همه‌ی نوشته‌های gholam@A

عبدالله اسدی: نگاهی به روند اوضاع جدید پناهندگی ایرانیان و اقدامات عاجل

abe-asadi

نشریه همبستگی ۲۶

 

 

 

شرایط پناهندگی در دنیا بسیار تغییر کرده است، بسیاری از کشورهای اروپایی موسوم به کشورهای پناهنده پذیر عملا درهایشان را بر روی پناهندگان بسته اند و حتی سیاست پناهنده پذیری آنها برمبنای قوانین کنوانسیون ژنو در پائینترین سطح آن صورت نمی گیرد.

کشورهایی که پناهندگان به آنها پناه میبرند چنان قوانین و مقررات را سخت کرده اند که جان همه را به لب رسانده اند. بسیاری از پناهجویان در نقاط مختلف دنیا با مشکلات بسیار بزرگ و غیرقابل توصیفی مواجه هستند. در کشورهایی که دفاتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل وجود دارد نیز کارد به استخوان پناهجویان رسیده است. یکی از اساسی ترین مشکلات متقاضیان پناهندگی در جاهایی مثل ترکیه و بقیه کشورهای همجوار ایران این است که تا زمانی که بعنوان پناهنده از جانب بخش پناهندگی سازمان ملل پذیرفته نشوند هیچ هزینه ای به آنها تعلق نمی گیرد و مشکلات اقتصادی، اکثر آنان  را به مرز دیوانگی رسانده است.

 

یکی از خبرنگاران ایرانی در ترکیه پشت تلفن زار زار گریه می کرد و می گفت: “غذای دیشبم را در آشغال دانیها تهیه کرده ام”. سرپرست یک خانواده سه نفره باز در ترکیه در تماسی دیگر خبراز مشکلات خورد  کننده اقتصادی خود داد و اظهار داشت خانواده اش در ورطه نابودی قرار گرفته است. از این نمونه ها در ترکیه و بسیاری از کشورهای اروپایی بدلیل بیکاری و شرایط سخت اقتصادی به طرز وحشتناکی در میان پناهجویان رو به افزایش است.

 

لازم است اشاره کنم که بسیاری از این پناهجویان هیچ وقت به عنوان پناهنده پذیرفته نمی شوند و آنهاییکه پذیرفته میشوند تا انتقال به کشور سوم بین ۳ تا ۵ سال به طول میانجامد. شمار زیادی از آنها  هیچ وقت راه حل قانونی برای انتقال به کشور سومی پیدا نمی کنند. هزینه آب و گل در ترکیه برای هر پناهجو در سال از ۶۰۰  دلار به ۷۲۰ دلار افزایش یافته است. هزینه مسکن، پول آب و برق، تلفن و تهیه مایحتاج روزانه سر به فلک می زند. به علاوه  پناهجویانی که به جرم داشتن گذرنامه غیر قانونی دستگیر می شوند در بسیاری از موارد بیش از یک سال زندانی و دست آخر هم به ایران دیپورت می شوند. انتظار طولانی برای مصاحبه و پذیرش آنها از طرف یک کشور ثالث به یک پدیده دست نیافتنی تبدیل شده است. در واقع گرفتاریها بسیار زیاد است. رفت و آمد پناهجویان از شهری به شهر دیگر در ترکیه ممنوع و غیر قانونی است، هرنوع تجمعی از نوع اعتراض به یوان برای بهبود در زندگی خود از سوی پلیس آن کشوربشدت سرکوب می شود. در واقع  بی توجهی به پناهجویان از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به اوج خود رسیده است. پناهجویان برای گرفتن پاسخ به یک سئوال در مورد وضعیت پرونده هایشان درتمام طول روز زنگ میزنند ولی به تلفنهایشان پاسخی  داده نمی شود.

 

 

مراجعه متقاضیان پناهندگی از ایران به فدراسیون از طریق ایمیل و تلفن روز به روز رو به افزایش است. تعداد ایمیلهایی که در طول روز از ترکیه و سایر نقاط دنیا دریافت میشود و از فدراسیون تقاضای کمک میکنند مدام درحال گسترش است. تقاضای تائیدیه از فدراسیون از نقاط مختلف دنیا بسیار زیاد و غیرقابل تصور شده است. متاسفانه تعداد پناهجویان ایرانی که در بسیاری از کشورهای جهان بعنوان پناهنده پذیرفته میشوند درصد بسیار پائینی را تشکیل میدهند در بسیاری موارد نقش فدراسیون در میزان تحمیل پذیرش آنها در اشکال فردی و ایجاد شرایط مناسبتر به نفع آنها تعیین کننده بوده است. برای نمونه بسیاری را از بازداشتگاهها بیرون آورده ایم و در گرفتن اقامتشان دخالت مستقیم و مؤثر داشته ایم. به بسیاری از تلفن ها و نامه ها در طول هفته پاسخ می دهیم و در سطح بسیار بالایی پناهجویان و بستگان آنها را از نزدیک ملاقات میکنیم و با آنها به گفتگو می پردازیم.

 

پس از انتخابات ۲۲ خرداد فعالیت فدراسیون اساسا پا در مصافهای دیگری گذاشته است. تماسها از طریق ایمیل و تلفن و بطور حضوری هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد و همچنان روبه افزایش است. درست است که پاسخ به نامه ها و نوشتن تاییدیه ها به طور منظم در بسیاری اوقات در موقعیت شخصی و پرونده پناهجویان تغییر اساسی ایجاد می کند ولی سئوال اساسی این است که مگر فدراسیون برای چند نفر می تواند تاییدیه بنویسد؟ طبق آمار کمیته کمک به پناهندگان سازمان ملل بیش ۴۶۰۰ نفر پس از انتخابات ۲۲ خرداد از ایران خارج شده اند. از این نظر برای تاثیر گذاشتن بر روند پذیزش پناهجویان باید فعالیت فدراسیون را به سطح ماکرو ارتقا داد و دولتهای اروپایی و کمیساریای عالی پناهندگان را تحت فشار بگذاریم و توجه آنها را به شرایط جدید متقاضیان پناهندگی از ایران و سرکوب وحشیانه مردم درآن کشورجلب کنیم. فعالیت سازمان یافته و متشکل پناهجویان یک امر مهم و تاثیرگذار در پیشرفت اساسی این مبارزه است. در میان کشورهای اروپایی انگلیس، آلمان، سوئد و هلند پس از ترکیه مرکز اصلی رجوع پناهجویان ایرانی است. باید بیشترین توجه هارا به آن چند کشور معطوف کرد و وزن اصلی مبارزه را متوجه آنها و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل کنیم. درصد پذیرش پناهجویان به نسبت افزایش متقاضیان پناهندگی نزد بخش پناهندگی سازمان ملل بشدت کاهش یافته است و فشار این وضعیت بر پناهندگان و کارفدراسیون روز به روز افزایش میابد؛ با این وجود در این دوره ارتباط فدراسیون با ترکیه و دخالتش در سرنوشت پناهجویان قابل توجه بوده است. قطعا بدون دخالت به موقع فدراسیون و شکایت به دادگاه اروپا، نگار عزیز مرادی، محمد رضا پرتوی و ۸ پناهجوی دیگر دربازداشتگاهای ترکیه نه تنها آزاد نمی شدند بلکه قرار بود آنها را به ایران دیپورت نمایند. نامه فدراسیون در مورد خانم نگار عزیز مرادی در روزنامه “حریت” (چاپ ترکیه) به  چاپ رسید و به یک کیس جنجالی در داخل ترکیه تبدیل شد. به نظر من هر کدام از پناهجویان باید در پروسه پناهندگی خود هم در اشکال فردی و هم در اشکال متشکل و سازمان یافته برای حقوق پناهندگی اش بجنگد و بتواند توجه ها را جلب کند.

 

هم اکنون فدراسیون درصدد سازماندهی یک کمپین سراسری در دفاع از حقوق پناهندگی پناهجویان ایرانی در ترکیه سایر نقاط دنیاست. ما برای پیشبرد کار این کمپین احتیاج به کمک همه ایرانیان خارج از کشور داریم. احتیاج به کمک بستگان و خانواده های متقاضیان پناهندگی داریم، احتیاج به متشکل شدن پناهجویان برای این امر مهم در سرنوشت خود داریم. در ترکیه لازم است در هر کدام از شهرها پناهجویان جمع شوند دو نفر را به عنوان نماینده خود انتخاب کنند و بدینوسیله به تشتت و  پراکندگی خود پایان دهند. به پراکندگی خود پایان دهند تا فشارهای ناشی از شرایط سخت پناهندگی را روی دوش خود بردارند. جمع شوید نماینده انتخاب کنید تا بتوانید در ارتباط با فدراسیون دست به اقدامات عاجل بزنید. مطمئن باشید تشکل شما و جلسات منظم شما و شریک شدنتان در سرنوشت و درد و رنج همدیگر بر آینده زندگی شما تاثیرات مستقیم خواهد گذاشت. فدراسیون ظرف مبارزه شماست در آن متشکل شوید. به علاوه فدراسیون برای پیشرفت کار به افراد زیادی برای  ترجمه نامه ها و اطلاعیه ها، به علاقمندان به فعالیت برای سازمان دادن واحدهای فدراسیون در محل فعالیت خود دارد. فدراسیون در تلاش برای جلب توجه و حمایت بسیاری از سازمانها و نهادهای بین المللی به موقعیت ویژه پناهندگان ایرانی در ترکیه و پاکستان و سایر نقاط دنیاست تا از این طریق بتواند دولتها و سازمان ملل را برای پذیرش هرچه بیشتر پناهجویان ایرانی تحت فشار بگذارد. فدراسیون برای احیا و تحکیم چنین رابطه ای به کسانی نیاز دارد که با درک این ضرورت برای  تغییر اساسی در زنگی پناهجویان دلسوزانه کار کند.

مینا احدی: توقف دیپورت پناهجویان ایرانی در چند استان آلمان

mina.bild1

سرکوب وحشیانه تظاهرکنندگان در ایران توسط مزدوران حکومت اسلامی و موج اعدامها در ایران باعث شده که مقامات حکومت آلمان در چندین استان بازپس فرستادن ایرانیان به این کشور را متوقف کند. این تصمیم در عین حال به دلیل اعتراض سازمانهای مدافع حقوق انسانی و پناهندگان به سیاستهای ضد پناهندگی دولت آلمان اتخاذ شده است.

دولت آلمان از ضرورت بررسی مجدد قانون پناهندگی در مورد ایرانیان حرف میزند.

برای پذیرفته شدن فوری پناهندگی صدها نفر ایرانی در آلمان باید متحدانه اقدام کنیم.

بحث در مورد پناهندگی فراریان از جهنم جمهوری اسلامی در آلمان بالا گرفته و موضوع پناهنده شدن چند نفر در رسانه های این کشور نیز منعکس شد از جمله پناهندگی دخترانی که در مسابقات ورزشی در آلمان کشف حجاب کردند و یا پناهندگی دختر کلهرو یا خبرنگاران فراری از ایران.

اما اکنون آلمان شاهد ورود تعداد بیشتری از دانشجویان و خبرنگاران و جوانانی است که در ایران جانشان به خطر افتاده و به این کشور پناهنده شده اند. سیاست ضد پناهندگی دولت آلمان و اعمال فشار غیر انسانی به ایرانیان برای بازگشت به کشورشان یک موضوع دائمی کشمکش بین سازمانهای مدافع حقوق پناهدنگی و از جمله فدراسیون پناهندگان ایرانی با دولت آلمان بوده است.

در ایران مقامات حکومت اسلامی از اعدام محاربین حرف میزنند و هر روز خبر اجرای حکم اعدام تعدادی به گوش میرسد. ما در آلمان با فعالیت گسترده افشاگرانه و ایرانیان با برگزاری دهها میتینگ و حرکت اعتراضی به افکار عمومی این کشور اعلام کردند که در ایران یک انقلاب عظیم بر علیه حکومت اسلامی در جریان است و اخبار فعالیتها و مبارزات مردم ایران از طریق فیس بوک و سایتهای متعد خبری و همچنین اطلاعیه های مطبوعاتی و مصاحبه های متعدد فعالین مدافع حقوق انسانی منعکس شده است.

ما در سایت اومانیستها و در سایتهای دیگر آلمانی و همچنین با انجام مصاحبه با رسانه هایی نظیر رادیو سراسری آلمان و تلویزیونهای متعدد مثل فونیکس و یا ” ز –د اف” در مورد مهمترین وقایع در ایران افشاگری کرده و تا کنون این نوشته ها و ارزیابیها انعکاس مطبوعاتی زیادی داشته است. دو ماه قبل کمپین” آزیل برای اکس مسلم و یا محاربین” از سوی چندین سازمان آلمانی و ایرانی اعلام شد و متن بیانیه ما در دفاع از حق پناهندگی ایرانیان با امضا چند هزار نفره برای دولت آلمان ارسال شد. ما خواهان به رسمیت شناخته شدن پناهندگی همه کسانی شدیم که از مذهب اسلام دست کشیده و از کشورهایی نظیر ایران به آلمان پناهنده شده اند.

روز هشت ژانویه در رسانه های آلمانی خبری منعکس شد مبنی بر اینکه تعدادی از استانهای آلمان اعلام کرده اند که ایرانیان را به این کشور بازپس نمی فرستند. دوستان زیادی برای ما نامه نوشته و این تصمیمات را در عین حال در اثر فعالیت کمپین دفاع از حق پناهندگی محاربین و دفاع از حقوق پناهندگان در رسانه های آلمانی دانستند. .

در هامبورگ یک ایرانی که در خطر اعزام اجباری به ایران بود روز هفت ژانویه حکم دیپورتش متوقف شد و وزیر داخله آنجا آنته مولر گفت: هیچ ایرانی را باز پس نمی فرستیم. فعلا در استانهای شلویچ هولستان و راین لند فالزایرانیان متقاضی پناهندگی در صورت داشتن پاسخ منفی و یا تمام شدن دوره دولدونگ به ایران باز پس فرستاده نمیشوند. در بایرن و هسن و تورینگن و نورد راین وستفالن بادن ورتمبرگ و سارلند فعلا دیپورت بطور کامل متوقف نشده است مقامات دولت آلمان میگویند بدلیل اوضاع سیاسی در ایران باید د رمورد قانون پناهندگی بررسی های جدیدی شود. در چند ماه اخیر طبق اخباری که ما دریافت داشته ایم تعداد بیشتری از ایرانیان پاسخ مثبت گرفته اند.

در این اوضاع باید برای حق پناهندگی همه ایرانیان در آلمان و گرفتن پاسخ سریع برای تعداد زیادی از متقاضیان پناهندگی که سالها در این کشور سرگردان هستند و همچنین برای جوانان و مردمی که اخیرا به آلمان پناهنده شده اند اقدام کرد. پناهنده شدن حق همه انسانهایی است که از دست دستگیری و شکنجه و اعدام فرار میکنند و باید همه دولتهای اروپایی را برای پذیرش فوری پناهندگی ” محاربین” و فراریان از دست حکومت فاشیست اسلامی تحت فشار گذاشت.

مینا احدی

۹ ژانویه ۲۰۱۰

گفتگوی نشریه همبستگی با عبدالله اسدی در مورد افزایش متقاضیان پناهندگی از ایران

abe-asadi

 

در این گفتگو در مورد نکات مهمی از دلایل افزایش پناهندگی، نحوه خروج آنها از ایران، شرایط جدید پذیرش آنها در کشورهای غربی و اشکال مختلف مبارزه پناهجویان برای رسیدن به امنیت و آسایش تا اعلام پناهندگی مهدی رستم پور و نرگس کلهر از عبدالله اسدی سئوال کرده ایم. توجه پناهجویان و علاقمندان را به این گفتگو جلب می کنیم.

 

 

همبستگی: این روزها ما شاهد افزایش متقاضیان پناهندگی از ایران هستیم آیا روند افزایش خروج مردم از ایران واقعی است مشاهدات شما چیست؟ دلیل آن را چگونه توضیح میدهید؟

 

عبدالله اسدی: متقاضیان پناهندگی از ایران به نسبت قبل از ۲۲ خرداد و اتفاقات پس از آن افزایش چشمگیری یافته است. دلیل آن هم روشن است؛ ناامنی و سرکوب سیاسی افزایش بیشتری یافته است. علیرغم گسترش مبارزات مردم برای نابودی کل نظام تعقیب و پیگرد قانونی، بساط شکنجه و ایجاد ترس و وحشت در میان مردم همیشه یک دلیل مهم متقاضیان پناهندگی از ایران بوده است. این دلایل امروز افزایش و شدت بیشتری پیدا کرده است. دلیل دیگر آن ناامنی اجتماعی است ناامنی اجتماعی پدیده عمومی تری است. بعضیها آینده ایران را تیره و تار و زندگی خود را در خطر میبینند. هیچکس دوست ندارد در ناامنی زندگی کند  و یا نمیخواهد فرزند و یا بستگانش را از دست بدهد. مردم شدیدا احساس نگرانی میکنند و به همین دلیل کسی که احساس نا امنی میکند تلاش می کند تمام نیرو و امکاناتش را به کار بگیرد تا خود و خانواده اش از آن شرایط نجات دهد. بیکاری و وضعیت بد اقتصادی و ورشکستگی مالی، محرومیتهای اجتماعی و غیره هر کدام بر روند افزایش متقاضیان پناهندگی از ایران تأثیرات مستقیم میگذارد. دانشجویان مدام به کمیته های انضباطی احضار می شوند و برای آنها حکم محرومیت از ادامه تحصیل صادر می کنند.

این بحثها را در بسیاری از ایمیلها و تلفنهایی که بطور روزانه از ایران میگیرم به کرات می شنوم و میبینم. شمشاد دختری ۲۸ ساله در نامه اش نوشته است: “من عضو هیچ گروه و سازمانی نیستم ولی از این رژیم متنفرم. یک روز در مقابل محل کارم بدلیل پوشیدن مانتو کوتاه بازداشت شدم و از من عکس و تعهد گرفتند و از خانواده ام خواستند برایم مانتو بلند بیاورند. این مسئله واقعا روی من تأثیرات بدی گذاشت؛ به شخصیتم توهین شد. من دختری ساده و تحصیل کرده هستم و آنها حق نداشتند اینطور با من برخورد کنند. شمشاد در ادامه نامه خود مینویسد میخواهم به کشوری پناهنده شوم  و تا آخر عمرم مثل یک برده زندگی نکنم.” این نمونه ها در مقیاس بسیار وسیعتری هر روز و هر ساعت از سوی مردم در ایران تکرار میشوند.

 

همبستگی: این روزها در اخبار آمده بود که مهدی رستم پور کارشناس کشتی ایران از کشور دانمارک تقاضای پناهندگی کرده است همچنین شاهد درخواست پناهندگی نرگس  کلهر دختر مهدی کلهر از مشاوران احمدی نژاد به آلمان بودیم. درخواست پناهندگی این اشخاص با توجه به موقعیت شخصی و خانوادگیشان تأثیری بر روند پناهندگی ایرانیان خواهند گذاشت؟

عبدالله اسدی: مهدی رستم پور کارشناس و گزارشگر کشتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود. وی به همراه تیمهای کشتی فرنگی و آزاد برای شرکت در مسابقات جهانی به دانمارک سفر کرده بود که از بازگشت به ایران امتناع کرد و از آن کشور تقاضای پناهندگی نمود.

نرگس کلهر فرزند یکی از مشاوران احمدی نژاد بود که با ساختن فیلمی با عنوان “دارخیش” در جشنواره فیلم حقوق بشر نورنبرگ آلمان شرکت نمود و پس از پایان جشنواره از آن کشور تقاضای پناهندگی کرد. اعلام پناهندگی این اشخاص در رسانه های داخلی و خارجی بازتاب گسترده ای داشت. هر چند مقامات جمهوری اسلامی ابتدا سعی کردند اخبار پناهندگی مهدی رستم پور را تکذیب کنند و به طرز تهدید آمیزی گفتند مادر و همسر وی در ایران زندگی می کنند و رسانه های بیگانه علیه نظام اسلامی فضا سازی میکنند و غیره. آقای مهدی کلهر نیز مجبور شد پناهندگی دخترش را امر شخصی وی اعلام کند امری که جمهوری اسلامی و امثال آقای کلهر ۳۰ سال است از هیچ احدی نپذیرفته اند.

 

اینکه اعلام پناهندگی چنین افرادی برروند پناهندگی ایرانیان تأثیرات مثبت خواهد گذاشت یا نه، سئوال مطرحی است. پاسخ من به این سؤال ساده است. اولا تا آنجایی که به  قوانین پناهندگی مصوب کنوانسیون ۱۹۵۱ بر می گردد این قوانین از اول تا آخرش بر اساس ترس موجه فرد از مورد ظلم واقع شدن، تهیه و تنظیم شده است نه بر اساس ناامنی عمومی در هرکشوری. بنابراین اعلام پناهندگی هر فرد تابع ناامنی عمومی و سرکوب و اختناق سیاسی در هر کشورقرار نمی گیرد. فرد پناهجو باید نشان دهد  که جان و زندگی اش در معرض خطر بوده است و برای اثبات آن دلایل کافی ارائه دهد. ولی اعلام پناهندگی افرادی مثل مهدی رستم پور و نرگس کلهر و فیلمی که در مورد شکنجه تهیه کرده است، میتواند در مقیاس عمومی تری دلایل پناهندگی ایرانیان را تقویت کند و افشاگر ماهیت ارتجاعی جمهوری اسلامی در کشورهای غربی باشد. ولی باید از آنها خواست که اگر واقعا با این همه جنایت و اعدام و شکنجه مخالفند و خود را در مبارزه مردم ایران شریک می دانند و طرفدار عدالت اجتماعی هستند اینجا دیگر سکوت نکنند.

به نظر من خشونتهای  پس از انتخابات علیه مردم، قلب هر انسان منصف و با وجدانی را جریحه دار کرد بطوری که حتی اگر کسی تا دیروز به نحوی به جمهوری اسلامی دلبستگی داشت، امروز دارد از آنها فاصله میگیرد و خود را در صف اعتراض مردم قرار می دهد. این روند، ساده به دست نیامده است حاصل مبارزه طولانی مردم برای عدالت اجتماعی است. حاصل نه مردم به تحمیل و دخالت مذهب در زندگی اجتماعی است. شکافی که از بالا ایجاد شده است ازهمین مبارزه منتج میشود. همه فهمیده اند زیر پای جمهوری اسلامی داغ شده است و نفرت عمومی مردم از این رژیم به آتشی زیر خاکستر برای نابودی کل نظام  تبدیل گردیده است.

در طول همین دوماه گذشته ما شاهد موجی از تقاضاهای پناهندگی ایرانیان در کشورهای غربی بوده ایم. به نظر می رسد این روند همچنان ادامه خواهد یافت و ما شاهد اعلام پناهندگی و فرار کسانی خواهیم بود که تا بحال غیر قابل پیشبینی بوده است. دلیل آن نیز این است که جناح حاکم شمشیرش را از رو بسته است. میزند، دستگیر میکند، اعتراف گیری میکند، درکوی دانشگاه و در کهریزک به روی مردم خون میپاشد و به زندانیان تجاوز جنسی میکند و از کشتار مردم گورهای بی نام و نشان میسازد. اینها همه دلایل خروج مردم از کشور هستند.

 

احمدی نژاد و خامنه ای، محسنی اژه ای و شاهرودی، مسعود جزایری و محمد علی جعفری از فرماندهان سپاه جزء جنایتکاران تاریخ معاصر به حساب میایند. اینها به خودی ترینهای خود مثل سعید حجاریان که طراح و بنیانگذار وزارت اطلاعات بود رحم نکردند چه رسد به کسانی که به جرم شرکت در تظاهرات تحت پیگرد قرار گرفته باشند.

 

همبستگی: شما بسیاری از دلایل افزایش پناهندگی را توضیح دادید. سؤالی که پیش میاید این است که کسانی که قصد اعلام پناهندگی دارند چگونه خود را به کشورهای اروپایی میرسانند ؟

 

عبدالله اسدی: بسیاری از آنها به وسیله ویزا میایند. سفارتخانه های غربی با شروع سرکوبها، بطور کم سابقه ای

درهای خود را بر روی متقاضیان باز و برای آنها ویزا صادر نمودند. روند صدور ویزاها همچنان ادامه دارد. این وضعیت، قبل از انتخابات و حتی در سالهای گذشته به این صورت سابقه نداشت.

 

همبستگی: گفتید که اکثرآنها از طریق ویزا و بطور قانونی میایند. این ویزاها چگونه برای افراد صادر میگردد آیا تضمین مالی احتیاج ندارد و یا اینکه آنهایی که مثلا به قصد اعلام پناهندگی از ایران خارج میشوند در فرودگاهها مانعی برایشان ایجاد نمی شود و آیا به همراه داشتن ویزا مانعی در مقابل اعلام پناهندگی آنها نمیشود؟

 

عبدالله اسدی: تا آنجایی که به تضمین مالی و سپردن وثیقه به سفارتخانه ها برای صدور ویزا بر میگردد، قبل از آغاز خیزشهای مردمی در بیست و دوم خرداد، متقاضیان ویزا میبایست ضمانت مالی زیادی را بابت صدرو ویزا به سفارتخانه ها میسپردند ولی امروز اکثراین ویزاها  بدون وثیقه صادر میشود. اینکه در مرزها و فرودگاهها مانعی از طرف پلیس ایران برای آنها بوجود میاید یا نه بحث دیگری است. آنها جلو افرادی را که تحت تعقیب بوده باشند میگیرند ولی درصد این افراد تا کنون زیاد نبوده است و اینها نمیتوانند همه افراد تحت پیگرد را ممنوع الخروج نمایند بویژه در شرایط فعلی ایران که تعداد افراد تحت تعقیب ابعاد بسیار وسیعتری دارد. مطمئنا جلوی یک سری افراد شاخص را میگیرند و به آنها اجازه خروج نمیدهند برای نمونه همین چند روز پیش مانع خروج جعفر پناهی کارگردان سینما در ایران شدند و از سفر وی به فرانسه جلوگیری کردند.

 

اینکه آیا به دارندگان ویزا، حق پناهندگی تعلق میگیرد یا نه سؤال مهمی است و جای بحث زیادی دارد. ما بارها گفته ایم که به همراه داشتن ویزا به خودی خود مانعی در راه اعلام پناهندگی کسی نخواهد بود. چه بسا برای بعضی از افراد ویزا صادر میکنند تا از کشور خارج شوند. بنابراین مانع اصلی این نیست که کسی که ویزا داشته باشد امکان اعلام پناهندگی ندارد؛ مهم دلایلی است که هر کس بطور فردی در ادارات امور پناهندگی، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و پستهای بازرسی پلیس و دادگاههای مهاجرتی ارائه میدهد. همانطور که در ابتدای این سؤال اشاره کردم همه افراد تحت تعقیب، الزاما ممنوع الخروج نمیشوند بویژه در شرایط امروز ایران کنترل و متوقف کردن افراد در همین ابعاد فعلی غیر ممکن است. بعلاوه متقاضیان پناهندگی از ایران اکثرا جوانان و مردم عادی جامعه هستند که به دلایل مختلفی که گفتم به قصد پناهندگی در بیرون از مرزهای ایران خارج می شوند. بنابراین این گروه از پناهجویان کسانی نیستند که رژیم بتواند به آنها به عنوان اعضای حرفه ای و تشکیلاتی احزاب و سازمانهای اپوزسیون دهه هشتاد برخورد کند. دولتهای غربی و وزارتخانه های آنها خود با فضای کنونی ایران آشنا هستند و میدانند که دلایل و فاکتورهای بیشماری وجود دارد که به  روند افزایش پناهندگی ایرانیان کمک میکند.

مهم این است که شخص متقاضی پناهندگی داستان زندگی خود را چگونه تعریف کند و به چه شکلی  اثبات نماید که دلیلش ترس موجه بوده است. فعالین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی با درد مردم ایران و دلایل متعدد سیاسی – اجتماعی و اقتصادی و هزار و یک درد دیگر آنان آشنا هستیم ولی برای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و وزارتخانه های کشورهای غربی همان دلایل کافی نیست و شما بعنوان متقاضی پناهندگی اهل ایران باید با دلایل و شواهد و مدارک کافی پا در این عرصه بگذارید. باید داستان زندگی خود را طوری تعریف کنید که برای کارمندان دولت در امور پناهندگان باور کردنی باشد.

همبستگی: به نظر شما پناهجویان جدا از ارائه دلایل شخصی در خارج از مرزهای ایران چکار باید بکنند و چه اقداماتی باید بکنند؟

عبدالله اسدی: مبارزه متشکل پناهجویان در خارج از مرزهای ایران برای دسترسی به حقوق پناهندگی خود مهم و تعیین کننده است. پناهجویان  بویژه در این زمان باید برای به دست آوردن حقوق انسانی خود بجنگند. باید شریط سخت زندگی در ایران و عوامل آنرا بخوبی توضیح دهند. باید مقابل پارلمانهای اروپایی، ادارات امور پناهندگی و خیابانهای مرکزی هر کشور را به میدان اعتراض عمومی خود برعلیه سرکوب و اختناق، برعلیه قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی و برعلیه نقض حقوق بشر و در دفاع از خواست حق پناهندگی خود تبدیل نمایند. پناهجویان باید دارای سازمانی برای مبارزه خود باشند و در آن به طور متشکل مبارزه کنند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی مناسبترین ظرف پیشبرد این مبارزه و چراغ راهنمای آنها برای ورود به جامعه و محیط جدید زندگی است. پناهجویان  باید رابطه های سیاسی و دیپلوماتیک دولتهای اروپایی  با جمهوری اسلامی را محکوم کنند و خواستار انزوای سیاسی و اخراج  آنها از سازمانها و نهادهای بین المللی شوند. باید به دولتهای اروپایی اعلام کنند که تا زمانی که جمهوری اسلامی هست، تا زمانی که بساط شکنجه و زندان هست، تا زمانی که آپارتاید جنسی در مورد زنان برقرار است و تا زمانی که حمایت  دولتهایی اروپایی از جمهوری اسلامی ادامه دارد متقاضی پناهندگی از ایران هم هست. همه پناهجویان را به مبارزه متشکل و سازمان یافته دعوت می کنم.

 

اکتبر ۲۰۰۹

سروش دوانی: رویا ی خاکستری شش سال بدون اقامت

sorosh-davani

سوئد

 

 

متولد ۱۳۵۸ هستم، متولد سالی که قیام ضد سلطنتی با شعار عدالت و برابری با موفقیت پایان یافته بود. سالهایی که همه مردم خوشحال در خیابانها بودند و پیروزی قیام شکوهمند را جشن می گرفتند.آنها خوشحال بودند زیرا فکر می کردند که حکومت ظلم، بدبختی، فقر و ضد آزادی اندیشه از بین رفته و بجای آن حکومتی که ریشه در رای مردم دارد، جایگزین شده است. غافل از اینکه حکومت جدید بر پایه ولایت فقیه که همانا مظهر استبداد فردی است، جای استبداد سلطنتی را گرفته بود.

 

دولتی که با غل و غم کردن جوانان روشنفکری کار خود را آغاز کرد که موتور محرکه قیام ضد سلطنتی بودند. ۱۳۶۰ سالی بود که بدون شک در خاطره تاریخ معاصر کشور ما باقی خواهد ماند و نسل بعد از نسل خواهند خواند که چگونه مردمی که برای آزادی اندیشه می جنگیدند و در مقابل ابزار سرکوب نظام سلطنتی می ایستادند و شعار مرگ بر شاه می دادند در شبهای سرد سال ۱۳۶۰ یعنی تنها دو سال بعد از قیام، تیرباران شدند و رویای سرخ خود را به گورستان بردند. البته من این فاجعه تاریخی را با اینکه دو سال بیشتر نداشتم از دهانهای متعدد شنیدم. اگرچه شاید قادر نباشم به تجزیه و تحلیل عمیق این فاجعه ملی بپردازم اما می توانم زخم التیام نیافته تاریخ را با پوست و استخوان خود احساس کنم.

 

قبل از آن « جنگ » در پوستین دروغین « هشت سال دفاع مقدس » آغاز گردید که فقط جوانان بیشتری را در مقابل گلوله های آتش بار جنگ خانمانسوز قرار داد و سرمایه هنگفتی را به جیب مافیای قدرت درون مرزی و برون مرزی سرازیر ساخت. یک ونیم میلیون نفر در راستای سوداگری جنایتکاران حاکم جان خود را از دست دادند. فقر، فحشا، بیکاری و دیگر معضلات اجتماعی فرایند رانت خواری حاکمان وقت و جنگ باعث شد که اکثرت جوانان برای فرار از شرایط بد اقتصادی و سیاسی از هیچ کاری دریغ نورزند. بدین ترتیب بود که پدیده مهاجرت و مخصوصا فرار مغزها بصورت قابل ملاحظه ای افزایش یافت.

 

دوران نوجوانی و جوانی من در این سالها طی شد. من با وجود اینکه جوان بودم درد جامعه را کامل حس می کردم. کارگران و زحمتکشان که بیشترین جمعیت ایران را به خود اختصاص می دادند ساعتها کار می کردند تا فقط بتوانند لقمه نانی بر سر سفره فراهم کنند. نهادهای دولتی و سیستم  پیچیده رانت خواری در شکل سپاه پاسداران و بنیادهایی از قبیل بنیاد مستضعفان و ….وابسته به هرم قدرت به موازات تشدید وخامت وضعیت معیشتی مردم، بیش از پیش بر ساختار اقتصادی کشور تسلط پیدا می کردند و سرمایه های ملی بیشتری را در اختیار خود قرار می دادند.

من انسان مذهبی نیستم ولی به خدا اعتقاد دارم. بعضی وقتها این سوال در ذهنم می گذشت که آیا خدایی وجود دارد؟ آیا کسی که می گویند هست و شاهد اعمال ماست الان خواب است یا الان مشغول کار دیگری است که مشاهده نمی کند مردم مظلوم، مظلومتر می شوند و زورگویان و دزدان، ظالم و ظالمتر.

 

آیا انصاف و عدلی وجود دارد؟ دستگیری جوانان، مبازره با بد حجابی، بدرفتاری با ارباب رجوع در ادارهها، دادن قدرت به نوجوان چهارده ساله بسیجی که به خودش اجازه بدهد به کسی دیگر هر طور که مایل است رفتار کند و در واقع بی احترامی کند، وجود پارتی بازی در جامعه، تفتیش عقاید و قتل عام افراد تنها بخاطر داشتن اندیشه ای دیگر، سانسور و سرکوب، اعدام در ملاعام و عدم وجود امکانات اولیه برای زندگی باعث شد تا خشم و نفرت من نسبت به شرایط سیاسی- اقتصادی و اجتماعی آن روز دو صد چندان شود. هشت سال پیش با آمدن در خیابان و سر دادن شعار « مرگ بر جمهوری اسلامی » و آتش زدن  موتور یکی از نیروهای سرکوبگر برای دفاع از خود تا حدودی خشم خود را خالی کردم اما این خشم تا زمان سرنگونی رژیم از بین نمی رود.

 

من در دوران نوجوانی مجبور شدم خاک وطنم را ترک کنم. اکنون حدود شش سال است که در کشور سوید زندگی می کنم بدون اینکه اقامت داشته باشم. بعد از شش سال هنوز اقامتی ندارم و این بدان معناست که من جواز ارتباط با مردم یعنی کار کردن و تحصیل را ندارم. اگرچه شش سال است که ساکن کشور سوید هستم اما بدلیل نداشتن اقامت هنوز خود را غریبه احساس می کنم. من بعنوان انسانی که به پدیده های پیرامون خود اهمیت می دهد و خواستار تغییر و پیشرفت است اجازه ندادم نداشتن اقامات سبب افسردگیم شود. بدین ترتیب، از همان روزهای اول در تمام راهپیمایی ها علیه رژیم ولایت فقیه شرکت کردم. ترک وطن یک تحمیل بود. وطنم را ترک کردم اما فعالیت سیاسی در راستای جلب افکار عمومی پیرامون جنایتی که در میهنم می شود را هرگز کنار نگذاشتم و تا زمان از هم پاشیدگی نظام رعب و وحشت نیز کنار نخواهم گذاشت. زیرا، اعتقاد دارم ما همه جا می توانیم تاثیرگذار باشیم.

نابود باد رژیم استبدادی مبتنی بر ولایت فقیه، زنده باد دموکراسی و عدالت اجتماعی

ضرب و شتم پناهجویان ایرانی در پاکستان موقوف شکایت فدراسیون از دولت پاکستان به سازمانهای مدافع حقوق بشر

رونوشت به گوینت گویبره چیرستوس(Ms. Guenet Guebre-Christo ) رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در پاکستان

به اطلاع میرسانیم  که شماری از پناهجویان ایرانی سالها پیش از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در پاکستان درخواست پناهندگی کرده اند. این پناهجویان همگی از ترس دستگیری و زندان و شکنجه و مجازات مرگ در ایران به پاکستان گریخته اند. این پناهجویان هم مثل دیگر ایرانیان در ایران و سراسر جهان به میدان آمده اند تا  کارنامه پر از جنایت و جهالت جمهوری اسلامی را به دنیا معرفی کنند. اما پلیس پاکستان هر بار با بیرحمی تمام به جان پناهجویان به پا خواسته ایرانی در پاکستان می افتد و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و سوار بر اتومبیل کرده و به مراکز پلیس می برند و آنها را تهدید به دیپورت می کنند.

دولت پاکستان حق ندارد پناهجویان ایرانی را به دلیل اعتراض علیه رژیم ایران مورد ضرب و شتم و بدرفتاری قرار دهد. مبارزه آنها علیه رژیم اسلامی ایران مشروع و برحق است آنچه که در ایران مشروعیت ندارد خود جمهوری اسلامی است. پناهجویان ایرانی در پاکستان از بازماندگان و قربانیان بیشمار در زندانهای جمهوری اسلامی هستند. به همین دلیل حق دارند تظاهرات کنند، حق دارند شعار بدهند، حق دارند عکس جانباختگان را در دست بگیرند و در هرنقطه ای که خود تعیین می کنند دست به تظاهرات بزنند. تظاهرات حق بی چون و چرای آنهاست برای اینکه در ایران حق اعتراض نداشته اند، برای اینکه اعتراض آنها در ایران با گلوله و زندان و شکنجه پاسخ می گرفته، برای اینکه در ایران مذهب است که حرف اول را می زند.

پناهجویان ایرانی در پاکستان  از دست ظلم و ستم و کشتار و اعدامهای هولناک مخالفین رژیم به پاکستان گریخته اند. آنها از سوی پلیس آن کشور مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند بدلیل اینکه علیه رژیم ایران تظاهرات سازمان داده اند و پلاکارد و عکس ندا آقاسلطان و جان باختگان پس از انتخابات را در دست داشته اند و علیه جمهوری اسلامی شعار داده اند. ضرب و شتم و بازداشت پناهجویان ایرانی از سوی پلیس پاکستان محکوم است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی با تمام توان از برخورداری حق تظاهرات  پناهجویان علیه جمهوری اسلامی و دفاع از حق پناهندگی آنها دفاع می کند و از همه سازمانهای بین المللی و مدافع حقوق بشر می خواهد که به دولت پاکستان  اعتراض کنند و رفتار پلیس آن کشور علیه پناهجویان ایرانی را محکوم نمایند.

لازم به ذکر است که بسیاری از این پناهجویان خانواده های دارای فرزند هستند و از طرف دفتر سازمان ملل نه به آنها کمک نقدی میشود و نه به درخواست پناهندگیشان پاسخ مثبت داده میشود. بیکاری و شرایط سخت زندگی و عدم هر نوع دورنمایی برای انتقال این پناهجویان به کشور سوم بر روح و روان آنها و خانواده هایشان تأثیرات منفی گذاشته و آنها را به یأس و ناامیدی کشانده است.

وظیفه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل این است که به وضعیت زندگی مراجعه کنندگان به این سازمان رسیدگی نماید و در پروسه معینی شرایط انتقال آنها را به کشورهای ثالث مهیا کند. مطابق اصل ۵۱ بند ۳ قانون کنوانسیون ژنو لازم است پرونده همه این افراد مورد  رسیدگی فوری قرار گیرد و به عنوان پناهنده بپذیرفته شوند.

ازنظر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این پناهجویان باید فورا به کشور سومی انتقال یابند تا از یک زندگی امن برخوردار گردند.

با احترام

عبدالله اسدی دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۵ فوریه ۲۰۱۰

 

 

برای اطلاع از یورش پلیس به آنها به لینک زیر نگاه کنید

 

http://parsdailynews.com/60357.htm

به سازمان عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر و مدافعین حقوق پناهندگی در مورد جمال صابری

 

 

جمال صابری فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی از سوی پلیس ژاپن بازداشت شد و در معرض خطر دیپورت فوری به ایران قرار گرفته است. جمال صابری (جلال احمدزاده نوعی) در سال ۱۹۹۰ از ایران به ژاپن رفت. در سال ۱۹۹۲ به حزب کمونیست کارگری ایران پیوست و به عنوان فعال این حزب در ژاپن به فعالیت سیاسی علیه نقض حقوق بشر در ایران پرداخت.

 

جمال پس ازپیوستن به حزب کمونیست کارگری یکی از احزاب چپ اپوزسیون ایران مقالات متعددی علیه جمهوری اسلامی و علیه اسلام سیاسی نوشت و برعلیه روابط  سیاسی و دیپلوماتیک ژاپن با جمهوری اسلامی دست به افشاگری زد. بسیاری از نوشته های جمال در این زمینه به زبانهای فارسی و ژاپنی در جراید آن  کشور و نشریات فارسی از جمله نشریه  سازمان جوانان و همبستگی درج شده است. جمال صابری در ۱۰ مه ۲۰۰۱ از وزارات دادگستری ژاپن درخواست پناهندگی کرد. در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۰۲ درخواست پناهندگی جمال توسط وزارت دادگستری ژاپن رد شده و در آوریل  همان سال درخواست فرجام خواهی کرد و از طریق این وزارتخانه درخواست وی بار دیگر رد شد و پلیس ژاپن حکم دستگیری و دیپورت جمال  را صادرکرد. در اواخر اکتبر ۲۰۰۳ جمال دستگیر و به بازداشتگاه اداره مهاجرت انتقال یافت و بیشتر از یک سال در بازداشت این اداره بسر برد. این اتفاقات جمال را به یک چهره محبوب و شناخته شده در دفاع حقوق انسان در سطح سازمانهای چپ ونهادهای مدافع حقوق انسانی و اتحادیه های کارگری تبدیل  کرد

 

بازداشت جمال در آن هنگام مورد اعتراض بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی قرار گرفت و از دیپورت وی به ایران جلوگیری کردند. در پس کمپینها و اعتراض بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر از زندان  آزاد شد.

با این وجود جمال هیچگاه از سوی دولت ژاپن بعنوان پناهنده پذیرفته نشد و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نیز در این زمینه کمکی نکرد. وکیل جمال گفته است او در معرض خطر دیپورت به ایران قرار گرفته است. بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر، با سابقه و فعالیت سیاسی جمال در کشور ژاپن علیه رژیم ایران آشنا هستند. جمال در طول مدت اقامتش در ژاپن رهبری و سازماندهی دهها مورد اعتراض بر علیه نقض حقوق بشر در ایران را بعهده داشته است.

در این زمینه اسناد و مدارک زیادی از فعالیت جمال در ژاپن وجود دارد و بسیاری از سازمانهای که درزمینه دفاع از حقوق بشرفعال هستند جمال را به عنوان چهره مخالف جمهوری اسلامی می شناسند.

 

در همین رابطه جمال سال گذشته از سوی دیپلماتهای سفارت ایران در ژاپن تهدید شد. موارد فوق تأئیدی است بر موقعیت سیاسی و خطراتی که هم اکنون جان و زندگی او را تهدید میکند. ما داریم  صدای اعتراض جمال و خبر بازداشت وی را از سوی پلیس ژاپن به دنیا مخابره می کنیم و هر نوع خطر که جان و جسم جمال را نشانه بگیرد به پای دولت ژاپن می نویسیم و افکار عمومی جهان را علیه دولت این کشور و نقض حقوق پناهندگی جمال بسیج می کنیم. جمهوری اسلامی در کمین بازگرداندن جمال به ایران نشسته است. او هنوز در بازداشت پلیس ژاپن بسر می برد اجازه ندهید او را بازگردانند و مثل هزاران جمال دیگر به جوخه اعدام بسپارند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه سازمانهایی که این نامه را دریافت میکنند مصرانه میخواهد که به نجات جان جمال بشتابند واز دولت ژاپن بخواهند که بدون هیچ اما و اگری حکم دیپورت جمال را لغو کند و حفظ جان وی  را به عهده بگیرد.

 

عبدالله اسدی دبیر

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۸ مارس ۲۰۱۰

عبدل گلپریان: نامه سرگشاده به اداره مهاجرت فنلاند

رونوشت به: سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی ۲۰ آوریل ۲۰۱۰

 

بخوبی اطلاع دارید که مراد باد بدست و جمال چیر از اعضا و فعالین احزاب سیاسی کردستان ایران که سالها عمر خود را صرف مبارزه با حکومت جنایتکار و ضد بشری جمهوری اسلامی کرده اند، همراه خانواده هایشان مدت ۷ سال را در شرایط بسیار سخت ترکیه منتظر پاسخ قبولی یوان آنکارا بوده اند. اما بعد از این ۷ سال و علا رغم اینکه پاسخ قبولی را هم گرفته بودند، دولت ترکیه مانع از خروج آنان به کشور ثالث شد و در نهایت ناچار شدند بطور غیر قانونی خود را به کشور فنلاند برسانند. اکنون نزدیک به ۲ سال است که در فنلاند بسر می برند و در این مدت هم در انتظار پایان یافتن این شرایط سخت و به امید دریافت پاسخ مثبت اداره مهاجرت بوده اند تا بلکه بعد از انتظاری طولانی بتوانند همانند هر انسانی و بعنوان شهروندان جامعه فنلاند، از این سرگردانی و فشارهای ۹ سال عذاب روحی و فکری نجات پیدا کنند، اما با تعجب فراوان اطلاع یافتیم که اداره مهاجرت فنلاند پاسخ منفی به آنها داده است.

 

شما باید قطعا متوجه این مسئله بوده باشید که این دو خانواده پیشنه ای در مبارزه علیه حکومت اسلامی داشته اند و مجازات چنین افرادی در قوانین حکومت اسلامی بدون چون وچرا خطر مرگ است. علاوه بر این حتما اطلاع هم دارید که در ۱۰ ماه اخیر مردم ایران در این تلاش بوده اند که این حکومت ضد بشری را که زندگی ۷۰ میلیون انسان در ایران را به نابودی کشانیده و با تروریسم و آدم کشی دنیا را نا امن کرده است سرنگون کنند. گمان نمیکنیم از این مسئله هم بی اطلاع بوده باشید که در داخل ایران هر کسی که کوچکترین مخالفتی با این حکومت نشان دهد، جایش در زندان، شکنجه گاه و در نهایت اعدام است. بدون شک شما از تاریخ ۳۰ سال جنایت و آدم کشی حکومت اسلامی بر علیه مخالفین خود و احزاب و سازمانهای اپوزیسیون ایرانی در داخل و خارج از ایران هم بی اطلاع نیستید.

 

بنابراین با توجه به آنچه که اشاره شد. جواب منفی شما به این دو خانواده و افرادی مشابه اینچنین وضعی و در صورت دیپورت آنها به ایران، بلافاصله با خطر مرگ مواجه خواهند شد. آنها از روز یکشنبه ۱۸ آوریل دست به اعتصاب غذای خشک زده اند. اعتصاب غذای آنها صدمات و لطمات جبران ناپذیری بر جسم و فکرشان وارد خواهد ساخت و تا کنون هم از جانب شما عکس العملی انسانی و یا مطابق با ابتدایی ترین حقوق قانونی فنلاند در رسیدگی به وضع آنان مشاهده نشده است و این بی توجهی بدوراز هر گونه احساس مسئولیت انسانی و حتی قانونی شماست. ما بعنوان همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، تصمیم شما مبنی بر رد پذیرش آنها را، در راستای همکاری شما با حکومت اسلامی در ایران می دانیم آنهم حکومتی که در حال سقوط است. ما با تمام توان خود، این همکاری را به گوش افکار عمومی خواهیم رساند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از اولین روز اعتصاب غذای این دو خانواده، در تلاش برای انعکاس وضعیت سخت و دشوار آنها در سراسر دنیا و بخصوص در فنلاند است. ما فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از شما درخواست میکنیم که وضعیت و پرونده پناهندگی آنها را در راستای تایید و پذیرش بعنوان پناهنده مورد بررسی مجدد قرار دهید و با پذیرش آنها بعنوان پناهنده در فنلاند، تصمیمی در راستای پاسخ به حق طبیعی و انسانی آنها بگیرید در غیر این صورت دولت فنلاند بنا به تصمیم و رای فعلی اداره مهاجرت، عملا در جنایتی که حکومت اسلامی می خواهد علیه آنها انجام دهد سهیم و شریک خواهد بود.

 

از این رو دفاتر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی که در کشورهای پناهنده پذیر فعالیت دارد و برای نجات جان فراریان از دست حکومت قاتل و آدم کش اسلامی تلاش می کند و تا کنون جان بسیاری از انسانهای شریف را نجات داده است، وظیفه خود می داند که وضعیت خطرناکی را که با تصمیم شما در انتظار این دو خانواده قرار گرفته است، وسیعا به اطلاع افکار عمومی، رسانه ها و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی در دنیا برساند. به امید پاسخ مثبت و خوشحال کننده از سوی اداره مهاجرت فنلاند برای نجات جان این انسانها.

 

با احترام

عبدل گلپریان دبیر همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – فنلاند

 

tel: 0405758250

website: www.hambastegi.org

e.mail: abdolgolparian1@gmail.comآدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید

گزارش کوتاهی از اعتراض ایرانیان در مقابل اداره مهاجرت سوئد در استکهلم برای متوقف کردن حکم اخراج کیومرث کاووسی فر

در اعتراض به سیاست غیر انسانی  پناهندگی دولت سوئد و همچنین در اعتراض به بازداشت و خطر دیپورت کیومرث کاووسی فر، روز جمعه ۱۶آوریل به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی تظاهراتی در مقابل اداره مهاجرت در شهر استکهلم برگذار گردید. در این تظاهرات شمار زیادی از پناهجویان، سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی و شماری از  مسئولین رادیوهای محلی و ایرانیان شهر استکهلم شرکت کرده بودند.

در طول مدت برگزاری این تظاهرات سارا نخعی، کیمیا پازوکی و هوشیار سروش از طرف  فدراسیون و همچنین نمایندگانی از سایر تشکلهای مدافع حقوق پناهندگی و تعدادی از پناهجویان در دفاع از حقوق پناهندگی، بویژه در دفاع از حق پناهندگی و متوقف کردن حکم دیپورت کیومرث کاووسی فر سخنرانی کردند.

شرکت کنندگان در تمام طول این تظاهرات با  شعار دیپورتهارا متوقف کنید و نباید پناهجویان را به جهنم جمهوری اسلامی دیپورت کنید توجه ها را به این گردهمایی جلب کرده بودند. در پایان این تظاهرات سارا نخعی دبیر فدراسیون استکهلم به همراه دو نفر دیگراز شرکت کنندگان با یکی از مسئولین اداره مهاجرت به نام رولف وستلینگ ملاقات کردند واطلاعیه مطبوعاتی فدراسیون در مورد بازداشت کیومرث کاووسی فر و همچنین نامه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به اتحادیه اروپا و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در مورد وضعیت ایران و پناهجویان ایرانی را به وی تسلیم کردند و خواستار متوقف کردن اخراج وی به ایران شدند. آقای وستلینگ قول داد به این پرونده در اسرع وقت رسیدگی نماید. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به همه  شرکت کنندگان در این تظاهرات خسته نباشی می گوید آنهارا به فعالیت هرچه گستردتر در دفاع از حقوق پناهجویان دعوت می کند.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم

۱۸ اپریل ۲۰۱۰