همه‌ی نوشته‌های gholam@A

به تحصن پناهجویان در مرکز شهر آتن به اعتصاب غذا و دوختن لبهایتان فورا خاتمه دهید!

67205_1405558868049_1504729443_30867234_3905865_n 

عزیزان٬ دوستان مبارز٬ همدردان٬ بیش از چهل و سه روز تحصن شما در مرکز شهر آتن برای کسب ابتدایی ترین و حداقل ترین خواستهایی که بطور مستمر از جانب ادارات پناهندگی و دولت یونان زیر پا گذاشته میشود٬ میگذرد. درمدت این تحصن تشکلهای آزادیخواه یونان از مبارزات شما حمایت کردند٬ پیام سیاسی شما بعنوان پناهجویان سیاسی به گوش بسیاری از تشکلها و نهادهای مدافع حقوق بشر رسیده است.

 

مبارزه برای احقاق حقوق پناهندگی برای شما که سالهای جوانی خود را در کابوس دیپورت و جدال مداوم با دوایر پناهندگی یونان سپری کرده اید٬ سالهاست مانند شیی فراموش شده به گوشه ای افکنده شده اید٬ برای شما که کودکی خردسالانتان با هیولای اقامت و کشور ثالث و فرار و مخفی شدن و محروم ماندن از تحصیل و درد و رنج غیر قابل توصیف توامان است٬ برای شما که هربار با جوابهای سربالا و لاابالی گری نفرت آور ادارات پناهنگی و دولت یونان روبرو شده اید٬ بدیهی است که کاسه صبرتان لبریز شود٬ جان به لبتان بیاید.

 

بدون تردید مبارزه یک رکن اصلی برای احقاق حقوقتان است. این حقیقت که پناهندگی پشت دیوار و برج و باروی اروپای “متمدن” چه دوران درناکی است و چه مشقت جانکاهی است٬ حقیقت روزمره ای است. ثانیه های سنگین و حتی خونینی است که شیارهای  عمیقش جسم و روان شما را جریحه دار کرده است. این حقیقت روزمره تمام کسانی است که با مبارزات پناهندگی دست و پنجه نرم می کنند. حقیقت تلخ زندگی ماست. اما چاره کار چیست!؟ شاخ این هیولای هفت سر را چگونه باید شکست!؟ چند هزار نفر از ما در چند هزار نقطه جهان لب بدوزند٬ خودزنی و خود سوزی کنند تا زندگی ما و کودکانمان٬ طور دیگری ورق بخورد و با ما مانند انسان رفتار شود؟ چه باید بکنیم؟

 

تحصن های فرسایشی و اقداماتی مانند لب دوزی و اعتصاب غذا و هر نوع خود آزاری در هر شکلش جدا از آسیب های جبران ناپذیرش٬ جدا از مضر بودنش٬ حقیقتا بی تاثیر هم هست. نه سنت ادامه کاری است٬ نه حقانیت ما را نشان میدهد و جهان متمدن را قانع میکند و نه وجدانهای بیدار و آگاه جامعه را با ما و خواست ما همراه میکند. ما فرسوده تر میشویم و حقوق حقه ما همچنان پایمال شده باقی میماند. هر نوع خود آزاری بدون تردید نشان از استیصال انجام دهنده آن است٬ آیا ما مستاصلیم؟ جهان خالی است؟ فریاد رسی نیست؟ جهان متمدنی درکار نیست؟ وجدان بیدار و آگاهی ما را نمی بیند؟ ما اعتراض و فریادی در دل جامعه نیستیم؟

 

دیدن صحنه هایی که عزیزانی مانند امیر و مسعود و ماندانا و دوستان دیگر را راهی بیمارستان می کند و یا لب دوخته و در حال اعتصاب غذا نشان میدهد٬ سنگین٬ رنج آور و غیر قابل تحمل است٬ اما صحنه بعد از آن چیست؟ بعد از اینکه هر چهل نفر راهی بیمارستان شدیم و چادر تحصن پناهندگان سیاسی خالی ماند٬ کار چگونه ادامه می یابد؟

 

مبارزه در اشکال متنوع آن٬ جلب حمایت جامعه برای آنکه فشار بر دولت و حزب حاکم از مجرای همسرنوشتی میلیونی که هم اکنون مبارزات عظیم و اعتراضات میلیونی را در سراسر یونان به حرکت در آورده است می گذرد. میلیونها کارگر و مردمی که زیر چرخ تورم و گرانی و نداری٬ نیمه گرسنه تاوان باج و خراج دستگاه دولتی و بهره ها و وامها و بدهکاری میلیاردی موسسات اقتصادی ورشکسته یونان تسمه از گرده اشان کشیده است٬ اولین متحدین ما هستند.

 

برای خروج از گردابی که دوایر پناهندگی و دولت یونان تدارک دیده اند٬ برای پاسخ به این بی عدالتی آشکار باید خواستهای مشخص ما را مردم معترض یونان بشنوند٬ همراهمان  شوند و متحد با ما بعنوان همسرنوشت خود این مبارزه را با پیروزی به پیش ببریم.

 

لبهای دوخته نه سخن می گویند٬ نه حقیقت را مینمایانند ونه سمپاتی میلیونی مردم را سبب میشوند. این راهی است که جدا باید از آن پرهیز کرد. اعتصاب غذا و هر نوع خود آزاری جز فرسودگی و به هدر دادن نیرو ثمره دیگری ندارد. فریاد ما را باید لبهایی که طاقت فریاد دارند و تشکلی که اعتبار خود را از حقانیت مبارزه اش میگیرد و دستهایی که هم پیمان شده اند و خواستهایی که می توانند اعتماد جامعه را برانگیزند٬ منعکس کنند.

 

تا دیر نشده و نیروی بیشتری از ما تلف نشده لبهایتان را بگشایید٬ اعتصاب غذا را با رشادت بشکنید! هر نوع ماجراجویی جز ضعیف تر کردن و شکننده تر کردن همین امکاناتی که با زحمت و رنج طاقت فرسای شما میسر گردیده٬ ثمر دیگری نخواهد داشت. متشکل کردن جمعی کثیرتر و متحدتر و خواستهایی روشن وعملی، اولین گام ما باید باشد. ما صف شکست نخوردگانیم! پیروزی ما حتمی است. لب بگشایید! فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ظرف تشکل شماست! تفرقه و جدایی و اقدامات فردی ما را پیروز نخواهد کرد.

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی با دفاع از خواستهای بحق شما٬ پشتیبان و یار و یاور شماست. فرصت ها را باید ساخت! و این جز با متشکل شدن در صف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی میسر نیست! فدراسیون پناهندگان ایرانی از همه مردم شریف و آزادیخواه جهان میخواهد که با این شماره تلفن و فکس٬ اداره مهاجرت یونان را برای رسیدگی بدون درنگ به خواستهای بحق پناهندگان متحصن درمرکز شهر آتن٬ تحت فشار بگذارند.

 Tell:003021069908927

Fax:00302106726217

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 

 

جلسه گفت و شنود با عبدالله اسدی در استکهلم

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی برگزار می کند

 

جلسه گفت و شنود با عبدالله اسدی

 

اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران و تاثیرات آن بر

افزایش تقاضاهای  پناهندگی

 

عکس العمل دولتها و کمیساریای عالی پناهندگان

سازمان ملل در قبال آن

وظایف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 

واحد فدراسیون در استکهلم همه پناهجویان و علاقمندان را به شرکت در این جلسه دعوت می کند

 

جمعه 15 اکتبر ساعت 18

آدرس محل: استکهلم

طبقه چهارم ساختمانMedborgar Huset واقع در ميدان Medborgarplatsen

T-Medborgarplatsen

تلفن تماس 0707175542  سارا نخعی

 

 

 

   

سازمان ملل نسبت به شرایط بد پناهندگان هشدار داد

آنتونیو گوتیرس نماینده دبیرکل سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام کرد که افزایش درگیری‌های مسلحانه در جهان، وضعیت جدیدی را برای پناهندگان به وجود آورده است. وی که در جریان افتتاح شصت و یکمین کنفرانس اجرایی سازمان ملل در امور پناهندگان سخن می‌گفت، از کشورهای جهان خواست تا در زمینه رسیدگی به مشکلات پناهندگان همکاری بیشتری از خود نشان دهند. گوتیرس از شرکت‌کنندگان در این اجلاس خواست تا شرایط آوارگان و پناهجویان را نیز در نظر گرفته و تدابیری برای حمایت از آنها اتخاذ کنند.

به نقل از سایت دویچه وله

واکنشهاي مهاجران به نتايج انتخابات در سوئد،به نقل از سايت راديو پژواک

 درپي برگزاري انتخابات پارلماني، کموني و استاني سوئد و نيز اعلام نتايج اوليه اين انتخابات که از جمله ادامه احتمالي حکومت اقليت احزاب ائتلاف بورژوايي و همچنين راهيابي حزب بيگانهستيز دمکراتهاي سوئد به پارلمان اين کشور است، نگرانيهاي شديدي بين خارجيتباران و ازجمله فارسيزبانان ايجاد شده است. در باره نگراني از قانوني شدن فشارهاي بيگانهستيزان، از دست دادن کار، وضعيت آينده پناهجويان و سياست مهاجرتي سوئد، امکان يا ممانعت از امکان دريافت ويزا و ديدار بستگان مهاجرين از سوئد، سرمايهگزاري در سوئد و از اين قبيل نگراني‌‌ها که براي خارجي تباران بوجود آمده، با تعدادي از اين افراد گفتگو کرديم و واکنش اوليه آنها را پرسيديم.

يکي از افرادي که مورد پرسش پژواک قرار گرفت، بيش از هر چيز از اين مسئله اظهار تعجب مي‌کند که “چگونه سوئدي‌ها (شهروندان سوئد) که به دموکراسي، حقوق بشر و از اين قبيل که سوئد بر اساس آنها سنبل کشورهاي دموکراتيک معرفي مي‌شود، حقوق بشر و رفاه اجتماعي را قرباني مي‌کنند و به يک حزب نژادپرست اجازه‌ي ورود به پارلمان مي‌دهند.”
يکي ديگر از ايرانيان ضمن ابراز تأسف از ورود حزب بيگانه‌ستيز دمکرات‌هاي سوئد به پارلمان و عرصه‌ي واقعي سياست در سوئد، احتمال همکاري حزب محيط زيست با ائتلاف احزاب بورژوايي را بسيار ضعيف مي‌داند و معتقد است که در صورتي که شرايط بدين شکل پيش برود، مهاجرين در آينده‌ي بسيار نزديک بايد به فکر تشکيل “حزب مهاجرين” براي دفاع از حقوق خود باشند.

 

حزب دموکرات هاي سوئد و پناهجويان به نقل از سايت استکهلميان

دموکرات هاي سوئد درطول ۲۰ سال گذشته از يک جنبش افراطي مشکوک با ريشه هايي در جنبش قدرت سفيد  vit makt-rörelsen  و نژادپرستي آشکار، به يک حزب پارلماني تبديل شده است که مي خواهد براي خود جايي درسنت سياست عامه پسندانه اروپايي بازکند.

اين حزب از سال ۲۰۰۵ و با انتخاب “جيمي اوکه سون” به رهبري آن، جهت حرکت خود را به سمت پارلمان تنظيم کرد. تا پيش ازاين، راه خود را به نهادهاي ديگر تصميم گيري مانند شوراي شهر، کمون و شوراي استان به ويژه در مناطق جنوبي سوئد، بازکرده بود و پارلمان، آخرين سنگري بود که روز ۱۹ سپتامبر، توسط اين حزب بيگانه ستيز فتح شد.
حزب دموکرات هاي سوئد که درطول چهارسال گذشته درکمون هايي مانند Landskrona  و  Karlskrona تنها توانسته به اموري مانند وضعيت تغذيه درمراکز نگهداري از سالمندان بپردازد، اينک در پارلمان مي خواهد  ديدگاه هاي عمده ي خود را ازجمله موضوعي که برايش بسيار اهميت دارد، يعني سياست پناهنده پذيري مطرح سازد. اين، آن چيزي ست که دموکرات هاي سوئد درانتظارش بوده اند و رهبرشان نيز درسخنان خود درشب انتخابات برآن تاکيدکرد. او گفت که چهارسالي درپيش دارند که نه تنها امکان طرح مسائل آنها را مي دهد بلکه تاثيرگذاري آنها را بر سياست اين کشور نيز ممکن مي سازد. 
حزب دموکرات هاي سوئد که در انتخابات سال ۲۰۰۲ تنها يک و چهاردهم درصد آرا را به دست آورده بود، در انتخابات سال ۲۰۰۶ آراي خود را به دو و ۹ دهم و درانتخابات اين دوره به ۵ و هفت دهم درصد رساند. نمايندگان اين حزب در دوره ي گذشته در بسياري از کمون هاي کشور، واردشدند، اما همواره پارلمان هدف اصلي بوده که اينک ميسر شده است.
حزب دموکرات هاي سوئد، درسال هاي اخير، حزب فولک دانمارک  Dansk Folkeparti را الگوي خود قرارداده بود، حزبي شبيه به دموکرات هاي سوئد با سياست هاي تند ضد مهاجران و پناهندگان که اينک به قدرت دولتي درآن کشور و امکان اجراي سياست هاي خود دست يافته است.  اين حزب، ميزان پناهنده پذيري دانمارک را به شدت کاهش داده است. حزب دموکرات هاي سوئد نيز به تبعيت از اين حزب خواستار کاهش پناهنده پذيري و پيوند خويشاوندي مهاجران به ميزان ۹۰ درصد است.
گفته مي شود که اين سياست و نگاه بيگانه ستيزانه، تاثيرمستقيمي بروضعيت مهاجران و پناهجويان درسوئد خواهدگذاشت. اين امرنگراني هاي زيادي را درميان پناهجويان نيز ايجادکرده است. دو پناهجوي ايراني، مهران گله داري زاده و افغان، بشير عثماني را که هردو يکبار پاسخ منفي دريافت کرده اند دراين مورد نظر داده اند.
دررابطه با امکان تاثير حضور حزب دموکرات هاي سوئد بر وضعيت پناهنده پذيري در سوئد، نظر شهرام خسروي، استاد مردم شناسي در دانشگاه استکهلم را پرسيده ايم. شهرام خسروي معتقداست که حزب دموکرات هاي سوئد به دو صورت مستقيم و غيرمستقيم، نفوذ خود را در پارلمان و براحزاب ديگر اعمال خواهد کرد.
حزب دموکرات هاي سوئد، علاوه بر مخالفت با پذيرش پناهنده، با تکثر فرهنگي  mångkulturell  نيز مخالف است. اين حزب مي گويد که مهاجران بايد خود را با ارزش ها و سنت هاي سوئد مطابقت دهند و زبان و فرهنگ اين کشور را بياموزند. دراين صورت آنها مي توانند پس از ده سال اقامت در سوئد و سوئدي شدن، شهروند اين کشور محسوب شوند. 
اين حزب، اينک مي خواهد علاوه برايجاد تغييردرسياست پناهنده پذيري سوئد، تشديد مبارزه با مجرمين را نيزدر راس برنامه هاي خود قراردهد. دراين مورد نيز نگاه بيگانه ستيزانه ي اين حزب آشکاراست. اين حزب معتقد است که جرم و جنايت در سوئد به شدت افزايش يافته و يکي از عوامل عمده  آن را نيز حضور مهاجران و پناهجويان مي داند. يکي ديگر از برنامه هاي اين حزب سياست مراقبت از سالمندان است.
حزب دموکرات هاي سوئد به گفته ي رهبرش، جيمي اوکه سون اينک که انتخابات به پايان رسيده، آماده  آغاز کار پارلماني خود و نيز قبول مسئوليت است.

 

مرگ دلخراش يک پناهجوي ايراني

به گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان از شهر” نِو شَهير ” تركيه به نقل از منابع ايرانيان مسيحي در آن كشور ، يك جوان ايراني پناهجو به نام ” كامران نامور ” معروف به انوش درروز شنبه ۱۳ شهريورماه۱۳۸۹ (۴ سپتامبر ) به علت برق گرفتگي با دستگاه سنگبري غير استاندارد در محل كار خود كشته شد .

به دنبال اين حادثه كه موجي از غم و اندوه را براي پناهجويان ايراني در تركيه به خصوص ايرانيان مسيحي به دنبال آورد ، كارگاه سنگبري محل حادثه بطور موقت تعطيل شد و جسد اين فرد كه يك نوكيش مسيحي بود توسط پليس جهت تحقيقات و كالبد شكافي و يافتن علت واقعي مرگ به آنكارا منتقل شد .

مطابق گزارشات رسيده ، انوش متولد ۱۳۵۴ در تهران بود . او در يك خانواده علاقه مند به فعاليتهاي سياسي رشد ميكند و در دهه ۶۰ شمسي به دنبال درگيريهاي سالهاي پس از انقلاب چند نفر از اعضاي خانواده اش را به جوخه هاي اعدام ميسپارند . به گفته دوستانش آنطور كه وي خود نقل كرده است ، چند ماه پس از ترور اسدالله لاجوردي در اول شهريور ۱۳۷۷ او به عنوان مرتبط با آن جريان بازداشت ميشود . لاجوردي دادستان انقلاب دهه شصت جمهوري اسلامي بود. او عامل كشتار، شكنجه و آزار هزاران زنداني سياسي ايراني در آن سالها بود.

انوش پس از دستگيري وادار به اعتراف تلويزيوني ميشود و به اين خاطر از اعدام او صرفنظر ميكنند. اما به يك زندان طولاني و تبعيد به شهرستان سيرجان پس از آن محكوم ميشود. پس از تحمل سالها زندان وقتي كه او را ميخواستند به سيرجان منتقل كنند از دست ماموران ميگريزد و به صورت غير قانوني به تركيه فرار ميكند.

بنا به همين روايت يكي از دوستانش به شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان گفته است، انوش در دوره زندان طولاني اش از طريق يك زنداني مسيحي كه گويا با او هم بند بوده است در زندان به مسيحي ميشود.

انوش در سال ۱۳۸۸ وقتي بطور غير قانوني قصد داشت از تركيه به يونان برود و در آنجا درخواست پناهندگي دهد ، توسط پليس مرزي دستگير و به تركيه بازگردانده شد. او به ناچار در تركيه درخواست پناهندگي به كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل متحد داد و بوسيله پليس مطابق مقررات مجبور به اقامت اجباري در شهر نِوشَهير تا تعيين تكليف پرونده اش شد .

اين پناهجو در يك كارگاه سنگبري در همان محل اقامت خود مشغول به كار ميشود و در حالي كه بيش از ۴ ماه از تاريخ مصاحبه اش با كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل گذشته بود و هنوز هيچ جوابي دريافت نكرده بود دچار حادثه دلخراشي شد كه منجر به فوت وي مي شود. پس از اين حادثه صاحب كارگاه مورد نظر از طرف پليس بازداشت گرديد كه پس از سه روز با قرار وثيقه آزاد شد .

مطابق گزارش پليس محلي اين حادثه در اثر برق گرفتگي شديد ناشي از كاركردن با يك دستگاه معيوب خارج از رده به وقوع پيوسته است . همكاران وي كه در محل حاضر بوده اند اين نكته را تائيد كردند و به اين ترتيب بر شايعات موجود بين پناهجويان ايراني مبني بر اينكه اين حادثه عمدي و طرح ريزي شده بود نقطه پاياني گذاشته شد . اين شايعات باعث ايجاد جو نا آرامي بين پناهجويان در منطقه شده بود كه از اين مرگ بسيار متاسف بودند .

ياد آوري ميشو‏د كه نِو شَهير با فاصله ۴ ساعت در جنوب شرقي آنكارا و در مركز تركيه نزديك شهر كايسري قرار دارد . اين شهر با حدود نود هزار نفر جمعيت مركز استاني به همين نام ميباشد . اين شهر يكي از شهرهائي است كه توسط پليس تركيه براي اقامت پناهجويان و پناهندگان ايراني تا تا مشخص شدن وضعيت شان انتخاب ميشود . صدها پناهجوي ايراني در اين شهر به همين دليل اقامت دارند و اكثر آنها ضمن انتظار طولاني از چند ماه تا چند سال براي گرفتن جواب يا انتقال به كشور سوم ، براي هزينه زندگي خود مجبور به كار ( سياه) در كارگاههاي غير استاندار و بدون ايمني كافي با دستمزد بسيار پائين حتي تا حدود يك سوم دستمزد واقعي ميشوند .

نه تنها ساكنان اجباري شهر مذكور بلكه همه پناهجويان و پناهندگان ايراني در تركيه به شدت از وضع بد خود در آنجا گله مندند . اينها كه جمعيتي بالغ بر چند هزار نفر را شامل ميشوند و از هيچگونه امكانات بيمه و بهداشت برخوردار نيستند و از همه بدتر در بلاتكليفي از نظر وضعيت قانوني خود به سر ميبرند ، هر روز احساس ميكنند شرايطشان هيچ بهبود نمي يابد و تازه بدتر هم ميشود .

در چنين شرايطي يك حادثه منجر به فوت مانند آنچه براي “انوش نامور” رخ داد يا حادثه شكستن پاي يك پناهجوي ديگر كه صاحب كارش به بهانه رساندن به بيمارستان او را از كارگاه خارج و در بين راه ولش كرد كه نتواند ثابت كند در كارگاه اين بلا سرش آمده ، تاثير نامطلوب دوچنداني در ذهن همه باقي ميگذارد .

 

پناهگاه موقت ۱۲۰ خانوادهي روم (كولي)

براساس نوشتهي روزنامهي داگنزنيهتر DN كمپينگ مولستورپ Möllstorps Camping به پناهگاه موقت ۱۲۰ خانوادهي روم (كولى) که از صربستان آمدهاند، تبديل شده است. ادارهي کل امور مهاجرت قراردادي را براي مدت دو ماه با اين اردوگاه امضاء کرده است.

.اين خانواده‌ها به اين دليل که در صربستان مورد آزار و اذيت قرار مي‌گرفتند تصميم به سفر به سوئد گرفتند.اما بلافاصله چند روز پس از ورود آنها به جزيره‌ي اولند Öland که اين اردوگاه آنجا قرار دارد، پخش اعلاميه‌هايي در اعتراض به آمدن و زندگي کردن آنها در اين محل در پاركينگ اين اردوگاه، شروع شده است. وضعيت اردوگاه تا كنون و در حال حاضر آرام است، اما بسيارى از آنها نگران آينده هستند. رئيس اداره‌ کل امور مهاجرت، دان الياسونDan Eliasson  در گفتگو با روزنامه‌ داگنزني‌هتر گفته است که براساس قوانين سوئد، آزار و اذيت و تبعيض در صربستان دليل كافى براى گرفتن اجازه اقامت در سوئد نيست.

 

 

قتل فجيع يک خانواده پناهنده ايراني در نروژ

سايت ايرانيان برگن

در يک جنايت بي سابقه خانوادگي در ميان پناهندگان کشور نروژ، يک ايراني اهل کردستان؛ همسر و سه فرزندش را کشت و به زندگي خود نيز پايان داد! علت قتل عام خانوادگي هفته گذشته در پايتخت نروژ، هنوز از نظر پليس اسلو نامشخص است. در اين جنايت بي سابقه خانوادگي که در ميان پناهندگان کشور نروژ اتفاق افتاد، يک مرد ايراني ۴۱ ساله با کشتن همسر و سه فرزندش، به زندگي خود نيز پايان داد.

سعيد احمدزاده، روز دوشنبه گذشته پس از کشتن همسر و نوزاد چهارده روزه اش در منزل، با فراخواندن دو دختر خردسالش به بهانه پيک نيک از مدرسه، آنان را نيز در روز سه شنبه کشت و آن گاه به زندگي خود پايان داد.

چگونگي قتل عام

رسانه هاي نروز صبح روز سه شنبه گذشته – ۲۱ سپتامبر – خبر قتل يک مادر و نوزاد چهارده روزه اش را در نقطه از شهر اسلو ، منتشر کردند. در گزارش اوليه آمده بود اجساد يک زن ۳۷ ساله به نام ” نادرا ال بيش”، شغل پرستار و نوزاد چهارده روزه اش در منزل مسکوني آنان پيدا شده، اما هيچ خبري از همسر ايراني اين زن مراکشي و دو دختر خردسالشان در دست نيست!

در گزارش منتشر شده، به نقل از پليس شهر اسلو ذکر شده بود که قاتل، زن و فرزند نوزادش را خفه کرده است. پليس که احتمال دست داشتن مرد ايراني در قتل همسر و فرزندش را مي داد، نسبت به جان دو دختر ۷ و ۹ ساله اين خانواده به شدت احساس نگراني مي کرد. به ويژه آن که در تحقيقات پليس مشخص شده بود که سعيد احمد زاده دو ساعت پيش از آن که مدرسه دخترانش تعطيل شود به مدرسه آنان رفته و با بيان اين که قصد دارد فرزاندانش ” نرمين” و ” نسرين” را به يک گردش تفريحي در طبيعت ببرد، آنان را با خود به نقطه نامعلومي برده است.

پليس پس از گشت و کنترل ۲۴ ساعته، در پايان شب سه شنبه جسد نرمين و نسرين و پدر ۴۱ ساله آنان را در حوالي اسلو، در عمق ۱۳ متري يک درياچه پيدا کرد. تاکنون جزئيات و چگونگي مرگ دو دختر و پدرشان و ساعت اتفاق حادثه در تحقيقات پليس و پزشکي قانوني نامشخص مانده و به رغم آزمايش هاي متعدد، زمان مرگ آنان هنوز مشخص نشده است، اما پليس به رسانه ها گفته است اطلاعاتي در دست دارد که بر پايه آن نسرين و نرمين روز سه شنبه در يک مکان ديده شده اند.

سعيد احمد زاده کي بود؟

سعيد بيست سال قبل از کشور عراق به نروژ آمد. او بنا به گفته همسايگانش مردي اجتماعي، خوش برخورد و از نظر مسئولان مدرسه دخترانش مردي فعال و نسبت به عملکرد درسي فرزندانش حساس بود. بنا به گفته مدير مدرسه دو دخترش نرمين ونسرين، سعيد احمد زاده در تمامي جلسات اولياي دانش آموزان مدرسه شرکت مي کرد و همواره از موقعيت درسي دخترانش در مدرسه با خبر مي شد. چنان که در عکس هاي مانده از او نشان مي دهد، او با دخترانش رابطه بسيار خوبي داشت و اغلب آنان را با خود به گردهمايي هاي سياسي و اجتماعي مي برد. سعيد در يک شعبه از اداره پليس شهر اسلو به عنوان سرويس دهنده خدمات بهداشتي و نظافت ساختمان بيش از پنج سال سابقه کار داشت و هم زمان تاکسيراني نيز مي کرد. او قرار بود از ابتداي ماه سپتامبر کلاس تاکسي راني ” اسلو ” را بگذراند و پس از آن شروع به کار کند که بنا به اطلاع پليس اين دوره را آغاز نکرد.

انگيزه قتل عام خانوادگي!

پليس تاکنون نتوانسته است علت اين جنايت کم سابقه در نروژ و بي سابقه در ميان پناهندگان ايراني را کشف کند. دلايلي که احتمال داده مي شود باعث اين قتل عام شده باشد تاکنون با روشن شدن روابط خوب اجتماعي و خانوادگي، بيشتر به نقطه ابهام کمک کرده است تا اثبات يک بحران که به جنون رسيده باشد. بر اساس گفته همسايگان اين خانواده به پليس، همسر مراکشي احمد همواره از او به عنوان مردي کمک گر، اجتماعي و مداراگر و خانواده دوست ياد مي کرده است. پليس اکنون با ابهامي روبروست که سعيد احمدزاده، بي آن که در محدوده خانواده و اجتماع و محل کار داراي بحراني بوده باشد، چگونه دست به اين جنايت بزرگ زده است.

بنا به گفته پليس، “بخشي از شخصيت سعيد ممکن است بر ما نامعلوم مانده باشد و آن اين است که او با دوستانش چگونه رابطه اي داشته و يا حقيقتا رابطه او همسرش چگونه بوده است؟” مسئولان پروند او در پليس شهر اسلو مي گويند اين بخش از تحقيقات ما هنوز آغاز نشده؛ مي خواهيم از نزديکانش – خواهر سعيد نيز در اسلو زندگي مي کند – تحقيق کنيم اما بخاطر شوک ناشي از اين قتل عام خانوادگي، فعلا اين کار ممکن نيست!

 

 

یادداشت سردبیر،نگاهی به سفر احمدی نژاد به نیویورک

nazi

نگاهی به سفر احمدی نژاد به نیویورک

 

امسال نیز احمدی نژاد این جانور عجیب الخلقه به همراه هیئتی به نیویرک سفر کرد و داستانها آفرید. البته جمهوری اسلامی به این سفر خارج کشور سرانش با هر آبروریزی هم که باشد راضی و خوشحال است؛ خوب چه میشود کرد وقتی که دولتی در انزوای بین المللی بسر میبرد حتی یک سفر جنجال بر انگیز و خنده دار برایش جای مباهات دارد.

 

احمدی نژاد اینبار نیز به سخن پراکنی پرداخت و هربار چیزی گفت که خشم، تعجب و گاه خنده و تمسخر دنیا را به همراه داشت. او گفت که دولت آمریکا هواپیماهایش را به برجهای دوقلو در نیویورک زد و مردم را کشت. گفت که در ایران احکام سنگسار وجود نداره و سکینه محمدی آشتیانی نیز به سنگسار محکوم نشده است که البته چند روز بعد سخنگوی قوه قضائیه غلامحسین محسنی اژه ای این جانور دو پا، سخنان احمدی نژاد را با تأکید بر این که سکینه محمدی آشتیانی به سنگسار محکوم شده تکذیب کرد؛ که البته جناب احمدی نژاد هم به روی مبارکش نیاورد. احمدی نژاد گفت که در ایران آزادی وجود دارد و همه آزادند که هر چه میخواهند بگویند. گفت که در هیچ جای دنیا انتخابات مانند ایران عادلانه برگزار نمیشود. خلاصه در دوره سفر خود به نیویورک حرفهای بسیاری زد و مردم دنیا را کلی سرگرم کرد و خنداند. و البته مردم دنیا هر چه بیشتر به این مسئله آگاه شدند که مردم ایران با چه جانوران اسلامی طرف هستند.!!

 

این سفر برای احمدی نژاد و هیئت همراهش نیز پیامی داشت و آن این بود که فهمیدند چگونه مورد نفرت مردم هستند. هر جا که رفتند با اعتراض مردم روبرو شدند، هر جا که رفتند مخالفین اعدام و سنگسار و جمهوری اسلامی تجمع کردند و بر علیه آنها شعار دادند و این مسئله به آنها ثابت کرد که دنیا چقدر عوض شده و افکار عمومی جامعه هر چه بیشتر  بر ضد و علیه آنها شده است.

افکار عمومی بین المللی هر چه بیشتر متوجه این شده است که وجود جمهوری اسلامی نه تنها برای مردم ایران که برای همه دنیا خطرناک است. یک رژیم بغایت ضد بشری و برخاسته از فسیلهای قرون وسطی که چه عرض کنم، (حس میکنم قرون وسطاییها از این رژیم متمدن تر بودند) خطر بزرگی برای امینت دنیا بشمار میاید و باید برود. دنیا فهمیده است که با سرنگونی جمهوری اسلامی مردم در همه جای دنیا روی آسایش به خود میبند چرا که این رژیم قطب ارتجاع و ترور و ناامنی در دنیا است.

 

از مقدمه ای که در مورد سفر احمدی نژاد به نیویورک نوشتم خواستم به نتایجی برسم. اول اینکه جنبش علیه سنگسار و اعدام و خصوصا جنبش کنونی علیه سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، جنبشی است رو به جلو که جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر در انزوای بین المللی فرو خواهد کرد. این جنبش دستان بسیار قوی است که نمیگذارد سر جمهوری اسلامی از باتلاق انزوای جهانی بیرون بیاید و منجر به خفه شدن این سیستم میگردد. دوم اینکه حتی کشورهایی که تا کنون با جمهوری اسلامی مناسبات حسنه ای داشتند دیگر جرأت نمیکنند که بطور علنی به این مناسبات ادامه دهند و این خود به پرتاب هر چه سریعتر این رژیم به درون سیاهچال انزوا کمک میکند.

 

حال روی سخن من با پناهجویان است. دوستان، اکنون که وضعیت جمهوری اسلامی اینقدر متزلزل شده است هر چه بیشتر منسجم و متشکل و متحد در صحنه مبارزه پناهندگی خود باشید به پیشرفت روند پناهندگی خود و دیگران بیشتر کمک میکنید. و ادارات امور پناهندگی نیز کمتر میتوانند به ایرادات احمقانه خود به دلائل پناهندگی پناهجویان ادامه دهند. چرا که موقعیت و وضعیت ضعیف جمهوری اسلامی را در سطح بین الملل میبنند و از طرفی نیز اتحاد و همبستگی شما بیشتر به حقانیت گفته هایتان کمک میکند. با توجه به رویدادهای یک سال گذشته و تشنجی که در بین سران رژیم پیش آمده که این تشنج به سردرگمی هر چه بیشتر حکومت کمک میکند دیگر نباید جای سؤال برای ادارات امور پناهندگی پیش بیاید که آیا پناهجوی فراری از جهنم جمهوری اسلامی میتواند به ایران برگردد یا نه؟!!

 

همه دنیا با چشمان خود دارند میبند که چطور موج دستگیریها و احظار فعالین مدنی به دادگاهها زیاد شده است. دارند میبنند که احکام اعدام و سنگسار چطور مانند آب خوردن صادر میشوند. دارند میبینند که چگونه احکام اعدامهای ۲۰ و ۳۰ نفره در زندانهای ایران اجرا میگردد و مسائل بسیار دیگر که بسیار واضح جلوی چشم جهانیان است. همه این موارد به روشنی اثبات میکند که تا جمهوری اسلامی بر سرکار است، پناهجوی ایرانی باید بدون چون و چرا به حق پناهندگی خود نائل گردد. تمامی این نمونه ها و هزاران نمونه دیگری که وجود دارد اما در حوصله این نوشته نمیگنجد اثبات میکند که با وجود جمهوری اسلامی در ایران، مردم در آن کشور امنیت ندارند و هر ایرانی که متواری شده و به کشورهای غربی روی میاورد باید از حق اقامت برخوردار گردد.

 

مرگ بر حکومت اسلامی

برقرار باد حکومت انسانی