همه‌ی نوشته‌های gholam@A

سارا ایرانی: فقر و فحشا در ايران!

در کشوري که همه سردمداران و مسئولان آن دم از حقوق انساني و يا بقول خودشان حقوق بشر اسلامي ميزنند؛ فقر بيداد ميکند. جاي تعجب دارد که اصلا اسلام ربطي به حقوق انسان داشته باشد. برعکس وجود اسلام سياسي و حاکميت اسلامي خود ناقض و نافي حقوق بشر است. براي اثبات اين موضوع استدلال زيادي لازم نيست در هر کجاي جهان که اسلام سياسي و گروههاي اسلامي وجود دارند مهر ضديتشان را با انسان و آزادي هاي انساني کوبيده اند و ترکش ترور و جنايت وحشيگري اسلام “عزيزشان” همه جاي جهان را گرفته است.

اين ترفند جديد حکومت اسلامي است که نام جديدي براي حقوق انساني گذاشته است که ضعفها و نقض حقوق انساني را با آن بپوشاند. در ايران اسلامي زنان جايگاهي ندارند. در بسياري موارد آنها از نداشتن رشته هاي دانشگاهي و کار رنج ميبرند.  بسياري از زنان در ايران يا دنبال شغل  ميگردند يا براي بدست آوردن آن بايد به کارفرما و دلال و واسطه و غيره که عمدتا از اشخاص دولتي هستند از جسم و روح خود مايه گذاشته و باج بدهند. اصولا زنان در جمهوري اسلامي براي تأمين مخارج زندگي معمولي خود به دو روش برخورد ميکنند: ۱- يا در کوچه و بازار تن فروشي ميکنند ۲- يا به کارفرماها و واسطه هاي حکومت اسلامي باج ميدهند؛ و اين همان حقوق بشر اسلامي در ايران است.

اگر چه در ايران همواره آمار دقيقي در اين موارد در دست نيست اما آنگونه که آمار روزانه مردم نشان ميدهد؛ حدود ۲۰ درصد از زنان در ايران تحت حاکميت رژيم اسلامي وضعيت شغلي درستي دارند که اين تعداد نيز بيشتر شامل وابستگان و دورو بريهاي سران حکومت هستند و ۸۰ درصد مابقي زنان در اين کشور در وضعيت بسيار نامناسب و بدي که در شأن انسان نيست بسر ميبرند.

همان مهريه که از آن بعنوان يک پشتوانه زن مسلمان ياد ميکنند در ايران اسلامي زنان تا وقتي که با همسر خود حتي در شرايط بد جسمي و روحي زندگي ميکنند، گرفتني نيست هم به دليل عرفي که اين حکومت در کشور ايجاد کرده و هم به دلايل ديگر از جمله دادگاههاي مردسالار و وابسته به دولت که قضات آن از طرف مقامات بالا (رئيس قوه قضائيه) نصب شده اند.

در ايران در صورت طلاق، يک زن ميتوانند مهريه خود را به اجرا بگذارند که فقط در تئوري و روي کاغذ آسان به نظر ميايد و در عمل پس از سالها انتظار در صف دادگاهها و قانون توانايي مالي مرد به انتظار نشسته و يا براي گرفتن اين مهريه که جمهوري اسلامي براي حقوق زن روي آن مانور ميدهد باز هم به باج دادن از طريق تن و جسم خود بپردازند يا با آقايان دادستانها و قضات و يا براي مخارج زندگي ساده خود تن فروشي کنند. اين گفته ها داستان نيست؛ واقعيت  ملموس زندگي زنان در ايران تحت حاکميت سياه رژيم اسلامي است.

متأسفانه هيچ سازمان جهاني دفاع از حقوق انساني و حقوق زنان، عليه نقض حقوق بشر انساني فعاليتي نمي کند. شايد اين سازمانها آشنايي با اين واقعيت تلخ زندگي زنان در ايران را نداشته و براي آنان قابل فهم نبوده است و هرگز دست نياز اين زنان بيچاره را نگرفته اند و حتي از کوچکترين کمک به آنان خودداري کرده اند و همچنان اين زنان در آن جهنم به ادامه زندگي فلاکتبار خود عليرغم ميل و خواسته خود ادامه ميدهند. چون نه راه فراري از جهنم جمهوري اسلامي دارند و نه راه نجاتي براي گذراندن زندگي ساده و معمولي خود.

آيا اين زنان در ايران انسان به شمار نمي آيند؟ آيا حق يک زندگي معمولي را ندارند؟ حتي زناني که در خانه هايشان ناخواسته کار ميکنند تحت کنترل شديد افکار دگم و بسته و عقب مانده اسلامي و سيستم مرد سالار قرار مي گيرند و مانند يک کارگر که مورد ظلم و استثمار کارفرما و جامعه سرمايه داري واقع ميشوند. آنها حتي براي مسائل شخصي خود اجازه تصميم گيري ندارند، زيرا قانون اسلامي به آنان اجازه نداده و دوم اينکه فرهنگ و عرف و سنت که بازهم در نتيجه حکومت اسلامي و سيستم مردسالار آنها را مورد ظلم و تعدي مردان قرار داده است.

Sara_Irani

فاضل نادری: فشارروز افزون اداره مهاجرت وپلیس دولت سوئد برپناهجویان جوان ونوجوان افغانستانی افزایش یافته است

اخیرأ درجنوب کشور سوئد، چند پناهجوی جوان ونوجوان افغانستانی از سوئد دیپورت شده اند. دراین نوشته ما بنمونه هائی اشاره میکنیم.

*- حدود سه هفته پیش دونوجوان ۱۷و۱۸ ساله افغانستانی توسط پلیس در شهر مالمودستگیر شدند. دلیل دستگیری آنها این بود که این دونفر شامل مقررات “دابلین” هستند.

 

مقررات دابلین اینست:

چنانچه یک پناهجو ابتدا وارد یکی از کشورهای اروپائی شود، باید از آن کشور، تقاضای پناهندگی کند. اگر وی بعدأ وارد کشوردیگری بعنوان مثال سوئد شده واز آنجا تقاضای پناهندگی کند، درصورتیکه اداره مهاجرت سوئد، متوجه شود که این شخص ابتدا در یکی از کشورهای اروپائی بوده، شخص مزبوررا حتمأ به  آنجا برمیگردانند. تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا یعنی EU وکشورهای فنلاند، نروژ، ایسلند وسویس که در حال حاضر عضو اتحادیه اروپا نیستند، شامل کشورهائی هستند که  قانون و مقررات دابلین را امضاء کرده اند. کشورهای دابلین فعلأ شامل ۳۰  کشورمیباشند.

 

برای دستگیرکردن دو جوان یاد شده در بالا،۱۷ نفر پلیس شرکت نمود وآنهارا دستگیر کردند. دراطراف محل دستگیری آنها حدود۳۰۰ نفربعنوان اعتراض باین عمل پلیس تجمع کردند. وقتیکه از پلیس پرسیده شد، برای دستگیری دو نوجوان بیدفاع، آیا لازم بود که اینهمه پلیس بسیج شود؟ پلیس پاسخ داد، اولأ ما متوجه شدیم که آنها با Asylgruppen  (انسانهائیکه دردفاع ازحق پناهجویان همیشه درسوئد فعال بوده اند) درتماس هستند، ناگزیرهستیم که نیروی کافی باین کار اختصاص بدهیم. دوم اینکه اگر ما دستور اجرای حکمی را دریافت بکنیم، باید در اجرای این کار آمادگی لازم داشته باشیم.

 

فرد ۱۷ ساله را پس از مدت کوتاهی آزاد کردند ولی فرد ۱۸ ساله را دربازداشتگاه نگهداشتند وروز پنجشنبه ۶ آگوست بایتالیا دیپورت کردند. چنانچه فرد ۱۸ ساله میتوانست دوروز دیگر درسوئد ماندگار شود، میتوانست از نو تقاضای پناهندگی بکند. نکته بشدت نگران کننده اینست که این جوان ۱۸ ساله هیچگونه مدرک هویتی با خود ندارد. امریکه برای بسیاری از افغانستانیها بویژه جوانان ونوجوانان آنها، شناخته شده و متداول میباشد. طبق اطلاعات موثق منتشر شده، پلیس خشن وبیرحم ایتالیا چنین انسانهای اسیروفاقد مدارک هویتی را در زندانهای مملو ازبازداشت شدگان  نگهداری میکند که بیشترین وخشن ترین اذیت وآزارجسمی وروحی، توسط خود پلیس ومأمورین دولتی درآنجا رخ میدهد. گزارشات منتشر شده حاکی از آنست که بازداشت شدگان درچنین مکانها ازهیچگونه خدمات حقوقی، درمانی و بهداشتی برخوردار نیستند.

 

*- روزچهارشنبه پنجم سپتامبردر رسانه های خبری کشور سوئد وسیعأ پخش گردید که پلیس سوئد یک نوجوان ۱۵ ساله افغانستانی بنام علی، که یکهفته پیش دستگیر شده ودریکی از بازداشتگاههای پلیس در جنوب سوئد بسر میبرد را به کشور ایتالیا دیپورت خواهند کرد. زیرا وی شامل مقررات دابلین میباشد. بازتاب این خبر در رسانه ها از این نظر حائز اهمیت بود که علی در طول مدت اقامت ۹ ماهه اش در سوئد، بشدت درحالت افسردگی و فشارروحی وروانی بسر میبرده و بدینجهت مدام تحت معالجات درمانی  قرار گرفته است. علی برای رهائی از چنین وضعیت اسفبار چندین بار دست بخود کشی زده است ولی اورا نجاتش داده اند. درآپریل سال ۲۰۱۲ وقتیکه او برای اولین بار خبر دیپورت شدنش را دریافت کرد، لبهایش را بعنوان اعتراض دوخت وگفت میخواهم همینجوری بمیرم ولی دیپورت نشوم.

پزشک معالج وی میگوید، انگیزه  خودکشی درعلی خیلی قویست وباید او مدام تحت نظر باشد. او پس از شنیدن خبر دیپورتی خود، بشدت منقلب شده واز حالت عادی خارج میشود بطوریکه اورا سریعأ  به بخش اورژانس کودکان و نوجوانان بیمارستان عمومی شهر مالمو که عمدتأ بیماران روحی وروانی، درآنجا نگهداری میشوند اعزام میکنند.  در نتیجه پلیس مأمور اخراج او ناگزیر میشود که موقتأ دست نگهدارد. درهمین لحظات موقت که پلیس منتظرپاسخ از بیمارستان بوده که  علی را دیپورت کنند، ازطرف رسانه ها، از رئیس پلیس مرزی مسئول دیپورت وی سؤال میشود که علی در یک وضعیت بشدت ناگوارفشار روحی وجسمی بسر میبرد وشما چگونه چنین انسان بی پناه و محتاج بکمک را بانجائی میفرستید که وی تمام مشکلات را در آنجا دریافت کرده و باخود حمل میکند؟ پلیس پاسخ میدهد ما مأمور انجام وظیفه هستیم وبما مربوط نیست که به او در آنجا چی گذشته است! وضعیت علی نمیتواند نسبت بموارد مشابهی که ما تاکنون انجام داده ایم، استثنا داشته باشد! وقتیکه ازوی سؤال میشود، حتی اگر خود اداره مهاجرت از شما بخواهد که علی را دیپورت نکنید، چکار میکنید؟ چون وی با تصمیم اداره مهاجرت مخالف است، با کمال وقاحت میگوید، قضاوتها متفاوت است وما درعملی کردن تصمیم خود مصمم هستیم وعلی را دیپورت خواهیم کرد!. نکته قابل توجه اینست که خود اداره مهاجرت چنین مأموریتی را به پلیس محول کرده است ودراصل صاحب حکم، خود اداره مهاجرت است، لیکن پلیس بردستوردهنده حکم، قلدری وقدرت نمائی میکند که علی باید دیپورت شود!

 

خبردیپورت شدن علی از سوئد به ایتالیا، سریعأ همه جا پخش شد وبا واکنش شدید اعتراضی مواجه گردید وازناحیه قابل توجهی نهادها، روان پزشک علی و انسانهای علاقمند کمک به علی، خواهان متوقف شدن دیپورت اوشدند. حتی یکی از نمایندگان دولت سوئد، درپارلمان اروپا میگوید وقتیکه ما از سرگشت بسیارغم انگیز ودرد آورعلی آگاه شدیم، باین نکته فکرمیکنیم که ارسال علی به جائیکه اودر آنجا مورد اذیت وآزارجسمی وروحی قرارگرفته ودرآنجا باو تجاوز جنسی شده است، جای مناسبی نیست که او را مجددأ به آنجا بفرستند. دراثر همین واکنشها و فشارها از نواحی مختلف، اداره مهاجرت، ناگزیر شد که حکم  دیپورت علی را موقتأ متوقف کرده وپرونده اورا مجدد موردبررسی قرار بدهد. متوقف شدن دیپورت علی، بمعنای صدور اجازه اقامت باونیست ولی بهر تقدیر خطر دیپورت فعلأ کمرنگ شده است.

یکی از مسئولین اصلی وتصمیم گیرنده دراداره مهاجرت میگوید، ما فکرمیکنیم اگرامکان پذیر باشد، سعی کنیم پرونده علی در کشور سوئد موردبررسی قرار بگیرد که طبعأ خیلی بهتراست ولی شانس موفقیت در اینمورد کمتر است. هرچند من بر این باور هستم که علی واجدشرایط دریافت کمک از ناحیه ما میباشد.

 

علی تنها نوجوان زیرسن نیست که خطر دیپورت بایتالیا تهدیدش میکند. کودکان زیادی درشرایط علی به ایتالیا برگردانده شده اند وحدود صد نفر دردوره اخیر پاسخ ردی گرفته اند که به ایتالیا دیپورت خواهند شد.  تعداد ۳۲ نفر از منتظرین به دیپورت، بطور مخفیانه زندگی میکنند که دستگیر نشوند.  چه سرنوشت گنگ ونا روشنی در کمین آنهاست، کسی نمیتوان پیش بینی کند.

 

*- هفته پیش یک نو جوان ۱۶ ساله بنام نصرت شاداب توسط پلیس مرزی سوئد به ایتالیا اعزام ودر آنجا تحویل مأموران مرزی کشورایتالیا شد. این نوجوان سر سام گرفته به پلیس گفته است که من در این جای غریب وناشناس چکار کنم و چه خاکی برسرم بریزم. نه پول دارم، نه زبان بلدهستم، نه جائی وسرپناهی دارم که خودم را حفظ کنم. مجددأ آواره وسرگردان شدم. باید سعی کنم قوی شوم تا از بین نروم.

 

برای لحظاتی خودتا نرا درجای علی ونصرت بگذارید که ازکشورجنگ زده وسراسر نا امنی همچون افغانستان ویا گریخته ازجهنم جمهوری اسلامی با اوباشان و سردمدارانشان، موفق شده اید که بکشوری همچون سوئد پناه آورده و خواهان یک زندگی انسانی دورازتلاطمات وفشار هستید تا آرامش داشته باشید، ولی از بد حادثه نتنها آمال وآرزوهایتان به هدف نمیخورد، بلکه درپرتگاهی قرارمیگیرید که مشقات ودشواریهای زندگی فلاکت بارجدید درناکجا آباد هم بر مشقات گذشته زندگیتان افزوده میشود.

در گزارشات مربوط  باو نوشته شده است که او شبها درخیابانها میخوابیده است. تعداد زیادی کودکان ونوجوانان مشابه علی ونصرت وجود دارند که جواب ردی گرفته ومنتظردیپورت شدن هستند

 

اجازه بدهید کمی بعقب برگشته ونکاتی را دراینجا بازگوکنیم. دربهار سال ۲۰۱۱ پزشکان ومسئولین بخش روانی کودکان  بیمارستان عمومی شهر مالمو که ازکودکان ونوجوانان جنگ زده هم مراقبت ونگهداری میکنند، با مشاهده علائم و آثاریکه در بدن این افراد جنگ زده مشاهده کرده اند، به کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد گزارش کرده اند که تجاوز جنسی درمیان این کودکان ونوجوانان طی سالهای اخیر، بمراتب افزایش یافته است. بطوریکه از حدود ۲۰۰۰ مورد مشاهده شده در سال ۲۰۰۸، این رقم به تعداد ۳۵۰۰ نفر در سال ۲۰۱۱ افزایش یافته است. جالب توجه اینست که در این گزارشات تأکید شده است که تعداد قابل توجهی از اتفاقات  برای این قربانیان، در کشورهای در برگیرنده مقررات دابلین بویژه در ایتالیا رخ داده است. بنابراین چنین انسانهای دردمند وبی پناه نباید باین کشورها، مخصوصأ به ایتالیا باز گردانده شوند. پس ازپخش شدن گزارشات تحقیقی رادیو سوئد در مورد نکات فوق الذکر، افراد خیر وانساندوستانی در کشور سوئد، با نهادها ومراجع نگهداری این کودکان ونوجوانان تماس گرفته واعلام آمادگی برای ارائه هرگونه کمک وخدمات لازم شده اند.

 

رئیس نهاد مراقبت ازکودکان آقای فردریک مالمبری ( (Fredrik Malmberg میگوید اطلاعات دریافتی گواه آنست که ابتدائیترین موازین حقوقی دربرخی کشورها نظیر ایتالیا درمورد کودکان رعایت نمیشود. شما آقای توبیاس بیلسترم (Tobias Billström) وزیر اداره مهاجرت سوئد، موظف هستید رسیدگی کنید تا زمانیکه کشورایتالیا، به شرایط و رعایت حقوق و موازین دابلین که خود آنرا قبول کرده است، متعهد نیست، دیپورت پناهجویان کودک ونوجوانان را بانجا متوقف کنید.  همچنانچه چنین کاری درمورد یونان عملی شد.

نهادها و شخصیتهای بین المللی دیگری هم که در دفاع از حقوق کودکان وپناهندگان کار میکنند، گزارشات واخطارهای قابل توجهی به FN در امور یاد شده ارائه کرده اند که وضعیت کودکان ونوجوانان درکمپها و بازداشتگاههای ایتالیا نتنها رضایت بخش نیست بلکه بشدت وخیم وآسیب پذیرمیباشد.

 

دراثرگزارش چنین واقعیاتی است که دولتهای دانمارک، فنلاند وآلمان، متقاضیان پناهندگی، ازاین کشورها که درایتالیا توقف داشته اند را، بدانجا دیپورت نمیکنند. با اینکه همین کشورهای یاد شده، عضوکشورهای دربرگیرنده مقررات دابلین هستند ومصوبه مشترک را امضاء کرده اند. طبق گزارشات موثق منتشر شده، دادگاههای دولت آلمان ۱۷۴ مورد از پناهجویان شامل قانون دابلین را به ایتالیا دیپورت نکرده است. بدلیل برخی کم کاریها وبی احساس مسئولیتهائیکه ازناحیه بعضی کشورهای عضو دابلین صورت گرفته است، در پارلمان اروپا، بحثهائی است که درچنین مواردی رسیدگی بعمل آمده ودرصورت لزوم تغییرایتی داده شود.

درحالیکه کشورسوئد در اینمورد بابیرحمی تمام پناهجویان بویژه کودکان ونوجوانان قربانی را بایتالیا دیپورت میکند.

Tobias Billström میگوید شرایط در ایتالیا خوب است ودلیلی ندارد در اینمورد تغییراتی داده شود. وماباید بسهم خود در اجرای مصوبات آن بکوشیم. کسانیرا که شامل دیپورت به ایتالیا میباشند را ما بدانجا دیپورت خواهیم کرد وکارمان ایرادی ندارد.

 

براساس اطلاعات موجود چنانچه دولت سوئد /اداره مهاجرت بخواهد، به بپرونده های شامل مقررات دابلین که منجر بدریافت اجازه اقامت بشود، رسیدگی کند، کاری امکان پذیراست. بعنوان مثال اگر متقاضی پناهندگی در وضعیت شدید ناراحتیهای روحی و روانی بسر ببرد ونیز ازبیماریهای نادروغیر قابل علاج رنج میبرد که درکشور خودش، علاج ناپذیر است، میتواند اجازه اقامت انسانی دریافت کند. لیکن اداره مهاجرت سوئد در این زمینه فوق العاده سختگیربوده ودگم عمل میکند. طبق اطلاعات موجود که رادیوی سوئد، بررسی کرده است، از۳۹۷ مورد پناهجویان زیر سن وتنها که از طریق ایتالیا درسال ۲۰۱۲ بکشور سوئد آمده و تقاضای پناهندگی کرده اند، حتی یکمورد هم موفق بدریافت اجازه اقامت نشده است. یکی ازمسئولین تصمیم گیرنده اداره مهاجرت در شهر مالمو میگوید، شرایط در ایتالیا، مثل سوئد نیست ولی قابل قبول است. لذا دلیلی ندارد که ما مقرراتی را عوض کرده و تغیرش بدهیم. در مورد مقررات دابلین، ما تابع تصمیمات هستیم وهرگزاستثنا قائل نمیشویم. اینکه بر سرپناهجویان دیپورتی به ایتالیا، چه میگذرد ما مسئول نیستیم. این کشور قانون، سیستم و دستگاه حقوقی و اداری دارد که خودش مسئول اجرای آنهاست. مادر تصمیم گیریهای آنها نقش ودخالتی نمیتوانیم داشته باشیم.

 

فاضل نادری

2012-09-11

 

 

 

 

 

Fazel_1

اطلاعیه شماره۲ مارش پناهجویان از ورتسبورگ به برلین پنجمین روز را پشت سر گذاشت! در مسیر عبور از چندین شهر، تجمع و برنامه های اعتراضی برگزارگردید

در پنجمین روز از مارش اعتراضی پناهجویان ملیت های مختلف در اعتراض به سیاستهای غیر انسانی پناهندگی دولت المان، روز چهارشنبه ۱۲ سپتامبرپناهجویان و مدافعان حقوق پناهندگی، ایالت بایرن را ترک کرده و وارد ایالت تورینگین شدند. در طول این پنج روز کاروان راهپیمایان از شهر ورتسبورگ شروع شد ودر مسیرحرکت خود شهرهای دیپباخ، شواینفورت، مونراشتات، بدنیوشاتات عبور کرده و امروز عصری به شهر بد نیو اشتات، که مرز سابق آلمان شرقی با آلمان غربی بود،وارد شده و با برپایی تجمع و سخنرانی فعالین و دست اندرکاران این حرکت اعتراضی، شب را در این شهر اقامت خواهند داشت.

همزمان با این حرکت اعتراضی اتوبوس اعتراضی از شمال آلمان راه افتاده و قرار است در اواسط ماه اکتبر این دوحرکت در برلین به هم ملحق بشوند.در مسیر حرکت اتوبوس اعتراضی نیزبرنامه های تجمع و سخنرانی در دفاع از حق پناهندگی برگزار میشود.در همین رابطه روز دوشنبه ۱۰ سپتامبر اتوبوس اعتراضی در محل فرودگاه فرانکفورت که مرکز دیپورت و اخراج بسیاری از پناهجویان در سالهای اخیر بوده، توقف کرده و متینگ اعتراضی برگزار کردند.بعد از این برنامه اتوبوس به طرف شهر ماینر راهش را ادامه داد.قرار است در مسیر حرکت اتوبوس از شهرهای مختلف پناهجویان به این کاروان اعتراضی پیوسته و به طرف برلین حرکت نمایند.

اعتراضات و مبارزات پناهجویان از ۱۹ مارس در شهر ورتسبورگ شروع شد. در ادامه خود با حمایتهای احزاب و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی،در چندین شهر ایالت بایرن آلمان تبدیل به جنبش اعتراضی گسترده در دفاع از حق پناهندگی و برعلیه سیاستهای غیر انسانی پناهندگی دولت آلمان گردید. ورتسبورگ نقطه اوج این حرکت مبارزاتی موفق پناهجویان بود. از روز ۸ سپتامبر و در ادامه این اعتراضات پناهجویان، فعالین و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی سازماندهی مارش به طرف برلین را آغاز کردند.خواستهای اصلی پناهجویان لغو قانون ممنوعیت تردد، توقف فوری اخراج ها،برچیدن فوری هایمهای پناهندگی می باشد.

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد آلمان ضمن اعلام حمایت کامل خود از اعتراضات و مبارزات پناهجویان و خواستهایشان، همه پناهجویان ایرانی و انسانهای مدافع حق پناهندگی را فرا می خواند که به این حرکت اعتراضی پیوسته و صف متحد اعتراض و مبارزه در دفاع از حق و حقوق مسلم انسانی و پناهندگی را تقویت نمایند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد آلمان جزیی از این جنبش اعتراضی بوده و برای رسیدن به خواستها و مطالبات برحق این مبارزات از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.

 

زنده باد اتحاد و همبستگی مبارزات پناهجویان!

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد آلمان

12 سپتامبر 2012

 

اخبار و گزارشات رسانه ها و سایت های مرتبط با  این حرکت اعتراضی را اینجا بخوانید.

http://www.facebook.com/GUStreik

http://www.facebook.com/Resistanceofrefugee

http://refugeebusprotest.wordpress.com/

http://www.fluechtlingsrat-bayern.de/beitrag/items/nach-100km-fussmarsch-fluechtlingsprotestzug-verlaesst-bayern.html

http://thevoiceforum.org/node/2725

http://www.mainpost.de/regional/franken/Asylprotest-Nicht-als-Versammlung-gemeldet;art1727,7015875

 

—————————————————————————————————————————-

اطلاعیه های کمیته هماهنگی اعتصابات پناهجویان در آلمان ضمیمه می باشد.

اولین اطلاعیه مطبوعاتی راه پیمایی اعتراضی به سمت برلین

حرکت اعتراضی پناهحویان از ورتسبورگ به سمت برلین آغاز شد.

طبق برنامه اعلام شده توسط کمیته هماهنگی، روز 8 سپتامبر 2012، پناهجویان به همراه معترضان از سراسر آلمان در محل اسقرار چادر شهر ورتسبورگ گرد هم آمدند و تظاهرات اعتراضی خود را آغاز کردند.جمعیت حاضر در تظاهرات که تعدادشان به بیش از 400 نفر می رسید، شعاری هایی نظیر “هیچ انسانی غیر قانونی نیست” ، “دیپورت را متوقف کنید!” محدوده تردد را برچینید” سر دادند و در مسیر طراحی شده توسط کارگروه لجستیک که به سمت خروجی شهر هدایت می شد، راه خود را ادامه می دادند.گفتنی است حضور فعال معترضان و رسانه ها در مسیر تظاهرات، مانع از هرگونه اقدام از طرف پلیس به منظور بازداشت پناهجویانی که از محدوده تردد خود خارج شده بودند گشت و تظاهرات در انتها، در “رئال پارک پلاتز” شهر ورتسبورگ به پایان رسید.
با اتمام تظاهرات ، راهپیمایی به سمت برلین وارد فاز اجرایی خود شد.یک گروه هفتاد نفره متشکل از پناهجویان معترض و فعالین حوزه پناهجویی مسیر پیاده روی را به سمت شهر بیتباخ به فاصله 24 کیلومتری از شهر ورتسبورگ اغاز نموده است و گروه دیگر مسیر اتوبوسی را شروع کرده و فاصله شهرورتسبورگ-فرانکفورت را در این روز خواهد پیمود.

کمیته هماهنگی اعتصابات پناهجویان در آلمان

8 سپتامبر 2012

http://refugeebusprotest.wordpress.com/

 

دومین اطلاعیه مطبوعاتی گروه اتوبوسی “اعتراض پناهجویان تا برلین

یکشنبه مورخ 9 سپتامبر، تیم اتوبوسی “حرکت اعتراضی تا برلین” در شهر فرانکفورت فعالیت خود را آغاز کرد.جلساتی برای اطلاع رسانی و دعوت از پناهجویان و فعالین محلی این حوزه برای پیوستن به حرکت اعتراضی پناهجویان و به صورت کلی، فعالیت شبکه ای سازمانیافته برای تحقق مطالبات پناهجویان و مهاجران برگزار شد.
جلسه گفتگو با پناهجویان فردا ادامه نیز ادامه خواهد یافت و پس از آن تیم به همراه گروه های فعال محلی، تظاهراتی در فرودگاه فرانکفورت بر علیه اخراج غیر انسانی( دیپورت) انجام خواهد شد و تیم اتوبوسی فرانکفورت را به مقصد ویسبادن ترک خواهد کرد.
اشاره ای مختصر به گروه های فعال در فعالیت های انجام شده امروز به شرح زیر است

no border Frankfurt

Action allianence

Rhein-main

Youth without borders

New democratic group

منبع گزارش

http://refugeebusprotest.wordpress.com/

آغاز مارش پناهجويان از ورتسبورگ به طرف برلين!

 

از روز شنبه ۸ سپتامبرمارش پناهجويان دراعتراض به سياستهاي غير انساني دولت آلمان در برخورد به متقاضيان پناهندگي، از شهر ورتسبورگ به طرف برلين آغاز شد. پناهجويان خواهان برچيدن قانون ممنوعيت تردد، توقف فوري اخراج ها،بر چيدن هايمهاي پناهندگي و رسيدگي به تقاضاهاي پناهندگي مي باشند.

 

همبستگي، فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني واحد آلمان ضمن اعلام حمايت کامل خود از اعتراضات و مبارزات پناهجويان و همه خواستهايشان، به همه دست اندرکاران و فعالين و سازماندهندگان اين حرکت اعتراضي خسته نباشيد مي گويد. فدراسيون از روزهاي آغازين اعتراضات پناهجويان ايراني در ورتسبورگ که از تاريخ ۱۹ مارس   ۲۰۱۲ شروع شد؛ ماهها از نزديک در هدايت و رهبري اين مبارزات نقش فعال داشته است.

 

تحصن ورتسبورگ آغازگر دور جديدي از اعتراضات و مبارزات پناهجويان شد. اعتراضاتي که در مدت چند ماه گذشته در اکثر شهرهاي ايالت بايرن ادامه داشته و از روز شنبه اين هفته در قالب مارش اعتراضي به طرف برلين ادامه دارد.

 

همبستگي فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني واحد آلمان ضمن اعلام حمايت کامل خود از

اعتراضات و مبارزات جاري پناهجويان، يک بار ديگر اعلام مي کند که در کنار پناهجويان بوده و در دفاع از خواستهاي برحق شان از هيچ اقدامي دريغ نخواهد کرد.

 

زنده باد اتحاد و همبستگي مبارزات پناهجويان

 

همبستگي، فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني واحد آلمان

 

۸ سپتامبر ۲۰۱۲

 

img_21222 397 x 200

محاکمه پناهجويان را محکوم مي کنيم

اعتراضات در بازداشتگاهاي پناهندگي نتيجه مستقيم بازداشت و به بند کشيدن انسان هاي پناهجو، شرايط عذاب اور، بغرنج و طاقت فرساي داخل بازداشتگاه ها مي باشد. روز جمعه۱۷ اگوست تعداد ۱۶ نفر از پناهجويان بخش ۳ و ۱ بازداشتگاه ويلاوود را براي چندمين بار براي محاکمه به دادگاه عالي دارلينگ هرس در سيتي انتقال داده تا در جلسه ساعت ۱۰ صبح دادگاه حاضر باشند.

 

تعداد ده ها نفر از پناهجويان تظاهرکننده بازداشتگاه ويلاوود را متعاقب اعتراضات ماه اوريل ۲۰۱۱ دستگير کرده و راهي زندان ها نمودند. بعد از مدتي تعداد اقلي را به بازداشتگاه پناهندگي ملبورن انتقال دادند و بقيه را دراين زندان و ان زندان مورد عذاب قرار داده و موجب ناراحتي شديد روحي اين افراد گرديدند. بنا به اظهار خود يکي از پناهجويان در جريان ملاقات فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني از او در زندان او را پس از انتقال از بازداشتگاه به زندان به مدت سه روز در يک اطاق شيشه اي سرد لخت و بدون لباس نگهه داشتند. پناهجوي ديگري به فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني گفت که او را از تماس با خانواه خود تا سه هفته اول در زندان محروم نمودند.

 

بهرجال، بنا به اظهار چند تن از پناهجويان تظاهر کننده بازداشتگاه ويلاوود اين تعداد از پناهجويان را روز جمعه به محل دادگاه برده و فقط ۶ نفر از ۱۳ نفر را به داخل دادگاه برده و بعد از شروع جرمهاي شان از جمله ايجاد رعب و وحشت و شورش را از طريق مترجم به سمع شان رساندند و از انان پرسيده شد که ايا قبول داريد که مجرم هستيد يا نه. پناهجويان اين جرم را رد کردند و دادگاه بعد از اعلام جلسه بعدي در ماه نوامبر به کار خود پايان داد. فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني قبل از روز جمعه با صدور بيانيه مطبوعاتي خطاب به رسانه ها نظر انان را جلب و در نتيجه کانال ۹،۱۰ و اي بي سي براي تهيه گزارش در محل حاضر شدند. لازم به ذکر است که فدراسيون با برگزاري يک ميز اطلاعاتي همزمان در مقابل دادگاه به جلب نظر رهگذاران در مورد ان پناهجويان مشغول شد

 

جهت حضور ذهن عزيزان مايليم بگوييم که در ماه اوريل سال ۲۰۰۱ تعدادي از پناهجويان بازداشتگاه ويلاوود در يک اعتراض دسته جمعي صداي اعتراض خود را بگوش جامعه رساندند و بر عليه بازداشت شان و اوضاع غير انساني بازداشتگاه اعتراض شان را فرياد زدند. تعدادي از اين عزيزان پناهجوي تظاهرکننده در اعتراض به بالاي سقف بازداشتگاه رفته و تعداد ۳ نفر از ان عزيزان بمدت ۱۰ روز بالاي سقف مانده و با ان شيوه اذهان عمومي را به خود جلب کرده و اکثر رسانه ها و جرايد را تا ايامي متوجه اعتراض خود نمودند و مسئله انان تا ۱۰ روز در صدر اخبار قرار گرفت.

 

اين حرکت اعتراضي پناهجويان در پايان ان ايام دولت استراليا را مجبور کرد تا با قول رسيدگي به درخواست پناهندگي ان عزيزان به ان اعتراض پايان دهد. جا دارد که به اطلاع همگان برسانيم که فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در ان ايام ۱۰ روز قويا با حضور ده شبانه روز خود بهمراه تعدادي ديگر از عزيزان پناهنده در مقابل بازداشتگاه به انحاي متفاوت از اعتراضات ان پناهجويان حمايت و پشتيباني به عمل اورد.

 

دولت استراليا خود با بازداشت هاي طويل المدت اجباري پناهجويان، عذاب انان،توهين و حقارت انان، سلب حرمت انساني انان و بالاخره تضييع حقوق مسلم بين المللي و پناهندگي پناهجويان انان را مجبور به اعتراض مجبور به فرياد زدن مي نمايد و بعد از ان هم انان را محاکمه و دادگاهي مي نمايند. دولت استراليا مي خواهد با مجرم جلوه دادن اين عزيزان اذهان عمومي را براي تخفيف مشکلات اقتصادي و اجتماعي خود بر عليه انان بشوراند.

 

واقعا که نه يک بار صد ها بار شرم بردولت استراليا باد. سياستهاي پناهندگي غير انساني دولت استراليا و عمل کرد شنيع و ضد پناهندگي اين دولت موجب شرمساري بشريت در قرن ۲۱ است و بايد برعليه ان مبارزه کرد. بايد براي بر چيدن تمام بازداشتگاههاي پناهندگي در سراسر استراليا بيش از پيش تمام اقشار جامعه را گسيل نمود. بايد براي پيروزي  پناهجويان و شکست دولت استراليا حمايت و پشتيباني کارگران را جلب نمود همانطور که در دراز مدت سرنوشت پناهجويان و پناهندگان به مبارزان کارگران براي حقوق شان گره خورده است.

 

به اميد پيروزي

فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني سيدني

 

از يک پناهجوي ايراني در بازداشتگاه ويلاوود بشنويم

فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در مسير مبارزه براي حقوق پناهندگان و در دفاع و پشتيباني از انان از بازداشتگاه ويلاوود ملاقات هاي روتين را بعمل مي اورد. در جريان ملاقات اخير ما از بخش ۳ اين بازداشتگاه يکي از پناهجوياني که حدودا ۲۸ ماه در بازداشت بسر برد با ما درد دل کرد و پاره اي از حرف هاي دل خود را با ما در ميان گذاشت و مايل بود تا ما از طرف او حرفهايش را به اطلاع عموم برسانيم. خوشبختانه اين پناهجوي عزيز بعد از ۲۸ ماه بازداشت روز ۲۹ اگوست از بازداشتگاه آزاد شده است. از همينجا آزادي اين پناهجوي عزيز را به او و همه مدافعان حقوق پناهندگي تبريک مي گوييم. اميدواريم تا با بهره مندي از آزادي در جامعه و استفاده از خدمات موجود ميراث شوم بازداشت ۲۸ ماهه از سرش پريده و زندگي پر شور و شعفي را براي خود به ارمغان آورد. ناظري سخنگوي  فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني معترض است که چرا اداره مهاجرت و مسئولان بازداشتگاه خبر آزادي اين پناهجو را قبلا به او اطلاع ندادند تا اين پناهجو بتواند خود را حاضر کرده و اخرين ديدار خود با ديگر پناهجويان را بعمل آورد.

 

حوالي ۵ بعد از ظهر روز چهارشنبه به سراغ او رفته و گفتند که جمع کن و بايد بروي. خود اين پناهجوي آزاد شده از اين وضعيت عدم رضايت خود را بيان نمود و اين موضوع مورد خشم و انزجار تعدادي ديگر از پناهندگان قرار گرفت. يکي از آنان خطاب به اين  پناهجو گفت که حقيقت اين است که اين دولت و اداره مهاجرت و مسئولان بازداشتگاه برايت هيچ  احترامي نگرفته و حقي برايت قائل نشده تا از قبل آزاديت را به اطلاعت برسانند. او بما گفت که ما پناهجويان در بازداشتگاه مي بينيم که مردم از اقشار مختلف جامعه در استراليا به ديدن ما ميايند و از ما پشتيباني بعمل مي آورند و با ما ابراز همدري مي کنند. از بيرون با ما تلفني تماس گرفته و ما را از تنهايي در مي آورند و بما پشت گرمي مي دهند تا بتوانيم در اين بازداشتگاه دوام بياوريم.

او گفت که اما از ايرانيها خبري نيست. او پرسيد که چرا ايرانيها نمي آيند بما کمک کنند؟ ما نمي بينيم که آنها بيايند و از ما خبر بگيرند. او پرسيد چرا و اصرار داشت که بداند. او خواست تا احساس بد خود از اين بابت را با ديگران سهيم شده و بداند تا از نظر انساني عکس المعل ديگر فارسي زبانان در اين زمينه چه خواهد بود.

براي اطلاعات بيشتر با ناظري با شماره ۰۴۶۷۵۵۴۰۱۵  تماس حاصل نماييد

فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني  – سيدني

مصاحبه شهناز مرتب با خانم ماندانا از پناهجويان متحصن در ورتسبورگ آلمان

 

 

 

mandana 1شهناز مرتب: لطفا خودتان را معرفي کنيد و بگوييد که از کي در آلمان هستيد؟

ماندانا همت اسفه هستم از دوم سپتامبر ۲۰۱۲ در آلمان پناهنده هستم.

 

شهناز: چرا از ايران فرار کرديد ؟

ايران کشوري است که يک انسان بايد تمام رفتارهاي انساني خود را سرکوب و فراموش کند زيرا قوانين اسلامي در آن حاکم است و نه قوانين انساني. من به خاطر داشتن رابطه با يک مرد که از نظر اسلام چنين رابطه اي نامشروع محسوب مي شود و حکمش سنگسار است دستگير شدم و بعد از نجات دادن جان خود به همراه دختر ۱۶ساله ام از کشور آلمان تقاضاي پناهندگي  کردم.

 

 

شهناز: دوست دارم ببينم نظر شما بعوان يک زن در رابطه با قوانين اسلامي در ايران چيه؟

ماندانا: اين قوانين را من از ديدگاه زنانه نگاه نمي کنم و به عنوان يک انسان بايد بگويم که متحجر ترين حکومتي را که مي شناسم حکومت اسلامي ست که الگوي دقيقي از اسلام هم اتفاقا مي باشد و طبيعتا از هر مذهبي، بيشتر از اين رفتارهاي وحشيانه انتظار نمي رود خصوصا مذهبي مثل اسلام که مبنايش از صدر اسلام زن ستيزي بوده است و پيغمبرش خود را بر طبق آيات قران مجاز به همبستري با دختر ۷ ساله مي داند.حکومت فعلي ايران هم که قوانين مجازات اسلاميش استخراج شده از چنين ديني مي باشد تکليفش روشن است که تا چه حد مي تواند زنان را مورد تجاوز جسمي و فکري قرار دهد. من هم يکي از قربانيان دين، خصوصا دين اسلام و قوانين شريعه هستم.

 

 

وضعيت شما بعنوان يک متقاضي  پناهندگي  در آلمان چگونه است؟ اينکه آيا از نظر امنيتي محافظت ميشويد چه تدابيري براي امنيت شما در نظر گرفته شده است؟

کشور آلمان نه تنها براي امنيت امثال من هيچ تدابير امنيتي نمي انديشد بلکه کلا براي فعالين سياسي و مخالفين حکومت اسلامي هم هيچ تدابيري براي حفاظت در هر صورت بايد بگويم که سيستم سرمايه همه جا حکومت مي کند فقط با رنگ و لعابي ديگر. من در طول اين يک سال که در کشور آلمان بوده ام با وجود اينکه دو ماه در خيابان در شهر وورتسبورگ عليه حکومت ايران و جنايت هاي اين حکومت فاسد آخوندي مبارزه کردم جواب ردي از اداره مهاجرت اين کشور دريافت نمودم و در حال حاضر پرونده ام در مرحله دادگاه و شکايت از اين اداره مي باشد.

 

 

شهناز:اگر به ايران برگرديد چه سرنوشتي پيدا مي کنيد؟

همانطور که در بالا گفتم کشوري که همه چيز در آن ممنوع است و بايد حتي جنسيت خود را که جزو طبيعت تو مي باشد مخفي کني و خود را زير شريعت اسلامي تعريف کني. بازگشت من به ايران با توجه به اينکه من رابطه ي نا مشروع در ايران داشته ام  يا منجر به سنگسار يا اعدام مي شوم و يا اينکه همين بلا را خانواده خودم يا همسرم برسرمن خواهند آورد.  يعني نه در خانواده خود امنيتي دارم و نه نزد حکومت کثيف و مذهبي مثل حکومت ايران.

 

 

 

خواست شما از دولت آلمان چيه؟

من از دولت آلمان اجازه زندگي مي خواهم، حق برخورداري از يک زندگي  آزاد و برابرحق طبيعي هر انساني است که در اين کره خاکي زندگي مي کند تا بتوانيم در سايه امنيت اين کشور به زندگي خود ادامه دهيم

 

 

 

 

عبدالله اسدی: پاسخ به نامه کیوان از ایران تحت نام چند کلامی درد دل

abe-asadi

جناب آقای اسدی درود بر شما
من کیوان هستم از ایران، چند کلامی میخواهم درد دل کنم.
وقتی که در جو مسموم سرزمینی به نام ایران زندگی میکنی و با انسانهایی
برخورد داری که فقط و فقط منافع مادی و پیشبرد اهدافشان برایشان مهم است
و برای رسیدن به هر هدفی از هیچ کاری روی گردان نیستند. وقتی افرادی را
می بینی که به وضوح خیانت حکومت را در حق مردمانش می‌بینند و بازهم فقط
برای لقمه نانی تن به هر خود فروشی میدهند. وقتی …
آنوقت است که با تمام ظلمهایی که در حقت شده، در اولین فرصت سینه ات را
جلوی گلوله رژیم کثیف اسلامی سپر میکنی و بارها تا مرگ میروی و برمیگردی،
زمانی که با لباسهای غرق خون همرزمانت تنها میمانی که تنها و تنها بسیار
ساده و بچه گانه برای انتقام عمر از دست رفته شان آمده اند تا شاید با
فدا کردن جانشان آینده بهتری برای کودکان این کشور بسازند و وقتی به
خود میایی میبینی خیل عظیم جمعیت معترض نه تنها برای اعتراض و آزادی
خواهی نیامده اند بلکه به نوعی شرف و حثیت کشته شدگان را هم زیر سئوال
میبرند و موضوعی به اهمیت تغییر حکومت را فقط پیک نیکی در میدان آزادی
فرض کرده اند و در حالی که فقط چند متر آنطرف تر جوانان این کشور برای
آزادی و رفاه آنها همچون میدان جنگی تمام عیار به گلوله بسته شده اند،
تمام اعضای بدنت درد میگیرد و به سادگی پایان راه برایت روشن می‌شود.
وقتی 80% مردم کشورت جرات فکر کردن در مورد اعتقاداتشان را ندارند و با
کوچکترین چالش در مورد دینشان حتی موضوع بحث را عوض میکنند تا مبادا به
جهنم بروند. وقتی هر روز با انسانهایی در تماسی که با لباس نجس دین دست
به هر کثافت کاری میزنند و روی پست فطرت ترین آدمها را سفید میکنند.
با خود میگویم که آیا هنوز کسی در بین هم وطنانم وجود دارد که قدرت
اندیشیدن داشته باشد. یا اینکه به رایگان زمان و آسایش خود را صرف کمک به
دیگران کند، آنگاه با اشخاصی همچون عزیزان فدراسیون و نماینده آنها آقای
اسدی آشنا میشوم و زبانم قاصر از تشکر و سپاس در برابر بزرگی و لطف اینان
می‌ماند.
از صمیم قلب دست تک تکتان را میبوسم و درمقابلتان سجده میکنم شاید الله
بزرگی و عظمت را از شما بیاموزد.
کیوان

………………………………………………………………………………………………..

عبدالله اسدی

پاسخ به نامه کیوان از ایران تحت نام چند کلامی درد دل

کیوان عزیز: من هم به شما درود می فرستم.واقعیات زیادی در نامه درد دل شما در مورد ایران  وجود دارد. باید بپذیریم که 33 سال حاکمیت یک رژیم توتالیتر فاشیستی – مذهبی با توسل به احکام الاهی و برقراری حکومت آپارتاید جنسی و ایجاد فضای رعب و وحشت در میان مردم، علی رغم میل من و شما جمهوری اسلامی توانسته است فرهنگی را که شما در نامه ات به آن اشاره می کنید به باور بخشهای از مردم آن کشور تبدیل کند.

 

کیوان عزیز من هم با شما موافقم اینها روی پس فطرت ترین آدمها را سفید کرده اند تا بتوانند به هر قیمتی که شده به حاکمیت سیاه خود ادامه دهند. اما نباید فراموش کنیم که حکومت اسلامی در دام موجی از نفرت و بیزاری مردم بسر می برد و نفرتی که از جمهوری اسلامی در ایران وجود دارد برابر است با نفرتی که جامعه جهانی و افکار عمومی جهان از هیتلر دارند. حکومتی که نهایت فقر و بدبختی را به مردم خود تحمیل کرده است، حکومتی که پایه هایش بر مبنای  اطاعت کور کورانه از دین و ایدئولوژی اسلامی بنا شده است، حکومتی که بیشترین و بزرگترین آوارگی را به مردم تحمیل کرده است،حکومتی که مناسبات اداری و فرهنگی خود را بر پایه دروغ و دزدی و رشوه و فساد گذاشته است باید از ریشه کنده شود.

رژیم اسلامی حتی روی مناسبات و مرودات ساده مردم تاثیرات بسیار منفی گذاشته است برای مثال جوانان برای شرکت در یک مهمانی ساده و خصوصی مجبور می شوند حتی به خانواده هایشان دروغ بگویند و برای حفظ امنیتشان در بسیاری از این نوع مهمانی ها هزار بار گریز بزنند تا برای شرکت در محل از قبل تعیین شده از گزند نیروهای امنیتی و ضد شادی محفوظ بمانند.

 

کیوان عزیز من نگرانی و عصبانیت شما را درک می کنم ولی با این حال تنها راه نجات این است که دست در دست هم بگذاریم در میان جوانان، مجتمع های  کارگری، مدارس، دانشگاهها، محل کار، استادیوم های ورزشی، محلات مسکونی و مهمانی ها و هرجا که ممکن است برای انداختن جمهوری اسلامی اتحاد و همبستگی ایجاد کنیم. اتحاد و همبستگی در میان بخشهای مخالف و مختلف مردم معترض این خاصیت را ایجاد می کند که تا هرجاکه اعتراضی برپا می شود به آن بپیوندند، آن را تقویت کنند و هر جرقه کوچک را به یک شعله بزرگ آتش علیه جمهوری اسلامی تبدیل کنیم. باید بتوانیم این همه خشم و نفرت را علیه جمهوری اسلامی هماهنگ و  متحد  کنیم.

 

کیوان عزیز در آخر، من هم  از اینکه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و شخص من را  مورد لطف و محبت خود قرار داده اید از شما تشکر می کنم و دستانت را از دور بگرمی میفشارم.همان طور که شما متوجه هستید فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از 24 سال پیش تابحال در بسیاری از مناطق جهان بدون در نظر گرفتن ملیت، نژاد، مذهب، جنسیت و گرایش جنسی و باور سیاسی از حقوق پناهندگان به عنوان انسان دفاع کرده و این تلاش ها همچنان ادامه دارد. مسلما نامه محبت آمیز شما و بسیاری از پناهجویان و بستگان آنها به ما نیرو می دهد و فعالین فدراسیون را در ادامه این مبارزه راسخ و دلگرمتر می کند.

 

قایق حامل بیش از 150 پناهجو که عازم استرالیا بود غرق شد

روز پنج ‌شنبه، ٣٠ اوت ٢٠١٢، پس از غرق شدن قایق حامل پناه‌جویانی که از اندونزی عازم استرالیا بودند،‌ اعلام شد که ۵۵ تن از آنان نجات یافته و حدود یک‌صد تن دیگر کشته و یا ناپدید شده‌اند.

تلویزیون الجزیره، به دنبال آخرین جستجویی مقامات اندونزی برای نجات پناهجویان اعلام کرد که، در ساعات پایانی روز پنج‌شنبه به وقت محلی، شش نفر توسط یک کشتی باری و ۴٩ تن توسط خدمه یک کشتی نیروی دریایی استرالیا که به محل حادثه اعزام شده بود، از آب گرفته شدند.

قایق غرق ‌شده حامل بیش از ١۵٠ نفر پناه‌جو، عمدتن از کشورهای ایران، افغانستان و سری‌لانکا بود که با ظرفیتی بیش از حد مجاز، یکی از بنادر اندونزی را به مقصد جزایر کریسمس در استرالیا ترک گفته بود. قایق متلاشی شده ‌شب چهارشنبه، زمانی که در ١۵ کیلومتری سواحل «جاوه» قرار داشت، پیام کمک اضطراری فرستاده بود ولی گفته می شود پنج  ‌ساعت بعد، در ٧۵ کیلومتری جنوب‌غربی سواحل «جاوه» دچار حادثه می شود.

بر پایه این گزارش، عملیات جستجو و نجات توسط تیم استرالیایی کماکان ادامه خواهد داشت، با این حال مقامات ایمنی دریایی این کشور (ASMA) اعلام کردند که به دلیل محدودیت دید در شب، تا صبح جمعه توانایی چندانی برای اجرای موفق عملیات ندارند.

خاک جزایر کریسمس واقع در شمال غربی استرالیا، مقصد بسیاری از پناه‌جویانی است که توسط قایق ‌ با ضریب ایمنی بسیار پایین و حمل تعداد مسافرانی بیش از حد مجاز، بنادر اندونزی را به صورت غیرقانونی ترک می‌کنند و این عمل در بسیاری از موارد، باعث رخ ‌دادن حوادث ناگوار می‌شود. این دومین حادثه غرق‌ شدن قایق حامل پناه‌جویان در هفته اخیر بوده است. طی ماه جاری، حدود هفتاد تن دیگر نیز در سواحل استرالیا کشته یا ناپدید شدند. متاسفانه در یک سال گذشته حوادث دریایی مسیر اندونزی به استرالیا به حدود سیصد تن رسید.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه متقاضیان پناهندگی می خواهد که از رفتن به استرالیا از طریق قایق های چوبی و از راههای قاچاق خودداری کنید. تاریخا ثابت شده است که باندهای قاچاق برای انتقال پناهجویان از اندونزی به طرف جزایر کریسمس از قایق های استفاده می کنند که دارای کمترین ضریب امنیتی و با دو برابر ظرفیت به طرف جزایر کریسمس به حرکت درمیایند. 

متقاضیان پناهندگی نباید بی گدار خود را به آب بزنند قایق های چوبی  که تابحال  ثابت شده است دارای کمترین ضریب امنیتی هستند و قاچاقچیان سودجو این قایق ها را با دو برابر ظرفیت در آبهای اندونزی به طرف جزیره کریسمس و بدون کوچکترین امکانات ایمنی به حرکت در میاورند. این همه تراژدی انسانی یکی پس از دیگری در آبهای استرالیا، برای بازماندگان و بستگان آنها به عنوان یک خاطره و یک تجربه تلخ و جان گداز بماند.

بالاخره آنهای که غرق می شوند دنیای زنگیشان تمام می شود و برای همیشه چشم از دنیای هستی خواهند بست، ولی تاثیرات مرگ جان گداز آنها برای سال های سال بر روح و روان بستگان و بازماندگان این فاجعه باقی خواهد ماند.درست است که دولت های به اصطلاح پناهنده پذیر برای ورود پناهجویان به  این کشورها محدودیت های بسیار غیر انسانی ایجاد کرده اند ولی با این حال نه تنها متاقاضیان پناهندگی نباید زندگی را به جان بخرند،بلکه باید سعی کنند خود و کودکانشان را در نهایت سلامتی  به مقصد برسانند.متاسفانه بسیاری از سرنشینان آخرین قایق غرق شده و قایق های قبلی در آبهای اندونزی کودکان بوده اند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی درگذشت آنها را به بستگان و بازماندگان این واقعه تلخ را به آنها تسلیت می گوید و خود را در غم و اندوه آنها شریک می داند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

31 اوت 2012