همه‌ی نوشته‌های gholam@A

در اعتراض به حکم اخراج پروانه سرآبادانی و حمید رضا حسنی یاوند شرکت کنید: جمعه ۲۲ فوریه ساعت ۱۶

دیپورت پناهجویان ایرانی به جهنم جمهوری اسلامی باید متوقف گردد!

اداره مهاجرت سوئد٬ هر روز بر ادامه سیاست بازداشت پناهجویان ایرانی می افزاید.

تعقیب و پیگرد پناهجویان از سوی پلیس سوئد همچنان ادامه دارد.پروانه و حمید رضا

هم اکنون در بازداشگاه اداره مهاجرت سوئد در شهر فلن در خطر فوری دیپورت

به ایران بسر می برند.

در اعتراض به تصمیم اداره مهاجرت مبنی بر بازداشت و صدور حکم اخراج

این دو متقاضی پناهندگی روز جمعه در شهر فلن یک متینگ اعتراضی برگزار

می شود. ما همه پناهجویان و مدافعین حقوق پناهندگی را به شرکت در این

متینگ فرا می خوانیم

 

شهر فلن

زمان: جمعه ۲۲ فوریه ساعت ۱۶

محل: Vialund torget

تلفنهای تماس: ۰۷۶۸۵۷۳۰۲۵ غفور عباس نژاد

غزال سرآبادانی ۰۷۶۵۸۳۶۰۲۰

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی: خطر دیپورت حمیدرضا حسنی یاوند و پروانه سرآبادانی به ایران

parvaneh21

نامه سرگشاده فدراسیون به اداره مهاجرت سوئد
موضوع: خطر دیپورت حمیدرضا حسنی یاوند و پروانه سرآبادانی به ایران
حکم اخراج هردو آنها باید فورا متوقف گردد

فدراسیون در نامه دیگری به تاریخ ۱۴ فوریه به اداره مهاجرت و دیگر مراجع حقوقی این کشور با جزئیات بیشتری به دلایل پناهندگی پروانه پرداخته است در بخش پایانی این نامه نیز به فعالیت های صورت گرفته در چند روز اخیر برای متوقف کردن حکم اخراج پروانه اشاره خواهد شد.

حمید رضا نه تنها نباید به ایران بازگردانده شود باید فورا از بازداشتگاه آزاد شود. او مجرم نیست متقاضی پناهندگی است،فعال سیاسی و مخالف رژیم اسلامی در ایران است. از جوانانی است که انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران را به افتضاح سیاسی تبدیل کردند.حمیدرضا حسنی قبل از خروج از ایران خبرنگار هفته نامه نوین در شهر کرج بوده و هنگام درخواست پناهندگی این موضوع را به اداره مهاجرت گفته و به آنها گفته بود که در ارتباط با همین موضوع از سوی دستگاه قضائی جمهوری اسلامی تحت پیگرد بوده است. این دلیل اصلی درخواست پناهندگی وی از اداره مهاجرت سوئد بوده است.
حمیدرضا حسنی یاوند در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۹ از اداره مهاجرت این کشور درخواست پناهندگی کرد ولی متاسفانه وی نیز مثل بسیاری دیگر از پناهجویان ایرانی از این اداره پاسخ رد گرفت. نکته قابل توجه این است که حمید رضا به دنبال دریافت پاسخ نهائی از دادگاه مهاجرت این کشور، اداره مهاجرت در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۱۲ طی نامه ای از حمیدرضا خواسته بود به آنجا مراجعه کند تا در مورد ملزومات بازگشت وی به ایران صحبت کنند. حمیدرضا در آن جلسه تصاویری از فعالیت های سیاسی خود را برعلیه رژیم ایران به کارمند مشاور خود نشان داده بود و به وی گفته بود من می خواهم زنده بمانم؛ نمی خواهم به ایران برگردم تا مورد مجازات قرار بگیرم. به دنبال این ملاقات اداره مهاجرت رسما حکم اخراج حمیدرضا را متوقف کرده بود.

اداره مهاجرت و پلیس امنیتی سوئد می دانند که دستگاههای قضائی و ارتش سایبری جمهوری اسلامی مدام در حال شناسایی و کنترل فعالیت سیاسی متقاضیان پناهندگی در خارج از کشور هستند. سال گذشته جمهوری اسلامی اعلام کرد که آنهاییکه در خارج از کشور بر علیه نظام فعالیت می کنند مطابق قانون به آنها برخورد می شود. از اینرو به اطلاع اداره مهاجرت میرسانیم که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی حمیدرضا را از نزدیک می شناسد و با فعالیت های اعتراضی و افشاگرانه وی علیه رژیم ایران آشنایی کامل دارد و از این نظر با تصمیم این اداره در مورد بازداشت حمیدرضا بشدت اعتراض می کند.
اداره مهاجرت کافی است اسم حمیدرضا حسنی یاوند را در اینترنت جستجو کند تا کلیپ ها و فیلم ها و تصاویر زیادی را از فعالیت های سیاسی وی علیه رژیم ایران ببیند. حمیدرضا از زمانی که به سوئد آمده است به عنوان یک فعال سیاسی با نام و مشخصات واقعی خود فعالیت سیاسی داشته و این فعالیت ها حمید را به یک چهره شناخته و معترض در میان جامعه ایرانی بویژه در شهر استکهلم تبدیل کرده است. حمیدرضا از تابستان سال ۲۰۱۲ تا شب جمعه ۱۵ فوریه ۲۰۱۳ که از سوی پلیس این کشور بازداشت گردید، روزهای سه شنبه به همراه شمار دیگری از فعالین سیاسی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم دست به فعالیت افشاگرانه علیه رژیم ایران می زد.

در صفحه فیسبوک حمیدرضا تصاویری از وی وجود دارد که نشان می دهد حمید رضا در حال آتش زدن عکس علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در مقابل سفارت ایران در استکهلم است. در فیلم ها و تصاویر فعالیت های حمیدرضا در یوتیوب و در فیسبوک وی، بارها دیده می شود که حمیدرضا در اعتراضات و گردهمائی ایرانیان در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در حال فیلمبرداری و سخنرانی شعار مرگ بر جمهوری است. علاوه بر اینها در ۱۷ فوریه ۲۰۱۳ یگی از تلویزیون های ماهواره ای بنام تلویزیون میهن که در آمریکا به زبان فارسی برنامه پخش می کند با حمیدرضا مصاحبه کرده است.وی در این مصاحبه از مبارزات خود علیه جمهوری اسلامی صحبت کرده است. تلویزیون دیگری به نام سیمای رهایی باز در همین مورد با حمیدرضا مصاحبه کرده است.
اینها همه نشان می دهد که فعالیت های سیاسی حمیدرضا بر علیه جمهوری اسلامی در معرض دید همگان قرار دارد و اداره مهاجرت می داند که این نوع فعالیتها از دید رژیم ایران پنهان نیست. از این بابت تصمیم اداره مهاجرت و دادگاه مهاجرت در مورد صدور حکم اخراج برای حمیدرضا و پروانه سرآبادانی به ایران بسیار خطرناک، ناعادلانه و غیر انسانی است و حکم اخراج آنها باید فورا متوقف گردد. پروانه سرآبادانی نیز از روزی که ازفرودگاه به بازداشتگاه بازگردانده شده است تا بحال با چنیدین رادیو محلی و رسانه سراسری فارسی زبان در سوئد مصاحبه کرده و از تبعیض و بردگی زنان در قوانین اسلامی و رفتار تبعیض آمیز و نژاد پرستانه جمهوری اسلامی با اقلیت های مذهبی صحبت کرده و کلیپ های زیادی از وی در سایت ها و شبکه های اینترنتی پخش شده و بسیاری از مردم با نگرانی به این موضوع نگاه می کنند. علاوه بر این چند روزنامه محلی در سوئد نیز از وی گزارش و عکس به چاپ رسانده اند.
برطبق همه دلایل و مقرراتی که برای پذیرش پناهندگان وجود دارد افرادی که در موقعیت امروز حمید رضا و پروانه قرار می گیرند باید برطبق شرایط Sur Place تحت حمایت بین المللی قرار گیرند. از این رو حکم اخراج حمید رضا حسنی یاوند و پروانه سرآبادانی به ایران باید فورا متوقف گردد و اجازه اقامت آنها در سوئد برسمیت شناخته شود.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی
۲۰ فوریه ۲۰۱۳

مشاوره در مورد موازین ومقررات پناهنده پذیری درکشور سوئد

 

 

 فدراسیون پناهندگان ایرانی واحد مالمو، برنامه مشاوره وراهنمائی درمورد مسایل پناهندگی برگزار میکند.

بهمین منظور، جهت دریافت اطلاعات لازم واولیه میتوانید به دفتر فدراسیون بنام Träffhuset واقع  Ystadvägen شماره ۴۲  طبقه پنجم  مراجعه کنید.

 

ساعات وروزهای ملاقات : چهارشنبه وجمعه هرهفته (بجز روزهای تعطیل) از ساعت  12 ظهر تا ساعت ۵ بعدازظهر

 

جهت دریافت اطلاعات بیشتر، با شماره تلفن های: ۰۴۰-۶۱۱۶۱۰۹ و ۰۷۶۵-۶۴۶۴۲۹

با آقای امیرحسینی، تماس حاصل نمائید

 

 

 

 

حکم دیپورت پروانه سرآبادانی در داخل هواپیما متوقف شد!

parvaneh 233 x 253

همان طور که در نامه فدراسیون به اداره مهاجرت و دادگاه مهاجرت سوئد اعلام شده بود، علیرغم اقدامات زیادی که برای ممانعت از دیپورت پروانه به ایران صورت گرفته بود، ساعت ۹:۳۰ صبح روز جمعه ۱۵ فوریه او را از بازداشتگاه اداره مهاجرت در شهر فلن به فرودگاه آرلاندا انتقال دادند. تا آن ساعت فعالیت های زیادی برای جلوگیری از اخراج وی صورت گرفته بود. نامه فدراسیون در اعتراض به حکم اخراج پروانه، ساعت یک بامداد به اداره مهاجرت، دادگاه مهاجرت و دیوان عالی کشور و بسیاری از سازمانهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی و رسانه های داخلی سوئد ارسال شده بود.

 

 یک روزنامه محلی همان روز با چاپ عکسی از پروانه نوشته بود: این زن ۲۹ ساله هم اکنون در حال دیپورت به ایران است. به ابتکار غفور عباس نژاد از مدافعین حقوق پناهندگی و افرادی از کلیسای شهر فلن برای ساعت ۸:۳۰ صبح  فراخوان تجمع اعتراضی در مقابل بازداشتکاه اداره مهاجرت داده شد و حدود ۳۵ نفر در مقابل بازداشتگاه فلن دست به اعتراض زدند. تعدادی هم از طرف  سازمان سراسری پناهندگان – بیمرز در مقابل اداره مهاجرت در استکهلم همزمان دست به تجمع زدند.

 

یک مصاحبه ویدئوی  با پروانه که از سرگذشت خود و شرایط جهنمی در ایران برای زنان صحبت می کرد به طور گسترده ای توزیع شد. پروانه خود در طول مسیر فرودگاه  تا داخل هواپیما درحال مقاومت بود و در کنار هواپیما فریاد میزد: ” من را به ایران برنگردانید چون جمهوری اسلامی من را اعدام می کند.”

 

 این اعتراضات دست به دست هم داد و برتصمیمات خطرناکی که مراجع پناهنده پذیری سوئد گرفته بودند تاثیرات تعیین کننده گذاشت و آنها را مجبور به متوقف کردن حکم دیپورت پروانه به طور موقت کرد و او را به همان بازداشتگاه بازگرداند. با توجه به نگاه داشتن وی در بازداشتگاه هنوز نمی توان گفت این خطر صد در صد رفع شده است. اما اقدام به اخراج پروانه برای بار دوم کار ساده ای برای دادگاه مهاجرت این کشور نیست و فدراسیون و دیگر مدافعین حقوق پناهندگان این اجازه را به آنها نخواهند داد. فدراسیون این موفقیت را  به پروانه و فعالین خود  و همه کسانی که در این مورد کاری انجام دادند تبریک می گوید.

  

هبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد

۱۶ فوریه ۲۰۱۳

 

برنامه های هفتگی پاتوق در گوتنبرگ سوئد

پاتوق

برنامه های هفتگی پاتوق در گوتنبرگ سوئد

جهت اطلاع علاقمندان

 

روزهای  جمعه از ساعت ۶ بعدازظهر

 

پاتوق محلی است برای دوستی و آشنایی، برای

گپ و گفتگوی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی

 

چای و قهوه و شام هم در محل صرف می شود

 

برنامه این هفته جمعه ۱۵ فوریه ۲۰۱۳

در مورد وضعیت پناهندگی و تصمیمات جدید دولت سوئد است

معرف بحث: عبدالله اسدی

 

محل دیدار: Linnegatan 21

            ایستگاه Prinsgatan

ساختمان Viktoriahuset جنب سینما هاگا طبقه سوم اتاق ۳۰۴

                  با خط های ۱ و ۶

مدیریت پاتوق همه شما عزیزان را به شرکت در برنامه های پاتوق دعوت می کند.

تلفنهای تماس:

اسما عرفانی           ۰۷۳۶۷۱۹۷۷۶

عبدالله اسدی           ۷۳۷۱۷۸۸۱۹ ۰

 

 

 

Iranska flyktingars riksförbund i Sverige: Angående utvisning av den iranske asylsökanden Parvaneh Sarabadani

 

 

Till Migrationsverket

 

Angående utvisning av den iranske asylsökanden Parvaneh Sarabadani

Ärendenummer:  ۱۲۰۱۰۳۱۷/۶

UM 3702-12

Parvaneh ansökte om asyl i Sverige för drygt ett år sedan. Men hon fick avslag på sin ansökan från både Migrationsverket och Migrationsdomstolen. Hon ska utvisas till Iran fredagen den 15 februari.

 

Parvaneh kommer från en fanatisk, muslimsk familj. Många i hennes släktingar är medlem i Basij eller arbetar för islamiska myndigheter. Hon hade tillsammans med sin man avsvurit sig tron på islam och konverterat sig till kristendomen. När detta avslöjades så mördades hennes make av dennes morbror. Hon blev själv våldtagen av samma person.

 

Sedan sin ankomst till Sverige har Parvaneh fortsatt med att utöva sin kristna tro, förespråkat kristendomen och öppet uttryckt sig mot islam.

 

Iranska flyktingars riksförbund i Sverige fördömer starkt Migrationsverkets beslut om utvisning av Parvaneh och kräver att beslutet dras in med tanke på att den islamiska regimen i Iran förtrycker de religiösa minoriteterna och de som avsvärjer sig tron på islam räknas som avfällingar och därmed döms till döden enligt den islamiska strafflagen. Utvisningen av Parvaneh till Iran innebär att medveten utsätta hennes liv i fara.

 

Iranska flyktingars riksförbund i Sverige

 

Kopia till:

Migrationsdomstolen

 

Högsta domstolen

 

 

نامه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به اداره مهاجرت سوئد، دادگاه مهاجرت و دیوان عالی کشور: حکم دیپورت پروانه سرآبادانی متقاضی پناهندگی از کشور ایران

 

پروانه یک سال پیش از اداره مهاجرت سوئد تقاضای پناهندگی کرد. متاسفانه تقاضای پناهندگی وی هم از سوی اداره مهاجرت و هم دادگاه مهاجرت این کشور پاسخ رد گرفت. در همین رابطه پلیس برای پروانه نامه فرستاده بود و روز چهارشنبه ۱۳ فوریه ۲۰۱۳ هنگام مراجعه به پلیس بازداشت می شود و قرار است روز جمعه ۱۵ فوریه به ایران دیپورت شود.

 

او در مکالمه با دفتر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی گفت: “من از یک خانواده بسیار مذهبی و متعصب هستم و همراه با همسرم قبل از اینکه به سوئد بیاییم از دین اسلام به مسیحیت گرویده بودیم. به همین دلیل اتفاق وحشتناکی در زندگی من افتاد و بخاطر این موضوع همسرم توسط دایی اش و با فرو کردن ضربه چاقو به قلبش به قتل رسید و من نیز مورد تجاوز وحشیانه وی قرار گرفتم. بسیاری از اعضاء و بستگان خانواده همسر پروانه از اعضاء فعال بسیج و از عوامل جمهوری اسلامی میباشند!

 

پروانه سرآبادانی از زمانی که در سوئد بوده به کلیساها رفت و آمد داشته و به طور علنی علیه دین اسلام و به نفع مسیحیت تبلیغ می کرده است. این در حالی است که در قانون مجازات اسلامی آنهاییکه دین اسلام را ترک می کنند مرتد محسوب می شوند و مجازات ارتداد اعدام میباشد. اداره مهاجرت می خواهد این زن جوان را به رژیم جنایتکار اسلامی در ایران تحویل دهد تا او نیز یا توسط همان بستگانش که از مزدوران رژیم  اسلامی هستند به قتل برسد یا بر طبق قانون مجازات اسلامی برای وی حکم مرگ صادر کنند.

 

تصمیم  اداره مهاجرت سوئد مبنی بر بازگرداندن پروانه به جهنم جمهوری اسلامی باید از سوی مردم مترقی و سازمانها و نهادهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی بشدت محوکوم شود و این حکم باید فورا متوقف شود. اداره مهاجرت سوئد و دیگرمراجع حقوقی این کشور با اینکه می دانند اقلیت های مذهبی و آنهای که از دین اسلام روی بر می گردانند بطور سیستماتک مورد شدیدترین تبعیضات، سرکوب و آزار و اذیت قرار می گیرند دارند پروانه را به کام مرگ می فرستند. سرگذشت زندگی پروانه، خود کیفرخواستی است علیه رژیم اسلامی و نمونه ای از زندگی میلیون ها زن در ایران.

 ازاینرو هر اتفاقی که برای پروانه بیفتد فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی آن را مستقیما به پای دولت سوئد می نویسد.

 

هبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد

۱۴ فوریه ۲۰۱۳

عبدالله اسدی: گفتگو نشریه همبستگی با عبدالله اسدی در مورد موقعیت و شرایط اجتماعی پناهجویان و قضاوت در مورد آنها

abe

قضاوت های مختلف و متفاوت در مورد متقاضیان پناهندگی عنوان گفتگوی این شماره از نشریه هبستگی با عبدالله اسدی است.

همبستگی: موارد زیادی دیده و یا شنیده می شود که نسبت به متقاضیان پناهندگی در میان همان مردمی چند سال قبتر از همان کشور آمده اند و روزگاری خودشان پناهجو بوده و دارای همین موقعیت بوده اند ولی هنگامی  که بحث کمک به پناهجویان به میان میاید سرشان را بر می گردانند و حتی شنیده می شود در بعضی از موارد کسانی که خودشان در دوره هایی فعال این عرصه بوده اند، تجارب تلخی از دوران فعالیت خود با پناهجویان ارائه می دهند وگاهی اوقات حاضر به هیچ نوع کمکی در این مورد  نیستند. شما که تاریخچه و تجارب بسیار بیشتری در این عرصه دارید چه قضاوتی در این مورد میکنید؟

عبدالله اسدی: من اینطور فکر نمی کنم. مبنای تشکیل سازمانی که من در آن فعالیت می کنم اساسا دفاع از حقوق انسان است. اگر قدرت دنیا دست ما بود اجازه نمی دادیم یک متقاضی پناهندگی حتی برای یک ماه هم بوده منتظر صدور اجازه اقامت بماند. اجازه نمی دادیم هیچ پناهجویی بدلیل عبور “غیرقانونی” از مرز حتی به مدت یک شب  بازداشت شود. اجازه نمی دادیم کودکان پناهجو سالها به دور از والدینشان زندگی کنند. پناهجویان هم مثل بقیه مردم دنیا حق آسایش و زندگی انسانی دارند و برای همین است که کشور خود را ترک می کنند و از کشور دیگری درخواست پناهندگی می کنند. آنها محل زندگی خود را برای زندگی بهتر و حتی در بسیاری از موارد برای حفظ بقاء و ادامه حیات محل زندگی خود را ترک می کنند؛  بنابراین اساس کار ما دفاع از حقوق انسان است. نباید اجازه بدهیم انسانها مستقل از اینکه به چه مذهب و دینی منتسب می شوند و دارای کدام باور سیاسی و کدام جنسیت و گرایش جنسی هستند، حقوق انسانیشان پایمال شود. بهرحال بستگی به این دارد آنهایی که این طور قضاوت می کنند خود کسانی باشند تا دیروز فعال این عرصه بوده یا مردم عادی، از چه زاویه ای به قضیه نگاه می کنند و آن را چگونه می بینند. آنهایی که اینطور در مورد پناهجویان قضاوت می کنند از دریچه ای کوچک و محدود نگرانه به این موضوع نگاه می کنند.

معلوم است همانطور که در میان مردم بومی یک کشور آدمها دارای رفتار و فرهنگ و اخلاقیات متفاوت هستند؛ در میان انسان هایی که به هر دلیلی آواره و خانه به دوش شده اند و آنها را پناهجو می نامند رفتار و فرهنگ و اخلاقیات متفاوت وجود دارد. این نوع قضاوت ها درمیان بخشهای کوچکی از مردم همیشه وجود دارد و تمامی هم ندارد. برای مثال مغازه داری که بسیاری از امور کاری و زندگی اش از طریق بکارگرفتن متقاضیان پناهندگی خصوصا کار سیاه و پرداخت دست مزد پایین می گذرد و هر از چند ماهی یک نفر را اخراج  می کند و یکی دیگر را بکار می گیرد، بسیارطبیعی است اینطور در مورد پناهندگان قضاوت کند.دربعضی وقات حتی اتهام دزدی و غیره به پناجویان زده می شود. بحث من نیست که بگویم به هیچ کدام از پناهجویان ایرادی وارد نیست.ممکن است در مواردی این اتفاق هم افتاده باشد و بازهم می افتد و تکرار می شود. روزی هزار اتفاق در جامعه می افتد و دزدی های بسیار بزرگ صورت می گیرد و هیچ ربطی هم به پناهجویان ندارد. من کورکورانه به این موضوع نگاه نمی کنم و حتی به عنوان یک مدافع حقوق پناهندگان از پناهجویان فاصله می گیرم و از منظر یک شخص بی طرف  به این قضیه نگاه نمی کنم. از نظر من هیچ نوع منطقی پشت این قضاوت ها وجود ندارد. من بازهم  از این مثال استفاده می کنم همانطور که در میان مردم بومی یک کشور جرم و جنایت ودزدی و غیره وجود دارد در میان قشر پناهجو هم همین مسایل وجود دارد به همین دلیل جدا کردن پناهجویان و تعمیم دادن مسایلی از این قبیل بسیار یک جانبه  وکلی و کوچک وتنگ نظرانه است.

تا آنجایی که به فعالین قدیمی می بر می گردد که گویا تجربه تلخی در این مورد دارند این هم به این شوری نیست اما این ذهنیت وجود دارد. ولی در میان آنها بحث اساسا طور دیگری است. بسیاری از آنها بدلیل سنگینی حجم این کار نتوانسته اند بیشتر از این ادامه دهند واکنون هرکدام به فعالیت های دیگری مشغول هستند و این طور هم در مورد پناهجویان قضاوت نمی کنند.  درست است که اکنون بسیاری از آنها موضوع فعالیتشان مستقیما کار در عرصه پناهندگی  نیست ولی حتی یک ذره از موضع خود در دفاع از حقوق پناهندگی به عنوان یک امر انسانی کوتاه نمی آیند. مواردی هم بوده افرادی و جریاناتی به طور رسمی و بعضا به صورت مستقیم مبادرت به ایجاد یک تشکل پناهندگی کرده اند می بینید که بعد از شش ماه هیچ اثری از آنها باقی نمانده است و یک سره دود شده و به هوا رفته است. بخاطر اینکه اساسا ماهیت و پتانسیل این کار را نداشته اند اگر هم در دوره هایی در صدد ایجاد تشکلی بوده اند بیشتر از سر منفعت طلبی شخصی و گروهی و گاهی اوقات در رقابت با فدراسیون بوده است. اگر واقعا کسی بخواهد خالصانه و بدون هر نوع چشم داشتی با پناهجویان کارکند آن وقت متوجه می شود که کار با پناهجو نه تنها آسان نیست بلکه کار هر کسی هم نیست. کسانی که با قشر پناهجو کار می کنند باید از ظرفیت های سیاسی و اجتماعی و در عین حال متانت و صبر و حوصله بالایی برخورد باشند.

همانطور که گفتم فعالیت با متقاضیان پناهندگی کار ساده ای نیست دلیلش هم روشن  است؛ این گروه از مردم یعنی پناهجویان، دستشان به هیچ چیز در کشورهایی که بسر می برند بند نیست، ضعیف ترین حلقه جامعه هستند، همیشه نیم بیشتر آنها پرونده بسته هستند و به طور “غیرقانونی” زندگی می کنند و هرکدام در طول یک ماه چندین بار با فعالین و مدافعین حقوق پناهندگی تماس می گیرند و از آنها می خواهند دراین زمینه کمکشان کنند و به طور شخصی در پرونده آنها دخالت نمایند. روزی نیست از دور و نزدیک صدای گریه چند نفر را نشنوی که دو سال و یا سه سال  و یا بیشتر در ترکیه و بسیاری از شهرهای مختلف جهان  پناهندده شده اند و یا بلاتکلیف هستند و یا اینکه به درخواست پناهندگیشان پاسخ رد گرفته و همه راه حل های حقوقی را از آنها بسته اند. علاوه بر این، این وضعیت در چند نفر و چند صد نفر هم خلاصه نمی شود تعداد پناهجویانی که به طور غیر قانونی زندگی می کنند بسیار زیاد و باور نکردنی است. این موضوع برای ما فقط جنبه سیاسی و مبارزاتی ندارد بار عاطفی و انسانی زیادی نیز به همراه دارد. همانطور که یک خانواده پناهجو در اثر فعالیت ما اقامت می گیرند چقدر احساس غرور و خوشحالی به ما دست می دهد، وقتی هم که آخرین پاسخ منفی شان را می گیرند و به آنها حکم ترک خاک می دهند و به قصد اخراج به کشورشان آنها را بازداشت می کنند به همان اندازه تاثیرات منفی بر روح و روان ما می گذارد. فشاری که  در این موارد به فعالین ما  وارد میاید بسیار زیاد است و سنگینی آن در همینجاست. در موارد زیادی برای بررسی مجدد یک پرونده به هر دری می زنیم با پاسخ های بروکراتیک و غیر انسانی مواجه می شویم. کسانی که هنگام درخواست پناهندگی کمترین اطلاعی در مورد قوانین پذیرش پناهندگان ندارند بعد از گذشت مدت کوتاهی دسته دسته دلایل پناهندگیشان رد شده و به صف پناهندگان “غیرقانونی” اضافه می شوند و فشار و تاثیرات منفی آن بر فعالین ما بسیار سخت و خورد کننده است و فعالیت های فدراسیون را بشدت تحت تاثیر قرار می دهد. متاسفانه همین شرایط سخت باعث شده تا باندهای قاچاق انسان میلیارد میلیارد از متقاضیان پناهندگی پول به جیب بزنند و در بسیاری از موارد کرور کرور پناهجویان را سوار برقایق های چوبی و فاقد ایمنی کافی می کنند وآنها را در دریاها به حال خود رها می کنند و در آبهای ترکیه و یونان و اندونزی و استرالیا غرق می شوند و قلب هزاران نفر از بازماندگانشان را برای همیشه جرحه دار می کنند.

 به علاوه بسیاری دیگر از آدمهای سودجو تحت نام وکیل و حقوقدان و کیس نویس و غیره از متقاضیان پناهندگی پولهای هنگفتی به جیب می زنند و موارد زیادی وجود دارد که هیچ گشایشی هم در زندگی آنها ایجاد نمی کنند. در ترکیه و بسیاری از کشورهای جهان که روی آوری مردم به مذهب بشدت کاهش پیدا کرده است، کلیساها هم به منبعی برای سودجویی و فرصت طلبی مذهب و رواج مسیحیت از طریق به اصطلاح کمک به متقاضیان پناهندگی تبدیل شده اند.

اما فعالیت فدراسیون برای پناهجویان دارای هیچ قید و شرطی نیست. از موقعیت نابرابر پناهجویان سو استفاده نمی کند و کسی را بکاری مجبور نمی کند؛ با نهایت دلسوزی به عنوان یک امر انسانی به آنها کمک می کند. فدراسیون ظرفی است برای مبارزه پناهجویان و دفاع آنها از حق و حقوق انسانی خود. به همین دلیل باید تحول عظیمی در میان پناهجویان به این سمت ایجاد شود تا صف قدرتمندی در مقابل این وضعیت ایجاد کنیم و دست مذهب و سودجویان و فرصت طلبان را از زندگی متقاضیان پناهندگی کوتاه کنیم.

 در اینجا برمی گردم به مثالی که در ابتدای این گفتگو زدم. همان طوری که مثال برخورد یک مغازه دار به پناهجویانی که هر چند ماه یکبار بکارشان می گیرد و بعد از چند ماه از کار اخراجشان می کنند و پشت سرشان در محافل مختلف حرف می زنند و به خرابکاری و بسیاری مسایل دیگر متهمشان می کنند و یا کسانی که بر سر اجاره منزلشان به یک پناهجو، با آنها تنش پیدا می کنند بدون اینکه در یک مرجع حقوقی و بی طرف به این موضوع رسیدگی شده باشد، همه آنها به نادرست مورد قضاوت قرار می گیرند. از نظر من این نوع قضاوت عادلانه نیست. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از این فرهنگ ها هزاران قدم فاصله دارد.

همبستگی: می گویند پناهجویان همین که خرشان از پل گذشت دیگر کاری به کسی ندارند شما این را چطور قضاوت می کنید؟

عبدالله اسدی: اتفاقا بحث ما در همینجاست؛ این بحثها را همان جریانات و گروههایی مطرح می کنند که از سر منفعت شخصی و گروهیشان دست به چنین اقدامی می زنند وقتی که اقداماتشان نمی گیرد و منفعتشان را برآورده نمی کند همه چیز را زیر سئوال می برند. من در سازمانی فعالیت می کنم که از ۲۵ سال پیش تا به امروز به پهنای جهان از حقوق پناهجویان مستقل از مذهب، نژاد، قومیت، باور سیاسی و جنسیت و گرایش جنسیتی به عنوان انسان بدون قید و شرط  و بدون کوچک ترین تردیدی از حقوق انسانی پناهندگان دفاع کرده است. ما در عین اینکه همیشه پناهجویان را برای دفاع از حقوق پناهندگیشان به مبارزه متشکل و سازمان یافته در صف مبارزه این سازمان دعوت کرده ایم، ولی به هیچوجه دفاع از حقوق آنها را منوط به عضویت و فعالیت همیشگی با فدراسیون نکرده ایم. فلسفه فعالیت در فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی تغییر در زندگی انسانهایی است که به دلیل جنگ و نا  امنی و اختناق و سرکوب سیاسی، جان و آزادیشان به مخاطره می افتد و مجبور به ترک کشور و محل زندگی خود می شوند. بنا براین اعتقاد من این است خطری که اتفاقا متقاضیان پناهندگی را تهدید می  کند روی همین پل است و باید با تمام توان و با کمک و مشارکت خودشان خرشان را هدایت کنید تا از آن پل وحشتناک بگذرد و خودشان و خانواده هایشان با موفقیت به مقصد برسند.

همبستگی: شما خودت از این نوع فعالیت ها خسته نشده اید؟

عبدالله اسدی: چرا ولی این نوع فعالیت ها هم خستگی ایجاد می کند و هم شادابی، وگر نه گاهی اوقات  انسان از نفس می افتد. برای من بسیار سخت است که روزانه نمی رسم به تمام تلفنهای فدراسیون مرکزی پاسخ بدهم ولی مجبور شده ام خود را به آن عادت بدهم چون من مسئولیت یک سازمان را به عهده دارم که ۱۰- ۲۰ تا عرصه کاری دیگر دارد و من باید به عرصه های دیگر از وظایفم  نیز برسم. فدراسیون هم اکنون در حال اقداماتی است که بتواند عرصه های مختلف کار و فعالیت خود را آسانتر کند و این به  یک سازمان دهی و تقسیم کار لازم برمبنای  شرایط سختی که از آن صحبت کردم احتیاج دارد و هم اکنون در صدد اجرای آن هستیم.

همبستگی: می توانید خیلی کوتاه به رئوس اقداماتی که در صدد اجرا و بهبود آن هستید اشاره کنید؟

عبدالله اسدی: ایجاد تحول در امر مشاوره با متقاضیان پناهندگی به اشکال گوناگون و موثر، انتشار منظم هر دو هفته یک بار نشریه همبستگی، ایجاد تحول در سایت فدراسیون و معرفی مسئولین عرصه های مختلف، اعلام دفتر نمایندگی فدراسیون در چند شهر و کشور، تنظیم ساعت کار دفتر مرکزی و آرایش رهبری بالای فدراسیون و بالا بردن تحرک فدراسیون از طریق مبارزه خیابانی و صدور اطلاعیه و ایجاد پیوند و ارتباط با جریانات دیگر مدافع حقوق پناهندگی در کشورهای محل اقامت در هر جا که ممکن باشد و غیره از جمله اقداماتی است که در دستور فوری کار فدراسیون قرار دارد. *****