همه‌ی نوشته‌های gholam@A

مصاحبه مریم تقی نژاد با فاضل نادری از مسئولین فدراسیون در شهر مالمو

روز ۹ مارس سوئد شاهد گردهمایی های اعتراضی بزرگ و پر شور علیه شرایط غیر انسانی پناهنده پذیری و تمهیدات شدید پلیسی برای اخراج پناهندگان از این کشور بود. این اعتراضات با حضور چندین هزار نفر در شهرهای استکهلم، گوتنبرگ، مالمو و اپسالا برگزار شد. در جوار تظاهرات روز ۹ مارس در شهر مالمو مریم تقی نژاد با فاضل نادری از مسئولین فدراسیون در شهر مالمو مصاحبه ایی ترتیب داد که اینجا بهمراه عکسهای و فیلم هایی از این تظاهرات ملاحظه می کنید.

http://www.youtube.com/watch?v=NtFnI9-8ZHc&feature=youtu.be

 

 

 

اعتراضات با شکوه در سوئد علیه شکار پناهجویان توسط پلیس در حال گسترش است! – همراه با تصاویری از این اعتراضات در شهرهای مالمو و استکهلم

 


Nej till Polisstat, Ja till Fristat

 

“نه به دولت پلیسی” و” آری به پناه دادن به پناهجویان

 

 

 

روز شنبه ۹ مارس سوئد شاهد گردهمایی های اعتراضی بزرگ و پر شور علیه شرایط غیر انسانی پناهنده پذیری و تمهیدات شدید پلیسی برای اخراج پناهندگان از این کشور بود. این اعتراضات با حضور چندین هزار نفر در شهرهای استکهلم، گوتنبرگ، مالمو و اپسالا برگزار شد.

در پی به اجرا در آمدن پروژه ایی موسوم به Reva طرح وسیع دولت برای بازداشت و اخراج پناهجویان مخفی و مهاجران فاقد مدرک، جامعه سوئد را تکان داد. پلیس مرزی شهر استکهلم  در ایستگاههای مترو به شکار پناهجویان و مهاجرین بدون مدرک پرداخت و بر اساس ظاهر و رنگ پوست و موی افراد به کنترل کارت شناسایی افراد پرداخت. نکته قابل توجه تر این است که وزیر دادگستری سوئد از این اقدام راسیستی دفاع کرد. اما افکار عمومی جامعه سوئد نسبت به اقدام پلیس و دولت واکنش شدیدی نشان داد و صدای اعتراض از هر سو بلند شد. در پی این اعتراضات پلیس مرزی شهر استکهلم، کنترل و شناسایی مهاجران غیرقانونی در ایستگاه‌های مترو را متوقف کرد.

 

اما ااقدامات دولت و پلیس سوئد تنها به شکار پناهجویان و مهاجرین فاقد اقامت در متروها محدود نبود. دیوارهایی که به دور اروپا کشیده شده اکنون به شهرها و به مراکز درمانی، مدارس، مناطق مسکونی راه یافته است و در همه جا این انسانهای پی پناه مورد پاکسازی قرار می گیرند. در بسیاری از موارد، تمهیدات پلیس نفرت انگیز و توام با خشونت صورت گرفته  است. به همین دلیل اقدام امروز پلیس سوئد  به حق خشم و اعتراض بسیاری از مردم سوئد را برانگیخته است. تظاهرات مردم سوئد در روز شنبه ۹ مارس در چندین شهر این کشور جلوه ایی از این خشم و اعتراض عمومی بود.

در این اعتراضات که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی نیز حضور فعالی داشت مردم معترض، شکار پناهجویان توسط پلیس را به اقدامات دولتهای پلیسی در سربه نیست کردن مخالفین تشبیه می کردند و یکصدا فریاد می زدند که باید به پناهجویان در سوئد پناه داده شود. سخنرانان تاکید داشتند که پناهندگی یک حق انسانی است و دولت، اداره مهاجرت سوئد و پلیس این کشورنمی توانند این حق را پایمال کنند. خواست عمومی این اعتراضات به دور انداختن پروژه Reva و در پی گرفتن یک سیاست پناهنده پذیری انسانی از سوی دولت سوئد بود.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد به همه کسانی که در اعتراضات این روزها شرکت داشتند درود می فرستد و ادامه این اعتراضات دسته جمعی را تنها راه مقابله با سیاستهای غیر انسانی دولت سوئد در زمینه پناهندگی می داند. ما مطمئن هستیم که  شرایط غیر انسانی هزاران پناهنده ایی که حکم اخراج گرفته اند می تواند با همبستگی مردم سوئد سریعا تغییر کند، دولت را به عقب براند و آینده بهتری را برای آنها رقم بزند. فدراسیون همه پناهجویان را دعوت می کند که متشکل شوند و در این اعتراضات مردمی وسیعا شرکت کنند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد سوئد

۹ مارس ۲۰۱۳

 

 

 

 استکهلم

stock reva 5 600 x 450

stock. reva 1 600 x 450

stock reva 4 600 x 450

stock. reva 2 600 x 450

 

مالمو 

malm reva 1 480 x 270

malm reva 4 600 x 337

malm reva 5 600 x 337

malm reva 8 600 x 337

malm reva 7 600 x 337

malm reva 6 600 x 337

malm reva 5 600 x 337

 

 

 

 

 

جامعه سوئد در مقابل سیاست دیپورت پناهجویان بدون مدرک، عکس العمل نشان داد و خواستار متوقف کردن اخراج پناهجویان شد

421916 364384487004339 1625928946 n 480 x 118

67362 364375207005267 25827756 n 480 x 208

 

 

همان طور که از قبل اعلام کرده بودیم دولت سوئد٬ به پلیس مرزی این کشور دستور داده ۷۰۰۰ پناهجوی بدون مدرک و پرونده بسته را از سوئد به کشورهای خود دیپورت کند. پافشاری دولت سوئد بر اخراج پناهجویان و کنترل کارت های شناسایی افرادی که ظاهر غیر سوئدی دارند ترس و وحشت زیادی را در میان متقاضیان پناهندگی ایجاد کرده است.

 

بسیاری از سازمانها و نهادهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی در این مورد واکنش نشان دادند و مردم را به اعتراض به رفتار پلیس، مبنی بر کنترل و شناسایی و بازداشت پناهجویان دعوت کردند.

 

روز شنبه دوم ماه مارس به فراخوان چندین سازمان و نهاد مدافع حقوق پناهندگی در شهر گوتنبرگ تجمع بزرگی در مرکز این شهر تشکیل شد و تعداد زیادی از نمایندگان احزاب و نهادها و پزشکانی که به پناهجویان بدون مدرک کمک می کنند سخنرانی کردند.آنها در سخنرانی های خود یکی پس از دیگری اقدام اخیر دولت و پلیس و اداره مهاجرت این کشور را بشدت محکوم کردند و خواستار متوقف کردن فوری کنترل و شناسایی افراد و دیپورت پناهجویان شدند.

 

 فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد گوتنبرگ طی اطلاعیه ای  حمایت قاطع خود را از این گردهمایی اعلام کرده بود و مردم را به شرکت در آن دعوت کرد.

 

تابحال جنب و جوش زیادی در اعتراض به این وضع  به جریان افتاده است باید همه ما و همه کسانی  که با این وضع مخالف هستند به این اعتراضات بپیوندند. باید جامعه نشان دهد که این تنها دولت سوئد  نیست که تصمیم میگیرد حقوق انسانی هزاران انسان بی پناه را پایمال کند. مردم سوئد این نوع رفتار ها را از دولت نمی پذیرند.

 

فدراسیون، همه پناهجویان جدید و منتظر جواب و بدون مردک و همه مردمی که حق حقوق انسان ها را به رنگ و نژاد و ملیت و محدوده جغرافیایی محدود نمی کنند و با تصمیمات اخیر دولت سوئد مخالف هستند فرا می خواند در هر جا که چنین اعتراضی صورت می گیرد به طور گسترده در آن شرکت نمایند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد سوئد

پنجم فوریه ۲۰۱۳

 

 

 

 

 

 

 

گزارش جلسه گفت وشنود با وکلای امور پناهندگی در استکهلم

sdc12958 600 x 450

sdc12968 600 x 450

روز جمعه هشت فوریه به دعوت فدراسیون پناهندگان واحد استکهلم وکلا  آنوتا خونک هامن وناد یا حاتم  در جلسه هفتگی فدراسیون حضور داشتند.

در این جلسه که حدود سه ساعت طول کشید ابتدا از طرف سارا نخعی دبیر فدراسیون ضمن خوش آمد گویی به حاضرین توضیحاتی در مورد نحوه برگزاری جلسه داده شد.

سپس نادیا حاتم وکیل آشنا به مسائل پناهندگی در مورد پروسه پناهند گی از ابتدا تا انتها توضیحات کاملی ارائه داد و در ادامه به سئولات مطرح شده از سوی حاضرین پاسخ داده شد. بعد از آن نیز پناهجویان بطور فردی با این وکلا مشاوره داشتند.

اندیشه علیشاهی بخشی از جلسه را که به زبان سوئدی بود  به فارسی ترجمه کرد. این جلسه فرصت مناسبی بود که اطلاعات لازم وضروری مسائل پناهندگی در اختیار پناهجویان قرار گیرد.

فدراسیون پناهندگان ایرانی در استکهلم ضمن تشکر از وکلا وحاضرین در جلسه برگزاری این گونه جلسات را در برنامه های آینده نیز در دستور کار خود خواهد داشت.

فدراسیون پناهندگان واحد استکهلم

فدراسیون پناهندگان ایرانی – شرق کانادا: در اعتراض به حکم اخراج سپهر حاجی پور از کانادا

canada

سپهر یک جوان ۲۸ ساله و ورزشکار است که در سال ۲۰۰۹ به کانادا پناهده میشود. او بعد از انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸ در جریان حمله مامورین حکومت به یک زن باردار و دفاع سپهر از او و ایستادگی در مقابل سرکوبگران رژیم اسلامی، بعد از مدتی مجبور به فرار از ایران میشود و به کانادا پناهنده میشود. سپهر اما بعد از سه سال اقامت و انتظار بررسی پرونده پناهندگی اش، با سد ردی روبرو می شود و توسط پلیس مهاجرت دستگیر و روانه زندان می شود.


فعالین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرنی- شرق کانادا به محض اطلاع از ردی پرونده پناهندگی سپهر و زندانی شدن او، با هماهنگی با خانواده سپهر و جریان “نه به اخراج به ایران” کمپینی دوهفته ای برای اعتراض و مقابله با دیپورت سپهر را اعلام کرده و به پیش بردند. اداره مهاجرت علارغم استحقاق قبولی پرونده سپهر درخواست پناهندگی او را رد کرده بود و دستور بازگشت او را به ایران در
۶ دسامبر ۲۰۱۲ صادر کرده بود. شروع کار کمپین دفاع از حق پناهندگی سپهر، با علنی کردن وضعیت پرونده سپهر و به میدیا کشاندن این کیس آغاز گردید. طومار اعتراضی به حکم اخراج سپهر جهت ارسال به وزیر اداره مهاجرت کانادا، آقای جیسون کنی، در سایتها و رسانه های اجتماعی درج شد. خانم روح انگیز بصیرزاده، خاله سپهر طی مصاحبه ای با مطبوعات محلی، جامعه ایرانی و غیرایرانی شهر تورنتو و سایر شهرهای کانادا را در جریان این برخورد غیرعادلانه اداره مهاجرت با پرونده سپهر و زندانی کردن وی در زندان عادی قرار داد. کمپین با فشار خانم پانته آ جعفری، وکیل سپهر، به اداره مهاجرت به علت بی دقتی کردن به مسئله وضیعت روحی و فکری سپهر در موقع مصاحبه اش ادامه یافت. فدراسیون سراسری پناهدگان ایرانی- شرق کانادا و دیگر فعالین عرصه پناهندگی چهار آکسیون فراخوان دادند که در جلوی زندانی که سپهر در آن زندانی بود، در مقابل اداره مهاجرت و مراکز مهم شهر، این آکسیونها انجام گرفت. فیلم‌های این اعتراضات و مصاحبه های فعالین و مدافعین حق پناهندگی سپهر در رسانه های اجتماعی مثل فیسبوک و تیوتر و روزنامه های محلی به چاپ رسید. بالاخره با تلاش مدافعین حقوق پناهندگی، خانواده و دوستان و وکیل مدافع سپهر، حکم اخراج سپهر که قرار بود روز جمعه ۸ فوریه اجرا شود، موقتا متوقف شد.


قدم بعدی برای مدافعین حقوق پناهندگی و وکیل سپهر این هست که سپهر را هر چه زودتر از زندان بیرون آورده و خواهان برسمیت شناختنه شدن حق پناهندگی او شوند. این کار اما بدون فشاری همه جانبه از طرف تمام کسانی که می دانند در ایران زیر سیطره جمهوری اسلامی چه بلائی بر سر آدمهایی آورده می شود که این رژیم را نمی خواهند و قوانین اسلامی آن را به چالش می کشند امکان پذیر نمیباشد. این کار بر دوش همه انسانهای آزادیخواهی است که زندگی انسانی و انتخاب محل زیست و اقامت فرد را حق طبیعی او می دانند. فدراسیون پناهندگان ایرانی- شرق کانادا همه مدافعین حق پناهندگی و تمام مردم آزادیخواه گریخته از جهنم جمهوری اسلامی را فرامی خواند که برای اعتراض به تصمیم اداره مهاجرت کانادا مبنی بر اخراج سپهر به ایران و نگه داشتن او در یک زندانی بهمراه بزهکاران با پتانسیل توسل به خشونت فیزیکی، به کمپین ما بپیوندد تا با اعتراضی متحد و قدرتمند به برخورد غیرعادلانه اداره مهاجرت کانادا خواهان آزادی فوری سپهر و برسمیت شناختن حق پناهندگی او شویم. به ما بپیوندید تا با صدای بلند اعلام داریم که در ایران به علت عدم وجود آزادی اندیشه و عقیده، ترور و شکنجه و اعدام، عدم تامین اجتماعی و رفاه برای اکثریت مردم توسط دولت، به فحشا و اعتیاد کشاندن جوانان ایران توسط باندهای مافیایی دولتی، سنگسار و سرکوب مردم، برای اعتراض به وضع موجود و نقض حقوق ابتدائی مردم، ایران کشوری امن برای هیچ ایرانی نمیباشد و باید بدون قید و شرط به تمام پناهندگان گریخته از جهنم جمهوری اسلامی اقامت دائم داده شود.


ایرج رضایی
دبیر فدراسیون پناهندگان ایرانی – شرق کانادا
 ۴۱۶-۸۵۸-۹۸۳۱

عبدالله اسدی: مصاحبه در مورد شروع اقدام دولت سوئد به دیپورت پناهجویان در سال ۲۰۱۳

abe

 

همبستگی: آنطور که در خبرها آمده است به نظر می رسد دولت سوئد دست به اقدامی  جدید برای دیپورت پناهجویان معروف به پناهجویان بدون مدرک زده باشد؛ آیا از نظر شما این برداشت درست است؟

 

عبدالله اسدی: بلی همان طور که پیشبینی کرده بودیم تعقیب و پیگرد و دستگیری پناهجویان در ابعادی بسیار وسیع شروع شده است.

 

همبستگی:  این طرح چه کیسهایی و کدام دسته از پناهجویان را در برمی گیرد آیا این طرح شامل متقاضیان پناهندگی از ایران هم می شود؟

عبدالله اسدی: این طرح متوجه کسانی است که معروف هستند به پناهجویان بدون مدرک (Papperlösa) کسانی که بدون مدرک در این کشور و دیگر کشورهای اروپایی زندگی می کنند و متقاضیانی که به درخواست پناهندگیشان پاسخ منفی داده و آنها از نظر دولت، پناهجویان پرونده بسته تلقی می شوند. پناهجویان ایرانی هم دارای چنین موقعیتی هستند و همه آنهایی که پرونده پناهندگیشان بسته شده است شامل این طرح قرار گرفته و بنا به اخباری که از طرف خود پناهجویان و بستگان و دوستان و هم کمپیهای آنها به فدراسیون رسیده است؛ پلیس مرزی این کشور به دهها آدرس که اداره مهاجرت در اختیار پلیس قرار داده مراجعه کرده است. حمیدرضا حسنی یاوند و پروانه سرآبادانی که هم اکنون در بازداشتگاه اداره مهاجرت نگاه داری می شوند و در نتیجه  طرح اخیر دیپورت پناهجویان، بازداشت شده اند.

 

همبستگی: چه اقداماتی تابحال از سوی فدراسیون و دیگر سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی برای جلوگیری از اجرای این طرح  صورت گرفته است؟

عبدالله اسدی: تا این لحظه که با شما گفتگو می کنم اقدامات چشمگیر و قابل توجهی صورت گرفته است. عکس العملی که روز شنبه دوم مارس مردم گوتنبرگ نشان دادند پاسخ بسیار محکم و به موقعی بود به اداره مهاجرت و دولت سوئد. تا همینجا می بینیم که مقاومتها و مبارزه ای گسترده در حال شکل گرفتن در اعتراض به تصمیمات اخیر دولت سوئد است. تلاش های که برای جلوگیری از دیپورت پروانه سرآبادانی و حمید رضا حسنی یاوند صورت گرفت گویای آمادگی برای مقابله با سیاست دیپورت  است. تابحال جلسات و برنامه های زیادی از سوی سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی اعلام شده و یا در حال انجام است. خوشبختانه تا آنجایی که به موقعیت پناهجویان ایرانی بر می گردد همیشه این آمادگی در میان آنها وجود داشته و فعالیتهایی که تا بحال انجام گرفته است در مجموع، روند تصمیم گیری دولت و اداره مهاجرت در جهت اخراج پناهجویان ایرانی را بشدت کند کرده است. در دو سال اخیر سیاست دیپورت به ایران از سرگرفته شد و ما با تمام توان جنگیدیم و اجازه ندادیم پناهجویان ایرانی را به آن جهنمی که جمهوری اسلامی برای مردم آن کشور ساخته است دیپورت کنند. نه تنها اجازه ندادیم آنها را  یکی یکی بگیرند و در کمال خونسردی به ایران دیپورتشان کنند، بلکه بازداشت هر پناهجوی ایرانی را به افتضاحی برای دولت سوئد و یک آکسیون جنجالی علیه رژیم اسلامی در ایران تبدیل کرده ایم.

 

همبستگی:چرا چنین برنامه ای در دستور کار دولت سوئد قرار گرفته است؛ قبلا سوئد سیاست پناهنده پذیری چنان سختگیرانه ای نداشت؟

عبدالله اسدی: ببینید سالها پس از جنگ سرد قدرت دولتی در سوئد در دست سوسیال دمکراتها و کلا بلوک سرخ و سبز بود. ولی اینها حرف و الگوی جدیدی برای اداره جامعه نداشتند، نتوانستند تنوعی در سیاست خود ایجاد کنند. سیاست پناهنده پذیری آنها که سمپاتی و نزدیکی  بیشتری به مبانی کنوانسیون ژنو در مورد پذیرش پناهندگان داشت، یک دفعه تحت تاثیر پایان جنگ سرد و دنیای دو قطبی و فروپاشی شوروی قرار گرفت و داعیه بشردوستانه شان یک سره از مد افتاد. با سر کار آمدن حزب محافظه کار و بلوک راست و تشکیل دهندگان دولت جدید، محدودیتهای به مراتب بیشتری برای پناهجویان در سوئد ایجاد شد. در آخرین انتخابات این کشور فاکتور دیگری به ضرر پناهندگان و مهاجرین نیز به شرایط سختی که اشاره کردم اضافه شد و یک حزب بیگانه ستیز بنام حزب دمکراتهای سوئد با ۲۰ درصد آرا به مجلس سوئد راه پیدا کرد وهرچه که به جلو آمدیم اوضاع اقتصادی بدتر شد و عملا شرایط و معیارهای پذیرش پناهندگی در سوئد هم دستخوش تحولات جهانی پس از جنگ سرد شد. اکنون که به آن دوران نگاه می کنید سالهاست آثاری از دولت رفاه در سوئد باقی نمانده است. نکته قابل توجه این است که علیرغم افزایش قیمت مایحتاج زندگی، از ۲۰ سال پیش کمک هزینه متقاضیان پناهندگی هیچ تغییری نکرده است. کمک هزینه مسکن نیز از ۱۱ سال پیش و کلاس زبان برای پناهجویان از دو سال پیش  بطور کلی قطع گردیده است. همان طور که گفتم با سر کار آمدن بلوک راست، بازار کار هم برای پناهجویان به کلی عوض شد. تا آن موقع پناهجویانی که همراه با دریافت پاسخ منفی، کمک هزینه آنها نیز قطع می شد می توانستند کم و بیش از طریق کار سیاه زندگی خود را تامین کنند.اما احزاب راست به رهبری حزب محافظه کار این کشور (مدراتها) ازنظر ورود و خروج و استفاده از دفترچه و کارت مجوز شغلی، مقررات بسیار سختگیرانه تری برای کارکنان رستورانها، مغازه داران  و آرایشگاهها به اجرا گذاشتند و اکنون هم در حال جمع آوری  و اخراج  پناهجویانی هستند که مدتهاست کمک هزینه ای که به آنها تعلق می گرفت بدلیل عدم همکاری با پلیس برای بازگشت به کشورشان قطع شده است.

 

همبستگی: آیا فدراسیون برنامه مشخصی برای این وضعیت دارد؟  

 

عبدالله اسدی: من همیشه گفته ام فدراسیون سازمانی است که کار و برنامه روتین خود را دارد و دراشکال گوناگونی برای دفاع از حقوق پناهندگی و علیه تبعیض و راسیسم و نژادپرستی مبارزه می کند. ولی گاهی اوقات شرایط خاصی پیش میاید که فدراسیون در هرجا که باشد بسته به توانش عکس العمل نشان می دهد. شرایطی که به تازگی در سوئد اتفاق افتاده است شکل و آرایش فعالیت فدراسیون را از حالت روتین خارج می کند.اولین اقدامی که در دست است سازماندهی حرکتی بزرگ در شهر استکهلم است که فعالیت حول آن از هفته اول ماه مارس شروع می شود و در بیستم ماه آوریل با برگزاری یک تظاهرات بزرگ برای اولین اقدام به تصمیم دولت سوئد مبنی بر اخراج پناهجویان بدون مدرک اعتراض می کنیم. این یک کمپین ۵۰ روزه علیه سیاست دیپورت است. در طول این ۵۰ روز اقدامات زیادی در دستور کار فدراسیون است بطوری که تظاهرات ۲۰ آوریل به یک همایش پرشور در دفاع از حقوق پناهندگی تبدیل شود.

 

همبستگی: انتظار شما از مردم و خصوصا پناهجویان و کسانی که با اقدام اخیر دولت سوئد بشدت مخالف هستند چیست؟

عبدالله اسدی: توصیه من به پناهجویان این است که در هر شهر و کمپی که هستند بعنوان مبلغ و سازمانده این تظاهرات شروع به کار کنند. برای شرکت هرچه بیشتر مردم در این حرکت تبلیغ کنند، و هر جا که هستند با هم مشورت و هم نظری نمایند. در مورد چگونگی ایفای نقش خود و تاثیرات آن بر سیاست دیپورت پناهجویان صحبت کنند و دیگران را به شرکت گسترده  در آن تشویق نمایند.

 

تلاش ما باید این باشد که این کمپین و این تظاهرات را به کارزاری  بزرگ برعلیه دیپورت پناهجویان به جهنم  جمهوری اسلامی و افغانستان و بسیاری از کشورهای مشابه تبدیل کنیم. ما باید بتوانیم یک بار دیگر توجه افکار عمومی را به آنچه که در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی میگذرد آگاه سازیم و در عین حال روابط سیاسی و دیپلوماتیک دولت سوئد با  ایران و تاثیرات سایه شوم این روابط بر وضعیت پناهجویان ایرانی را هر چه  بیشتر افشا کنیم. این یک هدف این کمپین است. هدف دیگر آن برگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی، و جلسات مختلف با پناهجویان و علاقمندان برای ایجاد یک صف محکم و انسانی درمقابل اخراج پناهجویان و ایجاد یک فضای مبارزاتی در جامعه سوئد است. قرار است در طول این کمپین برای جلب توجه افکار عمومی نسبت به سیاست غیر انسانی دولت سوئد در برخورد به متقاضیان پناهندگی، یکبار دیگر آن را به عنوان یک معضل اجتماعی به سرتیتر رسانه های کشور تبدیل کنیم. فدراسیون باید در نامه های خود به احزاب و سازمانهای دولتی و غیر دولتی آنها را برای شرکت و سخنرانی در تظاهرات دعوت کند. دعوت ما از نمایندگان احزاب در پارلمان سوئد و سازمانهای غیر دولتی برای شرکت در این تظاهرات این است که بتوانیم از این طریق تصمیم دولت و اداره  مهاجرت مبنی بر دیپورت پناهجویان را به شکست بکشانیم.

 

سازماندهی و ایجاد آمادگی برای برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز شنبه ۲۰ آوریل رئوس فعالیتهای دو ماه  آینده فدراسیون در دفاع از حقوق پناهندگی میباشد. در این دو ماه باید دهها جلسه و برنامه تبلیغی در مناطق مرکزی شهرهای سوئد برگزار شود. از متقاضیان پناهندگی می خواهم در هر کمپ و شهری که هستند به فکر شرکت وسیع در تظاهرات باشند و از هم اکنون برای اجاره وسیله سفر به استکهلم یکی دو نفر را مسئول جمع آوری هزینه سفر بکنند. فدراسیون در اطلاعیه جداگانه ای با جزئیات بیشتری این موضوع را توضیح خواهد داد.

ضرورت و اهمیت این موضوع می طلبد که همه پناهجویان و مدافعین حقوق پناهندگی به این حرکت بپیوندند.

 

 

 

نازنین صدیقی: هشت مارس روز جهانی زن

nazi fb12 190 x 268

هشت مارس روز جهانی زن را در پیش داریم؛ جا دارد که نگاه اجمالی به تاریخچه این روز داشته باشیم.

    در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دست‌مزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.

    سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، به مناسبت پنجاه‌مین سال‌گشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند. ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان “روز زن” نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار “حق رای برای زنان” مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا به مناسبت “روز زن” برگزار شود.

    در سال ۱۹۱۰، «دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین «روز بین‌المللی زن» پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلاً روز “اول ماه مه” را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می‌توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت‌الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب‌نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، من‌جمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. «دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» تاریخ برگزاری نخستین مراسم “روز زن”  را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیم‌گیری قطعی برای تعیین “روز جهانی زن” به بعد موکول شد.

    بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین “روز جهانی زن”، انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را به رسمیت شناخت.

    ۱۹ مارس ۱۹۱۱ خیابان‌های آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش زنان به لرزه در آمد. شمار زنان تظاهر کننده در اتریش به ۳۰ هزار نفر می‌رسید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله بردند و به زدن زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.

    سال ۱۹۱۳ “دبیرخانه بین‌المللی زنان” (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، به‌عنوان “روز جهانی زن” انتخاب کرد. در همان سال، زنان زحمتکش و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم “۸ مارس” را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند.

    در سال ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول درگرفت. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارس ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی “علیه جنگ امپریالیستی” برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده “روز جهانی زن” شد.

    در سال ۱۹۱۷ تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. ۸ مارس ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد.

    سال ۱۹۲۱، “کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی” در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس، روز ۸ مارس به‌عنوان “روز جهانی زن” بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته‌هایشان فرا خواند.

    از اواسط دهه ۱۹۳۰، دنیا یک بار دیگر بسوی جنگ جهانی جدید روان شد. برگزاری تظاهرات “روز جهانی زن” در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند، غیر قانونی اعلام شد. علی‌رغم این ممنوعیت، در هشتم مارس ۱۹۳۶، زنان در برلین تظاهرات کردند. در همان روز، اسپانیای فاشیست شاهد تظاهرات هشتم مارس در مادرید بود. ۳۰ هزار زن کمونیست و جمهوریخواه، شعار “آزادی و صلح” سر دادند.

    در پی جنگ جهانی دوم، انقلابات و جنبشهای رهایی‌بخش در کشورهای چندی درگرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گامهای بزرگی در جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سال‌ها، عمدتاً دولت‌ها و تشکیلات مترقی و انقلابی در بر پایی “روز جهانی زن” می‌کوشیدند.

    در دهه ۱۹۶۰، در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهایی‌بخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته نیز جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود و جنبش رهایی زن نیز اوج و گسترشی چشمگیر یافت.

    در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزه‌نگاری، کاهش ساعات کار روزانه و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه‌ها پیشروی کند. در تظاهرات هشتم مارس ۱۹۶۹ زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در ویتنام تظاهرات کردند.

    در سال ۱۹۷۷ سازمان ملل در قطعنامه‌ای ۸ مارس را با عنوان “روز حقوق زنان و صلح بین‌المللی” وارد تقویم رسمی خود کرد.

    بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه ۱۹۷۰، با توسعه سرمایه‌داری به کشورهای عقب مانده، بخش‌های بزرگتری از زنان درگیر کار و تحصیل گشتند. در عین حال، زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض، مسئله زن را حادتر و انفجاری تر کرد.

و همچنان زن و موقعیت وی در جوامع مختلف یک مسئله مهم و مورد بحث است. در اثر به یمن مبارزات زنان و مردان برابری طلب موقعیت زنان در جای جای دنیا پیشرفتهای بسیاری کرده ولی  کماکان زن در موقعیتی فرودست قرار دارد و تا زمانی که این فرودستی وجود دارد هر روز روز زن است.

امسال در شرایطی به پیشواز هشت مارس میرویم که زنان در  جای جای دنیا بپا خاسته و هم آواز از حقوق انسانی خود دفاع میکنند. در قرن ۲۱ و در بحبوحه پیشرفتهای تکنولوژیک دنیا، هنوز زنان مورد خشونت و تجاوز قرار میگیرند و هنوز زنان در کشورهای اسلامی شهروند درجه چندم هم به حساب نمیایند اما در عین حال شاهد مبارزه ای متحدانه و مشارکت هر چه بیشتر زنان در مبارزات اجتماعی هستیم. دیدیم که در انقلاب ۸۸ در ایران زنان چگونه پا به پای مردان خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران را درنوردیدند. شاهد بوده و هستیم که در بهار عربی زنان چگونه در صف اصلی مبارزه بودند و میدان التحریر چگونه زیر پای آنان داغ شده بود. و شاهدیم که در جای جای دنیا و به اشکال مختلف زنان چگونه با تابو شکنی به جنگ و مبارزه علیه نابرابری جنسیتی میپردازند.نان آن  و در پایان ما شاهد یک تحول جهانی و زنانه در سراسر دنیا هستیم. به امید عملی شدن این تحول و به امید روزی که در آن زن و مرد در موقعیت کاملا برابر و انسانی در کنار هم زندگی کنند. 

سعید آریاپور: انتخابات و دعوهای درون نظام و استفاده مردم از این موقعیت

s ariapour 320 x 239

موضوع برمیگردد به انتخابات و از دعواهاى اخیر بین آقایان درون نظام را میبینیم.  یاد حرفهای آنها میافتیم که در سال ۸۸ و در جریان آن انتخابات ننگین و بدنبال خیزش مردمی سال ۸۸  میگفتند: “که در انتخابات بعدی فتنه  بزرگتری اتفاق میافتد. برای همین بود که این سالها بدنبال تغییر در نظام جمهوری اسلامی از ریاستی به پارلمانی بودند.”

این نشان بحرانی عظیم در نظام جمهوری اسلامی ست و عملاً میخواهند این بحران را از بین ببرند زیرا میترسند. چرا!؟ بخاطر اینکه علاوه بر تمام ساختارها و مهندسیهایی که  در نظام انجام میگیرد باز با بحران مواجه میشوند و میبینید که نمونه بارز آن انتخابات سال ۸۸ هست و بدنبال آن حتی من مطمئنم که در انتخابات پیش رو مشکلات بسیار زیادی را حکومت ایران با آن روبرو خواهد شد. مشکلات را میبینید که امروز به چه سطحی کشیده شده است. دعوا سر قدرت است نه ملت؛ از همان ابتدا تثبیت این رژیم نیز چنین نبوده و این آقایان فقط به فکر قدرت بوده اند. میبینیم که حتی رئیس مجلس که خود یکى از سران سه قوه است و نماینده اول شهر قم هم هست نمیتواند در شهر خودش امنیت داشته باشد تا سخنرانی کند و در آنجا همان عده ای که باید باشند، هستند و جواب اینها را میدهند … همانطور که هاشمی رفسنجانی نتوانست در آنجا سخنرانی کند..! همانطور که نوه خمینی نیز نتوانست در تهران سخنرانی کند! همان اراذل اوباش به اسم بسیج و امت حزب الله..!

میبینیم که امروز همینها اسیر فلسفه های جمهوری اسلامی شده اند، چیزیکه دیروز کاشتند را امروز برداشت میکنند،

شوخی نیست صحبت انتخابات است، صحبت آینده نظام است..

۱۰۰٪ در این چند ماه پیش رو ما با فراز و نشیبهای عجیبی روبرو خواهیم بود در بین آقایان حکومت منفور جمهوری اسلامی! من سعید آریاپور احتمال همه چیز را خواهم داد. در این انتخابات بازهم میگویم و محکمتر هم میگویم : نظام جمهوری اسلامی قابلیت و پتانسیل سرنگونی را دارد!

در این روزها دیدیم که حتی احمدى نژاد هم اسبش را زین کرده و شمشیر را از روبسته و حتی هشدار میدهد که من ایستاده ام و تا آخرش هم میایستم ، حتی میبینید که دخالتی را که در انتخابات پزشکان و نظام پزشکان کرده و در آنجا تاکید کرده که از نظر وی حتی انتخابات پیش رو را بدلیل رد صلاحیت عده ای از کاندیده ها اینطور تحلیل کرده و گفته: “این انتخابات از نظر من غیر قانونی خواهد بود.

 دوستان توجه کنید جنگ را و نیم نگاهى نیز به گذشته و به انتخابات سال ۸۸ که کاندید ها می آیند حرف را به آقایان میزدند و همینطور مردم، که البته مردم پا را فراتر نهاده و خواهان سرنگونی کل نظام شدند و گفتند: “موسوی بهانه است؛ کل نظام نشانه است” اما جواب ملت را چگونه دادند! مسئله پزشکان و نظام پزشکی اصلا برای احمدی نژاد مهم نیست بلکه او دارد هشدار میدهد به شورای نگهبان برای رد صلاحیت کاندیدای مورد نظر خود!

مسئله مهمی است و پیام خاص خودش را دارد ولی براحتی نباید از کنار این مسئله گذشت و اما در بازی  سیاسی تا کجا میتواند  روحرفی که زده بیاستد، آن دیگر موضوع دیگریست. اما براى من دعواى اینها جالب شده و بسیار هیجانی است. ملت ایران باید آگاه باشد .!برای همین است که هنوز میبینید که همه و حتی سپاه پاسداران و نماینده ولی فقیه در سپاه فقط فعلا در حد رجز خوانی عمل میکنند و هنوز هیچ مهندسی از طرف سپاه شکل نگرفته. بنظرم انتخابات سخت خواهد بود، نظرم روی ولایتی دیگر نیست و حتی قالبباف و محسن رضائی و ووووو چون نمیتوانند در کنار کاندیدایی چون مشایی رای بیاورند ولی من امیدوارم در این انتخابات که از هر نظر به نفع مردم ایران نخواهد بود که همه هم میدانیم ، ملت ایران بخود بیایند و آینده خودرا یکبار برای همیشه تغییر دهند .

باید از این دعوای بین خودیهاى نظام استفاده کرد و در جنگی که بین اینها ایجاد میشود مردم هم دخیل شوند و از یکجا شروع کنند و یک طرف قضیه را در دست و به سود خود تمام کنند! بازهم میگویم اگر مردم تکان نخورند این حکومت ۳۵ سال دیگر هم خون شما را خواهد خورد…..!

 

سعید آریاپور

مریم تقی نژاد: جهنم اسلامی ودنیای پناهندگی در غرب

maryam t

موج اعدام های اخیر در ایران با ر دیگر وجدان عمومی انسانهای آزادیخواه را جریحه دار کرد . در یک ماه ونیم اخیر حدود ۷۵ نفر به جوخه های دار سپرده شدند و باز جمهوری اسلامی ورقی دیگر بر جنایات خودش در پرونده سنگین و ضد انسانیش افزود . جمهوری اسلامی بختک شومی بود که از سه دهه تا کنون با تبعیض و سرکوب و شکنجه و اعدام وتجاوز می خواهدبا حقنه کردن سلطه خویش بر گرده مردم فقیر چند صباحی به عمر خود بیافزاید و وام سیاسی برای خود بخرد و جانیان اسلامی فکر می کنند که با برپا کردن طناب دار موج جدیدی از هراس و وحشت را به جامعه تزریق می کنند و به وسیله این فضای وحشت دامنه اعتراضات مردم معترض را قیچی می کنند و به همین خاطر هر روز در گوشه و کنار ایران و در زندانهای شهرهای مختلف  و یا در ملاء عام شاهد آدم کشی این جانیان هستیم .

به بهانه قانون و اقدام علیه امینت و محارب با خدا می کشند و خانواده از هم می پاشند و این تفسیریست واقعی از جهنم اسلامی در ایران ، که با قتل عمد دولتی پایه های لرزان خود را نگه داشته است . در چنین جهنمی که قطعا زندگی در آن غیر قابل تحمل است هر ماه و هر هفته و تعداد زیادی از زن و مرد به کشورهای اروپایی پناهنده می شوند تا با آرامشی نسبی بتوانند به زندگی خود ادامه دهند و درصد زیادی از این آدمها در طول راه قربانی قاچاقچی می شوند و جان خود را از دست می دهند و کسانی دیگر که اگر شانس بیاورند و به اروپا برسند در واقع به جهنمی دیگر و با رنگ ولعاب دیگر پای می گذارند و آن هم جهنم پناهندگی و برزخ کمپ پناهندگیست .در واقع شخص پناهنده برای حفظ امنیت خود که شامل: امنیت جانی و رفاه اجتماعی و تامین زندگی خود به اروپا پناهنده می شود. وقتی نگاه می کنیم زیر بنای جامعه در هر دو حالت یکیست و فقط روبنای سیاسی آن فرق می کند .

جمهوری اسلامی با زیر بنای اقتصادی سرمایه داری و با آخوندهای دزد میلیاردی و روبنای مذهبی و فضای بسته سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی ، و از آن طرف غرب با زیر بنای سرمایه داری و دزدان نا محسوس در غالب مالیات گیرنده و قانونمندی اجتماعی دارند خون طبقه کارکن جامعه را می مکند . البته آزادی های اجتماعی ورفاه نسبی در غرب وجود دارد و آن نیز حاصل مبارزه طولانی طبقه کارگر و مردمان آزادی خواه است و نه اینکه الطاف حکومت سرمایه و سیستم رفاه . برای اینکه به این جهنم بی خانمانی و این دنیای پناهنگی پایان دهیم همانا باید برای برچیدن قوانین پناهندگی مبارزه کرد و پناهندگی را باید حق هر انسان دانست که از جهنم حاکمیت موجود کشور خود فرار می کنند و نیز باید سرمایه داری جهانی و دول متحد غرب و آمریکا را برای جنگ افروزی در مناطق جهان سوم محکوم کرد و دید جهانیان را بسیج کرد که دنیایی بدون جنگ و با آرامش هم می تواند وجود داشته باشد . دنیای ما یک دهکده جهانی است و به همه آدمها تعلق دارد باید مرزها را شکست و فرق ها را بر انداخت زیرا که ما وطن نداریم هر جا که چرخه زندگیمان بگذرد و آرامشی داشته باشیم همانجا وطن ماست .