همه‌ی نوشته‌های gholam@A

مهشیدهوشمست:تحریم زمینه ساز محدودیت اقتصادی بیشتر مردم ایران

Mahshid_Houshmast_150_x_176

تحریم زمینه ساز محدودیت اقتصادی بیشتر مردم ایران

خبر بحث بر انگیز این چند روزه تحریم بانک مرکزی ایران است . بریتانیا دستور داده که تمام روابط مالی و اعتباری با بانک مرکزی جمهوری اسلامی قطع گردد و دولتش تمام ارتباطات خود را با موسسات مالی ایران متوقف کند.

همچنین فرانسه خواستار تحریم هایی در ابعاد گسترده برای ایران شده تا نفت ایران خریداری نشود در پس این تحریم ها بهای نفت در بازارهای جهانی افزایش یافته، جالب اینجاست که مسئول امور انرژی اتحادیه اروپا اعلام کرده با نخریدن نفت از ایران، اروپا دچار مشکل نخواهد شد وجایگزین های مناسبی برای این مسئله دارند مثل (سازمان کشورهای صادر کننده نفت، اوپک و …….) بدنبال این تحریم نظام جمهوری اسلامی از خود واکنش تندی نشان داده است.

احمدی نژاد کشورهای تحریم کننده را نوچه های ارباب بزرگ خوانده و بوضوح اعلام کرده که همچنان به فعالیتهای هسته ای ادامه خواهند داد، بدون در نظر گرفتن اینکه ایران را تا به کجا به انزوا کشانده  اند و منافع ملی مردم را به لرزه خواهند انداخت  و شرایط مردم هر روز از نظر اقتصادی و اجتماعی رو  به وخامت میرود و این زمینه  ساز محدویت اقتصادی بیشتر برای ایران و مردم ایران است.

این واقعیت وجود دارد که مردم  ایران علی الخصوص آن قشری که بیشترین فشارهای اقتصادی به آنها وارد میشود عکس العملهای غیر قابل پیش بینی از خود نشان خواهند داد، درست مانند انقلاب ۵۷، مردم به خیابانها خواهند آمد و انقلابی دیگر رخ خواهد داد.

از سوی دیگربا حمله اراذل و اوباش حکومتی به سفارت بریتانیا،  ایران هر چه بیشتر ضعف خود را در سیاست خارجی نشان داد.

حکومت اسلامی  نشان داد که از تثبیت حکومتش  تا به امروز هیچگونه تغییری از لحاظ فرهنگی و سیاست خارجی بدست نیاورده است. دقیقاً مانند حمله به سفارت امریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام و تکرار آن بعد از سی و اندی سال در مورد سفارت بریتانیا.

جالب اینجاست که سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته است، اتفاقی که در سفارت انگلیس در تهران رخ داده غیر قابل پیش بینی و به جهت عصبانیت تظاهر کنندگان بوده در صورتیکه فیلمها  وعکسهای واقعه کاملا چیز دیگری را نشان داده و رد پای حضوری سازمان یافته را نشان میدهد  به هر حال  نیروی انتظامی و بسیج بعد از انتخابات و مخالفتهای مردم در تهران و شهرهای مختلف بوضوح به سرکوب مردم به شکل بسیار وحشیانه پرداخته بودند در صورتیکه در برابر حمله به سفارت انگلیس نیروی انتظامی گوشه ای ایستاده و نظاره گر بود.

دولت جمهوری اسلامی با این نوع رفتار و سخنانش  با دست خودش مهر تأئید دیگری مبنی بر دروغگو و متجاوز بودن را به پیشانی زده است و بنظر شما صورتحساب این بی عقلی و بی ملا حظگی را به جز مردم ایران کس دیگری میپردازد ؟

 

کشورهای اروپایی در طول سالهای اخیر رشته های اقتصادی خود با ایران را به اصطلاح نازک  و یا قطع کرده اند و در حال حاضر بر علیه ایران هستند و در سطحی گسترده فراتر از تحریم های مصوب شورای امنیت هم عمل میکنند و با اتفاقات اخیر چشم انداز خوبی برای روابط بهتر یا حتی عادی پیش بینی نمیشود.

اصرار ایران برای کاهش روابط با کشورهای اصلی اروپایی به منزله خودکشی دیپلماتیک است و این مسئله تنها باعث انزوای بیشتر سیاسی در سطح جهانی شده که بازتابی از سیاست داخلی ایران است. این مسئله تنها کاهش نفوذ ایران در جهان را به دنبال دارد که البته میتوان با این حساب امیدوار بود که کار به جایی برسد که رژیم اسلامی همانند رژیم آپارتاید نژادی آفریقای جنوبی مورد انزوا و ترک صد در صد جهانی قرار گیرد و این مسئله منجر به نابودی این جنایتکاران شود.

اگر بنیان های اقتصادی – اجتماعی و سیاسی استبداد از ایران ریشه کن نشود، آزادی خیالی بیش نیست.

محمد مومنی:یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید

Mohammad_Momeni_231_x_286

یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید

 

 

یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید یک روز همچو بوزینه از سفارت آمریکا و انگلستان بالا می‌روید یک روز “ندا “کشی‌ می‌کنید. ننگ و نفرین ابدی بر شما باد که از روز اول حکومتتان دستگیر کردید، شکنجه کردید، کشتید، غارت کردید سوزاندید ویران کردید و هنوز هم دست از این ماتمکده وطن بر نمیدارید.

هر بار که چهره‌های شما جماعت دهان گشاد با آن ریشهای بلند و پیراهنهای سپید چرک مرد شده را به تماشا مینشینم  با خود میگویم آیا سهم من از زیستن باید همیشه وحشت و هراس از عملکرد شما باشد؟ یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید یک روز همچو بوزینه از سفارت آمریکا  و انگلستان  بالا می‌روید یک روز “ندا “کشی‌ می‌کنید یک روز ……. و براستی روزی نیست که شما جماعت نادان باعث درد ملتی‌ نشوید و جهانی‌ نیازارید.

آقای بسیجی‌ دهان گشاد به واسطه اشغال سفارت آمریکا در اول انقلاب (البته نه توسط مردم انقلابی بلکه به دست نسل اول شما با نام دانشجو پیرو خط امام) همچنان داریم خفت و خاری میکشیم و تاوان میدهیم بس است! دنیای مدرن امروزی صحرای کربلا نیست که شور حسینی بگیرید و دست به عملی‌ زشت بزنید که در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست! شما تنها قومی هستید که از ویرانی و بیچارگی وطنتان شاد میشوید و به خیال خود دارید با ابر قدرتها مبارزه می‌کنید.

مشتی انسانهای عقده‌ای (با پوزش از نام زیبای انسان) که اکثریت چهره‌ی کریه هم دارید هر چه به شما میگویند اجرا می‌کنید و باکی هم ندارید در جایی که قانون یعنی‌ حرف آیت الله  ها و عمل‌های شما، نباید هم بترسید!

می‌دانید به واسطه همان گروگانگیری ملت ایران چقدر تاوان داده است؟ هواپیماهایی که تابوت مرگ شده است را تماشا کرده‌اید؟ اثرات تحریمهایی که از همان روز نخست ارمغان دانشجویان خط امامی برای مردم بیچاره شد را دیده اید؟

 ۳۲ سال گذشته است و هنوز هم مردم ایران داغ ننگ آن گروگانگیری را با پاسپورت بی‌ اعتبار خرچنگ نشان اسلامی دارند  و دست آخر هم باید کشور قطر که سالگرد استقلالش با ایران ایر یکی‌ است آسمان ایران را اشغال کند چرا؟ چون مرگ بر آمریکا گفتید و نسل ما را به خاک سیاه نشاندید.

 دلم برای نسل خودم میسوزد نسلی که به واسطه حاکمیت سیاه شما جانوران اسلامی از همان آغاز تولد بی‌ اعتبار گشت، دلم برای مادرانی میسوزد که از این پس برای دیدن فرزندانشان باید راهی‌ دوبی‌ و ترکیه شوند چرا که سفارت انگلستان هم در ایران تعطیل میشود! میترسم آخر آن بمب اتم  را هم بر سر خودمان بریزید و رهایمان کنید از این ذره ذره مردن، دلم برای نسل بعد از  شکست انقلاب ۵۷ میسوزد.

 

 

سعید کریمی:دلیل زیر زمینی بودن موسیقی رپ در ایران

Said

دلیل زیرزمینی بودن موسیقی رپ در ایران

در چند سال اخیر همگی شاهد پیشرفت موسیقی رپ رپ فارسی در ایران و جای گرفتن آن در دل جوانان ایرانی بوده ایم.این سبک موسیقی همیشه معروف به یک سبک اعتراضی بوده و مهمترین علّت جای گرفتن آن در دل جوانان کشور حقیقتی بوده که این سبک از آن همیشه دم می زند.

موسیقی رپ خود شامل چند نوع سبک می باشد که از این چند نوع می توان سبکهای اجتماعی و سیاسی را به عنوان اعتراضی ترین سبکهای رپ به شمار آورد.این دو سبک همیشه اعتراضات خود را نسبت به جامعه، حکومت و سیاست یک کشور نشان داده است.

علّت زیرزمینی بودن این سبک موسیقی و همچنین دیگر سبکهای اعتراضی مثل سبک راک در کشورمان ایران این بوده است که این سبکها همیشه اعتراض خود را نسبت به دولت بیان کرده و باعث خوردن ضربه های کوچکی به رژیم کثیف جمهوری اسلامی بوده است. ولیکن با اتحاد همهٔ خوانندگان، بخصوص خوانندگان سبک رپ و راک و همچنین اتّحاد آنان با مردم عزیزمان می توان این ضربه های کوچک را به ضربه های بزرگتر و قویتری تبدیل کرد.

در رسانه های خیانتکار صدا و سیمای جمهوری اسلامی بارها و بارها شنیده ایم که از افراد و خوانندگانی که در سبکهای رپ و راک فعالیت داشته اند همیشه به عنوان انسانهای شیطان صفت یاد شده و دلیل اصلی آن همان ضربه ها و اعتراضات است. شاید این دولت پول پرست ظاهراً و از دید خود توانسته این افراد و خواننگان را سرکوب کند ولی هیچ گاه این افراد از قلم خود برای نوشتن اراجیف و یا دروغ استفاده نکرده اند.

تمام این حرفها و صحبت هایی که در این مقاله زده شد، فقط نشان دهنده علّت اصلی زیرزمینی بودن موسیقی رپ و موسیقی راک است که آن هم دارا بودن آزادی بیان در این دو سبک بخصوص رپ فارسی می باشد و این آزادی بیان همیشه باعث زمین خوردن رژیم آدمخوار جمهوری اسلامی بوده است.

به امید روزی که تمام خوانندگان زیرزمینی بتوانند با موفقیت و آزادی بر روی زمین به فعالیتهای خود بپردازند.

سعید کریمی (دی.اچ.ال)

گزارش نوشتاری و تصویری از برگزاری چند حرکت اعتراضی مهم در دفاع از حقوق پناهندگان سوئد

390836_2741353058629_1401517138_2874116_1492534130_n_320_x_240

روز ۳ دسامبر ۲۰۱۱ در چند شهر مختلف سوئد یک رشته  اعتراضات  در دفاع از حقوق پناهندگان، علیه دیپورت و اخراج آنها به کشورهای ناامنی نظیر جمهوری اسلانی و همچنین در اعتراض به راسیسم و خارجی ستیزی برگزار شد.

در استکهلم جمعیتی بالغ بر ۳۰۰ نفر علیرغم باران شدید در Slussen در استکهلم اجتماع کردند و سپس به طرف محل پارلمان سوئد یک راهپیمایی انجام دادند. این حرکت اعتراضی از سوی شبکه “جنبش پناهندگی” که فدراسیون یکی از اعضای آن است سازماندهی شده بود. سخنرانان متعددی هر یک از زوایای مختلف، سیاست های غیر انسانی دولت سوئد در زمینه پناهندگی را مورد نقد قرار دادند و خواهان توقف اخراج پناهجویان و اتخاذ یک سیاست پناهنده پذیری انسانی شدند. تظاهرات کنندگان همچنین نفرت و بیزاری خود را از راسیسم به نمایش گذاشتند. فعالین و اعضای فدراسیون در این تظاهرات مشارکت فعالی داشتند و از جمله اطلاعیه سوئدی فدراسیون مربوط به این تظاهرات را در میان مردم پخش کردند.

در شهر بورس نیز شبکه جنبش پناهندگی با برگزای یک تظاهرات  شروع تازه ایی را آغاز کرد.  در تظاهرات روز ۳ دسامبر بورس نمایندگانی از شاخه جوانان حزب سوسیال دمکرات و حزب چپ سوئد و همچنین نماینده ای از سوی حزب سوسیالیست عدالتخواه سوئد سخنرانی کردند. امید صالحی نیز ازسوی فدراسیون سراسری پناهندگان ایران به ایراد سخنرانی پرداخت و از جمله گفت: “پلیس چنان با پناهجویان رفتار می کند که انگار سوئد در جنگ بسر می برد. رفتار پلیس سوئد با پناهجویان زمانی که با آنها مثل مجرمین برخورد می کند یادآور اعمال نازیستها در دهه ۳۰ است. “

روز ۳ دسامبر به ابتکار فدراسیون دانشجویان پزشکی سوئد (IFMSA) در شهرهای مالمو، گوتنبرگ، اپسالا و لین شوپینگ فراخوان به برگزاری اعتراضاتی داده شده بود. موضوع این اعتراضات “خدمات درمانی برای همه” و از جمله مهاجرین فاقد اوراق اقامت (Papperslösa) و یا پناهجویان بود. در سوئد مهاجرین “غیر قانونی” و پناهجویان گروههایی هستند که در مقایسه با سایر ساکنین کشور از کمترین خدمات درمانی برخوردارند و یا اصلا از آن محروم میباشند.

در تظاهرات شهر مالمو که به همین مناسبت برگزار شد منجمله فریده آرمان از سوی واحد فدراسیون در این شهر به سخنرانی پرداخت و از شرایط سخت پناهجویان و بویژه پناهجویان مخفی که باید بدون داشتن خدمات درمانی با بیمارهای جانکاه دست و پنجه نرم کنند، سخن گفت. سخنان وی از سوی دیگر سخنرانان مورد تاکید قرار گرفت.

اعتراضات روز ۳ دسامبر در کشور سوئد نشانه دور جدیدی از مبارزه برای احقاق حقوق پناهندگان و مشارکت بخشهای مختلف جامعه در این مبارزه با خواستهای انسانی است. فدراسیون سراسرپناهندگان  خود را بخشی از این مبارزه می داند و با تمام قوا برای لغو احکام دیپورت پناهندگان سیاسی، برخوداری پناهندگان از خدمات درمانی مشابه با سایر شهروندان، برخورداری از امکانات زیستی مناسب و داشتن اجازه کار برای پناهجویان  تلاش می کند.

برای امضای بیانیه مربوط به ” خدمات درمانی برای همه” می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.vardforpapperslosa.se/varduppropet.asp

Boras2-2011-12-03.jpg_360_x_270

P1010767_600_x_450_300_x_225
P1010760_600_x_450_300_x_225

Var med på demonstrationen lördagen den 3 december 2011 i Stockholm för försvaret av flyktingars rättigheter och mot rasism!

 

Vi får inte tillåta att den svenska asylpolitiken offras p.g.a. rasism och högerpartiernas politiska värderingar. Oavsett människans ursprungliga existens i världen, har man samma mänskliga rättigheter. De flesta som uttrycker det svenska folkets humanitära attityd har inte bara varit mot statens asylpolitik, utan har även under många har försvarat flyktingars mänskliga rättigheter.

 

När Sverigedemokraterna kom in i riksdagen, gick en hel del av svenska folket ut och protesterade mot dem och mot rasismen, fascismen och pekade på deras likheter. På lördagen den 3 december 2011 ska en demonstration genomföras i Stockholm mot rasismen och för försvaret av flyktingars rättigheter.

 

Föreningen Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige har alltid varit en ledande organisation för försvaret av flyktingars rättigheter. Vår organisation har också försökt att uppmärksamma svenska folket på flyktingars eländiga situation i Sverige. Samtidigt har föreningen försökt att mobilisera andra svenska föreningar och grupper mot rasism och mot invandrarfientlighet samt skapa jämlikhet och ett civiliserat samhälle. Vi avser att mobilisera större deltagande i lördagens demonstration.

 

Föreningen Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige uppmanar alla iranier, svenskar och rättviseorganisationer och människor att delta i den här kampanjen. Högerpartiernas politiska makt visas inte bara mot flyktingar och utlänningar, deras värderingar kommer att skada mänskliga värderingar som svenska folket har skapat under många decennier. Rasism och främlingsfientlighet är ett omänskligt fenomen som skapar klyftor mellan människor vilket man måste bekämpa.

 

Att låta flyktingar flytta till och bosätta sig inom olika gettoområden där deras livskvalitet ignoreras skapar naturligtvis klyftor mellan samhällets invånare, vilket leder till sociala spänningar och problem som göder rasism och främlingsfientlighet i Sverige. Det är inte konstigt att flyktingars situation har blivit sämre under de senaste åren. Att kämpa mot rasism och främlingsfientlighet och försvara flyktingars rättigheter är vår förenings grundläggande syfte och vi kämpar för en sekulär samhällsbildning i Sverige.

 

Denna kampanj måste ständig gen omföras överallt för att samhället ska befrias från rasism. Iranska Flyktingars Riksförbund strävar efter att organisera sina medlemmar, sin omgivning och sina paraplyorganisationer för ett gemensamt, modernt och jämlikt samhälle. För detta ändamål kommer vi att samarbeta med svenska folket, berörda organisationer och alla medmänniskor.

 Samlingsplats: Slussen  Stockholm – Tid lördagen 3 december kl: 15:00

 

Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige

۱ December 2011

در تظاهرات روزشنبه در دفاع از حقوق پناهندگی و راسیسم در استکهلم شرکت کنید.

نباید اجازه بدهیم سیاست پناهنده پذیری سوئد قربانی سیاست های احزاب دسته راستی و نژادپرست این کشور شود. انسانها مستقل از اینکه در کجای جهان به دنیا آمده باشند دارای حقوق و ارزشهای برابر هستند، مردم انساندوست  سوئد سالهاست اثبات کرده اند که نه تنها با سیاست های غیر انسانی دولت در زمینه پذیرش پناهندگان مخالفت کرده اند بلکه در مقابل آن ایستادگی کرده اند. پس از ورود حزب راسیستی و خارجی ستیز دمکراتهای سوئد به پارلمان این کشور٬ مردم سوئد در اعتراض به راه یافتن این حزب به پارلمان به خیابان آمدند و علیه راسیسم و نژادپرستی و فاشیسم شعار دادند.در همین مورد روز شنبه سوم دسامبر قرار است تظاهرات های در چند شهر سوئد از جمله استکهلم برگذار شود.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بعنوان بخش پیشتاز و مترقی  جنبش مدافع حقوق پناهندگی به سهم خود تلاش می کند تا توجه افکار عمومی جامعه سوئد را به شرایط سخت و غیر انسانی پناهجویان در این کشورجلب کند و این جنبش را در جهت مبارزه علیه راسیسم و دفاع از حقوق برابر و شهروندی هرچه بیشتر تقویت نماید. تقویت تظاهرات روز شنبه سوم دسامبر در همین راستا است. فدراسیون همه ایرانیان و شهروندان سوئد را به  شرکت در این تظاهرات فرا می خواند.قدرت گیری راسیستها تنها به زیان پناهجویان و کسانی که پیشینه خارجی در سوئد دارند نیست. بلکه ارزشها و معیارهای انسانی در سوئد را نیز خدشه دار می کند. راسیسم و نژادپرستی یک پدیده شوم و ضد انسانی است و باید با همین دلیل آنها را افشا و رسوا کنیم. 

 

ایجاد گتوهایی خارجی نشین و بی تفاوتی دولت در قبال زندگی برابر برای  آنها، یک دلیل مهم رشد راسیسم و  خارجی ستیزی در کشور سوئد است. اعمال فشار برپناهجویان در سال جاری یک نمونه روشن از سیاست ضد خارجی گری پنهان و آشکار دولت این کشور است. مبارزه علیه راسیسم و نژادپرستی و دفاع از حقوق پناهندگی یک امر انسانی و سکولاریستی ماست و برای به دست آوردن آن مبارزه می کنیم. این مبارزه  باید در همه جا با جدیت دنبال شود تا جامعه در مقابل آن مصون بماند.فدراسیون به سهم خود با سازماندهی و شرکت در تظاهرات٬ برگزاری سمینار و کار آگاه گرانه تلاش خواهد کرد تا توجه افکار عمومی و حمایت جامعه سوئد را به این مبارزه جلب کند.

شنبه  سوم دسامبر ساعت ۱۵

محل تجمع : سلوسن Slosen

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

اول دسامبر ۲۰۱۱

 

 

 

الهام گودرزیان:من پناهنده دست ارتجاع اسلامی هستم

3_170_x_224

می خواهم خیلی مختصر چند کلمه ای از زندگی خودم بگویم. من ۳۲ ساله هستم و دریک خانواده مذهبی بزرگ شده ام. از دوران دبیرستان مشکلاتم کم کم  شروع شد. آنها با ادامه تحصیل من مخالف بودند؛ با مشکلات و مصائب فراوان، دوران دبیرستان را تمام کردم. رسم خانواده من این بود که دختر باید هرچه  زودتر ازدواج کند. خواهرم در سن ۱۶ سالگی با مردی که ۲۳ سال از خود بزرگتربود ازدواج کرد. خواهر دیگر من با مردی ازداواج کرد که همیشه در حال زدن وفحاشی کردن به خواهرم بود.

قرار بر این بود من هم با پسر عمویم ازدواج کنم. وی  در وزارت  اطلاعات ایران  کار میکرد وی یک جانباز بسیارمذهبی  بود. من می بایست به دانشگاه می رفتم ولی خانواده ام بشدت مخالف بودند. در همین رابطه دوبار دست به خودکشی زدم. میگفتم: دوست دارم تحصیل کنم ولی انگار من آدم نیستم و با آنها حرف نمی زنم. خلاصه آنکه در آن وضعیت بسیار بحرانی با پسری آشنا شدم که از بدی شانس من وی  معتاد از آب درآمد و خیلی هم عصبی بود. چهار سال پنهانی باهم دوست بودیم تا اینکه با هزار ترس و اضطراب از من خواستگاری کرد. او می ترسید از من رسما خواستگاری کند و از سوی خانواده ام پاسخ رد بگیرد. ولی من هم از وی خسته شده بودم بدم نمی آمد خانواده ام با وی مخالفت کنند چون همانطور که گفتم وی معتاد و خیلی عصبی بود. همه اعضای خانواده ام با این ازدواج مخالفت کردند ولی با این وجود من بدنبال این موضوع به مدت زیادی دچار افسردگی شده وتحت درمان قرار گرفتم.

 

 میگرن شدید داشتم من از دوست پسرم  هم عصبی ترشده بودم با اینحال در تاریخ۵/۶/۸۸ روز اربعین حسینی به بهانه نذری با خواهرم بیرون رفتم وبا کسی آشنا شدم. مدتها از این دوستی  گذشت واین آقا از من خواستگاری کرد و من هم برای وی از طرز فکر خانواده ام صحبت کردم. گفتم: امکان پذیر نیست و آنها اجازه نمی دهند با کسی که خودم انتخاب میکنم ازدواج کنم. وی هم اصرارمی کرد مادرش من را ببیند.از بخت بد من این دوست پسرم هم هر هفته عصر روز جمعه ناپدید میشد تا روز شنبه ساعت ۶ بعد ازظهرپیدایش نمی شد به همین دلیل به نوع رفتارش شک کرده بودم. همیشه از وی می پرسیدم  مهران تو کجا میروی که موبایلت رو جواب نمیدهی؟

بهانه میاورد و هر روز دلایلی را برای من توضیح می داد. وی هم از این نظر تحت فشار من قرار گرفته بود تا اینکه یک شب گفت: الهام من میخوام حقیقتی روبرای شما تعریف کنم.هزار فکر از سرم گذشت با خود گفتم حتما همسر یا نامزد دارد. گفت: من مثل تو مسلمان نیستم، من کلیمی هستم و جهودم و این گردنبند که در گردن دارم ستاره داوود هست و سپس آن را بوسید و دست مرا گرفت و گفت: الهام عشق نه دین و نه هیچ مرزی را نمی شناسد. از طرفی من نیز دوست داشتم  که ازمذاهب دیگر جز اسلام اطلاعات بیشتری داشته باشم. وی از ۱۰ فرمان موسی و از کمک کردن به بچه های مسلمان از نیت پاکشان برای من می گفت. می خواست من را قانع کند و به اسرائیل ببرد ولی من دوست نداشتم به هیچ دینی وابسته شوم.

ولی با این حال هم مهران را دوست داشتم. با هم بحث می کردیم وبا هم بیرون می رفتیم، دوره جالبی برای من بود. از مذاهب دیگر چیزی نمی دانستم ولی دین اسلام را با گوشت و پوستم چه در خانواده و چه درحاکمیت تجربه کرده بودم. تجربه کرده بودم که دین اسلام با شادی و شادمانی و با عشق و عاشقی و با زن و برابری زن و مرد و با هر نوع ترقی و تعالی بشر ضدیت دارد و من از این دین همیشه فراری بودم و نهایتا به طور کلی از آن فرار کردم. آرزو داشتم دخالت مذهب اسلام درآموزش و پرورش قطع شود، دست مذهب از  دخالت در زندگی خصوصی مردم قطع شود و دوست دارم روزی برسد که هرآنچه که برای زنان قانونی کرده اند غیرقانونی و به زباله دان تاریخ انداخته شود.

 

کمی از اصل موضوع دورشدم؛ روزی در خیابان گروههای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ما گیر دادند. خیلی سخت از دستشان نجات پیدا کردیم. بعد از این ماجرا و برای اینکه یک بار دیگر به ما گیر ندهند با مهران تصمیم گرفتیم پیش کسی برویم و خیلی مخفیانه عقد کنیم. عقد را درتاریخ   ۲۵/۶/ ۸۹ روز تولد خودم انجام دادیم. عقد خوبی برای من نبود دلم بسیار گرفته بود داشتم اشک می ریختم و می گفتم من هم دلم می خواست در آن روز لباس عروس بپوشم. حلقه هایی را به دست هم کردیم واز ظهر تا عصر با هم در هتلی بودیم وعروسی کردیم. مهران قول داد ازاینجا که رفتیم دراسرائیل برای من جشن عروسی بگیرد. خلاصه روزها از این ماجرا گذشت. دوباره جریان پسر عمو برای من زنده شد. پدرم به من میگفت تو باعث ننگ و سرافکندگی خانواده میشوی اگر با پسرعمویت ازدواج نکنی. من هم میگفتم اجازه بدهید سر فرصت، تا اتومبیلم رو بفروشم بعد ازدواج میکنم.

 

من مهران را خیلی دوست داشتم و تلاش مهران هم این بود که من به آئین یهودیت درآیم ولی اینکار برای من احتیاج به زمان بیشتری داشت و باید خودم هم مطالعه میکردم. شخص خوبی بود و من عاشقش بودم. چیزهای زیادی را از وی یاد گرفتم. ولی گرفتاریهای من یکی و دو تا نبود مردی که ما را عقد کرد به من نظر پیدا کرده بود. او هرروز به من زنگ میزد ومن را به  خانه  خودش دعوت می کرد. من چندین مورد به اشکال مختلف برای وی دلیل آوردم و از رفتن به خانه وی خودداری کردم ولی آن شخص دست بردار نبود. آخرین بار که با وی صحبت می کردم صدایم رفت بالا. درجواب گفت: اگر به دعوت من پاسخ مثبت ندهید عقدنامه تان را در اختیارخانواده ات میگذارم. پدیده وحشتناکی بود. به مرز خودکشی رسیده بودم.هیچکس درد من را نمی دانست، میترسیدم چرا که  دیگر باکره نبودم. میترسیدم که حکم اعدام بگیرم. درتاریخ ۱۲/۶/۹۰ بود؛ داشتم از خانه بیرون می  رفتم که دیدیم یک موتورسوار نامه ای آورد، احضاریه دادگاه بود. خیلی ترسیدم، به مهران گفتم و وی فوری فهمید که یک نفر راپورت ما را داده است. برنامه ریزی کردیم که من به تهران یا ارومیه بروم تا اینکه مهران به من ملحق شود. به مادرم گفتم من میخواهم با پسر عمویم ازدواج کنم فقط باید بروم تهران و لباس بخرم. همه خوشحال شدند و برادرم برای من بلیط گرفت.  و بدین ترتیب من متواری شدم ولی دیگر از مهران خبری پیدا نکردم و نفهمیدم چه برسرش آمد. وقتی می گویند زن بودن در ایران اسلامی ممنوع است در اینجا معنی پیدا می کند. واقعیت این است که تنها زمانی ما می توانیم آزاد شویم که هیچ اسمی از جمهوری اسلامی در ایران باقی نمانده باشد. به امید آن روز.

 

****

۲۰ نوامبر ۲۰۱۱