همه‌ی نوشته‌های gholam@A

زهره مونسی: داستان تلخ ناامنی زنان در ایران

نزدیک به ۳ سال بود که در مهد کودک کار می کردم سه چهار ماه از سال تحصیلی گذشته بود که پدر این بچه راجع به دخترش عارفه از من سوال میکرد من هم وقتی بچه ها رو به خانوادها شون تحویل میدادم با خیلی از آنها مثل عادت همیشه با تبسم و با روی باز بر خورد می کردم. عارفه یکی از کودکانی بود که مسئولیتش با من بود. پدر عارفه همیشه از من راجع به رفتار واخلاقش سوال میکرد. نزدیک عید بود که حس کردم صحبت های ایشان بوی دیگری گرفته تا جایی که به من می گفت. میخواهی ایام نوروز را بروید شمال؟ من سوال کردم چه طور مگه؟ پدر حاج آقا پاسخ داد: کلید ویلای شمال خودم را میدهم که بروی و تعطیلات نوروز را در آنجا باشید. من هم تشکر کردم و گفتم: من تعطیلات را در کناره خانواده ام هستم. ادامه خواندن زهره مونسی: داستان تلخ ناامنی زنان در ایران

سعید آریاپور: آیا هنوز هم زمان جمعه خشم ما فرا نرسیده؟

s ariapour 320 x 239

 

واقعاً جمهوری اسلامی باید چه بلایی سر ما بیاورد تا صدایمان دربیاید آنچه این روزها و بخصوص امروزه داریم در ایران میبینیم کافی نیست؟

که مردم کشوری را تا حد سرنگونی رژیم حاکم به جوش آورد آنوقت ما نشسته ایم و منتظریم شورای هماهنگی راه سبز امید که نمی دانیم کیستند و کجایند برایمان تصمیم بگیرند و راهپیمایی سکوت هماهنگ کنند و غیره و غیره.

 

 تونس و مصر را بیاد داریم. مبارزه قهرمانانه مردم سوریه را می بینیم؟چرا از آنها الهام نمی گیریم؟ چرا یاد نمی گیریم؟چرا نشسته ایم و دلمان فقط به این خوش است که امریکا و کشورهاى غربى بیایند و بگویند که اولین تظاهرات اعتراضی از تهران شروع شد خوب که چی؟مگر نشنیده ایم که می گویند ” کار را که کرد، آنکه تمام کرد ” از یک طرف هیچکس را و هیچ گروهی را از جمله شورای

هماهنگی راه سبز را قبول نداریم، از طرف دیگر خودمان هم هیچ کاری نمی کنیم.

 

فقط نشسته ایم که هر از گاهی کسی بیاید و چیزی بگوید و چون توفان بر سرش خراب شویم همین؟

آیا در سوریه و تونس و مصر کسی پرسید که مثلاً امام جمعه کیست؟آیا مهم است که ما اعتقاد مذهبی داریم یا نه؟اصلاً آیا اهمیت دارد که ما نماز می خوانیم یا نه؟ چرا ما نتوانیم جمعه خشم برگزار کنیم؟

چند نفر مانند هاله سحابی را در روز روشن و جلوی چشمانمان بکشند و ما ککمان بگزد؟چند نفر مثل ستار و و ووووووووووآیا زمان اعتراض واقعی به دیکتاتوری فرا نرسیده است؟

 

 این رژیم همه چیزمان را دارد به باد می دهد و در صدر آن انسانیت و غیرتمان را. امروز اگر نجنبیم ، فردا بسیا دیر خواهد بود و دیگر کسی نیست که بر سر جنازه ما اشک ماتم بریزد

زنده باد آزادی 

*****

 

 

 

 

پاسخ به مری از ایران

سلام مری عزیز

توجه ات را به چند نکته در مورد شرایط  درخواست پناهندگی برای شما جلب می کنم.

اولا: از اینکه با سایت فدراسیون آشنا شده اید بسیار خوشحالم، خوشحالی از اینکه واقعیت این است کسانی که با سایت و نشریه همبستگی آشنا می شوند به شرطی که با دقت مسائل پناهندگی را از طریق این سایت دنبال کنند شانس دریافت اجازه اقامتشان به مراتب بیشتر از کسانی است که بدون کوچکترین اطلاعات درخواست پناهندگی می کنند. ادامه خواندن پاسخ به مری از ایران

ملیحه سرور: اولین بار که میخواستم با پوشش دلخواه خودم باشم، حس عجیبی داشتم

malihe 300 x 300

سال دوم دانشگاه بودم که مانتوی جین بلند پوشیده بودم که کنارش دو تا چاک داشت و یک عینک آفتابی هم به چشم زده بودم. زمانی که میخواستم وارد دانشگاه بشوم حراست جلوی من را گرفت و گفت که بیا اینجا! رفتم به سمت حراست و به من گفتند برای چی عینک آفتابی به چشم زده ای، با تعجب گفتم مگر عینک آفتابی جرم است!؟ تنها پاسخی که دادند گفتند آن عینک را در بیار و اینکه این مانتو را چرا پوشیده ای که چاک در کنارش دارد و پاسخ دادم که به این بلندی، بدون چاک که نمیشود، میخواهید یک زن با گونی به دانشگاه وارد شود! پرسید از من که کجای شهر سکونت داری که پاسخ دادم و بعد به شکلی توهین آمیز پاسخ داد که مشخص است و بچه های کرج باید هم با این سر و وضع در خیابان باشند و توهین هایی دیگر.

و در روزی دیگر که در دانشگاه و پیگیر کارهای فارغ التحصیلی ام بودم و مانتویی معمولی و شلواری جین به تن داشتم و کمی هم موهایم به مانند همیشه بیرون بود از مامورین حراست چندین نفر جلوی من را گرفتند و با توهین و فریاد من را تا بیرون دانشگاه همراهی کردند و اینقدر آمدند تا مطمئن شوند از دانشگاه بیرون رفته ام.

خارج از دانشگاه هم برادران گشت ارشاد فقط به دلیل اینکه موهایم کمی بیرون بود با لحنی زشت آمدند جلویم که آهااای با تو هستیم دختر! بیا اینجا و رفتم جلو و گفتم با من هستید که پاسخ دادند: چرا موهایت را رنگ کرده ای به این شکل! پرسیدم مگر جرم است که گفتند بله و باید برای تعهد بیایی که گفتم نمیام و تهدید کردند که با زور تو را خواهیم برد. قرار شد دم در همان ماشین تعهد بگیرند که گفتند کاغذ تمام شده است و باید به پایگاه ببریمت و سوارم کردند با کلی حرف و توهین. برای دیگران هم جالب بود و فکر میکردند من با این ظاهر ساده همراه هستم. حسابی آن شب درگیری بود تا اینکه سرهنگی که آنجا بود تهدید کرد که به زندان و انفرادی می اندازیمت که من هم پاسخ دادم به برکت جمهوری اسلامی تا اینجا که آوردید مرا و از این به بعد هم میروم. تا حدود ساعت ۱ بامداد که خانواده ها یک به یک می آمدند و آشناهای خود را میبردند من آنجا بودم. در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از این دست خاطرات و توهین و ظلم ها فراوان است.

و اما اولین بار که میخواستم با پوشش دلخواه خودم باشم و حجابم را بردارم، زمانی بود که از ایران خارج شده بودم. در ابتدا حس بسیار عجیب و بدی داشتم. مرتب با خودم فکر میکردم که چه کار بدی قرار است که انجام دهم و اصلا نکند یکی بیاید من را بگیرد و ببرد. تا مدتی که ماشین پلیس را خارج از ایران هم میدیدم تنم یخ میکرد. بی روسری و بی مانتو یک حس بسیار بدی داشتم تا اینکه این موضوع برای من جا افتاد.

الان مدتی است که ایران نیستم. همیشه به فکر زنان در ایران هستم که ای کاش آنها میتونستند مثل زنان اینجا راحت و آزاد باشند. اینجا چیزی به نام حجاب اجباری نیست و از آن مهمتر اصلا کسی به کسی نگاه نمیکند و کاری ندارد. دلم می سوزد که چقدر ما را از آتش جهنم و عذاب الهی ترسانده اند. به اسم دین چقدر به ما نگاه کثیف و تحقیر آمیز کرده اند. چقدر حرف های بد شنیده ایم و حالا از همه  آنها متنفر هستم.

به جرم شاد بودن و زندگی کردن ما را همیشه سرکوب کردند. ای کاش روزی  سرزمین تاریخی من ایران هم آزاد شود . به امید آنروز

****

         

محمد تقی فرهانی: ملایان همچنان سوار بر خر مراد

M Farahani

 

شرایط اجتماعی در کشور های مسلمان نشین خاور میانه بستگی به موقعیت جغرافیایی و آب و هوای خشک این مناطق داشت. شکل زندگی مردم تابع این آب و هوا بود و مردم، مناطق مسکونی خود را در نزدیکی منابع آب بنا میکردند و تراکم جمعیت در این محدوده تناسب با وضعیت ذخیره آب و بستگی به زیاد و کم شدن این منابع داشت و با رشد جمعیت عموما فقر و گرسنگی و قحطی را به دنبال داشت که گاهی با بروز بیماریها و غارتگریها جان بسیاری از این انسانها گرفته میشد و بار دیگر توازن بین جمعیت و منابع آب بر قرار میگردید و ایرانیان از این موقیت مستثنی نبودند در حالی که آنان از وضعیت زندگی دیگر مردم جهان بی اطلاع بودند اسلام بود که به کمک این قحطی زدگان میامد و به آنان میقبولاند که این شرایط زندگی خواست خداوند است و اوست که هر که را بخواهد دارا و یا ندار می آفریند و آدمیان در برابر اراده ی خداوند تسلیم هستند چون معنی اسلام تسلیم است  تسلیم در برابر خواست خدا !  فقط باید شکر گزار بود چرا که خداوند در قرآن  بهشت موعود و نخلستان ها و نهر های جاری در زیر درختان سبز و حوریان زیبا برای شما وعده داده و کم بود ها و فقر در این دنیا گذراست و این مشقتها را باید تحمل کرد تا این چند روز عمر بگذرد .

بعد از به روی کار آمدن سلسله صفویان در آذربایجان که گروهی از رهبران شیعه ی دوازده امامی با همکاری چند عشیره از هواداران خود  مردم را وادار نمودند که بدون چون و چرا این مذهب را قبول کنند و کسانی که از این قوانین  سر پیچی میکردند به شدت مجازات میشدند . ملا های شیعه ی حکومت صفوی در مدارس دینی آن زمان تربیت میشدند و اینان بودند که به علما معروف و به عنوان بالا ترین مقام دینی شناخته میشدند که وظیفه داشتند با تکیه به روایات شیعه در مورد حق رسالت دوازده امام شیعه برای جامعه ی اسلامی تبلیغ کنند.

تبلیغ این روایات در حکومت صفویان حمایت گسترده ای را برای پادشاهانی که خود را نماینده ی مخصوص امام زمان می دانستند فراهم آورد شاهان صفوی معتقد بودند که به سبب ارثی بودن ولایت  چون از فرزندان امام ششم هستند به طور خدادادی اختیار جامعه را چه سیاسی و چه مذهبی در دست دارند از این رو باورمندان به این داستان های مذهبی شاهان صفوی را به چشم رهبران برگزیده امام زمان مینگریستند و اطاعت از آنان را واجب می دانستند تبلیغات گسترده ی صفویان در این دوره باعث شده بود که بعد از صفویان هر حکومتی قدرت را به دست می گرفت باید برای حفظ و نگهداری از این آیین سوگند یاد میکرد . حضور اسلام و ملاها که مروج آن بودند در این مناطق باعث عدم هر نوع پیشرفت و آگاهی از علوم و فنون جدید می شد در حالی که جوامع پیشرفته اروپایی بعد از رنسانس به تکنولوژی های بالا دست یافته و این اسلام شیعی بود که همچنان در انتظار ظهور امام زمان به سر میبرد تا از راه برسد و با شمشیر خود دمار از روز گار ستمکاران در بیاورد و عدل و داد را در سر تا سر گیتی بگستراند  و یا این که اگر مردند در آن جهان باغ های فراوان و حوریان بهشتی در انتظارشان هست و به همین منوال مسلمانان در جا میزدند وکارگران و کشاورزان   این قشر زحمتکش باید لقمه در خون میزدند و  اروپاییان از چنگال دین رسته روز به روز به پیشرفت های شایان علمی و اقتصادی دست میافتند و ملاها در ایران آن چنان تسلطی برسلاطین داشتند که اگر آن ها هم میخواستند جرات برقراری روابط با کشور های پیشرفته ی اروپایی را نداشتند زیرا از نظر ملا ها خارجیان را که مسلمان نبودند نجس و ورود آن ها را به سرزمین اسلامی حرام می دانستند . و این از آن نظر بود که آ خوندها می دانستند ورود خارجیان به کشور مردم را از دست آورد های علمی اروپاییان آگاه می کند و دیگر جایی برای آخوند های ارتجاعی نمی ماند که بخواهند عقاید پوسیده و خرافی خود را تحمیل نمایند .متاسفانه این روند همچنان ادامه داشت تا رسما آخوند ها پس از پیروزی انقلاب سال ۵۷ در یک حرکت خونین و با کشتار سیاسیون و مبارزین انقلاب مردم را شکست داده و حکومت خود را تثبیت کردند. حکومت آخوندی تا کنون ادامه دارد و مبارزات خلق بر علیه آن ها شوربختانه به خاطر نبود یک آلترناتیو و اتحاد یک پارچه به ثمر نرسیده و همچنان ملایان بر خر مراد سوار و یک مملکت با تمدن چند هزار ساله را هم چون ارثیه پدری چپاول میکنند. اما تا امید هست انقلاب نیز زنده است و دور نیست روزی که مردم با قدرت خود جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و آزادی را به همه مردم ایران ارزانی دارند.

 

 

قابل توجه بازدیدکنندگان سایت همبستگی

 

بدین وسیله به اطلاع بازدید کنندگان سایت همبستگی میرسانیم که بخش مدیریت این سایت در طول ۳ هفته گذشته دچار مشکلات تکنیکی شده و به روز نمیشد. پس از تلاشهای بسیار زیاد و به همت نوید مینایی و نازنین برومند بخش مدیریت سایت قابل دسترس شده و مانند گذشته به کار خود ادامه میدهد.

با سپاس فراوان از توجه شما بازدیدکنندگان گرامی و با تشکر از نازنین برومند و نوید مینایی برای قابل دسترس کردن سایت.

مدیریت سایت همبستگی

a red rose for youwww p3media com 528 x 396

 

عبدالله اسدی:به متقضیان پناهندگی و ایرانیان خارج از کشور در مورد اعتراض جهانی برای نجات جان زانیار و لقمان

abe-asadi

abe.asadi@glocalnet.net

۰۰۴۶۷۳۷۱۷۸۸۱۹

روز شنبه ۱۲ ژانویه قرار است در ایران و در بسیاری از شهرها و کشورهای جهان و از جمله شهر مریوان اعتراضات گسترده ای شکل بگیرد و به حکم اعدام زانیار و لقمان اعتراض شود. تابحال در بسیاری از نقاط مختلف جهان و در داخل ایران برای جلوگیری از حکم ظالمانه اعدام زانیار و لقمان بسیاری  از احزاب سیاسی و سازمان های مدافع زندانیان سیاسی و علیه اعدام اعلام آمادگی کرده اند، بیانیه صادر کرده اند، پتیشین منتشر کرده  و مردم به طور گسترده ای در حال امضا این پتیشن هستند. این کمپین، کمپین دفاع از حیات دو پسر جوان است که مدت سه سال است در زندانهای جمهوری اسلامی زیر سختترین شکنجه ها قرار دارند و از آنها با توسل به زور اعتراف گرفته اند.

روز شنبه ۱۲ ژانویه روز بسیار مهمی برای دو  زندانیان سیاسی محکوم به اعدام است.اگر اجازه دهیم زانیار و لقمان را به جوخه اعدام بسپارند فردا نیز در همان سیاهچال ها زندانیان سیاسی دیگری را باز به جوخه اعدام خواهند سپارد.مردم، به پاخیزیم همه با هم و در همه جای جهان بگوئیم نه به اعدام. همه باهم بگوئیم اعدام لکه ننگی بر پیشانی تمدن بشر امروز است. زخم عمیقی است برپیکرجامعه بشری بویژه بر پیشانی ما ایرانیان. باید برای نجات این دو جوان محکوم به اعدام و همه محکومین به اعدام بپاخیزیم، بپاخیزیم تا وجدانهای بشری را به اعتراض به این همه ظلم و بی عدالتی بیدار نمائیم، تا نه تنها لقمان و زانیار را از کابوس سه سال  چوبه دار و طناب اعدام برهانیم که خودمان و کل جامعه را از چنگال مشتی آخوند بی تمدن و دزد و از گور برخواسته نجات دهیم. اینها در سالهای پس از انقلاب برای تثبیت جریان اسلامی، ۳۰ خرداد ۶۰ و ۶۷ را آفریدند و هزاران تن از بهترین عزیزان مردم را به جوخه های اعدام سپردند.

ولی تلاش و وحشیگری جمهوری اسلامی اینبار تماما تدافعی و ذبونانه است. مانند مار زخمی خود را به در و دیوار میکوبد، دستگیر و زندانی میکند، شکنجه و اعتراف گیری سازمان می دهد، به مردم تجاوز میکند و چوبه های دار را بر پا میسازد تا بلکه هر چه بیشتر بترساند و مردم را به تمکین وادار کند. مرگ ستار بهشتی در اثر شکنجه و تصمیم به اجرای حکم اعدام برای لقمان و زانیار تنها از دست یک حکومت اسلامی و فاشیست و  در ایران ساخته است. حکومتی که از ترس انقلاب مردم و بی لیلاقتی اش در اداره جامعه مثل گرگ های درنده با بی رحمی تمام به جان مردم افتاده است.

به همین اعتبار روز شنبه ۱۲ ژانویه باید  به روز نمایش قدرت ما مردم متمدن و آزادیخواه بر علیه بربریت اعدام و جنایت اسلامی تبدیل گردد. باید در این روز با تمام نیرو در تمامی شهرها به خیابان بیاییم تا با صدای هرچه رساتر فریاد زانیار و لقمان و همه زندانیان  سیاسی را به گوش جهانیان برسانیم و دستگاه جنایت و وحشیگری اسلامی را هر چه بیشتر افشا و رسوا کنیم.

باید بکوشیم که در روز شنبه افکار عمومی جهان را در سطح هرچه گسترده تری علیه جمهوری اسلامی و علیه نقض حقوق زندانیان سیاسی و تحمیل بی حقوقی به مردم ایران بسیج کنیم. باید به دنیا اعلام کنیم که نماینگان جمهوری اسلامی را از مجامع بین المللی بیرون کنند.

۱۰ ژانویه ۲۰۱۳

 

اعتراض به حکم اعدام زانیار و لقمان مرادی, شنبه ۱۲ ژانویه ، ساعت ۱۴ در گوتنبرگ

زانیار و لقمان مرادی زندانیان سیاسی در خطر اعدام قرار دارند. برای نجات جان زانیار و لقمان مرادی حرکت اعتراضی بزرگی در سراسر جهان به راه افتاده است . ما نیز با در دست داشتن پرچم ” نه به اعدام٬” نه به حکومت اعدام و با عکسهای زانیار و لقمان به خیابان رفته و اعلام می کنیم که نمیگذاریم این دو جوان را اعدام کنند. به جنایت و وحشیگری یک حکومت قرون وسطایی و ارتجاعی اسلامی متحدانه اعتراض کنیم.
از همه سازمانها ی مخالف اعدام ٬ از جوانان و همه مردم مترقی و انساندوست و از رسانه ها دعوت میکنیم در این حرکت سهیم و شریک باشند.


مکان : برونزپارکن
زمان : شنبه ۱۲ ژانویه ، ساعت ۱۴

فعالین کمیته بین المللی علیه اعدام – گوتنبرگ
تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران- گوتنبرگ
فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – گوتنبرگ
تلفن تماس : ۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹

 

7zanyar3

پیام مادر زانیار مرادی به نهادها و سازمانهای سیاسی برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام فرزندش ترجمه فارسی پیام

madare zaniar

من مادر زانیار مرادی هستم. از پشتیبانی و حمایت شما از زندانیان سیاسی و خانواده های آنان تشکرمیکنم.

پسر من از طرف حاکمان بر ایران به اعدام محکوم شده است.  مجازات اعدام در شرایطی علیه زانیار و دوستش لقمان ابلاغ شد که زانیار هنوز سنش به ۱۸ سال نرسیده بود. برخلاف اتهاماتی که علیه آنها اعلام کردند٬ زانیار هیچوقت ارتباطی با اسلحه و کار با اسلحه نداشته است. علیرغم اینکه این اتفاق که زانیار به اتهام ارتکاب به آن دستگیر شده و بعدا حکم اعدام با همان اتهام  علیه او صادر داده شده است٬ برای اغلب مردم و حتی بخشی از مسئولین حکومتی و وابستگان خانواده مقتولین ٬ نیز روشن است که این حکم و این پرونده واقعی نیست. کسانیکه از این حکم حمایت میکنند٬ نیز میدانند که مسئولین قضایی حاضر نشده اند بطور جدی این پرونده و احکام منتج از آنرا بازبینی کنند.

زانیار و لقمان بطور وحشیانه ای شکنجه شده اند و تهدید به اعمال غیر انسانی شده اند. آنها در زیر شکنجه و تهدید ناچار شده اند تن به امضا گفته های بازجویان بدهند. آنها زیر شکنجه به جرایمی اعتراف کرده اند که هرگز انجام نداده بودند. بعدا زانیار و لقمان در چند نامه که از زندان به بیرون ارسال شده است تاکید کرده اند که در زیر شکنجه ناچار به اعتراف شده اند. اعتراف به جرایمی که هیچ ربطی به آن نداشته اند. هم بندی های آنها هم در نامه ای تاکید کرده اند که زانیار و لقمان به اعمالی متهم شده اند که ساختگی و غیر واقعی است و در نهایت بی عدالتی مجازات اعدام بر علیه آنها صادر شده است.

این آشکار است که زانیار بدلیل فعالیتهای سیاسی افراد خانواده اش دستگیر و  مجازات میشود نه بدلیل اتهامی که براساس یک سناریوی ساختگی برایش درست کرده اند.

در اینجا به مناسبت روز جهانی علیه اعدام ٬ خواهان ممنوعیت مجازات اعدام در همه جا و آزادی همه زندانیان سیاسی و مدنی هستم. از نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و جامعه مدنی و جریانات سیاسی کردستان میخواهم علیه حاکمان ایران و دستگاه قضایی آن اعمال فشار کنند. تا حداقل بشیوه عادلانه و بر اساس قوانین شناخته شده بین المللی حقوق انسانی و قوانینی که در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی نوشته شده٬ با زندانیان رفتار کنند.  بی شک من بعنوان یک مادر  که فرزندم به ناحق متهم به اعمال نکرده ای شده و حکم اعدام علیه او صادر شده است٬ از مردم کشورم و فعالین جریانات و تشکلهای مختلف میخواهم همصدا و متحدانه علیه مجازات اعدام و بی احترامی ای که حاکمان علیه زندانیان انجام میدهند  به میدان بیایند و از زندانیان سیاسی و خانواده های آنان حمایت کنند. به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام

آمینه قادری مادر زندانی سیاسی محکوم به اعدام (زانیار مرادی)

۶ ژانویه ۲۰۱۳                                                                             بازتکثیر از کمیته بین المللی علیه اعدام

International Committee against Execution
International Committee against Stoning
minnaahadi@gmail.com

Tel: 0049 (0) 1775692413
http://notonemoreexecution.org
http://stopstonningnow.com/wpress/

من دایکی زانیار مورادیم،سوپاس بو پشتیوانیەکەتان ‌و بۆ داکۆکیکردن لەزیندانیانی سیاسی و کەس‌و کارەکانیان.
کوڕەکەم لە لایەن دەسەڵاتدارانی حکومەتی ئێرانەوە سزای لەسێدارەدانی بەسەردا سەپێنراوە، سەپاندنی سزای
لەسێدارەدان بەسەر زانیار و لوقمانی هاوڕێدا، کە پێکەوە دەستگیرکراون لە کاتێکدایە زانیار هێشتا تەمەنی نەگەیشتبوە ۱۸ ساڵ ‌و بە پێچەوانەی ئەو تۆمەتەی، کە خراوەتە پاڵی، هەرگیز پەیوەندی بەچەک ‌و بەکارهێنانی چەکەوە نەبوە.
سەرباری ئەوەی ئەو روداوە، کە زانیاری لەسەر دەستگیرکراوە‌و دواتریش سزای لەسێدارەدانیان بەسەردا سەپاندوە، بۆ زۆربەی خەڵک و تەنانەت بەشێک لەبەرپرسان و ئەو کەس‌و بنەماڵانە کە بەهۆی ئەو رووداوە لە پشت دۆسیەکەوەن روونبوەتەوە، تا ئێستا دەسەڵاتداران‌و بەرپرسانی دەزگای دادوەری ئامادە نەبوون بە شێوەیەکی جدی بە دۆسیەی تۆمەتبارکردنی زانیار و لوقماندا بچنەوە.
زانیار و لوقمان بە توندترین شێواز ئەشکەنجە کراون‌و چەندین هەڕەشەی دژە مرۆییان لە لایەن ئەشکەنجەگەرانەوە لێکراوە‌و بە زۆر ناچارکراون دان بەو تاوانەدا بنێن، کە هەرگیز ئەنجامیان نەداوە.
دواتریش زانیار و لوقمان لە چەند نامەیەکدا، کە لەزیندانەوە ناردویانەتە دەرەوە جەختیان لەوە کردوەتەوە لە ژێر ئەشکەنجەدا ناچار کراون دان بەو کارەدا بنێن، کە هیچ پەیوەندیەکیان پێوەی نییە. هاو زیندانیەکانیشیان لە نامەیەکدا جەختیان لەوە کردوەتەوە کە زانیار و لوقمان لە کارێکەوە گلێنراون، کە لەو پەڕی نادادپەروەریدا سزای لەسێدارەدانیان بەسەردا سەپێنراوە.
ئەوەش روونە، زانیار لە سەر تێکۆشانی بنەماڵەکەی سزا دراوە نەک ئەو تۆمەتە دەستکردەی کە لە سیناریۆکەدا دروستکراوە‌و خراوەتە پاڵی.
لێرەدا بە بۆنەی رۆژی جیهانی بەرەنگاربوونەوەی سزای لەسێدارەدان، داوای هەڵوەشاندنەوەی سزای لەسێدارەدان‌و ئازادکردنی تێکڕای زیندانیانی سیاسی‌و مەدەنی دەکەم.
داواش لە رێکخراوە نێودەوڵەتیەکانی بواری مافەکانی مرۆڤ و کۆمەڵگەی مەدەنی‌و لایەنە سیاسیەکانی کوردستان دەکەم گوشارەکانیان لەسەر دەسەڵاتی ئێران‌و دەزگای دادوەری ئەو وڵاتە چڕ بکەنەوە تاوەکو بە لانیکەمەوە بەشێوەیەکی دادپەروەرانە‌و بەپێی پێوەرە نێودەوڵەتیەکانی مافەکانی مرۆڤ ‌و ئەو یاسایانە کە خۆیان لەبارەی زیندانی‌و مافی زیندانیانەوە نوسیانە، هەڵسوکەوت لەگەڵ زیندانیەکاندا بکەن.
گومانیش لەوەدا نییە، من وەک دایکێک کە کوڕەکەم بە ناهەق تۆمەتبارکراوە‌و سزای لەسێدارەدانی بەسەردا سەپێنراوە داوا لە خەڵکی وڵاتەکەم‌و تێکۆشەران‌و لایەنەکان‌و رێکخراوەکان دەکەم هاو دەنگ بن بۆ هەڵوەشاندنەوەی سزای لەسێدارەدان‌و ئەو بێڕێزی و سوکایەتییە کە دەسەڵاتداران بەرامبەر زیندانیان ئەنجامی دەدەن ئیدانە بکەن‌و پشت و پەنای زیندانیانی سیاسی‌و کەس‌و کارەکانیان بن.

بە هیوای ئازادی تێکڕای زیندانیانی سیاسی ‌و هەڵوەشاندنەوەی سزای لەسێدارەدان……

امینه قادرى دایکى زیندانى سیاسی محکوم به اعدام( زانیار مرادی)

 

بازتکثیر از کمیته بین المللی علیه اعدام

International Committee against Execution
International Committee against Stoning
minnaahadi@gmail.com

Tel: 0049 (0) 1775692413
http://notonemoreexecution.org
http://stopstonningnow.com/wpress/