همه‌ی نوشته‌های gholam@A

خبر خوشتر ، محمد توسلی از بازداشتگاه اداره مهاجرت آزاد شد.

 

همان طورکه در اطلاعیه های قبلی خبرداده بودیم محمد توسلی که در معرض دیپورت به ایران قرار گرفته بود، در پی تلاش بی وقفه فدراسیون برای جلوگیری از اخراج وی به ایران روزجمعه ۲۹ جولای از بازداشتگاه اداره مهاجرت آزاد شده.

 

 در طول مدتی که محمد در معرض خطر دیپورت قرار گرفته بود فدراسیون پرونده محمد را در دست گرفت، در اولین فرصت برای وی وکیل گرفت، تظاهرات سازمان داد و کلیه دلایل اداره مهاجرت مبنی بر رد درخواست پناهندگی محمد را در نامه ها و اطلاعیه های پی در پی به نقد کشید و مانع دیپورت وی به ایران گردید.

 

فدراسیون این موفقیت را به محمد توسسلی و خواهرش و فعالین فدراسیون تبریک می گوید و از همه کسانی که در طول این مدت نگران سرنوشت محمد توسلی بودند و به اشکال مختلف برای متوقف کردن اخراج وی به ایران در کنار فدراسون بودند تشکر و قدردانی می کند.

 

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

چهارم جولای ۲۰۱۱

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلأعیه مطبوعاتی میشن فری ایران و ائتلاف جهانی‌ برای دفاع از حقوق پناهجویان ایرانی

۲۷ جولای ۲۰۱۱

 

 

تظاهرات در مقابل سفارت قبرس در واشنگتن دی سی‌ در همبستگی‌ با پناهجویان ایرانی‌ و غیر ایرانی

 

رویداد: تظاهرات در مقابل سفارت قبرس در واشنگتن دی سی‌ در همبستگی‌ با پناهجویان ایرانی و غیر ایرانی دربند در لارناکا، قبرس که در تاریخ ۱۲ جولای وحشیانه  و بی‌ دلیل مورد حمله پلیس قرار گرفتند. این تظاهرات شامل نشان دادن عکس جراحات وارده به پناهجویان خواهد بود. تک برگی‌های اطلاعاتی‌ هم در میان حضّار پخش خواهد شد. 

 

توسط: اکتیویست‌های میشن فری ایران، اتحادیه زنان برای چنج در ایران، و دیگران.

 

چه هنگام: جمعه ۲۹ جولای ۲۰۱۱، ۱۲-۲ بعد از ظهر.

 

کجا: مقابل سفارت قبرس، ۲۲۱۱ خیابان عار، ان دابلیو، واشنگتن دی سی.‌

 

علت: روز سه‌ شنبه ۱۲ جولای ۲۰۱۱، در حدود ۳۵ پلیس و سایر مأمورین انتظامی قبرس وحشیانه به یک گروه از پناهجویان ایرانی و غیر ایرانی  در بازداشتگاه لارناکا حمله کردند. در خلال این تعرض مأمورین قبرسی پناهجویان بازداشتی را با سلاح کمری تهدید کرده، با استفاده از باتون و پنجه بوکس وحشیانه پناهجویان ، از جمله یک پیرمرد ۷۲ ساله را به باد کتک گرفتند. این پناهجوی پیر بعدا به سلول انفرادی منتقل شد. وی سپس به همراه خانواده‌اش به ایران  دیپورت شد. گزارش شده که یکی‌ از پناهجویان دچار شکستگی از ناحیه پا شده، وی تنها پس از گذشت ۱۰ روز از حمله از معاینه پزشکی‌ برخوردار شد. نه دولت قبرس و نه کمیساریای عالی‌ پناهندگان هیچگونه اقدام جدی در رابطه با این اقدام غیر قانونی بر علیه پناهجویان دربند و بیدفاع انجام نداده اند. برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید  http://missionfreeiran.org/2011/07/15/iranian-refugees-beaten-cyprus/ . دولت قبرس که این چنین بی‌ محابا به حقوق پایه انسانها تجاوز می‌کند نباید انتظار داشته باشد که ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را در ۲۰۱۲  بدون مخالفت از  آن خود کند.

 

کانتکت: 
ماریا روهالی

 

MISSION FREE IRAN & the INTERNATIONAL COALITION for the RIGHTS of IRANIAN REFUGEES
MEDIA ADVISORY
JULY 27, 2011
Washington DC Protest at Embassy of Cyprus in Solidarity with Iranian and Other Refugees 

WHAT: Demonstration outside the Embassy of Cyprus in Washington DC in solidarity with Iranian and other refugees detained in Larnaca, Cyprus who came under barbaric, unprovoked attack by Cypriot authorities on 12 July 2011. The protest will include photo exhibits of injuries sustained by the refugees. Informational flyers will be handed out to the public.
 
WHO: Activists from Mission Free Iran, the Women’s Alliance for Change in Iran, and other activists
 
WHEN: Friday, July 29, 2011, 12:00-2:00 PM
 
WHERE: Outside the Embassy of Cyprus, 2211 R St., NW, Washington, DC
 
BACKGROUND: On Tuesday, 12 July, 2011, approximately 35 police officers and other Cypriot authorities violently assaulted a group of Iranian and other refugees held in Larnaca detention center. During the attack, the Cypriot authorities threatened the refugees with handguns and used batons and brass knuckles to brutally beat the refugees, including an elderly 72-year old asylum-seeker, who was transferred to solitary confinement after the beatings. He, along with his family, was deported to Iran in the following days. One refugee is reported to have sustained a broken leg, for which he finally first received medical treatment 10 days after the attacks. Neither the government of Cyprus nor the UNHCR has taken any substantive action with regard to these illegal attacks on defenseless detainees held for migration-related reasons. (see: http://missionfreeiran.org/2011/07/15/iranian-refugees-beaten-cyprus/). A Cypriot government that flagrantly violates fundamental human rights should not expect to assume the Presidency of the European Union in 2012 without opposition.
 
CONTACT:
Maria Rohaly
Coordinator, Mission Free Iran
Representative, International Coalition for the Rights of Iranian Refugees
Phone: (240) 595-2633
E-mail: maria.rohaly@gmail.com
Website: http://missionfreeiran.org

Members of the ICRIR include Action for Democracy and Human Rights in the Middle East, International Federation for Iranian Refugees, Iranian Refugees Action Network, Iranian Refugee Amnesty Network, and Mission Free Iran.

حسن صالحی در مورد جنایت فاشیستی در نروژ

HassanSalehi

جنایت راسیستی ۲۲ ژوئیه با ابراز انزجار بشریت متمدن از این اقدام وحشیانه تروریستی و ابراز همدردی با خانواده ها و بستگان قربانیان این حادثه ناگوار روبرو شده است. قربانیان این فاجعه انسانی از جمله دهها جوان و نوجوان هستند که در اردوی تابستانی سازمان جوانان حزب کارگر نروژ (حزب حاکم) در جزیره اوتویا شرکت کرده بودند.

آندرس برینگ برویک که متهم به ارتکاب این جنایت است در محل این اردو به “شکار” جوانان پرداخت و با قساوت تمام ۶۸ جوان را با شلیک گلوله از پای در آورد. او ساعاتی  پیش از آن با منفجر کردن یک بمب بسیاری قوی، مرکز اسلو (پایتخت نروژ) را مبدل به منطقه جنگی ساخته و جان ۸ انسان دیگر را قربانی گرفت و شماری را مجروح ساخت. این اقدام جنایتکارانه تروریستی که بعد از جنگ جهانی دوم  بزرگترین فاجعه انسانی در کشور نروژ به شمار می رود مجموعا ۷۶ نفر کشته و نزدیک به ۱۰۰ نفر زخمی بر جای گذاشته است.

بسیاری از مردم از خود می پرسند که برای جلوگیری از بروز چنین جنایاتی چه باید کرد و چگونه می توان جامعه را از خطر فاشیسم و جنایات آن مصون داشت؟

قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که جنایت فاشیستی نروژ اتفاقی در آسمان صاف نیست و حتی در کشورهای غربی موردی منحصر به فرد نیست. به یاد بیاوریم که در سال ۱۹۹۵ با بمب گذاری جریانات راست افراطی در اوکلاهما سیتی (آمریکا) ۱۶۷ نفر بیرحمانه کشتار شدند. هدف از چنین جنایتی که دولت خودی و شهروندان بی دفاع را مورد حمله قرار می دهد، مرعوب کردن جامعه برای پذیرش نظمی تماما ضد انسانی و مبتنی بر ارزشهای فاشیستی و نژادپرستانه است. یکی از دلایل اینکه  قربانیان این جنایت تروریستی از میان جوانان ضد راسیست با تمایلات و افکار چپی انتخاب شدند، به گفته آندرس برویک، “در نطفه خفه کردن خائنین آتی به نروژ و اروپا که افکار و فرهنگ مارکسیستی دارند” بوده است. یکی دیگر از وجوه فعالیت این نازیست، نفرت پراکنی علیه مردم منتسب به اسلام بوده است. این همان الگوی ایدئولوژیک شناخته شده نازیستهای آلمان است که از یک طرف کمونیستها و چپیها و از طرف دیگر یهودیان را کشتار می کرند.

از نظر سیاسی زمینه وقوع چنین جنایاتی را باید در قدرتگیری احزاب خارجی ستیز و راسیستی بر متن بحران و ناامنی اقتصادی و شغلی در اروپا جستجو کرد. با مقبولیت یافتن احزاب راسیستی در نزد بخشی از جامعه، آنها توانستند به پارلمانها راه یابند و از تریبون مجالس به اشاعه نفرت علیه خارجیان و غیراروپایی ها بپردازند. به این ترتیب تفرقه افکنی نژادی و تحریکات راسیستی به ابزاری برای احزاب راست بورژوایی تبدیل شد تا از مسئولیت خود در قبال گسترش نابسامانهای اقتصادی و اجتماعی شانه خالی کنند و تقصیر را به گردن ” بیگانگان” بیاندازند. موضوعی که بازتاب آنرا در تصویب قوانین علیه خارجیان و یا تصویب و اجرای سیاستهای بسیار سختگیرانه پناهنده پذیری می توان دید. در چنین فضایی که با غیرقابل نفوذتر کردن اروپا و تقویت ایده های اروپا محوری توام بوده است بسیاری از مردم آسیا و اروپا  در رویای یافتن زندگی بهتر یا در دریاها و کانتن کامیونها جان باخته اند و یا شرایط بمراتب سختتری را تجربه کرده اند.

تمام افکار “ملی گرایانه افراطی” و یا ” بنیادگرایانه مسیحی” که در مانیفست ۱۵۰۰ صفحه ای آندرس برینگ برویک بیان شده به درجات زیادی بخشی از پلاتفرم احزاب و جریانات راسیستی در اپوزیسیون و یا در قدرت در کشورهای اروپایی است.

شرط اول جلوگیری از بروز جنایاتی نظیر آنچه در نروژ روی داد این است که به جنگ افکار و باورهایی رفت که با ملاک قرار دادن هویتهای کاذب ملی و قومی و مذهبی، خاک بر هویت انسانی آدمها می پاشند و کارکردهای فاجعه بار چنین باورهایی را به همگان گوشزد نمود. با محور قرار دادن هویت جهانشمول انسان باید به جنگ عقایدی رفت که میان انسانها تفرقه می اندازند و جداسازی را بجای همبستگی میان انسانها موعظه می کنند. در مقابل انتقاد راسیستها به جوامع  مالتی کالچرالیسم و دفاع آنها از “فرهنگ ملی و اروپایی” باید از موازین پیشرویی دفاع کرد که بشریت مترقی تاکنون در دنیا بدان دست یافته است. باید از ارزشهایی به دفاع برخاست که انسان را فارغ از نژاد، جنسیت، قومیت و مذهب اش محور قرار می دهد. تعریف و تعیین چنین ارزشهایی مرز کشوری یا مهین نمی شناسد و از این رو نسبی نیست بلکه تنها می تواند جهانشمول باشد. 

تاکنون حکومتهای اروپایی برای مقابله با تروریسم به جای تعرض به پایه های سیاسی آن تفکراتی که نهایتا منجر به خشونت راسیستی می شود، از فرصت استفاده کرده و حقوق مدنی شهروندان را تحت عنوان “قوانین ضد تروریسم” محدود کرده اند! نازیسم و نژاد پرستی باید از لحاظ سیاسی عرصه را هر چه بیشتر بر خود تنگ ببیند تا نتواند مولد آدمهایی نظیر آندرس برینگ برویک باشد. جامعه ای که در آن به انسانها بر اساس ارزشهای برابر و یکسان برخورد می شود و تبعیض و نابرابری جایی ندارد، بطور قطع زمینه ساز چنین جنایاتی نیز نمی تواند باشد.

Varför den norska tragedin?

 

Av: Hasan Salehi

 

Terrordåden i Norge har väckt många tankar kring orsaken till den tragiska händelsen.

 

Som man kunde förvänta sig dök upp några analytiker för att relatera massakern i Oslo och på Utöya till Anders Behring Breiviks vansinne. Men denna massaker är lika mycket relaterad till vansinne som Pinochetregimens massaker av frihetssökande människor i Chile eller islamisternas massaker av försvarslösa människor i New York var. Eller liksom tro att Israels massaker på det palestinska folket eller USA:s massaker på folket i Irak berodde på vansinne. Var och en av dessa former av terrorism är ett människofientligt dåd som tjänar ett visst politiskt syfte.

 

Man kan även se ett klart samband mellan dessa massakrer och religiösa övertygelser i de flesta fall. Den ena anser sin militarism vara Jehovas påbud, den andra vill genomföra sin sharia och en annan vill återuppta korståget. Syftet med terrordådet i Norge är att skrämma samhället så att medborgarna accepterar en människofientlig ordning som bygger på nazistiska och religiösa värde. Operationen ”räddning av Europa och den vita, överlägsna rasen” var mot “medlöpare” till den egentliga huvudfienden: muslimerna.

 

 

De politiska förutsättningarna för denna massaker ska man söka i främlingsfientliga partiers maktövertagande i sammanhang av den ekonomiska krisen och brist på anställningstryggheten i Europa. Genom att få gehör hos vissa samhällsskick kunde rasistiska partier söka sig till parlamenten och utnyttja tribuner att sprida hatpropaganda mot ickeeuropéer. Rasbaserad söndringspolitik och rasistisk hets blev ett vapen för de borgerliga högerpartierna i den sociala kampen att undandra sig sitt ansvar för de växande ekonomiska och sociala missförhållandena och ge istället ”främlingar” skulden för allt ont vars eko kan vi väl se i antagandet av nya lagar mot ”utlänningar”, hårdare asylpolitik och stärkning av eurocentriska idéer. Allt det ”patriotism” och ”fundamentalistisk kristen” som uttrycks i Anders Behrings manifest i stort sätt är de rasistiska strömningarnas program vilka befinner sig i opposition eller sitter vid makten i europeiska länder.

 

Förutsättningen för att vinna över neofascismen och rasismen är att den civiliserade mänskligheten reser sig mot dessa högerrörelser. Det krävs att arbetarrörelse, arbetarorganisationer, vänsterpartier och progressiva människor träder upp mot sådana rörelser och kringskär verksamhetsfältet för neofascismen.

 

Man måste konfrontera idéer och övertygelser som skymmer undan den mänskliga identiteten och utgår ifrån de falska nationella, etniska och religiösa identiteterna; att påminna allmänheten om de katastrofala konsekvenserna av sådana idéer. Genom att utgå ifrån människans universella identitet måste man konfrontera idéer som särskiljer människor och istället för att stärka solidariteten mellan människor vill hålla dem åtskilda. Gentemot rasisternas kritik mot det mångkulturella samhället och deras predikan om nationella eller europeiska kultur måste man försvara de värden som sätter människan i centrum oavsett hennes ras, kön, religion eller nationalitet. Dessa värden är oförenliga med begreppet om nationella gränser eller fosterland. De är därför inte relativa utan kan bara vara allmängiltiga och universella.

 

 

För att motverka terrorismen har europeiska regeringar passat på att begränsa medborgarnas rättigheter i namn av ”antiterroristiska lagar” istället för att angripa de ekonomiska förutsättningar och de politiska synsätt som slutligen leder till det rasistiska våldet. I det samhälle där människor behandlas utifrån lika värde och där diskriminering och ojämlikhet inte förekommer kommer definitivt inte att skapa förutsättningar för utvecklingen av nazism eller människor liksom Anders Behring Breivik och därmed inte sådana tragedier som denna.

 

 

 

پریسا حیدری ظهور امام زمان و پایان دنیا

Parisa_167_x_198

داستان ظهور امام زمان و تحلیل و بررسی آن همیشه سوژه جالبی است برای نوشتن، مخصوصا این روزها که در ایران بازار گرمی هم پیدا کرده است. با ظهور پدیده ای به نام احمدی نژاد در دستگاه جمهوری اسلامی بازار کذب و ریای حکومت ننگین جمهوری اسلامی نیز رونق گرفته است. روزانه صدها ساعت از وقت رسانه های داخلی صرف پرداختن به ترویج و تبلیغ خرافه پرستی میشود که صد البته همیشه نتیجه بلعکس میدهد و بیشتر مایه تاسف و گاهی خنده مخاطب است. داستان هایی چون هاله نور احمدی نژاد و متعاقب آن داستانهایی دیگر از این دست که از جانوران جمهوری اسلامی به اشکال مختلف نقل میشود.

طبق ادعای خودشان امام زمان در  سالهای اخیر سعی داشته تا به اشکال گوناگون بر رجال جمهوری اسلامی ظاهر شود و همیشه حامل اخباری چون نزدیک بودن ظهورش یا معرفی خامنه ای به عنوان نایب خود بوده است. آنها سعی دارند از این طریق افکار عمومی را را به سمت مذهب و نزدیک بودن ظهور امام زمان منحرف کنند که مثلا پایه های حکومت ننگین  خود را محکم سازند غافل از اینکه روز به روز به مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، ایدئولوژیکی و دیپلماتیک در ایران دامن میزنند.هرگاه هم صدای اعتراضی بلند میشود دست به خشونت و ارعاب و اعدام زده و با ایجاد خفقان سعی میکنند به عمر حکومت دیکتاتوری خود بیفزایند.

در واقع حکومت ارتجاعی خامنه ای دست به اعمالی میزند که محمد ۱۴۰۰ سال پیش با پدید آوردن ایدئولوژی اسلامی آغاز کرد با کشتار و خون ریزی و از دم تیغ گذراندن مخالفانش. حاکمان جمهوری اسلامی در رقابت و کشمکش در کسب قدرت  از هیچ کاری فرو گذار نبوده و حتی به خودشان هم رحم نمیکنند،اصلا هدف محمد از به وجود آوردن اسلام کسب قدرت و حاکمیت بود. در ایران نه تنها مذهب و یا لامذهب بودن امری خصوصی نیست بلکه همین مسئله بهانه ای است برای روا داشتن آزار و اذیت مجریان قانون بر مردم. با تمام این اوصاف هنوز حکومت جمهوری اسلامی ادعا میکند که ایران جامعه ای آزاد است.آزادی در چهار چوب قوانین سفت و سختی که تماما ساخته و پرداخته ذهن بیمار قانونگذاران آن میباشد.

این روزها دولت احمدی نژاد با پیش کشیدن بحث پایان جهان و ظهور مهدی سعی دارد خودش و خامنه ای را زمینه ساز این واقعه جلوه داده و چهره ای روحانی از خودشان بسازند تا ازآن طریق شاید بتواند  جایی در بین عده ای اندک از مردم مذهبی ایران باز کنند و با این حربه بهانه ای به دست می آورد تا به سرکوب و قلع و قم کردن مخالفان مذهب بپردازد.با پرداخت ماهانه ۴۰هزار تومان که ادعا میکنند از کیسه امام زمان  مستقیما بر سر سفره ملت میرود سعی دارند تا قشر ضعیف و آسیب پذیر جامعه را نیز به خود جذب کنند. میتوان از قصه سرایی های دولت احمدی نژاد در رابطه با ظهور مهدی به این نتیجه رسید که او در پی دستیابی به دو هدف عمده میباشد؛ سرکوب و مرعوب ساختن منتقدین و مخالفین دولت و انحراف اذهان عمومی به سمت مذهب. روحانیت اهل تشیع همیشه ادعا میکرده که امام دوازدهم شیعیان خود را از دید مردم پنهان کرده و در نهایت یک روز بر آنان ظاهر میشود و دنیا را سرشار از عدالت الهی می کند. پرداختن به این داستان تخیلی حتی در میان روحانیت اهل تسنن نیز رسوخ کرده است. روزانه داستانهای متفاوتی در این باره از طریق تریبونهای رسمی دولت میشنویم برای مثال یا علی گفتن خامنه ای هنگام تولد. این روزها نشر اکاذیب نیز به قوانین مدنی جمهوری اسلامی افزوده شده است حاکمان و روحانیون جمهوری اسلامی با  تولید سناریو ظهور امام زمان سرپوشی ساخته اند تا روی جنایات روزافزون خود بگذارند و همچنان در  تلاش برای ساخت داستانهایی از این دست برای بقای حکومت ننگینشان  میباشند.

خبرخوش، محمد توسلی جمعه اخراج نمی شود

روز پنجشنبه ۲۱ ژوئیه، پرونده محمد بر طبق شرایط جدید بار دیگر از سوی مقامات اداره مهاجرت مورد بررسی قرار گرفت و در ساعت ۴ بعد از ظهر دوباره به وی پاسخ منفی دادند. اما پس از آن دور دیگری از فعالیت به سرعت از سر گرفته شد؛ تلفنهای اداره مهاجرت از سوی روزنامه نگاران به صدا در آمد و ایمیلهای اداره مهاجرت پر از پیامهای اعتراضی شد.

 

 فدراسیون طی اطلاعیه ای از مردم خواست که هر کس و به هر شکل ممکن به اداره مهاجرت سوئد اعتراض کند.

 

نفسها در سینه حبس شده بود؛ محمد ساعت هشت و سی دقیقه صبح روز جمعه به ایران اخراج میشد. سر انجام مقامات کشیک اداره مهاجرت، ساعت ۸ شب روز پنجشنبه بر تصمیم خود تجدید نظر کرده و اعلام نمودند که برای بررسی دقیقتر پرونده، محمد توسلی روز جمعه اخراج نخواهد شد.این یک موفقیت دیگر برای فعالین فدراسیون و محمد توسلی و همه کسانی است که در این چند روز بسیاردلسوزانه برای جلوگیری از دیپورت وی به ایران از تمام نیرو وابتکارات خود استفاده کردند. قرار بود روز جمعه ساعت ۶ صبح در مقابل بازداشتگاه اداره مهاجرت تجمع کنیم اما این تجمع فردا صورت نمی گیرد.

 

 فدراسیون از همه کسانی که در طول این مدت نگران سرنوشت محمد توسلی بودند می خواهد تا زمان آزادی محمد از بازداشتگاه به فرستادن ایمیلهای اعتراضی خود به اداره مهاجرت سوئد ادامه دهند. همگی خسته نباشید.

 

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۲۲ جولای ۲۰۱۱

 

 

 

محمد توسلی قرار است روز جمعه ۲۲ جولای ساعت ۸:۳۰ دقیقه صبح از طریق فرودگاه آرلاندا از سوئد به ایران دیپورت شود

در پایین گزارش ایمیل آدرس اداره مهاجرت قید شده است.

تا همینجا اقدامات زیادی برای جلوگیری از دیپورت وی صورت گرفته است اما تجربه  کار فدراسیون برای متوقف کردن دیپورت پناهجویان نشان می دهد که هنوز باید کاری به مراتب بیشتر صورت بگیرد تا مقامات سرسخت امور پناهندگی سوئد را وادار به تجدید نظر کرد. در همین فاصله ۲۴ ساعته که شروع بکار کرده ایم اقدامات بسیار قابل توجهی از این دست صورت گرفته است. روز چهارشنبه بیستم جولای به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم یک تجمع اعتراضی در مقابل اداره مهاجرت سوئد در شهر استکهلم برگزار گردید. تجمع کنندگان عکسهای محمد توسلی را در دست گرفتند، شعار سر دادند و خواستار لغو فوری  حکم اخراج  محمد به ایران شدند.

 

در تجمع اعتراضی روز چهارشنبه چند نفر از شرکت کنندگان از جمله خانم اندیشه علی شاهی سخنگوی فدراسیون و یکی از فعالین سازمان سوسیالیستهای عدالت خواه سخنرانی کردند و ضمن توضیح وضیعت اقلیتهای مذهبی و برگشتگان از دین اسلام و برخوردهای فاشیستی و نژاد پرستانه جمهوری اسلامی به آنها خواستار لغو فوری حکم اخراج محمد توسلی به ایران شدند. سپس خانم علی شاهی و سه نفر دیگر از شرکت کنندگان وارد اداره مهاجرت شدند و با یکی از مسئولین این اداره در مورد صدور حکم اخراج محمد توسلی به بحث و گفت و گو پرداختد. مقام مسئول اداره مهاجرت با دقت به صحبتهای خانم علی شاهی و دیگر اعضای این هیئت گوش داد، نامه فدراسیون و اسناد و مدارکی را که مربوط به پرونده محمد توسلی بوده از آنها تحویل گرفته و در همانجا آنهارا مطالعه کرده و قول داده که به پرونده وی فورا رسیدگی نماید.

 

 محمد توسلی دین اسلام را ترک کرده است ولی با این وجود اداره مهاجرت تصمیم گرفته وی را به ایران دیپورت نماید. در میان اسناد و مدارکی که به اداره مهاجرت تحویل داده شده است نامه دکتری به چشم می خورد که دو هفته پیش هنگامی محمد توسلی را از فرودگاه برگرداند نوشته است: محمد از شدت ترس و شُکی که به وی وارد شده دچار آسیب  جدی روحی و روانی شده است. اسناد دیگری که تحویل داده اند مصاحبه محمد با رادیوی سراسری سوئد بخش فارسی (پژواک) مصاحبه وی با یک روزنامه به اسم داگن، مصاحبه خانم اندیشه در مورد وضعیت اقلیتهای مذهبی در ایران و بطور ویژه پرونده محمد در همین روزنامه، نامه فدراسیون استکهلم ازسوی خانم اندیشه، نامه سرگشاده فدراسیون سراسری از سوی عبدالله اسدی به اداره مهاجرت به تاریخ ۲۱ جولای. این نامه نیز برای تمام روزنامه ها، احزاب و سازمانهای دولتی و غیر دولتی و مقامات و شخصیتها و سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی نیز ارسال شده است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی  تا این لحظه اداراه مهاجرت سوئد و خانم ماریا وکیل محمد را در جریان کلیه اقدامات انجام شده برای جلوگیری از دیپورت محمد توسلی  قرار داده است. تلاش برای متوقف کردن حکم دیپورت محمد توسلی همچنان ادامه دارد چند ساعت بیشتر وقت مفید باقی نمانده است. این آدرس ایمیل اداره مهاجرت سوئد است.   migrationsverket@migrationsverket.se E-post  هر کس از منزل خود از هر شهر و کشوری که باشد می تواند تا صبح روز جمعه اقدام کند و اداره مهاجرت سوئد را ایمیل باران کنیم. خوب است که جهت اطلاع رونوشت ایمیل هایتان  را برای فدراسیون هم بفرستید. از متن نامه های سوئدی و فارسی فدراسیون استفاده کنید یا فقط یکی دو خط در اعتراض به حکم اخراج محمد توسلی به هرزبانی که باشد بنویسد و بفرستید. اجازه ندهیم محمد را به جمهوری جنایتکار اسلامی تحویل دهند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – استکهلم

۲۱ جولای ۲۰۱۱

 

    Mohammad- Misha Tavassoli    متولد 1985-۰۶-۲۷

   Mål nummer:              شماره پرونده     ۵۸۸۸۷۴- ۱۰ 

 

migrationsverket@migrationsverket.se E-post  آدرس اداره مهاجرت

 

 

محمد توسلی در خطر دیپورت به ایران

mt9

روز چهارشنبه بیستم جولای به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد استکهلم یک تجمع اعتراضی در مقابل اداره مهاجرت سوئد در شهر استکهلم برگزار گردید. تجمع کنندگان عکسهای محمد توسلی را در دست گرفتند و خواستار لغو فوری  حکم اخراج  وی به ایران شدند.

 

محمد قرار است روز جمعه ۲۲ جولای ساعت ۸:۳۰ دقیقه صبح از طریق فرودگاه آرلاندا به ایران دیپورت شود. در تجمع اعتراضی روز چهارشنبه چند نفر از شرکت کنندگان از جمله خانم اندیشه علی شاهی سخنگوی فدراسیون سخنرانی کرد. وی در سخنرانی خود گفت: ما در اینجا دست به اعتراض زده ایم تا مانع دیپورت محمد توسلی به رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی شویم. خانم اندیشه و چند نفر دیگر از شرکت کنندگان با یکی از مسئولین اداره مهاجرت صحبت کردند و نامه فدراسیون و مجموعه اسناد مدارک جدید درمورد محمد را به وی تحویل دادند و خواهان لغو حکم اخراج و رسیدگی فوری به پرونده  توسلی شدند. در اطلاعیه بعدی شمارا از جزئیات اقدامات روز چهارشنبه قرار می دهیم .

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – استکهلم

۲۰ جولای ۲۰۱۱

  

 

mtt

mt

013_290_x_217

mttt

 

نامه سرگشاده فدراسیون به اداره مهاجرت سوئد

موضوع: پرونده محمد میشا توسلی  mohammad(misha)tavassoli

   متولد ۲۷- ۰۶- ۱۹۸۵

  شماره  پرونده ۵۸۸۸۷۴- ۱۰

قرار است روز جمعه ۲۲ جولای ساعت ۸:۳۰ دقیقه صبح از فرودگاه آرلاندا به ایران دیپورت شود

محمد توسلی در سال ۲۰۰۲ به همراه خواهرش به قصد ادامه تحصیل به کشور اکراین می روند و به مدت چهار سال در آنجا زندگی کرده اند. محمد      در اکراین از دین اسلام به مسیحیت می گرود و در پروسه تحصیلش در اکراین در روزهای یکشنبه به کلیسا رفت و آمد داشته است. محمد می گوید: یکی از همکلاسی های ایرانیش از طرفداران جمهوری اسلامی بوده و همزمان که درس می خوانده در اکراین با سفارت ایران نیز در رفت و آمد بوده و مسیحی شدن من و خواهرم را به مقامات سفارت ایران گزارش داده بود. محمد و خواهرش بعداز چهار سال تحصیل در اکراین زمان بازگشت در فرودگاه ایران مورد بازجویی زیاد و ضرب و شتم  بی رحمانه قرار می گیرند.

 

محمد می گوید بعداز گذشت چند روز از اقامتمان در ایران برای مطابقت کردن معدل تحصیلاتمان به وزارت علوم رفتیم ولی به طور غیر منتظره ای به ما اعلام کردند که شما مدارکی در اینجا ندارید. محمد و خواهرش از شنیدن این خبر دچار ترس و وحشت می شوند و می ترسند از اینکه هر لحظه مقامات امنیتی جمهوری اسلامی آنها را بدلیل تغییر مذهب در خارج از کشور احضار نمایند. به همین دلیل هردو در مدت کوتاهی از ایران خارج می شوند و به سوئد میایند). محمد می گوید: مقامات امنیتی ایران در همین  مورد مادرم را نیز احضار کردند و یک روز تمام از وی تحقیقات بعمل آوردند و خیلی طول نکشید وی را از کار اخراج کردند. محمد می گوید: در تحقیقاتی که از مادرم به عمل آورده بودند گفته بودند به فرزندانت بگو که به دین اسلام برگردند. جهت اطلاع عموم روز چهارشنبه ششم جولای پلیس سوئد  محمد توسلی را جهت اخراج به ایران به فرودگاه آرلاندا برد ولی محمد لباس های خود را به نشانه اعتراض از تن درآورد و در بغل پله های هواپیما دست به مقاومت زد مقاومت محمد باعث شد خلبان هواپیما از بردن وی خودداری کند. ولی امکان دارد این بار دست و پایش را ببندند.

 

این فشارها از سوی اداره مهاجرت سوئد برای پناهجویان ایرانی خصوصا محمد توسلی در حالی اتفاق می افتد که محمد بدلیل ترک دین اسلام  تحت پیگرد دستگاه قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی بوده است و به همین دلیل از کشور سوئد تقاضای پناهندگی کرده است ولی با این حال اداره مهاجرت بدون توجه به وضعیت امنیتی محمد و خطراتی که در صورت بازگشت به ایران برای وی پیش خواهد آمد می خواهد او را دو دستی تقدیم جمهوری اسلامی بعنوان یکی ازجنایتکارترین رژیمهای تاریخ معاصر بدهد

 

اداره مهاجرت سوئد از این بی خبر نیست که رژیم اسلامی در ایران چه به روز و حال اقلیت های مذهبی  درآورده است. می داند که کسانی که از دین اسلام بر می گردند چقدر وحشیانه و غیر انسانی با آنها رفتار می شود. کافی است دستگاههای سرکوب رژیم اسلامی به کسانی مشکوک شوند که دین اسلام را به قصد گرویدن به دین دیگری ترک کرده باشد تا زندگی آنها را برای همیشه به نابودی بکشانند.

 

اداره مهاجرت سوئد از اعتراضاتی که مدام از سوی سازمانها و نهادی مدافع حقوق بشر و حتی بسیاری از دولت ها و مقامات و شخصتهای  مهم جهان به جمهوری اسلامی شود بی خبر نیست با این حال می خواهد محمد توسلی را به ایران  بفرستد تا مورد اذیت و آزار آدمکش های جمهوری اسلامی قرار بگیرد.در “قانون مجازات اسلامی” که در روز ۹ سپتامبر ۲۰۱۰ در مجلس شورای قانونگذاری ایران به تصویب رسیده است برای بازگشت از اسلام (ارتداد) مجازت مرگ تعیین شده است.

 

محمد توسلی و دیگر پناهندگان ایرانی بی جهت  تصمیم به ترک ایران نگرفته اند. آنها بدلیل ترس از اجرای قوانین ظالمانه علیه جان و آزادی و زندگی خود تصمیم به ترک کشور می گیرند. تصویب یک سری قوانین ظالمانه و تبعیض‌آمیز در ایران شرایط  خطرناکی را بوجود آورده که در پی آن، نه تنها نهادهای دولتی علیه خارج شدگان از دین اسلام دست به اقدام می زنند، بلکه فضایی از تحقیر و محکومیت را ایجاد کرده است که در آن هر فرد و گروه مذهبی خود را محقق احساس می ‌کند راساً دست به اقدام و خشونت علیه اقلیتهای مذهبی و برگشتگان از دین اسلام بزند. کار را بجای رسانده اند جان هیچ مخالفی در جمهوری اسلامی در امان نیست.

 

اگر دولت سوئد داعیه دفاع از حقوق بشر دارد و اگر اداره مهاجرت این کشور خود را حافظ منافع پناهندگان بحساب می آورد این رسمش نیست. یک ذره چشمتان را باز کنید و دنیا را کمی  بزرگتر ببینید روزی نیست از سوی سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگان از دولت و اداره مهاجرت سوئد بخاطر زیر پا گذاشتن حقوق پناهندگان به دادگاه اروپا و دیگر مراجع بین المللی شکایت نشود.

 

 بهرحال تا همینجا اسم محمد توسلی متقاضی پناهندگی در سوئد بدلیل برگشت از دین اسلام به موضوع بحث برخی از رسانه ها تبدیل شده است همین خود یک خطر جدی است که در صورت بازگرداندن محمد به ایران احتمال هرنوع مجازات سنگینی علیه وی وجود داشته باشد. برای  مثال مصاحبه با رادیوی پژواک بخش فارسی رادیو سوئد. مصاحبه با داگن Dagen.se که محمد در این مجله نوشته است من در راه فرودگاه به ماموران پلیس گفتم که من از دین اسلام برگشته ام و مسیحی شده ام و این موضوع برای من بسیار خطرناک شده است. ولی مامورین پلیس به محمد می گویند شما هم می توانید به مامورین ایرانی دروغ بگویید و مسیحی شدن خود را انکار کنید.علاوه بر آن برگزاری تظاهرات در روز چهارشنبه ۲۰ جولای درحمایت ازحقوق پناهندگی محمد توسلی در استکهلم، مصاحبه با رادیوهای محلی، انعکاس مقاوت وی در فرودگاه آرلاندا، انتشار علنی  دادنامه دادگستری جمهوری اسلامی برای اعضای خانواده توسلی در مورد برگشت از دین اسلام و  گزارش پزشکی از شرایط روحی  محمد بدلیل ترس بیش از اندازه وی از بازگشت به ایران، و بسیاری دیگر از آنها هر کدام به تنهای کافی است تا محمد توسلی از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مورد مجازات قرار گیرد. سئوال فدراسیون از اداره مهاجرت سوئد این است که آیا واقعا نکاتی که در مورد پرونده محمد گفته شد کافی نیست تا مورد حمایت بین المللی برطبق شرایط جدید place-situation) (Sur قرار گیرد؟

با احترام

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۰ جولای ۲۰۱۱

 

Öppet brev till Migrationsverket

Beträffande: Mohammad- Misha Tavassoli, (född 1985-06-27)

Mål nummer: ۵۸۸۸۷۴- ۱۰

 

Enligt information som kommit oss tillhanda, ska Mohammad utvisas till Iran den 22 juli 2011 via Flygplatsen Arlanda kl: 08:30

 

Mohammad och hans syster kom till Okarina 2002 för att studera. De bodde där fyra år. Mohammad och hans syster avsade sig den Islamska tron och konverterade till Kristendomen. Sedan dess har de varit aktiva i kyrkan med tillhörande verksamheter. En av Mohammads iranska klaskamrater var iransk regimanhängare och hade en ständig kontakt med iranska ambassaden där. Klaskamraten hade rapporterat till ambassadpersonalen om Mohammad och hans systers konvertering.

 

När Mohammad och systern återvände till Iran efter fyra år blev de arresterade vid gränsen och misshandlades under förhör. De släpptes efter ett tag och efter en kort tid gick de till Ministeriet för vetenskap, för att få bekräftelse och validering över sina utbildningar. De fick oväntat besked att de inte hade någon utbildning enligt Ministeriet. De tänkte kanske att det berodde på deras konvertering och blev rädda för någon skrämmande händelse skulle ske som en konsekvens av deras konvertering. På grund av fruktan av kallelse till förhör, lämnade de landet så att de inte var tillgängliga för myndigheterna. Deras mor blev kallad till förhör och tillfrågades var hennes barn (Mohammad och systern) befann sig. Hon fick en varning om att hennes barn så fort som möjligt, måste konvertera igen till Islam, samt att hon blev avskedad från sitt jobb.

 

Den sjätte juni 2011 ville polisen utvisa Mohammad via Arlanda Flygplats till Iran. Men Mohammad ville inte acceptera detta och försökte stå emot och protestera angående detta beslut. Piloten vägrade att ta emot honom. Men risken finns nu denna gång att han blir bunden så att han inte kan stå emot.

 

Vi tycker att Migrationsverkets hårdhet särskilt rörande Mohammads fall när han hoppade av från Islam och konverterade till Kristendom, medför en omänsklig handling att utvisa honom till Iran. Myndigheterna i Iran vet att Mohammad har hoppat av från Islam. Han är efterlyst och kommer att bestraffas hårt om han blir gripen. För mänskligheten skull, lämna inte Mohammad som ett offer till bödlarna! Hjälp honom istället så att han får stanna och överleva i lugn och ro i Sverige.

Migrationsvärkt vet säkert hur iranska myndigheter misshandlar och plågar andra religiösa minoriteter, speciellt de som hoppat av från islam och konverterat till annan religion. Folk som tänker hoppa av från islam får göra det absolut hemligt så att inte myndigheterna får veta om det. Om myndigheterna och deras anhängare upptäcker ett sådant fall blir personen förföljd och blir dessutom av med mycket samt får ta konsekvenser.

 

Det finns anledningar till varför Mohammad och andra liknande iranier som lämnar landet med alla tillgångar, såsom släktingar osv. söker asyl i andra länder.

Religionen islam har blivit ett piskrapp och används som redskap att piska folk. Speciellt gällande de som hoppar av från islam. Problemet är inte bara att man är jagad av rådande myndigheter, utan även av regim- fanatiska, hänsynslösa och redaktionella anhängare som har fått som uppgift att söka efter misstänkliggjorda personer, för att tjäna pengar.

Migrationsverket måste fundera över vad som händer om ni utvisar sådana personer som Mohammad till Iran. Mohammad kommer att bestraffas hårt om han återvänder till Iran.

 

Mohammads avhoppning från islam och vad myndigheterna gjort mot honom i samband med detta, har publicerats på olika hemsidor och webbsidor så att hans fall även blivit uppmärksammat. Om ovannämnda medierapportering kan kortfattat sägas: intervju med Sveriges Radio Pejvak, tidningen Dagen.se, intervju med Stockholms lokala radiosändningar, Mohammads läkarintyg om hans psykiska situation, offentligt publicerande av hans medlemskap i Uppsala Kyrka och sist men inte minst, offentlig publicering genom överklagande av domstolen i Iran till Mohammads familj, om Mohammads avhopp från islam och konvertering till kristendom.

 

Frågan från Migrationsverket är att: Alla dessa nya händelser i hans situation kan inte räknas som ”Sure Place” för honom?

 

Med tanke på nya händelser i Mohammads fall ber vi i Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige att ta hänsyn till hans situation och stoppa hans utvisning. Detta är en värdefull och mycket mänskligt åtgärd.

 

Tack för överseendet och jag ser framemot ett positivt besked.

 

Högaktningsfullt

 

Abdollah Asadi

Ordförande till IFRS

۲۰۱۱-۰۷-۲۰