همه‌ی نوشته‌های gholam@A

شهرزاد موسوی: خشونت علیه زنان …

shahrzad m 304 x 448

در مورد خشونت علیه زنان سخن بسیار رفته است وسالهاست که تبدیل به موضوعی چالش برانگیز شده است وکارشناسان مختلف در این زمینه مطالعه وتحقیق فراوان کرده و کتابها ومقالات بسیاری را به چاپ رسانیده اند. واقعیت اینست که با این همه مطالعه وتحقیق عملا قدمی در جهت حل این معذل برداشته نشده است.

اما خشونت علیه زنان که مکان  مشخصی ندارد ودر هر موقعیتی مانند > خانه،  خیابان،  محل کار وغیره  ممکنست اتفاق بیافتد یک عامل اصلی دارد که آن تبعیض جنسیتی است که مانع برابری حقوق زن ومرد میشود واین نابرابری در تمامی سطوح زندگی مشاهده میشود. بصورت کلی شاید بتوان خشونت علیه زنان را به دو دسته مهم خشونتهای خانگی وخشونتهای اجتماعی  تقسیم کرد.

در خشونتهای خانگی که عمدتا از طرف پدر، همسر ویا برادر و گاهی درمواردی زنان از طرف فرزندان پسر مورد خشونت قرارمیگیرند اعمال میشود تا آنجا که با فرهنگ خانواده ها عجین شده است و زنان به ندرت در چنین مواردی موضوع را با پلیس در میان میگذارند چون هم از طرف خانواده ترس دارند وهم از حمایت قانون اطمینان ندارند و چه بسا از طرف حکومت مورد نکوهش قرار بگیرند.چرا که در  دولت جمهوری اسلامی سیاست مشخصی برای حمایت از زنان در اینگونه موارد وجود ندارد.

در کشورهای سنتی به زنان به چشم دارایی نگاه میشود و تجاوز به حقوق آنان مجازاتی را در برندارد. افزایش فرهنگ چند همسری توسط مردان نیز به نوبه خود جایگاه زنان را در خانواده کم اهمیت تر و امنیت آنها را به مخاطره بیشتری می اندازد واین خود یکی از عوامل افزایش دغدغه فکری ونا امنی برای زنان شده است.

زنان که باید خشونت در خانواده را تحمل کرده وبا این زمینه وارد جامعه ای خشونت آمیز تر بشوند دائما در هراس ونگرانی به سر میبرند چرا که افزایش خشونتها ناامنی را در ذهن زنان مرتبا تداعی میکند و در نتیجه زنان احساس پوچی کردده وخواهان گریز از محیطهای اجتماعی خواهند شد که این خود عامل گسترش افسردگی در بین زنان میباشد.خشونت علیه زنان واستفاده ابزاری از آنان در کشورهای مختلف و به اشکال گوناگون در حال اجراست.

در کشورهای سنتی با آزار وشکنجه و زدو خرد در کشورهای مدرن برای نمونه با رونق فیلمهای غیر اخلاقی که عمدتا زنان را به بهره کشی وا میدارد نمونه ای از خشونت مدرن علیه زنان میباشد .

در این راستا نیاز است در تمامی ابعاد به این مهم پرداخته و رسیدگی شود چرا که دختران نا امن تبدیل به مادرانی بیمار میشوند که فرزندانی بیمار در دامان خود پرورش خواهند داد.لذا زنان که مسئولیت تربیت نسلهای آینده را دارند میبایست خود در سلامت روانی کامل باشند چرا که سلامت نسل آینده در گرو سلامت مادران امروز است واین جزء با حمایت دولتها و آموزش به ملتها میسر نخواهد بود. *****

 

عبدالله اسدی: در پاسخ به چرندیات سایت گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران وابسته به جمهوری اسلامی در مورد عاشورای حسینی در سوئد

abe-asadi

سایت باشگاه خبرنگاران در گزارش خود در مورد اتفاقی که در روز شنبه ۲۴ نوامبر در گوتنبرگ سوئد میان دسته عزاداران و تظاهر کنندگانی که بر عیله اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی جمع شده بودند، نوشته است گروهی از سلطنت طلبان در روز عاشورای حسینی ضمن اهانت به مقدسات اسلامی، با مشت و لگد به عزاداران امام حسین حمله کردند.

در این مورد توجه خوانندگان این مطلب را به نکات زیر جلب می کنم. اولا: در این رویارویی هیچ نوع درگیری فیزیکی میان تظاهرکنندگان برای آزادی زندانیان سیاسی و دسته عزاداران عاشورای حسینی پیش نیامد. دوما: فراخوان دهنده تظاهرات برای آزادی زندانیان سیاسی، کمیته بین المللی علیه اعدام و کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی بودند نه سلطنت طلبان. بطور مشخص در گوتنبرگ سوئد فراخوان دهنده تظاهرات سوسن صابری و نازنین صدیقی از فعالین حزب کمونیست کارگری ایران بودند.

برای اثبات حقانیت این موضوع  و تکذیب چرندیات و دروغ پردازیهای سایت باشگاه خبرنگاران جمهوری اسلامی، عین اطلاعیه فراخوان تظاهرات به اسم این دو نفر و لینک وبگردی باشگاه خبرنگاران را ضمیمه میکنم. این تظاهرات روز شنبه ۲۴ نوامبر همزمان در ۱۵ شهر جهان برعلیه مجازات اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران برگزار گردید. تظاهرات در شهر گوتنبرگ سوئد نیز در همان تاریخ یکی از آنها بود.

سوما: گذارشگر جمهوری اسلامی نوشته است این اتفاق در شهر استکهلم افتاده است درحالیکه در شهر گوتنبرگ صورت گرفته بود. به این “عالیجنابان” جمهوری اسلامی نگاه کنید جزء دروغ و دزدی و جنایت علیه مردم ایران ذره ای حقیقت در وجودشان نیست. می گوید عزاداران حسینی را زیر مشت و لگد گرفتد ولی نه در تصاویری که خودشان گذاشته اند و نه در هیچ کدام از تصاویری که هر کس به ابتکار خود گرفته و گذاشته است کوچکترین درگیری فیزیکی دیده نمی شود و هیچکس شاهد چنین صحنه ای نبوده است.

گزارشگر جمهوری اسلامی در هیچ جا تصاویری نشان نمی دهد که کسی از عزاداران حسینی با مشت و لگد مورد حمله قرار گرفته باشد. برعکس این دسته عزاداران حسینی بودند وقتی که عکسهای ستار بهشتی و نسرین ستوده و کارگران زندانی را در دست تظاهرکنندگان دیدند و همگی شعار مرگ بر جمهوری اسلامی می دادند به طرف تظاهرکنندگان حمله ور شدند.

این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی و طرفداران جنایتکارش آنطور که خود می خواهند به خورد مردم می دهند. اینها جزو عادتشان است و اساسا با دروغ و سفسطه و دامن زدن به ترس و ارعاب در میان مردم سرپا مانده اند.اتفاقا در تمام کلیپ هایی که در یوتیوب و در سطح رسانه ها پخش شده است نشان می دهد که این دسته عزاداران حسین و در میان آنها طرفداران جمهوری اسلامی هستند بدلیل طنین شعار مرگ بر جمهوری اسلامی قصد حمله به تظاهرکنندگان برای آزادی زندانیان سیاسی دارند. بطوری که گروه انتظامات دسته عزاداران و پلیس از حمله آنها جلوگیری آوردند. ولی ناگفته نماند هرچه آنها خود را برای حمله به تظاهرکنندگان تکان می دادند طنین شعار مرگ بر جمهوری اسلامی بلندتر و کوبنده تر می شد و حامیان زندانیان سیاسی این آمادگی را داشتند که جواب حمله آنها را با ضد حمله بدهند و اسلامیون مرتجع و کف بردهان را سرجایشان بنشانند.لازم است هم اینجا به اطلاع برسانم که تعدادی از تظاهرکنندگان روز ۲۴ نوامبر درحال درست کردن کلیپی در همین مورد هستند. در این کلیپ با شاهدان عینی گفتگو شده و دروغ های وبگردی باشگاه خبرنگاران جمهوری اسلامی را با فاکت و مدرک نشان می دهند. ******

۲۴ نوامبر روز اعتراض جهانی به اعدامها در ایران

مردم آزادیخواه ! مخالفین جمهوری اسلامی !

تنها در طول چهار هفته گذشته ۱۰۴ نفر در ایران اعدام شده اند. دستکم ۳۰۰۰ محکومین به اعدام در زندانهای جمهری اسلامی بسر می برند. تنها در زندان رجایی شهر واقع در کرج ۱۱۱۷ نفر محکوم به اعدام هستند. ستار بهشتی وبلاگ نویس ۳۵ ساله چهار روز پس از بازداشت در اثر شکنجه های قرون وسطایی در زندان جمهوری اسلامی جان باخت. نسرین ستوده و فعالین کارگری همچون شاهرخ زمانی و رضا شهابی در زندان بسر می برند. در زندان قزل حصار ۱۰ نفر از زندانیان سیاسی در معرض خطر اعدام قرار دارند و این لیست بلند است…

براي مقابله با اين جنايات و اعدامها ،براي مقابله با حکومت اسلامي و براي نزديک کردن روز سرنگوني حکومت اسلامي بايد عليه اعدامها و برای آزادی زندانیان سیاسی به ميدان آمد.

ما نیز در شهر گوتنبرگ در روز شنبه ۲۴ نوامبر به این اعتراض جهانی می پیوندیم و از همه شما دعوت می کنیم که در مخالفت به اعدامها و برای آزادی زندانیان سیاسی در این حرکت اعتراضی شرکت کنید.

زمان: شنبه ۲۴ نوامبر ساعت ۱۴

مکان: Kungsportsplatsen روبروی سالوهالن

سوسن صابری 0708544529

نازنین صدیقی 0704914072
حمله پادوهای ربع پهلوی و سینه‌چاکان ستوده به عزاداران حسینی

پس از سوت و کف و هلهله فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88 و حمله آشوبگران سبز پوش به عزاداران امام حسین (ع) بار دیگر پادوهای بی‌دین ربع پهلوی که در فتنه 88 نیز نقش ایفا کرده بودند در روز عاشورای امسال به عزاداران امام حسین (ع) در استکهلم حمله کردند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، در روز عاشورای حسینی (ع) که تمام زمین و زمان در عزای حضرت امام حسین (ع) نشسته‌اند، مسلمانان و شیعیان ساکن در استکهلم سوئد نیز با راه‌اندازی دسته عزاداری عمق ارادت خود را به خامس آل عبا (ع) به نمایش گذاشتند.

 

جلوگیری پلیس از حمله سلطنت‌طلب‌ها به عزاداران امام حسین (ع)

گروهی از سلطنت‌طلبان ورشکسته و لائیک که تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کرد به سرعت دست به کار شده و طی یک تلاش مذبوحانه با حمله به عزاداران امام حسین (ع) قصد برهم زدن مراسم عزاداری را داشتند. این افراد که پلاکاردهایی در حمایت از نسرین ستوده (وکیل مدافع تروریست‌ها) و یک کارگری که پیش از مرگش بیشترین اهانت‌ها از سوی همین سلطنت‌طلبان به وی شده بود را سردست گرفته بودند، اقدام به سر دادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی کردند و ضمن اهانت به مقدسات اسلامی با مشت و لگد به عزاداران امام حسین (ع) حمله می‌کردند و پلیس سوئد تلاش می‌کرد تا از این اقدام بی‌شرمانه آنان جلوگیری کند.

 


حمله پادوهای ربع پهلوی و سینه‌چاکان ستوده به عزاداران حسینی

پس از سوت و کف و هلهله فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88 و حمله آشوبگران سبز پوش به عزاداران امام حسین (ع) بار دیگر پادوهای بی‌دین ربع پهلوی که در فتنه 88 نیز نقش ایفا کرده بودند در روز عاشورای امسال به عزاداران امام حسین (ع) در استکهلم حمله کردند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، در روز عاشورای حسینی (ع) که تمام زمین و زمان در عزای حضرت امام حسین (ع) نشسته‌اند، مسلمانان و شیعیان ساکن در استکهلم سوئد نیز با راه‌اندازی دسته عزاداری عمق ارادت خود را به خامس آل عبا (ع) به نمایش گذاشتند.

جلوگیری پلیس از حمله سلطنت‌طلب‌ها به عزاداران امام حسین (ع)

گروهی از سلطنت‌طلبان ورشکسته و لائیک که تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کرد به سرعت دست به کار شده و طی یک تلاش مذبوحانه با حمله به عزاداران امام حسین (ع) قصد برهم زدن مراسم عزاداری را داشتند. این افراد که پلاکاردهایی در حمایت از نسرین ستوده (وکیل مدافع تروریست‌ها) و یک کارگری که پیش از مرگش بیشترین اهانت‌ها از سوی همین سلطنت‌طلبان به وی شده بود را سردست گرفته بودند، اقدام به سر دادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی کردند و ضمن اهانت به مقدسات اسلامی با مشت و لگد به عزاداران امام حسین (ع) حمله می‌کردند و پلیس سوئد تلاش می‌کرد تا از این اقدام بی‌شرمانه آنان جلوگیری کند.

اهانت پادوهای ربع پهلوی و سینه‌چاکان نسرین ستوده به عزاداران امام حسین (ع)

گفتنی است که در روز عاشورای سال 88 نیز سلطنت‌طلبان لائیک و بی‌دین با همدستی بهائیان و منافقین اقدام به شادمانی، سوت و کف کشیدن و اغتشاش و آشوب‌گری در خیابان‌های تهران کردند، که این تلاش مذبوحانه ضد انقلاب، قلب ملت ایران اسلامی را جریحه‌دار کرد و امت اسلامی با خروش عاشورایی خود در روز 9 دی طومار فتنه‌گران را برای همیشه درهم پیچید.

یک سئوال از عبدالله اسدی

abe-asadi

اگر خوانندگان نشریه همبستگی دقت کرده باشند مدتی است برای هر شماره نشریه همبستگی سئوالاتی را با عبدالله اسدی مطرح می کنیم. تجربه تاکنونی برای طرح این سئوالات برای متقاضیان پناهندگی بسیار سودمند و با ارزش بوده و مورد استقبال آنها قرار گرفته  است. در این شماره نیز سئوالی را به شرح زیر با وی در میان میگذاریم.

همبستگی: یکی از سوالاتی در اداره مهاجرت پرسیده میشود این است که آیا سابقه دستگیرى و زندان دارید؟؟ می توانید در این مورد بیشتر توضیح دهید که چگونه و در چه سطحی باید به این سوال پاسخ داد؟

عبدالله اسدی: می پرسند اگر سابقه زندان دارید چند مورد و در چه تاریخهایى بوده؟ چند روز، چند ماه و یا چند سال زندانی بودید؟ زندان و یا بازداشتگاهی که شما در آن قرار داشتید در کجا قرار دارد؟ آیا در زندان مورد اذیت و آزار و شکنجه قرار گرفته بودید؟ آیا مدارکی را که نشان دهد شما در زندان بوده اید به همراه خود دارید؟ آیا می توانید کروکی زندان و یا بازداشتگاهی که در آن بسر می بردید را بکشید؟ می دانید چند تا زندانی در زندان شما بودند؟ آیا شاهد شکنجه یا اعدام  دیگران بوده اید اگر بوده اید شاهد شکنجه و یا اعدام کدام یک از زندانیان بوده اید؟ آیا در طول پروسه زندان هیچ وقت تقاضای مرخصی کرده اید؟ چند روز مرخصی گرفته بودید؟ بعد از چند وقت از زندان آزاد شدید؟ با قید ضمانت بوده یا کلا حکم زندانت تمام شده بود؟  شکل داخل و بیرون زندان چگونه است؟ در زندان اجازه ملاقات داشتید؟ در چه بندی بودید؟ به چه جرمی زندانی شده بودید؟ نحوه دستگیرى، آیا براى شما نامه فرستاده بودند، در محل کار دستگیر شدید و یا در منزل؟ در چه هنگامی شب یا روز؟ مامورینى که شما را دستگیر و یا جلب کردند چند نفر بودند؟

چگونگی پاسخ به این سئوالات برای متقاضیان پناهندگی بسیار مهم و سرنوشت ساز است. در ادامه همین سئوالات می پرسند: به وسیله چه نیرویى دستگیر شدید؟ نیروى انتظامى، امر به معروف ویا نهى از منکر، مفاسد اجتماعى و یا لباس شخصى ها و یا وزارت اطلاعات؟ توجه داشته باشید که هر کدام از آن نیروها برای وظایف و ماموریت های مشخصی ساخته شده اند، وکلای سازمان ملل و مسئولین و مقامات اداری این را می دانند. برای نمونه شما نمی توانید بگوئید ماموران امر به معروف من را به جرم فعالیت سیاسی دستگیر کرده اند. معمولا کسانی که بجرم فعالیت سیاسی دستگیر و یا بازداشت می شوند بیشتر از سوی وزارت اطلاعات، لباس شخصی ها، مامورین آگاهی و اگر در خیابان و در حال تظاهرات و اعتراض خیابانی باشد از طریق بسیج و نیروی انتظامی صورت می گیرد. آیا اشخاص دیگرى نیز در ارتباط با شما دستگیر شده اند، اگر ممکن است نام ببرید؟ آیا هنگام تفتیش منزل شما، مأمورین اسناد و یا مدارکی که جرم شما را اثبات کند پیدا نموده اند؟ از قبیل کتاب، نشریه، CD،هاردیسک کامپیوتر، دفتر صورت جلسه و نوار سخنرانی و غیره.

 

 

مصاحبه نشريه همبستگي با شهناز مرتب دبير فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در آلمان

207358_1965215255428_1394303218_32291063_3981075_n 200 x 301

همبستگي: اخيرا تحصني در اعتراض به شرايط سخت پناهندگان در آلمان در شهر فرانکفورت صورت گرفته بود براي خوانندگان نشريه همبستگي توضيح دهيد آيا در سياست پناهنده پذيري دولت آلمان تغييراتي ايجاده شده که در ۷-۸ ماه گذشته اين همه اعتراضات را در پي داشته است؟ اگر ممکن است در جواب به همين سئوال خيلي مختصر به ريشه و تاريخچه اوجگيري اعتراضات پناهندگي در سال جاري هم برگرديد؟

شهناز مرتب:اگر بخواهم به تاريخچه اوجگيري اين اعتراضات بپردازم بايد به چندين ماه قبل و در واقع به روزي که در شهر ورتسبورگ اولين چادر اعتصاب پناهجويان را برپا کرديم در شهري که بعلت شرايط ضد انساني و ضد پناهنده پذيري باعث شد که محمد رهسپار پناهجوي ايراني در روز ۲۹ ژانويه دست به خودکشي بزند و تصميم ما با پناهجويان براي يک حرکت اعتراضي که با تحصن و اعتصاب در روز ۱۹ ماه مارس شروع شد و در واقع ما دست به مبارزه اي براي تغيير شرايط و قوانين پناهندگي زديم.

 

همبستگي: شما به همراه مسعود حسن زاده از ديگر مسئولين فدراسيون در آلمان همزمان با آغاز شروع راهپيمائي پناهجويان از ورتسبورگ به شهر برلين با پارلمان محلي آلمان در استان بايرن بر سر خواسته هاي پناهجويان به مذاکره نشستيد. مهمترين خواسته هايي که در آن نشست مطرح کرديد، شامل چه مسايلي بود و آنها در پاسخ به خواسته هاي شما چه پاسخي دادند؟ چه شد که بعد از اين نشست در شهر فرانکفورت باز هم براي يک مدت طولاني پناهجويان را به تحصن فراخوانديد؟

شهناز مرتب: دعوت پارلمان استان بايرن  در واقع بعد از تحويل بيش از   ۳۰۰۰ امضا براي تغيير شرايط براي پناهجويان در استان بايرن که در طول اعتصاب توسط مردم و تحويل آن به پارلمان و همينظور درخواست يکي از نمايندگان مجلس از حزب سبز آلمان که در طول اعتصاب ما اين حرکت را حمايت کرده بود و در کنار ما بود براي تشکيل يک کميته بررسي  در مجلس استان بايرن که اين کميته که شامل ۴۰ نماينده بود در ماه آگوست تشکيل شد که مسعود حسن زاده و من از طرف پناهجويان دعوت شديم و در آنجا تمام خواستهاي پناهجويان مورد بررسي قرار گرفت و سپس براي بررسي مجدد به مجلس آلمان در برلين فرستاده شد.

همبستگي: آيا در طول تحصن پناهجويان در فرانکفورت احزاب و مقامات دولتي در آلمان عکس العملي در قبال اعتراض پناهجويان نشان دادند؟

شهناز مرتب:

از روزهاي اول شروع اين حرکت در فرانکفورت، ما با استقبال و حمايتهاي بسيار زيادي روبرو شديم؛ چه از طرف مردم و همينطور از طرف احزاب مختلف،سازمانهاي مدافع حقوق پناهندگي،دانشجويان دانشگاههاي استان هسن و در واقع ما با حمايتهاي بسيار زيادي روبرو شديم  اين مسئله قرار است به زودي مورد بررسي قرار بگيرد ولي هنوز ملاقاتي رسمي صورت نگرفته است.

همبستگي: آيا شرکت متقاضيان پناهندگي در تحصن فرانکفورت چشمگير بود اگر نه چه دلايلي باعث مي شد به طور وسيعتري در اين تحصن شرکت نکنند؟

شهناز:شروع اين تحصن با ۱۳ نفر شروع شد ولي در جريان تحصن تعداد زيادي پناهجو از شهرهاي مختلف به ما پيوستند و در واقع استقبال زيادي از طرف پناهجويان صورت گرفت. عليرغم هواي نا مناسب و طوفاني، بارانهاي مداوم و سرماي زياد ولي با قلبي پر اميد براي تغيير شرايط غير انساني مقاومت ما براي ادامه مبارزه بيشتر ميشد.

همبستگي: قرار بود روز يکشنبه ۱۱ نوامبر به اين تحصن پايان بدهيد آيا از  انعکاس آن در مدياي آلماني و فارسي زبان و در مجموع از انعکاس آن راضي هستيد؟

شهناز مرتب:از انعکاس آن واقعيتش زياد راضي نيستم و در اصل من شخصا زياد موافق پايان اين تحصن نيستم و نبودم و در واقع پايان تحصن، پايان اين اعتراضات نيست و نخواهد بود. اين مبارزه برا ي گرفتن  حق پناهندگي تا رسيدن به خواستها ادامه خواهد داشت و در واقع فرم اين مبارزه تغيير خواهد کرد ولي مبازه ادامه دارد.

همبستگي: از نظر تامين امکانات و ادامه چادر  تحصن چطور پيشرفت؟

شهناز مرتب: همانطوريکه بيشترين حمايتها را ما در خيابانها ديديم از مردميکه انسانيت را نمايندگي ميکنند اتفاقا تامين اين مخارج وتامين امکانات هم از طرف همان انسانها بوجود آمد و خوشبختانه اين حمايتها بيدريغ و کاملا چشمگير بود و از اين نظر براي ادامه اين حرکتها فضا و امکانات کاملا مهياست.

همبستگي: نقش سازمانها و نهادهاي آلماني  مدافع حقوق پناهندگي و حمايت آنها از خواسته هاي پناهجويان را چگونه ارزيابي مي کنيد.

 

شهناز مرتب:خوب بظر من کاملا مثبت است و تاثيرگذار و در واقع خيلي از وظايف به عهده آنهاست و در تقسيم کارهاي اين مبارزه آنها بيشترين وظايف را بعهده گرفته اند و در واقع ما سازماندهي ميکنيم.

همبستگي: چشم اندازتان از اين حرکت چيست؟ فکر مي کنيد اين اعتراضات در روزها و ماههاي آتي بازهم گسترش پيدا کند؟ آيا فدراسيون برنامه اي براي گسترش اين اعتراضات دارد اگر دارد خيلي مختصر و کوتاه توضيح دهيد در چه اشکالي ميخواهيد به اين اعتراضات دامن بزنيد؟

شهناز مرتب:اين مبارزات بي شک گسترش پيدا خواهد کرد و ادامه خواهد داشت. اين مبارزه از ورتسبورگ شروع شد و ما آن را آغاز کرديم و دامنه اين اعتراضات تا قلب برلين ادامه پيدا کرد و تصوير روشني را در مقابل پناهجويان قرار داد و اميد به تغيير براي يک شرايط انساني اميدي که براي تمامي پناهجويان قابل لمس بود که با يک حرکت متشکل و سازمان يافته و متحد ميشود اين سياستهاي ضد انساني و دشوار را عوض کرد و به اين وضعيت پايان بخشيد.

 

محمد تقي فرهاني: مردم ديگر فريب محرم و صفر و خرافات نمي خورند

img_2383

محرم آمد و…. بعد از به قدرت رسيدن و تسلط آخوندها بر کشور ايران همواره ازاين تز خميني که ميگفت: اين محرم وصفراست که اسلام را زنده نگهداشته است پيروي کرده چون منظور خميني از زنده نگهداشتن اسلام حفظ موجوديت آخوندها بود يعني حفظ و بقاي آخوندها بستگي به همين محرم و صفر دارد. اينک محرم فرارسيده  بار ديگر از احساسات مردم استفاده کرده و مدتي آنان را سرگرم مي کنند تا به مصيبت هايي که ازهرطرف به آنان وارد ميگردد فکر نکنند و با مغز شويي گروهي بقبولانند که محرم است بايد گريست بايد برسرزد و بر سينه کوبيد  چرا چون حسين کشته شده است. يکي نيست به اين بي خردان بگويد اگرحسين به خاطر دين کشته شده و با خون خود اسلام را آبياري کرده است و به خواسته هايش رسيده که بايد اين ماه را جشن گرفت و به پايکوبي پرداخت مگر ايران در طول انقلاب  آن همه کشته نداد پس چگونه است که در بهمن ماه دهه فجردرست کرده ايد وجشن ميگيريد  گويي در اين روز هيچ اتفاقي نيفتاده و صدها پير و جوان و کودک در درگيري ها به شهادت نرسيده اند اما هزار وچند صدسال پيش واقعه اي با هرايده وعقيده اي به وقوع پيوسته که هيچ ربطي به زندگي امروز ما ندارد ولي با برنامه ريزي دقيقي که رژيم ملاها کرده نهايت استفاده را نموده تا افکار عمومي را از آن چه در کشور مي گذرد منحرف نمايند و به فکر کسي خطور نکند که درآن روي سکه چه مي گذرد واين ددمنشان با جوانان ما  اين نسل آينده ساز چه مي کنند وچگونه نفسها را در سينه خفه مي کنند و با کوچکترين اعتراضي درهر گوشه اي ازايران به شدت برخورد ميشود و هر صداي آزاديخواهي را با ضرب و شتم و زندان و شکنجه و در نهايت با قتل آزاديخواهان جواب مي دهند و در آخرين مورد به قتل آوردن جواني بنام ستار بهشتي که فقط به جرم بيگناهي به خانه اش ريختند و باغارت کردن لوازم شخصي اش او را با دستبند برده و به زندان افکندند و آن قدر او را شکنجه نمودند که براثرجراحات وارده جان باخت. اين است برکات اسلام و مشتي آخوند دزد و غارتگر که سالهاست شاهد ثمراتش مي باشيم. مردم ايران بايد هشيار وآماده باشند. براي خنثي سازي طرفند هاي ملاها بايد با ايجاد مراسم شادي وسرور وبر پايي جشن وهل هله و شادي مثل نوروز و چهارشنبه سوري، خاري درچشمان اين دزدان وغارتگران شويم که سالهاست مملکت را چپاول مي کنند و مردم ايران را با فقر و فلاکت بيسابقه اي رو برو ساخته اند. بايد به اين  وضعيت پايان بدهيم و بر ويرانه هاي پس از جمهوري اسلامي، ايراني عاري از زندان و شکنجه و اعدام و سرکوب سياسي برپا کنيم. آن روز نزديک است

زنده باد آزادي

مرگ براستبداد

 

مهدی داداش زاده: جمهوري اسلامي و سناريوي تکراري در قتل ستار بهشتي

dadashi

جمهوري اسلامي به عنوان يک رژيم ديکتاتوري وسرکوبگربراي همگان شناخته شده است. موافقان ومخالفان اين حکومت هم اين حقيقت رابه خوبي ميدانند که رژيم اسلامي وسردمداران آن در ادوارگذشته براي خاموش کردن صداي مخالف دست به چه اقدامات و جناياتي زده اند.

با توجه به اين مهم، عمال جمهوري اسلامي نشان داده اند که وحشت بسياري از رسانه اي شدن جناياتشان دارند وهمواره سعي کرده اند به نوعي درسکوت رسانه اي قرار بگيرند ويا بر آن درپوش بگذارند، ولي نه تنها دراين امر موفق نشده اند بلکه بيش از پيش در پيشگاه مردم وقضاوت عمومي شناخته شده تر ومنفورتر شده اند.

دستگيري و شکنجه وسپس قتل ستار بهشتي جوان وبلاگ نويسي که تنها جرمش، نوشتن و انعکاس مشکلات مردم واعتراض به فرورفتن نظام به منجلاب فساد واختلاس بود ،به صورت گسترده اي درميان توده مردم ورسانه هاي مختلف بازتاب داشت ومظلوميت اين جوان درچنگال جمهوري مستبد اسلامي باعث اعتراضات گسترده اي درميان شبکه هاي اجتماعي وهمينطور سازمانهاي حقوق بشري داخلي وخارجي واقشارمختلف مردم شد.

همچنانکه مشاهده شد رسانه ها وعناصر وابسته به رژيم در ابتدا هيچگونه واکنشي نسبت به اين جنايت در داخل شکنجه گاههاي مخوف خود نشان ندادند و تقريبا در يک سکوت خفت بار فرورفتند. ولي فشار رسانه اي و جو جامعه، آنها را ناگزير به پاسخگويي کرد البته از نوع خودشان و بازهم همانند دفعات قبل ابتدا تلاش در انکار و حاشا و سپس سعي در طبيعي جلوه دادن مرگ يا ربط دادن اين قتل با عوامل مختلف داشتند که درتماسهاي آنها با خانواده ستار بهشتي و سعي در القاي جملاتي از قبيل (او داراي بيماري قبلي بوده و…) ياموضع گيري نمايندگان وعناصر اين رژيم درجهات مختلف کاملا نشان از بازي کثيف و تکراري رژيم مي داد.

همانند گذشته اين بارهم رژيم درباتلاقي که خود درست کرد،گيرافتاد.

آري؛ازگذشته خوب به ياد داريم که در اعتراضات سال ۸۸  يا دفعات قبل و بعد از آن، اين ظالمان چگونه جريانات مختلف يا معترض را مسئول يا مرتبط با قتل و کشتار جوانان مردم ميدانستند؛ در مواقعي هم وانمود نمودند مرگ کاملا طبيعي بوده وهيچ دليل ياعوامل غير عادي در مرگ زنداني يا فرد مورد نظرمشاهده نشده است همانند جريان قتل زهرا کاظمي و…

واکنش و اظهارات مسئولان قوه قضاييه و در راس آنها صادق لاريجاني در مشاهده کبودي درنقاطي از بدن همانند کمر و پا و برخورد باعوامل احتمالي در صورت اثبات قتل، پرواضح بو دکه رژيم در حال فرار به جلو ميباشد در همان حال اظهار نظرات مختلف ازداخل نظام مبني بر احتمال کم مرگ زير شکنجه و احتمال دلايل ديگرنشان از هماهنگي مسئولان داشت براي سرپوش گذاشتن برجنايتي ديگر؛ درپايان هم بيانيه پزشکي قانوني(که عدم استقلال آن و فشاراز بالا از قبل مشخص بود) دربيان عدم اثبات مرگ به صورت شکنجه و پيدانشدن شواهدي از خفگي و مسموميت يا غير عادي بودن مرگ، اين سناريوي تکراري نظام را کاملا به پايان خود نزديک کرد.

در اينجا لازم به يادآوري ميباشد که عليرغم تمام مشاهدات و مستدلات و اظهارات خانواده آن مرحوم و اشارات خود مرحوم ستار بهشتي مبني بر تهديد و ارعاب قبل از دستگيري و شکنجه و آزار بعد از دستگيري، همراه با شهادت زندانيان بند ۳۰۵ از مشاهداتشان از آثار شکنجه شديد بر روي مرحوم ستاربهشتي، جمهوري اسلامي بازهم تلاش کرد خود را کاملا بيگناه وعاري از هرگونه خطا و ظلم و جنايتي جلوه دهد ولي حقيقتي که رژيم نميتواند از آن بگريزد اين است که عوامل و نيروهاي وابسته به جمهوري اسلامي و در راس آنها شخص علي خامنه اي مسئول قتل ستار بهشتي و تمامي جانباختگاني هستند که اسير دست جلادان سرکوبگر رژيم ظالم اسلامي شدند وبا اين اقدامات نخ نما شده رسانه اي نميتوانند خود را تبرئه يا افکارعمومي را متقاعد با اقدامات خود کنند وناگزيرند به خاطراينگونه جنايات که از بدو تشکيل اين حکومت ناميمون شروع شده و تاکنون ادامه داشته پاسخگو باشند و مسلما روزي خواهد رسيد که در برابرقانون و مردم و خانواده هاي مظلوم و داغ ديده قرارگيرند و ما هيچگاه فراموش نخواهيم کرد جنايات اين رژيم خونخوار را و مطمئنا اين جنايت اخير هم همچون دفعات قبل لکه ننگي بود برپيکره نظام اسلامي وتنفر بيش از پيش همگان را در برداشت.

کمپین بین المللی آزادی آرمین راد (حسین جواهری نیا) از بازداشتگاه اداره مهاجرت کره جنوبی

javaherinia

آرمین راد (حسین جواهری نیا) یک فعال سیاسی با سابقه فعالیتهای سیاسی وسیعی است که از تاریخ ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲ در بازداشتگاه اداره مهاجرت در شهر هاسونگ کره جنوبی بازداشت شده و قرار است به ایران دیپورت شود.

آرمین فعالیتهای سیاسی خود را از سال ۱۳۶۵ و در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران آغاز کرد او فعالیتهای خود را تا سال ۱۳۷۳ ادامه داد. در این سال دو بار توسط نیروهای اطلاعاتی دستگیر و یک بار به مدت ۱۴ روز و بار دوم بمدت ۲ ماه و نیم در زندان قزوین و زیر شکنجه قرار داشت. در سال ۱۳۷۶ بر اثر یک تصادف ساختگی توسط نیروهای اطلاعاتی هدف قرار گرفته که در اثر این تصادف پای او آسیب میبیند. آرمین در سال ۱۳۸۲ از ایران فرار کرده و در کره جنوبی درخواست پناهندگی میکند. درخواست پناهندگی آرمین دو سال بعد در سال ۱۳۸۴ توسط اداره مهاجرت رد میشود. آرمین که در خطر دیپورت بسر میبرد از ترس بازگشت به ایران مخفی شده و به زندگی غیرقانونی خود در کره جنوبی ادامه داده و همزمان به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میدهد. حسین جواهری نیا که از مدتها قبل با فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ارتباط داشته از سال ۱۳۸۴ مسئول واحد کره جنوبی فدراسیون شده و در دفاع از حقوق پناهندگان در کره و علیه جمهوری اسلامی در راستای سیاستها و اهداف فدراسیون به فعالیتهای خود ادامه میدهد.

در سال ۱۳۸۵ حسین جواهری نیا تغییر مذهب داده و از اسلام به مسیحیت رو می آورد اما کماکان فعالیتهای سیاسی خود را نیز ادامه میداده است.

در سال ۱۳۸۸ همزمان با اوج خیزش انقلابی مردم علیه حکومت آرمین در اعتراضات مردم در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در سئول پایتخت کره جنوبی شرکت کرده که عکسهای او در تظاهرات  نیز در رسانه های گروهی کره جنوبی درج میشوند.

از سا ل ۱۳۸۴ به بعد همزمان با فعالیتهای علنی آرمین در دفاع از کمپین های سیاسی و پناهندگی فدراسیون بارها  به وسیله تلفن و ای میل و همینطور اشخاص وابسته به سفارت جمهوری اسلامی ایران در کره مورد تهدید قرار گرفته بود.

آرمین از موقعیت منساب پزشکی برخوردار نیست آرمین پایش را که در اثر تصادف ساختگی مامرین امنیتی در سال ۱۳۷۶ ضربه دیده بود دو بار عمل جراحی کرده و اکنون به عمل سوم نیاز داشته و چنانچه این عمل انجام نگیرد امکان این هست که پایش را برای همیشه از دست دهد.

دیپورت آرمین به ایران بطور قطع  به معنی دستگیری و شکنجه و خطر اعدام برای او خواهد بود. دولت کره جنوبی در واقع عملا شریک جنایت و رسما کنار جمهوری اسلامی ایستاده است.

ما همه مردم آزاده و همه سازمانهای مدافع حقوق بشر را فرا میخوانیم تا به این تصمیم دولت کره جنوبی اعتراض کرده و خواهان توقف حکم دیپورت و آزادی فوری او شوند.

باید تمامی سفارتخانه های کره جنوبی ، وزارت دادگستری و وزارت امورخارجه کره جنوبی زیر باران نامه های اعتراضی شما قرار گیرند. باید دولت کره جنوبی را نیز متوجه کرد که نمیتوانند با جان و امنیت مخالفین سیاسی حکومت جمهوری اسلامی معامله کنند.. دفاع از آرمین  فقط دفاع از جان یک انسان،  دفاع از یک فعال سیاسی علیه جمهوری اسلامی نیست، بلکه اعتراض به سیاست بیشرمانه دولت کره جنوبی در همکاری با جمهوری اسلامی و دفاع از مبارزه مردم ایران با رژیم ضد بشری اسلامی نیز هست.

در حمایت از این کمپین و برای جلوگیری از دیپورت آرمین این پتیشن را امضا کنید.

در وبلاگ ویژه کمپین آرمین را آزاد کنید نامه های آماده قرار دارد که میتوانید این نامه ها را برای وزارت دادگستری و کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در کره جنوبی ارسال کرده و از حق اقامت و پناهندگی مخالفین حکومت اسلامی نه تنها در کره جنوبی که در سراسر دنیا حمایت کنید.

برای امضای پتیشن به این آدرس مراجعه کنید:

http://www.petitions24.com/armin

برای کسب اطلاعات بیشتر به صفحه وبلاگ کمپین آرمین را آزاد کنید مراجعه کنید.

http://freearmin.blogspot.nl/

صفحه فیس بوکی آرمین را آزاد کنید

http://www.facebook.com/FreeArmin

جهت کسب اطلاعات بیشتر در باره این کمپین نیز میتوانید با فرشاد حسینی مسإول این کمپین تماس بگیرید.

farshadhoseini@gmail.com

Tel: 0031-681285184

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۵ نوامبر ۲۰۱۲

سارا ایرانی: خاطره ای با گشت ارشاد در شیراز

Sara_Irani

در یک عصر تابستان با دوستم تصمیم گرفتیم به خیابان برویم. بعد از آماده شدن طولانی که میکاپ وست کردن لباس (آرایش) با هم از خانه بیرون رفتیم.هدف ما رفتن به خیابان ستارخان بود.ستار خان خیابانی است برای خط زدن و پیاده روی و اذیت کردن؛ خیابانی که دخترو پسرهای جوان برای گذراندن وقت خود به آنجا میروند مشابه خیابان جردن در تهران. خیابان به خانه ما بسیار نزدیک بود بطوری که بعد از طی دقیقه پیاده روی در هوای خوش و دلچسب شیراز به آنجا رسیدیم.

قبل از خروج از خانه داشتیم حسابی با خود کلنجار می رفتیم که چه نوع لباسی بپوشیم مانتوی بلند یا کوتاه؟ دوستم گفت بیا مانتوی بلند بپوشیم حوصله گیردادن و اعصاب خوردی گشت ارشاد را نداریم. به توافق رسیدیم مانتوی بلند و شال و روسری بلند و ضخیم بپوشیم. به حساب خودمان مانتوهایمان بلند، شالهای ضخیم و شلوارهایمان گشاد است و جای هیچ بهانه ای برای خواهران ارشادی جا نگذاشته ایم. داشتیم همین طوری راه می رفتیم هنوز پنج دقیقه  نگذشته بود سروکله گشت ارشاد با کشیدن آجیر و روشن کردن چراغهای قرمز و ترسناکش پیدا شد و درکنار ما توقف کردند. و ما هم با اعتماد به نفس گفتیم:بله بفرمایید.خیالمان راحت بود، فکر میکردیم دیگر جای برای بهانه آنها باقی نگذاشته ایم و آنها نمی توانند مثل همیشه به ما گیر بدهند.

در این فکر بودیم که یکهو یکی از خواهران ارشادی ما رو صدا زد. کمی جلوتر رفتیم. گفت:خانم این چه مانتوی است که پوشیدین خجالت نمی کشی؟ ماهم که بی خبر از همه چیز پیش خودمان گفتیم: ایندفعه دیگه به چی گیر میدید مانتوی من که بلنده و گشاد.گفت:این چه رنگیه که پوشیدی ؟ گفتم:رنگ سبزه فسفری مگه چشه؟

گفت: خجالت داره دختر مسلمان در شهادت مولای متقیان علی(ع) باید این رنگ و بپوشه خلاصه کلی ما رو سرزنش و تحقیر کردند درحالیکه فقط با اسم مسلمون تداعی می شدیم و هیچ اعتقادی هم به خدا و پیغمبرشان هم نداشتیم ولی حواسمون نبود که این شب شب شهادته چون اهمیتی برامون نداشت. خلاصه 40 دقیقه روی اعصابمون راه رفتند تا مارو سوار کنند و به بازداشتگاه خلیلی ببرند اما مگه زورشون به ما رسید؟

خیر، ما بسیار آبدیده تر از آن بودیم که آنها فکرشو می کردند. از ۱۵ سالگی با آنها و سگهای پاچه گیرشون آشنا بودیم و چهره نحص فاطی کماندوهارو می شناختیم. چهره کریهشان زیر نقاب پوشیده  بود، فقط از سیبیل های بلندشان و پر پوشتی سیبلهاشون که نشان از مجرد بودنشان بود می شناختیم. از اینکه نتوانستند ما را سوار ماشین کنند و ببرند، تیرشون به سنگ خورده بود و بسیار عصبانی و خودباخته بودند.آنها در این جور مواقع باج گیری میکنند و می خواهند پولی بجیب بزنند یا……

خلاصه یکی از ماموران مرد گوشی ام را از دستم کشید و یک درگیری ایجاد شد یکهو تلفنش به صدا درآمد. گوشی را جواب داد و گفت با شما کار داره گفتم من؟ گفت: آری به شما کار داره. با شک و تردید گوشی را گرفتم. از صدایش پسر جوانی به نظر می رسید. به من گفت: فقط این شماره را یاداشت کن و بگو از بستگان من هستی گفتم: باشه.

خلاصه شماره شو روی دستم نوشتم و مامور به مامور دیگه زنگ زد و بعد از چند دقیقه مارو رها کردند و رفتند. خلاصه از اینکه نتوانستند مارو ببرن ناراحت و سراسیمه و عصبی شده بودند. داشتیم با ناراحتی و پر از بغض و کینه نسبت به  برخورد و رفتار فاشیستی و جنایت کارانه شان بر می گشتم به خونه، یک ماشین در کنار ما توقف کرد. گفت: خانم من همون هستم که ضامنتون شدم و سوار بشید که برسونمتون چون یکی دیگه از ماشین ها شون هم داره از این طرف میاد ما هم با ترس و لرز سوار شدیم.ولی بالاخره مارو رسوندن به خونه. یکی از آنها گفت: من این مامورین رو میشاختم دوستم بودن هر وقت ببینم به دختری جوان گیر می دن زنگ می زنم و مانعشون میشم. این بود سر گذاشت روزی که تلاش کردیم درست بپوشیم. اونا عقده دارند، چه لباست خوب باشد چه نباشد.

این است رفتار جمهوری اسلامی.روزی هزاران نمونه از این نوع رفتارهای فاشیستی و ضد انسانی اتفاق می افتد. این ها ماموران خود را این طور تربیت کرده اند.به آنها آموزش می دهند تا در امر خصوصی مردم دخالت کنند و رعب و وحشت ایجاد کنند.کارشان همین است و علنا از مردم به بهانه های گوناگون باج گیری می کنند و هرنوع لباس پوشیدن ساده را سیاسی می کنند.مردم تحمیل رعایت شئونات اسلامی را نمی خواهند.دخالت در زندگی خصوصی مردم به هیچ مقام و منصب و مذهبی مربوط نیست. دستگیری و ضرب و شتم و بی حرمتی به مردم به فرهنگ و سنت جاافتاده ای درجمهوری اسللامی تبدیل شده است بطوری که برای سرکوب مردم چاقوکش و لمپن اسلامی تربیت کرده اند و به آسانی دست به هر جنایتی می زنند.در واقع قانون عصرحجر پیاده کرده اند کار را بجای رسانده اند که در اثر آن به موجی از تنفر و بیزاری علیه خود دامن زده اند. این را فهمیده اند روزی کاسه صبر مردم لبریز می شود و نابودشان می کنند.آن روز نزدیک است.

 

خطوط کلی دستورالعمل شش ماهه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

این نوشته پلاتفرمی است برای فعالیت های دوره آتی فدراسیون. تلاش رهبری فدراسیون این است که این پلاتفرم را مبنای برگزاری کنفرانس های محلی و سراسری خود قرار و این تشکیلات را بر این مبنا سازمان دهد.

۱- سازماندهی یک تیم سه نفره برای تهیه و تنظیم تائیدیه های فدراسیون در ترکیه و کشورهای اروپایی. این تیم با رجوع به پرونده های پناهجویان و پرسشنامه فدراسیون و از راه گفتگو با پناهجویان و در تبادل نظر با هم  این عرصه از فعالیت را پیش خواهند برد. این یک عرصه بسیار مهم و تعیین کننده در زندگی پناهجویانی است که فدراسیون در پرونده فردی آنها دخالت می کند.

۲- نشریه همبستگی باید به طور روتین هر دو هفته یکبار منتشر شود. در طول یک سال و نیم اخیر نازنین صدیقی این نشریه را به تنهایی منتشر میکرد. با توجه به اینکه نویسندگان نشریه اکثرا غیر حرفه ای هستند، ادیت مطالب، بسیار وقتگیر و طاقت فرسا بوده است و همچنین بخاطر مسئولیت های متعددی که نازنین دارد گاهی اوقات انتشار نشریه  به موقع صورت نمی گیرد. بنابراین لازم است فدراسیون یک تا دو نفر دیگر را به انتشار نشریه همبستگی اختصاص دهد تا این نشریه به طور منظم منتشر شود.

۳- سایت سوئدی فدراسیون باید از نو ساخته شود. سایت به زبان محلی در سوئد برای فدراسیون بسیار مهم و حیاتی است. بعضی از کارهای اولیه سایت از سوی ناصر شیشگر و نوید مینایی انجام شده است که باید به سرعت تکمیل شود.

۴- من به عنوان دبیر سراسری فدراسیون تا بحال ۲۴ ساعته تلفنم باز بوده و یک تنه به تلفنها و تقاضاهای کمک پاسخ و به متقاضیان پناهندگی مشاوره داده ام. اگرچه این روش از کار به اجبار و بدلیل عدم وجود کادرهای توانا و مسلط به مسایل پناهندگی به نوعی به خود من تحمیل شده است. ولی ادامه این وضع به نفع فدراسیون نیست منظورم ابدا این نیست که کارهای ما در ۳-۴ سال گذشته جوابگو نبوده و یا خیلی ضعیف کار کرده ایم؛ واقعیت این است که اگر ۲۴ ساعته به تلفنها جواب نمی دادیم و اگر به نامه های فراوان مردم به بهترین وجه پاسخ نمی دادیم و با کمترین نیرو جلو دیپورت پناهندگان را سد نمی کردیم الان نمی توانستیم با حرارت و افتخار از فعالیت های این سازمان در دفاع از خقوق پناهندگان تعریف کنیم.

اما این نوع فعالیت ها فرسوده کننده است و بسیاری از فعالین ما در این راه فرسوده شدند و اگر این همه عرصه کاری بدرست سازماندهی نشود و اگر هرکس به اندازه توانش در این تقسیم کار سازمان پیدا نکند و میرود که به سرعت فعالین دیگر را هم فرسوده و از کار بیاندازد. نمی دانم چقدر زور و ابتکارمان کفایت می کند ولی باید فدراسیون را از چنین وضعیتی بیرون بکشیم و به یک سازمان منضبط تر و قابل اتکاتر و دارای یک رهبری منسجم مبتنی بر تقسیم کار لازم تبدیل کنیم. دبیر فدراسیون باید دست و بالش آزاد شود تا بتواند بچرخد و به کمبودهای کار واحدها رسیدگی کند؛ با آنها جلسه بگیرد و وظایف بالای فدراسیون را سازمان بدهد. حجم مشاوره ها باید  از روی دوش دبیر کم شود و برای جبران آن روشهای دیگری را جایگزین کند.

۵- فدراسیون باید برای ترمیم و گسترش مشاوره با پناهجویان و متقاضیان پناهندگی در شش ماه آینده چند قلم کار اساسی و مهم را در دستور فعالیت خود قرار دهد:

۱- برای پاسخ به تلفن ها و دادن مشاوره به متقاضیان پناهندگی روزها و ساعتهای مشخصی را در طول هفته اعلام کند.

۲- تهیه و تنظیم یک جزوه اطلاعاتی برای راهنمایی متقاضیان پناهندگی، بطوری که هرکس درخواست مشاوره و راهنمائی کند عین جزوه برایش ارسال شود و از وی خواسته  شود که چنانچه قصد درخواست پناهندگی دارد آن را با دقت مطالعه کند و برمبنای آن عمل کند.این جزوه کمک می کند که از میزان تلفن ها و مشاوره های تلفنی و خسته کننده کاسته شود. تلاش فدراسیون این است که این جزوه را بزودی آماده کند و در دسترس متقاضیان پناهندگی بگذارد.

۳- در همین رابطه تهیه جزوه دیگری شامل ۲۰ تا ۲۵ سئوال کلیدی که در پاسخ به سئوالات و نامه های متقاضیان پناهندگی نوشته شده در دستور کار فدراسیون قرار می گیرد. خوبی این جزوه ها این است که دست به دست می چرخد و کیفیت و اعتبار و استاندارد کار فدراسیون را نیز بالاتر می برد و به متقاضیان پناهندگی خط و جهت درستتری می دهد.

۴- ازطریق مصاحبه های تلویزیونی: این مصاحبه ها باید کمک کند که دانش متقاضیان پناهندگی را نسبت به پروسه ای که درآن قرار می گیرند بالا ببرد.

۵- اختصاص صفحاتی از سایت فدراسیون و نشریه همبستگی بعنوان ابزارهای مهم و لازم برای ارتقا هر چه بیشتر سطح کار فدراسیون در امر مشاوره با متقاضیان پناهندگی. به هر اندازه بتوانیم این نقشه را عملی کنیم به همان اندازه نیز دست و بال فدراسیون برای صدور اطلاعیه و نامه به مقامات اداری و رسیدگی به فعالیت واحدها و کارهای کمپینی بازتر می شود.

۶- نقشه فدراسیون این است که در طول شش ماه آینده شکل کار کمپینی و مبارزاتی فعالیت خود را در سطح نسبتا بالاتری سازماندهی کند، به این بخش از فعالیت، نیروی بیشتری اختصاص دهد و هرجا که ممکن است به نیروی خود پناهجویان متکی شود، راه را برای ارتقای کارهای کمپینی و مبارزاتی فدراسیون باز کند، به هر اندازه که ممکن است با فعالین جنبش ۹۹ درصدیها ارتباط برقرار کند و از نیروی آنها برای دفاع از حقوق پناهندگی و نوع دوستی و حقوق برابر و شهروندی استفاده کند.علاوه بر این با اتحادیه های کارگری و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگان ارتباط بگیرد و نیروی آنها را به کمک بطلبد. برای ارتقای هر چه بیشتر سطح کار فدراسیون لازم است به نکات دیگری در این نقشه عمل بشرح زیر توجه نمود از جمله عضوگیری حرفه ای و دخیل کردن افراد در فعالیت های فدراسیون همراه با میزان توانایی، امکانات و خلاقیتهای افراد، سازماندهی آکسیون ها، ترجمه و درخواست کمک از تعدادی مترجم برای ترجمه تائیدیه ها و نامه های فدراسیون و در مجموع استفاده از امکانات مردمی برای پیشرفت سریعتر کار پناهجویان. کارهای کمپینی فدراسیون باید دقیق و زمانبندی شود، برای مثال اگر قرار است در دو ماه آینده راجع به دیپورت پناهجویان در آلمان یا هر جای دیگر تظاهراتی صورت گیرد در این دو ماه باید در مشاوره های تلفنی و حضوری و به هرشکل ممکن برای آن تبلیغ شود و کلیه امکانات مردمی در خدمت به آن بکار گرفته شود. کار در مدیای اجتماعی، جلب توجه افکار عمومی، سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی و تهیه کلیپ و کار در فیسبوک و تماس با رسانه های فارسی زبان. تشکیل جلسات منظم با مسئولین واحدها و بطور مشخصتر تماس با شهناز مرتب و مسعود به منظور گسترش کار فدراسیون در آلمان، طرح مطالبات فدراسیون آلمان به زبان آلمانی. تامین حضور فدراسیون در سوئد به زبان سوئدی. طبعا برای تامین همه این عرصه ها همین امروز فدراسیون احتیاج به کسانی دارد که بعنوان دستیار، مشاور، سخنگو، هدایت و سازماندهی کار کمپین ها، اداره سایت، اطلاعیه نویسی و ترجمه، مشاوره  و پاسخ به نامه ها مسئولیت بگیرند.

۷- فدراسیون لازم است از همین امروز لیستی از افراد را تهیه کند و با آنها برای همکاری درزمینه های مختلف تماس بگیرد و آنها را به فعالیت در فدراسیون دعوت کند. فدراسیون به تعداد زیادی افراد در زمینه ترجمه به زبانهای مختلف از جمله فارسی به انگلیسی، همکاری در زمینه راه اندازی و اداره سایت از جمله سایت انگلیسی، سوئدی و فارسی، همکاری با نشریه همبستگی در زمینه گردآوری اخبار و اطلاعات جدید پناهندگی و پاسخ به نامه های متقاضیان پناهندگی و نوشتن تائیدیه های فدراسیون نیاز دارد.

در بالا اشاره کردم که بطور روزانه بیش از ۵۰ نفر از پرمشکل ترین انسانها برای رفع مشکلاتشان به فدراسیون مراجعه می کنند و از این سازمان تقاضای کمک می کنند. پناهجویانی که در بازداشتگاه ها در انتظار دیپورت بسر می برند، کسانی که فوج فوج پاسخ رد دریافت می کنند و از ترس پلیس خود را قائم می کنند و از فدراسیون می خواهند برایشان کاری انجام بدهد، کسانی که رهنمائی و مشاوره می خواهند و اصلا بلد نیستند دلایل قابل قبولی به مقامات و مراجع پناهنده پذیر ارائه بدهند، افرادی که هر روزه برای گرفتن یک نامه تائیدیه از فدراسیون از جای جای جهان زنگ می زنند، پناهجویانی که بطور سیستماتیک دلایل درخواست پناهندگیشان از سوی دفاتر سازمان ملل و ادارات امور پناهندگی بسته می شود و اجازه کار و کارت شناسائی و محل سکونتشان پس گرفته می شود و به خیابانها رها می شوند و با بسیاری از مسایل و مشکلات دیگر در ابعادی بسیار وسیع به فدراسیون  مراجعه می کنند. فدراسیون باید بتواند این همه  افراد را  حول خواسته های انسانیشان سازمان دهی کند. کلیه واحدهای محلی و  کشوری لازم است فعالیت های خود را برمبنای این پلاتفرم سازمان سازمان بدهند

ترکیه

فدراسیون در ترکیه با توجه به تماسهای فراوان از آنجا باید قویتر گردد. افراد زیادی مرتب تماس می گیرند و در مورد کیس و دلایل پناهندگیشان راهنمائی می گیرند ولی نتوانسته ایم نیروی آنهارا برای فعالیت ها و تحرک بیشتر فدراسیون در ترکیه سازمان بدهیم. قرار است من و رفیق سیامک بهاری بزودی برای سر و سامان دادن به وضعیت  فدراسیون در ترکیه برنامه ریزی کنیم و در درجه اول کلیه  ارتباطات جدید و قدیم را زنده کنیم و بطور عملی تر در ترکیه کار کنیم. کیفیت فعالیت فدراسیون در سوئد به یمن وجود شخصیت های بسیار محبوب و شناخته شده در رأس آن همیشه قابل توجه بوده است.

چه کسانی با فدراسیون کار می کنند؟

افراد زیادی در زمینه های مختلف کم و بیش با فدراسیون کار می کنند که من لازم می دانم به تعداد مشخصی از آنها اشاره کنم. مریم طاهری، اسماعیل اوجی، فاضل نادری و ناصر شیشگر در زمینه ترجمه. شراره میرزائی در آمریکا دوباره برای مسئولیت نوشتن  تائیدیه های ترکیه اعلام آمادگی کرده است. مسئول سایت مینا مولوی است، مسئول نشریه همبستگی نازنین صدیقی میباشد.

سارا نخعی دبیر فدراسیون استکهلم، اندیشه علیشاهی سخنگوی فدراسیون استکهلنم، بهنام آزاد مسئول فدراسیون گوتنبرگ، فاضل نادری مسئول فدراسیون مالمو و بسیاری از کارهای اداری، مسئول انگلیس در حال حاضر بهروز بهاری، کانادا ایرج رضائی، نروژ ریحانه قولی زاده، سیدنی استرالیا ارسلان ناظری و آلمان شهناز مرتب مسئول فدراسیون میباشد و مسعود حسن زاده سخنگوی فدراسیون آلمان است. در آلمان بخاطر اعلام آمادگی شهناز مرتب برای گرفتن مسئولیت فدراسیبون در آن کشور و دوم بدلیل تحصن پناهجویان در ورتسبورگ و دخالت موثر فدراسیون فعالیتهای زیادی  در آن کشور صورت گرفت. از ۸ سپتامبر نیز یک کاروان اعتراضی از پناهجویان و مدافعان حقوق پناهندگی از ورتسبورگ به طرف برلین در حال سپری کردن مسافت ۴۲۰ کیلو متر راه است.

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی