همه‌ی نوشته‌های nazanin

نازنین صدیقی: بهاران خجسته باد

bild

قبل از هر چیز فرا رسیدن سال ۱٣۹٣ را به همه خوانندگان نشریه همبستگی تبریک می‌گویم. امیدوارم که سال جدید، برگ روشن و پیروزمندی را در کتاب زندگی همه ما ورق بزند.

سالگذشتهسالشدت یافتن هر چه بیشتربحرانسیاسیواقتصادیدر جمهوریاسلامیبود. سال بالا گرفتن هر چه بیشتر اختلافات جناحی بود. سال ۱٣۹٢سالافزایشبازهمبیشترگرانیوبیکاری،سالسقوط هولناکسطحمعیشتمردموسالافزایشبی‌سابقهاعدام‌ها بود. جمهوری اسلامی در سال گذشته رکورد دیگری در افزایش اعدام‌ها در دنیا به جا گذاشت. دولت بنفشروحانیباشعارتعادلوتعاملبه قدرت رسیدوبالیستچهاراعدامدرروز و پایین آوردن هر چه بیشتر سطح معیشت مردم بهسرعتچهرهواقعیخودرابه جامعهنشانداد. روی کار آمدن دولت روحانی بار دیگر به مردم ثابت کرد که تنها راه رهایی، سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی است.

سال گذشته سال اعتراضات بسیاری نیز بود. اعتراضات کارگران، زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان و همچنین اعتراضات خانواده‌های محکومین به اعدام. همچنین در سال گذشته ما شاهد فرار هر چه بیشتر مردم از ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و پناهنده شدن آنان به کشورهای مختلف پناهنده پذیر بودیم. هر چه فشارها بر زندگی مردم چه از لحاظ سیاسی و اجتماعی و چه از لحاظ اقتصادی بیشتر گردد؛ آنان که امکان گریز دارند، از جهنم زندگی در ایران می‌گریزند.

در دنیای پناهندگی نیز ما شاهد تغییر و تحولاتی بودیم. سال گذشته، سال غرق شدن کشتی‌های حامل پناهجویان در آب‌های اندونزی و استرالیا بود؛ سال اسکان اجباری پناهجویان در جزایری کوچک در اقیانوسیه و اندونزی. سال بستن مرزهای استرالیا به روی فراریان از دولتهای دیکتاتوری بود. سال ۱٣۹٢ البته سال اقامت پناهجویان نیز بود. هر هفته و هر ماه فدراسیون شاهد پیروزی پناهجویان در پروسه پناهندگی‌شان در کشور سوئد بود. سال مبارزات حقوقی و آکسیون‌های مختلف در اعتراض به قوانین پناهنده پذیری دول اروپایی بود و این مبارزات همچنان ادامه دارد.

و اکنون چند روزی از شروع سال ۱٣۹٢ خورشیدی می‌گذرد و ما مردمی که هر سال آمدن بهار را جشن می‌گیریم با آرزوهای جدید و برنامه‌های نو به رویارویی با فراز و نشیب‌های سال جاری می‌رویم و امید به تغییر هر چه بهتر و هر چه مثمرثمرتر در زندگی خود داریم.

در نشریه همبستگی شاهد رویدادها و تحولات جدیدی هستیم. نشریه، همکاران زیادی را در طول سال گذشته پیدا کرده و گروه کاری تازه نفس و پر از اشتیاقی را با خود همراه دارد. سروناز سینایی مسئولیت بخش فنی نشریه را به عهده گرفته و میلاد رابعی، خالد زارعی، سهیلا ابوالحسنی، سارا ادیب، مهسا فعالزاده، نازنین صدیقی و عبدالله اسدی هیئت تحریریه این نشریه را تشکیل می‌دهند. امیدوارم که در کنار گروه کاری و همرزمان جدید و قدیم نشریه بتوانیم هر چه بیشتر کیفیت نشریه را بالا ببریم.

با امید به زندگی بهتر و با آرزوی تحقق یافتن آرمانهایمان

بهار ۱٣۹٣

نازنین صدیقی

میلاد رابعی: راسیسم، ناسیونالیسم و سیاست‌های ضد پناهندگی

milad R

در روزهایی که گذشت شاهد حرکات اعتراضی زنان و مردان جهان آزاد به مناسبت 8 مارس و مقابله با زن‌ستیزی بودیم. همانطور که در خبرها شنیدید جمعی از تظاهرکنندگان 8 مارس در مالمو مورد ضرب و شتم راسیست ها و ناسیونالیست‌های سوئدی قرار گرفتند که در نتیجه حال جسمی یکی از این افراد شدیدا به وخامت گرایید. چیزی که در جریان این اتفاق جالب توجه بود، این بود که این بار ضرب و شتم شوندگان نه فقط مهاجرینی خارجی، بلکه معترضین به بی‌حقوقی زنان در جامعه بودند. این نکته نشان می‌دهد که راسیسم و ناسیونالیسم پکیجی از تفکرات و اخلاقیات متحجرانه و عقب مانده است که هرگز بنا به تعریف نمی‌تواند خواهان برابری حقوق زن و مرد باشد. تفکری که منافی برابری انسانها بر هر اساس و دسته بندی باشد بدون شک در سایر زمینه‌ها هم قائل به برابری نیست. برای مثال راسیست‌ها و ناسیونالیست‌هایی که نژاد و ملیتی را – عموما نژاد و ملیت خودشان – برتر از سایر ملت‌ها و نژادها می‌دانند و در قالب نژادی و ملی معتقد به برابری نیستند، در شئون دیگر اجتماعی نیز برابری را نمی‌پذیرند. سوئدی‌ای که معتقد است نسبت به سایر نژادها و ملیت‌ها برتری دارد، در قدم بعدی معتقد به برتری مردان بر زنان سوئدی هم خواهد بود. راسیسم و ناسیونالیسم همیشه توام با تفکرات مردسالارانه و زن ستیزانه است. در کشور ایران هم جنبشی را پیدا نمی‌کنیم که مخالف حضور و فعالیت آزادانه افغان‌ها در کشور باشد و در عین حال از حقوق پایمال شده زنان نیز حمایت کند. و یا نابرابری اجتماعی و اختلاف طبقاتی مساله او باشد. همیشه احزاب و جریانات فوق ارتجاعی و دست راستی به مجموعه‌ای از تفکرات ضد بشری معتقدند. که این باورها یکدیگر را « تکمیل » می‌کنند. و در مقابل این جریانات عقب مانده، بشریت آزادیخواهی وجود دارد که معتقد به برابری و انساندوستی در تمام شئون جامعه است و بشریتی که همزمان به اختلاف طبقاتی و بی‌حقوقی زنان و کودکان و پناهندگان اعتراض دارد و ظلم و نابرابری را در هیچ زمینه‌ای و به هیچ شکلی نمی‌پذیرد. اوباشی که به تظاهرکنندگان مالمو حمله بردند، به روشنی نشان دادند که راسیسم و ناسیونالیسم دشمن اصلی همه آزادیخواهی‌ها و همه برابری طلبی‌هاست و تظاهرات مردم علیه مردسالاری را – که ظاهرا ربطی به امر وی ندارد – تاب نمی‌آورد.

ریشه مخالفت نژادپرستان و قوم‌پرستان با پناهندگان خارجی – بر خلاف ادعاهای خودشان – در میزان جزم و جنایتی که این پناهندگان مرتکب می‌شوند و یا آسیبی کهبه نظام اجتماعی آن کشور وارد می‌رسانند نیست. دغدغه این جماعت ابدا حفظ نظم و پائین آوردن جرائم اجتماعی نیست. اینها با نژادهای دیگر، با زبان‌های دیگر و با انسان‌های متفاوت با خودشان مشکل دارند. مشکل اینها دقیقا رنگ موها و چشم‌ها و پوست آدمهاست و کلماتی است که ادا می‌کنند. اینها مثل ناسیونالیست‌های دیگر کشورها، ملیت و نژاد خود را اصیل و پاک می‌پندارند و خود را منشا هستی بشریت و تمدن می‌انگارند. درست مثل پسرعموهای ناسیونالیست ایرانیشان.

راسیسم، ناسیونالیسم و قوم پرستی را درست مانند پدیده‌هایی چون زن ستیزی و مردسالاری، کودک آزاری و مذهب باید افشا کرد. در جهان امروز اینها همه در کنار هم مجموعه اعتقادات و تفکرات عقب مانده‌ای را تشکیل می‌دهند که علیه بشریت آزاد و انسان و انسانیت عمل می‌کند. پدیده‌هایی که همگی در خدمت و توجیه نظام اقتصادی حاکم و سرمایه‌داری است. همزمان باید به جنگ تمام این پدیده‌های غیر انسانی رفت تا ارکان اجتماعی و پایه‌های نظری کاپیتالیسم متزلزل شودو انداختن کلیت نظام سرمایه آسان‌تر گردد.

مهسا فعالزاده: دوگانگی زندگی جوانان ایران در نظام ننگین جمهوری اسلامی

 

mahsa f 268 x 360

ایران از جمعیتی جوان و در نتیجه جامعه‌ای با اکثریتی جوان برخوردار است. دوره جوانی، دوره شكل‌گیری و قوام یافتن شخصیت فرد و هویت اوست. سبكها و نحوه گذران اوقات فراغت جوانان می‌تواند نقشی مؤثر در شكل‌ گیری شخصیت آنان و همینطور سازندگی جامعه داشته باشد. در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هیچ برنامه و راهکاری برای زندگی جوانان در نظر گرفته نشده است. اصولا دوران جوانی دوران سراسر از ماجراجویی و شیطنتهای خاص خود است و همه اینها در کنار هم اگر در خط مسیر درستش انجام شود منجر به شکوفایی جوانان و در نتیجه بالندگی و شکوفایی جامعه میگردد. جوان ایرانی محروم از همه اینهاست. در ایران تحت سلطه نظام اسلامی، اصولا زندگی، سیاه و غم انگیز است. اما به رغم همه سیاهی و غم و تمام جو پلیسی که به جامعه تحمیل میکنند جوان ایرانی باز راه خود را برای شاد بودن و عقب نماندن از آخرین دستاوردهای زندگی مدرن باز میکند. به قول به اصطلاح متفکرین و تحلیلگران نظام، جوان ایرانی دست به هنجار شکنی میزند. یکی انواع هنجارشكني هايی كه در بين جوانان در نظام ننگین جمهوری اسلامی انجام ميشود مانند “مدگرایی” در جامعه است که از فعالیتگستردهو “زیرزمینی” مزون‌هاییدرشهرهای مختلفخبردادهکه “دختر‌ها و پسرهای شیک‌ پوش و خوش‌اندام” را جذب و مراسم “شوی لباس” برگزارمی‌کنند. این مزون‌ها مانکن‌های خود را “اجاره” و یا “استخدام”می‌کنند و آنها را با “بر تن کردن لباس‌های مد روز” به خیابان‌ها می‌فرستند و در این راستا، “شرکت‌های بزرگی” نیز ایجاد شده‌اند که فعالیت اینمزون‌ها را مورد “پشتیبانی” قرار می‌دهند. این مبارزه جوان ایرانی برای عقب نماندن از آخرین مد روز از نظر جمهوری اسلامی هنجارشکنی است البته به نظر من به واقع چنین است، چرا که با این کار سیستم حکومت اسلامی را دچار خدشه کرده و به تخریب ستونهای نظام کمک بسزایی میکند.

هنجارشکنی جدید و از نظر سردمداران نظام “نادری” در کشور به صدا در آمده که طی آن، افراد پیش از ازدواج به بهانه آشنایی بیشتر، مدتی زندگی مشترک با یکدیگر را تجربه می‌کنند که جمهوری اسلامی این پدیده رامربوط به “تیپ خانواده‌ها و فضاهایی که متأثر از فرهنگ‌های بیرونی هستند” میداند. جوانان با این روش همزیستی قبل از امضای تکه ورقی به نام ازدواج در واقع تلاش میکنند یکدیگر را بیشتر شناخته و به دین ترتیب از ازدواجهای سنتی و پیامدهای جلوگیری میکنند.

از موارد دیگر می توان به مصرف الکل در ایران در کنار اعتیاد که یک بازار زیر زمینی برای فروشندگان و “ساقی” ها به وجود آورده است و از طرفی بخشی از تفریحات جوانان است اشاره کرد. پشت دیوارهای مجتمع‌های خصوصی و ویلاها این جوانان سیگارمی‌کشند، مشروب می‌خورند و می‌رقصند. دختران ایرانی، دور از چشمان مراقب “پلیس اخلاقی” با هم از یک سیگار می‌کشند و با دوستان مردشان دل و قلوه می‌دهند. رفتارهایی که بیشتر از آن ‌که شکلی از بیان فردی باشد، مقاومتی جمعی آشکار در برابر جمهوری ننگین اسلامی است.

این بخشی از زندگی دختران و پسران ایرانی است که غالبا از دید مردم سایر کشورها پنهان مانده است. بخشی که با تبلیغات حکومتی از ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی تفاوتی آشکار دارد. آنقدرجوانان ما درهرزمينه ای به بنبست خوردند كه تمام وجودشان پر از انفعال است،اصلا حوصله اين چيزها را ندارند. بطور طبيعی بشر مايل به دانستن است، مايل به حيات رو به رشد است.جوانان ما درمقابل جو پلیسی و سختی که حکومت برای مردم بوجود آورده تلاش میکنند اندک شادی را برای خود بیافرینند؛ بماند که این شادی، خود همراه با ترس بسیار است.

جوانان ما دارای يك زندگی خصوصی هستند كه در آن خيلی اتفاقات مي افتد كه از بيرون نمی توان ديد. برای اينكه اينها جرم محسوب ميشوند و اينها هنجار شكنی حساب ميشود و نيروهای امنيتی با آنها برخورد ميكنند، آنها را شلاق ميزنند، به زندان ميبرند. انواع كنترل وجود دارد و همين مسئله باعث ميشود كه جوانان ما به اين دو گانه زندگی كردن،عادت كنند. دوگانگی که اغلب اوقات برایشان نه تنها خوشانید نیست که پیامدهای غم انگیزی را بدنبال دارد. هر سال حکومت فاسد جمهوری اسلامی طرح‌های مختلف انتظامی را برای محدود کردن نوع پوشش جوانان به اجرا می‌گذارد، حامیان حکومت نیز چندین بار تجمع‌هایی در اعتراض به آنچه آنان “بدحجابی” می‌خوانند برگزار کرده‌اند طرح‌هایی که هیچگاه موفق نبوده‌اند.