همه‌ی نوشته‌های gholam@A

الهام لطیفی: عجب دردیه ،آروم نمیشه از ترسه، از تنهایی ، از دوری ، از ناتوانیه ،از…………..نمیدونم از هر چی هست درمون نداره

elham latfi 137 x 159

به اونایی که داخل ایرانن می گیم رای ندید، می گن شما اینجا نیستید  شرایط رو نمیدونید و از چیزی خبر ندارید، افسوس چه زود غریبه شدیم  دیگه ما رو از خودشون نمیدونن، کم کم به فراموشی سپرده شدیم. چه  دردی داره، یعنی یادشون رفته به این زودی که  ما همون آدمهایی هستیم که دوش به دوش اونا تو خیابونا وایسادیم جلو حکومت و ساز مخالفت زدیم؛ همونآیی که له شدیم، همونایی که آبرومونو بردند، هموونایی که طرد شدیم، همونایی که اعلام کردیم ادامه میدیم همونآیی که خفمون کردند همونآیی که فراری شدیم همونآیی که آواره ایم، بازم بگم یادتون اومد؟! دیدید غریبه نیستیم؟! سد شکن هستیم………….

ما اینیم میخوایید جای ما باشید پس چرا ساکتید؟

این همه خدمت کردیم، این همه ساختیم، این همه گذشت کردیم، آخرش که چی، یه بار گفتیم حق مردم رو بدید ……، این طور ناجوانمردانه ما رو در هم شکستند، لِهمان کردند، طوری زیر پایمان را خالی کردند که انگار ما از بیرون وغریبه بودیم، حریمها را شکستند، فرو ریختند، طوری با معترضین  رفتار کردند که تکه تکه شوند، به نام اسلام و قرآن تجاوز را فتوی دادند، پس تابع چه دین کریهی هستید که در نامش به زنان شوهر دار تجاوز میشود ومشکلی ندارد، به دختران شب قبل از اعدام لطف میشود، به پسران و مردان آن  هم با باتوم تعرض میکنند و چون برای نجات تاج وتخت اسلام بدور ازانسانیت هر کاری بکنند  صحیح است.

طوری فرو ریختند که تا چهل سال در آرامش باشند اما همین دلایل کافیست تا تک تک ما از سراسر دنیا با هر دید انسانی و دینی برای جان همنوعانمان بپا خیزیم. آری ما همه هستیم. عیب شما این است که داخل نشینها را هم فراموش کردید. همان هایی که از حدود دو ماه پیش دوباره میهمان زندانا هستند . سر درد مفرطی چند روزی است مرا آزار میدهد. همه چیز دوباره تکرار شد اما نکتۀ نگران کننده فراموشیی است که مردم  به خود دعوت کرده اند. اما همین سوسوی شما مبارزین که با تحمل درد باز هم ادامه میدهید برای زنده بودن کافیست. تمام آن انسانهای رنج دیده مقاومتر از قبل  ایستاده اند. شما باز هم فریب گویش و رنگ وظاهر فریبنده  این ریا کاران را خوردید.

امیدوارم این دوره ریاست جمهوری که  مضحک ترین ادوار ریاست جمهوری در ایران است هم مانند دوره های قبل زلزله ایی عظیم تر از قبل در دستگاه غیر دموکراتیک حکومت فاسد و فاسق آخوندی رو ایجاد کنه که دیگه به هیچ وجه قابل جبران نباشه. دیگر هیچ چیز مشکلات درونی رژیم را پنهون نمیکنه. خود دولت هم میدونه.

پس تامل چرا؟

 

آیا باز میگوئید بیرونید وشعار میدهید؟؟ هنوز هم میخواهید با هم باشیم؟ پس برخیزید. 

گزارشی از برگزاری تظاهرات ها در حمایت از پناهجویان در شهرهای سوئد در روز ۶ ژوئن

همان طورکه پیشتراعلام شده بود روز ششم ژوئن به فراخوان جنبش دفاع از حقوق پناهندگی Asylrölelse)) تظاهرات های در هفت شهر سوئد برگزار گردید.این تظاهرات ها در همبستگی و حمایت از پناهجویان پرونده بسته و بدون مدرک و در اعتراض به سیاستهای سخت و غیر انسانی دولت سوئد در برخورد به پناهجویان برگزار گردید.این اعتراضات در شهرهای مالمو، استکهلم، یوله، گوتنبرگ، امئو، بروس، بودن و سوندسوال صورت گرفت. سوسن صابری که از طرف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در تظاهرات گوتنبرگ به زبان سوئدی سخنرانی می کرد، ضمن اشاره به سیاست های سختگیرانه و غیر انسانی دولت سوئد در برخورد به متقاضیان پناهندگی، خواستار برسمیت شناختن خواست ها و مطالبات زیر شد.

 

متوقف کردن فوری پروژه Reva، اقامت دسته جمعی (امنستی) به پناهجویان مخفی، متوقف کردن حکم اخراج پناهجویانی که بدلیل ترس از زندان و شکنجه و اعدام و جنگ و ناامنی اجتماعی ناچار به فرار و ترک محل زندگی خود شده اند. رسیدگی مجدد به تقاصای پناهندگی کلیه کسانی که پرونده هایشان بسته شده است. لغو تصمیم قطع کمک هزینه پناهجویان پرونده بسته و افزایش کمک هزینه متقاضیان پناهندگی.

 

این تظاهرات ها به دعوت چند سازمان و نهاد مدافع حقوق پناهندگی برگزار گردید. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی یکی از برگزار کنندگان آن در شهرهای مختلف سوئد بود. در میتینگ ها و اعتراضاتی که در روز ششم ژوئن برگزار گردید؛ شرکت کنندگان با اجرای موزیک و با در دست گرفتن پلاکارد ها و باندرول و سر دادن شعار و سخنرانی علیه راسیسم و نژاد پرستی و دفاع از حقوق پناهندگی توجه افکار عمومی جامعه سوئد را به شرایط سخت پناهندگی در این کشور جلب کردند.

 

حسن صالحی از مسئولین فدراسیون در شهر مالمو در یک سخنرانی کوتاه از اهمیت همبستگی و حمایت از پناهجویان سخنرانی کرد. وی گفت: زمان آن رسیده است که بجای اخراج پناهجویان به دام شکنجه و زندان به آنها یک زندگی ایمن در سوئد بدهیم. زمان آن رسیده است که بجای شکار پناهجویان در متروها آنها را در آغوش بگیریم و به مواظبت و مراقبت از آنها بپردازیم. زمان آن فرا رسیده است که بجای دست رد زدن به سینه کودکان پناهنده به آنها آینده ای پر امید اهدا کنیم.

 

امید صالحی درشهر بروس هم یکی دیگر از سخنرانان تظاهرات ششم ژوئن از طرف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بود. وی در سخنرانی خود ضمن محکوم کردن سیاست های سختگیرانه دولت سوئد در مورد پذیرش پناهندگان خواستار یک سیاست انسانی تر شد. اگر چه طرح (Reva)  به عنوان تصمیم دولت سوئد برای اخراج پناهجویان پرونده بسته و مهاجران بدون مدرک متوقف نشده است ولی بدلیل اعتراضاتی که از اول ماه مارس ۲۰۱۳ تا به امروز ادامه داشته است، خانه گردی ها و کنترل کارت شناسایی و حمله به محیط کار پناهجویان بشدت کاهش پیدا کرده است.  

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد سوئد

 

۸ ژوئن ۲۰۱۳

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی: در تظاهرات ۱۶ ژوئن روز بین الملی پناهندگی در سیدنی استرالیا شرکت کنید

مدافعان و پشتیبانان پناهجویان در روز یکشنبه ۱۶ جون در ساعت ۱ بعد از ظهر در تان هال سیتی گرد هم می ایند و با راهپیمای اعتراض و خشم خود برعلیه سیاست های ضد پناهندگی دولت استرالیا را فریاد خواهند زد.

 

به یمن مبارزات مدافعان پناهندگی و تظاهراتهای خود پناهجویان در بند دولت استرالیا،  یک جنبش رو به رشد اجتماعی عظیمی به نفع پناهجویان در جریان بوده و دولت استرالیا را به مصاف طلبیده است.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی دوش بدوش دیگر مدافعان پناهندگی بر علیه توحش و دشمنی دولت استرالیا مبارزه کرده است و به این مبارزه تا بسته شدن تمام بازداشتگاههای پناهندگی و احقاق حقوق پناهجویان ادامه خواهد داد.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با ناظری با شماره ذیل تماس حاصل نمایید

 

به امید پیروزی

فدراسیون سراسری پناهدگان ایرانی

 

تلفن تماس  0413467243

گزارش کوتاهی از برگزاری تظاهرات حمایتی از پناهجویان در شهر مالمو

روز ۶ ژوتن در ۷ شهر سوئد اعتراضاتی از سوی جنبش دفاع از حق پناهندگی در همبستگی با پناهجویان و در اعتراض به سیاستهای غیر انسانی دولت سوئد برگزار شد. در شهر مالمو نیز این تظاهرات به دعوت چند سازمان و نهاد سوئدی و غیر سوئدی و از جمله فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی برگزار شد. در این میتینگ اعتراضی که با اجرای موزیک رپ اعتراضی همراه بود، همه سحنرانان از همبستگی با پناهجویان سخن گفتند و راسیسم، نژاد پرستی و سیاستها غیر انسانی دولت سوئد در زمینه پناهندگی را محکوم کردند. حسن صالحی یکی ار مسئولین فدراسیون در شهر مالمو در یک سخنرانی کوتاه ار اهمیت همبستگی و حمایت از پناهجویان حرف زد. وی گفت: زمان آن رسیده است که بجای اخراج پناهجویان به دام شکنجه و زندان به آنها یک زندگی ایمن در سوئد بدهیم. زمان آن رسیده است که بجای شکار پناهجویان در متروها آنها را در آغوش بگیریم و به مواظبت و مراقبت از آنها بپردازیم. زمان آن فرارسیده است که بجای دست رد زدن به سینه کودکان پناهنده به آنها آینده ای پر امید را اهدا کنیم.

 

این میتینگ در میدان گوستاو آدولف برگزار شد و بمدت ۱ ساعت از ساعت ۴ تا ۵ بعد از ظهر به طول انجامید.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- مالمو

۶ ژوئن ۲۰۱۳

 

 

توحید یاشاری: مرگ تدریجی دریاچه ارومیه

tohid 384 x 512 192 x 256

 

 دریاچه ارومیه در شمالغرب کشور بزرگترین دریاچه داخلی کشور و دومین دریاچه آبشور دنیاست. این دریاچه با وسعتی بیشاز ۵۰۰۰ کیلومترمربع ، همواره در طول تاریخ دچار افت و خیزهایی طبیعی از لحاظ وسعت و کمیت آب موجود آن بوده است.    اینکه مقدار آب موجودی یک دریاچه کم یا زیاد شود در اکثر مواقع وابسته شرایط طبیعی و زیست محیطی و در مواقعی هم به  علت دست اندازی و دخالت های انسانی میباشد که با گذشت زمان و در اکثر مواقع طبیعت خود دوباره تعادل و توازن را در   محیط بوجود اورده است.                                                                                                                      

اما مسئله و مشکل دریاچه ارومیه خیلی بیشتر از اینها میباشد.وخامت اوضاع در این منطقه از کشور بدلایل بسیاری از جمله   مشکلات بارندگی و خشکسالی های اخیر؛ برداشت های غیراصولی از ابهای موجود تغذیه کننده حوزه این دریاچه میباشد.      

در بررسی عوامل موثر پروسه خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه یک مسئله به طرز بارزی خودنمایی میکند که به نوبه خود مشکلات دیگر را تحت الشعاع قرار میدهد.بررسی این موضوع که خود از عوامل بسیار موثر در مرگ تدریجی این نگین زیبای خطه اذربایجان بوده.به نظر من از اهمیت حیاتی برخوردار است و چه بسا که رسیدن به یک  نتیجه مثبت و راه گشا بتواند مقدار بسیاری از این مشکلات را از سر راه بردارد.گرچه خیال یک چنین پیشامدی هم به لحاظ وجود عامل موثر که در زیر به ان خواهم پرداخت خیالی است خام و بسیار خوشبینانه جواب این سوال بسیار ساده است.رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران.                                            

در وحله اول از انجاییکه این رژیم کمترین ارزشی به انسان و به طبع آن محیط زندگی انسانها قائل نیست  لذا خرابی و نابودی طبیعتش و مرگ و میر انسانهایش نیز از کمترین اهمیتی برخوردار نبوده و بالطبع این عامل در روند سیاست گذاری انها هم از جایگاهی  نخواهد دا شت.                                                                                                                   

رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی با ایجاد جاده میان گذر بر روی دریاچه ، ساخت دهها سد بر روی رودخانه های مهم تغذیه     کننذه این دریاچه دست به تخریب اکوسیستم منطقه زده است.                                                                            

غلط بودن  این استدلال حکومت که سعی میکند با فرافکنی و توجیه اینکه سد سازی موجب کنترل هرز رفتن اب های جاری و همچنین کمک به بهینه سازی کشاورزی است از انجا روشن است که در عرض مدت کوتاه ۱۰ ساله حدود ۶۰ درصد از مساحت این دریاچه که شامل حدود سه هزار کیلومترمربع میشود خشک و به شوره زار تبدیل شده است.پیامد این فاجعه عظیم اکولوژیکی نه تنها منطقه اذربایجان بلکه سطح وسیعی از استانهای همجوار و حتی کشورهای همسایه را نیز تحت تا ثیر قرار خوا هد   داد.خشک شدن دریاچه و بوجود امدن شوره زار همراه با وزش بادهای تند حرکت سونامی واربیش از ۱۰میلیاردتن ریزگردهای نمک را بوجود اورده و خواهد اورد.توجه اندکی به این ارقام خود عمق فاجعه را به وضوح نشان مبدهد.                        

مردم اذربایجان و افراد دوستدار محیط زیست، که به حق خواستار اتخاذ تدابیری سریع از طرف سیاستمداران بی کفایت جمهوری اسلامی هستند و بطور مسالمت امیز سعی در ارائه خواسته های مردمی شان میکنند نه تنها مورد توجه و شنوایی قرار نمی گیرند بلکه تجمعات مسالمت امیزشان هم توسط مزدوران ارتجاعی شان به شدت و با خشونت سرکوب میشوند.                                                        

رژیم جمهوری اسلامی در هراس از اینکه اعتراضات مسالمت آمیز مردمی آذربایجان  در ادامه به کانون حرکت های سیاسی  تبدیل شود و با متوسل شدن به شعارهای رنگ باخته همیشگی اش از جمله اینکه: این حرکت تحت تاثیر تبلیغات دشمنان خارجی، و وابسته نشان دادن آن به عوامل بیگانه، سعی در به گمراهی کشاندن آن و سیاه بازی های همیشگی اش میباشد. از دیدگاه این رژیم,هر آن کسی که کوچکترین اعتراضی و حرف مخالفی بزند حتما از جانب امریکا و اسرائیل ماموریت داشته است. این دیدگاه در برهه اعتراضات مردمی آذربایجان خود را بوضوح نشان داد.رژیم مرتجع جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه این خیزش را بخشی از تحریکات امریکا و اسراییل معرفی میکرد، قدمی دیگر هم برداشته و کشورهای ترکیه و جمهوری اذربایجان را در ” تحریک”مردم سهیم کرد.                                                                                                              

  بر هیچ کسی پوشیده نیست که در طول عمر ننگین ۳۵ ساله رژیم اسلامی هر ان کسی که آوای آزادی و دموکراسی سر داده است بزعم اینها دست نشانده خارجی ها بوده اند.فرقی نمی کند که محتوای خواست ها و اعتراضات چی باشد. به بیانی ساده تر یا با اینهایی و یا اینکه دست نشانده امریکا و اسراییل و……                                                                          

رژیم سعی بسیار داشته و دارد که به نوعی مسئله و مشکل دریاچه ارومیه را یک مسئله ساده و بومی که نباید زیاد بهش بال و پر داد،وانمود کند. این سیاست را در تمامی رسانه هایش، مجلس ارتجاعی و دست نشانده اش و در سیاست های دولت بی کفایت و انتصابی رهبر مفلوکش شاهد هستیم. یک مثال زنده همانا رد لایحه دوفوریتی نجات دریاچه ارومیه در مجلس اسلامی از طرف اکثر ” نمایندگان ” بود. این امر نشان دهنده این است که موضوع از اهمیت چندانی برخوردار نیست و لازم به اتخاذ تدابیر فوق العاده ای نمی باشد.                                                                                                                         

شاید به نظر عده ای اینگونه جلوه کند که این مشکل یک معضل بومی و منطقه ای است و لازم نیست در جبهه ای وسیع و فرامنطقه ای به آن پرداخت.اما باید اذعان کرد که این برداشت های غلط چکیده ای از یک دیدگاه شوونیستی و ضد خلقی میباشد که همیشه و در طی سالیان متمادی تلاش کرده که جنبش های مردمی خلق های مختلف ساکن ایران زمین را سرکوب کرده و انها را به شکست بکشاند.                                                                                                                    

نوشته شده توسط : توحید یاشاری     lakeurmia - 1984-2010 414 x 295 

۶ ژوئن روز اعتراض عمومی به طرح اخراج پناهجویان بدون مدرک در ۷ شهر سوئد

 6 juni

طرح شکار و اخراج پناهجویان همچنان ادامه دارد. دولت سوئد برای اخراج پناهجویان تا کنون میلیونها کرون پول هزینه کرده است. تابحال شمار زیادی از پناهجویان پرونده بسته و مهاجران بدون مدرک به کشورهای مختلف بازگردانده شده اند و شمار زیادی در بازداشتگاهای مختلف در انتظار اخراج بسرمی برند. این حملات نه فقط حقوق اولیه پناهجویان را نشانه گرفته است، بلکه کلیه آن ارزشها و معیارهای انسانی ای که با مبارزه کارگران و مردم سوئد و در نتیجه کنوانسیون حقوق پناهندگان بدست آمده است نیز نشانه گرفته است. طرح اخراج پناهجویان (Reva)یک تهاجم دست راستی علیه کل این ارزشها است.به شکست کشاندن این طرح تنها با مبارزه مردم انسان دوست سوئد و سازمانهای کارگری و احزاب و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی و دخالت فعال خود پناهجویان امکان پذیراست. جنبش پناهندگی

( Asylrörelsen) روز ۶ ژوئن را در ادامه حرکت ماهای اخیر در شهرهای مالمو، گوتنبرگ بروس، استکهلم،سوندسئوال، یوله و بودن به عنوان روز اعتراض علیه پروژه ریوا اعلام کرده است.

 

در بسیاری از کشورهای که پناهجویان را به آنها دیپورت می کنند فعالین اتحادیه ای،مخالفین عقیدتی، همجنسگرایان، مدافعین حقوق زن، روزنامه نگاران، فعالین سیاسی و اجتماعی و اقلیت های مذهبی را به زندان می برند و برایشان پرونده سازی می کنند و در بسیاری موارد در کشورهای مثل ایران به جوخه اعدام سپرده می شوند، سالمندان و بیماران از بیمارستان ها بدلیل عدم پرداخت هزینه سنگین به دور انداخته میشوند.خانواده های زیادی بدلیل شرایط سخت زندگی در راه پناهندگی متلاشی شده اند و در پی این وضعیت کودکان زیادی دچار آسیب های روحی و روانی شده اند. با این وجود هزاران نفر به صورت مخفی زندگی میکنند و از ترس دستگیری، حتی امکان کار سیاه زندگی هم از آنها سلب شده داست.

 

 فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی همه پناهجویان و مردم سوئد را به شرکت گسترده در این       

در این تظاهراتها فرا میخواند:

مالمو ساعت ۱۶ در میدان Gustav Adolf

گوتنبرگ ساعت ۱۶ در Järntorget

سوندسوال ساعت ۱۶ Olof Palmes torg

استکهلم ساعت ۱۶ Sergels torg

بروس ساعت ۱۶ Stora torget

بودن ساعت ۱۶ Medborgarplatsen

یوله ساعت ۱۳ Rådhustorget

 

 

شعارها و سخنرانی ها در روز ششم یونی حول این خواسته ها متمرکز خواهد بود. متوقف کردن فوری پروژه Reva. اقامت دسته جمعی (امنستی) به پناهجویان مخفی، پناهجویانی که بدلیل ترس از زندان و شکنجه و اعدام و جنگ و ناامنی اجتماعی، ناچار به فرار و ترک محل زندگی خود شده اند نباید بازگردانده شوند- رسیدگی مجدد به تقاصای پناهندگی کلیه کسانی که پرونده هایشان بسته شده است  لغو تصمیم قطع کمک هزینه پناهجویان پرونده بسته  و افزایش کمک هزینه متقاضیان پناهندگی.

  

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۲۶ ماه مه ۲۰۱۳

 

 

مصاحبه به عبدالله اسدی در مورد دستگیری و بازداشت پناهجویان در سوئد با هدف اخراج آنها به کشورهای خود و برگزاری تظاهرات ۲۰ آوریل

abe-asadi

 

مدتی است که پروژه ای بنام  ( Reva) طرح اخراج گسترده  پناهجویان در سوئد به اجرا گذاشته شده است. در پی به اجرا درآمدن این پروژه جامعه سوئد از اوایل ماه مارس سال جاری شاهد اعترات کسترده ای به این طرح بوده است.در ادامه این اعتراضات روز شنبه ۲۰ آوریل تظاهرات بزرگی در شهر استکهلم برگزار گردید. در این مورد توجه خوانندگان نشریه همبستگی را به گفتگوی در این مورد با عبدالله اسدی انجام داده ایم جلب می کنیم.

همبستگی: ارزیابی شما از تظاهرات ۲۰ آوریل در استکهلم چیست؟

عبدالله اسدی: تظاهرات ۲۰ آوریل که در شهر استکهلم برگزار گردید با اینکه انتظار شرکت بیشتری در این تظاهرات می رفت حرکتی بزرگ و قابل توجه بود. یک جنبه مهم آن نقش کم سابقه پناهجویان در این حرکت  بود.

همبستگی: گفتید شرکت  و نقش پناهجویان در این حرکت کم سابقه بود این جای خوشحالی است ولی دلیل اینکه خود متقاضیان پناهندگی کمتر در این اعتراضات که مربوط به سرنوشت خودشان هم هست شرکت می کنند در چه چیزی می بینید؟

عبدالله اسدی: عدم شرکت گسترده پناهجویان به طور متشکل و سازمان یافته در اعتراضات دلایل متعددی دارد. پراکندگی آنها در کمپها و شهرهای مختلف و هزینه بالای رفت و آمد و مشکلات متعدد اولیه مهاجرت و نا آشنایی آنها به محیط جدید و عدم آشنایی به حق و حقوق پناهندگی دلایل مهمی در عدم شرکت گسترده آنها  در اعتراضات سراسری برای کسب حق پناهندگی است. حتی در بعضی از کشورهای اروپایی اساسا ترد پناهجویان غیر قانونی محسوب می شود. این خود یک دلیل مهم عدم شرکت وسیع پناهجویان در اعتراضات سازمان یافته است.

همبستگی: گفتید پناهجویان به حق و حقوق خود نا آشنا هستند می توانید این را بیشتر توضیح دهید؟

عبدالله اسدی: ببینید آنها در بسیاری از کمپهای پناهندگی فکر می کنند حتی اگر به محیط بد بهداشتی محل زندگیشان اعتراض کنند تاثیرات منفی روی پرونده اشان خواهد گذاشت. می ترسند تلفن بزنند و به تاخیر چند ماهه بررسی پروندهای خود و انتظار طولانی از مقامات اداری سئوال کنند. بسیاری از آنها از نظر حقوقی بلد نیستند دلایل پناهندگی خود را مطابق قوانین و معیارهای پذیرش پناهندگان  به مقامات مسئول ارائه دهند. تعدادی از افراد هم بدلیل رفت و آمد به ایران نمی خواهند در اعتراضات سیاسی شرکت کنند. یک دلیل دیگر این است که متاسفانه پس از ۳۴ سال حاکمیت جنایتکارترین رژیم در تاریخ سیاست ایران، هنوز فرهنگ و فضای سیاسی و تحزب  و تشکل در میان ایرانیان خارج کشور به یک فرهنگ و سنت جا افتاده تبدیل نشده است و هنوز روحیه اینکه من سیاسی نیستم و به هیچ سازمان و حزبی وابسته نیستم وجود دارد؛ بنابراین متقاضیان پناهندگی پدیده متفاوت تری از این فضای عمومی که در میان ایرانیان خارج از کشور وجود دارد نیستند آنها هم از این فضا تاثیر می گیرند.   

همبستگی : مسئله کاملا روشن است. برگردیم به خود تظاهرات؛ این تظاهرات از چه سازمانها و نهادهایی تشکیل شده بود؟

عبدالله اسدی: فراخوان این تظاهرات ابتدا از سوی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی  صورت گرفت و اجازه پلیسش هم از سوی فدراسیون بود. پس از آن فدراسیون طرح و خبر برگزاری این تظاهرات را هم در شهر گوتنبرگ و هم در استکهلم در جلسه جنبش پناهندگی (Asylrörelsen) که فدراسیون هم یکی از سازمانهای تشکیل دهنده آن بود مطرح کرد. من در اینجا علاوه بر فدراسیون به اسامی چند تا از سازمانها و نهادهایی که در تظاهرات ۲۰ آوریل شرکت داشتند و سخنرانی کردند به ترتیب زیر اشاره می کنم. جنبش پناهندگی (Asylrörelsen)، سازمان سوسیالیست های عدالتخواه، جوانان سازمان نجات کودک، سازمان بیمرز، حزب چپ سوئد، انجمن افغانها در سوئد، نهاد کودکان مقدمند، اسیل کمیته، جوانان کرد سوریه، پناهجویان بدون مدرک در استکهلم و چند نهاد و سازمان دیگر. تا آنجایی که به یاد دارم در جلسه شهر گوتنبرگ تمایلی به برگزاری این تظاهرات در ۲۰ آوریل در شهر استکهلم نبود.

همبستگی: از چه نظر در جلسه گوتنبرگ تمایل به برگزاری تظاهرات ۲۰ آوریل نبود؟

عبدالله اسدی: هیچکس استدلال و یا مخالفت اصولی با برگزاری آن در شهر استکهلم نداشت ولی موافقتی هم با آن نبود اگر مخالفتی هم بود بیشتر از این جهت  بود که در گوتنبرگ هم این تظاهرات برگزار شود و بحث از اینجا شروع شد که چرا باید همه برای برگزاری یک تظاهرات به استکهلم بروند و غیره. اساسا بجز فعالین فدراسیون در جلسه گوتنبرگ کسان دیگری برای برگزاری تظاهرات مرکزی در استکهلم موافق نبودند و به برگزاری آن در استکهلم رای ندادند. اما Asylrörelsen در استکهلم با برگزاری آن موافقت کرد و برای برگزاری آن با فدراسیون مشارکت کرد و به اسم  Asylrörelsen در استکهلم اطلاعیه صادر شد. اما حقیقتش این بود که خارج از استکهلم هیچ  نهاد و سازمان دیگری با فدراسیون مشارکت نداشت و برای جمع آوری نیرو و هزینه سنگین اجاره اتومبیل از شهرهای مالمو، گوتنبرگ و بروس از سوی هیچ نهاد دیگری کمکی صورت نگرفت. اما تظاهرات ۲۰ آوریل برای فدراسیون تداعی کننده ۲۱ آوریل در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در شهر استکهلم بود. یادآور روزهایی بود که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و جنبش برای خواست امنستی و صدور اقامت برای هزاران پناهجوی مخفی تاثیرات بسیار تعیین کننده ای بر سرنوشت پناهجویان مخفی در سوئد گذاشت.

همبستگی: آیا در جنبش پناهندگی Asylrörelsen بجز فدراسیون سازمان دیگری از ایرانیان وجود دارد؟

عبدالله اسدی: تا آنجایی که من خبر دارم در میان سازمانهای ایرانی و ائتلاف در استکهلم  فقط فدراسیون و سازمان بیمرز وجود دارد.

همبستگی: نقش سازمان بیمرز در برگزاری تظاهرات ۲۰ آوریل را چگونه ارزیابی می کنید؟

عبدالله اسدی: من حقیقتا بجز صدور یک اطلاعیه فارسی فعالیت دیگری از آنها برای برگزاری تظاهرات ۲۰ آوریل  ندیدم. برای مثال من ندیدم درهیچ کدام از رادیوهای فارسی زبان در سوئد برای برگزاری ۲۰ آوریل حتی یک مصاحبه انجام بدهند. این در حالی بود که علاوه بر دیگر فعالین فدراسیون خود من در طول آن مدت در رادیوهای استکهلم و گوتنبرگ و مالمو و رادیو پژواک ۱۵ مصابه رادیویی انجام دادم. هزینه سنگین اتومبیل ها از شهرهای مختلف سوئد به استکهلم را فدراسیون پرداخت کرد. تیم تبلیغ فدراسیون در شبکه فیسبوک و بسیاری از سایتها بسیار فعال و کم سابقه عمل کردند و جهت تبلیغ برای برگزاری این تظاهرات تیزر تبلیغی درست کردند و آن را در اختیار رادیوهای محلی قرار دادند. در بسیاری از کمپ های پناهندگی پناهجویان به فراخوان فدراسیون به استکهلم آمده بودند. قصد من نادیده گرفتن و کمرنگ کردن فعالیت هیچ سازمانی نیست؛ من دارم به همان فعالیت هایی اشاره می کنم که هر سازمانی برای برگزاری این حرکت انجام داد. 

همبستگی: چرا آنها تبلیغی برای برگزاری این تظاهرات نکردند؟

عبدالله اسدی: این سئوال را بهتر است از خودشان بپرسید ولی متاسفانه بسیاری از این نهادها در مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی اساسا با روحیات و فرهنگ دیگری بار آمده اند. برای مثال هم اینکه فدراسیون طرح این تظاهرات را مطرح کرده است خود ممکن است دلیلی باشد که سازمان بغل دستی فکر کند که اگر به تبلیغ برای برگزاری آن بپردازد خیرش می رود توی جیب فدراسیون. من با این روحیه در مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی حتی اگر در واحدها و فعالین فدراسیون هم باشد بشدت مخالفم.  کما اینکه فدراسیون اعلام کرده بود که هر سازمانی می تواند اطلاعیه بدهد، مردم را به شرکت در تظاهرات دعوت کند و خود را در برگزاری آن سهیم و شریک بداند. تازه فدراسیون و سازمان بیمرز هردو مثل هم در مورد مسائل پناهندگی فکر می کنند و هردو بر یک پایه نظری مشترک و مبتنی بر دفاع از حقوق انسانی پناهجویان مستقل از ملیت، مذهب، جنسیت و باور سیاسی تشکیل و پایه گزاری شده اند. آنها مطرح کرده بودند فدراسیون تظاهرات استکهلم را فقط به اسم خود تمام کرده است. این واقعیت ندارد اتفاقا فدراسیون نقشAsylrörelesen  در شهر استکهلم را در آخرین فیلمی که از تظاهرات  پخش کرد برجسته نشان داد.

همبستگی: به نظر شما دلیل اینکه پناهجویان در سازمانهایی مثل فدراسیون که به عنوان ظرف مبارزه آنها تعریف شده کمتر متمرکز و متحد می شوند چیست؟

عبدالله اسدی:  پاسخ به این سوال بستگی به این دارد که تعریف ما از متمرکز و متحد بودن پناهجویان چه باشد. هم اینکه در تظاهراتی مثل ۲۰ آوریل متحدانه به خیابان میایند و به شرایط سخت زندگی خود اعتراض می کنند خود یعنی متحد شدن. اگر منظور این است که چرا همه آنها عضو مادام العمر فدراسیون نمی شوند باید بگویم که پناهجویان هم مثل بقیه مردم همه یک جور فکر نمی کنند. بسیاری از متقاضیان پناهندگی هیچ وقت به این فکر نکرده اند وقتی که به قصد پناهندگی از ایران خارج می شوند باید به مبارزه متحدانه برای کسب حق پناهندگی روی بیاورند. پناهجویان ایرانی علیرغم اینکه عمدتا از شرایط سخت اجتماعی و  اختناق سیاسی فرار می کنند ولی همه در مبارزه جمعی برای کسب حق پناهندگیشان شرکت نمی کنند. این یک نقطه ضعف پناهجویان است. فدراسیون با وجود سابقه و تاریخچه درخشانی که در دفاع از حقوق پناهجویان دارد نتوانسته است کادر پروری کند، کادرهایی که در هر کشوری قادر باشند پناهجویان را برای دفاع از منافع خود سازمان دهی کنند و یا در همه جا دفتر مشاوره باز کنند و پناهجویان را با دانش کافی برای رسیدن به اهدافشان کمک کنند. بهرحال فدراسیون با همه ضعف و کمبودهایی که از نظر بنیه سازمانی و سازماندهی دارد تابحال زندگی انسانهای زیادی را تغییر داده است. جلو دیپورتهای زیادی را گرفته است، متقاضیان زیادی که برای راهنمائی و گرفتن مشاوره به فدراسیون مراجعه میکنند، بسیاری از آنها بدلیل عدم  دانش کافی در مورد شاخص ها و معیارهای پذیرش پناهجویان اجازه اقامتشان سال ها به طول می انجامد ولی متقاضیان زیادی که ابتدا از فدراسیون مشاوره گرفته اند سالها زندگیشان به جلو افتاده است. هرکس که بخواهد منصفانه در مورد عمل کرد فدراسیون قضاوت کند باید از این زاویه به آن نگاه کند. یک نقطه قدرت مهم پناهجویان ایرانی داشتن سازمانی مثل فدراسیون است این را پناهجویان از کشورهای دیگر یا  ندارند و یا اگر دارند متاسفانه بجای اینکه از حقوق پناهجویان دفاع کنند بیشتر حول مسایل قومی و مذهب و فرهنگ خودی فعالیت می کنند و این نوع  فعالیت ها عملا ربطی به منافع پناهجویان و آینده آنها ندارد.  فدراسیون سازمانی است که مهمترین خواسته های پناهجویان را نمایندگی می کند و مثل بسیاری از گروهها و دستجات فرقه ای که پناهجویان را به اعتصاب غذا و لب دوزی و خود زنی تشویق می کنند نیست. فدراسیون همیشه پناهجویان را به جهت فرهنگ مبارزه  مدرن و حق طلبانه متشکل تشویق می کند.

همبستگی: آیا فدراسیون از حقوق همه پناهجویان دفاع می کند و یا فقط از پناهجویان سیاسی دفاع می کند؟

عبدالله اسدی: تا آنجایی که به پناهجویان ایرانی بر می گردد فدراسیون هیچ وقت آنها را به دستجات مختلف سیاسی و غیر سیاسی تقسیم نکرده و اکنون هم این کار را نمی کند. چون اگر اینطور باشد پناهجویان سیاسی عمدتا محصول دهه ۶۰ تا ۷۰ بودند. پس از آن به مرور زمان ترکیب متقاضیان  پناهندگی از ایران عوض شد و به معنای کلاسیک آن فقط پناهجویان سیاسی نبودند که از ایران فرار می کردند. قتل و عام زندانیان سیاسی چنان ابعاد فاجعه باری به خود گرفته بود  که هرکس که امکانش را داشت به قصد پناهندگی از کشور خارج می شد و راهی کشورهای هم مرز با ایران و عمدتا کشورهای اروپایی می شدند. بسیاری از آنها حتی یک روز کار سیاسی هم نکرده بودند و تعلق حزبی و سازمانی هم به کسی نداشتند. از آن تاریخ تا به امروز هرچه که به جلو آمده ایم شاهد آن هستیم که مردمی که به قصد پناهندگی از ایران خارج می شوند به آن مفهومی که گفتم پناهنده سیاسی نیستند ولی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، جان به لبشان رسیده است و به عنوان مردم عادی آزادیهای فردی، اجتماعی، فرهنگی و هنری و تحزب و تشکل از آنها سلب شده است و زندان و شکنجه و اعدام که از سوی جمهوری اسلامی صورت می گیرد به یک امر عادی در ایران تبدیل شده است. جریان اسلامی اساسا پر پایه کشتار زندانیان سیاسی و سرکوب حاکمیت جنایتکارانه خود را به مردم ایران تحمیل کرد.  به همین دلیل است که فدراسیون متقاضیان پناهندگی را به طیف های سیاسی وغیر سیاسی تقسیم نمی کند و حق پناهندگی را حق بی چون و چرای همه کسانی می داند که به هر دلیلی از ایران گریخته اند.  

همبستگی: نظراتتان در مورد چشم انداز این اعتراضاتی که در سوئد وجود دارد چیست و فدراسیون چکار می خواهد بکند؟

عبدالله اسدی: این اعتراضات طبعا ادامه پیدا خواهد کرد و انتظار و امید این است که به جنبش فراگیر و بزرگتری درسوئد برای جلوگیری از اخراج هزاران پناهجوی بدون مدرک تبدیل شود. به نظرم تا همینجا زمینه های خوبی برای تحقق این هدف بوجود آمده است. فدراسیون و نهادهایی که از حقوق پناهندگان دفاع می کنند خود بخش پیشرو و فعال این جنبش هستند و در جهت بسیج نیروی بیشتر و اقدمات بزرگ تر علیه نقض حقوق پناهجویان مبارزه می کنند.

****

 

 

 

ترجمه سخنرانی سوسن صابری در تظاهرات ۲۰ آوریل

susan 147 x 206

دوستان عزیز

در مسیر رسیدن به محل تظاهرات به این فکر میکردم که چند بار دیگر قرار است تظاهرات اعتراضی داشته باشیم؟ چند بار دیگر باید برای دفاع از حق پناهندگی راهپیمایی کنیم؟ چه مدت تا آن دنیای بهتر که در آن هیچکس غیرقانونی نیست ویا اصولا مجبور به فرار از محل زندگی خود نباشد، باقی مانده است؟

پاسخ این است که تا زمانی که من و شما و بقیه ۹۹% مردم دنیا تحت حاکمیت ۱% از جمعیت که مالک همه ثروتها هستند، باشیم اوضاع بهمین منوال خواهد بود. آن یک درصدی که منشا تمامی جنگها و فقر و بدبختی و دیکتاتوری هستند و تا زمانیکه اینها در قدرتند، میلیونها انسان مجبور به فرار از محل زندگی خود خواهند بود. و هنگامیکه به مکانی امن تر میرسند، مجبور میشوند که مخفی شوند. امروزه در کشور سوئد شاهد حمله به پناهجویان مخفی هستیم .این حملات نه تنها علیه حقوق انسانی پناهجویان است، بلکه تمامی ارزشهایی را که کارگران و مردم سوئد بخاطرش مبارزه کرده اند پایمال می کند.

پروژه روا، تنها نوک کوه یخ سیاست غیرانسانی پناهنده پذیری در سوئد را به نمایش میگذارد. دولت دست راستی سوئد دستور اخراجهای متعددی را صادر کرده است. این در حالیست که وزیر اخراج ( منظور وزیر امور مهاجرین است) توبیاس بیلستروم اعلام کرده که ” حجم ” مهاجرین در سوئد باید کاهش پیدا کند و اداره مهاجرت بابت اخراج هر کودک مبلغ ۴۵۰۰ کرون قرار است پاداش دریافت کند. اما واقعیت این است که مشکل تعداد مهاجرین و پناهندگان نیست . بلکه معضل را باید در سیاستهای راست دولت که منجر به بدترشدن بیش از پیش شرایط زندگی برای کسانی که در اعماق جامعه قرار دارند شده است ، جستجو کرد. اقشار پایینی جامعه از بیکاران و بیماران گرفته تا اقشار کم درآمد و پناهجویان.

یکی دیگر از نتایج منفی پروژه روا، تقویت راسیسم و تمایلات ضدخارجی در جامعه است . دولت و حزب راسیستی دمکراتهای سوئد تلاش می کنند که جهت نارضایتی مردم از کم شدن بودجه خدمات اجتماعی و رشد بیکاری را بسمت پناهجویان و کسانی که فاقد مدارک هویتی هستند، تغییر دهند. دولت سوئد و اتحادیه اروپا عوامل اجرایی و در خدمت منافع بانکها و شرکتهای بزرگ هستند. مردمی که از بیکاری و زدن بودجه خدمات اجتماعی و خصوصی سازیها صدمه می بینند، با پناهجویان وکسانی که در معرض اخراج هستند، دارای منافع مشترکی هستند. سرنوشت و آینده پناهجویان و کسانی که فاقد برگه هویتی هستند، امر همه مردم است. همه مردمی که در حال حاضر و یا در آینده قربانی سیاستهای راست هستند. سیاستهای راستی که ریشه اش در نظام غیرعادلانه کنونی است .

جنبش علیه پروژه روا، میبایست خواسته های متعدد  روشنی را مطرح کند. پروژه روا باید کاملا بدور انداخته شود. علاوه براین خواسته مهم میبایست ما معلمین، کارکنان درمانی، اتحادیه های کارگری و خلاصه کلام ما ۹۹ درصدیها خواستار برسمیت شناخته شدن حق پناهجویان فاقد مدرک هویت از برخورداری از درمان و مسکن و تحصیل و کار شویم . قوانین کار باید در مورد آنان به یکسان اجرا شود.

جنبش پناهندگی باید این خواسته ها را مطرح کرده و خود را تنها به خواست امنستی برای تمامی پناهجویان مخفی و توقف اخراجها محدود نکند.

ما آرزو می کنیم که در دنیایی زندگی کنیم که در آن هیچکس مجبور به فرار از جنگ و فقر و شکنجه و دیکتاتوری نباشد. ولی تا زمانیکه شرایط غیرانسانی و ناعادلانه در دنیا مسلطند، جنبش پناهندگی همچنان با خواسته اقامت برای پناهجویان، امنستی برای پناهجویان مخفی و رعایت مقررات اتحادیه ای برای نیروی کار مهاجر به مبارزه خود ادامه خواهد داد.

ما فدراسیون پناهندگان ایرانی، از کلیه انسانهای شریف، سازمانهای کارگری و احزاب مترقی میخواهیم که با پناهجویان مخفی اعلام همبستگی کرده و از خواسته های جنبش پناهندگی حمایت کنند. خواسته های ما بدین قرارند:

۱- پروژه روا را باید بدور انداخت. توقف فوری تعقیب پلیسی پناهجویانی که فاقد مدارک هویتی هستند

۲- امنستی و اقامت برای کلیه پناهجویان مخفی

۳- توقف اخراجها

۴- حق اقامت برای کلیه کسانیکه بدلیل ترس از اعدام و شکنجه و یا جنگ و نابسامانی اجتماعی گریخته و به سوئد پناه میبرند.

۵- حق استفاده از امکانات درمانی ، تحصیل و شغل برای تمامی کسانیکه فاقد مدارک هویتی هستند.

سوسن صابری