همه‌ی نوشته‌های gholam@A

گزارش برگزاري کنفرانس فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني – واحد استکهلم

dsc_0168 600 x 397
konf.stock1 600 x 450
konf.stock 480 x 360

کنفرانس روز يکشنبه ۲۸ اکتبر کنفرانس با اعلام يک دقيقه سکوت توسط سارا نخعي دبير فدراسيون  استکهلم به ياد پناهجوياني که در راه پناهندگي و اقدام براي يافتن محيطي امنتر جان خود را از دست داده اند و با خوشامد گويي به شرکت کنندگان و خواندن آئين نامه، کار خود را آغاز کرد. ابتدا سارا نخعي گزارشي را از فعاليت هاي دوره گذشته فدراسيون به کنفرانس ارئه داد. سارا نخعي گفت: فکر نمي کنم گزارشي که من به کنفراس ارائه مي دهم براي شما نا آشنا و غير واقعي باشد.

 

وي گت:من يک گزارش تصويري هم آماده کرده ام که سعي مي کنم در همين بخش از گزارش به کنفرانس معرفي کنم. سارا نخعي در ادامه صحبت هاي خود به فعاليت هاي بسيار با ارزش و تعيين کننده در سرنوشت پناهجويان  اشاره کرد. به تعداد پناهجوياني اشاره کرد که در دوره گذشته يکي پس از ديگري توسط پليس سوئد بازداشت و حکم اخراجشان را صادر کردند و فدراسيون در متوقف کردن حکم اخراج همه اين پناهجويان که تعدادشان به ۲۱ تا ۲۲ نفر ميرسيد نقش اساسي ايفا کرد.

 

بعد از گزارش شفاهي سارا نخعي به کنفرانس، يک گزارش تصويري از قبيل عکس و فيلم نشان داده شد که هرکدام نمونه هاي  بسيار با ارزشي از فعاليت هاي فدراسيون واحد استکهلم را اثبات مي کرد. سارا نخعي در ادامه گزارش خود گفت: در دوره اي که گذشت علاوه بر مشاوره هاي بسيار زياد و غيرقابل شمارش با پناهجويان، برگزاري جلسات منظم و هفتگي و برگزاري چند پانل با شرکت مقامات دولتي و غير دولتي و اداره مهاجرت و چند جلسه اطلاع رساني با شرکت وکيل و مسئولين فدراسيون و حقوقدان و غيره نيز بخش هاي ديگري از فعاليت هاي فدراسيون در استکهلم بوده است.

 

به دنبال گزارش سارا نخعي انديشه علي شاهي سخنگوي فدراسيون در استکهلم نيز يک پلاتفرم پيش نهادي را براي دوره آتي فعاليت فدراسيون واحد استکهلم به کنفرانس ارائه داد. انديشه گفت: تجربه سالهاي گذشته ما نشان مي دهد، پناهجويان درپروسه گرفتن اقامت با مشکلات زيادي روبرو بوده اند  و اين مسئله ما را به اين نتيجه مي رساند که با برنامه ريزي بهتر و انسجام بيشتر و کارآمدتر بتوانيم پناهجويان  را بهتر از سالهاي گذشته براي دفاع از حقوق پناهندگي خود متشکل و سازماندهي کنيم. وي گفت: براي سازماندهي بهتر ابتدا بايد مشکلات اساسي بر سر راه پناهجويان  را شناسايي کرد و به آن به صورت زير پاسخ داد.

۱- تجربه نشان داده که بسياري از پناهجويان در موقع درخواست پناهندگي  و ارائه  دلايل  پناهندگي خود، نتوانسته و يا نمي توانند دلايل قانع کننده اي در مصاحبه خود با مسئولين و مقامات امور پناهندگي ارائه دهند.

۲- پناهجويان حتي درمصاحبه و در جلساتي که با وکيل خود برگزار مي کنند براي ارائه دلايل و مدارک خود با مشکلات زيادي روبرو مي شوند و نمي توانند اعتماد آنها را به دلايل پناهندگي خود جلب کنند. به همين دليل پناهجويان بطور پراکنده و نامسجم دلايل پناهندگي خود را ارائه مي دهند.

۳- پناهجويان حتي در ارائه مدارک خود دچار اشتباهات فاحش و جبران ناپذيري مي شوند. براي مثال در بسياري از موارد مدارکي  را که ارائه مي دهند با دلايلي که ارائه مي دهند همخواني ندارد.

۴- بسياري از پناهجويان از قوانين پناهندگي و شرايط و معيارهاي پذيرش پناهندگان و پروسه پذيرش آنها و معيارهاي بررسي مجدد پرونده هاي خود کمترين اطلاعاتي که لازم باشد ندارند. براي مثال نمي دانند يک پرونده پناهندگي از چه زماني شروع مي شود و طي چه پروسه اي پرونده آنها بسته مي شود؟ اينها بخشهايي  از مشکلات پناهجويان است که از سوي مسئولين فدراسيون به اختصار گفته شده است. انديشه علي شاهي در بخش ديگري از صحبت هاي خود به چند نکته به صورت زير براي ايجاد بهبود و دست پيدا کردن به شرايطي بهتر اشاره کرد.

۱- تشکيل هيئت مديره پنج نفره براي اداره و رهبري آتي فدراسيون واحد استکهلم

۲- افزايش  زمان جلسات هفتگي فدراسيون از يک ساعت به دو  ساعت در هفته

۳- برگزاري جلسات اطلاع رساني و مشاوره حقوقي  با پناهجويان.

۴- برگزاري جلسات با حضور وکلاي امور  پناهندگي و نمايندگان احزاب سوئدي، دولتي و غير دولتي  و فارسي و سوئدي زبان.

۵- برگزاري جلسات به منظورمشاوره هاي پزشکي (خدمات درماني)

۶- برگزاري جلسات مشورتي با اکتيويست ها و مدافعين حقوق پناهندگي

۷- برگزاري جلسات بررسي قوانين  پناهندگي با حضور نمايندگان و فعالين فدراسيون

۸- تهيه مکان مناسب براي تشکيل جلسات مستقل  فدراسيون با پناهجويان

۹-برگزاري دبات با حضور نمايندگان احزاب و سازمانها و اداره مهاجرت دو بار در سال

انديشه در بخش ديگري از سخنان خود به بخش هاي ديگري از وظايف هيئت مديره دوره آتي فدراسيون به شرح زير اشاره کرد.

۱- تشکيل کميته عضوگيري

۲- تشکيل ستاد تبليغات(راديوها,روزنامه ها,کنفرانس ها,جشن ها…..)

۳- تشکيل گروه مشاوره(گروهاي پزشکي,وکلا,…….)

۴- تشکيل جلسات هئيت مديره بطور ماهانه. اينها بخشهاي از طرح پيشنهادي انديشه علي شاهي به کنفرانس واحد فدراسيون در استکهلم بود.

سخنران ديگر کنفرانس عبدالله اسدي دبير سراسري فدراسيون بود. عبدالله اسدي در اين کنفرانس پلاتفرمي را که براي دوره آتي فعاليت فدراسيون تهيه کرده بود به کنفرانس معرفي کرد و اعلام کرد: “تلاش من اين است که کليه واحدهاي فدراسيون فعاليت هاي خود را برمبناي اين پلاتفرم متمرکزکنند.” اين پلاتفرم در شماره ۶۰ نشريه همبستگي منتشر مي شود. لازم به ذکر است که روز جمعه ۲۶ اکتبر نيز عبدالله اسدي در يک جلسه گفت و شنود با پناهجويان شرکت کرد و به سئوالات متعددي که متقاضيان پناهندگي در مورد مسايل مهم پناهندگي  مطرح مي کردند پاسخ داد و مورد استقبال گرم آنها قرار گرفت. در روز يکشنبه قبل از شروع  کنفرانس نيز از ساعت ۱۱ تا ۱۳ با شماري از پناهجويان که از قبل وقت ملاقات گرفته بودند ملاقات کرد و به طور فردي به سئوالات آنها پاسخ داد.

بخش آخر کنفرانس انتخابات براي هيات مديره فدراسيون – واحد استکهلم  بود. در اين کنفرانس ۸ نفر به عنوان عضو هيات مديره فدراسيون استکهلم انتخاب شدند که عبارتند از: آزاده بادله، انديشه عليشاهي، بدري طيبي، سارا نخعي، سودابه محمد نژاد، کيوان حسن نژاد، فروغ فيلي , مريم ابراهيمي. هيات منتخب کنفرانس در اولين  نشست خود سارا نخعي را به عنوان دبير فدراسيون استکهلم انتخاب کردند. در پايان سارا نخعي از طرف فدراسيون از زحمات عبدالله اسدي و شرکت وي در کنفرانس قدرداني کرد و از طرف کنفرانس دست گلي را به وي تقديم کرد و کنفرانس درميان شور و شوق شرکت کنندگان به کار خود پايان داد .

همبستگي، فدراسين سراسري پناهندگان ايراني- واحد استکهلم

سوم نوامبر ۲۰۱۲

ایرج حیدری: مرگ هاي در پي شکنجه در زندان هاي جمهوري اسلامي

iraj heidari 182 x 285

خبر مرگ  ستار بهشتي، وبلاگ نويس و کارگردان جوان ايراني در زندان هاي جمهوري اسلامي،  سرتيتر بخش عمده رسانه هاي فارسي زبان را در هفته هاي اخير به خود اختصاص داد. هر چند که هيچ دليلي نميتواند شکنجه زنداديان را توجيه نمايد ولي تنها جرم اين جوان بيان ديدگاهها و اعتقاداتش در يک وبلاگ و در فضاي مجازي بوده است.  ماجراي مرگ در پي شکنجه در زندان هاي رژيم حاکم در ايران، البته موضوع تازه اي نيست وتعداد بسياري از هموطنان ما  زير شکنجه ماموران جمهوري اسلامي جانشان را از دست داده اند، اما ليست سياه اين جنايات چنان طويل است که قلم از شمارش يکايک آنها عاجز است. در اين مقاله، تنها به رسم دلنشين به ياد آوردن و در دل داشتن، فهرست کوتاهي از عزيزاني را از پي مي آوريم که همگي در زندان هاي جمهوري اسلامي و در زير شکنجه جان داده اند .

رحمان هاتفي ،علي‌اکبر سعيدي سيرجاني ، زهرا کاظمي ، اکبر محمدي ، زهرا بني يعقوب ، ابراهيم لطف‌اللهي ، عبدالرضا رجبي، اميرحسين حشمت ساران ، اميدرضا ميرصيافي ، محسن روح‌الاميني، محمد کامراني،  رامين قهرماني، اميرجوادي‌فر،  احمد نجاتي کارگر، سهراب اعرابي، شوانه قادري و ساير عزيزاني که قرباني جمهوري اسلامي البته زير شکنجه در زندان بوده اند .

اين اسامي به مثابه نمونه اندکي از آنچه بر سر هزاران قرباني ديگر رفته است؛ در کنار آنچه که در رابطه با انان گزارش شده است بيانگر نفي سيستماتيک حقوق زندانيان و تشريفات حقوقي در ايران است. نفي حقوق بازداشت شدگان و متهمين را قوانين و روال کار حاکم براي بازداشت و بازجويي درجمهوري اسلامي تسهيل مي کند وصحت روند قضايي براي اثبات جرم زندانيان را زير سئوال مي‌برد. تا زماني که دولت ايران براي اصلاح ضروري قوانين و عملکرد مأموران براي منع شکنجه و رعايت ابتدايي‌ترين حقوق بشر زندانيان اقدام جدي نکند، مرگهاي زير شکنجه ،در اخبار مربوط به ايران، تکراري غم انگيز خواهند داشت البته ناگفته پيداست که حکومت جمهوري اسلامي که خود مشوق شکنجه و اعدام ونقض حقوق بشر است گامي در جهت اصلاح ان بردارد.

اطلاعيه شماره ۴: صدها نفر درتظاهرات حمايت از پناهجويان متحصن در فرانکفورت شرکت کردند!

روز شنبه ۳ نوامبر تظاهرات صدها نفري در حمايت از تحصن و مبارزات جاري پناهجويان درشهر فرانکفورت آلمان برگزار شد.اين تظاهرات را فدراسيون، احزاب و سازمانهاي: اوکيوپاي فرانکفورت،کاروان،هيچ انساني غير قانوني نيست، شوراي پناهندگان در استان هسن،”نو بورده” از شهرهاي فرانکفورت، ماربورگ،گيسن،حزب پيراتن،حزب سبزها،حزب چپ آلمان،آستاي دانشگاه فرانکفورت،آنتي فاشيست هاي فرانکفورت فراخوان داده بودند.

تظاهرات با طي مسيرهايي در خيابانهاي مرکزي شهر، همراه با سردادن شعارهايي در حمايت از خواستها و مطالبات پناهجويان ادامه پيدا کرد. در طول مسير تعداد زيادي از مردم به اين راهپيمايي ملحق شده و تظاهرات پناهجويان متحصن را همراهي کردند. راس ساعت ۳ بعد از ظهرتظاهرات کنندگان، ضمن تجمع در محل مرکزي تظاهرات، با سخنراني شهناز مرتب دبير فدراسيون براي شرکت کنندگان، ادامه يافت. شهناز مرتب در اين سخنراني ضمن تاکيد بر ضرورت رسيدگي فوري به خواستها و مطالبات پناهجويان، تاکيد کرد که اعتراضات و مبارزات پناهجويان تا رسيدن به همه خواستهايشان، ادامه خواهد يافت.

در جريان برگزاري تظاهرات خبرنگار روزنامه سراسري «فرانکفورترروندشاوو» با حضوردر مسير تظاهرات، گزارش و خبر از آن تهيه کرد.در ادامه خبرنگار اين روزنامه با شهناز مرتب مصاحبه انجام داد.همچنين “راديو ايکس” با دبير فدراسيون مصاحبه کرد.درادامه حمايتها از مبزارات پناهجويان،روز دوشنبه ۵ نوامبر هيئتي از نمايندگان مجلس استان بايرن آلمان ساعت ۱۲ بعنوان همبستگي با پناهجويان متحصن بطور رسمي به فرانکفورت آمدند.از جمله برنامه هاي در دست فدراسيون تلاش براي بوجود آوردن امکان مذاکره با مسئولان استان هسن براي رسيدگي به خواستهاي پناهجويان مي باشد.در همين ارتباط روز دوشنبه ليست اسامي متحصنين در نامه اي سرگشاده و رسمي تحويل مقامات استان هسن داده شد.

همبستگي فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني- واحد آلمان ضمن تاکيد بر ادامه مبارزات پناهجويان اعلام مي کند که اين تحصن تا رسيدن به خواستهايشان ادامه خواهد يافت. ما همه پناهجويان، احزاب و سازمانهاي مدافع حق پناهندگي را فرا مي خوانيم که براي گسترش و تقويت اين مبارزات، براي رسيدن به خواستهاي برحق اين جنبش اعتراضي جاري، به صف اين اعتراضات بپيوندند.

همبستگي فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني- واحد آلمان

 

 

امیر شمس: باز هم خشونتي ديکر

amir shams

ارتکاب به خشونت و جنايت از بدو شکل گيري حکومت اسلامي بخش لاينفکي از ماهيت آن  را تشکيل مي داده و حيات ومماتش به مصداق نيش عقرب نه از ره کين است بلکه اقتضاي طبيعتش اين است، در گرو اعمال بي وقفه آن بوده است. حکومتي که مردم  را صغيراني مي پندارد که بايد توسط افکارماليخوليائي حاکمين قالب گيري شده و ساخته و پرداخته  گردد. بديهي است که براي انجام اين مأموريت الهي هيچ حوزه اي از زندگي مردم اعم از خصوصي وعمومي نبايد ازمداخله آن در امان نيست : از رنگ و فرم لباس و عروسي و آرايش تا کنترل عقايد سياسي و اجتماعي و فرهنگي و تا مطالب يک وبلاگ نويس ساده و
گمنام.

تشکيل گروههاي عفاف و امر به معروف و يا ارتش سايبري و دهها و صدها نهاد مشابه همه وهمه براي انجام اين رسالت و ادغام جامعه درخود است. ادغام جامعه در دولتي بغايت منحط ، گوهرهمه آن تلاشي است که جمهوري اسلامي با همه  تاب و توان خود ساليان درازي است که مشغول بدان است.  و چنين است که  جنگي نامشهود بين رژيمي که در تلاش براي بلعيدن  جامعه در خود و جامعه اي که  از آن سربازمي زند جاري است. البته چنين سودائي بخصوص درجهان امروز و در جامعه جوان ما امري نشدني است و همچون حمل سنگ غول پيکر توسط سيزيف مي ماند.
بي ترديد وقوع جنايتي تکان دهنده از نوع آن چه که درمورد ستاربهشتي رخ داد  حاکي از وجود مقاومتي است ولو بظاهر ناپيدا ولي گسترده در اعماق جامعه و در برابر ادغام و بلعيده شدن توسط حکومت آدمخوارحکومت اسلامي و دفاع از آزادي و کرامت انساني. وقتي ستار بهشتي در واپسين سخنان قبل از دستگيريش مي گويد : “زندگي نمي کنيم بلکه بردگي مي کنيم  و مرگ بهتراز اين زندگي است”، شاهد جرقه هاي اين آتش نهفته در زيرخاکستر هستيم. براستي يک رژيم تا چه حد بايد مفلس و ورشکسته باشد تا اين چنين از قلم يک وبلاگ نويس معمولي و گمنام  بترسد و او را تهديد به سربه نيست کردن کند و سرانجام هم  تهديد خود را عملي سازد. جز اين  است که رژيم سر تا پا مسلح از مقاومت مردمي که خواهان سرنگون ساختن کامل آن هستند، هم خشمگين است و هم  چون ريسمان سياه و سفيد از آنها مي ترسد؟ جز اين است که تنها اهرم بقاء خود را در توسل به ايجاد رعب و هراس ازطريق اعمال خشونت و تروريسم دولتي مي داند. اما اين هم طولي نميکشد؛ چرا که تجربه نشان داده که هيچ ظلم و ديکتاتوري نتوانسته ابدي و ازلي باشد.

حمید برسام: برخورد رژیم دین سالار ایران با اقلیتهای مذهبی فعال

hamid barsam 206 x 270

سرزمین ایران اگر چه دارای اقلیتهای مختلف قومی و مذهبی است اما با استقرار نظام جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی در قالب یک رژیم دین سالار اسلامی، زمینه ای برای افزایش رفتارهای تبعیض آمیز و توجیه نا پذیر با اقلیتهای دینی در زیر پوسته ای از جنس آزادی فراهم نموده است. طبق اصل 11 قانون اساسی کشور، به حکم آیه قرآنی «ان هذه امتکم امة واحده و أنا ربّکم فاعبدون»، همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی موظف است، سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و بکوشد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام تحقق یابد. همچنین قانون اساسی در ادامه در اصل 12 ، دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی، اعم از حنفی و شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارشاد و وصیت) و دعاوی مربوط به آن، در دادگاه ها رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طبق اصول 13 و 14، ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی، تنها اقلیت های دینی شناخته می شوند که در حدود قانون، در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی، بر اساس آیین خود عمل می کنند. در اصل 14 قانون اساسی آمده است که به حکم آیه شریفه «لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین»، دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند، نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاقی حسنه، قسط و عدل اسلامی عمل کرده حقوقی انسانی آنها را رعایت کنند. مطابق سیاست دولت جمهوری اسلامی افراد بهایی نیز از حقوق شهروندی برخوردارند. این اصل برای کسانی معتبر شناخته شده که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند.

طبق اصل 23 قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد. همچنین به موجب ماده 570 قانون مجازات اسلامی، هر یک از مقامات و ماموران دولتی که بر خلاف قانون آزادی شخصی افراد ملت را سلب نماید یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت 3 تا 5 سال از مشاغل دولتی به حبس از 6 ماه تا 3 سال هم محکوم خواهد شد.

امروزه با گذشت بیش از 30 سال حاکمیت مذهبی در ایران و علیرغم تصریح قانون اساسی مصوب کشور شاهد رفتارهای تبعیض آمیز، نا برابر و توجیه ناپذیر ماموران لباس شخصی بسیج بجای نیروهای انتظامی و نظامی(بمنظور فرار از ماده 570) با اقلیتهای مذهبی هستیم. چرا که گرایش مردم مخصوصا جوانان به سمت مذاهب اقلیت خصوصا صوفیه و مسیحیت به شدت افزایش داشته و بر خلاف اینکه بخش مهمی از بودجه کشور صرف مراکز تبلیغاتی و ارگانهای خاص مذهبی تندرو شیعه میشود اما باز اقلیتهای مذهبی و دگر اندیش بعنوان رقیبی جدی برای رژیم تئوکرات ایران خواب را از ایشان ربوده اند.این امرموجب برخورد سلیقه ای حوزه های علمیه و نیروهای بسیج تحت امر ایشان با دگر اندیشان مذهبی شده است و نشانگر آن است که مذهب در خدمت سیاست تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد.

با نگاهی به تاریخ نوین ایران در میابیم در همه دورانها بین حکومت و فقهای مذهبی قدرتمند اختلافاتی وجود داشته است که ریشه این اختلافها منفعت طلبی هر دو طرف بر خلاف خواست توده مردم بوده است اما اغلب حاکمان می کوشیدند از مذاهب نو ظهور و از تشکل های مردمی اقلیت حمایت کنند تا با پشتیبانی نسبی از این قشر جامعه علیه فقها و مجتهدین بهره برده به منظور تهدید روحانیون مذهب رسمی از آن استفاده نمایند که اغلب نیز این سیاست با عقب نشینی و سازش حاکم پایان یافته و در برخی موارد هم در سرکوب دگر اندیشان با روحانیون تند روهم آوا می شدند. این امردر اوایل قرن 19 موجب شد تا ایران شاهد غضب آتشین روحانیت شیعه در سرکوب بزعم خود مذاهب انحرافی و کفر آمیز باشد که از آن میان حمله به عرفای متصوفه را میتوان بر شمرد. در این ایام روحانیون افراطی برای مرعوب کردن حاکمان و گاهی برای ایجاد وحشت عمومی مسئله یهودی کشی، ارمنی کشی، شیخی کشی، بابی کشی و صوفی کشی را به راه انداخته و در این بین از ساده لوحی و نا آگاهی اغلب مردم که ندانسته و یا از سر ترس از جان و آبرو در این دگر اندیشی کشی وارد شده و عامل دست روحانیون میشدند استفاده نموده، رنگ جوشش مردمی با این اقدامها می دادند.

از سالهای ابتدایی قدرت یابی نظام جمهوری اسلامی و روحانیت تند رو شیعه با ماهیت نظری و اعتقادی خاص و با توجه به ساختارنظام فکری ایدئولوژیک مراجع تقلید، قوانینی بعنوان حق داشتن آزادیهای اساسی برای کلیه شهروندان ایرانی بدون توجه به قومیت، نژاد، زبان و مذهب در برخورداری از حقوق اجتماعی، سیاسی، عقیدتی برای هر ایرانی تصویب گردید (اصول 14،23،32،33،34،41،29) اما متاسفانه با گذشت زمان در میدان عمل شاهد برخورد سلیقه ای و نا برابر در اداره کشور و حذف اقلیتهای ملی و مذهبی در زیر پوسته ای از قوانین مصوب بوده ایم بطوریکه تا به امروز صدها نفر فقط بواسطه فعالیتهای دینی بازداشت، محاکمه و در پاره ای موارد به جرم ارتداد اعدام شده اند. بسیاری از دگراندیشان دینی به جهت رویگردانی از اسلام مورد غضب قاضی روحانی دادگاه قرار گرفته و کشته شده اند. چرا که طبق اصول 4 و 167 قانون اساسی حقوق اسلامی را در زمره منابع رسمی و تكميل كننده قوانين آورد و قاضی را موظف به اجرای آن ساخته است. بدين ترتيب ،حقوق اسلامی نه تنها معايار وضع قانونی عادلانه است, نظام حقوقی كشور را نيز اداره می كند و در دادگاه به عنوان متمم قانون مورد استناد قرار می گيرد و در زمره منابع حقوقی است. طبق این اصل قاضی موظف است كوشش كند حكم هر دعوا را در قوانين مدونه بيابد و اگر نيابد با استناد به منابع معتبر اسلامی يا فتاوی معتبر حكم قضيه را صادر نمايد… دادرسانی كه تربيت فقهی و حوزه ای دارند هنوز به اجرای قانون خو نگرفته اند و آن را مزاحم آزادی خود می بينند و مايل اند آنچه را در مدرسه خوانده اند جايگزين آن سازند. پس , به اندك بهانه از آن می گريزند و به فتوايی در دسترس روی می آورند. برای اينان استخراج حكم از كتاب فقهی هم ساده تر از جست و جو در مجموعه های قوانين است و هم امتيازی است كه گروهی از آن ناتوان اند. همچنین در صورتی كه حكم قانونی قابل اجرا وجود نداشته باشد, قاضی بر طبق حقوق عرفی و در صورت فقدان عرف, بر طبق قواعدی كه اگر قانونگذار بود وضع می كرد, رای می دهد در ضمن او از راه حلهای متداول در انديشه های حقوقی و رويه قضايی الهام می گيرد. طبق این اصل دادرس موظف شده است تا با استناد به منابع معتبر اسلامی يا فتاوی معتبر حكم قضيه را صادر نمايد. از ظاهر عبارت چنين بر می آيد كه قاضی, خواه مجتهد باشد يا مقلد, در استناد به هر دو منلع آزاد است. اين آزادی گسترده, نه تنها به اختيار قاضی می افزايد, اجتهاد از منابع اصلی را دچار هرج و مرج می كند. زيرا, احتمال دارد قاضی ناآگاه به عامی استناد كند كه در محل ديگری تخصص يافته است يا به ظاهری اعتماد كند كه دلايل قطعی بر انصراف آن موجود باشد يا قاعده ای را مستند حكم كند كه معنی دقيق آن را نيافته است و بدین ترتیب است که چنین احکام عجیب و غیر انسانی برای دگر اندیشان صادر میشود.

در حال حاضر که فساد اخلاقی و اعتقادی روحانیون افراطی موجب بی اعتمادی مردم به دین اسلام آخوندی شده و اکثریت از دین حاکم روی گردان گشته اند و همچنین با توجه به اینکه جوامع غربی و همسایگان خاورمیانه ای ایران دارای سیطره سیاسی با نفوذی شده اند، ایران در اثر ناکارآمدی حاکمان خود به جامعه ای عقب مانده قرون وسطایی آسیایی با نظام اجتماعی سنتی و بسته که قطعا بسوی فروپاشی سیاسی اقتصادی و تلاشی عقیدتی  پیش می رود. در چنین شرایطی همانند دورانهای گذشته ایران که ضعف اجتماعی و سیاسی حاکم بوده است زمینه برای رشد عرفان و محفل های مذهبی غیر از مذهب رسمی فراهم شده و رشد بی سابقه گرایش طبقات مختلف جامعه به سمت دگر اندیشی دینی باعث شده است که نظام حاکم با حداکثر توان خود به سرکوب ایشان بپردازد. از آن جمله میتوان به سخنان علیرضا افشار قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی و اجتماعی در خصوص عزم جدی مسئولان کشوری برای آغاز شناسایی عرفانهای دروغین و مبارزه با مدعیان کاذب در قالب یک طرح که توسط موسسه ای غیر دولتی و طرف قرارداد با وزارت کشور انجام میشود اشاره کرد همچنین تاکید رهبر انقلاب در شهر قم بعنوان فتوی علیه مقابله با فرقه های انحرافی و عرفانهای نوظهور و سپس فتوی مراجع تقلیدی مانند آیت الله صافی کلپایگانی با عنوان مبارزه با عرفانهای کاذب از اوجب واجبات است و یا آیت الله مکارم شیرازی عنوان می کند که مبارزه با فرقه های نو ظهور واجب عینی است و بر هر کس که توانایی این کار را دارد واجب است که قیام کند، وی می افزاید البته اخلاص داشته باشید تا موفق شوید. همچنین اظهارات وحید مصلحی وزیر اطلاعات در مدرسه فیضیه قم مبنی بر اینکه فرقه‌های نوظهور و عرفان‌های کاذب مهمترین تهدید و آسیب برای نظام (حاکم بر ایران) است، و ردپای این نوع تهدید را می‌توان در بسیاری از حوادث و فتنه‌های اخیر دید. وی اظهار می نماید انتظار می‌رود حوزه علمیه قم در برابر این تهدیدها با آگاهی و بصیرت کامل ایستادگی کند” جنگ نرم تمام عیار و همه جانبه‌ای علیه ایران شروع شده و این یک شعار نیست، بلکه با اطلاعات وسیع و دقیقی که از اسناد محرمانه و اطلاعاتی سرویسهای جاسوسی به دست آمده جنگ نرم گسترده در همه حوزه‌های مختلف علیه نظام در حال اجرا است.این جنگ موجب شده آسیب هایی به وجود آید و نظام تهدید شود؛ البته معتقدم شناخت و آشنایی با تهدیدات و آسیب ها لازم است.مهمترین تهدیدات و آسیب ها علیه نظام،  فرقه‌های نو ظهور و عرفان‌های کاذب هستند که حتی می‌توان ریشه بسیاری از حوادث و فتنه‌ها را در این آسیب دید؛ به عنوان مثال جنگ نرمی که دشمن در فتنه 88 راه انداخت در واقع یک جنگ نرم تمام عیار بود که گاهی به خیابان‌ها کشیده می‌شد و عامل اصلی بروز آن فرقه‌های نوظهور بودند که در قالب معنویت و عرفان،یا اتصال با خدا به جنگ مسلمات دینی آمدند. فرقه‌های مختلف مانند “عرفان‌های وارداتی” و “عرفانهای بومی” رشد چشمگیری داشته و رویکردهای مختلفی دارند که می توان به “شیطان پرستی”، “بهاییت”، “وهابیت”، “عرفان های کاذب”، “تصوف”و”مسیحیت،تبشیری”،تقسیم بندی نمود.
هریک از این عناوین بخشی از تفکر اصیل اسلامی و شیعی را نشانه گرفته است. در یک نگاه عام می‌توان گفت که:

اول- “شیطان گرایی” بدنبال رویکرد دین ستیزی است؛

دوم- “بهاییت” بدنبال رویکرد اسلام ستیزی است؛

سوم-“وهابیت” با رویکرد تشیع ستیزی است؛

چهارم-“عرفان های کاذب” با رویکرد دین گریزی و شریعت گریزی است؛

پنجم- “تصوف” مقابله با فقه و مرجعیت است؛

ششم- “عرفانهای وارداتی” با رویکرد دین گرایانه، اما مقابله با دین به کار خود می پردازند.

نقطه مشترک همه آنها مبنای “عقل ستیزی” است.

وی افزود ایجاد شبکه مسلمانان میانه رو در سراسر دنیا یکی از مهمترین نقشه های آمریکا است، این شبکه با هدف ضربه زدن به نظام اسلامی و قدرت شیعی ایجاد می‌شود و به معنای واقعی اسلام آمریکایی را ترویج می‌کند، همچنین با اطلاعات ما از اسناد جاسوسی، تلاش آمریکایی‌ها برای تقویت تصوف و به چالش کشاندن شیعه بسیار گسترده شده است، آنها فهمیده‌اند که اسلام شیعی چه گوهری است و می‌خواهند جلوی آن را بگیرند. “مسلمان میانه رو” همان چیزی است که امام آن را اسلام آمریکایی می‌نامید، “عرفان‌های نو ظهور” جریان وسیعی هستند که باورها و آرامش روانی مردم را مورد هجمه قرار داده اند. آنچه مورد هدف همه این فرقه ها و گروه ها است، انهدام انقلاب اسلامی است.

گفتنی است موسسه بهداشت معنوی قم که ازعلما و متخصصان صاحب نام حوزه علمیه تشکیل یافته و با بسیج همکاری نزدیکی دارند گامهای موثری در جهت مبارزه با عرفانهای کاذب برداشته است که از آن جمله میتوان به تخریب حسینه های دراویش، پلمپ کلیساهای مسیحی و بر چیدن کلیساهای خانگی و شناسایی و دستگیری شیادان فرقه های کیهانی نام برد.

این رویکرد جمهوری اسلامی بازتاب گسترده ای نیز در جهان داشته است بطوری که در گزارش آقای احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد نقص حقوق بشر در ایران، وی نگرانی خود از خشونت های هدفمند و تبعیض علیه اقلیتهای مذهبی و قومی رسمی و غیر رسمی از جمله دراویش گنابادی،سنی ها، بهاییان و جوامع مسیحی اعلام نموده است و یا اظهار نگرانی بریتانیا از سرکوب اقلیت ها و وکلای آنها و یا صدور قطعنامه توسط پارلمان اروپا مبنی بر محکوم نمودن سرکوب دگر اندیشان عقیدتی و یا بیانیه ریاست شورای اتحادیه اروپا در خصوص نگرانی از تشدید فشاربر اقلیتهای مذهبی حاکی از آزار و اذیت مکرر اشخاص متعلق به اقلیتهای مسیحی و صوفی و بهایی و سنی در ایران دارد. در این میان امروزه متاسفانه وضع سیاسی و اجتماعی صوفیان بمراتب از بقیه اقلیتهای مذهبی بد تر است چراکه اولا به دلیل دشمنی دیرینه فقها با دراویش، این گروه نه تنها از طرف حکومت تحت فشار قرار دارند بلکه از طرف اتحادیه اروپا نیز بعنوان یک مذهب اقلیت مانند بهاییان ایران شناخته نمیشوند و مورد حمایت قرار نمی گیرند و این مسئله وضعیت پناهجویان صوفی مراجعه کننده به اروپا را با مشکلات مضاعفی روبرو می نماید چرا که طبق قانون اساسی ایران این گروه مرتد نبوده و اقلیت مذهبی بحساب نمی آیند اما طبق فتوی مجتهدین آنها فرقه انحرافی و ضد اسلام و شیطانی معرفی گشته و در برخورد با ایشان از طرف نیروهای امنیتی و دادگاههای برگزار شده از فتوی مراجع طبق اصل 167 درباره ایشان تصمیم لازم اتخاذ می گردد و البته چون طبق قانون اقلیتها باسایرین برابر و مساوی و آزادند و نمی توان آنها را بخاطر عقایدشان محکوم نمود لذا اکثر این افراد بعنوان بر هم زننده نظم عمومی و یا اشاعه اکاذیب و یا محارب و گروهگ انحرافی و یا در قالب قاچاقچیان مواد مخدرمحاکمه میشوند. بازباید گفت متاسفانه استناد کشورهای اروپایی و کمیته های حقیقت یاب بر قانون اساسی متمرکز است چرا که این کمیته ها بیشتر با ویترین چیده شده و یا پذیرش پاسخگو و آداب دان روبرو می گردند و از پشت درهای بسته بی خبر مانده و یا حد اکثر نجواهایی میشنوند اما دیدن حقیقت پشت دیوارها کمتر اتفاق می افتد. لذا توجه به شرایط خاص این فرقه های مذهبی در این زمان لازم بنظر میرسد زیرا مبارزات دینی اقلیتها یکی ازبهترین شیوه های مبارزه با رژیمهای دین سالار و از باسابقه ترین اشکال مبارزاتی بوده و هست و افراد بسیاری تاوان آن را پرداخته و می پردازند که جدای از بحث دین آری یا نه نیاز به حمایت و پشتیبانی آگاهانه همه انسانهای آزادی خواه دارد.

 

 

فدراسیون گوتنبرگ: در اعتراض ضدراسیستی شب کریستال وسیعا شرکت کنید!

kristallnatten2

 

“شب شیشه های شکسته” که در فاصله ۹ تا ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ روی داد، نامی است که بر نخستین هجوم گسترده نازیها به یهودیان آلمان نهاده شده است.

 

در شب بین نهم و دهم نوامبر ۱۹۳۸ مغازه های یهودیان و بیش از ۲۰۰ کنیسه و مراکز اجتماعی آنان هدف حمله نازیستها  قرار گرفت و بسیاری از آنها به آتش کشیده شد و فقط در آن شب به تنهایی ۹۲ یهودی به قتل رسیدند و همزمان نازیستها حدود ۳۰هزار نفر یهودی را بدون هیچ اتهامی به بازداشتگاههای ویژه منتقل ساختند.

 

این شب٬ شب کرسیتال نامیده شد زیرا شیشه های خرد شده مغازه های یهودیان که بر روی پیاده روها پراکنده گردیده بود آنقدر زیاد بود که در نور شب مانند بلوری می درخشید .

 

 

هر ساله در گرامیدداشت یاد قربانیان حمله وحشیانه نازیستها اعتراضات متعددی در ۹ نوامبر صورت می گیرد. در همین رابطه برای روز جمعه 9 نوامبر تظاهراتی از سوی چند سازمان و نهاد ضد راسیستی و احزاب و جریانات سیاسی  در شهر گوتنبرگ برگزار می شود.

 

زمان: جمعه 9 نوامبر، ابتدا در یوتاپلاتسن تجمع می کنند و ساعت 5:30 به طرف میدان گوستاو آدولف حرکت می کنند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی همه پناهجویان و شهروندان مقیم گوتنبرگ را به شرکت گسترده در این تظاهرات فرا می خواند

 

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

اول نوامبر ۲۰۱۲

اطلاعیه شماره۳: فراخوان به تظاهرات فرانکفورت شنبه سوم نوامبردردفاع حق پناهندگی به خیابان می آییم.هیچ انسانی غیرقانونی نیست.حق اقامت همه جا!

در ادامه تحصن پناهجویان در فرانکفورت و در حمایت از مبارزات جاری پناهجویان در برلین و جاهای دیگر،همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- واحد آلمان به همراه سازمانها وگروههای مدافع حقوق پناهندگی، روز شنبه ۳ نوامبر فراخوان تظاهرات در فرانکفورت را داده است.

شعار این تظاهرات، دردفاع حق پناهندگی به خیابان می آییم.هیچ انسانی غیر قانونی نیست و حق اقامت همه جا! می باشد.

در این تظاهرات شرکت کنندگان یک باردیگر ضمن اعلام حمایت قاطع خود از همه مبارزات جاری پناهجویان در آلمان،از اعتصاب پناهجویان در برلین و جاهای دیگر حمایت خواهند کرد. خواستهای پناهجویان روز شنبه یک باردیگر در تظاهرات فرانکفورت با صدای رسا اعلام خواهد شد. پناهجویان خواهان: تسریع رسیدگی به تقاضاهای پناهجویان،لغو قانون ممنوعیت تردد در محدوده، لغو دیپورت و اخراجها، لغو ممنوعیت اجازه کار برای متقاضیان پناهندگی و بهبود فوری شرایط زندگی در هایمهای پناهندگی می باشد.

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایران- واحد آلمان همه پناهجویان، همه احزاب وسازمانهای مدافع حقوق پناهندگی،همه انسانهای آزادیخواه و مدافع حقوق انسانی را فرا می خواند که در این تظاهرات شرکت نمایند.

لازم به توضیح است که روز جمعه ۲ نوامبر متینگ اعتراضی به همراه یک کنسرت در همبستگی با پناهجویان راس ساعت ۵ بعد ازظهر در نزدیکی محل تحصن برگزار خواهد شد. برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد به لینکی که ضمیمه است، مراجعه کنید. متن اولیه فراخوان به آلمانی نیز ضمیمه می باشد.

 

شروع تظاهرات ساعت2 بعد از ظهراز محل Rossmarkt

Am kommenden Samstag, den 03.11.2012, findet ab 14 Uhr eine Solidaritätsdemonstration mit den Flüchtlingsprotesten statt. Treffpunkt ist am Rossmarkt in Frankfurt. Die Route führt durch die Frankfurter Innenstadt und endet gegen 17 Uhr am Protestcamp an der Hauptwache.

Zudem findet am Freitag, den 02.11.2012 eine Kundgebung statt, inklusive eines Solidaritätskonzerts.
Weitere Informationen folgen in Kürze!

Den Flyer könnt ihr als pdf runterladen und verteilen!
http://fluechtlingsprotest-hessen.de/

http://www.facebook.com/Resistanceofrefugee#!/groups/191885530921148/

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایران- واحد آلمان

اول نوامبر 2012

Tel: 015774650186

 

 

 

اطلاعیه شماره ۲: تحصن پناهجویان ایرانی در فرانکفورت وارد دومین هفته خود شد.یک پناهجو متحصن قبولی گرفت!

در اطلاعیه شماره ۱ به اطلاع عموم رساندیم که  دراعتراض به وضعیت غیرانسانی شرایط پناهندگی، برای لغو دیپورت، بلاتکلیفی و….پناهجویان استان هسن در شهرفرانکفورت از روز شنبه  ۲۰ اکتبردست به تحصن خواهند زد.این تحصن روز شنبه ۲۰ اکتبر با سخنرانی حسن حسین زاده سخنگوی سابق پناهجویان متحصن در ورتسبورگ آغاز شد. رسانه ها و مدیای مختلفی از این حرکت اعتراضی پناهجویان گزارش و خبر تهیه کردند. در ادامه شهناز مرتب دبیر فدراسیون به همراه گروههای حمایت کننده از تحصن، در صحبتهایی بر ضرورت ادامه اعتراض و راههای رسیدن به خواستهای پناهجویان، برای شرکت کنندگان سخنرانی کردند.اینجا خلاصه گزارش یک هفته تحصن را به اطلاع میرسانیم.

در طول مدت یک هفته ای که از تحصن میگذرد اولین موفقیت بدست آمد. اواخر هفته گذشته یکی از پناهجویان متحصن به نام بهنام جواب قبولی گرفت. در جریان دادگاه بهنام که روز ۲۵ اکتبر در فرانکفورت برگزار گردید،مقامات دادگاه تائید کردند که اعتراض و مبارزه پناهجویان که در جریان می باشد، توجه ها را به مسائل و مشکلات پناهجویان ایرانی جلب کرده  و با توجه به این موضوع، در صورت  دیپورت به ایران، دستگیری و زندان پناهجویان را تهدید می کند در نتیجه شانس جواب مثبت گرفتن در دادگاهها خوب می باشد.

در طول یک هفته گذشته این تحصن با کمک و همکاری سه گروه آلمانی به نام های جوانان حزب سبزهای استان هسن، گروه “فرار و پناهندگی” و حزب پیراتن استان هسن و فدراسیون شروع و ادامه دارد.تیمی از گروههای اعلام شده هر روز در محل چادر برپایی تحصن حاضر شده و در سازماندهی و هدایت امورات روزمره فعالانه دخالت می کند.در طول همین مدت چندین جلسه و نشست با شرکت شهناز مرتب دبیر فدراسیون با گروههای حمایت کننده برگزارگردیده است. محورهای اصلی این نشستها تلاش برای گسترش اشکال ادامه داراعتراضی، ترسیم افق و چشم انداز حرکت جاری ، تدوین راههای به پیروزی رساندن این تحصن و نهایتا تحمیل خواستهای پناهجویان به دولت محلی استان هسن بوده است.

در یک هفته گذشته صدها نفراز مردم و گروههای مدافع حق پناهندگی، ضمن حضور در محل چادر

تحصن به اشکال و شیوه های مختلفی حمایت خود را از این مبارزه اعلام کرده اند. ابعاد کمک های مردمی، از تهیه ملزومات و امکانات زیستی، خوراکی، گرمایی تا کمک در کارهای روزانه تحصن، در نوع خود بسیار خوب بوده است.در طول این مدت چندین رسانه  از تلویزیون های محلی گرفته تا رادیوی استان هسن تا روزنامه سراسری فرانکفورت روندشاوو، گزارشاتی از این اعتراض تهیه و پخش کرده اند.در محموع انعکاس در مدیا خوب بوده است.

از اواخر هفته گذشته پلیس فرانکفورت در مورد برپایی چادر با محل خواب برای متحصنین مخالفت کرده و اعلام کرده است که پناهجویان اجازه ماندن و خوابیدن شب در چادر را ندارند. در همین رابطه فدراسیون و گروههای حمایت کننده در تلاش برای گرفتن اجازه خواب در چادر می باشند. در همین رابطه یک وکیل گرفته شده که قرار است  موضوع را از مجاری اداری و قانونی پیگیری نماید. اما علیرغم این کارشکنی های پلیس و شهرداری، پناهجویان متحصن به هر طریقی که شده شبها در محل برپایی چادر حضور یافته و تا صبح با حمایت حامیان این تحصن،شب را در محل برپایی چادر سر می کنند. با توجه به سرد شدن هوا وبارندگیها، از ساعت ۱۲ شب به بعد تعدادی از پناهجویان متحصن برای خوایبدن راهی خانه ها میشوند و یک تیم 5 نفری در محل برپایی چادر تا صبح می ماند.پیگیریها برای گرفتن اجازه خواب در چادر ادامه دارد.در حال حاضر ۱۳ نفر بطور ثابت در تحصن بوده و تعدادی نیز روزانه برای چند ساعت در محل تحصن حضور پیدا می کنند.

در ادامه حمایتهای احزاب و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی از متحصنین، ۵ هیات نمایندگی ازجنبش ۹۹ درصدیهای استان هسن، حزب سبزها،حزب چپ آلمان، تشکل پناهندگی “نوبورد” و دانشجویان دانشگاه ماربورگ با حضور درمحل چادرتحصن حمایت خود را ازاعتراضات پناهجویان اعلام کردند.از اوایل این هفته فدراسیون،مارکوس کونزل به عنوان وکیل فدراسیون و پناهجویان رسما کارش را در رابطه با موضوعات تحصن شروع کرد.

برای بهتر پیش بردن کار و فعالیتهای سازمانیافته تحصن و تدارک برنامه های آتی و اشکال اعتراضی، به فراخوان شهناز مرتب دبیر فدراسیون آلمان نشستی روزچهارشنبه ۳۱ اکتبر در دانشگاه فرانکفورت راس ساعت ۷ عصر برگزار میشود. در این نشست گروههای مختلف به همراه حمایت کنندگان از تحصن راههاو اقدامات بعدی، گسترش اعتراضات  و سازماندهی برنامه های آتی به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت.از حمله این برنامه تدارک آکسیونهای مختلف و تظاهرات در آینده می باشد.همچنین  فدراسیون در حمایت ازاعتصاب و مبارزات پناهجویان در برلین در تدارک برگزاری یک تظاهرات در فرانکفورت می باشد.

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- واحد آلمان همه پناهجویان استان هسن و شهرهای اطراف، همه انسانهای مدافع حق پناهندگی و حقوق انسانی را فرا می خواند که ضمن حمایت از این اعتراضات، در این مبارزات شرکت نمایند.ازهمه پناهجویانی که به این شرایط غیرانسانی معترض هستند و خواهان به رسمیت شناختن حقوق پناهندگیشان هستند دعوت میکنیم به این مبارزه پیوسته و صف اعتراض و مبارزه گسترده را برای رسیدن به خواستهایشان، تقویت نمایند.بدون شک با اتحاد، همبستگی و فقط  با یک مبارزه متحد و محکم میتوان این شرایط غیرانسانی را تغییرداد.برای اطلاعات بیشتر در مورد انعکاس این تحصن به لینک های ضمیمه مراجعه شود.

 

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان

۳۱ اکتبر ۲۰۱۲

 

Tel: 015774650186

E-Mail:shahnaz1@t-online.de

 

http://www.mein-journal.de/events/35963/Protestcamp-des-B%C3%BCndnis-Fl%C3%BCchtlingsstreik-Hessen–Hauptwache-Frankfurt-am-Main-20.10.2012/

http://asylstrikeberlin.wordpress.com/2012/10/20/protestcamp-des-bundnis-fluchtlingsstreik-hessen-beginnt-am-20-10-an-der-hauptwache-frankfurt/

 

http://www.fr-online.de/frankfurt/fluechtlinge-hessen-fluechtlingscamp-an-der-hauptwache,1472798,20722424.html

 

http://www.facebook.com/photo.php?fbid=4804386912945&set=a.4804382232828.2193830.1394303218&type=1&theater

 

گزارشي از برگزاري کنفرانس فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني واحد گوتنبرگ سوئد/ همراه با تصاویری از کنفرانس

روز يکشنبه هفتم اکتبر کنفرانس ساليانه واحد فدراسيون در شهر گوتنبرگ با شرکت تعدادي از اعضا و فعالين فدراسيون و پناهجويان و مدافعين حقوق پناهندگي برگزار شد. کنفرانس ابتدا به ياد پناهجوياني که در راه فرار از اختناق و سرکوب  سياسي و زندان و شکنجه و جنگهاي خانمانسوز جان خود را از دست داده اند يک دقيقه سکوت اعلام کرد. سپس اسما يتيمزاده  از طرف فدراسيون به شرکت کنندگان و  خوش آمد گفت و سپس آيين نامه کنفرانس به تصويب شرکت کنندگان رسيد. پس از آن کنفرانس کار خود را شروع کرد.

به دنبال آن عبدالله اسدي دبير فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني سخنراني کرد و ضمن اشاره به نحوه فعاليت فدراسيون بويژه در دوره گذشته، گزارشي را از نحوه کارکرد فدراسيون به کنفرانس ارائه داد. عبدالله اسدي گفت: فدراسيون در همين يکي دو سال اخير فعاليت بسيار گسترده اي داشته بطوري که در روند پذيزش پناهجويان تاثيرات بسيار تعيين کننده اي داشته است.

عبدالله اسدي گفت: يکي از مهمترين فعاليت هاي دوره گذشته فدراسيون جلو گيري از ديپورت پناهجوياني بوده که بدليل رد درخواست پناهندگيشان از سوي اداره امور مهاجرت سوئد پاسخ رد دريافت کرده بودند و پليس آنها را به قصد ديپورت به ايران بازداشت کرده بود. وي اظهار داشت: از اوايل سال ۲۰۱۱ تا به امروز فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در سوئد در جلوگيري از اخراج ۲۲ پناهجوي ايراني نقش بسيار اساسي و تعيين کننده داشته است و فدراسيون در اين عرصه از فعاليت کارنامه بسيار روشن و درخشاني داشته است آخرين مورد، خانم سيما نظرعليزاده و فرزندش و سياوش رحيمي بود که حکم ديپورت هردوي آنها با دخالت مستقيم فدراسيون متوقف شد.

عبدالله اسدي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: همچنانکه در جريان هستيد فعاليت در فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني مستقيما مربوط است به دخالت روزمره در سرنوشت و آينده زندگي پناهجويان، ولي اي کاش فدراسيون ميتوانست  به تک  تک نامه ها و تقاضاهاي مراجعين پاسخ دهد. متأسفانه مشکلات پناهجويان بسيار فراتر از آن است که فدراسيون بتواند همه آنها را تحت پوشش فعاليت هاي خود قرار دهد. وي ادامه داد: يک دليل آن اين است که در تمام طول تاريخ فعاليت اين سازمان، بنيه تشکيلاتي و سازماني فدراسيون با نفوذ و اعتبار اجتماعي اش همخواني نداشته است و همه کساني که در اين سازمان فعاليت مي کنند به طور داوطلبانه و در کنار کار و زندگي شخصي خود اين وظايف را انجام مي دهند. دليل دوم اين است که شرايط و معيارهاي پذيرش پناهندگان را چنان سخت و غير قابل تحمل کرده اند که جان همه را به لب رسانده است.

عبدالله اسدي در ادامه سخنان خود گفت: من سندي را آماده کرده ام که شامل تصويري عيني از وظايف و کارکرد فدراسيون در يکي دو سال اخير است. همان طور که اشاره شد، بخشي از اين سند مربوط است به گزارش کار و فعاليت فدراسيون در دوره اي که گذشت. بايد بتوانيم بر اساس اين سند نيرو بگيريم و عرصه هاي مهم فعاليت فدراسيون را تا شش ماه آينده سازماندهي کنيم. در بخش بعدي کنفرانس، عبدالله اسدي پلاتفرمي را براي آينده فعاليت فدراسيون به کنفرانس معرفي کرد و گفت: بايد تلاش کنيم فعاليت آينده فدراسيون را برمبناي اين پلاتفرم سازمان بدهيم.

بخش آخر کنفرانس، انتخابات براي هيات مديره فدراسيون بود. کنفرانس ۶ نفر را به عنوان اعضاي هيات مديره براي آينده فعاليت فدراسيون در گوتنبرگ انتخاب کرد که  عبارتند از: بهنام آزاد، محمود موسوي، سحر ايوازي، جميس آدا، اسما يتيمزاده و مسعود نصراللهي. در اولين جلسه، هيات مديره، بهنام آزاد را به عنوان دبير فدراسيون در گوتنبرگ انتخاب کردند.

همبستگي، فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني – واحد گوتنبرگ

 

65500_429686897079922_1032984423_n

426336_429687307079881_1913288813_n

66585_429687423746536_1878288168_n