همه‌ی نوشته‌های gholam@A

شکایت پناهجویان ایرانی در ترکیه از عدم کفایت وکلای کمیساریای عالی پناهندگی

نوشتۀ لیدا پرچمی

انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی در ترکیه با صدور بیانیه ای، به عملکرد ضعیف وکلای کمیساریای عالی پناهندگان اعتراض کرد. بیانیه، با اشاره به اقدام به خودکشی در بین چند پناهجو، سازمان های حقوق بشری را به ضرورت رسیدگی عاجل به وضعیت پناهجویان فرا می خواند

انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی در ترکیه با صدور بیانیه چهارم خود به عملکرد ضعیف وکلای کمیساریای عالی پناهندگان اعتراض کرده و درخواست نموده تا کمیسیون مستقلی برای رسیدگی به این امور تشکیل شود.
بیانیه انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی علاوه بر کمیساریای عالی پناهندگان برای ریاست کانون وکلای دادگستری بین الملل، کمیساریای عالی حقوق بشر اتحادیه اروپا، سازمان عفو بین الملل نیز فرستاده شده و از آنها برای رفع معضل پناهندگان درخواست کمک شده است.
انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی در نامه خود، با آوردن چند نمونه متنوع از بین پناهجویانی که کار آنها با مشکل روبرو شده است، نواقص هر پرونده را توضیح داده و دلایل آن را به عدم کفایت وکلا و عدم آشنائی آن ها به قوانین و شرایط اجتماعی ایران مربوط می داند.

آرش شریفی، مسئول روابط عمومی شورای نمایندگان انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی در ترکیه، برخورد مقامات مسئول پناهندگی در ترکیه را غیر انسانی و تحقیر کننده می داند و توضیح می دهد که این برخورد ناراحت کننده، چه در سازماندهی ملاقات اولیه، مکانی که برای مصاحبه ها در نظر گرفته شده است و چه در نحوه مصاحبه و رسیدگی به پرونده پناهجو دیده می شود. وی تأکید می کند که وکیل در این مصاحبه نقش بازجو را بازی می کند و پناهجویان را به یاد تجربه بازجویی در ایران می اندازد.
آرش شریفی، شرح می دهد که چگونه پناهنده ای که از شوک خروج اجباری و تجربیات گذشته اش رنج می برد، با قرار گرفتن در شرایط بد عصبی تمرکز خود را در پاسخگوئی به جزئیات پرونده از دست می دهد، دچار تناقض می شود و در اثر همین اشتباهات به مشکل بر می خورد.
سرنوشت مرگ و زندگی پناهجویان در لحظات حساسی رقم می خورد که با درهم شکسته شدن اعصاب و روانشان همراه است.
چنانچه در بخش پایانی این بیانیه می خوانیم، “درحال حاضر شرایط روحی و جسمی نامناسبی قرار دارندو از بی عدالتی که در حقشان شده، درمانده و گرفتار زندگی خود را دست خوش حوادثی نموده اند که اگر چنین روندی بطول بیانجامد، عواقب و فجایع ناگواری را در پیش خواهند داشت …” بیانیه با اشاره به  اقدام به خودکشی در بین چند پناهجو ، سازمان های حقوق بشری را به ضرورت رسیدگی عاجل به وضعیت پناهجویان فرا می خواند

 

به مناسبت ۱۸ تیر

18Tir-Oghazyan-01_290_x_218

به مناسبت دوازدهمین سالگرد هجدهم تیرماه ۱۳۸۷ چند تن از جوانان ایرانی مقیم شهر “اوربرو کشو سوئد به صورت خودجوش به مرکز این شهر آمدند و با در دست گرفتن پلاکاردها و تصاویری از دانشجویان زندانی و شعارهائی بر علیه جمهوری اسلامی ایران به سهم خود به نظام حاکم بر ایران و عملکرد او در قبال دانشجویان اعتراض کرده و یاد و خاطره حوادث موسوم به “کوی دانشگاه” را زنده کردند.

در پی تحصن اعتراض‌آمیز دانشجویان کوی دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام در تاریخ ۱۸ تیرماه ۱۳۸۷، نیروی نظامی حاکمیت ایران به کوی دانشگاه حمله کرد و این تحصن را به خشونت کشید و عده زیادی کشته و زخمی و دستگیر شدند.

 

هنگامیکه از “نوید میرپورزاده” و “محسن ولزی” انگیزه شان را از حضور در خیابان با این پلاکاردها آن هم با این تعداد اندک جویا شدم, آنها همراهی با حرکت های اعتراضی داخل ایران را جزئی از وظیفه و انگیزه خود عنوان کرده و متذکر شدند که اگر حتی هیچ شخصی هم با آنها همراه نشود, به تنهائی و با در دست گرفتن یک پلاکارد اعتراض خود را نسبت به اعمال و رفتار رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر ایران به گوش هر کسی که بتوانند, خواهند رساند. نوید و محسن بر این عقیده بودند که در یک تجمع اعتراضی همیشه تعداد نفرات حاضر اهمیت ندارد و در واقع مهم این است که هر ایرانی ساکن در هر گوشه ایی از این کره خاکی, خود را نسبت به حوادث کشورش متعهد بداند و در حد توانش با اعتراضات مردم داخل کشور همراه شود و آنها را تنها نگذارد.

 

نوید میرپورزاده که مدتهاست در شهر”اوربرو“کشور سوئد چه به صورت گروهی و چه به صورتی انفرادی با برپائی تحصن, تظاهرات و نظرسنجی های مختلف با مردم داخل کشور همراه بوده با گذشت زمان تبدیل به یکی از چهره های شناخته شده نزد ایرانیان ساکن این شهر شده است.

 

او در ادامه صحبت هایش از آن دسته از ایرانیانی که خودش از آنها به “خارج نشینان خوش نشین” یاد می کند, گلایه دارد و می گوید که بارها از آنهائی که می شناخته خواسته است تا در روزهای اعتراض با مردم داخل کشور همراه شوند اما در اکثر مواقع او را تنها گذاشته و نیامده اند.

 

 البته نوید با اعتقاد بر اینکه تعداد نفرات در کلیت مساله هیچ اهمیتی ندارد بلکه مهم حضور و اعتراض مدنی است, در روزهای اعتراض با نیت اینکه بتواند حرف مردم کشورش را به گوش دیگران هم برساند با ساختن پلاکارد و پوسترهای دست ساز به مرکز شهر می آید و حرکتی اعتراضی را در حد توان خودش برپا می کند. او معتقد است که در این حرکت های اعتراضی حتی اگر یکنفر را بتواند متوجه اختناق و نقض حقوق بشر گسترده حاکم در داخل ایران نماید, همه زحماتش نتیجه داده است.

در ادامه گزارش تصویری کوتاهی را از این تجمع چند نفره و کوچک اما تاثیر گذار می توانید مشاهده نمائید.

 18Tir-Oghazyan-03_290_x_218

پناهجویان ایرانی‌ متحصن در نروژ به مبارزه خود ادامه میدهند.

Panahjoian-oslo1_300_x_199

با وجود یورش پلیس به محل تحصن پناهجویان در شهر اسلو در تاریخ۳۰ ژوئن و اقدام  به جمع آوری و ضبط چادر و وسایل آنها در مرکز شهر اسلو،  پناهجویان همچنان به اشکال مختلف به مبارزه خود برای رسیدن به خواستهایشان ادامه میدهند.

یورش گسترده پلیس به آنها باعث شد که سمپاتی زیادی در میان سازمانها و نهادها و احزاب و جریانات مختلف به خواسته ها و اعتراض پناهجویان جلب شود و دررسانه های داخلی نروژ نیز انعکاس خبری وسیعی پیدا کند. با اینکه پلیس و کمون و کلیسا در شهر اسلو اجازه ندادند تحصن پناهجویان در جایی که از قبل تعیین کرده بودند ادامه پیدا کند، ولی پناهجویان به اشکال مختلف به مبارز خود ادامه می دهند.

 

اولین اقدام پناهجویان بعداز جمع کردن چادرها و امکاناتشان از سوی پلیس، این بود که توانستند برای جلوگیری از پراکندگی خود محلی را برای زندگی جمعی عمدتا در طول شب به طور موقت پیدا کنند.

 خوشبختانه پناهجویان در این کار موفق شدند و هرروز با پوشیدن تیشرت هایی که روی آنها نوشته شده اند ایران کشور ناامنی است و با حمل پلاکارد‌ها و پوستر‌های که در جهت افشای جنایات جمهوری اسلامی و سیاست سخت پناهنده پذیری دولت نروژ در قبال پذیرش پناهندگان ایرانی درست کرده اند در سطح شهر اسلو می چرخند و در مقابل سفارت جمهوری اسلامی و ادارات دولتی و دفاتر احزاب پارلمانی و دفتر روزنامه ها تجمع می کنند و توجه ها را به خود جلب می نمایند.این پناهجویان برروی یکی از پلاکاردهای خود نوشته اند ما را به کشور شکنجه دیپورت نکنید.

شهر ترو ندهایم

اما تحصن گروه دیگری از پناهجویان ایرانی در شهر تروند هایم همچنان با برپایی چادر و نسب شعار و پوستر و به نمایش گذاشتن آثار جنایت جمهوری اسلامی به تلاش خود برای جلب توجه افکار عمومی ادامه می دهند. خواسته های اصلی پناهجویان در نروژ این است که  دیپورت آنها به ایران فورا متوقف شود و به همه پناهجویان برمبنای شرایط وحشتناک حقوق بشر در ایران اجازه اقامت داده شود. فدراسیون با تمام توان از خواسته ها و اعتراض پناهجویان حمایت می‌کند و از همه مردم آزادیخواه در سراسر جهان از جمله ایرانیان و مخالفین جمهوری اسلامی در کشور نروژ میخواهد که به هر طریق ممکن با ارسال نامه‌های اعتراضی به مقامات دولت نروژ و شرکت در مبارزه پناهجویان، آنها را مورد حمایت قرار دهند. وهمچنین فدراسیون از کلیه پناهجویان ایرانی‌ در نروژ می‌خواهد که به تحصن و مبارزه پناهجویان در تروندهایم  و اسلو بپیوندند و یا در شهرها و کمپهای محل زندگی خود به همین شکل دست به مبارزه بزنند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۶ ژوئیه ۲۰۱۱

 panahjoian-oslo2_290_x_193

panahjoian-oslo3_290_x_193

panahjoian-oslo4_290_x_193

panahjoian-oslo7_290_x_193

panahjoian-oslo6_290_x_193

 

از مظفر پروری به فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

من مظفر پروری  پناهنده ایرانی که در کشور ترکیه به سر می برم بدینوسیله مراتب تشکر و قدردانی  خود را ازمسئولین محترم و اعضاء فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به خاطرتلاش انسان  دوستانه و حمایت همه جانبه از حقوق پناهندگان  و به ویژه تلاشهایی که این چند سال  برای جلوگیری از دیپورت من به ایران انجام دادند و هم چنین پیگیر پرونده من در یوان  شدند اعلام می دارم.

 خوشبختانه این تلاشها بالاخره به موفقیت انجامید و من بعد از ۹ سال سختی و حکم به دیپورت و شرایط  دشوار که همراه با بیماری بود توانستم به حق قانونی خود برسم و به عنوان پناهنده رسمی پذیرفته شوم.

به همین دلیل وظیفه خود می دانم که ازفدراسیون تشکر و قدردانی نمایم و برای تمامی اعضاء آن موفقیت آرزو نمایم. امیدوار هستم با کمک شما و تمام سازمانهای مدافع حقوق بشر پناهجویان به حق خود برسند و از مشکلات پناهندگی نجات پیدا کنند و بتوانند در رفاه و امنیت اجتماعی که لازمه زندگی هر انسانی است با احترام به حقوق یکدیگر زندگی نمایند. با امید پیروزی و موفقیتتان ( در صورت امکان آن را در سایت خود قرار دهید)      

 

خطر دیپورت دو تن از اعضاء شورای نمایندگان انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی به ایران

 

امروز ۲۸/۶/۲۰۱۱ پلیس ترکیه(نوشهیر)  اعضاء هفت نفره شورای نمایندگان انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی

تلفنی  به دفتر پلیس این شهر احضار کرد و در یک اقدام ناباورانه برگه دیپورت سید خدر میرسیدی و ساناز غلامحسینی ایزدی را امضاء و مابقی اعضاء انجمن را به شهرهای مرزی تبعید کرد.

سیدخدر میرسیدی، ساناز غلامحسینی ایزدی از اعضاء اصلی شورای نمایندگان انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی از طرف پلیس شهر نوشهیر تهدید به دیپورت شده و تنها ۱۵ روز دیگر وقت دارند که خاک ترکیه را ترک نمایند.

سیدخدر میرسیدی(خبرنگار و نویسنده)، سیروان عنایتی(خبرنگار)، صلاح الدین عزیزیان(سخنگو)، آرش شریفی(روابط عمومی)،حمیدرضا ذوالقدر(مسوول امور مالی)، ساناز غلامحسینی ایزدی و ساسان مهری پس از مراجعه به دفتر پلیس شهر نوشهیر، با تهدید پلیس مواجه و به شهرهای مرزی کشور ترکیه تبعید شدند.

سیدخدر میرسیدی از فعالان سیاسی حزب دمکرات می باشد که درخواست پناهندگی خود را تقدیم کمیسایاری عالی پناهندگان کرده و بی هیچ پاسخی از طرف این سازمان پرونده وی بسته و تهدید به دیپورت شده است. ساناز غلامحسینی ایزدی از فعالان مذهبی، اجتماعی و مسیحی پس از سه سال انتظار پرونده وی از طرف کمیساریای عالی بسته و امروز توسط پلیس شهر نوشهیر تهدید به دیپورت شد و تنها پانزده روز اجازه اقامت در خاک ترکیه را دارند.  جای بسی شگفتی است که پلیس ترکیه به چه اجازه و حقی پناهجویی که به کمیساریای عالی پناهندگان پناه آورده را بایست دیپورت کند وقتی هنوز از طرف کمیساریای عالی هیچ گونه پاسخی نه دال بر قبولی و نه ردی آنها صادر نشده است. چنین اقدامی از طرف پلیس شهر نوشهیر حاکی از آن دارد که فعالان سیاسی حزب دمکرات و فعالان سیاسی پناهجو در ترکیه در خطر جدی قرار گرفته اند و نیاز به حمایت همه سازمان های حقوق بشری و رسانه های خبری برای اطلاع رسانی و جلوگیری از دیپورت آنها می باشد.

انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی_ترکیه(نوشهیر) در فضای نابسامانی قدم به میدان نهاد و هدف اصلی این انجمن رسانه ای کردن مشکلات پناهجویان ایرانی، افغانی بوده است، همین امر سبب شده که امروز دو تن از اعضاِی شورای نمایندگان که از فعالان سیاسی بوده  بی هیچ پاسخی از طرف پلیس ترکیه و کمیساریای عالی پناهندگان، تهدید به دیپورت شده اند و تنها ۱۵ روز اجازه دارند که خاک ترکیه را ترک نمایند و باقی اعضاء انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی_ترکیه(نوشهیر)  به شهرهای مرزی ترکیه تبعید شدند.

انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی از تک تک سازمان های حقوق بشری و سازمان های مرتبط به امور پناهندگان می خواهد که از اقدام به دیپورت سیدخدر میرسیدی، ساناز غلامحسینی ایزدی  جلوگیری و چنین اقدامی را محکوم کنند…

روابط عمومی انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی_ترکیه(نوشهیر)

تلفن تماس:۰۰۹۰۵۰۷۶۵۸۶۹۰۱

 

یورش پلیس به محل تحصن پناهجویان ایرانی در نروژ را محکوم کنید!

11111111360_x_270

روز پنج شنبه ۳۰ ژوئن ساعت ۸ صبح پلیس نروژ با همکاری مقامات کمون اسلو و بنا به درخواست کلیسائی که پناهجویان در مقابل آن دست به تحصن زده بودند یورش  برد و چادرو وسیل و شعارها و عکس ها و پلاکاردهای آنها  را جامع آوری کرد و با خود بردند. ظاهراً بهانه کلیسا خطر آتش سوزی در محل بوده است. پناهجویان متحصن بعد ازظهر همان روز و این بار با چادرهای نسوز برای بار دوم به محل بازگشتند وادامه تحصن را ازسر گرفتند.

 

 اما ساعت ۸ شب همان روز ۱۲ ماشین پلیس برای بار دوم و این بار با تریلی به محل تحصن یورش بردند و این بار نیز کلیه وسایل آنها را بار کردند و باخود بردند. لازم به ذکر است که در کنار تحصن پناهجویان ایرانی شماری از پناهجویان اهل اتیوپی هم دست به تحصن زده بودند که پلیس وسایل آنهارا نیزجمع آوری کرد با خود بردند.

 

 این اولین باری نیست که پلیس نروژ ازاعتراض دسته جمعی پناهجویان جلوگیری می کند. چند سال پیش هم با سگ و اسب به محل اعتراض پناهجویان افغان یورش بردند، تچهیزات آنها را جمع  کردند  و بسیاری از آنها را زیر اسب گرفتند و سگ های خود را به جان آنها انداختند و شماری از آنهارا زخمی و دستگیر کردند و از ادامه اعتراض پناجویان جلوگیری کردند و این بار نیز از ادامه اعتراض پناهجویان ایرانی و اتیوپیایی جلوگیری به عمل آوردند.

 

 فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این اقدام پلیس نروژ را بشدت محکوم می کند و از همه سازمانها و نهادهای انسان دوست و مدافعان حقوق پناهندگی و افکار عمومی جامعه نروژ می خواهد که به یاری پناهجویان ایرانی بشتابند و به اقدام پلیس اعتراض نمایند. باید تلاش کنیم چادر و تچهیزات تحصن پناهجویان را از پلیس پس بگیریم و امکان ادامه اعتراض و مبارزه پناهجویان را  فراهم نمایم. پناهجویان ایرانی بدلیل شرایط سخت پناهندگی در نروژ دست به اعتراض زده اند. به دلیل بی توجهی اداره خارجیان و مقامات دولت نروژ نسبت به حقوق پناهندگی آنها، و در اعتراض به بستن پرونده هایشان و در اعتراض به حکم اخراج خود به جهنم جمهوری اسلامی.

 پناهجویان حق دارند اعتراض کنند تا افکار عمومی جامعه نروژ را از شرایط سخت زندگی خود آگاه کنند. این پناهجویان کسانی هستند که برای حفظ جان و زندگی خود از ایران گریخته اند. از رژیمی بنام جمهوری اسلامی، رژیمی که فقط با شکنجه های وحشیانه و با تجاوز به متهمین سیاسی و با ایجاد اختناق سیاسی و بجود آوردن فضای رعب و وحشت به حاکیت خود ادامه می دهد. به همین دلیل باید برمبنای شرایط موجود در ایران همه پناهجویان ایرانی به عنوان پناهنده پذیرفته شوند. در ضمن فدراسیون از همه کسانی که تحصن پناهجویان  ایرانی درنروژ را تعقیب می کنند می خواهد که متن انگلیسی ضمیمه این اطلاعیه را از طریق ایمیل خود با آدرسهای زیر وسیعا برای مقامات و اداره خارجیان نروژ بفرستید.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

یکم ژوئیه ۲۰۱۱

22222222222222222

3333333333333333

.

 

Postmottak@jd.dep.no                                                                                         

postmottak@une.no                                                                                                   

udi@udi.no                                                                                                                 

Faks:
۰۰۴۷ ۲۱ ۰۸ ۵۰ ۰۱

۰۰۴۷ ۲۳ ۳۵ ۱۵ ۰۱

 

To The Norwegian Directorate of Immigration UDI and UNE

I have been informed that a group of Iranian refugees in the cities of Oslo and Trondheim in Norway, from 2. June 2011 is on strike to achieve their legitimate demands. Their demands from the Norwegian government are to halt any deportation of Iranian asylum seekers to Iran and to grant asylum to refugees fleeing from the Islamic republic’s hell.

In support of the demands of Iranian asylum seekers on strike, I ask the Norwegian government and the responsible for Refugee policies to consider the grave human rights situation in Iran, where arrest and detention, torture and executions of political opponents and anyone who does not follow reactionary Islamic law is normal. Therefore I ask to stop the deportation of Iranian asylum seekers, and give them asylum. The Norwegian government and officials responsible for refugee affairs are directly responsible for any consequences of the deportation of asylum seekers to Iran under the Islamic regime.

 

Best Regard

Name:

Country:

Email:

Organisation:

 4444444444444

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روح الله مشارزاده سکینه احمدی

Mosharzadeh__Ahmadi

در ایران چه بر مردم  می‌‌گذارد؟

افرادی که با هزار و یک مشکل توانستند از هفت خوان و سیاهچال‌های رژیم خونخوار خمینی فرار کنند و به امید داشتن امنیت جانی و حداقل خواسته بشر که حق حیات است، به غربت پناه آورند اغلب با این جواب مواجه میشوند که وضعیت ایران به گونه ایست که افراد می‌‌توانند به راحتی‌ زندگی‌ کنند. حال سوالی که مطرح می‌‌شود اینست که آیا در عصر حاضر کشور‌های جهان و اداره‌های مهاجرت هنوز به دنبال درگیری‌های قومی و قبیله‌ یی، و جنگ‌های جهانی‌ خانمان برانداز و یا دیکتاتوری‌های عظیم قرون وسطایی هستند، تا آنها را متناقض با حقوق بشر بدانند و جان انسان‌ها را در خطر، وگرنه حکومت‌های دیکتاتوری در جای جای جهان عادی جلوه میکنند؟!!

اگر نگاهی‌ واقع بینانه و بدون غرض به ایران داشته باشند و صداهای خفه شده انسان‌های رنج کشیده را از زبان افراد با وجدان خارج از ایران بشنوند شاید نظرشان در این مورد تغییر کند. توحش از این بیشتر که فردی را تا کمر در خاک فرو کنند و با سنگ آنقدر بزنند تا از بین برود و یا جوانی را در گونی کرده و از بالای کوه به پایین پرت کنند تا تکه تکه شود به جرم مثلا فحشا و حال آنکه زنان و دختران ایران توسط باند‌های مخوف فروش انسان به شیخ نشین‌های عرب فروخته می‌‌شوند. یا آفتابه بر گردن جوانان در خیابان‌ها میگردانند به جرم رسوایی اخلاقی‌ در حالی‌ که سران مملکت خود رسوایی‌های جهانی‌ ببار می‌‌آورند و یا انگشتان دست جوانی را قطع می‌‌کنند تنها به جرم دزدیدن تکه نانی برای رفع گرسنگی و حال آنکه آقازاده‌ها دزدی‌های میلیاردی می‌‌کنند و آب از آب تکان نمیخورد و اگر کسی‌ اعتراض کند صدایش در گلو خفه میشود. وحشیگری از این بیشتر که در میدان‌های شهر افراد را حلق آویز کنند به جهت رعب و وحشت در مردم.

بر کسی‌ پوشیده نیست که نظام ضد بشری حاکم بر ایران پایه‌هایش در خون بهترین و عزیز‌ترین انسان‌های آزاده استوار شده و سران آن موجودیت و بقای خویش را تنها در نابودی مخالفین و در کلّ هر کس که طالب آزادیست می‌‌بینند.

آنچه در گزارش‌ها و خبر‌های بیرون از ایران شنیده میشود تنها گوشه یی از ظلمیست که حکام رژیم بر مردم روا می‌دارند.

اما درک بیشتر این جنایت از عهده کسانی‌ ساخته است که در بطن مردم بپا خواسته بر ضد دیکتاتوری رژیم ایران هستند. خانواده‌های داغ داری که ظلم این رژیم را با گوشت و پوست خود لمس کرده و می‌‌کنند و در خفقان این نظام فرسوده میشوند و صدایشان به گوش کسی‌ نمیرسد. و رژیم ضحاک صفت همچنان با مکیدن خون انسان‌های بی‌ گناه به موجودیت ننگین خود ادامه می‌‌دهد.

خانواده ما یکی‌ از بیشمار خانوادهایی است که از این حکومت زخم‌ها دیده، یورش‌های وحشیانه، افراد مسلح به خانه و محل کار وقت و بیوقت و گاهی نیمه‌های شب و دستگیر کردن افراد خانواده با زور، کتک و توهین و بازجویی‌های وحشیانه در زندان‌های مخوف رژیم. کوچکترین نمونهٔ آن شکستن استخوان‌های پشت پای برادرم با کوبیدن پاشنه پوتین بر روی آنها توسط بازجویش. و دست آخر، دست گلهایی همچون غلامحسین، محمد مهدی، رضا، محمد حسین عالمزاده – محمد علی‌ عالمزاده و همسرش که ۹ ماهه باردار بود – بتول عالمزاده که ۶ ماهه باردار بود بهمراه همسرش علی‌ غفوری و فرزند شیرخوارشان نسرین غفوری – صدیقه عالمزده و همسرش محمد حسن مشارزاده تیرباران می‌‌شوند.

بلی، در خانوادهٔ ما ۲ زن جوان باردار تیرباران میشوند و وقتیکه خانواده از مزدوران رژیم درخواست میکنند که حداقل اجازه دهید فرزندانشان را بدنیا بیاورند بعد اعدامشان کنید، با این جواب روبرو میشوند که یک کافر و مفسد فی‌ الارض کمتر بهتر.

 آیا مجامع حقوق بشر پاسخی برای این سوال دارند که جرم بچه شیرخواره چیست؟!! که پس از یورش وحشیانه به منزلشان در حالی‌ که شاهد به گلوله بسته شدن پدر و خاله‌اش بوده، به همراه مادرش زخمی و بازداشت میشود و بعد در سلول‌های جداگانه مبحوس میشوند بطوریکه مادر شاهد ضجه‌های فرزندنش بوده و اجازهٔ دیدن او را نداشته تا بچه در سلول از بین می‌‌رود، و بعد مادر تیرباران میشود.

 براستی به کدامین گناه و جرم؟!! و سرانجام پدر و مادر  این یازده عزیز، ربابه مشارزاده (عمه خودم) بهمراه علی‌ عالمزاده پس از دستگیری و اعدام فرزندانشان، جانشان را بر می‌دارند و آواره شهر دیگری میشوند و پس از سالها زندگی‌ پر رنج و مخفیانه در شهر غریب جان می‌‌سپارند. پدرم پس سال‌ها خدمت شایسته در آموزش و پرورش و تحمل سالها تبعید حبس و شکنجه درحالیکه خود در زندان به سر می‌‌برده خبر کشته شدن پسر و عروسش را به او می‌‌دهند و پس از آزادی از کار بر کنار و خانه نشین می‌‌شود.

 من نیز در آن ایام در سنّ ۱۶ سالگی دستگیر و تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفتم، که کمترین آنها پاره شدن پرده گوش و کشیدن ناخنهایم بود و بجهت شکنجه روحی روانی‌ بار‌ها جهت اعدام به محل اعدام برده شدم و در آنجا شاهد اعدام دوستان و هم سلولی‌هایم قرار گرفتم و پس از نزدیک ۵ سال حبس با ضمانت و شرایط سخت آزاد شدم. در چنان موقعیتی که هرکس از زندان آزاد و جان سالم بدر می‌‌برد از ایران خارج میشد، من با تمام مشکلات در کنار هموطنانم باقی‌ ماندم و باز هم صدا با مردم آزادی خواه شدم گرچه حکومت ظالم ایران در دوره‌های مختلف زمام داری خویش با مهره‌ها و صورتک‌های گوناگون (سوپاپ‌های اطمینان رژیم) سعی‌ در آرام کردن مردم داشت. اما سال ۸۸ بار دیگر آتش خشم مردم شعله ور و گوشه‌ای از نفرت مردم از نظام نمایان شد.

 باز انگشت اتهام به سمت مخالفین اولی‌، توسط رژیم جلاد نشان رفت و خشم مردم را نتیجهٔ تحریک ضد انقلاب و فتنه گران و در نتیجه بیگانگان دانستند و در این میان من بی‌ نسیب نماندم. از سوی مامورین مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و دوباره مورد بازجویی قرار گرفتم. باز رژیم خونخوار جمهوری اسلامی از حربهٔ چندین ساله خود جهت خفه کردن مردم استفاده کرد. دوباره کشتار مردم بی‌ دفاع و باز همچون گذشته با دروغ و حیله سعی‌ در سرپوش گذاشتن بر جنایتش داشت. افرادی را که در ملأ عام به گلوله بست صحنه سازی و کار ضد انقلاب خواند، جوانانی را که شبانه و یا در روز روشن از پشت بام یا ٔپل به پایین پرت کردند و یا کسانی‌ را که با ماشین از رویشان عبور کردند همه و همه را اتفاقی‌ و تصادف ساده عنوان کردند. جنازهٔ جوانانی را که بعد‌ها در زیر ٔپل‌ها و کانال‌های آب یافتند ناشی‌ از خودکشی‌ اعلام کردند و خلاصه پدر را به جرم پسر و پسر را به جرم پدر بی‌ سرو صدا کشتند و می‌‌کشند و کسی‌ در مجامع جهانی‌ صدایش در نمی‌‌آید
آری اینست ایران آرام ما

*********

گزارش کوتاهی از وضعیت پناهجویان در مالزی

اینجا مالزی است. کشوری زیبا وگرم با مردمی خوب وخوش رو این چیزی است که همه می بینند ولی این بهشت استوایی تبدیل به جهنمی برای پناهندگان شده است.

مالزی جزو ۵ کشوری است که مفاد کنوانسیون حقوق پناهندگان را امضا نکرده وتنها یک دفتر کوچک از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان  برای رسیدگی به امور پناهندگان دارد.

در قانون مالزی پناهنده یعنی مهاجر غیر قانونی وآن به این معنی است که به راحتی پلیس پناهندگان را دستگیر وبه جرم نداشتن ویزا بدون هیچ دادگاهی به ۱۴ روز زندان محکوم کند. آن هم به زندانی در حد کهریزک میفرستد.اگر خوش شانس باشی ومامورین یوان از خواب بیدار شوند و حوصله کنند می آیند و آزاد می شوی و در غیر این صورت یا میمانی در زندان ویا دیپورت به ایران می شوید.

چیزی بنام کمک مالی یعنی خواب وخیال،اجازه کار وجود ندارد،خرج هر نفر حداقل ماهی ۵۰۰ دلاراست. از زمان تشکیل پرونده تا زمان قبولی حداقل ۱۴ ماه به طول می انجامد. پروسه اعزام به کشور سوم معمولا ۱ تا ۲ سال زمان می برد و چه بسا کسانی هستند که مدت ۶ سال است در  انتظار بسر می برند.

 

 ونکته بدترازهرچیزاین است که چه قبولی داشته باشید چه نداشته باشید تمام مدت باید در ترس و اصطراب از بازداشت و دیپورت بسرببری. هر نوع اعتراضی منجر بستن پرونده پناهچویان می شود.

امیدوارم فدراسیون بتواند صدای مارا به گوش مسئولین برساند.

مهدی از مالزی

 

آغاز تحصن پناهجویان ایرانی در نروژ

اطلاعیه شماره ۱

 

جمعی‌ از پناهجویان ایرانی  در کشور نروژ، مشخصا در شهرهای اسلو و تروندهایم با زدن چادر در مراکز این شهرها دست به تحصن زده اند. تحصن در شهر اسلو از دوم ژوئن ۲۰۱۱ و در تروندهایم از ۲۱ ژوئن همین ماه آغاز شده است. قرار است گروههای دیگری از پناهجویان در شهرهای دیگری از جمله در شهر برگن نیز دست به تحصن بزنند.

 

پناهجویان ایرانی در نروژ در پی سختتر شدن معیارهای پذیرش پناهندگان دست به تحصن زده اند. از بی پاسخی خسته شده اند. هیچکس از مقامات اداره خارجیان و دولت نروژ نمی پرسند چرا نباید با توجه به شریط حقوق بشر در ایران یک سیاست سخاوتمندانه و انسانیتر در قبال پذیرش آنها اتخاذ نمایند ؟ دولت نروژ خود بارها مقامات جمهوری اسلامی را بدلیل زیر پاگذاشتن تعهدات حقوق بشری محکوم کرده است. ولی انگار پناهجویان ایرانی همان انسانهایی نبوده اند که بخاطر زیر پا گذاشتن حقوقشان به نروژ گریخته اند. سئوال فدراسیون از اداره خارجیان نروژ این است که درکجای مفاد کنوانسیون ژنو که دولت نروژ هم به آن پایبند است، آمده که انسانهایی که از رژیمهایی مثل جمهوری اسلامی گریخته اند باید تا این اندازه به رعایت حقوق انسانیشان بی توجه بود؟ تحصن پناهجویان در گرما و سرما و زیر باران از سر دیوانگی آنها نیست نشان نقض حقوق آنها از سوی اداره خارجیان نروژ است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به عنوان ظرف مبارزه پناهجویان با تمام توان تلاش خواهد کرد تا صدای بی حقوقی پناهجویان را در نروژ به گوش افکار عمومی برساند.

 

در طول چند سال گذشته دولت نروژ برمبنای یک سیاست‌ غیر انسانی به پرونده  پناهجویان ایرانی رسیدگی کرده است. بطوری که بسیاری از پناهجویان یا پرونده هایشان بطور کلی بسته شده است و یا بی جواب و بلاتکلیف بحال خود رها شده اند. علاوه بر این شمار زیادی ازآنها به طور مرتب به کشورهای خود از جمله ایران دیپورت شده اند. رحیم رستمی یکی از اخراج شدگان به ایران بود که سر از زندان اوین درآورده است.

 

دولت و اداره خارجیان نروژ با اعمال سیاست غیر انسانی در برخورد به پذیرش  پناهندگان در ده‌‌‌ سال گذشته تنها تعداد معدودی از پناهجویان ایرانی را پذیرفته و بقیه یا دیپورت شده اند و یا جواب منفی‌ گرفته و چندین سال است که در شرایط غیر انسانی در کمپهای پناهندگی و یا به شکل غیر قانونی به زندگی خود ادامه میدهند. از نظر پناهجویان و فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این وضعیت برای پناهجویان در نروژ، غیر قابل تحمل شده است و اعتراض پناهجویان نیز دقیقا به وضع موجود دراین کشور شکل گرفته است.

 

در میان پناهجویان متحصن ایرانی از فعالین احزاب اپوزسیون تا اقلیت های مذهبی و کسانی که دین جهل و جنایت اسلام را ترک کرده اند، تا افرادی که به هر دلیل نخواسته اند تحت قوانین قرون وسطایی جمهوری‌ اسلامی زندگی کنند، تا  فعالین کارگری و زنان و کودکان به چشم می خورند.

 

پناهجویان متحصن در نروژ خواستار برسمیت شناختن خواسته ها و پذیرش شرایط زیر برای همه پناهجویان ایرانی هستند:

– قطع فوری هر گونه دیپورت پناهجویان به ایران. – فراهم  کردن شرایط  عادی که در آن پرونده های  بسته را از نو باز کنند و در یک پروسه کوتاه برای همه آنها برمبنای نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران اجازه اقامت صادر کنند. – برخورداری همه پناهجویان از همه امکانات و تسهیلات لازم اعم از وکیل و امکانات زندگی در این پروسه  – رسیدگی به وضعیت غیر انسانی پناهجویان در کمپ ها از نظر رفاهی و بهداشتی. – کوتاه کردن پروسه پاسخ به پناهجویان و رسیدگی به پرونده آنهای که دو سال ازدرخواست پناهندگیشان می گذرد.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ضمن دفاع قاطع از خواسته های بر حق پناهجویان، از اداره خارجیان و دولت  نروژ می خواهد که در اسرع وقت به خواسته های پناهجویان رسیدگی کند مضاف بر این فدراسیون از همه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی در داخل و خارج از نروژ می خواهد که از خواسته های پناهجویان متحصن در نروژ حمایت کنند و آنها را تنها نگذارند.

 

همبستگی‌- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۸ ژون ۲۰۱۱