونه ای که چندی پیش محمد جواد لاریجانی فعالان حقوق بشر و احمد شهید را به عنوان تروریست معرفی کرد با چنین ادعاهایی از سران جمهوری اسلامیآیا می‌توان به بهبود حقوق بشر در ایران امید وار بود؟

حسین خزاعی: رعب و وحشت دستاورد جمهوری اسلامی

hosein kh 181 x 290

 

وقتی صحبت از دستاوردهای رژیم جمهوری اسلامی می شود که این رژیم بعداز سی واندی سال چه دستاوردی داشته است جز افسوس و تاسف به چیز دیگری نمی رسیم . نظام اسلامی با تکرار اجرای مجازاتهای جانخراش اسلامی درملاء عام هدفی جز ایجاد و گسترش ترس و وحشت در جامعه را ندارد . حکومت اسلامی دراین سه دهه نشان داده است که سردمدار قوانین و روابط ضد بشری بوده است و تمامی ارکان حکومتی این نظام غیر انسانی و نا متمدنانه است .

بیش از سه دهه گذشته است /

نتیجه آن گورستانهای بی مرز ومحرومیت و زندان وشکنجه و دار و اعدام و ویرانه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی وبی آبرویی بین المللی بوده است .اجرای قوانین مجازات اسلامی در ملاء عام در زمره سلاح هایی بوده اند که حکومت اسلامی برای دستیابی به خواسته ها و هدفهای گوناگون خود از آن ها استفاده کرده است . قدرت نمایی سیاسی با ایجاد رعب و وحشت تا به این وسیله قاطعیت خود را در اجرای قوانین واحکامی که تضمین کننده تداوم این حکومت است نشان دهد. بهره گیری از کار برد جنگ روانی و رعب و وحشت در جامعه به ویژه در رابطه با مخالفان و دگراندیشان از ابزارهای مورد استفاده این حکومت بوده است . انواع محرومیتهای اجتماعی، تبعید، زندان، شکنجه و اعدام چه در خفا وچه در ملاء عام با هدف تولید ترس و وحشت به کار گرفته شده است تا به مخالفان و دگراندیشان تفهیم کند که فکر درافتادن با چنین قدرتی را از سر بیرون کنند . اکنون که این مقاله را می نویسم شاهد مبارزه با این استبداد اسلامی هستم وباز داستان تکراری و دلخراش اعدام.

اعدام دختری به نام ریحانه که برای دفاع از خود در مقابل تجاوز مردی از جنس این رژیم محکوم به اعدام است . مسئله اعدام ریحانه یکی از مواردی است که با کمک فعالیت عظیم کمیته بین المللی علیه اعدام و سایر انسانهای آزادی خواه در سراسر جهان شکل مبارزاتی و هدفمند به خود گرفته اما بسیارند مواردی که در سکوت و خفا در رژیم اسلامی تنشان به چوبه دار سپرده می شود و کسی خبردار نمی شود.

این حکومت جلاد و ضد انسانی محکوم به رفتن است و وظیفه هر انسانی مبارزه با این دژخیمان است.

حسین خزاعی

 

فرشته نظام آبادی: زنان و حکومت توحش اسلامی ایران

Fereshteh

درفضای بسته و خفقان‌آور حکومت اسلامی زنانی هستند که با چنگ و دندان راه خود را باز میکنند. حرکت اجتماعی زنان در جامعه‌ای بسته که حق آزادی بیان وتجمع در آن محدود است، از حرکت اجتماعی دانشجویان یا کارگران و معلمان و دیگر گروه‌های صنفی دشوارتر است. جامعه ایران بر اساس برآورد دولت تا پایان سال ۹۱ حدود ۷۵ میلیون جمعیت داشته است که نیمی از این جمعیت زنان می‌باشند. زن، بعنوان انسان نقشی بس مهم در تحول شرایط خود و جامعه در جهان دارا است وزنان نقشهایی بسار مهم در بنیان‌های اجتماعی و فرهنگی ایفا می‌کنند. از محل کار گرفته تا خانواده ومدارس ودانشگاه‌ها. زن از یک طرف همسر است و از طرف دیگر مادر یعنی کار اساسی‌اش تربیت انسان وانسانیت است. اما زن در دیدگاه ولایت فقیه و در نظریه فقه حوزه، ضعیفه محسوب می‌شود و بدنی فریبنده دارد که این دیدگاه البته در زمان قبل از انقلاب نیز تا حدی رواج داشته است. همچنین امروزه نظام ولایت فقیه، زن را مظهر سکس می‌داند که البته باید در جامعه به صورت پوشیده باشد تا باعث گناه دیگر مردان نشود. این دید به زن باعث شده است که حکومت جمهوری اسلامی خود را شایسته تصمیم‌گیری برای زنان در همه جوانب بداند. با وجود اینکه نظام حاکم سعی فراوان دارد تا زنان ایران را از قبول مقام‌ها ومسئولیت‌های مهم سیاسی وقضایی و اقتصادی باز دارد اما از شرایط کنونی اینگونه بر می‌آید که زنان هیچ‌گاه سر تعظیم به این نظام ننگین فرود نمی‌آورند. در سال‌های اخیر بخشی از توان جنبش زنان به دلیل نظام حاکم، از ایران خارج شده‌اند اما نمی توان ونباید این قسمت از جنبش زنان را از دست رفته دانست و چه بسا می‌توان از آن بهره بسیار برده ودر سایه آزادی زنان در خارج از ایران در فعالیت‌های متشکل شرکت کرد.

فرشته نظام آبادی

بهنام گلستانی: آخرین درخواست ریحانه جباری محکوم به اعدام

Ebrahim Golestani

مهربان مادرم، شعله جان، عزیزتر از جانم، نمی‌خواهم زیر خاک بپوسم. نمی‌خواهم چشم و قلب جوانم خاک شود، التماس کن که ترتیبی داده شود که به محض دار زدنم، قلب، کلیه، چشم، کبد و هر چه که قابل پیوند زدن است از بدنم جدا و به کسی که نیاز دارد هدیه شود…. نمی‌خواهم گیرنده عضو نامم را بداند و گلی برایم بیاورد و حتی فاتحه‌ای بخواند…

اینها جملاتیست که ریحانه جباری در زندان گفته است.

هیلا صدیقی در صفحه فیس بوک خود از بعضی از روشهای کمپین گله کرده بود، اینکه بعضی‌ها باعث رنجش خانواده مقتول و موجب نفرت و کینه خانواده داغدار می‌شوند، که در نهایت سودی برای ریحانه ندارد…
در پرونده مورد بحث ریحانه جباری، به نظرم حتی اگر مقتول همان آدم منفوری که ریحانه گفت باشد، هیچ دلیلی نداردکه با تکرار این موضوع عذاب روحی، روانی برای خانواده آن مقتول ایجاد کنیم. هر کسی مسئول رفتار خودش است.فکر نمی‌کنم که دوستان فعال خارج از کشور و فعالین فضای مجازی هم هدفشان این باشد که نمک به زخم خانواده مقتول بپاشند. هدف متوقف کردناعدام‌ها است.

متاسفانه دولت جمهوری اسلامی کارش شده است زور گفتن و تبعید و زندانی کردن، ممنوع الخروج کردن و اعدام کردن و البته اختلاس و بالا کشیدن سرمایه‌های کشور و در فضای امنیتی که ایجاد کرده به هیچ کس حتی اجازه فعالیت مدنی هم نمی‌دهد. دولت ایران بصورت علنی با “هر مدل” گردهمائی و کمپین و فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و مدنی و صنفی وغیره مخالف بوده و با خشونت کامل برخورد میکند، میبینید که حتی از جمع شدن چند جوان سرکوچه هم میترسد. نمونه‌اش گروه‌های امدادگر حادثه زلزله که خیلی‌هاشان زندانی کشیدند! دستگیری جوانان کرد در جلسه کلاس زبان کردی! حمله به جلسات  و گردهمائی‌های دراویش و مسیحیان و…! مخالفت با انجمن‌ها و اتحادیه‌های کارگری و اصناف و هزاران مثال و نمونه ظلم دیگر که بحثش در این مجال نمی‌گنجد.در مملکتی که وکیل زندانی به جرم “وکالت موکلش” زندانی می‌شود چه جای حرف زدن از این فعالیت‌هاست!؟

حکومت خودش باعث نفرت و بانی نفرت پراکنی در جامعه شده، وقتیکه در جواب تروریستهای جیش العدل زندانی‌های سنی را اعدام می‌کند، فرهنگ خشونت و زورگوئی و انتقام را ترویج می‌دهد. این خشونت و انقام جوئی و جبر و زورگوئی مردم را به تنگ آورده و از کل حکومت و قوانینش متنفر کرده است. این فضای اعتراضات خارج از کشور و فضای مجازی تنها روزنه موجود برای عقده گشائی و فریاد مردم مظلوم است. با توجه به اینکه مردم داخل ایران نمی‌تواننددر همین فضای مجازی هم دردشان را بگویند، باید به همه کسانی که به اندازه شجاعت، آزادی و توان و فهم خودشان در این راه قدمی برمی‌دارند فرصت داد و آفرین گفت.

ما تا زمان اجرای حکم اعدام ریحانه وقت زیادی نداریم و متاسفانه در این فرصت کوتاه نمی‌توانیم قوانین جمهوری اسلامی را عوض کنیم، هرچند که تلاش خودمان را می‌کنیم تا با همین کمپین‌ها و تظاهرات‌ها در سراسر دنیا جلوی اعدام را بگیریم، اما ممکن است تا آنموقع دیر شده باشد و نشود برای این دختر جوان کاری کرد. اما میتوانیم در این فرصت کوتاه برای ریحانه هم همان کاری را بکنیم که سینماگران با فیلم “خط ویژه” برای جلوگیری از اعدام یک جوان بیست و شش ساله انجام دادند و سیصد میلیون تومان دیه این جوان را جمع کردند. نکته قابل توجه درباره این حرکت این است که خانواده مقتول علاوه بر اعلام رضایت، گفته‌اند که پول دیه‌ جمع شده را برای ساخت یک مدرسه در همان منطقه فقیرنشین هزینه می‌کنند.

بیایید ریحانه را نجات دهیم. ما از خانواده مقتول، و هر کسی که امکان کمک دارد می خواهیم که ریحانه را نجات دهد.

به امید لغو مجازات اعدام در ایران و با آرزوی قلبی برای توقف اعدام ریحانه جباری و اعدام‌های دیگر، که بیشتر سیاسی و عقیدتی هستند.

بهنام گلستانی

 

بابک رهنما: خامنه‌ای مجرم اصلی!

Babak Rahnama

ایران،نامی است که این روزها تداعی‌کننده حقایقی چون تحریم،گرانی و فقر، شکنجه،زندان و اعدام و…می‌باشد. اینروزها خبری از ایران نمیشنویم که به این واژه ها مزین نباشد.

حاکمان رژیم اسلامی این روزها برای حفظ حاکمیت ننگین خود بر ایران از جان ایرانیان مایه می‌گذارند وآ ثار تحریم‌هایی که بر ایران تحمیل شده است تنها متوجه مردم بی‌دفاع ایران می‌باشد که بازیچه قدرت‌طلبی سیری‌ ناپذیر این فرومایگان شده است. تولید بنزین سرطان‌زای داخلی فاقد استانداردهای بین‌المللی، کمبود داروهای اساسی چون داروهای بیهوشی و مسائلی از این دست مشکلاتی نیستند که همانند گرانی و تورم با صبوری و قناعت مردم ایران بتوان با آنها کنار آمد، این مسائل جان مردم را تهدید می‌کند. ساکنان سرزمین وسیعی که دارای منابع غنی ازمعادن و نفت و گاز و دیگر ثروت‌های زیرزمینی می‌باشد به چه دلیل بایستی دچار چنین شرایطی شود؟ گناه مردم ایران چیست؟ آیا این تاوان همان انقلابی است که در سال ۵۷ به امید آزادی از استبداد و خودکامگی کردند؟ انقلابی که نتیجه‌اش تقدیم ایران به همین کسانی شد که امروزه آن را به این ذلت کشانده‌اند؟ مسئول اینهمه انزوا وعقب ماندگی کیست؟ پر واضح است که ایران کنونی دستاورد ندانم‌ کاری‌ها وسوء مدیریت‌های مسئولان جمهوری اسلامی و در رأس آنها رهبر رژیم، خامنه‌ای است، اما من تقصیر اصلی را متوجه خامنه‌ای می‌بینم چرا که او حتی فراتر از قانون اساسی، همه امور مملکت و ملت را در ید قدرت خود گرفته و بر همه مسئولان کشوری و لشکری تسلط مطلق دارد تاجایی که برای تداوم رهبری‌اش مقوله‌ای به اسم نظارت استصوابی را در انتخابات مجلس خبرگان باب کرد تا مبادا نماینده‌ای مستقل و منتقد به مجلس خبرگان راه یابد و به ساحت رهبری وخطاهای او معترض شود وبدین ترتیب هیچکس در مملکت ۷۵ میلیونی جرأت و حق اعتراض و انتقاد از او را ندارد و او یکه ‌تاز این میدان وسیع است.
خامنه‌ای بزرگترین مجرم است زیرا تحریم‌هایی که امروز ایران را به ورطه نابودی کشانده است نتیجه شعارگویی‌ها و ندانم کاری‌های همان رئیس جمهوری است که خامنه ای در سال ۸۸ به قیمت خون جوانان، او را به این مقام منصوب کرد وبرای دفاع از او در مقابل اکثریت مردم ایستاد.

 

عبدالله اسدی: در حاشیه تبریک سال نو چند نکته در مورد سالی که گذشت

Abe Asadi

سال نو را به مردم ایران و متقاضیان پناهندگی تبریک می‌گویم و امیدوارم سال ۹۳ سالی پر از شادی و موفقیت برای مردم ایران و پناهندگان ایرانی باشد. سال نو دیگری از راه رسید؛ سال گذشته سالی پر از تلاش برای رسیدن به شرایط و زندگی بهترو سالی برای نجات از یک زندگی سخت در ایران بود.

در سال ۹۲ همچنان سفره کارگران خالی بود،دست مزدهای آنها افزایش پیدا نکرد، حق تجمع و ایجاد تشکل و حق اعتصاب برای آنها همچنان ممنوع بود، حقوق‌های به تاخیر افتاده بسیاری از آنها پرداخت نشد و فرزندان کارگران و بسیاری از مردم زحمتکش بدلیل بی‌پولی و فشارهای اقتصادی برای ادامه تحصیل با سختی‌های زیادی مواجه شدند و یا از ادامه تحصیل بازماندند.اما مبارزه آنها برای ایجاد شرایطی بهتر و قانون کاریانسانی‌تری ادامه یافت. در سال گذشته کودکان کار و خیابان چشمگیر و تکاندهنده بود اما تلاش برای ایجاد جامعه‌ای انسانی که کودکان در آن کودکانه زندگی کنند و کودکانه بخورند و بپوشند و تمام دنیا را مال خود بدانند جریان داشت.

در همین یک سال گذشته جامعه زنان همچنان توسط دستگاههای قضائی و مزدوران حکومت اسلامی و لمپن اسلامی‌ها، بدلیل زن بودنشان و بدلیل طرز لباس پوشیدنشان،شادی کردنشان، عاشق شدنشان ودوست پسر گرفتنشان و انتخاب آزادانه خودشان مورد تبعیض و نابرابری و مورد بدرفتاری قرار گرفتند.اما در سال گذشته و در اعماق جامعه ایران و در دل شرایط موجود، تلاش و مبارزه و مقاومت زنان برای پایان دادن به وضعیت فوق به اشکال گوناگون ادامه یافت.

در سالی که گذشت دانشجویان و جوانان همچنان در شرایط سخت پلیسی و زیر سایه نحس گروههای حراستی و کمیته‌های انضباطی و دانشجویان پاسدار بسیجی، سال ۹۲ را به پایان رساندند ولی مبارزه آنها برای بوجود آوردن محیطی آزاد و غیرپلیسی و شرایطی بهتر برای ادامه تحصیل و بیان آزادانه خود در دانشگاهها در ابعاد بسیار وسیعی ادامه پیدا کرد.

در سال ۹۲ فقر و بیکاری در ابعاد بسیار غیر قابل تصوری گسترش پیدا کرد و زندگی میلیونها نفر از کارگران و مردم زحمتکش را تحت تاثیر قرار داد.خود مسئولین و کارشناسان و اقتصاددانان جمهوری اسلامی افزایش نرخ تورم را تا ۳۸ درصد براورد می‌کنند و این روند همچنان رو به افزایش است. در سال گذشته آلودگی هوا به یک معضلاساسی برای منابع طبیعی و محیط زیست در بخشهای زیادی از مناطق ایران تبدیل شد.تبعات ناشی از آلودگی هوا و خشک شدن دریاچه‌ها قبل از هرچیز تندرستی و سلامتی میلیونها انسان را بطور جدی بهمخاطره انداخته است.این آلودگی در ایران چنان ابعاد فاجعه باری به خود گرفته که تاکنون هزاران نفر در اثر مسمومیت و تنگی نفس و مشکلات ریوی،سرطان، ناراحتی‌های قلبی و کم خونی به بیمارستان‌ها مراجعه کرده‌اند.ستاد مرکزی معاینه فنی خودروهای تهران اعلام کرده بود که ایران سومین کشور از نظر آلودی هوا در جهان است.رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران نیز گفته است که هر ماه ۲۷۷ مرگ در سراسر کشور در اثر آلودگی هوا گزارش می‌‌شود.سازمان بهداشت جهانی نیز در تازه‌ترین گزارش خود از تبعات آلودی هوا به این نوع علائم از بیماری‌ها اشاره کرده است.

سال گذشته نیز سال بحران انرژی هسته‌ای و سال سرفرود آوردن جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا و غرب بود. سال شکسته شدن مقدسات ایدئولوژیک اسلامی و کوتاه آمدن در مقابل ”شیطان بزرگ”بود.این بحران علیرغم نشست‌ها و مذاکرات مختلفی که میان غرب و جمهوری اسلامی بر سر موضوع هسته‌ایداشته‌اندنه تنها هیچ گشایشی در جهت کاهش این بحران وزندگی بهتری برای مردم پیش نرفته است، اعتراض برخی از اصول گرایان حکومتی را نیز در پی داشته است و صفوفشان از هر دوره‌ایتیره‌تر و بهم ریخته‌تر شده استبطوری که تعدادی از آنها بابت این موضوع به هم تسلیت گفتند و یکی از روزنامه‌های وابسته به حکومت اسلامی صفحه اول خود را سیاه کرد و جام زهرشان را سرکشیدند.

رژیمی که خود دارای اخلاقیات عقب مانده و متهم به فساد مالی و اداری و دزدی و چپاول دسترنج مردم است، رژیمی که مبارزات مردم را سرکوب می‌کند،زندانیان سیاسی را به خاک و خون می‌کشد و از ترس شورش و انقلاب مردم خواب از سرشپریده است، نهمی‌تواند به فکر راه حلی برای کاهش آلودگی هوا باشد و نه جلوگیری از بین رفتن منابع طبیعی.نداشتن راه حل برای کاهش آلودگی هوا تنها از سر کمبود بودجه و اقتصاد ضعیف کشور نیست،جنبه فرهنگی هم دارد.رژیمی که هیچ ارزشی برای جان انسان قائل نباشد، که نیست، نمی‌تواندبه فکر کاهش آلودگی هوا و زیبائی و سالم سازی محیط زیست باشد و اساسا این کار از فرهنگ جمهوری اسلامی بر نمی‌‌آید.

درخواست‌هایپناهندگی ایرانیان در سال گذشته علیرغم سیاست‌های سختگیرانه غرب در زمینه صدور ویزا و ایجاد موانع مختلف در راه پذیرش پناهندگان گسترش بیشتری پیدا کرد.افزایش درخواست‌های پناهندگی ایرانیان محصول شرایطی است که بطور مختصر توضیح دادم. بسیاری از متقاضیان پناهندگی کسانی هستند که تحت حاکمیت چنین حکومتی جان به لبشان رسیده است.اینها نه رغبتی برای ادامه تحصیل در ایران دارند و نه اگرهم ادامه تحصیل می‌دادندمی‌توانستند شغل مناسبی پیدا کنند.برای همه چیز در ایران باید پارتی داشته باشید، باید رشوه بدهید، یا باید همرنگ و همکارشان شوید و دست همکاری به آنها بدهید. بسیاری از متقاضیان پناهندگی زنانی هستند که از قوانین ضد زن فرار کرده‌اند، زنانی که نخواسته‌اند بیشتر از این گرفتار دست قوانین و سنت‌هاو باورهای تبعیض آمیز و مردسالارشوند.دختران و پسران جوانی که از شادی و تفریح و از انتخاب آزادانه محروم هستند، کسانی که هیچ علاقه‌ای به زندگی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ندارند،کسانی هستند که بیکاراند و آینده روشنی برای ادامه زندگی در ایران ندارند و از آلودگی هوا تا آلودگی حکومت و سیستم قضائی به بی‌عدالتی و فساد اداری و اخلاقی و فرهنگی و همه و همه ناراضی هستند.در میان متقاضیان پناهندگی خانواده‌هایزیادی به چشم می‌خورندکه برای نجات فرزندان خود از کشیدنبه اعتیاد و گرفتاری‌های اجتماعی مجبور به ترک ایران و درخواست پناهندگی در خارج از مرزهای این کشور شده‌اند.پناهجویان ایرانی اگر بخواهند در کشورهای غربی و در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده پذیرفته شوند، باید در مصاحبه‌های خود با کارمندان دولت و در دادگاه‌های مهاجرتی مستدل حرف بزنند و بسیار قوی ظاهر شوند. در هر جای جهان که باشند نباید برای مقامات امور پناهندگی دست پهن کنند و گردن کج کنند تا به آنها حق پناهندگی بدهند.حق پناهندگی یک حق به‌رسمیت شناخته شده برای کسانی است که جان و زندگیشان در معرض خطر قرارمی‌گیرد.اما باید به طور فردی توضیح دهند چرا و چگونه جانشان در معرض خطر قرار گرفته است.کی و کجا؟ از طرف کدام نیرو؟ کدام گروه؟ و اینکه چگونه توانستید فرار کنید و خود را به اینجا برسانید؟ برای آمادگی و آگاهی و دانش و معلومات بیشتر در زمینه درخواست پناهندگی بهترین راه حل این است کهقبل از هر چیز با فدراسیون و با کارشناسان امور پناهندگی تماس بگیرید. ******