همه‌ی نوشته‌های gholam@A

غزل میرزایی لنگرودی: کودکان کار،کودکان خیابانی

 

ghazal mirzaee langroodi 166 x 209

پشت چراغ قرمز تو هوای بارانی تهران تو یه چهارراه، حوالی سعادت آباد ایستادم. ناگهان یه کسی زد به شیشه، ترسیدم، یه بچه بود که با سرعت خودش رسونده بود به ماشین…خانم گل می خواین، آخریشه، می خرین؟…سیاهی و دود عمده صورتش رو پوشانده بود، چشم های قهوه ای و درشت این دختر ۸ یا ۹ ساله پراز التماس بود…اما چرا ؟ این کودکان معصوم در این خیابانهای سیاه و غم گرفته این شهر گرفتار شده اند؟ پس این سعادتی که از آن صحبت می کنیم کجاست؟ گویا این محله برای ثروتمندان سعادت آباد است و برای فقرا قفس! این صحنه ها حتما برای شما هم آشناست!

با استقرار حکومت دیکتاتوری اسلامی در ایران، اندک تلاش های انجام شده برای توجه به حقوق کودکان تعطیل شد. قرار شد حاکمان مست از باده قدرت نظام اسلامی، حقوق کودکان را برپایه مفاهیم ناب اسلام بازتعریف کنند. قرار بود کودکان در نظام اسلامی “عزت” داشته باشند و کودکان تربیت شده در نظام مبتنی بر اسلام ناب، “زبانزد جهانیان” باشند و کم کم اسلام ناب محمدیشان با قدرت هر چه تمامتر بر تمامی عرصه های اجتماعی و سیاسی و از جمله زندگی کودکان تسلط یافت. در این میان وضع کودکانی که گناهشان متولد شدن در خانواده های فقیر و مستضعف بود، روز به روز بدتر شد. نه تنها کودکان کار در کوره پز خانه ها کم نشدند بلکه به دست عده ای از کودکان هم سلاح دادند تا به نام بسیجی به جبهه ها بروند. بعد از جنگ هم با وخیمتر شدن وضع اقتصاد و توسعه شکاف بین قشر سرمایه دار و اکثریت فقیر جامعه بر تعداد کودکان خیابانی هم افزوده شد.

 کودکان محروم از تحصیل مهاجران افغانی و کودکانی که به دلیل اعتیاد پدر و یا سایر عوامل اجتماعی مجبور به کار می شوند،روی خشن حکومتی را نشان می دهد که در ظاهر برای کمک به فقرا بنا شده اما در باطن خون فقرا را در شیشه می کند. امروزه بنیاد مستضعفان جزو پولدار ترین سازمان های دولتی ایرانی است که به نام فقرا اموالی را از طریق مصادره و ضبط کارخانه ها و شرکت ها بدست آورده است. نمونه فعالیت های بنیاد مستضعفان،ساخت مجتمع مسکونی مهستان در قالب برج هایی با ۲۰ تا ۳۰ طبقه برای ثروتمندان است آن هم با معافیت از پرداخت هرآنچه مالیات و نظائر آن و آن هم در شهرک غرب!

عواملی چون اختلال در خانواده و مدرسه، فقر اقتصادی، آلودگی و آسیب زا بودن محلات حاشیه شهری، فقدان نظارت کافی از سوی سامان های مسوول و الگوهای نادرست کنش متقابل بین شهروندان و کودکان خیابانی، همه وهمه  دست به دست هم داده اند تا پدیده کودکان خیابانی ( که عمدتا کودکان کار درخیابان هستند)، کماکان به عنوان مشکلی صعب العبور در بسیاری از شهرهای بزرگ کشور خودنمایی کند. معضلی که چند سالی است حتی پرداختن به آن جرم است. پلیس امنیت ایران هم شدیدا با فعالیت انجمن های مردم نهاد و سازمان بین المللی برای کمک به وضعیت کودکان کار در ایران مخالفت می کند. به عنوان نمونه، جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان (تاسیس ۱۳۸۲) ، انجمنی غیردولتی بود که برای حمایت از کودکان کار در ایران تاسیس شد. هدف‌های این انجمن “توانمندسازی کودکان کار و خیابان” و “آشنا کردن جامعه با معضل کودکان کار” بوده و مطابق اساسنامه آن، محور فعالیت‌های انجمن آموزش و حمایت از کودکان کار و تمام کودکانی بود که به هر علت از آموزش و حمایت‌های اجتماعی محروم هستند. اما نیروهای پلیس امنیت تهران در دوم آبان ۱۳۸۷ دفتر این انجمن را با حکم اداره اتباع خارجی پلمب کردند. با این بهانه که مدت مجوز فعالیت موسسه باطل شده‌ است و باید از پلیس امنیت مجوز گرفته شود. همچنین ایراداتی از جمله برگزاری کلاس‌های آموزشی مختلط و برگزاری کلاس‌های آموزشی برای کودکان مهاجر بر انجمن گرفته بودند. حکومت ظالم ایران رسیدگی به وضع نابسامان کودکان را در دستور نداشته و ندارد و در عوض همه توجه اش را معطوف به تقویت ستیزه جویان در عراق و سوریه و لبنان نموده است.

حاکمیت آخوندی ایران به وضوح نشان داده که توان بهبود وضع کودکان کار و کودکان خیابانی را ندارد. در این بین روشنفکران و فعالان سیاسی و اجتماعی وظیفه دارند تا با هرچه در توان دارند به صحنه بیایند. کودکان آسیب پذیرترین قشر جامعه هستند و همه موظفیم تا به کمک کودکان بشتابیم و تمام مشکلات پیش آمده در این راه را با جان و دل بپذیریم. سرنگونی رژیم اسلامی هدف اصلی ماست ولی تا آن زمان نباید از هیچ تلاشی برای بهتر کردن وضعیت کودکان دریغ کرد.

 

 

 

رفعت زین الدین: نگاهی به ۱۰۰ عملکرد دولت به اصطلاح تدبیر و امید

rafat 315 x 442

این روزها دولت روحانی بر طبق وعده ای که در کارزار انتخاباتی داده بود مشغول تهیه بیلان کاری ۱۰۰ روز اول خود بود. اما پرسش اینجاست که او به راستی پیرامون چه  دستاوردهایی می خواست گزارش بدهد؟!

 به نظر می رسد که حتی حامیان دولت روحانی و اصلاح طلبان نیز در بیان این دستاوردها دچار تردید هستند. سخنان اخیر محمد خاتمی و عبدالله نوری و تنی چند از این جماعت٬ در مورد منتفی شدن آزادی زندانیان سیاسی و بی تفاوتی دولت روحانی نسبت به این موضوع و نکاتی راجع به باالاتر رفتن نرخ تورم،  نشان از نارضایتی آنان دارد. با نگاهی به عملکرد دولت روحانی در این ۱۰۰ روز مشاهده می کنیم که تورم افسار گسیخته هم چنان می تازد و از مرز ۴۰ درصد نیز گذشته و کمر قشر آسیب پذیر جامعه را شکسته است. به دلیل این که اقتصاد در ایران هیچ تغییر اساسی صورت نگرفته و تولیدات داخلی به دلیل واردات بی رویه (و سرازیر شدن سود سرشار آن به جیب آقایان) و تحریم های چندین ساله با رکود وتعطیلی کارخانجات و کارگاهها مواجه شده است در نتیجه هر روز بر تعداد بیکاران افزوده می شود به طوری که کارشناسان وقوع سونامی بیکاری را هشدار داده اند؛ این سونامی با رقم تکان دهنده بیش از ۷ میلیون نفر با ورود جوانان و تحصیل کردگان چند سال اخیر به بازار کار نیز مواجه است . و به نظر نمی رسد که دولت کنونی بتواند این معضل را به راحتی حل کند٬ زیرا با روشن شدن وضعیت اقتصادی و بیکاری به وسیله آمار و ارقام معلوم می شود که کارنامه دولت قبلی جز ویرانه ای کامل چیز دیگری نبوده است و این ویرانی آنقدر همه گیر است که به حوزه محیط زیست هم کشیده شده و خبرهایی نظیر خشک شدن دریاچه ارومیه و زاینده رود و آلودگی بیش از حد شهرهایی نظیر اراک و اهواز نشان از سوء مدیریت و سیاستهای مملکت برباد ده مسٔولان کشور دارد.

 

نکته دیگر این که باید دید آقای روحانی در برخورد با دولتهای موازی (دولت سایه) یعنی همان بخشهایی که تحت کنترل خامنه ای و سپاه و یا نهادهای نظامی و امنیتی است و فلج شدن اقتصاد و تولیدات داخلی به همت آنها انجام می گیرد تا خود بتوانند از طریق اسکله های اختصاصی برای ورود و خروج انواع کالا و قاچاق ثروتهای نجومی صدها میلیارد دلاری را به جیبشان وارد کنند و فقر و تباهی و بی خانمانی را نصیب مردم نمایند چه سیاستی در پیش گرفته است؛ و البته روشن است که ورود به این عرصه خط قرمز همه جناح هاست و هیچ دولتی حق پیش کشیدن این بحث  را نداشته و نخواهد داشت. از آن طرف،

 نفتی که قرار بود بر سر سفره مردم بیاید دربست صرف پر کردن جیب نهادهای امنیتی و نظامی تحت کنترل ولی فقیه است و یا صرف امتیاز دهی و باج دهی به به بعضی کشورهای همسایه که از طریق حمایت آنها چند صباحی بیشتر به عمر ننگین خود بیفزاید.

در زمینه فرهنگی در مقابل توقیف روزنامه بهار به دلیل انتشار مطلبی در ارتباط با انتخابی بودن ولایت و( روانه زندان شدن نویسنده و چاپ کننده آن) مسٔولین ذیربط در دولت و خود روحانی حتی یک اعتراض کوچک و رسمی انجام نشده در حالی که در وعده های انتخاباتی ایجاد فضای غیر امنیتی و باز و مبتنی بر قانون را داده بود.

جمهوری اسلامی بنابر ذاتش از بدو شکل گیری منحوس اش یک نظام همه کُش  بوده است و برایش بهایی و یهودی و گبر ونصاریٰ و چپ و راست تفاوتی نداشته و ندارد و به همین دلیل است که تحمل شنیدن هیچ صدای اعتراض و انتقادی را ندارد و می بینیم که دستگاه سرکوب رژیم نه تنها از کار نایستاده است بلکه چرخش موتور ماشین اعدام سرعت بیشتری نیز گرفته است و تعداد اعدامها و میزان خشونت رژیم چند برابر گشته است و برای این کار نیاز به بهانه ندارد بلکه بهانه را می سازد٬ هر کس را  خواسته بزند بهانه ی مناسب اش را به بهترین شکل می سازد.

مهمترین بخش این دورهٔ ۱۰۰ روزه توافق اتمی ایران با گروه ۱+۵ است . اما باید دید که سهم مردم ایران از این توافق چیست؟

تجربه نشان داده است که از این توافق های بین حکام به مردم ایران نصیبی نمی رسد. واقعیت این است که بر اساس برنامه های استراتژیک غرب ساختار اقتصادی و سیاسی ایران باید تکانی می خورد و اگر جمهوری اسلامی مقاومت می کرد ناچار با بمب افکنهای ناتو تکانش می دادند.رژیم جمهوری اسلامی یک عمر عربده کشید که غنی سازی حق مسلم ماست و در این راه میلیاردها دلار از سرمایه های آن سرزمین را که می توانست شکم گرسنگان آن جامعه را سیر کند صرف غنی سازی کردند٬ در حقیقت خرج کردن این ارقام نجومی برای هیچ.

 

جمهوری اسلامی بنابر ماهیت ارتجاعی و جنایتکارش ٬ اگر بر اساس توافق انجام شده با ۱+۵ حتی میلیاردها دلار به این حکومت ضد انسانی داده شود٬ نه تنها کارگرانی که ماههاست حقوق دست رنج خود را نگرفته اند به نوایی می رسند و نه فقر و بیچارگی و اعتیاد و فحشاء از بین می رود.بنابراین ٬ تا این رژیم ضد بشری بر روی کار است ٬ چه با تحریم و چه بی تحریم٬ کماکان در آن سرزمین طلای سیاه ٬ کلیه به فروش می رسد.

Sverige gör front mot rasismen

no rasism 2

Hela landet kokar nu mot rasismen efter det att en antirasistisk manifestation utsattes för attack den 13 december. Flera tusen människor gick ut redan i torsdags i fackeltåg mot rasismen i Göteborg och nu planeras stora manifestationer i flera städer.

 

Dessa protester som kommer som en motreaktion mot nazisternas våld är ett förkrossande svar mot rasismen. Solidaritet mellan människor med olika hudfärg och olika härkomst är det bästa gensvaret på rasismen. Utrotande av diskriminering och ojämlikhet är det grundläggande svaret till rasismen. En ordentlig kamp mot klassklyftor slår ett rejält slag mot rasismen. Lösning av arbetslöshetsproblemet försvagar rasismens fäste i samhället. Skapande av ett samhälle där det råder välstånd och välbefinnande för alla medborgare stänger utsikterna för rasismens tillväxt. Samhällets försvar av den mänskliga identiteten mot falska, påhittade identiteter för människor tränger undan den rasistiska ideologin…

 

Rasism livnär sig på sociala missnöjen och utifrån det egne landets intresse pekar ut ”utlänningar” som orsaken till missförhållanden och på så sätt försöker man få fotfäste i samhället och värva röster. Rasismens och nazismens tillväxt i Europa och även sådana partiers närvaro på parlamenten är nu tillräcklig nog illavarslande.

 

Iranska flyktingars riksförbund i Sverige uppmanar alla människor att massivt delta i de protester som hålls mot rasismen. Rasism är emot mänskligheten och människors lika värde och ska därför möta frihetstänkande människors, fackliga organisationers och progressiva partiers barriär. Rasismen måste drivas tillbaka genom mänsklighetsfrontens enade kamp. Sverige håller just nu på att göra det. Länge leve det frihetsälskande folket i Sverige!

 

 

Iranska flyktingars riksförbund i Sverige

۲۰۱۳-۱۲-۲۰

 

 

 

 

گزارش تصویری از آکسیون اعتراضی در اعتراض به بازداشت محمدرضا علیخانی و حکم اخراج وی و خانواده اش در استکهلم

آکسیون پنج شنبه ۱۹ دسامبر در اعتراض به بازداشت محمدرضا علیخانی و حکم اخراج وی و خانواده اش. این تظاهرات به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم و سازمان سراسری پناهندگان ایرانی- بیمرز برگزار شد.

dsc 0089 600 x 399

dsc 0083 600 x 399

dsc 0066 600 x 399

dsc 0058 600 x 399

dsc 0056 600 x 399

dsc 0053 600 x 399

dsc 0035 600 x 399

مادر دو فرزند، پسری ۱۹ ساله ودختری ۷ ساله هستم

katayoun

 سال ۲۰۰۹ بعلت مشکلاتی که داشتم به همراه فرزندانم به سوئد پناهنده شدم  بامید به اینکه بتوانم زندگی خودم وفرزندانم را نجات داده ودر گوشه ای از این دنیا در جای امنی زندگی کنم.

 

 در طی این مدت که منتظر جواب اقامت بودیم  دخترم در دبستان وپسرم در دبیرستان تحصیل می کردند وخودم نیز بطور داوطلبانه در یک فروشگاه لوازم مستعمل در پینگس شیرکا مشغول کار بودم و در طی این مدت از آئین سلام نیزدست کشیدم.

 

 من بیمار کلیوی هستم ودر طی این چهار سال با وجود مشکلات روحی وجسمی طاقت فرسا همواره سعی کردم برای فرزندانم تا حد امکان شرایطی فراهم کنم که مشکلات گذشته را تا حدی فراموش کنند ولی متاسفانه بعد از اینکه جواب دیپورت گرفتیم پلیس شبانه به سراغمان آمد وپسر ۱۹ ساله ام را که وقتی باینجا آمدیم تنها ۱۵ سال داشت جلو چشم من وخواهر ۷ ساله اش به گروگان بردند تا وقتی که من از بستر بیماری برخیزم همگی ما را به ایران دیپورت کنند.

 

 اکنون من در بستر بیمار ومنتظر عمل جراحی کلیه هستم.  پسرم در بازداشتگاه و دختر هفت ساله ام که از ترس پلیس مدرسه را رها کرده و دور از من و برادرش در شرایط روحی نگران کننده ای بسر می برد. من در بستر بیماری نمی دانم منتظر بهبود خودم  باشم یا آرزو کنم که هرگز از بستر بیماری بلند نشوم که پلیس ما را به ایران دیپورت کند.

 

 

 نمی دانم به فکر پسرم باشم یا بفکر دخترم که چشم انتظار برادرش است احساس می کنم که در اوج بیماری من که همواره در زندگی انسانی قوی وهمیشه با مشکلات دست وپنجه نرم می کردم تحمل وطا قتم رو به تحلیل است تنها امید وانتظارم از وجدانهای بیدار  انسانهای است که می دانم حتما نمی توانند در مقابل این شرایط غیر انسانی بی تفاوت با شند.  

کتایون صادقنیا و دو فرزندنش، محمد رضا علی خانی ۱۹ ساله و ماهنی دختر ۷ ساله آنها در خطر فوری اخراج به ایران قرار دارند

mohammadreza 1 411 x 600

از همه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی و مردم انسان دوست سوئد می خواهیم به حکم دیپورت این خانواده به ایران اعتراض کنند.تعقیب و پیگرد پناهجویان از سوی پلیس سوئد همچنان ادامه دارد.کتایون صادقنیا و فرزندانش مدت چهار سال است برای اجازه حق زندگی در سوئد مبارزه می کنند. وی مدتهاست از بیماری کلیه رنج می برد، ولی با این حال هنگامی که از شدت درد کلیه راهی بیمارستان بود، پلیس در مقابل چشمان او و دختر هفت ساله اش پسرش محمد رضا علی خانی را بازداشت کردند.علاوه بر محمد رضا علیخانی، یک پناهجویی دیگر ایرانی بنام بهراد هاشمزاده و یک پناهجویی افغان بنام اشکان نورزاهی در بازداشتگاه مشتا در شهر استکهلم در خطر اخراج بسر می برند.

 

کتایون می گوید:نمی دانم به فکر پسرم باشم یا بفکر دخترم که چشم انتظار برادرش است احساس می کنم که در اوج بیماری، من که همواره در زندگی انسانی قوی وهمیشه با مشکلات دست وپنجه نرم می کردم تحمل وطا قتم رو به تحلیل است تنها امید وانتظارم از وجدانهای بیدار  انسانهایی است که می دانم حتما نمی توانند در مقابل این شرایط غیر انسانی بی تفاوت با شند.

کتایون و فرزندانش آواره دست نظام و قوانین ظالمانه و مناسبات نابرابر و ضد زن جمهوری اسلامی در ایران هستند.وی پس ازگذشت مدت کوتاهی از اقامتش در سوئد ازآئین اسلام نیز دست کشیده است.بسیاری از مردم در شمال سوئد که کتایون را می شناسند از تصمیم اداره مهاجرت مبنی بر اخراج این خانواده بشدت نگران هستند.

در اعتراض به تصمیم اداره مهاجرت مبنی بر بازداشت و صدور حکم اخراج برای محمد رضا علی خانی و خانواده اش، روز پنجشنبه ۱۹ دسامبریک گردهمائی در مقابل اداره مهاجرت در شهر استکهلم تشکیل می شود.

 

زمان: پنجشنبه۱۹  دسامبر ساعت ۱۴

محل: Solna; Pyramidvägen 2

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی –  استکهلم

سازمان سراسری پناهندگان ایرانی، بیمرز – استکهلم       

تلفنهای تماس:

۰۷۰۷۱۷۵۵۴۲

 

۰۷۳۵۸۵۲۵۷۱

شبی شاد به مناسبت شب یلدا

yalda night

شبی شاد  به مناسبت شب یلدا

 

 

همراه با موزیک

 

 

ورود برای همه رایگان است

 

غذای گرم و نوشیدنی موجود است

 

زمان:جمعه ۲۰ دسامبراز ساعت ۱۹ تا پاسی از شب

 

جنب سینما هاگا طبقه سومPrinsgatanبا اسپورهای ۱ و ۶ ایستگاه

 

 

برگزار کننده:

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد گوتنبرگ

 

تلفنهای تماس

 ۰۷۶۲۲۰۳۱۱۶          بهنام آزاد

۰۷۳۶۷۱۹۷۷۶          اسما عرفانی

 

 

 

 

 

علی رحمانی: آقای خامنه ای ، بارجز خوانی آب رفته به جوی باز نمیگردد

ali rahmani 194 x 259

این روزها ریش جمهوری اسلامی در دست شیطان بزرگ است . علی رغم خضوع  وخشوعی که حکومت اسلامی در برابر آمریکائی ها ازخود نشان داد آنها این ریش را دردست گرفته وبه هر سو که می خواهند می جنبانند . تا این جای قضیه جمهوری اسلامی می خواهد آبروداری کند . صدای داد و فریاد و آخ گفتنش کمتر شنیده می شود وازسوی دیگر کماکان حرف هایی می زند که بی شباهت به رجز خوانی نیست . اما واقعیت این است که ریش جمهوری اسلامی در دست آمریکا ئی ها است ، آن را کشیده اند وباز هم بیشتر خواهند کشید .

مضحک است وقتی این ها در ارتباط با پرونده اتمی حکومت می خواهند خودشان را از تک و تا نیندازند  ،  هر کدام به زبانی رجز می خوانند ، که رفتیم و این را گفتیم و این را کردیم وبادست پر آمدیم وبساط پرونده اتمی مان کماکان آن گونه که می خواهیم در جریان است وچنان خواهیم کرد وچنان خواهیم گفت وچرخه سوخت خواهد چرخید وهیچ چیز تغییر نکرده است وپاره ای از مسائل را فعلاً چشم پوشی کرده ایم ورقیب را داریم سبک وسنگین می کنیم واگر پی ببریم که ازدر منطق سخن نمی گویند به راه خود باز خواهیم گشت و از این گونه سخن ها  ،  باید گفت:  

واقعیت این است که شما شکست خورده اید ، تا همین جا ، تاهمین جا تو دهنی سختی خورده اید ، با شما آنگونه رفتار شد که از آن بدتر نمی شد ، شما را تحقیر کردند ، شما را درآنچنان شرایطی قرار دادند که همان کاغذ پاره ها ، آن تحریم هایی که رهبر معظمتان می گفت برکت است وموجب گشایش های علمی  وصنعت و پیشرفت  بوده است ، شما را به آنچنان روزی انداخت که خودتان بهتر می دانید چهار دست وپا ، تعظیم کنان خودتان را به ژنو رسانیدید . چقدر مضحک است ، چقدر مسخره است موقعی که رجز خوانی می کنید بی شعور ترین وکم شعور ترین آدم هایی که به شما باور دارند ، پی برده اند که شما به توبه کردن و غلط کردن افتاده اید با اینهمه رجز می خوانید وادعاهای بی پایه واساس می کنید وخیال می کنید این شیوه می تواند آب رفته را به جوی باز گرداند  ،  با آبروی رفته چه خواهید کرد ؟ شما علی الاصول ضعیف هستید که اگرضعیف نبودید از هموطنان خود چنین نمی ترسیدید ، که اگر نمی ترسیدید این چنین آنها را دسته جمعی اعدام نمی کردید . در دنیا معدودند حکومت هایی که از ترس مردم  ، مردم را می کشند . در سر زمین های آزاد ودموکراتیک ، درسرز مین هایی که زندگی عادی روزانه ،  شبیه دگر نقاط جهان درجریان است  ، حکومت ها مردم را قتل عام نمی کنند  ، به زندان نمی افکنند ، اعدام نمی کنند ، بی دلیل !  . اگر در این حکومت ها کسی کسی را بکشد احیاناً اعدام می شود اما شما خودتان بهتر می دانید که در ایران ، امروز شما ترسیده از مردم ، مردم را بی دلیل بازداشت می کنید ، بی دلیل اعدام می کنید . همین چند روز پیش رئیس قوه قضائیه شما با انتقاد از صدور قطعنامه های حقوق بشری علیه ایران در مجامع بین المللی ، دستگیری بی دلیل یا درباز داشت نگهداشتن بدون محاکمه افراد را دروغ بسیار بزرگی توصیف کرد .

خنده دار نیست ؟ چرا کشور های دیگر ، حکومت های دیگر را مجامع حقوق بشری متهم به دستگیری بی دلیل شهروندانش نمی کنند ؟ شما انکار می کنید ولی دنیا می داند که شما بی دلیل بازداشت می کنید ، بی دلیل اعدام می کنید ، چون ضعیف هستید . در داخل ضعیف هستید چون از انتشار یک کتاب ویک روزنامه در هراسید  . درخارج ضعیف هستید چون هر بلایی که می خواهند بر سرتان در می آورند  . چنان زندگی اقتصادی تان را بامشکل روبرو می سازند که چهار دست وپا به ژنو می روید واظهار عبودیت می کنید . با این همه آنها ، به ویژه آمریکائی ها  هر دقیقه اعلام می کنند که علی رغم زانو بر زمین زدن شما ، تحریم ها علیه شما بر سر جایش باقی است . این را وزیر امور خارجه آمریکا به نخست وزیر اسراییل گفته است . با اشاره به همین توافق نامه موقت ژنو گفته ، برنامه تحریم های بنیادین ایران در رابطه با بانک ها ونفت ، کاملاً به قوه خود باقی مانده و تغییری نکرده  است وما از طریق وزارت خزانه داری ودیگر نهاد های مرتبط در ایالات متحده تلاش های خود را برای انجام آن افزایش می دهیم . وزیر خارجه آمریکا می گوید که بنیان اصلی تحریم ها هم چنان باقی است ودولت اوباما به کشورهایی که در رابطه با ایران تحریم ها را نغز می کنند هشدار می دهد وشما مرتب از صهیونیست حرف می زنید ورجز می خوانیدو توهین می کنید . اما جان کری اظهار می دارد که امنیت اسرائیل اولویت آمریکا است ، بجنبید شما را می جنبانند  ، شما را کوچک می کنند  .

لاف و گزاف تک تک شما تلاش بیهوده است  ، شما راه به جایی نخواهید برد و بدانید یا کاملاً اطاعت می کنید ورویای ساخت اتم را کاملاً کنار می گذارید ، به خفت های بسیاری تن در می دهید  ،  میلیاردها دلار تأسیسات هسته ای خود را مضمحل ، مسکوت و راکد رها می کنید ویا چنان  سیلی بر گوشتان می نوازند  که این روزوروزگار واین اقدامات در برابر آن هیچ است وشما خوب می دانید این ملت ، مصیبت بسیاری را به خاطر شما تجربه کرده است . این شرایط را تحمل می کند و بنظر می رسد که نسبت به این ظلم عادت کرده است ، ظلم پذیر شده است ، در منجلاب وبد بختی زندگی می کند وصدایش در نمی آید . این واقعیت امر است اما حقیقت چیز دیگری است . حقیقت این است که این ملت انتظار می کشد ، انتظار دست غیبی ، معجزه ای ، حادثه ای ، جنگی ، نبردی ، کودتایی …..  مهم نیست این انتظار بیهوده است ، قابل سرزنش است چون یک ملت نباید در چنین شرایطی انتظار بکشد  ، باید دست به عمل بزند ، فریادی برآورد ، باید در برابر ظلم بایستد ، همه اینها درست اما در ارتباط باشما مهم این است که صبر ملت ها هم حدی دارد  ، اگر روزنه ای و رخنه ای در این سدی که مقابل این ملت ساخته اید ، پدید آید بلافاصله درهم خواهد شکست . اغلب ما دیده ایم که روستائیان وباغداران برای مهار آب خاکریزی پشت نهر ایجاد می کنند وانباشت سنگین خاکریز هنگامی درهم می شکند  که درگوشه ای از خاکریز یک محل باریک  خروج آب ایجاد شود . یادمان نرود همین چند دهه گذشته بود که یک دیوار بزرگ که گمان می رفت تا ابد پا برجاست ، دیوار برلین سرانجام فرو ریخت  . احتمال دارد که امروز از هرصد ایرانی که در ایران زندگی می کند پرسیده شود  که چقدر احتمال می دهد که مردم ناگهان علیه این رژیم دست به قیام بزنند ۹۹ نفر اظهار می دارند چنین احتمالی وجود ندارد .  این نا امیدی رادر نحوه زندگی کردن هم وطنان داخل ایران می توان مشاهده کرد . این همه افسردگی ، این همه اختلافات خانوادگی ، این همه بزهکاری ، این همه اعتیاد ،  واین همه بدو بدو ورقابت برای کسب یک لقمه نان ، همه حکایت از یک نوع افسردگی ونا امیدی می کند . اما اگر حتی این چنین است معنایش این نیست که  درآن سوی سد فشاری برای جمهوری اسلامی وجود ندارد . همین مردمی که نا امیدند  ، همین مردمی که احتمال خیزش و قیام را نمی دهند ، همین  مردمی که ظاهراً همه   ذکر  و خیرشان   ماندن و بقای زندگی شان است  ، همین مردمی که تن به افسردگی وناهنجاری های اجتماعی داده اند  همین ها روزی در دیوار اقتدار شما رخنه خواهند کرد واین دیوار را ازهم فرو می پاشند این یک پیش بینی پیامبر گونه نیست دلیل تاریخ زندگی بشر بر روی زمین است  ،  حرکت ملت ها منجمله حرکت خود ملت ایران در انقلاب ها است . در انقلاب مشروطیت  است ، درهمین انقلاب ۵۷ است ، درانقلاب هایی است که در سرزمین های بلوک شرق اتفاق افتاد  ، درانقلاب هایی است که در آفریقا رخ داد . نزدیک ۲۰ سال نلسون ماندلا در یک سلول انفرادی نگاه داشته شد .

حکومت آپارتاید آفریقای جنوبی مردم محنت زده این سرزمین را آن چنان اداره می کردند که هرگز امیدی نمی رفت روزی ، مردم آفریقای جنوبی ازچنگال حکومت نژادپرست رهایی یابند  ، یک اتفاق  ، یک حادثه  باعث شد ،  بچه های پا برهنه  ، جوانان گرسنه ، زنان ومردان فقیر  وعقب نگاه داشته شده آفریقای جنوبی ناگهان خیابان های لسو تو  را پر از دود و آتش وخشم وخروش نمودند .  در وقایع ۸۸ که هنوز باشنیدن نام فتنه مهره های پشتتان می لرزد مگر کسی پیش بینی آن وقایع را می نمود ؟ شما نگران آن امواج آزادی خواهانه هستید . اما این واقعیت واین حقیقت که آن سوی این دیوار خشم و کینه ای پایان ناپذیر انباشته است نمی تواند مد نظر قرار نگیرد . همچنان که این واقعیت را نباید فراموش کنیم که غربی ها ، آمریکائیها ، اسرائیل ،  تارسیدن به آن خواست اصلی خود گریبان شما را رها نمی کند . آشتی وتفاهم ورفع تحریم ها وایجاد روابط سیاسی و باز شدن سفارت خانه وبازشدن کنسول گری ها آن روزی تحقق پیدا می کند که شما خاکشان را ، خاک پایشان را سجده کرده باشید ، به صدای بلند گفته باشید غلط کردیم دیگر نمی کنیم  ، بیائید وجب به وجب خاک ایران را بازرسی کنید  ،  بیائید درهرجایی از پادگان نظامی گرفته تا تأسیسات دانشگاهی به روی شما باز است  . هرزمان می خواهید بیائید بازرسی کنید  .  غلط کردیم  توبه کردیم  ، این اورانیوم  ، این راکتور آب سنگین ، این دستگاه غنی ساز ی  ،  این دانشمندان هسته ای ………مذاکره چه معنایی دارد  . این دلقک بازیها و سخنرانی ها چه معنایی دارد  این ها  قوروم   قوروم   می کنند اما واژه آخررا خواهند زد  .  اینها با پنبه سر شما  را  می برند . حالا بروید دانشگاه وتوضیح بدهید . گزارش صد روزه وهزار روزه بدهید . بنشینید با وقاری ساختگی الفاظی حکیمانه به کار  بگیرید وارشاد بفرمائید  . غرب رامورد هتاکی قرار دهید وخطبای نماز جمعه دروغینتان رجز بخوانند . آیت الله هایتان فتواهای ریز ودرشت بدهند وابراز خرسندی یا کدورت خاطر بکنند  . تأثیری ندارد  ، بی تأثیر است ، شما قافیه را باخته اید ، شما بازی را باخته اید ، شما شکست خورده اید . شما سرانجام نا گزیر به رودر رویی نهایی هم با دول غربی وهم باملت ایران هستید . امروز را به خاطر بسپارید وآن روزی را بیاد آورید که رخنه در خاک ریزتان آشکار شود وآن فرو پاشی تحقق پذیرد .                .                               

چند سئوال از عبدالله اسدی در مورد شرایط و موقعیت کنونی پناهجویان ایرانی

abe-asadi 

همبستگی: موقعیت پناهجویان ایرانی را در حال حاضر چگونه می بینید آیا به آنها اجازه اقامت می دهند؟

 

عبدالله اسدی: در حال حاضر در مجموع به حدود ۳۴ در صد از متقاضیان پناهندگی از ایران در کشورهای اروپایی اجازه اقامت می دهند. فشار بازداشت و دیپورت روی پناهجویانی که  به درخواست آنها پاسخ منفی داده می شود هم کمتر شده است.اما لازم است اشاره کنم که متقاضیان پناهندگی از ایران در میان ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا تنها به کشورهای انگلیس، آلمان، هلند، بلژیک، سوئیس، اتریش، فنلاند، نروژ، دانمارک و سوئد برای درخواست پناهندگی رجوع می کنند.از آنجایی که بقیه کشورهای اروپایی به متقاضیان پناهندگی کمک هزینه پرداخت نمی کنند و خدمات درمانی و امکانات رفاهی حتی در پایین ترین سطح به متقاضیان پناهندگی تعلق نمی گیرد، ایرانیان به ندرت به بقیه کشورهای اروپایی می روند.  

                      

همبستگی: گفتید تا حدود ۳۴ درصد به متقاضیان پناهندگی اقامت می دهند سئوال این است سرنوشت آن اکثریتی که نمی توانند اجازه اقامت بگیرند چه می شود؟

 

عبدالله اسدی:اکثر آنها هم نهایتا اجازه اقامت می گیرند ولی پروسه دریافت اجازه اقامت  آنها به مراتب طولانی تر می شود. بسیاری از آنها که پرونده هایشان بسته می شود در پروسه خیلی طولانی در اشکال مختلف و متفاوت برای به جریان انداختن دو باره پرونده هایشان مبارزه می کنند. بعضی از آنها دوباره وکیل می گیرند و سعی می کنند مدارک جدید در اختیار مقامات امور پناهندگان قرار دهند، بعضی ها فعالیت سیاسی می کنند و یا سازمانهایی مثل فدراسیون ما را به عنوان ظرف مبارزه خود انتخاب و در آن دست به فعالیت سیاسی و فعالیت اجتماعی می زنند و یا اینکه بدلیل عضویتشان در احزاب و سازمان های سیاسی پرونده های آنها را دوباره مورد بررسی قرار می دهند. در نشریه همبستگی مطلب می نویسند، در تظاهراتها علیه جمهوری اسلامی شرکت می کنند و تنفرشان را علیه جمهوری اعلام می دارند. بسیاری از متقاضیان پناهندگی در خارج از مرزهای ایران به صدای اعتراض مردم در ایران علیه جمهوری اسلامی تبدیل می شوند. صدای اعتراض زنان و دخترانی که به جرم بدحجابی مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، صدای کارگرانی که ۶ماه به ۶ماه حقوق نمی گیرند و وقتی که اعتراض می کنند جوابشان را با شلاق و زندان می دهند نمایندگی میکند و جنایت جمهوری اسلامی را افشا می کنند. ولی با این وجود پناهجویان زیادی وجود دارند سالهای سال امکان اجازه اقامت پیدا نمی کنند.

همبستگی:آیا راه حلی برای گرفتن اجازه اقامت  این دسته از پناهجویان وجود دارد؟

 

عبدالله اسدی: تنها راههایی که این دسته از پناهجویان بتوانند از طریق آن اجازه  اقامت بگیرند تلاش و مبارزه جمعی و فردی آنهاست. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی همیشه کوشیده است این دسته از پناهجویان هم در وضعیت بهتری قرار بگیرند. ولی با این حال از آنجاییکه بررسی پرونده های پناهجویان به طور فردی انجام می گیرد همیشه شمار زیادی از پناهجویان وجود دارند که مقامات امور پناهندگی دلایل درخواست پناهندگی آنها را واجد شرایط پناهندگی نمی دانند و به درخواست آنها پاسخ منفی می دهند. تا آنجاییکه به پناهجویان ایرانی و نقش سازمان ما برمی گردد این موضوع همیشه مورد اعتراض ما بوده و همیشه سعی ما براین بوده که در نامه هایی که به ادارات دولتی و دفاتر سازمان ملل می نویسم، در میتینگ ها و تظاهرات ها و در اعتراضات مختلفی که در دفاع از حقوق پناهجویان صورت می گیرد، در نشستهایی که با وکلا و حقوقدانان برگزار می کنیم؛ شرایط سخت زندگی مردم و سرکوب فعالین کارگری و دانشگاهی و فعالین حقوق زنان و اقلیت های مذهبی و قومی و سرکوب عکاسان و روزنامه نگاران را در جزئیات بیشتری بازتاب و منعکس کنیم. تلاش کرده ایم به شکنجه های وحشیانه در زندانهای جمهوری اسلامی و مجازات اعدام و سرکوب سیستماتیک مخالفین و ایجاد فضای رعب و وحشت اشاره کنیم و به این ترتیب راه را برای برسمیت شناختن حق پناهندگی پناهجویان ایرانی هموارتر کنیم و مانع از بازداشت و دیپورت پناهجویان شویم.

 

  در مشاوره با پناهجویان به آنها راه مقابله و مقاومت را نشان می دهیم و برای آنها مقررات پناهندگی را توضیح می دهیم و آنها را در شیوه و روش مبارزه برای گرفتن حق و حقوق پناهندگیشان تفهیم و توجیه می کنیم. تلاش همیشگی سازمان ما این است که هیچ پناهجویی در قبال بازداشت و اخراج خود بی تفاوت نباشد. در بسیاری از موارد پرونده آن دسته از پناهجویان ایرانی که به درخواست آنها پاسخ رد داده  می شود، مورد بررسی و مطالعه ما قرار می گیرند و به آنها رسیدگی می شود. دلایلی که در این پرونده ها وجود دارد نشان می دهد که برطبق قوانین پذیرش پناهندگان که تا حدودی مورد حمایت دولت های اروپایی می باشد، از نظر آنها برای اعلام پناهندگی کافی نبوده است. پناهجویان باید در هر شهر و کمپی که هستند دور هم جمع شوند و در این مورد باهم  تبادل نظر کنند و در سرنوشت خود به طور متشکل و سازمان یافته دخالت کنند. سعی کنند قبل از مصاحبه های خود و رفتن به جلسات دادگاهها با مسئولین فدراسیون و کارشناسان امور پناهندگی مشورت نمایند. بعضی اوقات متقاضیان پناهندگی چنان وانمود می کنند نکاتی که برای دلایل پناهندگی خود در نظر گرفته اند هیچ کم و کاستی در آن وجود ندارد ولی وقتی که دلایلشان را برای من توضیح می دهند، بسیار پراکنده و نامتمرکز و غیر قابل قبول بوده است. این یک جنبه مهم از مشکلات کسانی است که برای رسیدن به مقصد تمام دارای خود را خرج کرده است ولی با این وجود دلایلشان مورد قبول قرار نمی گیرد. متقاضیان پناهندگی که در کمپ ها و شهرهای مختلف زندگی می کنند لازم است باهم جلسه بگیرند و به هر شکل ممکن اعلام کنند با اینکه به درخواست پناهندگیشان پاسخ منفی داده اند ولی به هیچ وجه حاضر به بازگشت به ایران نخواهند بود.اعلام کنند نه تنها  به ایران باز نخواهیم گشت بلکه دست به اعتراض می زنیم و اجازه نخواهیم داد هیچ پناهجوی ایرانی با توسل به زور به جهنم جمهوری اسلامی بازگردانده شود. فدراسیون برای مقابله با سیاست اخراج پناهجویان ایرانی همیشه برنامه های مهمی را در دستور کار خود داشته و همیشه از پناهجویان خواسته ایم در هر جایی که هستند به خود آیند، اگر نه، فردا دیگر دیر خواهد بود. بهترین راه حل برای پناهجویان این است که به سازمان مدافع خود بپیوندند، سعی کنند عضو فعال این سازمان شوند و بعنوان ظرف مبارزه خود از آن استفاده کنند.آرمانها و اهداف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی برپایه دفاع بی قید و شرط از انسان و ارزشهای انسانی ساخته شده است به همین اعتبار درمیان پناهندگان و ایرانیان خارج از کشور سازمانی خوشنام و بسیارمعتبر است.