همه‌ی نوشته‌های gholam@A

خطر جدی است!دیپورت محمدعلی هدایی باید بیدرنگ متوقف شود!

 

مردم مبارز٬ انسانهای شریف و آزادیخواه؛

 

اداره مهاجرت سوئد بار دیگر سیاست دیپورت پناهجویان ایرانی را از سر گرفته است. طی مدت کوتاهی تعدادی از پناهجویان را دستگیر و در زندانها حبس کرده است تا مقدمات اخراج آنها را فراهم کند.

محمد علی هدایی چهره سرشناس و محبوبی که همه فعالین سیاسی و احزاب و سازمانهای سیاسی فعال در استکهلم بخوبی او را میشناسند یکی از همین افراد است.

محمدعلی هدایی اکنون در زندان کمپ مرشتا است و به او ابلاغ  کرده اند که بلیط سفرش را هم آماده کرده اند تا او را روز جمعه به جهنم جمهوری اسلامی دیپورت کنند. اداره مهاجرت با بی مبالاتی حیرت انگیزی تمام فعالیتهای سیاسی او را ندیده گرفته است. اداره مهاجرت بخوبی آگاه است که محمد علی هدایی از اسلام روی برگردانده است. اما باز هم تصمیم دارد وی را دیپورت کند.

حکم اخراج محمدعلی هدایی را باید فورا متوقف کنیم.

 

پنجشنبه ۱۵ ماه مارس ساعت ۱۴

مقابل اداره مهاجرت در استکهلم

Pyramid vägen 2A Solna

 

حضور تک تک شما ضامن پیروزی و توقف احکام دیپورت است. بار دیگر سیاستهای غیر انسانی اداره مهاجرت باید پاسخ جدی بگیرد.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ــ استکهلم

تلفن تماس: ۰۷۰۷۱۷۵۵۴۲

مدافعین حقوق پناهندگی در سوئد دیپورت علی آذری را به ایران متوقف کردند.

aliii

علی آذری ۳ سال پیش از کشور سوئد درخواست پناهندگی کرده بود اما اداره مهاجرت به تقاضای پناهندگی علی پاسخ رد داده و پرونده  وی را در اختیار پلیس قرار داده بود. علی آذری در حدود ۱۱ روز پیش توسط پلیس بازداشت و قرار شد روز جمعه ۹ مارس به ایران دیپورت شود. همانطور که در اطلاعیه قبلی اعلام کرده بودیم به علی اعلام کرده بودند آماده باشد روز جمعه ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه اورا از بازداشتگاه اداره مهاجرت به طرف فرودگاه خواهند برد.

جمعه صبح زود تلفن فدراسیون به صدا درآمد؛ علی آذری بود. به عبدالله اسدی گفت که پلیس طی تماس تلفنی به وی ابلاغ کرده: ” که برنامه بازگشت  شما تغییر کرده و باید آماده باشید که همین الان شما را به فرودگاه ببریم.” از طریق رادیوهای محلی و تماسهای تلفنی، مردم را در جریان تغییر ساعت انتقال علی به فرودگاه با خبر کردیم. ساعت ۹:۳۰ اولین تیم از معترضین و مدافعین حقوق پناهندگی به مقابل بازداشتگاه رسیدند و علی را به همراه پلیس در حال پائین آمدن از پله های بازداشتگاه مشاهده کردند. پلیس در دو نوبت تمام توان خود را به کار بست تا علی را از میان معترضین رد نماید ولی هربار با مقاومت محکم و شجاعانه فعالین روبرو و مجبور به بازگرداندن علی به بازداشتگاه شد. اتومبیلهای پلیس یکی پس از دیگری از راه میرسید و هر لحظه به تعدادشان افزوده میشد اما تمام راههای منتهی به بازداشتگاه تحت کنترل فعالین بود. درمسیر اصلی بازداشتگاه سدی محکم در مقابل هجوم  پلیس ایجاد شده  بود.هرجا فکر می کردیم ممکن است از پس هجوم پلیس برنیاییم به وسیله ماشین های شخصی خود، راه پلیس را  مسدود می کردیم. میان فعالین و پلیس جنگ و گریز سختی در گرفته بود ساعت های سختی  را به این شکل گزراندیم. هدف پلیس این بود از هر طریقی شده علی آذری را به پروازی که برای وی در نظر گرفته بودند برسانند. پرواز هوا پیما ۲:۳۰ دقیقه صورت می گرفت تلاش فعالین هم این بود این مقاومت را تا ساعت پرواز هواپیما ادامه دهیم و مقاومت فعالین با تمام توان ادامه داشت. بالاخره هوابیما پرواز کرد و علی آذری در داخل بازداشتگاه ماندگار شد و اداره مهاجرت مجبور شد ساعت ۲:۴۰ دقیقه حکم اخراج علی را متوقف کند. سعی می کنیم که گزارش مفصلتری در این مورد تهیه تا آن را به عنوان یک تجربه دیگر به ثبت برسانیم.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد این موفقیت را به همه پناهجویان و مدافعین حقوق پناهندگی بویژه آنهای که در این حرکت نقش بسیارفعالی ایفا کردند تبریک و خسته نباشید می گوید.

زنده باد مبارزه متحدانه

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد
alio
alo
ali_a
aaa

۱۰ مارس ۲۰۱۲

دیپورت فعالین سیاسی به جهنم جمهوری اسلامی باید متوقف گردد.

اداره مهاجرت سوئد قصد دارد روز جمعه ۹ مارس محمد علی آذری پناهجوی ایرانی را به جمهوری اسلامی تحویل دهد. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به تصمیم این اداره بدلیل صدور حکم اخراج برای محمد علی آذری به ایران بشدت اعتراض می کند و  تصمیم اداره مهاجرت را ناعادلانه و غیر انسانی می داند.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه پناهجویان و همه مدافعین حقوق پناهندگی و ایرانیان مقیم گوتنبرگ میخواهد که روزجمعه ۹  مارس در اعتراض به حکم دیپورت محمد علی آذری در مقابل اداره مهاجرت گوتنبرگ واقع در Kållered دست به تجمع بزنند و اجازه ندهند علی آذری را به جمهوری اسلامی تحویل بدهند. توجه داشته باشید

 

 

حکم اخراج  محمد علی آذری، یاسین الیاسی، محمدعلی هدایی، محمد رضا حامدی، حسین جاسبی و هوشمند روشن توده و دیگر پناهجویان بازداشتی باید فورا از بازداشگاه اداره مهاجرت آزاد شوند.

توجه داشته باشید قرار است فردا ساعت ۱۲ پلیس محمد علی آذری را به طرف فرودگاه ببرد به همین دلیل لازم همه از ساعت ۱۱ و حتی زودتر در آنجا باشیم.

 

گوتنبرگ

جمعه فردا ۹ مارس ساعت ۱۱

مقابل بازداشتگاه اداره مهاجرت در Kållered

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ــ سوئد

تلفن تماس

تلفن تماس ۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹ عبدالله اسدی

۸ مارس ۲۰۱۲

 

به مسئولین اداره مهاجرت موضوع پرونده محمد علی هدایی

به مسولین اداره مهاجرت

موضوع پرونده: محمد علی هدایی

شماره پرونده: (۱۰۲۱۰۶۱۲ )

 

خانمها و آقایان آیا میدانید که یکی از چهره های شناخته شده و فعال سیاسی٬ در بازداشتگاه شماست و قصد دارید٬ بدون توجه به خطری که در انتظار اوست٬ بدون توجه به پرونده سیاسی اش و مجموعه قابل توجهی از فعالیتهای علنی او علیه جمهوری اسلامی در کشور سوئد٬ میخواهید او را دیپورت کنید!؟ محمد علی هدایی را همه نهادها و فعالین پناهندگی میشناسند٬ از چهره های فعال و خستگی ناپذیر تظاهراتهای اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی است.

 

وی در کشور سوئد دین مسحیت را برگزید و از اسلام روی برگردانید! شما بخوبی میدانید که فتوای برگشت از دین اسلام در قوانین کیفری و جزایی جمهوری اسلامی مرگ است. چگونه انسانی را که نهادهای پناهندگی و سیاسی اپوزیسیون مورد تایید قرار داده اند٬ بدون هیچگونه مبالاتی به کام مرگ میفرستید؟ رفتار جمهوری اسلامی با مخالفین و روی برگرداندگان از اسلام را نمیدانید؟ جدا نمیدانید که این حکومت خونریز و دستگاه آدمکشی فعالش بیصبرانه منتظر اجرای فرامین آیت الله ها هاست تا محمدعلی هدایی را به قتل برساند؟ شما از رفتار غیر انسانی حکومت اسلامی ایران با رهبران مذهبی ادیان دیگر مطلع نیستید؟ چرا خود را به بی خبری میزنید؟ این بی مبالاتی شما واقعا قابل درک نیست!

تصمیم شما دایر بر عدم رسیدگی به پرونده این فعال سیاسی ــ مذهبی٬ نیز جدا غیر قابل فهم است! کیس پناهندگی محمد علی هدایی به روشنی نشان میدهد که وی مستحق فوری و بدون درنگ حق پناهندگی است. اما نه تنها شما به این پرونده٬ دلایل٬ مدارک و شواهد غیر قابل کتمانی که تمامی حکم به پناهندگی او میدهد توجهی نکرده اید٬ بلکه با بازداشت خودسرانه و رفتار غیر انسانی با وی او را با وجود شرایط سنی و جسمی نامناسب در بازداشتگاه نگهداشته اید٬ تا دیپورت کنید!؟

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی عمیقا به این تصمیم شما و مسولین پرونده محمدعلی هدایی معترض است. از شما میخواهیم با توجه به مدارک و ادله کافی در پرونده پناهندگی ایشان٬ به بازداشت وی فورا خاتمه دهید و بلافاصله امکانات مراقبت پزشکی و توجه به وضعیت روانی او را مهیا کنید.

ما برای رهایی محمد علی هدایی به هر مقام و دستگاه حقوقی که دستمان برسد علیه بی توجهی آشکار شما شکایت خواهیم کرد. با به کمک طلبیدن نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر مانع اقدام ناعادلانه شما خواهیم شد.

امیدوایم اولین اقدام و واکنش شما به نامه اعتراضی ما٬ آزادی فوری وی از بازداشتگاه و بازگشایی پرونده و اقامت دایم وی در سوئد باشد.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی –سوئد

۷  مارس ۲۰۱۲

عبدالله اسدی:پاسخ به دو سئوال از میان سئوالات رسیده به فدراسیون

abe-asadi

در میان پرسشهایی که عنوان میشود؛ سئوالی که بسیار تکرار می گردد این است که من میخواهم به قصد پناهندگی از ایران خارج شوم، چکار باید بکنم و از کجا شروع کنم فدراسیون در این مورد چگونه به من کمک می کند؟

 این سئوال خیلی از جنبه های مهمی که شخص متقاضی پناهندگی باید به آن توجه کند را در بر می گیرد. فرض کنیم این متقاضی پناهندگی می خواهد به ترکیه برود و از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگی کند. باید دست کم به دو تا سه سال زندگی و انتظار در ترکیه فکر و ملزومات آن را تهیه کند؛ نه اینکه خود را بی گدار به آب بزند. یکی از این ملزومات هزینه زندگی است. چون ممکن است در تمام طول زندگی در ترکیه هیچ هزینه ای از سوی کمیساریای عالی پناهندگان به وی تعلق نگیرد و از مصاحبه مالی نیز پاسخ رد بگیرد و مهمتر از همه نتواند کار پیدا کند. یا ممکن است پرونده اش استیناف بگیرد و پذیرش وی به عنوان پناهنده یک سال به تاخیر بیفتد. اجاره خانه و هزینه زندگی در ترکیه به عهده خود متقاضیان پناهندگی است. هم اینجا لازم است اشاره کنم که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به متقاضیان پناهندگی هزینه  ناچیزی می پردازد ولی پرداخت هزینه زندگی منوط به این است شخص متقاضی هم قبولی کمیساریای پناهندگان سازمان ملل را گرفته باشد و هم در مصاحبه مالی قبول شده باشد.

 

نکته دوم داشتن یا نداشتن گذرنامه است. پناهجویانی که با گذرنامه و از راه قانونی به ترکیه می روند و دلایل سیاسی ارائه می دهند باید دلایل محکمی برای خروج قانونی از کشور ارائه دهند در غیر این صورت در بسیاری از موارد وکلای سازمان ملل باور نمی کنند شخص متقاضی پناهندگی، در ایران جان و زندگی اش در خطر بوده باشد. تفاوت سفر به ترکیه و مالزی و کشورهای هم مرز با ایران با اروپای غربی در این است که برای رفتن  به ترکیه و کشورهای هم مرز کسی نیاز به ویزا ندارد. ولی سفر به کشورهای اروپایی بدون ویزا غیرممکن است. همان سختگیری که کمیساریای عالی پناهندگان درجایی مثل ترکیه در مورد دلایل پناهندگی دارندگان گذرنامه به عمل میاورد در کشورهای غربی هم در مورد دارندگان ویزا به عمل میاورند. به همین خاطر پناهجویان هم در کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه و هم در هند و مالزی و هم در کشورهای غربی باید دلایل محکم و قابل قبولی برای خروج قانونی خود  ارائه  دهند.

 

معمولا در ایران این طور نیست که فردی که از سوی مقامات امنیتی و قضائی کشور تحت تعقیب قرار گیرد، همزمان نیز ممنوع خروج شود؛ بارها اتفاق افتاده است افرادی که در ایران تحت تعقیب بوده و مجبور به ترک خانه و زندگی خود شده اند به محض دریافت ویزا توانسته اند بدون مشکل از کشور خارج شوند. این نوع دلایل، برای مقامات امور پناهندگی بسیار قابل قبولتر است. چه بسا بسیاری از افراد با پرداخت رشوه به مقامات مرزی و یا از طریق واسطه و غیره می توانند با مدارک قانونی از کشور خارج شوند. درهر حال برای  آنهایی که دلایل سیاسی ارائه می دهند بهتر است کم و بیش به همین دلایل متکی شوند. نکته دیگر معرفی به پلیس است؛ متقاضیان پناهندگی باید همزمان که خود را به کمیساریای عالی پناهندگان معرفی می کنند خود را نیز به پلیس ترکیه معرفی نمایند.لازم است به این نکته هم اشاره کنم که قانون استانداردی روی کار این کمیساریا حاکم نیست و در بسیاری اوقات تعیین تاریخ مصاحبه برای متقاضیان پناهندگی هفت ماه به طول میانجامد.

 

در کتاب مرجع کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مصوب ۱۹۵۱ در ژنو، ترس موجه افراد از مورد ظلم واقع شدن را دلیل پناهندگی عنوان کرده اند. در این کتاب آمده است وضعیت پناهندگی هر شخص تنها بواسطه تفکر ذهنی آنها از ترس بررسی نمی شود، بلکه  موضوع ترس باید در چهارچوبی دیگر و تحت شرایطی بی طرف مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین مفهوم ترس موجه، هم به صورت شخصی و هم در چهاچوبی بیطرف بررسی می شود و در تشخیص وجود ترس موجه هر دو عامل مورد نظر قرار می گیرد. ممکن است گفته شود هیچ کس بدون داشتن دلیلی محکم  خانه  و خانواده خود را ترک نمی کند و امکان دارد دلایل قابل قبول و متعددی در این خصوص داشته باشد اما در میان این همه دلایل تنها یک دلیل خاص قادراست شخص را بعنوان پناهنده بپذیرد و آن هم اصطلاح ترس موجه از مورد ظلم واقع شدن است و بقیه دلایل به خودی خود کنار گذاشته می شوند. بنابراین کسی که قصد پناهندگی دارد باید دارای چنین مشخصاتی باشد و بتواند عنوان ترس موجه خود را بخوبی توضیح دهد. قوانینی که توسط سازمان ملل تصویب شده است محصول تاریخ مشخصی است که به دوران جنگ سرد معروف است. در دوران جنگ سرد هرکس که می توانست خود را از اروپای شرقی به غرب برساند و خواهان پناهندگی شود، صرف نظر از اینکه چه کاره باشد و چگونه جان و آزادیش بخطر افتاده باشد، بعنوان قهرمان و سمبل آزادیخواهی پذیرفته می شد. در آن دوران نه برای مدارک هویت و نه برای مدارکی که نشان دهد جان  شخص متقاضی  در خطر بوده است زیاد پیگیری  نمی کردند اما امروز همه چیز برعکس شده است.

 

کسانی که قصد درخواست پناهندگی دارند لازم است با دانش کامل پناهندگی در خواست خود را تسلیم مقامات امور پناهندگی نمایند. شخص متقاضی پناهندگی باید بطور روشن ماجرای زندگی و فرار ناشی از ترس خود را توضیح دهد. نباید به اطلاعاتی که بطور پراکنده و در اینجا و آنجا می شنود اکتفا کند.اطلاعاتی که در مورد تقاضای پناهندگی بطور پراکنده گفته و شنیده می شود بسیار خام و نادقیق و غیرمستند است. برای مثال در بسیاری از اوقات پناهجویانی که کیس اقلیت مذهبی ارائه داده اند کمترین اطلاعات در مورد مذهبی که خود را به آن منتسب کرده اند نداشته اند. همجنس گرایان از کشورهایی مانند ایران یکی از شاخصهای پذیرش پناهندگی بر مبنای مفاد قانون کنوانسیون ژنو هستند. نمی شود کسی که خود دارای تمایلات همجنس گرایانه  نیست کیس همجنس گرایی بدهد و از آن دفاع کند. هنوز هستند کسانی که دلایل قومیت ارائه می دهند و خود را کرد، عرب و یا بلوچ و نظایر اینها معرفی میکنند در حالی که  دلایل قومیت برای ایرانیان متقاضی پناهندگی  در مراجع پناهنده پذیری قابل قبول نیست.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در همه زمینه های پناهندگی چراغ راهنمای متقاضیان پناهندگی است. از همه پناهجویان می خواهیم که در هر کجای جهان که هستند با فدراسیون تماس بگیرند تا بطور متشکل و سازمان یافته از حقوق انسانی خود دفاع نمایند

عبدالله اسدی

 

یاداشت سردبیر نازنین صدیقی

nazi_fb12_190_x_268

این یادداشت را پس از برگشت از هشتمین کنگره حزب کمونیست کارگری ایران مینویسم. کنگره ای با عظمت و پرشکوه، کنگره ای که ازنظر من در نوع خود بزرگترین کنگره اپوزیسیون ایران بود. کنگره میثاق ۹۹ درصدیها، کنگره ای که در آن تأئید و تأکید شد حزب کمونیست کارگری ایران دست در دست کارگران آتن، اوکلند، سوئز و پتروشیمی های ماهشهر، در کنار جوانان نوار غزه، حمص، تل آویو، مادرید، مسکو و تهران، و همراه با زنان شجاع و آزادیخواهی که همه جا در خط مقدم این تلاش جهانی قرار دارند – به صف انقلابات حاضر و جنبش “۹۹ درصدی” ها برای رهایی تعلق دارد. کنگره ای که باردیگر اعلام کرد که در پیشاپیش کارگران، زنان و جوانان ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی و خلع ید از کل بورژوازی در ایران و برای برقراری آزادی و برابری و سوسیالیسم تلاش میکند. بله کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری ایران، کنگره تعهد و میثاق دوباره “هیچ بودگان” سراسر جهان بود. کنگره ای با نمایندگان عرصه های مختلف فعالیت سیاسی و اجتماعی درجهت تغییر زندگی بشر، کنگره ای شاد و سرحال و هم جهت برای آینده ای بهتر، برای دنیای عاری از خشونت و برای تعالی و خوشبختی بشر. 

در هفته گذشته بدلیل کارها و مشغله ها و مسائل مختلف ازجمله رفتن به کنگره موفق به انتشار نشریه شماره ۵۱ نشدیم ولی در تلاش هستیم تا از این شماره انتشار نشریه همبستگی را به طور منظم از سر بگیریم. خوشبختانه دوست عزیزمان بهنام آزاد تعهد کرده که کمک کند تا نشریه همبستگی را بصورت هفتگی و بطور منظم و با کیفیت و تنوع بیشتری منتشر نماییم. همینجا از همه پناهجویان عزیز و همه علاقه مندان درهر جای  جهان که هستند می خواهیم که برای این نشریه داستان زندگی خود و اخبار تحولات پناهندگی و اتفاقاتی که در محل زندگی شما می افتد و مبارزاتی که برای دفاع از حقوق پناهندگی صورت می گیرد بنویسند تا بتوانیم صدای اعتراض و مبارزه شما را در این نشریه منعکس کنیم و تجارب خود را به همه جا منتقل نماییم. پیشاپیش از همکاری همه  شما عزیزان تشکر می کنم.

اخبار پناهندگی

اخبار پناهندگی

تهیه و تنظیم: بهنام آزاد

 

 

آمادگی سه کشور برای اعطای پناهندگی به بشار اسد

العربیه: منابع دیپلماتیک در اروپا روز پنجشنبه اعلام کردندبرخی کشورهای غربی سرگرم گفت و گو درباره ارائه پیشنهاد پناهندگی به بشاراسد هستند که در این میان سه کشور برای پذیرش  رئیس جمهور سوریه اعلام آمادگی کرده اند. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز این طرح در صورتی به مقامات سوریه ارائه خواهد شد که به بشار اسد همانند علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن ، حق مصونیت از پیگرد قانونی ، داده شود.

این گزارش می افزاید ، هیچ کشور اروپایی علاقه ای به اعطای پناهندگی به اسد نشان نمی دهد، اما یک مقام رسمی گفت: “امارات متحده عربی یکی از سه کشوری است که در این زمینه اعلام آمادگی کرده است. در همین حال منابع غربی گفته اند، آمریکا خواهان ارائه این پیشنهاد در زمان مناسب است. برخی بر این باورند که پیشنهاد پناهندگی به بشار اسد با وجود تسلط وی بر ارتش و نیروهای امنیتی ، یک جنگ روانی به شمار می رود.

این در حالی است که یک مقام آمریکایی بدون ذکر نام کشوری خاص، گفته است :این را شنیده ایم که برخی کشورها با اعطای پناهندگی به بشار اسد در صورت خروج وی از سوریه اعلام آمادگی کرده اند. با این وجود پیش از عملی شدن این پیشنهاد ، ابتدا بایدبشار اسد مصونیت قضایی داده شود ، چیزی که به احتمال زیاد توسط مخالفان سوری و سازمان های بین المللی دفاع از حقوق بشر پذیرفته نخواهد شد.

تهدید خبرنگاران و روزنامه نگاران مهاجر

در سالهای اخیر، بسیاری از روزنامه نگارانی که در سوئد تقاضای پناهندگی کرده اند، مورد تهدید و تعقیب از طرف نیروهای دولتی کشورهای خود قرار گرفته اند. این تهدید ها شامل تماسهای تلفنی و یا نامه به خود این روزنامه نگاران و یا خانواده های آنها است. در برخی موارد این تهدیدها چنان جدی بوده است که پرونده ای در پلیس سوئد، برای این موارد تشکیل شده است.

مک دوول کاریسا یکی از این روزنامه نگاران است که پس از حملات پیاپی توسط افراد ناشناس تحت مراقبت پلیس قرار گرفته است. او از کشور رواندا به سوئد مهاجرت کرده است. ایران نیز یکی از کشورهائی است که فشار بر روزنامه نگاران حتا در خارج از کشور را در دستور کار خود قرار داده است. در ماه اخیر تهدید و دستگیری خانواده های چندین ژورنالیست بی بی سی فارسی انعکاس جهانی یافت. در بیشتر موارد خانواده های این خبرنگاران در داخل کشور مورد تهدید قرار می گرفتند.

شمال صدر تنها نیست. سازمان گزارشگران بدون مرز در سوئداز افزایش موارد تهدید خبرنگاران در سوئد خبر داده است. اوربان لوف کوئیست رئیس دفتر این سازمان به رادیو سوئد میگوید که در گذشته بیشتر این خبرنگاران از طرف افراد هموطن خود قرار می گرفتند اما در دو سال گذشته مواردی پیش آمده که خبرنگارانی که به سوئد پناه آورده اند در پی تهدیدهایجانی تحت مراقبت پلیس قرار گرفته اند

 

صلیب سرخ: بهداشت و درمان حق مسلم پناهجویان است

در حدود شصت نهاد و سازمان غیرانتفاعی طوماری را با بیش از دوازده هزارامضا به وزارت امور اجتماعی تحویل دادند که در آن تقاضای حق برابر بهداشت ودرمان برای پناهندگان فاقد مدرک شده است. از جمله این سازمان ها اتحادیه سراسری درمانگاهها و سازمان صلیب سرخ هستند. اولریکا اوره هد مدیرکل سازمان صلیب سرخ سوئد می گوید که دولت در این زمینه هیچ حرکتی ندارد و او بسیاراز این مساله مایوس و ناراحت است.

در بهار گذشته یک تحقیق دولتی پیشنهاد کرد که پناهجویان فاقد مدرک باید همانند تمامی شهروندان از حق بهداشت و درمان عمومی برخوردارباشند. در حال حاضر به این دسته از پناهجویان تنها درمانهای اورژانسی ارائه می شود. اما این پیشنهاد بیش از نه ماه است که در وزارت اموراجتماعی مانده است و هیچ اقدامی بر روی آن صورت نگرفته است. صلیب سرخ به همراه دیگر نهاد ها و سازمان های تهیه کننده این طومار امیدوارند با فشار به دولت، تهیه لایحه قوانین را سرعت ببخشند. اولریکا اوره هد مدیرکل صلیب سرخ به رادیو سوئد می گوید:

“بسیار مهم است که سریع کاری در این باره انجام شود، زمان زیادی تلف شده است و هر چه وقت بگذرد تعداد بیشتری از عدم درمان مناسب وکافی رنج خواهند برد.”

یوهان اینگه رو سخنگوی روابط عمومی وزارت امور اجتماعی به اکوت، بخش خبری رادیو سوئد می گوید که احزاب ائتلافی در دولت، در این باره هم صدا و موافق نیستند و به همین خاطر نمی تواند در باره زمان دقیق تهیه لایحه درمان پناهجویان فاقد مدرک سخنی بگوید.

 

 

مصاحبه بهمن مرادیان پی با یک زن در مورد بی حقوقی و فرودستی زنان در ایران

 

در دفاع از حقوق زنان با یکی از افرادی که در دل اجتماع ایران بوده و مورد بی قانونی قرار گرفته است مصاحبه کردیم، گفتگو کردیم، هم مسیر شدیم و در ارتباط با این نابسامانی ها و برخوردهای ابری با زنان چند دقیقه ای با رعنا همراه گشتیم  .

مصاحبه کننده بهمن مرادیان پی

بهمن: به نظر شما زنان در اجتماع امروز در چه جایگاهی قرار دارند ؟

رعنا :در بسیاری از کشورهای دنیا ، زن جایگاه مناسبی ندارد و این باعث تاسف جوامع مدرن است. برخورد خارگونه با قشر زنان، خود یکی از نقاط ضعف جوامع است !

بهمن :به نظر شما زنان ، چه نقشی در خاورمیانه دارند ؟

رعنا :برای شخص خودم حقوق زنان در کشور ایران و جوامع عرب مهم تر است ، زیرا در این جوامع ارتجاع زده است که زن به عنوان یک کالا است ! زن تنها برای خوش گذراندن و ارضای امیال جنسی کاربرد دارد ، که این درنوع خود یک ننگ تمام عیار است.

بهمن :به نظر شما حقوق زنان در تاریخ  ، خوب ادا شده است ؟

رعنا : بنده به عنوان یکی از کوچکترین موج های جوامع زنان ، به این موضوع واقف هستم که ما را در پاره و یا تمام تاریخ زیر فشار قرار داده اند! حقوق زن در جوامع عقب افتاده و مکتبی ، معنایی جز پاراگراف نویسی ندارد ! قانون را نوشته اند و عمل به آن قانون ، در واقع خار کردن زنان است ، زیرا در دست نویس هایی به اسم مثلا قانون  ، یک زن ، نصف یک مرد ارزش دارد و این عمل به قانون ،  یعنی خار شمردن منزلت زن.

بهمن : به نظر شما بزرگترین ضربه به جوامع زنان چیست ؟

رعنا : به نظر من بزرگترین ضربه نداشتن دانش و خود آگاهی است ! بزرگترین ضربه ای که خود زنان ، به اجتماع زنان می زند ، ندانستن حقوق خود است ! این خود یک بدیهی است ، که اگر شما به حقوقت واقف نباشی ، میدان را از دست می دهی ! عدم ادراک از سمت خودی ها (جامعه ی زنان) ، خود یک باخت است و می تواند بسیار مخرب ظاهر شود  و عدم رعایت حریم یکدیگر و تجاوز به نظرات و باورها از سوی خودی ها ، یک نمره ی منفی است و به جرات می تواند گفت : که هر یک برجستگی  منفی ، صد ها خصوصیت مثبت و پل را تخریب می کند.

پاسخ به نامه باسط از کمپ ورتسبرگ آلمان

باسط عزیز، فدراسیبون سراسری پناهندگان ایرانی شرایط سخت زندگی شما را درک می کند ولی  با این حال از نظر ما اعتصاب غذا اساسا روش مطلوبی برای برون رفت از شرایط سخت پناهندگی شما نیست. پناهجویانی که اعتصاب غذا را به عنوان یک روش از مبارزه انتخاب می کنند  کسانی هستند که افق و امید خود را برای یک زندگی بهتر از دست می دهند و اعتصاب غذا را به عنوان آخرین راه حل انتخاب می کنند. ولی آیا شما که تصمیم دارید اعتصاب غذا بکنید و لبتان را بدوزید این راه را برای خود باز می گذارید که اگر چندین روز هم دست به اعتصاب غذا زدید و بازهم جواب رد گرفتید شرایطی بدتر از امروز پیدا نکنید؟ سال گذشته در شهرهای استکهلم و گوتنبرگ در سوئد، گروههای بزرگی از پناهجویان پرونده بسته  ایرانی  و دوسال پیشتر گروه بزرگی از پناهجویان افغان دست به اعتصاب غذای طولانی زدند با این وجود دولت و اداره مهاجرت سوئد تنها عکس العملی که در مقابل خواست پناهجویان نشان دادند این بود که گفتند: چنانچه هر کدام مدارک جدیدی دارید به طور شخصی در اختیار اداره مهاجرت بگذارید تا براساس شریط جدیدی که پیدا کرده اید یکبار دیگر پرونده هایتان  مورد بررسی قرار گیرد. ولی هنوز که هنوز است اتفاق خاصی نیفتاده است. من می توانم جایگاه سمبلیک ۲۴ ساعت اعتصاب را درک کنم ولی نه بیشتر از این.

 

ازنظر فدراسیون هر کمپینی باید تاریخ شروع و پایانش معلوم باشد. باید معلوم باشد با چه هدفی دست به اعتصاب غذا می زنیم و میخواهیم با دست زدن به اعتصاب غذا چه تاثیری بر روند زندگی خود بگذاریم؟ و بالاخره  اعتصاب غذا تا کی؟! پناهنده برای نجات جانش و حفظ بقا پناهنده می شود در حالی که یک اعتصاب غذای نامعلوم می تواند به عنوان یک زخم عمیق بر پیکر اعتصاب غذا کنندگان و لب دوختگان تا آخر عمر باقی بماند و هیچ وقت التیام پیدا نکند. از این رو فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از شما و دیگر پناهجویان در ورتسبرگ که قصد اعتصاب غذا را دارید می خواهد که برای ممانعت از آسیب جسمی و حفظ سلامتی خود به اعتصاب غذا و لب دوختن دست نزنید. سازماندهی تحصن وتظاهرات، فعالیت های اینترنتی، مصاحبه با رسانه های  خبری، نوشتن نامه و مطلب، مراجعه به احزاب و سازمان های دولتی و غیر دولتی و چپ و سکولار راههای بسیار بهتری برای پیشبرد مبارزه شماست. سعی کنید بحث در مورد این نوع از فعالیت ها را به میان پناهجویان ببرید و آنهارا نیزباخود هم جهت کنید و تصمیمات خود را به دیگر کمپهای پناهجویان منتقل کنید. درهنگام  پیشبرد این نوع کمپین ها افراد زیادی پیدا می شوند جریان را بدست می گیرند. مطمئن باشید فدراسیون با تمام توان سازمانی و قدرت و نفوذ اجتماعی اش از خواسته های انسانی و برحق شما دفاع خواهد کرد. باسط عزیز من این نامه را هم برای شهناز مرتب و مینا احدی و محمد شکوهی دوستان دیگری در آلمان می فرستم و در شماره جدید نشریه همبستگی که این هفته منشر می شود چاپ می کنیم تا به این بحث و کارهای که باید انجام بشود دامن بزنیم.

برایتان آرزوی موفقیت می کنم

عبدالله اسدی

سوم مارس ۲۰۱۲

…………………………………………………………………………………………………………………

نامه ای از کمپ ورتسبورگ به عبده الله اسدی

سلام رفیق. من باسط هستم از کمپ وورتسبورگ

من و مسعود با هم هستیم. قبلا هم با هم تلفنی حرف زده ایم از مینا و شهناز و بچه ها بپرسید منو می شناسند. الان یک ساله تو آلمانم. بعد از خودکشی محمد رهسپار و بی توجهی بیشتر دولت آلمان می خوایم اعتراض بزرگتری از ۱۳ فوریه انجام بدیم و می خوایم لبامونو بدوزیم و در شهر چادر بزنیم و اعتصاب غذا کنیم تا جوابمونو بدن. نیاز به راهنمایی و نظر شما دارم. ما الان در حال حاظر ۶ نفریم ولی تصمیممونو گرفتیم. البته تا چند روز دیگه هم با مینا احدی و بچه های المان هماهنگ کردیم که یه آکسیون هم دوباره راه بندازیم ولی نظر ما اینه که ما هم قبل از اکسیون این کارو بکنیم. از شما می خوایم اگر ممکنه راهنمایی کنید و به ما بگید اگر قبلا چنین کاری در المان انجام شده نتیجش چی بوده؟ و خودتون مسلما بهتر می دونید اینها با زمان دارن زندگی ها رو نابود می کنند و ما رو اخته. ولی ما نمی خوایم مشمول زمان بشیم و ۴ سال بلاتکلیفی و بعدشم دلیل ردیمون عدم باور قاضی باشه.

منتظریم و ممنون