همه‌ی نوشته‌های gholam@A

اجازه ندهید فواد ولزی قربانی تصمیمات نادرست و سیاست غیر انسانی پناهندگی سوئد شود

 

شماره پرونده: ۶۱۲۳۸۲- ۱۰ 

متولد ۰۱ – ۰۷- ۱۹۷۵        فواد قرار است روز جمعه ۷ اکتبربه ایران دیپورت شود.

 

فواد در سال ۲۰۰۶ از اداره مهاجرت سوئد در خواست پناهندگی سیاسی کرده بود. وی در مصاحبه  خود با اداره مهاجرت دلایل پناهندگی خود را سیاسی و عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران عنوان کرده بود. فواد ولزی در طول پنج سال گذشته در سوئد بر علیه رژیم جمهوری اسلامی مبارزه کرده و در بسیاری از فعایتها و گردهماییهای ایرانیان شرکت فعال داشته است. وی می گوید من از سال ۲۰۰۳ در ایران عضو حزب دمکرات کردستان ایران بوده  و در پنج سال گذشته نیز در خارج از کشور بویژه در سوئد با این حزب فعالیت سیاسی – تشکیلاتی داشته ام. ولی با این حال دادگاه مهاجرت سوئد به درخواست پناهندگی فواد پاسخ رد داده و تصمیم به اخراج وی به ایران گرفته است.  

 

دلایل پناهندگی فواد روشن است. هم اکنون تصاویر بسیار زیادی که از فعالیت های سیاسی فواد در سایت ها و شبکه های اینترنتی دیده می شود صحت گفته ها و دلایل پناهندگی فواد و ترس موجه وی از بازگشت به ایران را به خوبی اثبات می کند. دادگاه مهاجرت سوئد باید بداند که اگر همه ما چشم از فعالیت های سیاسی تا به امروز فواد هم ببندیم  دستگاههای قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی فقط بجرم فعالیت های مطبوعاتی فواد  که در روز چهارشنبه پنجم اکتبر ۲۰۱۱ صورت گرفته است وی را تا پای مجازات مرگ خواهند برد.

 

 برای مثال فواد در روز چهارشنبه با رادیو بخش فارسی صدای اسرائیل که برای ایران برنامه پخش می کند به مدت ۷ دقیقه گفت و گو کرد. فواد  در گفت گو با رادیوی صدای اسرائیل ابتدا نام و شهرت خود را معرفی کرد و گفت: من متولد شهر ارومیه هستم و در سال ۲۰۰۳ از حزب دمکرات کردستان ایران درخواست عضویت کردم و بعد از مدتی درهمین رابطه موقعیت امنیتیم به خطر افتاد و مجبور به خروج از ایران شدم و از کشور سوئد تقاضای پناهندگی سیاسی نمودم. فواد در ادامه صحبتهای خود با رادیو صدای اسرائیل ضمن توضیح  تاریخچه فعالیت سیاسی – تشکیلاتی  خود با  این حزب، گفت: دولت سوئد در شرایطی می خواهد من را به ایران دیپورت کند که جمهوری اسلامی زندانیان سیاسی را سخت مورد شکنجه ها قرار می دهد و آنها را به جوخه اعدام می سپارد.  

 

فواد به دنبال مصاحبه با رادیو صدی اسرائیل در همان روز با دو رادیوی دیگر فارسی زبان در شهر استکهلم به نامهای  رادیو امید و  رادیو شهروند مصاحبه کرد. فواد در مصاحبه با این دو رادیو نیز همان حرفهای که در دفاع از دلایل پناهندگی خود در رادیو  اسرائیل کرد در این دو رادیو نیز به گونه دیگری تکرار کرد.

 

 اگر دادگاه مهاجرت سوئد فعالیت های سیاسی فواد را نمی بیند و یا نمی خواهد ببیند مامورین امنیتی جمهوری اسلامی و روزنامه کیهان و سایت جام نیوز جمهوری اسلامی که هر از چند گاهی از پناهجویان ایرانی به عنوان یک مشت فرصت طلب و ضد انقلاب و خیانتکار به کشور نام می برند از مصاحبه های فواد ولزی و پناهجویان اعتصابی در میدان سرگل استکهلم به خوبی با خبر هستند و همه آنها را در زندان به فواد نشان می دهند. علاوه بر همه نکاتی که در این نامه به آن اشاره شد، حزب دمکرات هم در حدود ۲۰ روز پیش طی نامه ای به اداره مهاجرت سوئد عضویت فواد و تاریخچه فعالیت وی را با این حزب تائید کرده است. با توجه به توضیح نکات فوق فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از دادگاه مهاجرت سوئد می خواهد که در اسرع وقت حکم اخراج فواد را متوقف کند. در غیر این صورت هر اتفاقی که جان و زندگی فواد را بخطر بیاندازد مسئولیتش را به پای دادگاه مهاجرت سوئد می نویسیم. فدراسیون از همه سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی، و شخصیتها و احزاب مترقی می خواهد که به حکم اخراج فواد ولزی که قرار است روز جمعه ۷ اکتبر به ایران دیپورت شود اعتراض کنند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۶ اکتبر ۲۰۱۱

 

 

 

نامه سرگشاده نهاد کودکان مقدمند و فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی: به اداره مهاجرت سوئد رونوشت به: سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی و مدافع حقوق کودکان

barn_1_290_x_163

همانطور که اطلاع دارید، روز سه شنبه بیستم سپتامبر حدود بیست نفر پناهجو که از فعالین سیاسی می باشند در مرکز شهر استهکلم در یک چادر٬ آنهم در این وضعیت بد آب و هوا دست به اعتصاب غذا زده اند. درمیان آنها خانواده هایی به چشم می خورند که  کودکانشان را نیز به همرا دارند. جعفر قادری و همسر او خدیجه ابوبکری همراه چهار فرزندشان، شب بو، شنه، شیبا و شه وگر و همچنین رحمان حسین پور و همسرش بهیه خالدنژاد همراه با فرزندانشان هدی، هیمن و هلین و تعدادی دیگر از شرکت کنندگان در این اعتصاب غذا هستند. تا زمان صدور این نامه ۱۰ روز از این اعتصاب می گذرد٬ ولی با این حال از تصمیمات اداره مهاجرت مبنی بر بررسی مجدد پرونده این پناهجویان تاکنون خبری دریافت نشده است.

 

این پناهجویان در اعتراض به تصمیمات غیر منصفانه و بی توجهی این اداره نسبت به سرنوشت خود دست به اعتصاب غذا زده اند. حال چند نفر از این پناهجویان که از روز سه شنبه ۲۶ سپتامبر دست به اعتصاب غذا زده اند در اثر نخوردن آب و غذا بشدت رو به  وخامت گذاشته است. همه  این پناهجویان از فعالین سیاسی و  اکثر آنها از اعضای اپوزسیون ایران از جمله حزب دمکرات کردستان ایران هستند و سالها علیه جمهوری اسلامی مبارزه علنی کرده اند. با این وجود هر کدام از  پناهجویان اعتصابی از ۵ تا ۹ سال است در انتظار گرفتن پناهندگی سیاسی در سوئد بسر می برند ولی با اینحال اداره مهاجرت یکی پس از دیگری به آنها پاسخ رد داده است. ما فکر نمی کنیم اداره مهاجرت سوئد از این موضوع بی خبر باشد که اینگونه افراد از  سوی دستگاههای قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی بعنوان محارب با خدا و اقدام علیه جمهوری اسلامی با مجازات مرگ مواجه می شوند.

 

روز سه شنبه ۲۶ سپتامبر پناهجویان اعتصابی در گفتگو  با دو نماینده اداره مهاجرت که به چادر پناهجویان اعتصابی آمده بودند همصدا می گفتند: “ما اینجا دست به اعتصاب زده ایم و ترجیح می دهیم که در این چادر بمیریم و به ایران بازگردانده نشویم٬ چون در ایران همه ما را زیر شکنجه های وحشیانه خواهند کشت.” اداره مهاجرت سوئد باید متوجه این مسئله شده باشد، که جمهوری اسلامی به خودیهای خودشان که دستشان در یک کاسه است٬ رحم نمی کند چه رسد به کسانی که فعال سیاسی علیه جمهوری اسلامی بوده اند.

 

اداره مهاجرت سوئد درست در شرایطی پناهجویان ایرانی را برای بازگشت به ایران تحت فشار گذاشته است که جمهوری اسلامی در نهایت بی رحمی و  با استفاده از ارتجاعی ترین قوانین مجازات اسلامی علیه مخالفین خود، دست به کشتار  و  شکنجه و تجاوز می زند. به همین دلیل از نظر نهاد کودکان مقدمند و فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی لازم است این پناهجویان برمبنای معیارهای پذیرش پناهندگان در کنوانسیون ژنو در  کشور سوئد تحت حفاظت قرار گیرند چرا که همه آنها کسانی هستند که در سازمانهای اپوزسیون جمهوری اسلامی به عنوان عضو، فعالیت سیاسی – نظامی داشته اند و در منطقه برای رژیم ایران و مردمان آن مناطق چهره های آشنایی هستند.

 

اداره مهاجرت برای بررسی مجدد پرونده های این پناهجویان از آنها خواسته است مدارک جدید ارائه دهند. در حالی که همه عالم و آدم آنها را می شناسد که وجود و حضورشان در مبارزه علنی علیه رژیم ایران از هر مدرکی روشنتر است. در میان پناهجویان اعتصابی تعدادی از کودکان در سنین مختلف دو ماهه تا زیر هیجده سال نیز دیده می شود.  متاسفانه زندگی کودکانه این کودکان هم به زندگی و آینده والدین آنها گره خورده و آنها عملا در شرایط سخت زندگی والدین خود شریک شده اند. در حالی که نباید به  کودکان به چشم پناهجو نگاه کرد.

 

 در کنوانسیون حقوق کودک هم اشاره شده است که کودک چه همراه خانواده باشد یا تنها آمده باشد باید از حقوقی که در کنوانسیون حقوق کودک تدوین شده است برخوردار باشند. تلاش کنوانسیون حقوق کودک بر این است که اعضای خانواده آنها باید از این حق برخوردار شوند و این اجازه به آنها داده شود که به کودکان خود ملحق شوند. بنابراین بر گرداندن هر کدام از این خانواده ها یعنی جدا کردن آنها از کودکانشان. بد تر از این برگرداندن کودکان به همراه والدین شان از هر نظر یک  اقدام غیر انسانی محسوب می شود و با معیارهای رعایت حقوق کودکان در مغایرت کامل قرار می گیرد. چون معلوم نیست در صورت بازگرداندن آنها چه بلایی برسر این کودکان خواهد آمد. بعلاوه شرایطی که این دسته از کودکان چه قبل و چه الان در آن بسرمی برند بسیار آزار دهنده است. برای مثال  چند نفر از این کودکان فوتبالیست هستند ولی بدلیل نداشتن اقامت اجازه ندارند برای مسابقات به کشورهای دیگر بروند و اصلا در مدت هفت، هشت سال گذشته اجازه نداشته اند از سوئد خارج شوند.

 

نهاد کودکان مقدمند و فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد ضمن دفاع از خواسته های بحق این پناهجویان و تامین فوری نیازهای کودکان، از اعتراض و مبارزه آنها حمایت می کند و همه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق کودکان را نیز به حمایت از حقوق انسانی آنها فرا می خوانند.

 

نهاد کودکان مقدمند – استکهلم

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

۲۰۱۱-۰۹-۲۸

johan_2_290_x_163

ka_290_x_163

گزارش دوم، از تحصن و اعتصاب گروهی از پناهجویان سیاسی در استهکلم

ساعت حدود ۹  صبح بود تلفنم زنگ زد فکر می کردم از طرف اداره مهاجرت باشد چونکه از ساعت هشت و نیم صبح که اداره باز شده بود در تماس بودم و میخواستم با یوهان رام یا ورونیکا لیندستراند  از مسئولین اداره مهاجرت صحبت کنم ولی فقط پیغام گیر بود و من هم چندین بار پیغام گذاشتم به هر حال جواب تلفن را دادم ،کریم شاه محمدی هستم بفرمائید. گفت من جعفر قادری هستم خواستم به شما بگویم وضعیت فریدون حسن آذری خوب نیست همانطور که خبر دارید از سه شنبه تا حالا نه چیزی خورده و نه چیزی نوشیده است و همچنین محمد امین احمدیان که ناراحتی فشار خون دارد وضعیت او هم بد است و دو نفر دیگر از بچه ها دچاره سرگیجه شده اند. گوشی  را گذاشتم و  به  ۱۱۲ زنگ زدم. به آنها زنگ زدم و گفتم: حال چند نفر از پناهجویانی که اعتصاب غذا کرده اند به شدت خراب شده است و یکی از آنها بنام  فریدون چیزی نخورده است و بی حال شده است.

 

گفتند: خوب پلیس را بفرستیم یا پرستار؟ گفتم: هر دو را بفرستید. گفتند: خوب حالا آمبلانس را می فرستیم ولی آیا آنها زبان سوئدی بلدند؟ گفتم: نه به اندازه کافی. گفتند: خوب حالا شماره تلفن  آنها را به ما بده که سه نفری صحبت کنیم و صحبتهای ما را برای آنها ترجمه کن. در مورد وضعیت جسمی آنهای که حالشان خراب شده بود سوال و جواب شد و من هم ترجمه کردم. آمبلانس آمد و می خواستند بچه های که حالشان خراب است را به بیمارستان منتقل کنند. پناهجویان یک صدا گفتند ما از اینجا تکان نمی خوریم  یا اینجا می میریم یا اینکه به ایران بر نمی گردیم.

 

پرستاری که با آمبلانس آمده بود به من گفت: آنها به حرف ما گوش نمی کنند که به بیمارستان بیایند گفتم خوب در چادر کاری بکنید. گفتند: خوب آنهارا معاینه می کنیم و با دکتر تماس می گریم که ببینیم چه کار دیگری می توانیم بکنیم. دکتر آمد و چند نفری را معاینه کرد. سروم غذایی را به محمد احمدیان وصل کردند. چند دقیقه ای که گذشت و هنگامی که با خالد امینی  یکی از پناهجویان صحبت می کردم یک دفعه گفت: چرا این سروم را کندند چیزی را که شنیدم باور نکردنی بود شوک بزرگی به وارد شد.

 

بله به این خاطر سروم را قطع کردند که چهار شماره نداشتند و گفتند: دیگر ما نمی توانیم اینجا بمانیم. ازاین  حرکت بسیار ناراحت شدم چون حرکت آنها غیره انسانی بود. به خودم گفتم چه دنیای وارونه ای است. گوشی را قطع کردند ورفتند و نتوانستم حرف دلم را به آنها بزنم. معیار نجات جان یک انسان برای پزشکان اعظامی در یکی از بیمارستان های سوئد داشتن  چهار شماره بود ولی اعتراض و اعتصاب پناهجویان هم به نداشتن همان چهار شماره بود که مشخصات هرکسی را با آن شناسای می کنند.

 

 همین حرف را پناهجویان به پزشکان اعظامی زده بودند. گفته بودند: اگر چهار شماره داشتیم اینجا چه کار می کردیم؟ به هر حال به فکر فرو رفته بودم در این هیرویر یوهان رام از اداره مهاجرت  زنگ زد و از اینکه نرسیده است جواب تلفن های من را بدهد معذرت خواهی کرد. صدایش گرفته شده بود معلوم بود به پیامهای ما و احتمالا صحبت دکتر یا پرستارها گوش داده بود. گفتم جواب شما به این پناهجویان چیست؟ گفت کیس پیچیده و سختی است من باید با همکارانم  دو باره بنشینیم و چاره ای بیندیشیم. ولی حتما بعد از ظهر با شما تماس می گیرم. در انتهای صحبت هایم با یوهان دو باره تاکید مجدد کردم و گفتم:  شما باید اینرا متوجه شده باشید که این پناهجویان راه برگشتی به ایران  ندارند و به ایران  برنخواهند گشت. این پناهجویان پیشمرگ بوده اند و بر علیه جمهوری اسلامی مبارزه کرده اند و حکم هر کدام از اینها قطعا زندان، شکنجه و اعدام خواهد بود. ولی اداره مهاجرت به درخواست پناهندگی  آنها جواب رد داده و گفته است شماها از افراد رهبری درجه اول  حزب دمکرات نبوده اید به همین خاطر گفتم: حتی اگر این افراد خودشان را به طور داوطلبانه تسلیم جمهوری اسلامی کنند مورد بخشش قرار نمی گیرند. باز هم سهمشان برای مدتی شکنجه و زندان است ولی این پناهجویان تصمیم نگرفته اند که تسلیم بشوند آنها می خواهند مبارزه سیاسی بکنند و گفتم حرف شما و اداره مهاجرت و علیه غیرمنصفانه است، علیه تحزب است و علیه فعالیت سیاسی آنهاست.

 

قبل از ظهر با چند تا از مطبوعات سوئد تماس گرفتم، آفتون بلادت، مترو، ت ت ، تلویزیون سوئد  و رادیو پژواک بعضی ها شماره تلفن من را گرفتند و بعضیها نه، ولی امیدواریم کسانی بیایند و خواستهای به حق پناهجویان را منعکس کنند.

  

بعد از ظهر به چادر پناهجویان رفتم: اکثرا آنها بی حال دراز کشیده بودند. اول تلاش کردم که آنهارا قانع کنم که اعتصاب غذا سلامتی شما را به خطر می اندازد حد اقل باید چیزی بنوشید ولی تصمیمشان بر ادامه اعتصاب غذا جدی بود وظاهرا هیچ تردیدی درآنها برای شکستن اعتصابشان دیده نمی شود.

 

از صحبتهای من با اداره مهاجرت پرسیدند؟ من هم به طور مفصل  توضح دادم و در انتظار این بودیم  که اداره مهاجرت بعد از جلسه ای که در این رابطه داشتند با من تماس بگیرند معلوم بود جلسه اشان به درازا کشیده بود. بعد از ساعت چهار تلفنم زنگ زد و دیدم که یوهان رام ازاداره مهاجرت بود. گفتم خوش خبر باشید. گفت آره، هر کدام از پناهجویان می توانند دو باره به طور فردی در خواست جدید بفرستند. درخواست دسته جمعی به لحاظ حقوقی اشکال دارد و برای اداره مهاجرت غیر ممکن است.

 

گفتم خوب من اینرا به اطلاع پناهجویان می رسانم ولی این خبر خوبی است اما اصلا قانع کننده نیست و فکر نکنم با این خبر پناهجویان اعتصابی دست از اعتصاب غذایشان بکشند چونکه آنها همگی چندین سال پیشمرگ بوده اند و فعالیت سیاسی داشته اند و برگرداندن هر کدام از آنها به ایران با خطر جانی مواجه خواهند شد. پرسیدم حالا چه کار دیگری باید بکنند روی پرونده فردی آنها تاثیر مثبت داشته باشد؟ چون تا آنجای که من در جریان هستم آنها روی دورو بر محل اعتصابشان  شعار نوشته اند، عکسهای زیادی را از آثار جنایت جمهوری اسلامی به نمایش گذاشته اند و محیط دورو برور خود را به یک آکسیون بزرگ علیه جمهوری اسلامی تبدیل کرده اند و با مطبوعات و رسانه های مختلف گفت و گو می کنند و …. نماینده اداره مهاجرت هم منظورش از ارائه مدارک جدید همین فعالیت ها بود.

 

لازم به ذکر است که در این رابطه به طور مرتب با عبدالله اسدی دبیر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در تماس و تبادل نظر بوده ام و این دومین گزارشی است که در این مورد منتشر می کنینم. علاوه بر این در روز پنجشنبه ۲۹ سپتامبر از طرف نهاد کودکان مقدمند و فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی دریک  نامه سرگشاده از اداره مهاجرت خواسته ایم در اسرع وقت به پرونده پناهجویان اعتصابی رسیدگی نماید.

 

پناهجویان اعتصابی موافقت کردند که بطور فردی درخواست جدید بفرستند ولی در عین حال اعلام کردند تا گرفتن جواب به اعتصاب خود ادامه می دهند.

نکته مهمتر این بود نماینده اداره مهاجرت گفت:همه آنها لازم است به طور فردی دارای وکیل باشند.

 

ساعت نه و نیم شب بود که جعفرحسن قادری زنگ زد و گفت خواستم شما را در جریان بگذارم  که فریدون حالش خیلی بد شده است و به بیمارستان زنگ زدیم آمبولانس آمد و او را به بیمارستان منتقل کردند. گفتم که فردا در اولین تماس با ادار مهاجرت وضعیت شما را باز گو خواهیم کرد.

 

کریم شاه محمدی از طرف

نهاد کودکان مقدمند – استکهلم

و همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

۲۰۱۱-۰۹-۲۹

در مورد علی منصوری ترجمه روزنامه آفتون بلادت

روزنامه “آفتون بِلادت” یکی ازپرتیراژترین روزنامه های کشورسوئد درمورد اخراج کردن یک پناهجوی سیاسی ایرانی توسط اداره مهاجرت دولت سوئد درتاریخ ۲۴سپتامبر ۲۰۱۱ ، چنین مینویسد.

 

ترجمه از فاضل نادری

از فعالین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد در سوئد

 

مسافرین هواپیما اجازه ندادند پناهجو اخراج شود

 

علی منصوری دزدکی توسط پلیس اخراج شد

 

علی منصوری ۲۸ ساله، مخفیانه به تهران اخراج میشد ولی بخاطرترس از رژیم ایران فریاد میکشید و بخاطر نجات جانش تقاضای کمک میکرد. مسافرین به حرفهای اوگوش کردند و ازپروازهواپیمای چارترجلوگیری کردند.

علی میگوید آنها ازمن دفاع کردند.

صبح زود روزجمعه ۲۳ سپتامبر، منصوری که دربازداشتگاه اداره مهاجرت درمَشتا، بازداشت بود را ازخواب بیدار کردند. پلیس بدیدن اوآمد واو رادستبند بدست بداخل هواپیما که قصد پرواز بایران را داشت، نشاندند.

هواپیما توقف بین راهی درآمستردام داشت. وقتیکه میخواستند هواپیمارا تعویض کنند، پلیس همراه علی،اورا وادارکرد که سوارهواپیمای دیگر شود. علی بشدت مقاومت کرد وحاضر نشد در صندلی هواپیما بنشیند. سه نفرپلیس همراه ویک نفرپلیس امنیتی ازفرودگاه آمستردام، با فشاروبزور، اورا روی صندلی نشانده وکمربند صندلی اش را بستند وعلی را روی صندلی نگهداشتند. 

 

چند نفرحمایت کردند

 

درکنارعلی چند مسافرکه عازم تهران بودند نشسته بودند. درحالیکه اوگریه کنان فریاد میزد، توجه مسافرین را بخود جلب کرد. مسافرین ضمن اعتراض به چنین وضعیتی، از اوحمایت کردند. علی توضیح میدهد، پلیس تلاش کرد آرامم کند ولی درواقع موفق نشد. من ازخودم دفاع کردم، زیرا نمیخواستم به جهنم فرستاده شوم. علی فریاد میزد که من در ایران مشکلات داشتم، رژیم ایران مرا شناسائی وزندانی کرده ومرا همچون دیگران براحتی بقتل خواهد رساند.

 

خلبان تصمیم گرفت  

 

مسافرین ازنشستن روی صندلیهایشان امتناع کرده وبخاطرحمایت ازهموطنشان اعتراض کردند ودرخواست کردند که او راازهواپیما رهایش کنید. علی میگوید، مسافرین نگران بودند ومیگفتند “اونباید درداخل هواپیما باشد”. بعد از حدود یکساعت علی به بیرون ازهواپیما برده شد درحالیکه بتوسط نگهبانان مرزی اسکورت میشد و درساعت ۲۲ همانشب علی بخاک سوئد برگردانده شد.   

علی اضافه میکند آنهائیکه درداخل هواپیما بمن کمک کردند را نمیشناسم، آنها ازمن دفاع کردندوازآنهاعمیقأ سپاسگزارم.

 

وکیل ازاین واقعه اطلاع نداشت

 

علی مجددأ به بازداشتگاه درمَشتا برگردانده شد. بدن اوبویژه سینه اش هم اکنون درد میکند وصدایش گرفته است. او توانست باوکیلش صحبت کند وامیدواراست که بتواند یک پزشکی را ملاقات کند. انتظاراینست که اواجازه اقامت گرفته و بتواند درسوئد ماندگار شود.

هنگامیکه علی منصوری رابرای اخراج درداخل هواپیما مینشانند به وکیل او ماریا ایویک خبرمیدهند که علی را اخراج میکنند. وکیل میگوید، من بعنوان وکیل رسمی اوباید ازقضیه مطلع میشدم. من بلافاصله باداره مهاجرت زنگ زده و خواهان لغو تصمیم اخراج شدم. بمن پاسخ دادند که علی هم اکنون درهواپیما نشسته ودرحال پرواز است. وکیل اضافه میکند که علی ازیک اقلیت مذهبی است وبعنوان یک فعال سیاسی برای رژیم شناخته شده است.

 

“لازم باطلاع دادن نیست”

ازکارل بکسلیوس یکی از مسئولین حقوقدان اداره مهاجرت سؤال میشود: نبایست وکیل علی منصوری درجریان اخراج وی قرارمیگرفت؟

ایشان پاسخ میدهد: دراینمورد، تقاضای توقف اخراج بعدازاجرای دستوراخراج دریافت شده است. بنابراین درچنین مواقعی، اداره مهاجرت عطف توجهی بدرخواست نمیکند.

بنابگفته وی اداره مهاجرت دراینگونه موارد، متعهد نیست که وکیل اخراجی را درجریان امر قرار بدهد.

روزنامه آفتون بِلادت تلاش کرده است بامسئول پلیس مرزی دراینمورد گفتگوکند لیکن موفق بدریافت پاسخ نشده است.

نویسنده مطلب: لیسا رُستلوند

و یوسفین کارلسون

 

درانتهای مقاله مزبور آمده است:

 

دومین تلاش برای اخراج

 

اولین با نیست که اداره مهاجرت تلاش میکند علی منصوری رااخراج کند. انساندوستانی بکمک وی شتافتند. دربیست و ششم اوت ۲۰۱۱ اداره مهاجرت دولت سوئد، قصد اخراج علی منصوری پناهجوی ۲۸ ساله ایرانی راداشت که یک گروه ۲۰ نفره ازفعالین مدافع حقوق انسانی مانع ازاخراج کردن اوشدند. تظاهر کنندگان درصحنه، خلبان هواپیما را مطلع کردند، درصورتیکه منصوری بدولت ایران تحویل داده شود، خطر اعدام درکمین اوست، خلبان ازپروازکردن خودداری کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در اینمورد به سایت  www.hambastegi.org/fa  مراجعه کنید.

 

 

علی منصوری پناهنده سیاسی از ایران برای بار دوم از دیپورت به جمهوری اسلامی ایران و مجازات زندان و اعدام نجات یافت.

 Ali_Mansouri1_290_x_180

دومین تلاش پلیس سوئد برای اخراج علی منصوری به جهنم جمهوری اسلامی ایران با  ناکامی روبر گشت. علی منصوری پناهده سیاسی از ایران روز جمعه ۲۳ سپتامبر با دستبند و پا در زنجیر از سوی پلیس سوئد برای دیپورت به ایران به فرودگاه استکهلم منتقل می شود. وی قرار بود پس از انتقال به آمستردام از آنجا با یک هواپیمای دیگر به جمهوری اسلامی ایران دپیورت شود. علی منصوری در هواپیما یی که قصد پرواز به ایران را داشت دست به اعتراض می زند وتوجه مسافرین را به خود جلب می کند. در اثر اعتراضات شجاعانه علی منصوری و برخی از مسافرین از اخراج او به ایران جلوگیری می شود. وی در حال حاضردر بازداشتگاه مشتا در استکهلم بسر می برد.

 

در طول عملیات دیپورت ناکام علی منصوری پلیس از خشونت  وحشیانه ای علیه وی استفاده کرده است. علی منصوری به لحاظ جسمی و روحی آسیب زیادی دیده است. ما قویا خشونت پلیس سوئد در اخراج پناهجویان را شدیدا محکوم می کنیم. فدراسیوان با بسیج افکار عمومی و پیگیری راههای حقوقی تلاش می کند با این رفتار خشونت آمیز و ضد انسانی پلیس نسبت به پناهجویان اخراجی مقابله کند.

 

خاطر نشان کنیم که روز ۲۶ اوت نیز پلیس سوئد تلاش داشت که علی منصوری را به حکومت اعدام و شکنجه جمهوری اسلامی دیپورت کند که با اعتراض فعالین حقوق پناهندگی این اقدام نیز به شکست انجامید. فدراسیون تلاش می کند از طریق گفتگو با علی منصوری و انعکاس آن در رسانه ای جمعی و اجتماعی شما را از جزئیات مربوط به دیپورت دوم علی منصوری مطلع نماید.

 

 فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی همه را فرا می خواند که برای مقابله با اخراجها، رفتار خشونت آمیز پلیس و برای یک سیاست پناهنده پذیری انسانی در مارش ۲۸ اکتبر استکهلم وسیعا شرکت کنند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۲۴ سپتامبر ۲۰۱۱

عبدالله اسدی پیش بسوی یک کمپین سراسری در اعتراض به سیاست پناهندگی دولت سوئد

Abbe-Hos-Rami20110204-171502C_302_x_320

عبدالله اسدی

asadiabe@yahoo.se

۰۰۴۶۷۳۷۱۷۸۸۱۹

پیش بسوی یک کمپین سراسری در

اعتراض به سیاست پناهندگی دولت  سوئد

خطاب این بیانیه به نهادها و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی و پناهجویان و افکار عمومی جامعه سوئد  استشاید در جریان باشید که از اوایل سال جاری اداره مهاجرت به کمک پلیس این کشور به طرز کم سابقه ای شروع به بازداشت و اخراج پناهجویان ایرانی کرده است. بسیاری از پناهجویانی که در مدت ۷- ۸ ماه گذشته بازداشت شده و ازسوی اداره مهاجرت حکم اخراجشان صادر شده بود با تلاش و مبارزه بسیاری از نهادها و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی و مقاومت خود پناهجویان از اخراجشان جلوگیری گردید. هم اکنون و تا زمان صدور این بیانیه ۵ پناهجو بنامهای فواد ولزی، خانم میترا کهروم، علی منصوری، روزبه زارع و یک نفر دیگر بنام محمد در بازداشت و در خطر اخراج به ایران قرار دارند.   

اداره مهاجرت سوئد از سال ۲۰۰۵ تا شروع اعتراضات مردم پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران تنها به سه درصد از ایرانیان اقامت می داد؛ اخراج پناهجویان به ایران هم یا به نوعی متوقف شده بود و یا اساسا بندرت صورت می گرفت. اما نکته مهمتر این بود که از سال ۲۰۰۵ تا همین چند ماه پیش به یمن وجود سازمانی مثل فدراسیون و رهنمودهای پی در پی و پیگیری راه حلهای قانونی و دیگر اقدامات لازم باعث شدند تا پناهجویان مثل سالهای قبل به زندگی مخفی پناه نبرند. در همینجا لازم است اشاره کنم که فشارهای پلیسی نیز نه مثل سالهای قبل و نه مثل سال جاری، زیاد نبود. اما همانطور که در بالا به آن اشاره شد در طول ۷- ۸ ماه گذشته پلیس سوئد به تعقیب پناهجویان ایرانی پرداخته است بطوری که هر روز چند نفر را دستگیر و بازداشت می کند.

اداره مهاجرت سوئد در حالی اقدام به اخراج پناهجویان ایرانی کرده که دستگیری و بازداشت مخالفین سیاسی، اذیت و آزار اقلیتهای مذهبی، تعقیب و پیگرد گرایشهای جنسیتی و تبعیض جنسیتی و حاکم کردن آپارتاید جنسی و تحمیل بی حقوقی به زنان در ایران  بیش از پیش افزایش یافته است. شکنجه های وحشیانه، محاکمات بی رویه، سرکوب اعتراضات حق طلبانه کارگران، دانشجویان، ایجاد فضای رعب و وحشت و پلیسی کردن محیط های کار و مدرسه و خیابان و دانشگاه و افزایش مجازات مرگ و تعرض به حریم خصوصی و اجتماعی مردم خصوصا پس از انتخابات ۸۸ به بخشی از تیتر اول رسانه های عمومی غرب هم تبدیل شده است.

در نامه ای که آقای کارل بکسلیوس رئیس برنامه ریزی اداره مهاجرت به تاریخ ۳۰ ماه مه ۲۰۱۱ در پاسخ به یک نامه فدراسیون که در ۱۸ همان ماه در حمایت از تحصن سه ماهه پناهجویان ایرانی در سوئد نوشته شده بود آمده است: “مقدمتأ باید گفت که اداره مهاجرت خود را در نگرانی شما در مورد اوضاع مربوط به حقوق بشر درایران، به ویژه به خاطر تحولات منفی در این زمینه، سهیم میداند. سالانه صدها نفر درایران اعدام میشوند، خصوصا بنا به دلایل سیاسی. به علاوه، تعداد اعدامیها درسال ۲۰۱۱ به نحو چشمگیری افزایش یافته است. اینکه انسانها به خاطر عقاید سیاسی خود اعدام میشوند، طبعأ بیانگر جامعه ای است که در آن دگر اندیشی و آزادی عقیده نیز به شدت محدود است.” این نظر اداره مهاجرت سوئد در سال جاری در مورد اوضاع کنونی و وضعیت حقوق بشر در ایران است ولی با اینحال همین اداره مهاجرت بطرز وحشتناکی به جان پناهجویان ایرانی افتاده است تا یکی پس از دیگری آنها را به ایران  یعنی همان کشوری که اداره مهاجرت خود به نا امنی گسترده در آن اقرار کرده و میگوید سالانه صدها نفر خصوصا به دلایل سیاسی دستگیر، شکنجه و اعدام میشوند بفرستد.

یکی از دلایل اداره مهاجرت برای اخراج پناهجویان این است: ” نا امنی عمومی در ایران باعث نمی شود که همه متقاضیان از این کشور به عنوان پناهنده مورد پذیرش قرار گیرند.” منظور اداره مهاجرت این است که  مستقل از اینکه در ایران نا امنی زیاد هست یا نه، دلایل پناهندگی هر  پناهجویی باید بطور شخصی  مطرح شود و بطور شخصی هم از سوی این اداره بررسی می شود. ولی دقت کنید همین اداره که پرونده هر شخصی را به طور فردی بررسی می کند بر اساس بررسی فردی، به این تعداد از پناهجویان ایرانی پاسخ منفی داده بود. کیوان سوفسطایی، امیر نائینی، سیروان فروتن، محمد مهدی ملکی، مرضیه کمانگر، محمد میشا توسلی، پیمان نجفی و نوید میرپورزاده همه آنها کسانی بودند که پرونده هایشان بر مبنای دلایل فردی بررسی شده بود. ولی همین اداره مهاجرت برمبنای همان  دلایل شخصی  به آنها پاسخ منفی داده بود و  در طول ماههای گذشته آنها را یکی پس از دیگری  بوسیله پلیس بازداشت و درصدد اخراج آنها بودند. در حالی که تعدادی از همین پناهجویان در احزاب و سازمانهای مختلف اپوزسیون ایران عضویت داشتند و در دلایل شخصی خود نیز به آن اشاره کرده بودند ولی با این حال اداره مهاجرت سوئد  میخواست همه آنها را به ایران بازگرداند.

بدون شک اگر مبارزه ای گسترده برای جلوگیری از اخراج آنها صورت نمی گرفت همه آنها اکنون در زندانهای جمهوری اسلامی بسر می بردند. از این نظر نیز اداره مهاجرت سوئد حتی بر اساس کیس های فردی و دلایل شخصی بسیار قوی هم از پذیرش پناهجویان ایرانی نه تنها  اجتناب می کند بلکه در صدد اخراج آنها به ایران نیز برمیاید. در این رابطه یک مسئله برای ما روشن است اجازه بدهید با صراحت هرچه بیشتر اعلام کنم که تصمیم اداره مهاجرت به اخراج پناهجویان ایرانی که پاسخ منفی گرفته اند از هر دوره ای جدیتر میباشد. این اداره برای اخراج پناهجویان پلیس در اختیار دارد، بازداشتگاه دارد، پلیس مخفی دارد و از همه مهمتر برای اخراج پناهجویان از مفاد قانونی استفاده می کند. اگرهم کسی به قانون “احترام” نگذارد به جرم قانون شکنی محکومش می کنند. اینها همه در شرایطی اتفاق می افتد که اداره مهاجرت و پلیس سوئد پناهجویان را تنها و بدون حمایت فرض کنند ولی اگر همه پناهجویان، همه مدافعان و سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی باهم باشند، نمی توانند کسی را اخراج کنند. واقعیت این است که ما می توانیم تصمیمات اداره مهاجرت و دولت سوئد را اساسا در مورد پناهجویان ایرانی عوض کنیم.

همانطور که اشاره کردم در طول سال جاری به درجه زیادی قدرت و کاردانی و تجربه خودمان را محک زده و تا این لحظه از دیپورت ۱۱ نفر جلوگیری کرده ایم. تازه همه این اقدامات با حداقل نیرو صورت گرفته است. بنابراین اگر برنامه ریزی دقیقتری داشته باشیم، اگر این نیروی وسیع و معترض را جمع و به درست از آن استفاده کنیم و حول متوقف کردن اخراج به شکل درستی آن را سازمان بدهیم می توانیم این تصمیمات را عوض کنیم. منظور من از نیروی معترض فقط قدرت پناهجویان پرونده بسته نیست؛ پناهجویان پرونده بسته و نبسته باید به پیشتاز و پرچمدار اعتراض علیه اخراج تبدیل شوند. باید بجای اینکه به خلوت تنهایی و گوشه نشینی و زندگی زیر زمینی تن بدهیم، هر روز با پرچم نه به اخراج و مرگ بر جمهوری اسلامی در خیابان باشیم. دیگر آن دوره ها گذشته است که کسانیکه تقاضای پناهندگی سیاسی می کنند بدون اینکه همیشه در میدان مبارزه باشند کارشان بجایی برسد. باید برگزاری  تظاهرات در مقابل اداره مهاجرت و پارلمانهای اروپایی و مبارزه علیه جمهوری اسلامی بعنوان عامل اصلی پناهندگی در دستور کار هر روزه ایرانیانی باشد که از کشورهای اروپایی و کمیساریای عالی پناهندگان درخواست پناهندگی می کنند. باید نشست و مذاکره رسمی با اداره مهاجرت، سازماندهی تحصن ها و برگزاری جلسات با نمایندگان احزاب در پارلمان سوئد، جمع آوری امضاء و نوشتن نامه اعتراضی به دولت ها به رئوس فعالیتهای پی در پی فدراسیون تبدیل شود.

اینکه دولت ها و ادارات امور پناهندگی و مهاجرت و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل از پناهجویان بازجویی می کنند و در ۸۰- ۹۰  درصد مواقع با دلایل تقاضای پناهندگی آنها مخالفت می کنند؛ یک روتین همیشگی روش و سیاست آنها را تشکیل می دهد. ضرورت مبارزه متشکل برای پناهجویان در اینجا معنی پیدا می کند اگر نه چنانچه پناهجویان پرونده بسته قول همکاری برای بازگشت به کشور خود ندهند هزینه هایی که به آنها تعلق میگیرد قطع می شود و پرونده هایشان را نیز به پلیس می فرستند، اجازه کار کردن را از آنها می گیرند و چنانچه تسلیم نشوند به زور پلیس متوسل می گردند.

 

دوستان عزیز!

تا همینجا مقاومت و مبارزه ای که آغاز کرده ایم بسیار مهم و کارساز بوده است. ولی ما باید این وضعیت را خاتمه دهیم. اولین اقدام، سازماندهی امورات اجرایی برگزاری تظاهراتی است که در روز جمعه  ۲۸ اکتبر در شهر استکهلم برگزار میشود. برای برگزاری این تظاهرات باید پناهجویان در هر شهر و کمپی که هستند با فدراسیون تماس بگیرند و دست بکار شوند. این تظاهرات باید در برگیرنده شرکت پرشور پناهجویان در سوئد باشد. باید خانواده های  پناهجویان و علاقمندان به مبارزه در دفاع از حقوق پناهندگی سهم بزرگی را از این مبارزه به عهده بگیرند. باید پناهجویان در هرجایی که هستند یکی دو روز وقت خود را برای پیشبرد این امر اختصاص دهند. برای مثال تیم های اطلاع رسانی سازمان دهند، در نقاط مرکزی شهرها پیکت های چند نفره سازمان و اطلاعیه ها و اوراق تبلیغی را در میان مردم توزیع کنند. از آشنایان و دوستان خود برای شرکت در تظاهرات دعوت کنند، به کمپ های دور و بر خود سر بزنند و پناهجویان را از کمپین و تظاهرات ۲۸ اکتبر مطلع نمایند. از طریق فیسبوک، تویتر، ایمیل، تلفن و سایر رسانه های اجتماعی برای شرکت وسیع مردم  در تظاهرات تبلیغ کنند. برای نحوه رفتن به استکهلم و گرفتن اتوبوس با فعالین فدراسیون تماس بگیرند.  تلاش کنید از هم اکنون تعداد نفرات در کمپها و شهرها را مشخص کنید تا هرچه زودتر بودجه لازم برای تدارکات و تهیه وسایل نقلیه در نظر گرفته شود. در همین مورد در اطلاعیه های جداگانه ای تلفن ها و ایمیل های تماس را مشخص می کنیم تا یک ارتباط  زنجیره ای  در سراسر سوئد ایجاد و هماهنگی لازم برای این حرکت بزرگ را  بوجود آوریم.  

 

 

توصیه من به پناهجویان این است که در هر شهر و کمپی که هستید خود بعنوان مبلغ و سازمانده این کمپین شروع به کار کنید. هر جا که هستید در این مورد با هم به بحث و تبادل نظر بپردازید و روی چگونگی نقش خود و تاثیراتی که این کمپین می تواند در سرنوشت پناهجویان داشته باشد مشورت نمایید.

 

تلاش ما باید این باشد که این تظاهرات را به کارزاری  بزرگ برعلیه جمهوری اسلامی و در دفاع از دلایل فرار مردم از ایران تبدیل کنیم. ما باید بتوانیم یکبار دیگر توجه افکار عمومی را به آنچه که در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی میگذرد آگاه سازیم. باید روابط سیاسی و دیپلوماتیک دولت سوئد با  جمهوری اسلامی و تاثیرات سایه شوم این روابط بر وضعیت پناهجویان ایرانی را هر چه  بیشتر افشا کنیم؛ این یک هدف مهم این کمپین است. باید برای رسیدن به این هدف کنفرانسهای مطبوعاتی برگزار کنیم. باید خود پناهجویان در محل با  برگزاری جلسات مختلف توجه افکار عمومی را به شرایط حقوق بشر در ایران و دلایل متقاضیان پناهندگی از ایران جلب نمایند. باید پناهجویان، مدافعین  حقوق پناهندگی و علاقمندان برای ایجاد یک صف محکم و انسانی در مقابل اخراج و ایجاد یک فضای مبارزاتی در جامعه سوئد دست بکار شوند این تنها راه نجات است.

 

سازماندهی امورات این کمپین و انعکاس خبری آن و همچنین سازماندهی  و ایجاد آمادگی برای برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز جمعه ۲۸ اکتبر، رئوس فعالیتهای  فدراسیون در دفاع از حقوق پناهندگی در ماههای سپتامبر و اکتبر ۲۰۱۱ است.

تظاهراتی  که قرار است در ۲۸ اکتبر برگزار شود یک حرکت مهم و تعیین کننده برای  پناهجوان ایرانی در سوئد است. همه پناهجویان و مدافعین حقوق پناهندگی  را به پیوستن به این کمپین دعوت می کنم.

۱۸سپتامبر ۲۰۱۱

اعتصاب۱۵نفر در استکهلم در اعتراض به تصمیمات اداره مهاجرت

اطلاعیه
گروهی از فعالان سیاسی کرد ایرانی کە نزدیک بە ۱۵ نفر هستیم، برای اعتراض به تصمیمات ادارە مهاجرت سوئد و دیپورت پناهندگان سیاسی‌ به ایران، دست به اعتصاب زده و از تمامی سازمانها و نهادهای حقوق بشر تقاضای همکاری داریم .
ما از اداره مهاجران سوید خواهان نگهداشتن دیپورت وگرفتن اجازه اقامت در سوئد هستیم و از شما حامیان حقوق بشر و نهادها صمیمانه تقاضا داریم که برای پیشبرد اهدافمان ما را یاری کنید.

لاذم به ذکر است ما از ۲۰.۹.۲۰۱۱ دست به اعتصاب زده ایم و به علت نبود امکانات در شرایط بحرانی و بدی قرار داریم و نیاز مبرم بە چادر و وسایل اولیە برای زندگی (  البتە اگە بە این زندگی میگن ) در پیادە رە را داریم.

مکان: sergetsberg استکهڵم

سنخنگو : ریبوار ابراهیم زادیان

تلفن: ۰۷۶۰۸۶۵۰۵۰

با سپاس فراوان جمع اعتصاب کنندگان سوید در استکهلم