همه‌ی نوشته‌های gholam@A

عبدالله اسدی:به بهانه اعتصاب غذای لیلا سلطان پناه و اقبال بینیاز در ترکیه

 abe

از صبح روز سه شنبه اول تا جمعه چهارم ژوئن  لیلا سلطان پناه وهمسرش اقبال بی نیاز به همراه دختر ۷ ساله شان دریا در مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در شهر وان ترکیه دست به اعتصاب غذای خشک زدند و اعلام کردند: “نه نان نه آب تا گرفتن جواب”. در این دوره  بیشترین مطالب نشریه همبستگی به شرایط سخت زندگی در ترکیه اختصاص داشته است. زندگی سخت پناهجویان در ترکیه بر کسی پوشیده نیست؛ تمام تلاش فدراسیون در این دوره این است که این وضعیت را توضیح دهد و توجه افکار عمومی دنیا و همه ایرانیان خارج از کشور را به آنچه که به پناهجویان در ترکیه میگذرد جلب کند. مشکلات لیلا و اقبال مشکلاتی واقعی  است و  باید هر کسی به هر درجه ای که می تواند به آن پاسخ دهد و این خانواده و همه کسانی را که با مشکلات مشابه مواجه هستند در حلقه محبت خود قرار دهد و به آنها کمک نماید  ولی از نظر ما راه مقابله با وضعیت موجود دست زدن به  اعتصاب غذا نیست آنهم اعتصاب غذا در ظرفیت فردی و در شرایط ترکیه.

اعتصاب غذا اساسا روش مطلوبی برای برون رفت از شرایط سخت زندگی نیست. مبارزه برای گرفتن حق پناهندگی جنبه های متفاوتی دارد که متاسفانه بسیاری از پناهندگان در دنیا به اشکال متفاوت  این مبارزه یا آشنا نیستند و یا به چنین مبارزه ای برای گرفتن حق پناهندگی  دست نمی زنند. پناهجویان زمانی اعتصاب غذا را به عنوان یک روش از مبارزه انتخاب می کنند که دچار استیصال می شوند و افق و امید خود را برای یک زندگی بهتر از دست می دهند. جایگاه یک مبارزه سمبلیک در شکل اعتصابی  یک روزه، قابل درک است ولی نه نان نه آب تا گرفتن جواب آزار دهنده است. عملا بعد از ۲۴ ساعت بر روح و روان فرد اعتصابی و اطرافیانش تاثیرات بسیار منفی خواهد گذاشت و امید به آینده ای بهتر را به نا امیدی بیشتر تبدیل خواهد کرد.

هر مبارزه ای باید تاریخ شروع و پایانش معلوم باشد باید معلوم باشد با چه هدفی دست به اعتصاب غذا می زنیم و میخواهیم با دست زدن به اعتصاب غذا چه تاثیری بر روند زندگی خود بگذاریم؟ و بالاخره  اعتصاب غذا تا کی؟! پناهنده برای نجات جانش و حفظ بقا پناهنده می شود در حالی که یک اعتصاب غذای نامعلوم می تواند به عنوان یک زخم عمیق بر پیکر فرد اعتصابی  تا آخر عمر باقی بماند و هیچ وقت التیام پیدا نکند. از  این نظر اعتصاب غذا نمی تواند روشی سازنده  برای  رسیدن به سلامتی و موفقیت باشد.

آنچه که گفتم نظر و سیاست فدراسیون در قبال همه پناهجویانی است که در ترکیه و پاکستان و یا در بلژیک و سویس و آلمان و سوئد و همه جای جهان تحت شرایط بسیار وحشتناک زندگی پناهندگی و زیر فشارهای متعدد به اعتصاب غذا دست میزنند. از نظر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی معضل پناهندگی یک معضل سیاسی و بین المللی است و متأسفانه به دنبال پایان جنگ سرد و یک قطبی شدن دنیا و ابعاد وحشتناک تاثیرات  نظم نوین جهانی بر زندگی نیمی از مردم جهان و جنگ و خانه خرابی که در بسیاری از دنیا به وجود آمد، حقوق پناهندگی و آنچه که به نام حقوق بشر در کشورهای غربی مرسوم بود یکی پس از دیگری پس گرفته شدند. بنابراین هر کس که نتواند آن روندها را توضیح دهد و دورنمای روشنتری ترسیم کند، این خطر وجود دارد که به جای متکی بودن به سازمانیابی و دامن زدن به یک مبارزه اجتماعی و رجوع به افکار عمومی به دام حوادث خود به خودی بیفتد و با شرایط به مراتب پیچیده تری مواجه شود. همه بحث و استدلال من این است که بگویم دست زدن به اعتصاب غذای نامعلوم تصمیم درستی نیست چون این تصمیم  به عنوان راه حل نهایی انتخاب می شود و برای همه هم همینطور تداعی میشود و اگر به موفقیت نینجامید هم جان و جسم خود را قربانی کرده است و هم امید به زندگی بهتر را از دست داده است. به همین دلیل اعتصاب غذا روش مناسبی برای گرفتن حقوق پناهندگی نیست.

مگر آدم چند روز می تواند به اعتصاب غذا ادامه دهد؟ اگر گوش شنوایی نبود و نتیجه فوری  نداد چه؟ من اساسا اعتقاد ندارم با هرنوع اعتصاب غذا  بتوان در سیاست پناهنده پذیری، کوچکترین تغییری ایجاد کرد. اگر ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵ در سوئد دری برروی بخش کوچکی از پناهندگان گشوده شد در نتیجه اعتصاب غذا و خود آزاری کسی نبود، بلکه در نتیجه سه سال مبارزه پیگیر، مدرن و اجتماعی از سوی دهها سازمان و نهاد مدافع حقوق پناهندگی بود. من می دانم بسیاری از پناهجویان همه راه حلهای مبارزه را پشت سر می گذارند و اعتصاب غذا را به عنوان راه حل نهایی انتخاب می کنند ولی تجربه مبارزه ما نشان می دهد که در اثر اعتصاب غذا هم نتیجه چندانی حاصل نمی شود. به همین دلیل من از همه دوستان پناهجو می خواهم که با دید بازتری به موقعیت خود نگاه کنند. تنها شما نیستید که در شرایط سخت پناهندگی گرفتار آمده اید. اعتصاب غذا روشی نیست که  تمامی پناهجویان  بتوانند به آن دست بزنند. به جسم و روحتان آسیب نرسانید؛ به جای آن به خود قدرت و نیرو بدهید. مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی به توان جسمی و نیروی بیشتری نیاز دارد. عدم موفقیت پناهجو در اثر چنین اتفاقاتی می تواند بر روند زندگی و آینده هر کسی بشدت تاثیرات منفی بگذارد، نهایتا  فرد پناهجو را در انزوا و تنهایی قرار دهد و او را از هر تلاش دیگری نا امید کند. تا بحال کم نبوده اند پناهجویانی که به فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی پیشنهاد لبدوزی و اعتصاب  غذا و از این دست داده اند که ما نیز در کمال متانت آنها را از دست زدن به چنین اقدامی منصرف کرده و به جای آن دعوت به مبارزه پیگیر و اجتماعی کرده ایم.

.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی همواره پناهجویان را به مبارزه اجتماعی از قبیل تحصن، تظاهرات چند ساعته، کمپینهای دراز مدت و ادامه دار، فعالیتهای لابیستی  از قبیل مراجعه به سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، مذاکره با مقامات مهاجرتی، صادر کردن بیانیه های متفاوت، نوشتن نامه برای مقامات امور پناهندگی  با طرح خواسته های معین، تشویق پناهجویان به پیگیری پرونده های خود از راههای مختلف حقوقی  و دهها روش دیگر از مبارزه بدون اینکه کسی آسیبی به خودش برساند، دعوت کرده است.

راحله خوی:نباید اجازه داد جنسیت مبنای حقوق نابرابر میان زن و قرار گیرد

Rahele_khooy

چه فرقی میکند زن یا مرد بودن همه انسان هستیم و یکسان چرا پس من که یک زن هستم سالها ازاین موضوع سرشکسته و سخت زندگی کردم درتمام سالهای کودکی به من یاددادند که نبایدبا پسرها بازی کنی بایدخیلی مراقب باشی تویک دختری باید همیشه حواست باشد چه لباسی میپوشی وچه کار میکنی ، تو یک دختری ….

بعدکه به سنین نوجوانی و جوانی رسیدم که اخطارها و گوشزدها چندین برابرشد وقتی به مدرسه میرفتم بایدلباسهای رنگ تیره میپوشیدم حتی اجازه نداشتم کفش رنگ روشن بپوشم اگرکمی موی سرم معلوم میشد حتماً با برخوردی سخت تذکرداده میشد وارد مدرسه که میشدم جلوی در ورودی پرده برزتنی زده بودند تا وقتی درحیاط مدرسه هستیم با اینکه با لباسهای فرم بودیم ولی با بازوبسته شدن درازبیرون مشخص نشویم جلوی در مدرسه مثل بازداشتگاه همه کیف و لباسهامون را میگشتند تا مثلاً لوازم آرایش یا نوارکاست و یا فیلمی نداشته باشیم درکوچه و خیابان اجازه حتی خندیدن نداشتیم فقط به جرم دختربودن .

دختری نباید با پسری دوست میشد و این خلاف بزرگی بود و اگرمخفیانه هم این اتفاق می افتاد و درجایی این دو جوان را با هم می گرفتند یا سریعاًبه عقد هم درمی آوردند و یا با تعهد کتبی و پول ازخانواده ها و درست کردن پرونده ضد اخلاقی آزاد می کردند سالها حسرت خوردم که چرا یک دختربه دنیا آمدم و وقتی فهمیدم که خودم دارم مادر یک دختر می شوم بی اختیار اشک ریختم نه به این خاطر که دختردارمیشوم فقط چون فکر کردم بازانسانی دیگر دراین کشور بوجودآمده تا مثل من وهزاران زن دیگر که درایران زندگی میکنند باید سالها از اینکه دختر بدنیا آمده در رنج و عذاب و حسرت بزرگ شود.

واقعاً چرا دختران خوب ، با هوش ، فهمیده  وزیبای ایرانی فقط به جرم اینکه دخترهستندباید این همه درسختی و فشار باشند و الان هم که حتماً میشنوید چه سختگیریها  وفشارهایی مخصوصاً برای جوانان دخترما درایران هست ازمدارس ابتدایی تا دانشگاه ها و حتی در کوچه  وخیابان باید باور کنند به خاطر از جنس زن بودن باید اینگونه زندگی کنند .

نزدیک تابستان است و با شروع فصل گرما که امسال هم مغایر با سالگرد حوادث خرداد پارسال است سختگیری و فشار چندین برابر شده ، لباس شخصی ها مخصوصاً زنان چادری که هیچ جای صورتشان مشخص نیست قدم به قدم درخیابان ها و مراکز خرید راه میروند  وبا برخوردهای بدهرلحظه تذکرمیدهند و اگرهمان لحظه بابله و چشم گفتن طبق خواسته آنها عمل نشود با خشونت و وحشیگری آنها را به ماشین های گشت که درهمه خیابانها منتظرجمع کردن جوانها هستند میبرند و بعد که ماشین پرشد به بازداشتگاه میبرند  وبعد از کتک زدن و پول گرفتن  وتعهد کتبی آزاد میکنند ، آخرچرا و به چه جرمی ، فقط چون چندخال موی سرشان پیدابود و یا مانتوتنگ پوشیدند . چرا جوانان ما حق ندارند مهمانی بگیرند و دورهم جمع شوند چرا حتی درعروسی ها و مهمانی های خصوصی باید با ترس و لرز شرکت کنند و اگر صدای شادی و موزیک را بشنوند وحشیانه وارد مجلس میشوند و … 

چرا باید برای ازدواج انتخاب شویم و حق انتخاب نداریم ، چرا باید همیشه مراقب لباس پوشیدن و حتی حرف زدمان باشیم چراباید حتی بعدازازدواج هم هیچ حق و حقوقی نداشته باشیم نه حق اعتراض ، نه طلاق  ونه حتی حق بچه ، چرا نمیتوانیم حتی شغل دلخواهمان را انتخاب کنیم ، چرا نه درمسائل شخصی و خانوادگی ونه درمسائل فرهنگی و اجتماعی نمیتوانیم مانند یک مرد باشیم چرا من  ومیلیونها زن مثل من باید هزاران هزار ازاین چراها را سالها دردلمان نگه داریم ، همه ما زنان ایرانی بینهایت چرا داریم . چرا ، چرا ، چرا و گاهی حتی نمیتوانیم بیان کنیم و اگربخواهیم همه را به ریز و بطورکامل بگوئیم میتوانیم چندین کتاب بنویسیم .

به امید اینکه روزی همه دختران و زنان ایرانی درایران بتوانیم آزاد و راحت زندگی کنند و از اینکه یک دختر و زن هستند افتخارکنند  .

راحله خوی

نباید اجازه داد جنسیت مبنای حقوق نابرابر میان زن و قرار گیرد

Rahele_khooy

چه فرقی میکند زن یا مرد بودن همه انسان هستیم و یکسان چرا پس من که یک زن هستم سالها ازاین موضوع سرشکسته و سخت زندگی کردم درتمام سالهای کودکی به من یاددادند که نبایدبا پسرها بازی کنی بایدخیلی مراقب باشی تویک دختری باید همیشه حواست باشد چه لباسی میپوشی وچه کار میکنی ، تو یک دختری ….

بعدکه به سنین نوجوانی و جوانی رسیدم که اخطارها و گوشزدها چندین برابرشد وقتی به مدرسه میرفتم بایدلباسهای رنگ تیره میپوشیدم حتی اجازه نداشتم کفش رنگ روشن بپوشم اگرکمی موی سرم معلوم میشد حتماً با برخوردی سخت تذکرداده میشد وارد مدرسه که میشدم جلوی در ورودی پرده برزتنی زده بودند تا وقتی درحیاط مدرسه هستیم با اینکه با لباسهای فرم بودیم ولی با بازوبسته شدن درازبیرون مشخص نشویم جلوی در مدرسه مثل بازداشتگاه همه کیف و لباسهامون را میگشتند تا مثلاً لوازم آرایش یا نوارکاست و یا فیلمی نداشته باشیم درکوچه و خیابان اجازه حتی خندیدن نداشتیم فقط به جرم دختربودن .

دختری نباید با پسری دوست میشد و این خلاف بزرگی بود و اگرمخفیانه هم این اتفاق می افتاد و درجایی این دو جوان را با هم می گرفتند یا سریعاًبه عقد هم درمی آوردند و یا با تعهد کتبی و پول ازخانواده ها و درست کردن پرونده ضد اخلاقی آزاد می کردند سالها حسرت خوردم که چرا یک دختربه دنیا آمدم و وقتی فهمیدم که خودم دارم مادر یک دختر می شوم بی اختیار اشک ریختم نه به این خاطر که دختردارمیشوم فقط چون فکر کردم بازانسانی دیگر دراین کشور بوجودآمده تا مثل من وهزاران زن دیگر که درایران زندگی میکنند باید سالها از اینکه دختر بدنیا آمده در رنج و عذاب و حسرت بزرگ شود.

واقعاً چرا دختران خوب ، با هوش ، فهمیده  وزیبای ایرانی فقط به جرم اینکه دخترهستندباید این همه درسختی و فشار باشند و الان هم که حتماً میشنوید چه سختگیریها  وفشارهایی مخصوصاً برای جوانان دخترما درایران هست ازمدارس ابتدایی تا دانشگاه ها و حتی در کوچه  وخیابان باید باور کنند به خاطر از جنس زن بودن باید اینگونه زندگی کنند .

نزدیک تابستان است و با شروع فصل گرما که امسال هم مغایر با سالگرد حوادث خرداد پارسال است سختگیری و فشار چندین برابر شده ، لباس شخصی ها مخصوصاً زنان چادری که هیچ جای صورتشان مشخص نیست قدم به قدم درخیابان ها و مراکز خرید راه میروند  وبا برخوردهای بدهرلحظه تذکرمیدهند و اگرهمان لحظه بابله و چشم گفتن طبق خواسته آنها عمل نشود با خشونت و وحشیگری آنها را به ماشین های گشت که درهمه خیابانها منتظرجمع کردن جوانها هستند میبرند و بعد که ماشین پرشد به بازداشتگاه میبرند  وبعد از کتک زدن و پول گرفتن  وتعهد کتبی آزاد میکنند ، آخرچرا و به چه جرمی ، فقط چون چندخال موی سرشان پیدابود و یا مانتوتنگ پوشیدند . چرا جوانان ما حق ندارند مهمانی بگیرند و دورهم جمع شوند چرا حتی درعروسی ها و مهمانی های خصوصی باید با ترس و لرز شرکت کنند و اگر صدای شادی و موزیک را بشنوند وحشیانه وارد مجلس میشوند و … 

چرا باید برای ازدواج انتخاب شویم و حق انتخاب نداریم ، چرا باید همیشه مراقب لباس پوشیدن و حتی حرف زدمان باشیم چراباید حتی بعدازازدواج هم هیچ حق و حقوقی نداشته باشیم نه حق اعتراض ، نه طلاق  ونه حتی حق بچه ، چرا نمیتوانیم حتی شغل دلخواهمان را انتخاب کنیم ، چرا نه درمسائل شخصی و خانوادگی ونه درمسائل فرهنگی و اجتماعی نمیتوانیم مانند یک مرد باشیم چرا من  ومیلیونها زن مثل من باید هزاران هزار ازاین چراها را سالها دردلمان نگه داریم ، همه ما زنان ایرانی بینهایت چرا داریم . چرا ، چرا ، چرا و گاهی حتی نمیتوانیم بیان کنیم و اگربخواهیم همه را به ریز و بطورکامل بگوئیم میتوانیم چندین کتاب بنویسیم .

به امید اینکه روزی همه دختران و زنان ایرانی درایران بتوانیم آزاد و راحت زندگی کنند و از اینکه یک دختر و زن هستند افتخارکنند  .

راحله خوی

اردوی تابستانی در کنار دریاچه ای زیبا در منطقه فلودا

تا دیر نشده ثبت نام کنید!

 

امسال اردوی تابستانی در شهر گوتنبرگ از بعدظهر روز جمعه ۹ ژوئیه تا صبح روز دوشنبه ۱۲ ژوئیه (یولی) به مدت ۳ روز در منطقه فلودا در کنار دریاچه ای زیبا واقع در ۴۰ کیلومتری این شهر برگزار میشود.

 

در این اردو امکانات شنا، قایقرانی، ماهیگیری، فوتبال، والیبال، حمام سونا، دیسکوی شبانه و شبهای دور آتش، نمایش فیلم و سمینار وجود دارد.

 

چای و قهوه و سه وعده غذا و هر روز یک وعده میوه جز برنامه غذایی اردوی تابستانی امسال میباشد.

 

 

برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر

 

با شماره تلفن ۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹ عبدالله اسدی تماس بگیرید.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- گوتنبرگ

 

برنامه های هفتگی فدراسیون در گوتنبرگ سوئد

دفتر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از سه شنبه تا جمعه همه روزه از  ساعت ۱۴ تا ۱۸ بر روی پناهندگان و علاقمندان به مسایل سیاسی و اجتماع باز است. توجه داشته باشید که این روزها عمدتا به مشاوره و پاسخ به سؤالات فردی پناهجویان و مشکلات اجتماعی مراجعه کنندگان اختصاص دارد.

سه شنبه شبها نیز از ساعت ۱۸ تا ۲۰ به برگزاری جلسات عمومی، ارائه اطلاعات جدید پناهندگی واشکال مختلف فعالیت فدراسیون، مسایل مهم روز و اخبار سوئد و ایران اختصاص دارد.

محل دیدار: دفتر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

طبقه دوم ساختمان Viktoriahuset جنب سینما هاگا

تلفنهای تماس         

 عبدالله اسدی                      ۷۳۷۱۷۸۸۱۹ ۰

مجید حمیدیان                    ۰۷۳۹۰۹۶۶۰۳

 فلورت معارفی                      ۰۷۳۷۳۸۳۹۷۴

بیانیه عفو بین الملل: یک سال گذشت – سرکوب دگراندیشی با زندانی شدن ناعادلانه صدها نفر گسترش می یابد

دفاع از آنها که ناعادلانه زندانی شده اند و رساندن صدای آنها به دیگران امری حیاتی است. بدترین کابوسی که یک زندانی می تواند داشته باشد این است که فراموش شده است. اما اطلاع از این که مردم سراسر جهان با جان و دل پیگیر مصیبت تو هستند، احساس امیدواری را زنده می کند،» مازیار بهاری، روزنامه نگار ایرانی – کانادایی نیوزویک، که پس از چهارماه بازداشت در پی انتخابات در ایران آزاد شد.

 

 

عفو بین الملل؛ بیانیه مطبوعاتی

 

ایران: یک سال گذشت – سرکوب دگراندیشی با زندانی شدن ناعادلانه صدها نفر گسترش می یابد.

 

یک سال پس از انتخابات مورد اختلاف ریاست جمهوری ۱۳۸۸، عفو بین الملل گزارش مستندی منتشر می کند از گسترش سرکوب مخالفان، که به رنج و عذاب روزنامه نگاران، دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشر و روحانیون در زندان انجامیده است.

 

وکلا، دانشگاهیان، زندانیان سیاسی پیشین و اقلیت های قومی و مذهبی ایران نیز در موج رو به گسترش سرکوب گرفتار آمده اند، که با موارد فراوان شکنجه و دیگر اذیت و آزارها و نیز اعدام های با انگیزه سیاسی زندانیان همراه بوده است.

 

این اختناق  در گزارش تازه عفو بین الملل با عنوان از اعتراض تا زندان ـ ایران یک سال پس از انتخابات مستند شده است که یک سال دستگیری و بازداشت معترضان به دولت و تعدی های آن را مورد بررسی قرار می دهد. با انتشار این گزارش کارزاری یک ساله شروع می شود که خواست آن آزادی زندانیان عقیدتی که در پی انتخابات مورد اختلاف ریاست جمهوری در ۱۳۸۸ و اختناق پیرو آن در ایران بازداشت شده اند، و محاکمه عادلانه بدون به کارگیری مجازات اعدام برای دیگر زندانیان سیاسی است.

 

دبیر کل موقت عفو بین الملل، کلادیو کُردُنه، می گوید: «دولت ایران مصمم به خاموش کردن تمام صداهای مخالف است و در عین حال می کوشد از نگاه موشکافانه جامعه بین المللی به موارد تعدی مرتبط با ناآرامی های پیرو انتخابات اجتناب کند.»

 

«در هنگام ارائه گزارش ملی به بازنگری عمومی ادواری در شورای حقوق بشر، که در هفته جاری گزارش نهایی خود را منتشر خواهد کرد، موضع نامعقول این دولت این بود که هیچ گونه تعدی رخ نداده است. ما از این دولت می خواهیم توصیه های مربوط به رفتار با زندانیان را بپذیرد و به کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل اجازه دیدار از کشور بدهد.»

 

صدها نفر به خاطر نقش خود در اعتراض های خرد اد ۱۳۸۸یا بیان نظریات مخالف خود به روش های دیگر هنوز در بازداشت به سر می برند و زندانی کردن شهروندان عادی در “سیستم درهای گردان” دستگیری وبازداشت خودسرانه پدیده ای رو به رشد و روزمره شده است. در سال گذشته افرادی با ارتباط احتمالی با گروه های ممنوعه و اعضای خانواده های زندانیان پیشین گرفتار دستگیری خودسرانه شده اند.

 

موارد زیر از جمله مثال های مربوطه هستند:

 

– دانشجوی محروم ضیاالدین نبوی حکم ۱۰ سال زندان خود را در زندان اوین می گذراند. او عضو شورای دفاع از حق تحصیل است، و حکم او ظاهرا به این واقعیت مربوطه است که او خویشاوندانی در گروه ممنوعه سازمان مجاهدین خلق ایران دارد که به ادعای مقامات مسئول سازماندهی تظاهرات بوده است.

 

– پس از انتخابات در حدود ۵۰ عضو جامعه بهایی در سراسر کشور دستگیر شده اند و هنوز ناعادلانه در ناآرامی ها مقصر جلوه داده می شوند.

 

– اقلیت های قومی ایران نیز در طی انتخابات و پس از آن با دستگیری و بازداشت روبرو بوده اند. چهار کرد در میان پنج زندانی سیاسی بودند که در ماه اردیبهشت بدون ابلاغ قانونا الزامی اعدام شدند. این پیامی آشکار به کسانی بود که قصد دارند در سالگشت انتخابات به اعتراض بپردازند. کلادیو کُردُنه می گوید: «آنچه ما می خواهیم بسیار ساده اسـت: آزادی فوری وبدون قید و شرط تمام زندانیان عقیدتی و محاکمه سریع برای دیگران به اتهام های مشخص کیفری، بدون توسل به مجازات اعدام، در دادگاه هایی که موازین بین المللی محاکمه های عادلانه را کاملا رعایت می کنند.»

 

بازداشت شدگان روزها، هفته ها و حتا ماه ها بدون ارتباط با دنیای خارج مانده اند و خانواده های آنها از محل بازداشت یا اتهام آنها بی اطلاع بوده اند.

 

پنهان کاری در باره این دستگیری ها کار بازجویان را برای توسل به شکنجه و اذیت و آزارهای دیگر، شامل تجاوز و اعدام های ساختگی، برای کسب «اعتراف ها»ی اجباری و بعد استفاده از آنها به عنوان مدرک در محاکمه آسانتر می سازد.

 

زنی در باره یکی از مدافعان حقوق زن که با او در بازداشت به سر می بُرد چنین می گوید: «او به ما گفت که بازجویانش به سر پستان هایش کابل وصل کرده و به او شوک الکتریکی داده اند. او به قدری بیمار بود که گاهی در سلول غش می کرد.»

 

مادر یکی از مدافعان حقوق بشر، شیوا نظرآهاری، که بدون اتهام یا محاکمه در بازداشت است و وضعیتش در گزارش مورد توجه قرار گرفته است، می گوید: «امیدوارم دختران شما بزرگ شوند و ازدواج کنند. دختر من بزرگ شد که به زندان بیافتد.» او مسیر تعداد روزافزون ایرانیانی را ترسیم می کند که از فعالیت سیاسی و مدنی به سلول های زندان اوین و دیگر زندان ها در استان های دیگر ختم می شود.

 

اعدام های اخیر ناشی از انگیزه سیاسی در دوره پیش از سالگشت مهم انتخاباتی که اعتراض های وسیع انتظار می رود، ادامه دارد و نظام قضایی به عنوان وسیله کشنده سرکوب به دست مقامات ایرانی به کار گرفته می شود. حداقل شش نفر به اتهام “محاربه” به خاطر ادعای شرکت در تظاهرات و عضویت گروه های ممنوعه دارای حکم اعدام هستند.

 

ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین تعداد مجازات اعدام در جهان را اجرا می کنند. عفو بین الملل در سال ۲۰۱۰ تا به امروز بیش از ۱۱۵ مورد اجرای اعدام را ثبت کرده است.

 

کلادیو کُردُنه می گوید: «مقامات ایران باید به این کارزار ترس و وحشت با هدف درهم کوبیدن کوچکترین مخالفت ها با دولت پایان دهند. آنها تا آستانه سالگشت انتخابات به استفاده از مجازات اعدام به عنوان ابزار سرکوب ادامه می دهند. مقامات ایران به جز خودشان همه کس را در ناآرامی ها مقصر می دانند، اما از احترام به قوانین خودشان که شکنجه و دیگر اذیت و آزارها را منع می کند سر باز می زنند.»

 

یادداشت برای سردبیران

 

روز ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد)، اولین سالگشت انتخابات مورد اختلاف در ایران، روز جهانی اقدام در سراسر جهان و مورد حمایت عفو بین الملل و دیگران است

گزارش از ملاقا ت نما یند گان فدراسیون پناهند گان با مسئولین اداره مهاجرت در استکهلم

IFr_st

در اعتراض به سیاست پناهنده پذیری دولت سوئد فدراسیون پناهندگان در استکهلم همراه با چندین تشکل مدافع حقوق پناهندگی ار تاریخ   ۲۴تا۲۹  ماه مه کمپینی  با عنوان دادخواهی پناهجویان باخواست امنستی ۲۰۱۰را شروع کرده است. این کمپین در روز دوشنبه ۲۴مه با اشغال اداره مهاجرت شروع و با برگزاری سمیناری با شرکت احزاب پارلمانی و مسئول کمیته پناهندگی سوئد (asyl komitten) در روز سه شنبه ۲۵مه ادامه داشت. همچنین در روز چهارشنبه ۲۶مه هیئتی ا ز طرف فدراسیون  مرکب از سارا نخعی دبیر فدراسیون و اندیشه علیشاهی سخنگوی فدراسیون و زویا یوسفی از فعالین فدراسیون با دو تن ا ز مسئولین بخش رسیدگی به  پرونده های پناهجویان نشست داشتند. در این جلسه از طرف مسئولین فدراسیون مسا ئل و مشکلات پناهجویان از بدو ورود به سوئد تا مراحل رسیدگی به پرونده و گرفتن جواب های ردی  مورد اعتراض شدید قرار گرفت و تاکید شد که با توجه به شرایط ایران هیچ پناهجوئی نباید جواب منفی دریا فت کند و خوا ست امنستی برای پناهجویان مطرح شد. بعد از بحثهای مفصل مسئولین اداره مهاجرت قبول کردند که این خواست را می توانند در جلسه ای  با حضور نمایندگان مجلس وهمچنین نمایندگان فدراسیون و دیگر فعالین عرصه پناهندگی به بحث گذاشته و مورد بررسی قراردهند.

فدراسیون سراسری پناهندگان همه پناهجویان وهمچنین تشکلهای مدافع حقوق انسانی را به ادامه این کمپین وشرکت در آکسیون روز ۲۹ماه مه ساعت ۳بعد از ظهر مقابل پارلمان سوئد دعوت میکند .

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلمIFr_st2