در حواشی اخبار مربوط به جنایات داعش، شایع شد که داعش تصمیم بر تحریف قرآن و تغییر برخی از آیات آن دارد. آیا بهواقع نیروهایی مانند داعش نیاز به تحریف قرآن دارند؟ یا آنان که این شایعه را پرداختهاند؟ باکمی مطالعه در تاریخ اسلام و در کنار هم قرار دادن وقایع تاریخی صدر اسلام و جنایات داعش، پی خواهیم برد که داعش نهتنها قرآن و اسلام و سنت محمد را تحریف نکرده، بلکه موبهمو و قدمبهقدم همان قوانین ۱۴۰۰ سال پیش را در قرن بیستویک به اجرا درآورده است. از حمله و یورش به مناطق غیرمسلمان عراق گرفته تا به حراج گذاشتن زنان و تجاوز به آنها. فجایعی که در شهرهای سنجار و کوبانی افتاد و در پی آن حراج ۷۰۰ زن، به قیمت ۱۵۰ دلار، همه نشاندهنده اجرای قوانین ناب اسلامی است. غنیمتهای جنگی برای جهاد درراه اسلام. در صدر اسلام و در لشکرکشیهای سربازان محمد، زنان بهترین غنیمتهای جنگی بشمار میرفتند و اکنون نیز به همان شکل است، بدون کوچکترین تغییر یا به قول آقایان، تحریف؛ اما نکته اینجاست که عنوان کردن این شایعه به چه دلیل بوده است؟ جمهوری اسلامی با ساختن این شایعه تنها هدفش پیشبرد سیاستهای مزورانه خود است. سیاستهایی که منافع بسیار زیادی برای جمهوری اسلامی دارد. این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی در پی نشان دادن چهرهای خلاف واقعیت از اسلام است. میخواهند ثابت کنند که داعش برای اسلام و قرآن اهمیتی قائل نیست و صرفاً از آنها استفاده ابزاری میکند. باوجوداینکه خود در تمام جنایات دست دارد و هرروز و هر دقیقه در حال انجام جنایت است اما ازآنجاییکه شفافیت در اجرای احکام اسلامی به نفع منافعش نیست، در فیلمهای تلویزیونی و رسانههای داخلی طوری اسلام را جلوه میدهد و تبلیغ میکند که گویی مذهبی سرشار از لطف و رحمت بیدریغ است. چرا؟ ریشه امر در مناسبات سیاسی و بینالمللی نهفته است. این جمهوری اسلامی است که برای دادوستد و دست یافتن به قدرت هرچه بیشتر، نیاز به تحریف قرآن دارد. نمونه بارز آن اصلاحطلبان هستند که برای راه یافتن به سازمان ملل و اثبات عدم تناقض اسلام با حقوق بشر مجبور بهظاهر سازی و پنهان کردن واقعیت اسلام هستند و وقتی نیرویی چون داعش با اجرای دقیق موازین اسلام وارد عمل میشود، جمهوری اسلامی برای تبرئه کردن خود و حفظ منافع سیاسی مجبور به شایعهسازی برای حفظ پاکدامنی اسلام میشود و وارد عمل میگردد. چراکه وقتی جهانیان جنایات نیروهای داعش را میبینند و اسلام را بهراستی میشناسند و چهره واقعیاش را میبینند، باکمی تأمل انگشت اتهام را بهسوی تمامی دولتهای اسلامی ازجمله جمهوری اسلامی میگیرند و اینجاست که منافع و مراودات بینالمللی جمهوری اسلامی به خطر میافتد و با ساختن یک چنین شایعه آغشته به طنزی از خود دفاع میکند. ما بهعنوان انسانهایی آگاه میدانیم که جنایات جمهوری ننگین اسلامی چندان تفاوتی با جنایات داعش ندارد و جمهوری اسلامی با مخالفان تحت حاکمیت خود همان رفتاری را دارد که داعش با مردم عراق و سوریه و تنها تفاوت میان آنها شکل جنایت است. جمهوری اسلامی با لبخند و پردهپوشی و داعش با زهرخند و پردهدری.
بایگانی دسته: مقالات
حسین خزاعی : زایمان در توالت و سیاست افزایش جمعیت
زن جوانی از اهالی منطقهٔ سرکوه هومیان در ۵۰ کیلومتری شهرستان کوهدشت به دلیل امتناع مسئولان بیمارستان از پذیرش او برای زایمان، فرزند خود را در توالت بیمارستان به دنیا آورد. به گزارش “خبر آنلاین” بیمارستان این زن جوان را که نامش پروانه است، به دلیل نبود پزشک پذیرش نکرده و گفته تا خرمآباد بروند؛ اما پروانه که از درد زایمان به خود میپیچیده بهتنهایی به توالت بیمارستان که حتی چراغ هم نداشته میرود و کودکش را زیر نور موبایل به کمک جاریاش به دنیا میآورد. نوزاد بعد تولد به کاسهٔ توالت فرومیافتد و با زحمت او را از کاسه بیرون میآوردند؛ نوزاد دختری که سالم است و اسم شیدا را برای او انتخاب کردند.
در پیشرفتهترین و مدرنترین کشورهای جهان که بهداشت و درمان عمومی بهطور رایگان انجام میشود سیاستهای کنترل جمعیت سالهاست که با جدیت تمام دنبال میشود. در مقابل اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی مدتی است که تبلیغات گستردهای را برای افزایش جمعیت شاهد هستیم. سیری کهموج اول آن را در دهه شصت و همزمان با جنگ ایران و عراق شاهد بودیم. در آن زمان نیز خمینی با توجیه امکان ادامهدار شدن جنگ و نیاز به ارتش بیستمیلیونی مردم را تشویق به فرزند آوری بیشتر کرد. سیاستی که تبعات آن را تا سالها و حتی در حال حاضر نیز شاهد هستیم. نسل متولدین دهه شصت که در تحصیل و ورود به دانشگاه و بازار کار با مشکلات عدیدهای دستبهگریبان بوده و هستند و جامعه نتوانسته پاسخگوی نیاز این نسل باشد؛ اما در سالهای اخیر سیاست افزایش جمعیت باهدف خانهنشین کردن زنان و منزوی کردن آنها از فعالیتهای اجتماعی و تبدیل آنها به مادران خانهدار دنبال شده است و البته بههیچوجه در این راه موفقیتی حاصل نکردهاند. از طرف دیگر سیستم معیوب و عقبمانده بهداشت و درمان ایران حتی توانایی انجام زایمان و مراقبتهای پیش و پسازآن را برای همین جمعیت فعلی هم ندارد. زایمان زنان یکی از قدیمیترین و اولین فعالیتهای بشر از آغاز تاریخ بوده است که آن را با کمترین امکانات و تحت هر شرایطی انجام میدادهاند. در ایران امروز اما حتی از به دنیا آوردن کودکان در بیمارستان عاجز هستند. کاری که در تمام دنیا از ۹ ماه قبل وقت و ساعت آن را هم مشخص میکنند. تصور به دنیا آمدن یک کودک در توالت بیمارستان برای هر انسان قرن بیست و یکمی مشکل است؛ اما در کشوری که اساساً جان انسان از همان ابتدا اهمیتی ندارد امری طبیعی است. در کشوری که هرروز دهها انسان را جلوی چشم جامعه طی مراسمی حلقآویز میکنند جان انسانها کمترین اهمیت و ارزشی نمیتواند داشته باشد، چه رسد به جان یک نوزاد تازه متولدشده. این خبر بهتمامی نشاندهنده عمق بیارزشی جان و هرمت بشر در آن جامعه است. مسئولین رژیم بهتر است بهجای در بوق کردن شعارهای افزایش جمعیت، فکری به حال انسانهای همین حالا بکنند و وضعیت بهداشت و درمان را بهبود بخشند تا بیش از این شاهد چنین فجایعی نباشیم. بهراستی در جامعهای که کودک در بدو تولد در کاسه توالت به دنیا میآید، چه آیندهای برای آن کودک و سایر کودکان میتوان متصور بود؟
حسین خزاعی
پیام پرهیزکار : کارگر، سندیکا ندارد، نان ندارد، جان ندارد…
مرد دستفروشی که سفره میفروخت ۲۸ دیماه ۹۲ جان خود را در ایستگاه متروی گلبرگ تهران از دست داد. درست در روزی که بهطور مداوم از بلندگوهای مترو طرح جمعآوری دستفروشان که قرار بوده از ۲۸ دیماه توسط مأموران شهرداری و مترو به اجرا درآید تکرار میشد؛ اما این بار هم کارکنان و مسئولان مترو این فرد را شخصی عادی معرفی میکنند که فقط قصد خودکشی داشته است و پاسخگو نیستند. این در حالی است که تمامی ایستگاههای متروی تهران دارای دوربین مداربسته میباشند اما هیچ ارگان قضاییای به دنبال کنکاش در قتل این جوان نیست؛ اما وقتی خبرگزاریها با خانم دستفروشی که داخل واگن مشغول فروش گل سر بوده صحبت میکنند میگوید: مردی که شنبه کشته شد را میشناختم، حدود ۲۷ سال داشت، دستفروش بود و سفره میفروخت و مجهولالهویه نبود، مأمور دنبالش کرد و زمانی که داشت فرار میکرد تعادلش را از دست داد و زیر ریلهای قطار له شد. او تنها کسی نبود که مأموران مترو را عامل قتل آن جوان میدانست چراکه چندین نفر دیگر شاهد این ماجرا بودهاند. طرح جمعآوری دستفروشان از سوی شرکت بهرهبرداری مترو از آغاز آن همچنان مانند کشمکشی میان مأموران شهرداری و دستفروشان ادامه دارد. دستفروشی زنان پدیدهای بود که با حضور آنها در محیط نسبتاً امن مترو بیش از همیشه به چشم رژیم کثیف اسلامی آمد. محیط امن واگن بانوان مترو بدون شک برای زنانی که ناچار و ناگزیر بودند ساعتها در شهر به دستفروشی بپردازند با تمامی مشکلات، جای امنی محسوب میشد. باوجوداینکه بر اساس قانون کار همان رژیم فاسد “هرکسی حق دارد شغلی را که به آن تمایل دارد و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند” اما در تمامی ایام شاهد برخوردهای وحشیانه با دستفروشان ناچار به دستفروشی از سوی مأموران سیستم اسلامی بودهایم که تفسیر و تصویری جز داعش اسلامی را برای جامعه ایران تداعی نمیکند. در شانزدهم مرداد بار دیگر جامعه ایران شاهد قتل کارگر دستفروش دیگری بود. علی چراغی کارگر دستفروشی بود که به دست مأموران سد معبر شهرداری جمهوری اسلامی در تهرانپارس به قتل رسید. او در مقابل دیدگان فرزند چهاردهسالهاش مورد ضرب و شتم قرار گرفت و راهی بیمارستان شد و در آنجا جان باخت. این بار هم جانیان جمهوری اسلامی منکر قتل علی چراغی میشوند. علی چراغی و جوان مقتول در مترو و میلیونها انسان بیکار و بیگناه دیگر، کارگران و زحمتکشانی هستند که توان ایستادگی در مقابل فشارهای حکومت را ندارند، امید است که صدای اعتراض میلیونها بیکار به دنبال معاش زندگی و حقوحقوق انسانی باشیم.
مژگان نخعی : افکار پوسیده روحانیت و معضل زنان در ایران
جعفر شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز که اخیراً درباره حجاب خانمها و تفکیک جنسی اظهارنظر کرده، معتقد است که نمیشود به خاطر حرف چهارتا خانم، روحانیت و قانون، وظایفشان را فراموش کنند. همچنین وی گفته که دختران بدحجاب، پیرمرد ۹۰ ساله را هم تحریک میکنند. آیا واقعاً باید به زنی که حجاب را رعایت نمیکند شلاق زد؟ نظر جعفر شجونی این است: “بله این عین قانون است و ریشه در اسلام دارد ” و درنهایت شجونی میگوید که: ” دختری که باسنش را اینجور قلمبه کرده و این جوان ۱۸، ۱۷ ساله نگاه میکند، این تحریک نیست پس چیه؟”
واقعاً این بیماران جنسی فکر و ذکر دیگری ندارند؟ آیا سزاست که اینها تصمیمساز یک مملکت باشند؟ این چشمان بیتقوای خوک صفت مردسالار دوران جاهلیت است که از انسانیت بویی نبرده و (زنان) بلکه جهان را به آتش شهوت غریزه و قدرت خود میکشد.
طبق تعالیم اسلامی زنان چه در سرما چه در گرما باید بهجز صورت و دستها کاملاً پوشیده باشند و حق پوشیدن لباس بر اساس اقتضای طبیعت انسانی را ندارند. در دین اسلام زنان نصف مردان از حقوق ارثی برخوردار میشوند که به علت ظلم اجتماعیای که متوجه آنان میشود معمولاً این مقدار را نیز به دست نمیآورند و درصورتیکه از همسر خود ناراضی باشند فقط در صورت جنون و یا ناکارآمدی مرد میتوانند از او جدا شوند. در غیر این صورت حتی اگر از همسر خود متنفر باشند حق ندارند جدا شوند و باید تا آخر عمر اسارت خانگی زندانبان خود را تحمل کنند. پوشش آزاد و مناسب یکی از حقوق اولیه انسانهاست و باید محترم شمرده شود، اینکه به شما بگویند که چه بپوشید و چه نپوشید خود بزرگترین توهین بهحساب میاید. حالآنکه طبق قوانین اسلامی اگر زنی بیشتر ازآنچه که ذکرشده جای دیگری از بدن نظیر بازو و ساق پا یا حتی موی سر را نپوشاند جای او در جهنم است.
در ایران، حکومت اسلامی بهشدت به این حماقت تن درداده تا جایی که زنان حتی در فصل گرم سال و در دمای ۴۰ درجه ایران نیز حق ندارند لباس بازتر و آزادتر بپوشند و اگر چنین کنند توسط مأموران پلیس بازداشت میشوند، انگار که میخواهند مردم را بهزور به بهشت بفرستند. توجیه جامعه روحانیت و حکومت اسلامی این است که آزادی پوشش باعث ایجاد فساد میگردد و مردان را نسبت به زنان حریص میکند. این در حالی است که با جدایی زن و مرد از دورهٔ ابتدایی تا پایان دبیرستان خود باعث ایجاد عقده نسبت به جنس مخالف در مردان میشوند که آنهم از ثمرات قوانین اسلام است و این جداسازی به دانشگاه هم کشیده شده است چراکه در قوانین اسلامی دختران از سن ۹ سالگی بالغ محسوب میشوند و قوانین شرعی بر آنان حاکم است و حتی در مذهب وحشتناک تشیع بر طبق قوانین این مذهب که اکنون حاکم است همانطور که در رساله خمینی ذکرشده است مرد میتواند دختری را که هنوز به سن ۹ سالگی هم نرسیده است عقد نماید ولی تا رسیدن به سن ۹ سالگی حق ندارد با وی نزدیکی کند ولی میتواند با او بازی کند. آیا چنین افرادی بیماران جنسی و ذهنی نیستند؟ تصور کنید در چنین حکومتی چه بر سر زنان میاید.
مژگان نخعی
عبدالله اسدی : کدام یک اسلام واقعی است؟
وقتی صحبت از اسلام و آئین و مذهب میشود مثل همیشه تعدادی پیدا میشوند و میگویند: داعش اسلام واقعی نیست. میگویند جمهوری اسلامی هم اسلام واقعی نیست، طالبان هم نیست، القاعده هم اسلام نیست، حماس هم نیست، حزبالله هم نیست. آنچه در پاکستان و در عربستان سعودی بر طبق قانون و شرع اسلام بر زنان روا میشود هم اسلام واقعی نیست. معلوم نیست این اسلام “نازنین” و بسیار لطیف و طرفدارشادی و خوشبختی و سعادت بشر را کجا میشود پیدا کرد؟
اگر کسی از من بپرسد کدام یک از اینها اسلام راستین و پیرو محمد پیشوای مسلمانان است؟ با صراحت تمام میگویم داعش و خمینی و جمهوری اسلامی و بوکوحرام، حماس، حزبالله، القاعده و طالبان عین اسلام ناب محمدی هستند. کافی است در گوگل به فارسی بنویسی داعش تا ببینید در ابتدای قرن ۲۱ هنوز جامعه بشری با چه جنبش وحشیای روبرو است. رفتارشان، فرهنگشان، فتواهایشان، سرووضع و ریش و پشم و قساوت و بی رحمی شان و افتخارشان به سربریدن و قتلعام انسانهای دیگر به دلیل منتسب بودنشان به ایزدی و مسیحی و اسیران جنگی و غیره شبیه به همان رفتارهایی است که این جانیان بنام خلفای راشدین یعنی دوران عمر و ابوبکر و عثمان و علی که نمونه آرمانی و مشروع دولت و مرجع اسلامی بودند انجام میدادند. به نام کافر و بی دین با شمشیر اسلامشان کرورکرور سر میبریدند تا حاکمیت ننگین و زمامداری اسلامشان را به مردمان غیرمسلمان دوران خود تحمیل کنند. الآن پس از گذشت ۱۴۰۰ سال این جنبش جنون و خون اسلامی با همان فرهنگ و با همان رفتار، خلافت اسلامی اعلام کرده و در بخشهایی از جهان به ویژه در عراق و سوریه کلیه مناطق تحت تسلط خود را به خاک و خون کشیدهاند.
تصاویر کشتار و قتلعام های دسته جمعی به دست سربازان وحشی و ریش و پشم دار داعش و جریان خلافت اسلامی در عراق و در سوریه بار دیگر نشان میدهد که تاریخ شکلگیری اسلام و مراجع چهارگانه خلفای راشدین عیناً تکرار میشود و لشکر اسلام راستین مثل گرگهای درنده به جان مردم افتادهاند، زنان را مورد تجاوز قرار میدهند، مردان را سر میبرند و زنان آنها را به کنیزی میدهند، زنان آرایش کرده را با تبر لتوپارمیکنند، مدارس را به تعطیلی کشاندهاند، زندگی عادی مردم را مختل کردهاند. در پی هجوم وحشیان اسلامی دهها هزار نفر بدون هیچ امکاناتی آواره شدهاند و به کوههای منطقه پناه بردهاند و هرروز به دلیل گرسنگی و تشنگی و نبود امکانات درمانی بسیاری از آنها جان خود را از دست میدهند. مردان غیرمسلمان را دستگیرو ختنه میکنند و برای برپایی عدالت اسلامی دست به هر جنایتی می زنند.
گفته میشود بسیاری از این وحشیان اسلامی که در صف دولت خود گمارده اسلامی (داعش) در عراق و در سوریه به نسلکشیدستزدهاند کسانی هستند که سالهاست در کشورهای اروپایی زندگی میکنند و برای برپایی عدالت اسلامی از همه جا به عراق و سوریه رفتهاند. هجوم جنایتکارانه سربازان اسلام به مردم در سوریه و در عراق جهان را در تعجب و شوک فروبرده است. در همین روزها تخم وترکههای همین اسلامیها در مراکز بسیاری از شهرهای اروپایی با همان سرووضعی که همپالکیهایشان در عراق و سوریه زنان و کودکان و مردم بیدفاع را سر میبرند قدم به جلو گذاشتهاند تا برای جلوگیری از بیآبرویی بیشتر جنبش اسلام کثیفشان تبلیغ کنند و بازهم میگوینداینها اسلام واقعی نیستند. بالاخره نفهمیدیم آن اسلام واقعی کجاست و فرق آنها باهم چیست. زمانی بود گفتند خمینی را در ماه دیده اند و چنان تبلیغاتی در این مورد راه انداخته بودند به طوریکه دیدن خمینی در ماه را به باور بخشهایی از مردم تبدیل کرده بودند. تاریخ تمام ادیان و رهبران دینی همینطورشکل گرفته است و باوجودپیشرفتهای علمی و بالا رفتن دانش بشر هنوز پدیده مذهب به ویژه مذهب اسلام مانعی بزرگ درراه سعادت و خوشبختی بشر امروز است. مردم ایران هم تا انقلاب ۵۷حاکمیت اسلام سیاسی را تجربه نکرده بودند و هنوز ماهیت خمینی، این امام دسته چندم وکپک زده شیعیان و زهری که بعداً به انقلاب مردم ایران پاشید ندیده بودند و نمیشناختند. این هم هدیه غربیها به مردم ایران در دوران انقلاب ۵۷ بود.
سیاست آمریکا و کشورهای غربی در طول حداقل نیمقرن اخیر همینطور بوده و برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی و برقراری توازن دیپلماتیکشان و برای جلوگیری از رشد کمونیسم و انقلابات بنیادی در جامعه، عتیقهای مثل خمینی را پیدا کردند وسوار انقلاب مردم ایرانش کردند، طالبان و جنبش اسلام سیاسی را تقویت کردند، اجازه دادند تا گروههای اسلامی در قلب کشورهای غربی قانون شریعه پیاده کنند و با خیال راحت فرم سازمانی به خود بگیرند و ارتباطاتشان را در سراسر جهان گسترش دهند. حالا که گندش درآمده است حاضرند با جنایتکارانی مثل جمهوری اسلامی و دیگر گروههای قومی و مذهبی و نان به نرخ روز خور ائتلاف تشکیل دهند تا بار دیگر به منطقهای که بهواسطه سیاستهای ارتجاعی خودشان به این روز افتاده است راه پیدا کنند. به تاریخ جنبش اسلام سیاسی نگاه کنید چگونه به زندگی و سعادت بشر خون میپاشند. لازم نیست کسی برای اثبات درندهخویی جنبش اسلام سیاسی، به تاریخ هزار و چهارصد سال پیش آنها برگردد، به تاریخ جنبش اسلامی در همین سه دهه اخیر در خاورمیانه تا شمال آفریقا نگاه کنید تا ببینید اینها دست به چه خشونتهای هولناکی زدهاند و چگونه جامعه بشری را به عقب گرد کشاندهاند. قربانیان اصلی این خشونتها نیز همه مردمان عادی بودند که در حال کار و زندگی روزمره خود جان و زندگیشان از سوی اسلامیون به نابودی کشانده میشد. این جانیان کرورکرور با اسلحه و شمشیر و بمب و با نعره لا اله الا الله به جان و زندگی مردم هجوم میبردند.
در الجزایر اتباع خارجی را به رگبار میبستند و سر میبریدند، مدارس کودکان دبستانی را تخریب میکردند. دخترانی که از ازدواج اجباری امتناع میکردند به راحتی میکشتند. در ایران هم مدت ۳۵ سال است زنان را به جرم رابطه عاشقانه به سنگسار محکوم میکنند، دهها هزار تن از زندانیان سیاسی را به جوخههای اعدام سپردند، برای برقراری حکومت عدل علی انقلاب فرهنگی راه انداختند، از مدرسه و دانشگاه تا ادارات و بیمارستان و درمانگاه و وزارتخانههای مختلف هرکس که به نظرشان غیر اسلامی میامد، نماز نمیخواند و یا رژیم سابقی و مجاهد و کمونیست و آزادیخواه و مخالف به نظر می رسید گروه گروه تیرباران میکردند، از کار اخراج میکردند و یا بازداشت و به جوخه اعدام میسپردند. حجاب و روزه و نماز را اجباری کردند و همین جنایتی که داعش در عراق و سوریه انجام داد جمهوری اسلامی هم از مقطع ۳۰ خرداد ۶۰ به این سو انجام داد. برای همین است که میگویم اینها همه تخم وترکه هم دیگر هستند و برای اینکه ثابت کنند هرکدام از آنها به خدا نزدیکتر هستند به جنایت و وحشیگری بیشتری دست میزنند؛ بنابراین اگر کسانی هنوز بر این باور هستند که اینها اسلام واقعی نیستند من همفکرمیکنم اگر همه اینها را از اسلام واقعی حذف کنید هیچ نشانی از اسلام باقی نمیمانداگرنه باید بروید وجود اسلام دوره محمد را با اسلام امروز داعش و جمهوری اسلامی مقایسه کنید تا ببینیم میتوانید کوچکترین تفاوتی در ماهیت و رفتار وحشیانه آنها قائل باشید؟
۲۶اوت ۲۰۱۴
محمد علی نظری : خاورمیانه به کجا میرود
امروزه در جهان، تعادل قوا در چهارچوب معادلات سیاسی قرار میگیرد. همه مطلع هستند و میدانند که قبلاً جهان دوقطبی بود و به دو قسمت تقسیم میشد . بخشی را اتحاد جماهیر شوروی در برداشت و بخشی وسیعتر در قلمرو آمریکا بود. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا هوس کرد رهبری قدرت جهانی را در دست بگیرد که این مهم بهتنهایی میسر نبود بنابراین کشورهای اروپایی و همینها که ناتو را تشکیل میدهند را در تقسیم مجدد جهان شریک خود قرار داد و کوشیدند تا بخشهای بیشتری از جهان را در اختیار بگیرند. کشورهایی که در معادلات سیاسی نمیگنجیدند نه ازلحاظ نظامی و نه ازلحاظ مسائلی که امروزه جزو مشخصات کشورهای پیشرفته محسوب میشود؛ اما در این کشورها مذهب نقش اولیه را داشت و بهصورت خرافی نهادینهشده بود. در آمریکا و اروپا هم مذهب خرافی هست به همان سبک که در کشورهایی مثل ایران وجود دارد یعنی فرد معلولی را میآورند و کشیش وردی میخواند و آن آدم لرزهای میکند شفا مییابد؛ اما تفاوت مذهب در کشورهای پیشرفته در آنجاست که چون قانون حکمفرماست مذهب تحت کنترل است و از چارچوبی که قانون مشخص کرده است نمیتواند خارج شود؛ اما در کشورهایی مثل عراق، سوریه، افغانستان و ایران که هرکدام دارای ثروتهای زیرزمینی هستند ولی متأسفانه فاقد قانون، شکل حاکمیت مذهب متفاوت است. در اینگونه کشورها تا دلتان بخواهد قانونهای مندرآوردی مثل قانون ازدواج مرد با فرزندخوانده – که در هیچ جای دنیا چنین چیزی دیده نمیشود اما در ایران این مسئله قانونی شده است – وجود دارد. در کشوری که چنین حرکتهایی انجام میشود و بدتر از اینها کشتارها و قتلعامهایی که صورت میگیرد ازجمله حکم اعدام ۹ نفر دیگر که اخیراً به اجرا درآمد؛ اما متأسفانه میبینیم حواسها درجایی است که تبلیغات خارجی مطرح میکند مانند مسئله هجوم داعش به شهرهای عراق که اکنون به ۵۰ کیلومتری مرزهای ایران رسیدهاند. از طرفی عکسی از رهبر داعش در رسانهها منتشر میشود که درجایی نشسته است و با یک سناتور سرشناس آمریکایی در حال مذاکره است و از گوشه و کنار میشنویم که همین داعش در سوریه توسط آمریکا علیه بشار اسد مسلح شده و از طرف دیگر میبینیم وقتیکه آمریکا اعلام کرد مالکی باید برود بلافاصله علی خامنهای اظهار داشت که نوری المالکی دیگر جایی در عراق ندارد کدام مالکی؟ همانکه تا چند روز پیش حکومت اسلامی ازنخست وزیری او بهشدت حمایت میکرد. پس این بازیهای سیاسی است که به نظر آنها میتواند تعادل قوا را در جهان حفظ کند . بدین معنی که آمریکا اظهار میدارد من رهبرم و این چند کشور اروپایی نیز همپیمانهای من هستند بنابراین ما میتوانیم این کشورها را در اختیار داشته باشیم و بهعناوینمختلف از طریق دین اسلام و جنگهای داخلی با ایجاد اختلافهای مذهبی و سیاسی بین ملتهای بیخبر ثروتهای آنان را بین خودمان تقسیم کنیم. در این میان سؤال این است که آیا در این کشورها دینی بهجز دین اسلام وجود ندارد؟ آیا این مسیحیان نیستند که داعش به جانشان افتاده و دستهدسته آنان را آواره کوه بیابان کرده است؟ و از مدتی قبل فرار مسیحیان از کشور خودمان نیز آغاز نشده است ما تا کجا میتوانیم به این بازیها ادامه دهیم و از طرف دیگر این دوستیهای پشت پرده آمریکا و حکومت اسلامی، چگونه بود که در مقابل آنهمه کشتار داعش در سوریه، هم جمهوری اسلامی وهم آمریکا سکوت اختیار کردهاند؟ وقتی اینها را کنار هم میگذاریم میبینیم که معادلات سیاسی در جهان بههمریخته و این رویه نمیتواند ادامه پیدا کند . ملت ایران تا ابد نمیتواند شاهد و ناظر بنشیند و همینطور مأیوس نظارهگر باشد چون گرسنه است چون بیکار است بالاخره این مردم روزی به پا خواهند خواست. همانطور که مردم عراق از موقعیت وجود داعش استفاده کرده و توانستند مالکی را کنار بزنند و از سر راه بردارند مردم ایران هم میتوانند از این بازیهای رذیلانه سیاسی بهره گرفته خود را از یک فشار ۳۶ ساله، از یک تاریکی ۳۶ ساله بیرون بکشند و نظارهگر افق روشنی پیش روی خود باشند.
محمدعلی نظری
محسن ورقی : در موردعلاقه آقای روحانی به مردمفریبی و کتمان حقیقت
همین چند ماه پیش بود که شیخ حسن کلیدساز (روحانی دیپلمات) در اولین خطابه سال جدید به ایراد سخن پرداخت و گفت: “ساختمانی که در هشت سال گذشته خرابشده است، در چند ماه درست نمیشود.”، حال باید در پاسخ به ایشان گفت آقای روحانی این خرابه ای که شما رئیس جمهورش هستید ، نتیجه کار ۳۶ ساله شماهاست و نه ۸ سال که ۳۶ سال است این خانه از پایبست ویران است .
حال باید از دولتمردان جمهوری اسلامی و آقای روحانی پرسید، چرا شما روحانیون اینهمه به مردم دروغ میگویید؟ چرا اینهمه علاقهمند به مردمفریبی و کتمان حقیقت هستید؟ چرا همیشه سعی بر این داشتهاید که حقیقت را از مردم مخفی کنید؟ چرا باید مردم را با سخنان محصورکننده خویش بفریبید و آنان را قربانی کشورهای دیگر نمایید؟ آقای روحانی آیا فکر میکنید این خرابه واقعاً ۸ سال عمر دارد؟ و آیا این خرابه فقط محصول کار احمدینژاد است؟ چرا به مردم حقیقت را نمیگویید؟ چرا آن را اخته کرده و در اختیار امت همیشه درصحنه قرار میدهید، کل حقیقت را به مردم بگویید به مردم بگویید این خانه از پایبست ویران است و شما در نقشبند ایوانید.
نهتنها روحانی بلکه بیشتر مسئولین نظام مزورانه این خرابه را فقط حاصل کار شخصی میدانند که ایران را از ویرانهای که بود به تلی از نکبت و مصیبت بیشتر تبدیل کرد و لگدی برای غرق شدن بهتر آن در منجلاب کوهی از مشکلات بود.
بهراستی چرا نمیگویید که چه کسی احمدینژاد را بر مردم تحمیل کرد؟ آیا جز آن رهبر فاشیست و دیکتاتور شخص دیگری بود و چرا آنکسانی که به این آقا رأی دادند و مردم را فریب دادند سکوت کردند چرا نمیگویند حقیقت را به مردم؟
چرا آقای روحانی نمیگویید که کشور از روزی به قول شما به خرابه تبدیل شد که امام جنایتکارتان در ایران با فریب تودههای بیسواد و همکاری روشنفکران فرصتطلب و خائن در سال ۱۳۵۷ کشور را به دست روحانیتی بیمغز و حیوانصفت که تنها به خونریزی، دزدی و غارتگری فکر میکرد سپرد؟
احمدینژاد هم میگفت کشور را بهصورت خرابهای از اصلاحطلبان به ارث برده است او اسامی صدها دزد و غارتگر اقتصادی را نیز در دست داشت و جرئت بیرون دادن آن اسامی را نکرد و بر فلاکت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور بهمانند همانهایی که قدرت را در قبل قبضه کرده بودند، افزود و افزود و از این طریق نفرت و نفرین ملت ایران را با خود به گور خواهد برد.
آقای روحانی اینکه شما از امید و اعتدال سخن میگویید درواقع مورد خطابتان همان اتاق فکری است که این پروژه را با سزارین به دنیا آورد، شما خوب میدانید که بههیچوجه به دنبال حل مشکلات مردم نیستید و نبودهاید، چراکه میدانید این سیستم در اصل باعث تمام این بحرانهاست و فرقی نمیکند رئیسجمهوری این نظام که فقط چند درصد قدرت و توان اجرایی خامنهای و سران سپاه را طبق قانون اساسی در اختیار ندارد، بتواند تغییرات بنیادین به نفع مردم انجام دهد. آقای روحانی با این آگاهی وارد میدان شدهاید و از قبل میدانستید که نخواهید توانست تغییری در بهتر شدن محیطزیست، حقوق بشر و فضای باز سیاسی در این کشور به وجود آورید.
آقای روحانی شما نیک میدانید که این سیاستهای کل نظام با رهبری خامنهای و سران سپاه است که محیطزیست را نابود کردهاند، تمام رودخانههایمان را خشکاندند، دریاچهها را به کویر تبدیل کردند، با تفکر ایدئولوژیک و تئوکراسی حکومتی فساد و رانتخواری را به سرتاپای حکومت جاری ساختند، نتیجه آن شده است که اقتصاد ورشکسته شد و میلیونها بیکار و معتاد روی دست کشور مانده است.
اگر دقیق به موضوع نگاه کنیم میبینیم که شیخ حسن کلیدساز درواقع آمده بود تا رژیم را نجات دهد، او به میدان فرستاده نشد تا اعدام و یا بیکاری و هزاران درد بیدرمان ملت ایران مقابله کند، روحانی با برگزیدن یک خانم محجبه چادری بهعنوان سخنگوی دولت، در اصل میگفت منظورش از احترام به حقوق زنان چیست، او و اصلاحطلبانی که به وی رأی دادند با ارتجاعیترین و ضد انسانیترین قانون اساسی جهان (قانون اساسی جمهوری اسلامی) هیچ مشکلی نداشتند و ندارند.
سخن بسیار است و مجال حرف زدن کم و باید این حقیقت را در نظر گرفت که ما مردم ایران و نیروهای جدی و فعالان سیاسی هستیم که باید بتوانیم روی محورهای موردتوافق همگان به یکدیگر نزدیک شویم، فقط ما مردم ایران میتوانیم به داد خودمان برسیم و منافع خودمان را نمایندگی کنیم و این کشور را از ورطه هلاکت نجات دهیم، کشور ما ایران، جوانان و زنان آگاه و مدرن ما، دارای چنان پتانسیلی هستند که بتوانند در مدت کمی نهتنها این عقبگرد ۳۶ ساله را جبران کنند، بلکه حتی در بسیاری امور ما میتوانیم خود را در حد جهان پیشرفته هم بالا بکشیم.
به امید رهایی و بیداری ملت ایران.
محسن ورقی
مسعود صالحی: حکومت فسیلها
حکومت فسیلها
انسان ازبدو تولد آرامآرام نیرو وتواناییهایی کسب میکندکه برای پیشبرد زندگی وموفقیت در زمان بلوغ لازم دارد،صاحب تجربه میشودتا بتواند بهتر د رراه اهداف خودگام بردارد و این امر بعد از دوره جوانی که ازلحاظ قدرت جسمی به اوج میرسد،همراه باتفکرات سالم و سازنده کامل میشود و اگر از همه قدرتها به نحو احسن بهره بگیرد میتواند کما بیش به اهداف مهم خود دست بیابد.
اما این را همه میدانندکه این تواناییها مانند قوای جسمانی،بینائی،شنوایی وسرعت عمل و غیره اندکاندک تحلیل میرود وکهولت جایگزین آنهامیشود.
در دوران کهولت آدمهای بزرگ وموفق کمکم خود را به دوران بازنشستگی نزدیک میکنند و میدان را برای جوانان باز میگذارند و تمام تجربههایشان را بدون هیچ دریغ و منتی در اختیار آنان قرار میدهند،اما متأسفانه در حکومت اسلام و بخصوص شیعه حاکم بر ایران موجودی به نام آخوند در دوران کهولت که دیگر آیندهای ندارد تازه به درجه اجتهاد میرسد،لقب آیتالله میگیرد،مرجع تقلیدشیعیان میشود و از همه بدتربرای جوانان دختر و پسر که سرشار ازانرژی مثبت وشادی هستند و تمام وجودشان امیدبه آینده،ساختن فردایی بهتر،تشکیل خانواده وشروع یک زندگی سالم است تصمیمگیری میکنند و تا جایی پیش میروند که به خوداجازه میدهند راجع به نحوه زندگی خصوصی،حتی تعداد نفراتی که خانواده تصمیم بگیرند و حکم دهند.
این آدمهایی که بدون کمک دیگران حتی نمیتوانند تا محل کارخود رفته وکارهای شخصی و ضروری خود را انجام دهند،چگونه به خود اجازه میدهند تابرای یک ملت بزرگ و کشوری که صاحب دانشمندان بزرگ،شعرای به نام وثروتی عظیم است تصمیمگیری کنند؟چگونه بدون فکر و اندیشه باسلیقههای شخصی راجع به مسائل روزمره و آینده این مردم تصمیم میگیرند؟بدتر از همه مانندفلان آیتالله دهان بازکرده وحکم جهاد بدهند! یعنی اینکه ملتی را الیه ملتی دیگرتحریک کرده وبه جنگ تشویق کنندکه همدیگر را قتلعام و سرمایه های کشورها را که باید برای رفاه مردمش هزینه شود صرف جنگ های پوچ و بی اساس کرده و جوانان را که بزرگترین سرمایههای هرکشورند را از بین ببرند.
متأسفانه این فسیلها یاهمان آیتاللهها این قدرتها را تنها از راه دین وخرافات آن وسادهدلی مردم به دست میآورند و از همین راه حکومتهای دیکتاتوری اسلامی تشکیل میدهندکه بتوانند اعمال ظالمانه خود را انجام دهند.
به امید روزی که مردم ایران با اتحاد و یک دلی دست د ردست هم به این خرافات پایان داده تا بتوانند این قدرتها را نابودکرده،ریشه ظلم را بخشکانند،با آزادی و آرامش کامل در کنارهم زندگی کنند تا ایران را به قدرت واقعی واقتداری که شایسته آن است برسانند.
به امیدآن روز
مسعودصالحی
مهداد مهرگان :کمبود آب آشامیدنی
کمبود آب آشامیدنی
کمبود منابع آبی ایران مسئلهای است که این تابستان بحران کمآبی، قطع آب و جیرهبندی منطقهای را به همراه داشت. بنا به اعلام اداره آب و فاضلاب استان تهران، آب مهمترین سدهای این استان تا ۳۷ روز دیگر تمام میشود، به گفته مسئولان با ادامه مصرف و نبود بارش برای فصل پائیز امکان برداشت آب از سد لار و لتیان را نداریم، از بین ۱۲۰۰ شهر کشور ۵۰۰ شهر در وضعیت حساس به لحاظ منابع آبی قرار دارد که ۱۲ کلانشهر هم جزو این دسته است.
همچنین که در ۹ استان کشور سبزی و صیفیجات با فاضلاب آبیاری میشود و آبیاری حدود ۵۰ درصد کل زمینهای کشاورزی تهران هم با آب فاضلاب است، این در صورتی است که ۳۰ درصد از آب شرب ایران به دلیل فرسودگی و کهنگی خطوط انتقال آب به هدر میرود. گسترش بیرویه جمعیت در شهرهای بزرگ، ناتوانی در ذخیرهسازی و به هدر رفتن آبهای باران و تبدیل به جاری شدن سیل همراه با خسارت فراوان مالی و جانی، بیاطلاعی عمومی از ابعاد کمآبی، بیمسئولیتی و ندانمکاری دولت و حکومت خود باعث اینهمه مشکل است که در برخی از روستاها در هفته فقط ۳۰ دقیقه زمان برای مصرف آب شرب دارند و تنها امکانات آنها استفاده از چاههای کم آب است.
سؤال اینجاست که چرا کشوری که رهبر و مسئولانش قادر به تأمین نیازهای اولیه مادی شهروندان و برآورده کردن آب آشامیدنی نیستند تأکید و تبلیغ بر افزایش جمعیت کشور میکنند؟ و حتی کوچکترین اشاره به نقش پیمانکاران پاسداران و بسیج نمیشود که چگونه با انعقاد قراردادهای بسیار سنگین سدسازی راه را برای رانتخواری و باجگیریهای کلان از دلارهای نفتی دولت باز کردند و درنتیجه سدسازی گسترش یافت و این سیاست منجر به خشک شدن رودخانهها و تالابها و دریاچههای کشور شد. مسئول این شرایط کیست و گناه و جرم شهروندان محروم چیست؟ از سوی دیگر خبر سوختن ششمین باره پارک ملی گلستان و نابودی ۸۰۰ هکتار از این جنگلها و بیاطلاعی از چگونگی ایجاد (عمدی یا اتفاقی بودن) این آتشسوزیها است.
سازمان حفاظت از محیطزیست هم با اعلام ناتوانی و کمبود امکانات اطفای حریق میگوید سوختن جنگلها و محیطزیست روزبهروز بیشتر میشود و علیرغم درخواست محیطزیست استان گلستان برای اعزام هلیکوپترهای آتشنشانی به منطقه هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته، چطور نیروهای نظامی در همه امور مملکتی (سیاست، اقتصاد و فرهنگی) دخالت میکنند ولی در این مورد خاص که حفظ محیطزیست با کمبود امکانات مواجه است کسی دستبهکار نمیشود ؟ جمهوری اسلامی در ایران نهتنها در طول دوران حکومتش هیچ کار مفیدی برای مردم کشور نکرده، بلکه باعث نابودی روزبهروز مملکت و بدتر شدن وضعیت شهروندان شده، این حاکمان فقط به فکر پر کردن جیبهای گشادشان از ثروت ایران و حق مردم هستند.
مهداد مهرگان