بایگانی دسته: مقالات

ضرورت اتحاد و همبستگی برای در هم شکستن صفوف جمهوری اسلامی

حسین زارع

ادامه اعتراضات و اعتصابات سراسری مردم در ایران و هم صدایی و اعلام همبستگی درخارج از کشور با مبارزات مردم درایران بیش از گذشته حس میشود، امروز روز آن است اقشار مختلف جامعه اعم از کارگر، دانشجو معلم، بازنشستگان، زنان، جوانان،کشاورزان و مالباختگان و پرستاران و…. در هماهنگی با هم با طرح خواسته ها و مطالبلت خود به میدان بیاییم و اعلام کنیم این زندگی شایسته ما نیست.

ادامه خواندن ضرورت اتحاد و همبستگی برای در هم شکستن صفوف جمهوری اسلامی

تضییع حقوق کارگر

حسین زارع

نیروهای انسانی هر کشور با ارزشترین و سودمندترین منابع آن کشور محسوب میشوند، در توضیح ارزشمند بودن منابع انسانی میتوان بیان کرد که نیروی انسانی حتی از ارز و طلا با ارزش تر است چرا که وظیفه ی تولید وکسب ثروت از طریق نیروی انسانی میسر است و به نوعی نیروهای انسانی چرخ های اقتصاد یک کشور را به حرکت در می آورند، برای به حرکت در آوردن چرخهای اقتصاد و صنعت یک کشور باید نیروی کار را تکریم و تعزیز نموده و در تعامل با نیروی کار امنیت شغلی، پرداخت به موقع حقوق و سنوات و اجرای صحیح قانون مدون کار را مد نظرقرار داد و صد البته ایجاد بستر آرام روحی و روانی برای نیروی کار و عدم منع کارگران برای تشکیل سندیکای کارگری از حقوق ابتدایی نیروهای کار به شمار می آید، اما رژیم جمهوری اسلامی نه تنها از پرداخت به موقع حقوق کارگران امتناع میکند بلکه با ایجاد سندیکای کارگری  مخالفت کرده و حتی در برابر طرح ایجاد سندیکای کارگری هم موضع گیری میکند، و در برابر خواست جمعی کارگران مبنی بر پرداخت حقوق های معوقه کارگران که بعضا به سه سال پیش میرسد نه تنها پاسخگو نبوده بلکه به جنگ با آنها رفته است و بجای پرداخت حقوق و مسالمت با ایشان و گوش سپردن به خواسته هایشان آنها را سرکوب کرده و نمایندگان آنهارا بازداشت و شکنجه فیزیکی و روحی و روانی میکند که در مورد اسماعیل بخشی و سپیده قلیان دوتن از نمایندگان کارگران هفت تپه که شرح چگونگی شکنجه های رژیم جمهوری اسلامی را رسانه ای کردند این امر مشهود است، اما رژیم به شکنجه ها و آزار و اذیت ایشان بسنده نکرده و مجددا به علت رسانه ای کردن اعمال خبیثانه ی وزارت اطلاعات و دستگاه قضا توسط اسماعیل بخشی و سپیده قلیان هر دوی آنها را علی رغم مقاومت های خانواده آنها دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده است. براستی آیا این است نحوه ی تعامل با مهمترین و ارزنده ترین منابع یک کشور؟*

 

بی تدبیری مسؤلان دانشگاه

سحر باباسلجی
اتفاقات خفیف‌تر در سالیان گذشته، مسئولان را هوشیار نکرد. مشکل اتوبوس‌های فرسوده دانشگاه علوم و تحقیقات و نداشتن ایمنی لازم مسئله جدیدی در این واحد دانشگاهی نیست. براساس گزارش‌های دریافت شده، مدت زیادی است که این موضوع به مسئولان دانشگاه تذکر داده شده و حتی اتفاقات خفیف‌تری در سالیان گذشته و حتی روزهای گذشته افتاده بود که متاسفانه با بی‌توجهی کامل مسئولان، اوضاع تغییری نکرد. با توجه به اتفاق اخیرو تصادف اتوبوس دانشگاه علوم تحقیقات تهران متأسفانه شماری از دانشجویان دراین حادثه کشته وزخمی شدند. مشابه چنین حوادثی درسالیان گذشته در ایران اتفاق افتاده است، که همگی نشان از بی کفایتی و بی تدبیری مسئولان مربوطه دارد. تا فشار افکار عمومی و رسانه‌ها نباشد، برخی مسئولان به فکر تغییر رویه نیستند.

افزایش ایمنی مسیر و نوسازی اتوبوس‌ها نه هزینه آنچنانی برای دانشگاه داشته و نه زمان زیادی برای آن لازم بوده ولی با بی‌توجهی تمام، شاهد مصیبت برای جامعه و داغدار شدن خانواده‌هایی بودیم که جوانان خود را با هزاران امید و آرزو به دانشگاه فرستاده بودند. به عقیده من، مسئولان نمی‌بایست از وظیفه نظارتی خود غافل شوند، آنها می‌توانستند با کمی تدبیر و حسن مدیریت به راحتی جلوی این فاجعه دردناک را بگیرند اما با بی‌توجهی، جامعه را داغدار کردند. چگونه است ازین قبیل اتفاقات برای هیچ کدام از آقا زاده ها وسایر سران رژیم تا بحال نیفتاده است؟ چراکه آنان در سایه دزدی های میلیاردی و نجومی و با مکیدن خون این ملت مظلوم و ستمدیده، روز بروز بر داراییهای خود افزوده و بالطبع از بهترین امکانات، اعم از آموزشی، تفریحی، وسایل ایاب وذهاب و….برخوردار بوده وهستند. در کمتر از یک ماه از حادثه آتش سوزی دریکی از مدارس دخترانه در زاهدان وکشته شدن مظلومانه ۴ نفر ازدختران دانش آموز، برگ سیاه دیگری از بی کفایتی وبی مسئولیتی مدیران این عرصه را به نمایش گذاردند. وحال حادثه واژگونی اتوبوس دانشگاه. در پایان امیدواریم که بار دیگر شاهد چنین حوادثی که نشان از بی تدبیری و بی توجهی مسؤلان وسران رژیم منحوس جمهوری بوده و هست نباشیم و مسببین داغدار شدن خانواده های این عزیزان از دست رفته، هر چه زودترسرنگون شوند.*

 

کودک آزاری

مریم خاتمی

طبق تعريف پذيرفته شده از سوي جامعه بين المللي هرگونه آسيب رساندن، اقدام، يا بي توجهي از طرف والدين يا نگهدارنده كودك كه سلامت جسم، روان، يا سعادت كودك را به خطر بيندازد كودك آزاري محسوب ميشود. حجاب اجباري دختران كه حتي پيش از سن رسمي تكليف يعني ٩ سالگي به او تحميل مي شود و به دليل احتمال بروز بيماري هاي پوستي و كاهش قدرت تحرك كودكان که به سلامت جسم و روان آنها آسيب مي رساند. همچنين حجاب كودكان مي تواند به اعتماد به نفس آنها آسيب برساند.كودكان خانواده های بهايي كه از كودكي با محدوديت و برچسب خوردن مواجه هستند نمونه ديگری از آزار سيستماتيك جمهوري اسلامي محسوب ميشوند. از جمله موارد ديگر ميتوان به شرايط كودكان افغانستاني در ايران اشاره كرد كه به دليل مهاجر بودن تا آخر عمر از گرفتن شناسنامه و داشتن هويت براي استفاده از حق تحصيل و ساير مزاياي زندگي عادي محروم هستند كه نمونه ديگری از كودك آزاري است. برخورد حاكميت ايران با كودكان كار، از ناديده گرفتن معضل تا دستگيري كودكان در خيابان ها از جمله نقض حقوق كودك محسوب ميشود. با اين وجود جمهوري اسلامي معضل اجتماعي كودك آزاري را نفي ميكند و يا آن را كم اهميت جلوه مي دهد و تا كنون قانون حمايت از حقوق كودكان تصويب نشده است. در حالي كه در اسفند ماه سال گذشته ١٦ هزار مورد كودك آزاري گزارش شده است معاون فرهنگي قوه قضاييه اعلام كرد كه كودك آزاري شايعي در ايران نداريم. به نظر ميرسد آنچه مقامات جمهوري اسلامي را نگران مي كند نه آمار كودك آزاري بلكه خبرهايي است كه از اتفاقات دردناك آزار كودك منتشر ميشود و نمايي متفاوت از آنچه انتظار دارد از جامعه ايران به نمايش مي گذارد. براي كاهش اين معضل جدي راه حل اساسي تغيير بنيادي فرهنگ جامعه و در رابطه با كودكان تغيير سيستم آموزشي از كودكستان و مدارس و دانشگاه هاست. حقوق كودك بايد به او شناسانده شود و قوانين طوري تنظيم شود كه هيچكس به ويژه دولت نتواند آن را زير پا بگذارد. اما در جامعه اي كه حكومت در روز روشن در معابر عمومي مقابل هزاران مرد و زن انسانها را دار ميزند، حكومتي كه زندانيان سياسي و غير سياسي را دسته دسته اعدام ميكند، در زندان ها به زنان و دختران تجاوز ميكند، در انظار عمومي شلاق زده ميشود، فقر و بي كاري بيداد ميكند و غيره ميتوان انتظار حمايت حقوق كودك را داشت؟ خبرهاي تكان دهنده كودك آزاري در مدارس پشت سرهم شنيده ميشود ولي هيچ گونه تدبيري انديشيده نميشود و يا مسببان آنها به دليل ارتباط نزديك با سياستمداران فاسد رژيم بخشيده ميشود و امثال سعيد طوسي ها به راحتي در جامعه رشد ميكنند. به راستي راه حل اساسي به جز برچيدگي نظام فاسد و خودكامه جمهوري اسلامي ايران چه ميتواند باشد؟*

 

به مناسبت روز جهانى زن

روز جهاني زن بزرگداشتي است كه هرساله در روز ٨ مارس برابر با ١٨ اسفند برگزار ميشود و نقطه كانوني در جنبش حقوق زنان است و همچنين روز مبارزه سياسي و اجتماعي عليه تبعيض ميباشد. عليرغم نزديك به صد سال مبارزه پيگير براي برقراري حقوق مساوي براي زنان در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، حقوقي و غيره هنوز تبعيض عليه زنان در تمام زمينه ها در تمام كشورهاي جهان وجود دارد. اما در كشور ايران اين تبعيض ها به شكل گسترده تري بر زنان سرزمينم نمايان است.٨  مارس امسال چهل سال از روزي كه خميني و دولت تازه به قدرت رسيده اش براي استقرار رژيم زن ستيز جمهوري اسلامي با اجباري كردن حجاب، فرمان جنگ عليه زنان را صادر كرد، ميگذرد. هزاران هزار زن، دانشجو، پرستار، معلم … ٨ مارس روز جهاني زن در سال ٥٧ به خيابان ها ريختند و عليه اين جنگ ارتجاعي براي به اسارت كشيدن بدن زنان و بازگرداندنشان به گذشته شورش كردند. امسال ٨ مارس چهلمين جنبش اين شورش و طغيان است. زير پا گذاشتن حقوق زنان جزئي از هويت و موجوديت رژيم جمهوري اسلامي است و علت آن ريشه در ديد قرون وسطايي رژيم نسبت به زنان دارد. از روزي كه رژيم جمهوري اسلامي به حاكميت رسيد بلافاصله سركوب زنان را در سطوح مختلف جامعه آغاز كرد. بايد توجه داشت كه عمده مسائل زنان در ايران ناشي از حكومت مذهبي حاكم است بنابراين تنها راهي كه زنان ايران مي توانند به حقوق واقعي خود برسند از طريق سرنگوني حكومت جمهوري اسلامي است. بر كسي پوشيده نيست كه اين رژيم در طي چهل سال اخير با زنده كردن سنت ها و اعمال وحشيانه چگونه زنان را مورد تحقير و توهين قرار داده و چگونه آنها را مجبور كرده تا به اصطلاح حجاب اسلامي به سركنند و خود را در كيسه هاي بي قواره بپوشانند. چگونه به نام قوانين و مجازات اسلامي وحشيانه ترين و متحجرترين روش هاي سركوب عليه زنان را به كار گرفته است. شكي نيست كه زنان ايراني براي گسستن تك تك زنجيرهائي كه بر دست و پاي آنان بسته شده مجبور به مبارزه هستند و حال كه رژيم نفس هاي آخر را ميكشد و در گرداب ناتواني از حل بحران هايش دست و پا ميزند به ميدان مي آييم و با شعار نه به حجاب اجباري، نه به آپارتايد جنسي و مرگ بر حكومت جمهوري اسلامي وحشت اين نظام فاسد را از كابوس سرنگوني به واقعيتي ملموس و روشنتر از هميشه تبديل ميكنم.
زنده باد ٨ مارس*

 

مصائب زنان

مهین حاج رضایی

باوجودکسب آزادیهای اجتماعی دراکثر کشورها، هنوز زنان بسیاری تحت فشار قوانین نوشته و نانوشته درخیلی از جوامع هستند. این موارد درکشورهای شرق اروپا و آسیای دور و کشورهای اسلامی به وضوح دیده میشود. درموارد زیادی زنان توسط گروههای مافیایی ربوده شده وبرای استفاده های جنسی مورد بهره برداری قرار میگیرند. این موضوع درایران نمیتواند بدون کنترل ارگانهای اطلاعاتی کشور صورت بگیرد وخود این ارگانها یکی از ارکان مافیای تجارت زنان هستند. دختران وزنان جوان با تطمیع کسب شغل مناسب و درآمد خوب برای کاردر کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه وگاها کشورهای اروپایی ازطریق شرکتهای تقلبی به آن کشورها برده میشوند. پس ازگرفتن پاسپورتشان مجبور به کار در عشرتکده ها میگردند و در صورت عدم قبول بعضا با تزریق اجباری معتاد شده و دیگر راهی برای بازگشت نخواهند داشت. البته درجمهوری اسلامی این مورد خیلی جدید هم نیست، بخاطردارم درسال۷۹ شمسی درپی آگهی شرکتی خصوصی برای استخدام پرستار موقت مراجعه کردم و با ملاحظه شرایط آنان از زن بودن و مورد سوء استفاده واقع شدن امثال خود تنفرعجیبی وجودم را فرا گرفت. ۱- سن حدود سی سال ۲- مجرد ترجیحا مطلقه ۳- تعهد مخفی ماندن موضوع سفر ۴- قبول انجام صیغه موقت با بیمار در طول مدت سفر. پس ازکند وکاو بسیار پی بردم که گروهی از سپاهیان پاسدارکه بعد از مدت جنگ بیماریهای خاص جسمی و روانی داشتند برای ادامه مداوای پزشکی وتقویت روحیه به خارج از کشور اعزام میشدند و برای پرستاری از آنان درطول سفر نیاز به پرستار زن با شرایط ویژه بود. این سوء استفاده اززنان به شیوه های گوناگون هنوز صورت میگیرد.گروهی را با تطمیع در سر راه مخالفان سیاسی خود قرارمیدهند تا با تهیه فیلم و عکس برای تخریب سیاسی آنان و تهدیدشان به دست برداشتن از مواضع خود وادار کنند. ازبسیاری از مشاغل مانند عکاسان و فیلمبرداران برای جاسوسی از دیگران استفاده میکنند و در صورت عدم همکاری برای خود آنها پرونده سازی میکنند. دو مورد از سوء استفاده های جنسی درشبکه های اجتماعی گسترش زیادی داشت. اولی درسال گذشته پس از خودکشی دخترجوانی که کارمند یک هتل بود و در محل کارخود مورد تجاوز یک مامور امنیتی قرارگرفته بود که اعتراض عمومی مردم وآتش زدن هتل مربوطه را در پی داشت و بدون پیگیری قضائی به فراموشی سپرده شد. مورد بعد نیز حدود دو ماه قبل زن جوانی با وعده ازدواج و کارتوسط نماینده شهرستان ملکان در مجلس جمهوری اسلامی مورد تجاوز قرارگرفته بود و پس از عدم تقبل مرد متجاوز دست به خودکشی زد و تمام ماجرا را در فایل صوتی قبل از خودکشی اعلام کرد. به امید سرنگونی حکومت ظلم و آزادی زنان میهنم از اسارت ملایان و آزادی تمام زنان درهمه جای جهان*

 

انقلاب زنانه

مهدی دهقانپور فراشاه

در تمام دوران حکومت اسلامی بعد از انقلاب 57 هرزمان که مساله دین وشرع مطرح بوده اولین نگاه متوجه زنان بوده است واجباربه پذیرش باورهای دینی و نگاه مردسالارانه زنان رامجبوربه پوشش های درشرایط بد آب و هوایی ومکانی کرده است.

حجاب نه تنها موجب رشد زنان درجامعه نشده، برعکس بر آزادی حضور آنان درجامعه تاثیر گذاشته و عاملی برای طرد شدن آنها از جامعه و نابرابری حقوق زن و مرد، قوانین تبعیض آمیز، جداسازی های جنسیتی، امکانات نابرابر در آموزش، اشتغال، ورزش وامور فرهنگی شده است.

در واقع حجاب زنان موجب کنترل آنها و جلوگیری از حضور برابر آنها در اجتماع شده و در تمام طول این دوران آنها را وارد جنگی نابرابر و درگیر با سیاستهای زورگویانه و ظالمانه کرده، که از جمله آن میتوان به  پوشش زنان در میادین ورزشی، عدم حضور زنان در ورزشگاه ها، گشت ارشاد وغیره اشاره کرد .

در واقع حجاب نه تنهاکمکی به زنان نکرده بلکه تنها برای استفاده ابزاری حکومت ایران اززنان برای حفظ قوانین اسلام بوده است.

اما با وجود تمام عوامل بازدارنده و برخورد شدید با فعالان زنان و محدودیتهای اجتماعی، ابتکار و نوآوری زنان ایران، شجاعت و استقامت شان در مقابل خشونت و سرکوب، قابل ستایش است و اکنون به دلیل ارتباط قشر وسیعی اززنان به خصوص نسل جوان با دنیای مجازی و شناخت صورتهای مبارزاتی زنان در تاریخ و ارتباطات بین المللی، ماهیت فعالیتهای آنها را متفاوت تر کرده و در اینجا میتوان به حرکت شجاعانه دختران انقلاب اشاره داشت که حتی با دستگیری آنها و عوامل بازدارنده نه تنها صدای فریاد زنان را به گوش جهانیان رساند بلکه این موضوع به دغدغه ای برای حاکمان جمهوری اسلامی تبدیل شد و با نسبت دادن آن به عوامل خارجی قصد به انحراف کشیدن آن را داشتند.

اما انکار و نسبت دادن آن به عوامل خارجی نمیتواند نشان از اگاه نبودن رژیم از تغییرات اجتماعی شکل گرفته در جامعه وشکل گیری صورتهای جدید مبارزاتی زنان باشد بلکه تنها هدف از انکار این جریان قدرتمند، سرکوب شدیدتر آن است .

برخورد امنیتی با مسائل زنان اولین بار نیست که اتفاق می افتد و این تنهاراهی است که میتوان حرکت های مدنی زنان رادرقبال برابری خواهی و آزادی سرکوب کرد و صورتهای اسلام را حفظ کرد.

حجاب اجباری در ایران مغایر با آزادی های فردی زنان در جامعه و نقض حقوق اولیه آنان است و کمکی که به امنیت زنان نکرده، بلکه بیشتر باعث شده تا جامعه نگاهی ابزاری و جنسی حول تن زنان داشته باشد و تنها اجرای قانون حجاب و پوشش زنان برای رسیدن به اهداف سیاسی است.

در اینجا به سخن یکی از زنان آزاداندیش (سیمون دوبوار) برمیخوریم که میگوید:

سرکوب یک جامعه تنها از راه زنان ممکن است، چراکه زنان آزاد قادرند فرزندان آزاد و رها تربیت کنند.

و این نیز دلیلی است که رهبران سیاسی ایران با تبدیل کردن مسئله حجاب و فعالیت های زنان به یک امرسیاسی و امنیتی و سرکوب فعالان آن تنها قصد سرکوب جامعه را دارند.

 

کولبران

مسعود یوسفی

فقط در چند ماه گذشته دهها کولبر با گلوله مستقیم نیروهای مرزی و مزدور جمهوری جنایتکار اسلامی ایران کشته شده اند و خانواده هایشان بی سرپرست و پدر و مادرانی که فرزندانشان را فقط به دلیل بدست آوردن لقمه ای نان و تلاش برای تامین مایحتاج‌ روزمره  زندگی از دست می دهند و عملا خانواده ها بی نان آور می شوند و این روند همچنان ادامه دارد .

بسیاری از کولبران در چند سال گذشته با مین های جا مانده از جنگ گشته شده اند ویا دست وپایشان را از دست می‌دهند و ‌بسیاری از آنان از صخره های صعب العبور سقوط کرده و یا در سرمای‌ زمستان‌ زیر بارها‌یشان یخ زده اند.

حتی تصور چنین زندگی سخت و دردناکی در این دوران از تمدن بشریت سوالات بیشماری را برای انسان ایجاد می کند اما با وجود دیکتاتورهایی مانند خامنه ای جلاد و جمهوری اسلامی وضع مردم از این بهتر نخواهد شد .

جدای از بخش اندکی از کولبران،‌ عمده آنها افرادی هستند که دارای مدارک تحصیلی بالا و یا از ورزشکاران و نخبه های ادبی و فرهنگی هنری هستند که در سیستم فاسد جمهوری اسلامی جایی ندارند و برای گذران زندگی مجبور به کولبری هستند.

کولبران را با مقاطع سنی مختلف از پیرمردهای هفتاد ساله گرفته تا جوانان کم سن و سال و حتی در برخی موارد زنان و دختران بی سر پرست و بی نان آور را تشکیل می دهند  که با گذران سخت و درد ناک‌ معیشت و زندگی چاره ای جز کولبری ندارند.

اما ماموران حکومتی با پستی و رذالت همیشگی و با زالو صفتی این کولبران بی نوا را به اشکال  مختلف سر کیسه کرده و در برخی موارد با تهدید آنها را مجبور به پرداخت بخشی از این دستمزد نا چیز می کنند که با جان کندن بدست می آورند و عده ای که توان پرداخت را ندارند، یا خود آماج گلوله های آنها می شوند ویا حیوان‌های زبان بسته شان را به رگبار می بندند.

از نظر جمهوری اسلامی ایران کولبران اخلال گران اقتصادی هستند اما از نظر کولبران این کار تنها راه امرار معاش آنها و خانواده ها یشان است.

عمده وسایلی که کولبران جابجا می کنند از لوازم اتومبیل گرفته تا پارچه و پوشاک بچه و یا مشروبات الکلی و سیگار می باشد. ایران در برخی از نقاط بازارچه مرزی یا پیله وری باز کرده است که بسیاری از تاجران که امکانات مالی خوبی دارند آنجا دارای مغازه هستند و با کردستان عراق معامله می کنند و یا افرادی از سپاه پاسداران هستند که آنجا نیز به شکلی دیگر مردم را استثمار می کنند و اندک گروهی از کولبران هستند که مجوز حمل کالا دارند و در ماه چند بار بیشتر نمی توانند کالا جابجا کنند. به همین دلیل اکثر کولبران از راه قاچاق به ایران باز می گردند که با اتفاقاتی که پیشتر توضیح دادم مواجه می شوند .

حکومت با ایجاد این همه مشکلات به اضافه اینکه معابر مرزی را بسته ‌همچنین با افزایش تعرفه های گمرکی کولبران را در وضعیت دشوارتری قرار می دهد که در ماه های گذشته با پیامدهایی مانند اعتراض مغازه داران و معتر ضان در برخی شهرها دست به اقدام نمادین پهن کردن سفره خالی در کوچه ها و خیابان‌ها زدند و همزمان مغازه داران و کسبه تعدادی از شهرهای استان کردستان از جمله پیرانشهر، سردشت، سقز، مریوان و سنندج در برخی از روزها همراه با مغازه داران و کسبه بانه اعتصاب کردند .

باشد که تمام شهرهای ایران دست در دست هم با اعتصاب و اعتراض باعث فلج شدن حکومت اخوندی شده و این بیماران و جانیان را به پای میز محاکمه بکشانند تا از این بیشتر خامنه ای جلاد، مردم بی دفاع را آماج حملات وحشیانه خود و هم کیشانش قرار ندهد.*

کارگران

مسعود یوسفی

من هفت تپه ای هستم.

من اسماعیل بخشی هستم.

حکومت ننگین جمهوری اسلامی، چهل سال به مردم مظلوم ایران ظلم و ستم را تحمیل کرده، از زندان و شکنجه گرفته تا اعدام و کشتار مخالفان حکومت.

طی چهل سال حکومت نا مشروع این جانیان، روز به روز وضع معیشتی مردم بد و بدتر می‌شود. مخصوصا قشر ی که به هیچ عنوان راضی به همکاری با حکومت فاسد خامنه ای و وحوشش نشده اند. بالعکس حکومتی ها و هم کیشانشان در نهایت رفاه و آسایش و امنیت به سر می برند، فرزندانشان در کشورهای اروپایی و امریکا با سرمایه مردم ایران در ناز و نعمت،

سرگرم عیاشی و خوشگذرانی هستند. در حالی که بسیاری از خانواده ها توان خرید و گذران حداقل مایحتاج روزمره زندگی را ندارند و دردناکتر از همه حتی بسیاری از مردم که افرادی از خانواده هایشان مریض و یا دارای بیماری خاص هستند عزیزانشان را در اوج ناتوانی مالی و ‌نبود امکانات دارویی و پزشکی از دست میدهند و این شیرازه حکومت فاسد جمهوری اسلامی میباشد .اگر مختصر عنوان کنم، افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش ریال در ماه‌های اخیر، چشم‌انداز تامین معیشت و قدرت خرید مردم را با ترس از گرانی و تورم ناشی از بی ثباتی بازار همراه کرده است. چند ماه پس از خروج ایالات متحده از برجام و اعلام بازگشت تحریم‌های تجاری و مالی علیه ایران، بی ثباتی نرخ ارز و سکه در بازار همچنان ادامه دارد. با وجود تک نرخی شدن قیمت ارز توسط بانک مرکزی، نرخ دلار در بازار آزاد و بازار های زیرزمینی با رشدی ۱۰۰ درصدی به بالاترین نرخ رسیده و این روند همچنان ادامه دارد هر چند هر از گاهی با ترفند و دروغ پراکنی می خواهند اوضاع را کنترل کنند اما خوشبختانه حنایشان برای مردم رنگی ندارد.

برای درک بهتر تاثیر کاهش ارزش پول بر قدرت خرید کارگران و افراد کم درآمد ایران، قدرت خرید آنان را با یک کارگر در کشورهای اروپایی مقایسه کنید میبینید هر کدام در کشور خود و در کشور دیگری با این درآمد چه چیزهایی را می‌توانند بخرند، که مردم ایران حتی ناتوان از خریدهای روزانه و ‌مصرفی خود هستند.

کارگر ساختمانی در هر کدام از شهرهای ایران را تصور کنید که همسر و دو فرزند دارد. او روزمرد کار می‌کند و باید علاوه بر مخارج خانواده، هزینه رفت و آمد و غذای روزانه‌اش هنگام کار را نیز بپردازد که با این دستمزدها غیر ممکن میباشد و هیچ راهی جز اعتراض و اعتصاب و مبازه با حکومت فاسد باقی نمی ماند هر چند با تمام فشار و خفقانی که حکومت خامنه ای طی این سال‌ها به مردم وارد کرده، مردم از در خواست و مطالبات خود عقب نشینی نکرده اند و به هر نحوی که توانسته اند مخالفت خود را با این جانیان ابراز کرده اند، از جمله اعتراضات کارگری که هم اکنون سراسری شده و هر روز بیشتر و بیشتر میشود.

همزمان با روز جهانی کارگر در نخستین روز ماه مِه، تجمع شمار زیادی از کارگران ایران در برابر خانۀ کارگر و مجلس در اعتراض به عدم صدور مجوز راهپیمایی، به تشنج کشیده شده، مأموران لباس شخصی به تجمع کارگران در اکثر شهرهای ایران حمله ور شده اند. به عنوان مثال “سقز” که حمله نمودند و تعدادی از کارگران را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کرده‌اند. “محمود صالحی” فعال کارگری، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زخمی می‌شود “عثمان اسماعیلی” هم بازداشت می شود و در اکثر شهرهای ایران این روند ادامه داشته که اعتراضات و اعتصابات کارگران هفت تپه مثال بارز این وضعیت میباشد که با زندانی کردن اسماعیل بخشی و ضرب وشتم او ودیگر کارگران در صدد خفه کردن این اعتراضات هستند که همیشه ناکام مانده اند . این در حالیست که دولت حسن روحانی، حتی برای راهپیمایی‌های روز کارگر مجوزی صادر نکرده است. این چه منطقی است که به کارگران در روز خودشان، مجوزی برای راهپیمایی و بیان خواسته‌ها و مطالباتشان را نمی دهند؟ تنها دلیلش ترس از هبستگی مردم برای به زیر کشیدن نظام است.

مطالبات اصلی کارگران و تجمع کنندگان، افزایش دستمزد عادلانه، تأمین امنیت شغلی و رفع قراردادهای موقت است. آنها خواستار رسیدگی مسئولان و نمایندگان مجلس به مطالبات قانونی خود هستندکه این نظام فاسد، ناتوان از برآورده کردن آن است.

مردم ایران خواهان تغییر حکومت و سرنگونی رژیم حاکم بر ایران هستند و در تمامی تظاهرات و اعتراضات خود نسبت به ادامه این حکومت اعتراض خود را رسانده و می‌رسانند. قیام مردم ایران که پیشتر شروع شده همچنان ادامه دارد و قطعا تا تغییر حکومت در ایران ادامه پیدا خواهد کرد. طی این دوران چه افراد زیادی جان خود را تقدیم این مسیر کرده اند تا خامنه ای دیکتاتور را به زیر بکشند و خواهیم کشید.*

زنده باد آزادی

زنده باد زندگی