همه‌ی نوشته‌های gholam@A

گفتگویی کوتاه با علی کلانتری یکی از پناهجویان اعتصابی در سوئد

ali azizi kalanatari 360 x 480

همبستگی: شما چه مدت است در سوئد زندگی می کنید چرا دست به اعتصاب غذا زدید ؟

علی عزیزی کلانتری از قول خود و بقیه اعتصابیون پاسخ می دهد: ما ۵ نفر به نامهای علی عزیزی کلانتری از ایران به مدت ۱۰ ماه٬ سفرعلی نظری از افغانستان به مدت ۱۵ماه٬ رضا رحیمی از افغانستان به مدت ۲۰ ماه،  جاوید ذوالفقاری از افغانستان به مدت ۱۲ ماه و ابولفضل موسوی از افغانستان به مدت ۱۱ ماه است از اداره مهاجرت این کشور در خواست پناهندگی کرده ایم ولی متاسفانه این اداره به درخواست پناهندگی همه ما پاسخ منفی داده و ۲ نفر از ما در آستانه اخراج از کشور قرار داریم.

همبستگی: می توانید در صورت تمایل، بطور خیلی خلاصه علت پناهندگی خود را توضیح دهید؟

علی کلانتری: جان همه ما بنا به دلایلی که هرکدام از ما با جزئیات در پرونده های خود برای اداره مهاجرت توضیح داده ایم در خطر است و در صورت بازگشت به ایران و افغانستان بطور حتم با زندان و احکام سنگین (حتی اعدام) روبرو خواهیم شد.همان طور که گفتم هرکدام از ما دلایل شخصی خودمان را داریم که در مصاحبه های انفرادی خدمتتان ارائه می دهیم.

همبستگی: ما مطلع شدیم شما به همراه دوستانتان اعتصاب غذا کرده اید، لطفا توضیح دهید که چه مدت است که اقدام به اعتصاب غذا کرده اید چند نفر هستید؟ در ضمن علت این اقدام و وضعیت فعلی و جسمی خود را توضیح دهید؟

علی کلانتری: جان همه ما در کشورمان در خطر است به همین دلیل ما از تاریخ ۱۴ آپریل دست به اعتصاب غذا زده و تا امروز ۱۳ مه همچنان ادامه دارد. در طی مدت اعتصاب، سفر علی نظری دچار سکته مغزی شد و چندین مرتبه به بیمارستان منتقل شد. جاوید ذوالفقاری هم به بیمارستان منتقل شد و وضعیت جسمانی خودم و باقی افراد هم بسیار وخیم است.

همبستگی: آیا تا بحال، اداره مهاجرت سوئد عکس العملی به اقدام شما نشان داده است؟

علی کلانتری: تنها عکس العملی که اداره مهاجرت نشان داده این بود که هفته گذشته ۵ نفر از مسئولین این اداره به اینجا آمدند و از ما خواستند اعتصاب غذای خود را بشکنیم و در عین حال گفتند: دوباره پرونده هایتان را بررسی می کنیم.

همبستگی: آیا فکر نمی کنید هم اینکه اداره مهاجرت به ملاقات شما آمده است نتیجه مثبتی برای شما باشد؟

علی کلانتری: امیدواریم این طور باشد ولی حقیقتا ما اعتماد زیادی به این نوع وعده و وعیداهای اداره مهاجرت نداریم به همین دلیل ما به اعتراض خود به همین شکل ادامه می دهیم.

همبستگی: اشاره کردید که سفرعلی نظری دچار سکته مغزی شده و به همراه جاوید ذوالفقاری چند بار به بیمارستان انتقال یافته اند فکر نمی کنید اعتصاب غذای شما در ادامه خود از اینکه هست برای شما خطرناکتر شود؟

علی کلانتری: ما الان آب می خوریم؛ خطر مقداری کمتر شده ولی چاره دیگری نداریم.   

همبستگی: درخواست شما مشخصا از اداره مهاجرت چیست و انتظارتان از مردمی که صدای اعتراض شما را می شنوند چه میباشد ؟

 علی کلانتری: درخواست ما از اداره مهاجرت این است که به پرونده های ما عادلانه رسیدگی کند و گفته های ما را باور کند چون ما جز حقیقت زندگی خود چیز دیگری نگفته ایم و مشکل خود من در ایران سیاسی و اجتماعی است. از مردم هم انتظار داریم ما را در رساندن صدای مظلومیتان به جامعه و ادارات و سازمانهای سوئدی یاری کنند تا ما هم بتوانیم ازموهبت زندگی انسانی بهره مند شویم.

***   

 

 

 

 

 

 

احسان مظفری: نقش رژیم وسپاه پاسداران در توزیع و گسترش مواد مخدر

Ehsan Mozafari

در مدت حکومت رژیم اسلامی هزاران نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر اعدام شده اند. بر طبق آمارهایی که خود دولت منتشر کرده است بیش از ۱۵ هزار نفر در ایران به  این جرم اعدام شده اند.مقامات ایران اعدام قاچاقچیان مواد مخدر را تحت عنوان مبارزه با توزیع مواد مخدر توجیه کرده اند. حکومت با اجرای این اعدام ها می خواهد به افکار عمومی نشان بدهد که در مبارزه با قاچاق مواد مخدر پیشتاز است.

کشور افغانستان بالاترین درصد کشت و تولید مواد مخدر را در جهان دارد.مواد مخدر از طریق ایران (گذرگاه ترانزیت مواد مخدر) به خاورمیانه، آفریقا و علی الخصوص کشورهای اروپایی میرسد.

اسناد محرمانه وزارت خارجه آمریکا که توسط ویکی لیکس منتشر شد حاوی اطلاعاتی درباره نقش ایران در قاچاق مواد مخدر از افغانستان به اروپاست.

مواد مخدر توسط ایران به آذربایجان منتقل میشود و از آنجا به اروپا میرسد. در سال ۲۰۱۱ ,۲۵ عضو یک شبکه بزرگ قاچاق مواد مخدر در آذربایجان دستگیر شدند دست کم ۸ نفر از انها کارمندان سفارت ایران در باکو بودند که به عضویت در فعالیت های برون مرزی سپاه پاسداران اعتراف کردند.

بنا به بیانیه ای از طرف وزارت خزانه داری امریکا مدارکی بدست آمده که نشان میدهد غلامرضا باغبانی به قاچاقچیان افغان اجازه میدهد با عبور از خاک ایران به کشورهای اروپایی مواد مخدر بفرستند. او در عوض از آنها برای رساندن اسلحه و مهمات به نیروهای طالبان در افغانستان استفاده میکرد.

به طور کلی اهداف رژیم در رابطه با گسترش و توزیع مواد مخدر را به اهداف سیاسی و اقتصادی می توان تقسیم کرد.

از منظر سیاسی اگر به مسئله نگاه کنیم رژیم  اسلامی ایران با توزیع مواد مخدر در جهان، قصد ایجاد بی ثباتی و بحران اجتماعی در دنیا، بویزه کشورهای غربی را دارد.

از لحاظ اقتصادی هم مسلم است که هیچ فعالیت اقتصادی برای سپاه به اندازه تجارت مواد مخدر سود آور نیست. به خصوص در حال حاضر کاهش درآمد حکومت به علت تحریم های بین المللی، سپاه با موافقت علی خامنه ای بیش از پیش در این عرصه فعال است و با شبکه های تروریستی و تبهکار جهانی مثل نیروی طالبان در افغانستان و… همکاری دارد.
نابود باد جمهوری اسلامی

احسان مظفری

سعید آریاپور: جمهوری اسلامی نمیخواهیم

s ariapour 320 x 239

بر خلاف بعضی از رسانه هاى اینور آبى که لابى رژیم بوده و برخى از جامعه اپوزیسیون ، خواسته تمام و کمال من و ما (مردم) ایران این است که جمهورى اسلامى را نمیخواهیم.

خواست ما مردم نه تعدیل حکومت اسلامى، بلکه سرنگونى آن است.

رأى ما/ نه! ..به حکومت جنایتکار اسلامى در ایران خواهد بود و مبارزه فعال براى خلاصى از شر جمهورى اسلامى!

راى علیه رژیم، علیه اسلام و اسلامیت، علیه اختناق و سرکوب، علیه فرهنگ ارتجاعى تحمیلى، علیه نابرابرى حقوق زن در مقابل مرد، علیه زندانیان سیاسى، علیه فقر و نابرابرى و بیحقوقى در ایران امروز خواهد بود.

 جمهورى اسلامى رفتنى است.

من امیدوارم انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در ایران، شروع موج وسیع اعتراضات از سوى مردم ایران باشد و همینطور آغاز مبارزات وسیع و علنى اى در سطح کشور.

 که نتیجه اجتناب ناپذیر آن سرنگونى رژیم اسلامى خواهد بود.

با این رویدادها اردوى سرنگونى طلبى در ایران، که ابدا یک اردوى یک دست و “همه با هم” نیست و نخواهد ماند، بعنوان یک جنبش مردمى اعلام موجودیت خواهد کرد.

جدال برسر حکومت امام زمان که این روزها هر جناحى در ایران خود را نزدیک تر به ایشان میداند و حکومت على خامنه اى با دیگر احزاب مخالف او و موافق جمهوری اسلامی چند طرفه خواهد بود و یک حقیقت غیر قابل انکار و پذیرفته شده محسوب میشود.

جدال مردم علیه کل رژیم اسلامى، آن عاملى است که این جناحها را در جستجوى چاره بجان هم انداخته است. 

رویدادهاى اخیر اعلام موجودیت مستقل و علنى یک جنبش مردمى براى سرنگونى رژیم براه خواهد انداخت.

بنظر من بر روش و رفتار جناحهاى حکومت، احزاب سیاسى و خود مردم در ماههاى آتى تاثیرات تعیین کننده خواهد بود

اصطلاحات رایج تا دیروز بسرعت کهنه شدند و تصاویر و شمایل سیاسى میان توده مردم هویتشان فاش شدند.

خود حکومت از خطر “براندازى” و “ختم نظام ” که گویا از بیخ گوش رژیم گذشته است صحبت میکند.

عبارت جامعه مدنى جایى گم و گور شد، برخى از سیاسیون براى معترضین رجزخوانى کردند و برخی براى دانشجویان اشک تمساح ریختند.

در وقایع پس از انتخابات ۸۸ در ایران، مردم علنا به رژیم اسلامى اعلام جنگ دادند.

حکم سرنگونى از سمت مردم به رژیم ابلاغ شد. 

همه چیز در ایران بستگى به این دارد که جنبش اعتراضى، و موج اعتراضات آتى،اعم از اعتصابى و تظاهراتى و خیابانى،یک هویت کاملا متمایز از جناحهاى حکومت را در بر خواهد داشت. 

اما این به این معنى نیست که جمهورى اسلامى در همین دوره به جنایات و اعمال کثیفى دست نخواهد زد.

 برعکس، در این شک نیست که یک توافق علنى میان جناحهاى حکومت براى اعمال خشونت علیه گروهها و احزاب اپوزیسیون غیر مجاز و ناراضیان فعال در ایران وجود دارد.

میخواهند این دور را میان خود مساوى اعلام کنند، و توافق کرده اند که باید به این منظور از مردم و معترضین قربانى بگیرند و جامعه را ارعاب کنند.

 نیروى مردمى زیاد و تلاش زیادى لازم است تا همه ما کارى کنیم که کسانى نظیر کشته شدگان راه آزادى و زندانیان سیاسى و دیگر دستگیر شدگان جان سالم از دست این اوباش در ببرند.

اما نتیجه این زورآزمایى مشخص هرچه باشد، سرکوب وسیع و به خانه فرستادن مردم در حیطه امکانات اینها نیست. 

این روزها مردم جانشان به لبشان رسیده با تورم بیش از حد در کشور و نبود کوچکترین امکانات رفاهى براى خانواده هاى متوسط و زیر متوسط ایرانى و نبود امکانات پزشکی و دارویی ووووووووووووو

که باعث شده این روزها شاهد اعدام هاى بیشتر از سوى رژیم باشیم که اکثراً جوانان کشورمان هستند

دیگر مردم جانشان به لبشان رسیده ، پس هموطن فرقى ندارد از چه دسته یا گروهى هستى و یا طرفدار کدام یک از آنها وقتى هدف همه احزاب براندازی حکومت و نظام جمهوری اسلامی در ایران باشد 

همه بهم و به نیروى مقاومت هم علیه رژیم استبدادگر و دیکتاتور داخل ایران احتیاج داریم ، پس همراه شو.!

 

” اتحاد ، همبستگى ، و جمع شدن تمام نیروهاى مردمى در کنار یکدیگر تنها راه نجات ایرانمان از دست این خوانخواران و جانیان علیه ایرانى و فرهنگ ایران زمین است!”

 

الهام لطیفی: نظام جمهوری اسلامی از پایه ویران است

elham latifi 236 x 316

روزی برای انجام کار پزشکی به بیمارستانی در پیروزی تهران رفتم در نوبت نشسته بودم که خانمی آمد کنارم نشست ، آنقدر نگران بود که سر صحبت را با او باز کردم تا شاید بتوانم آرامش کنم ، انگار منتظر بود کسی از او بپرسد که چرا اینقدر ناراحتی ، بدون مقدمه شروع کرد به صحبت :

 

مدتیست که دچار مشکل شده ام و بعد از مراجعه و مشورت با پزشکان تصمیم بر آن شد که باید حتما و هرچه سریع تر جراحی کنم دیروز با همسرو آمدیم و تمام کار های بستری شدنم را انجام دادیم تا امروز جراحی کنم اما حالا میگویند باز هم باید همسرت بیاید و امضا کند هر چه میگویم در جلسه اداره است فایده ندارد میگویند چون زن جزء مایملاک مرد محسوب میشود باید بیاید و امضا آخر را بدهد با وجود این که خانمی محجبه بود اما شروع کرد به دین و اسلام و آخوند و قانون و شرع فحاشی کردن آخر چه دیننیست که آدم اجازه خود را ندارد ؟؟ ، اگر شوهرش آن روز نرسد به کار اداری بیمارستان و دکتر جراح وقت دیگری برای وی تعیین کند در این مدت اگر مشکلی برایش پیش بیاید چه کسی مقصر است ؟؟

شوهر یا قانون با المای از خدا بی خبر که جان مردم را هم به بازی گرفته اند؛ آیا اگر آن مرد بخواهد زن دیگری اختیار کند کسی میپرسد زنت ، مادر بچه هایت باید بیاید …………. ؟؟

 

آفرین به نظامی که سرتیتر تمام قوانین آن ( جمهوری اسلامی ) است که حتی یک زره برای جان جان آدم ها ارزش قائل نیستند مگر به گفته اینان اسلام برای نجات جان بشریت نیامده است ؟؟

 

پس چرا آیاتی ارائه میشود  که برای جان آدم ها ارزش قائل نیست این تناقض را همه فهمیده اند برای همین به جرات میتوان گفت که اکثریت مردم در ایران دین گریزند . مابقی که سنگ دین را به سینه میزنند ملایانند و دستندرکاران نظامند .

 

جامعه ی اسلامی  که زن ،  این موجود نازنین که هستی آدمی از اوست را به گیاه تعبیر میکند و مردان ، این موجودات قدرتمند و با اراده آهنین را سست جلوه میدهد ؛ از پایه ویران است.

رضا سعادتجو: زنان از حبس خود آگاهند

Reza Saadatjou

 

 

درد، التیام نیافت و خون لخته نشد، جاریست از زخم مانده بر پیشانی تاریخ. تاریخ  زنانی که گویا از زخم و خون و درد آفریده شده اند. واین گونه می توان فریاد مرگ و نابرابری را از دختران زنده بگور دیروز تا فریاد دختری بنام آمینا را در هر رسانه  اجتماعی، حتی امروز شنید.

خبر پشت خبر، خبرهای تازه جای خبرهای کهنه را می گیرند و چه ساده فراموشی در چلچله ذهن ما سکوت و بی خبری می آورد. نباید سکوت کرد باید حرف دیروز را هر روز گفت.

میدان شهر جای فریاد من و توست باید اعتراض کنیم، به هر چه که موجب سلب حق آزادی شده است. سوال اینجاست چند پله تا برابری حقوق زن و مرد مانده و آمینا روی پله چندم اش ایستاده؟ چند گلو فریاد باید زد، تا گوش جوامع دیکتاتور از شنیدنش کر شود؟

باید دوباره به تاریخ نگاه کنیم. زخم و درد جا مانده روی پیشانی تاریخ التیام نیافت، اما این زخم از شجاعت زنان و مردان مبارز رو به بهبودی نهاد. نسل ها آمدند، رفتند و نوبت به نسل ما رسید ما نیز سکوت نخواهیم کرد.

در جامعه ای که زن برای پس گرفتن حقوق انسانی خود برهنه می شود و حاکمان دینی از برهنگی اش و برهنگی دیگرزنان آشفته خاطر میشوند، باید دریافت که زنان از حبس خود آگاه اند. واین برهنگی آغاز آزادی تفکرشان خواهد بود.

تفکری که پایه های نابرابری حقوق انسانی را در جوامع دیکتاتور دینی به لرزه انداخته است…به اعتقاد من زنان با دو اندیشه متفاوت نسبت به حقوق خود واکنش نشان می دهند.

گروه اول زنانی هستند که بدون مدیریت دینی قادر به زندگی نبوده و حقوق خود را در کتابهای مذهبی جستجو می کنند. و با بی تفاوتی و گاهی نیز با سکوت و ترس دختران خود را نیز قربانی قوانین مذهبی می نمایند.

واما گروه دوم زنانی هستند که نسبت به آزادی و حقوق انسانی برابر زن و مرد واکنش نشان داده و براساس  قوانین حقوق بشراقدام به مبارزه نموده و این مبارزات اغلب در جوامع بسته و مذهبی اتفاق می افتد. مبارزاتی که با شکنجه، تهدید، زندان و مرگ همراه بوده و هر چقدر مردان یک سرزمین براساس فرهنگ بومی و یا نگاه مذهبی نسبت به حقوق زنان خود بی اعتنا ویا ناآگاه باشند برای زنان آزادیخواه این مبارزات سخت تر و دشوارتر خواهد بود.

من ، تو ، ما، باید برای احقاق حقوق انسانی همدیگر را یاری نمایم…

 

اعتصاب غذای پناهجویان در شهرهای امئو و بودن سوئد روز دوشنبه به پایان رسید

hunger strejk i ume 10 480 x 360 360 x 270

گروهی از پناهجویان شامل ۴ نفر افغان و یک پناهجویی ایرانی در کمپ اداره مهاجرت در شهر اومئو تا روز دوشنبه ۱۳ مه  در اعتصاب غذا بسر می بردند. اسامی پناهجویان اعتصابی عبارتند از علی عزیزی کلانتری، رضا رحیمی، جاوید ذولفقاری،ابوالفضل موسوی و سفر علی موسوی. اعتصاب غذای پناهجویان هنگامی صورت گرفت که اداره مهاجرت و دادگاههای مهاجرتی این کشور به درخواست پناهندگی آنها پاسخ رد داده بودند.

 

 شرایط سخت زندگی پناهجویانی که به درخواست پناهندگی آنها پاسخ منفی داده می شود و پرونده پناهندگی شان بسته می شوداز هیچ کس پوشیده نیست. ادارات مربوط به امور پناهندگان پس از اینکه به درخواست متقاضیان پناهندگی پاسخ رد می دهند، هزینه زندگی آنها را نیز قطع می کنند و کارت شناسایی و اجازه کارشان را پس می گیرند و پرونده آنها را در اختیار پلیس مرزی قرار می دهند.چنین شرایطی است که کارد را به استخوان می رساند و پناهجویان را به مبارزه مرگ و زندگی سوق می دهد. مسئولین اداره مهاجرت سوئد از همان روز اول از اعتصاب غذای پناهجویان در کمپ شهر اومئو باخبر بودند ولی تا خبر و صحنه های دلخراش اعتصاب غذای خشک پناهجویان را در رسانه های سوئد ندیدند و صدای اعتراض مردم را نشنیدند خبری از آنها نپرسیدند. ولی بالاخره روز دوشنبه ۱۳ ماه مه مقامات اداره مهاجرت و پلیس به ملاقات اعتصابیون رفتند و آنها را به بیمارستان منتقل کردند. پس از پایان معاینه و مداوا آنها را از بیمارستان مرخص کردند و به این شکل به اعتصاب غذای خود پایان دادند. در همین رابطه  قرار است روز پنجشنبه ۱۶ ماه مه اداره مهاجرت با آنها گفتگو کند. نمی توان به طور دقیق نتایج این جلسه را توضیح داد ولی بعدازظهر روز چهارشنبه ۱۵ ماه مه بهنام آزاد و عبدالله اسدی در نشست یک ساعته ای با پناهجویان اعتصابی جوانب مختلف این جلسه  را مورد تحلیل بررسی قرار دادند و توجه پناهجویان را به نکات مهم سئوالات احتمالی اداره مهاجرت و نحوه پاسخ  به آنها جلب کردند.

گروه دیگری از پناهجویان افغان که تعدادشان به حدود ۹۰ نفر می رسید در شهر بودن در شمال سوئد به مدت ۲۶ روزدست به تحصن زده  و خواستار لغو حکم اخراج  و صدور اجازه اقامت شده  بودند. این پناهجویان نیز روز دوشنبه پس از تظاهرات بزرگی که در حمایت از خواسته های آنها صورت گرفت  به تحصن خود پایان دادند. تعدادی دیگر از پناهجویان در شهر یوله نیز به اعتصاب غذا دست زده اند که تا هنگام صدور این اطلاعیه همچنان ادامه دارد.

 

تلاش فدراسیون این است که این وضعیت را توضیح دهد و توجه افکار عمومی را به آنچه که به پناهجویان در سوئد می گذرد جلب کند. مشکلات این پناهجویان واقعی است و این واقعه  باید از جانب وجدانهای آگاه مورد اعتراض قرار گیرد و دولت  سوئد باید بخاطر  نقض حقوق پناهندگان محکوم گردد. اخبار و گزارشات روزانه نشان می دهد که افغانستان همچنان جز ناامن ترین کشورهای جهان برای شهروندان آن کشور به شمار می رود.جنگ های قومی و مذهبی و انفجارات پیاپی و کارگذاشتن بمب در مناطق مسکونی مردم و به آتش کشیدن مدارس از یک طرف، از طرف دیگر فقر و بیکاری و کمبود امکانات بهداشتی و درمانی، امکانات رفاهی و عمرانی همچنان دلیل اصلی آوارگی مردم افغانستان را تشکیل می دهد.  

  فدراسیون از همه سازمانها و نهادهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگان و از همه مردم سوئد و افغانها و ایرانیان مقیم این کشور می خواهد که از خواسته ها و مطالبات پناهجویان اعتصابی و متحصن حمایت کنند و آنها را  در حلقه محبت خود بگیرند.در عین حال فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از دیگر پناهجویان اعتصابی می خواهد که برای ممانعت از آسیب جسمی  بیشتر و حفظ سلامتی خود به اعتصاب غذای خود پایان دهند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۱۵  ماه مه ۲۰۱۳

 

 

 

 

 

 

 

نازنین ایلکا: دلیل فرار من از جهنمی به نام ایران؟

nazanin ilka

یکی از مسائلی که برای آن همیشه تلاش می کنم و از اهمیت به سزایی برخوردار است انسانیت است. موضوعی که در ایران از آن بهرمند نبودم و به عنوان یک زن و انسان حقوقم پایمال شد و همیشه جنس دوم ونصف مرد به حساب می آمدم و نادیده گرفته میشدم. در کشور اسلامی و دارای قوانین اسلامی هر گاه اسم انسان به گوششان می خورد به آن جنسیت مرد می دهند  و این  نشانه یک جامعه مرد سالار است که زن جنس دوم و ضعیف است؛ که مرد یا مردانی باید از او محافظت کنند و تحت کنترل آنان باشد چون از نظر جمهوری اسلامی و جامعه  ایران، زن عامل فساد و مشکلات بزرگی است از جمله تحریک مردان و سعی می کنند با پوشاندن حجاب بر سر زنان آنها را تحت کنترل خودشان در آورند و مانع فعالیت آنان در جامعه بشوند. من در ایران به عنوان یک زن حق و اختیار بدن خود را به عنوان یک انسان که حق شخصی هر فردی است را نداشتم و همیشه مردان از جمله پدر و یا همسر مالکیت بدن من را داشتنند آنها بودند که برایم تصمیم می گرفتند و من به عنوان یک زن  دارای فکر و اندیشه  مستقلی نبودم و همیشه دوست داشتم خودم برای زندگی شخصیم تصمیم بگیرم که از آن هم محروم بودم، چرا که مردانی بودند که تصمیم بگیرند و اگر من خواستار حق خودم باشم با مجازات تنبیه روبرو میشدم چرا که باید سکوت کنم تا دختر شایسته  خانواده و فرد سالم از نظر آنها باشم. انتخاب همسر نیز به دست من نبوده و همیشه انتخاب شده بودم.

البته تنها گناه و مشکل من زن بودن نبود. من یک زن جوان بودم. جوان بودن نیز در ایران گناه و مشکل بزرگی است. جوانی یعنی شادی، یعنی عشق، یعنی حرارت و ماجراجویی و همه اینها در حکومت جانی اسلامی، حرام و گناه است. حال فکرش را بکنید؛ زن جوان در ایران چه معنایی دارد؟!! زنان شهروند درجه  چندم در حکومت اسلامی حاکم بر ایران هستند که از موقعیتی به غایت فرودست برخوردارند. حال در نظر بگیرید که یک زن جوان در ایران در چه زندانی بسر میبرد. همه چیز برای زن جوان در ایران تابو است. عشق، شادی دو گناه نابخشودنی برای زنان هستند.

من فرار کردم تا از این حقوق پایه ای و ساده و در عین حال مهم و حیاتی  برخوردار شوم، و البته در این کشور آزاد هم برایش تلاش می کنم و فراخوانم به  همه  انسانهای برابری طلب و آزادیخواه  این است که صدای زن ایرانی را به گوش جهانیان برسانند و از هر طریقی به مبارزه بر علیه این حکومت جنایتکار بپردازند. به امید روزی که به ما زنان به عنوان ماشین سکس و دستگاه تولید مثل نگاه نکنند ما قبل از هر نسبتی انسانیم.

من یک زنم…نه جنس دوم…نه یک موجود تابع…نه یک ضعیفه…نه یک تابلوی نقاشی شده…نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی…نه یک کارگر بی مزد تمام وقت و نه یک دستگاه تولید مثل.

نازنین ایلکا: حجاب و استحکام و امنیت جامعه

 

 

nazanin ilka

حجاب به معنای پوشش اسلامی بانوان،دارای ۲ بعد است: ایجابی وسلبی.

بعد ایجابی: وجوب پوشش بدن.

بعد سلبی: حرام بودن خودنمایی به نامحرم است.

این ۲ بعد باید در کنار هم باشند تا حجاب اسلامی محقق شود.

این گفته ها کاملا بر پایه قوانین دیکتاتوری اسلامی نهادینه شده که همه چیز اجباریست مخصوصا برای زنان که باید به این قوانین به دور از خواسته  خود عمل کنند و گرنه جرمی مرتکب شده اند و باید به خاطر نداشتن حجاب اجباری، محکوم شوند. از نظر اسلامیون حجاب باعث بوجود آمدن آرامش روانی و استحکام پیوند خانواده، استواری جامعه، آرامش و احترام به زن می شود.

برای من این سوال پیش می آید که آیا واقعا اینطور است؟ پس چطور در کشورهایی که از حجاب خبری  نیست که من خودم شاهد این قضیه هستم؛ زنان و دختران بدون حجاب زندگی می کنند هم امنییت دارند هم آرامش هم استحکام بین خانوادها وجود دارد. حجاب ابزاری است برای سرکوب زنان که اسلامیون از آن برای کنترل زنان و سرکوبشان استفاده می کنند و می خواهند  بدین وسیله همیشه زنان را زیر سلطه  خود نگه دارند.

عفت چیست؟عفت را چه کسی تعیین کرده؟ چه کسی گفته چه چیزی عفت و پاکیست و چه چیزی زشتی و کثیفی؟ اصلا عفت و پاکی یعنی چه؟

از نظر من این اسلامیون از کلمه  عفت به عنوان پاکی استفاده می کنند تا حجاب را کنترل کنند و نگذارند که حجاب برچیده شود. آنان می گویند که هرچه حجاب ظاهری بیشتر باشد عفت و پاکی باطنی بیشتر است. اسلامیون همیشه زنان را عامل فساد و کثافت می دانند و می گویند زنانند که مردان را تحریک می کنند و به گناه آلوده می کنند، ولی برای من سوالی پیش می آید که آیا زنانی که چادر به سر می کنند ازاین نگاهها در امانند؟؟

از نظر من و دیگر آزادی خواهان زنانی که چادر هم به سر می کنند باز هم در امان نیستند. چادر و دیگر پوشش های اجباری فقط وسیله ای است برای کنترل زنان در جوامع مردسالار.

تا وقتی نگاه، نگاه سکسی باشد چه در زیرچادر و چه بیرون از آن این نگاه باعث فساد و کثیفی است. به گفته  اسلامیون، درون پاک بیرونی پاک می پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه  ناپاک بی حجابی نخواهد شد. این جمله نشان دهنده آن است که اسلامیون می خواهند اختیار زنان را بگیرند و آنان را وابسته به خود کنند تا جلوی پیشرفتشان را بگیرند؛ آنان با این جمله ها ی پوچ و بی ارزش فقط خواستار کنترل زنان هستنند و هیچ گاه زنان را به عنوان انسان به حساب نمی اورند و همیشه به شکل ابزاری و دستگاه نگاه می کنند و تا وقتی که این نگاه سکسی وجود داشته باشد نه تنها برای زنان بلکه کودکان دخترمان که هیچ از این نگاه سکسی نمی دانند خطر و نا امنی وجود دارد.

ایا اینجا هم عفت و پاکی که آنان تعیین کرده اند تاثیر گذار است؟؟

می توانم این جواب را به عنوان دختر جوانی که در یکی از این جوامع مردسالار و با نگاه سکسی مردان مذهب زده زندگی کرده ام، پاسخ بدهم که حجاب عامل استحکام نبوده و نخواهد بود ما باید نگاهها را تغییر دهیم.