همه‌ی نوشته‌های nazanin

الهه محلوجیان: دلنوشتهی یک مادر

Elahe

وقتی یک زن باشی در جامعه‌ای که خفقان و ترس در آن بیداد می‌کند ناخودآگاه تن‌لرزه‌ای همیشه با توست. وقتی همسر کسی باشی که دیدگاه‌هایی دارد که با دیدگاه‌های نظام حاکم تضاد دارد، بار سنگین انواع تهدیدات و آزارها و اجحافات را تنها به خاطر عقاید مخالف همسرت باید بر دوش بکشی. بر سر دوراهی ادامه زندگی با مشقت‌ها و تهدیدات بیشتر یا جدایی قرارت می‌دهند. در زیر بیرق جمهوری اسلامی گاه حتی برای زندگی مشترک با همسرت نیز باید مجوز دریافت کنی.

از آن بدتر وقتی مادر دو جوان باشی که راه پدر را ولی قاطعانه‌تر ادامه می‌دهند، وضع بحرانی‌تر می‌شود. حال و آینده در مقابل چشمانت تیره و تار می‌شود.

همسرم دبیر معارف اسلامی و قرآن بود اما با نگرشی متفاوت به دین. نگرشی که با نگرش حکام دین‌دار فعلی جامعه ما در تناقض بود. همسرم در سر کلاس‌هایش از دیدگاه‌های خاص خودش می‌گفت و دیدگاه‌های خاص خودش را به‌جای دیدگاه‌های دستگاه تبلیغاتی آموزشی نظام تبلیغ می‌کرد؛ اما رژیم این آموزش‌ها را تحمل نمی‌کرد. ازاین‌رو به‌مرور زمان بر اثر فشارهای نیروهای امنیتی زندگی گرمی که در کنار هم داشتیم از هم پاشید و نهایتاً منجر به مرگ مشکوک همسرم شد. مرگی خاموش، بی‌صدا بی‌هیچ رد پایی. مرگی که هرگز نمی‌تواند مرگ طبیعی باشد.

وقتی شروع به پیگیری کردم، گفتند اگر می‌خواهی برای بچه‌ها اتفاقی نیفتد ساکت باش! ترسیدم و سکوت کردم؛ اما بچه‌ها خشم و کینه در درونشان موج می‌زد. حق هم داشتند. داغ پدر دیده بودند. داغی که تنها از سر تبلیغ عقاید شخصی بر دل فرزندانم نشسته بود؛ و به دنبال روزنه برای خالی کردن این خشم بودند.

شروع فعالیت‌های فرزندانم در دفاع از حقوق برابر زنان و با کمپین یک‌میلیون امضا، فصل جدید و پرخطر و دلهره‌آوری را در زندگی‌مان باز کرد. در ابتدا مخالفت می‌کردم و دوست نداشتم که سرنوشت پدرشان برای آن‌ها نیز تکرار شود؛ اما حریفشان نشدم بچه‌ها محتاطانه اما گسترده و پیگیر کار می‌کردند از کمپین یک‌میلیون امضا به کارزار محاکمه سران رژیم پیوسته بودند. از جمع‌آوری امضا برای دعوی حقوقشان در مجلس اسلامی به فعالیت برای جمع‌آوری مدارک برای به محاکمه کشاندن سران جمهوری اسلامی و سران نظامی که تاب هیچ عقیده مخالفی را ندارند، کشیده شدند؛ اما عفریت استبداد از فعالیت‌های فرزندانم آگاه شد و برای به بند کشیدن و ساکت کردنشان به درب منزلمان آمدند.

. روزی که برای دستگیر کردن بچه‌ها آمدند من تنها بودم. از ترس زبانم بندآمده بود. خانه را زیر و رو می‌کردند. فحاشی هم که نقل دهانشان بود و بعد هم هر سه مجبور به فرار از کشور شدیم.

وقتی‌که به کشور سوئد رسیدم نفسی عمیق کشیدم و احساس کردم که دوباره می‌شود یک زندگی آرام و بدون دغدغه را شروع کرد اما بعد از گذشت تقریباً دو سال در این کشور باز نگرانی به سراغم آمده. نگرانی از بازگشت به جهنمی که با فرزندانم از آن گریخته‌ام.

من یک مادرم، مادری که برای نجات جان بچه‌هایش از دست نظام فاشیستی اسلامی به غربت پناه آورده اما حالا ترس سراسر وجودم را فراگرفته. بعد از مرگ مشکوک همسرم که اطمینان دارم به دست نیروهای امنیتی صورت گرفته حالا نگران از دست دادن امیر و آرزو هستم. بچه‌ها در اینجا با حزب کمونیست کارگری ایران آشنا شدند و در حال حاضر در این حزب فعالیت می‌کنند و من هم در کنار بچه‌ها در آکسیون‌ها شرکت می‌کنم. ترس از برگشت لحظه‌ای مرا رها نمی‌کند امیر و آرزو امروز به‌عنوان کمونیست در حال فعالیت هستند و در صورت برگشت شکی نیست که اعدامشان می‌کنند و من هم از گزند این جلادان اسلامی جان سالم بدر نخواهم برد.

 

جلسه پرسش و پاسخ در مورد اوضاع پناهندگی با عبدالله اسدی

Abe Asadi

بدینوسیله به اطلاع علاقمندان مسائل مربوط به امور و قوانین پناهندگی در سوئد می رسانیم، به منظور آشنائی بیشتر پناهجویان به امور مربوطه و آخرین اطلاعات و اخبار در این زمینه ، فدراسیون واحد مالمو از “عبدلله اسدی” دبیر فدراسیون سراسری دعوت نموده بعنوان سخنران در این جلسه حضور بهم رسانده و به سئوالات حاضرین پاسخ دهند.

رئوس برنامه :

16:30   قهوه و شیرینی

17:00 سخنرانی

17:30 پرسش و پاسخ

19:00 پایان جلسه

زمان : جمعه 30 ماه مه ساعت 16:30

مکان : Träffhuset واقع در Ystadvägen 42 طبقه پنجم

یادآوری می شود که ساعت 19:30 پاتوق ماهانه شامل سرو غذا ورقص و موزیک، در همان مکان برگزار می شود . برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا با شماره تلفن 0406116109 تماس بگیرید.

مقدم شرکت کنندگان را گرامی میداریم

“همبستگی” فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ، دفتر مالمو

040-6116109   ifr_malmo@yahoo.se

Afghan asylum seekers in Turkey

 

The International Federation of Iranian Refugees (IFIR) strongly supports the protest action, as well as the demands, of Afghan asylum applicants in front of the Ankara branch of UNHCR. Their sit-in, now in its 12th day, is growing daily as more and more asylum seekers join them from different parts of Turkey.

The protest has taken form in opposition to UNHCR’s disregard for the basic needs of the asylum seekers. Afghan refugees have been among the world’s most oppressed refugees during the past 35 years – second only to the Syrians. The UNHCR, as an international body responsible for the welfare of refugees, has, indeed, at many junctures in the past not heeded the Afghan refugees’ dire needs and/or failed to observe their legal rights. It has, for instance, presented Afghanistan as a safe country; a lie that has given the governments in Iran and Turkey a free hand to adopt fascistic policies and behaviors toward Afghan refugees, including mass deportations to Afghanistan. Since 2012 the UNHCR has kept the files of Afghan applicants in limbo, and since the beginning of 2013 stopped accepting new applications from Afghans altogether. The IFIR, therefore, recognizes the current protest in Ankara as thoroughly justified and legitimate.

Afghan refugees have fled war, terrorism in all its possible forms, bloody ethnic and religious conflicts, disease, and so on. Many Afghan refugees in Turkey and other countries are, in fact, the last remaining persons of their families. The UNHCR must take heed of the realities of the wretched condition of hundreds of thousands of Afghan refugees in Iran. A large portion of asylum seekers in Turkey have, indeed, fled their inhuman conditions in Iran, where they are constantly persecuted by the state intelligence-judicial apparatus in different ways, are branded as “illegal aliens” and thereby deprived of the rights to even rent property of any kind, use the services of public transportation, employment, marriage, etc. Even their children have been deprived of receiving identification papers and thereby deprived of education, and so on. This fascistic treatment of refugees based on race must be declared UNACCEPTIBLE by the UNHCR.

 

Now the basic question here is as follows: what other forms of oppression and persecution should Afghan refugees live under in order to be accepted as refugees by the UNHCR and the signatories of the Geneva Convention of 1951 and the protocol of 1967? Is not fleeing discriminatory conditions based on racism enough reason to qualify a person for the status of Convention refugee according to these two fundamental documents?

 

Afghanistan is NOT a safe country, for the simple reason that if it was, several million Afghans would not have been displaced and scattered all over the world, and for the past few decades too! It is this simple fact that the UNHCR should start from in order to come to the humane realization that Afghan refugees are, in fact, qualified to be recognized as such several times over according to all conventions and protocols in this respect.

 

We, therefore, request that the UNHCR urgently reactivate the suspended applications as well as begin to accept new applications submitted by the Afghan refugees.

 

Sincerely yours,

Abdollah Asadi

Spokesperson

Hambastegi, the International Federation of Iranian Refugees

 

April 25, 2014

نامه فدراسیون به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه وسازمانها و نهادهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی در مورد اعتراض پناهجویان افغان در ترکیه

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از اعتراض پناهجویان افغان و خواسته های آنها پشتیبانی می کند و از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می خواهد در اسرع وقت به خواسته های پناهجویان متحصن افغان در شهر آنکارا رسیدگی کند. تعداد زیادی از پناهجویان افغان به مدت 12روز است که در مقابل دفترUNHCR در آنکارا دست به تحصن زده اند و خواستار رسیدگی فوری به خواسته های خود هستند. هر روز که می گذرد تحصن آنها دامنه بیشتری پیدا می کند و شمار بیشتری از شهرهای مختلف ترکیه به پناهجویان متحصن می پیوندند.

اعتراض پناهجویان افغان در ترکیه نسبت به بی توجهی UN به خواسته های آنها شکل گرفته است. پناهجویان افغان بعد از سوریه جزء محرومترین پناهجویان در 35 سال گذشته در سطح جهان بوده اند. UNبه عنوان نهاد مدافع حقوق پناهندگان بجای رسیدگی به شرایط غیرقابل تحمل زندگی پناهجویان افغان، بارها، هم در ترکیه و هم در ایران حقوق پناهندگی پناهجویان و آوارگان افغان را نقض کرده و نسبت به تامین و تضمین خواسته های آنها بی توجهی کرده وبا امن جلوه دادن افغانستان عملا دست دولت های ترکیه و ایران را برای اخراج پناهجویان افغان و رفتارهای فاشیستی آنها با پناهجویان بازگذاشته است.

از نظر فدراسیون اعتراض پناهجویان افغان اعتراضی برحق و انسانی است چرا که از سال 2012، بررسی پرونده پناهجویان افغان از جانب UN در ترکیه به حالت تعلیق درآمده است. از طرف دیگر از آغاز سال 2013 تا بحال ثبت نام پناهجویان افغانستانی را متوقف کرده و اعلام کرده اند از این تاریخ، یعنی از آغاز سال 2013 این کمیساریا دیگرمسئولیت ثبت نام پناهجویان و رسیدگی به پرونده متقاضیان جدید را به عهده نخواهد گرفت.

این پناهجویان به ترکیه گریخته اند تا از گزند جنگ خانمانسوز جان و زندگیشان محفوظ بماندو دیگر شاهد لحظه به لحظه مرگ ناشی از ترور و بمبگذاری و جنگ دستجات قومی و مذهبی در کشور ویران شده افغانستان نباشند.بسیاری از این پناهجویان آخرین فرد خانواده ای هستند که زنده مانده اند و توانسته اند صدها خطر دیگر را به جان بخرند تا خود را به ترکیه و کشورهای امنتر برسانند.

UN   باید اینها را ببیند: صدها هزار نفر از پناهجویان افغان در ایران زندگی می کنند و شرایط زندگی آنها به مراتب از شرایط زندگی در افغانستان بدتراست. بخش زیادی از آنهایی که به ترکیه آمده اند پناهجویانی هستند که از ایران به ترکیه گریخته اند. در ایران ارگان های امنیتی و جرم شناسی جمهوری اسلامی هر نوع ارائه خدمات به اتباع بیگانه بویژه اتباع افغانستان که به آنها اتباع “غیرمجاز” می گویندراممنوع اعلام کرده اند بطوری که عقد قرارداد، اجاره ساختمان، املاك و اموال منقول و غیرمنقول را برای آنها ممنوع اعلام کرده اند.و همچنین حمل ‌ونقل اتباع غیرمجاز توسط وسایل ‌نقلیه شخصی، عمومی و ترمینال‌ها ممنوع اعلام شده است.مضاف بر اینها اشتغال اتباع خارجی تحت هر شرایطی ممنوع و در صورت اشتغال به كارفرمایان مورد پیگرد قانونی قرار می گیرند. ازدواج با اتباع “غیرمجاز” هم اكیدا ممنوع شده است.صدور کارت ملی و شناسنامه و حق تحصیل برای آنها ممنوع اعلام شده است.این رفتارها فاشیستی و نژادپرستانه است.

سئوال اساسی این است از نظر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و دولت هایی که به شرایط و مقررات کنوانسیون 1951 ژنو و پروتکل 1967تعلق دارند پناهجویان افغان باید دارای چه شرایط دیگری باشند تا مورد پذیرش قرار بگیرند؟ مگرتبعیض و برخورهای نژادپرستانه یکی از شاخص های مهم پذیرش پناهندگان برطبق همین سند سازمان ملل نیست؟

باور کنید شرایطی که جامعه افغانستان را از هم پاشیده است و چند میلیون از شهروندان آن کشور را آواره ترکیه و سایر نقاط جهان کرده است با تعریفی که درهمین سند سازمان ملل برای پناهندگان شده است را مقایسه نمایید هرکدام از اینپناهجویانده برابر بیشتر به این شرایط تعلق دارند و باید از حق پناهندگی برخوردار گردند.به همین خاطر از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می خواهیم که هر چه زودترثبت نام آنها را از سر بگیرید و پروسه بررسی پرونده های که به حالت تعلیق درآمده است مجددا مورد بررسی قرار گیرد.

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

25 آوریل 2014

 

 

 

تحصن پناهجویان افغان در مقابل درب کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد

 

از روز 14 آپریل 2014 تعدادی از پناهجویان افغان به دلیل بلاتکلیفی و عدم پذیرش افغانیان مهاجر از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در مقابل درب این سازمان دست به تحصن زدند.

رسیدگی به پرونده پناهجویان افغان از سال 2012 از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد به حالت تعقلیق در آمده است و از شروع سال 2013 پذیرش افغانیان پناهجو که به دلیل عدم امنیت کشور خود را ترک کرده اند متوقف شده است.

این در حالی است که  پناهجویان افغان دومین گروه بزرگ از پناهجویان در ترکیه را بعد از مهاجرین سوری تشکیل میدهند. بر اساس آمار دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد تا سال 2013 قریب به 20 هزار شهروند افعانستانی در دفاتر این کمیساریا در شهر وان و و آنکارا ثبت نام کرده اند و در 50 شهر مختلف ترکیه سازمان داده شده اند و در بلاتکلیفی مطلق به سر میبرند.

وضعیت نا امن افغانستان باعث شده است که مهاجرت اجباری را بر بسیاری از شهروندان این کشورتحمیل کند و پناهجویان برای فرار از درگیری بین نیروهای مرتجع و اسلامی  و یافتن امنیت جانی  و ایجاد یک زندگی بهتر در کشوری امن  به کشورهای مختلف از جمله ترکیه، ایران، پاکستان، قبرس، یونان ودیگر کشورهای اروپایی  پناه می آورند و متاسفانه  در ترکیه و همچنین دیگر کشورها با وضعیتی نه چندان متفاوت با کشور خود رو به رو میشوند. عده زیادی از پناهجویان افغان  سال ها است که بخاطر عدم رسیدگی به پرونده آنها و مشخص نبودن وضعیت پناهندگی شان در شرایط غیر انسانی انتظار می کشند و از نظر مالی و روانی نیز با مشکلات زیادی مواجه هستند.

 

گروهی ازپناهجویان افغان در روز 14 آپریل 2014 در مقابل درب کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد حول خواست رفع تبعیض بین پناهجویان و همچنین پذیرش و رسیدگی مجدد به پرونده پناهجویان افغان و انتقال آنها به کشوری امن دست به تحصن زدند. شایان ذکر است که این تحصن همچنان ادامه دارد و شاهد همبستگی وسیعی از سوی پناهجویان افغان بوده است و از شهرهای مختلف ترکیه پناهجویان به این تحصن پیوسته اند و حضور کودکان و زنان در بین متحصنین به چشم میخورد و انتظار میرود که همچنان به  تعداد تحصن کنندگان در مقابل درب کمیساریا افزوده شود.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد ترکیه

 

afg3 afg2 afg4 afg5 afg1

سیمین عنبری: قانون اساسی در جهوری اسلامی

Simin  Anbari (204 x 245)

قانون اساسی هر کشور، نشان‌دهنده حدود اختیارات و حقوق هر فرد در همه عرصه‌های زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… است. قوانین نظام جمهوری زن ستیز اسلامی ایران که برگرفته از قوانین اسلامی است، تفاوت بین انسانها را بدون در نظر گرفتن جنسیت در تقوی میداند. در جایی دیگر اجازه مالکیت مرد بر جان و مال و همه موجودیت زن را میدهد و از طرفی در ظاهر توجه ویژه به زن به عنوان مادر دارد و بهشت برین که آمال همه مسلمانان است را در زیر پای مادر قرار می‌دهد. و البته با نگاه دقیقتر به این مسئله می‌توان دریافت که چرا توجه ویژه به مادر بودن زن دارد؛ این مسئله فقط به این خاطر است که زنان را هر چه بیشتر در خانه نگه دارند و آنها را از اجتماع دور نمایند.

در قانون، زن وسیله‌ای برای رفع نیاز جنسی مرد و تولید مثل بوده و فقط در خانواده معنا پیدا می‌کند. زن ستیزی و بی‌عدالتی در اصل و بنیان نظام جمهوری اسلامی ایران است . زن حتی در خانواده فاقد حقوق انسانی است. اگر یک زن در شرایطی طاقت فرسا در زندگی مشترک قرار گیرد، اگر مورد ظلم و خشونت قرار گیرد چطور به قانونی که اجازه تنبیه بدنی زن را داده است شکایت کند؟ چطور می‌تواند طلاق بگیرد وقتی قانون این حق را به او نداده؟ حتی در مواردی، بعد از طلاق مرد اجازه دارد به اختیار خود حکم طلاق را باطل اعلام کند و زن مجبور به اطاعت است و باید دوباره به همان جهنم برگردد. بعد از طلاق اجازه نگهداری از فرزند را با توجه به اینکه بواسطه مادر بودنش، بهشت برین در زیر پای اوست ندارد. حتی اگر پدر صلاحیت کافی برای نگهداری و تربیت آن فرزند را نداشته باشد. در قانون اسلام حق حضانت فرزند، امر قهری است مانند شب و روز و هرگز از پدر سلب نخواهد شد و مادر تنها وسیله‌ای است برای تولیدمثل و جایگاه ابزاری دارد نه انسانی. با وعده بهشت، دنیای زن را به جهنم تبدیل کرده اند.

نابود باد نظام ظالم و زن ستیز جمهوری اسلامی ایران

سیمین عنبری

زهرا یادعلی جمالوعی: من، حق انسانی ندارم!

Zahra Yad. (160 x 240)

در یک روز بهاری ریحانه، دختری 19 ساله که طراح دکوراسیون است به یک بستنی فروشی می‌رود. در حال یک مکالمه تلفنی با دوستش بود که ناخواسته مردی به صحبت‌هایش گوش می‌دهد. صحنه تجاوز به ریحانه در ذهن بیمار آن مرد نقش می‌بندد. طرح کلی داستان را می ریزد، به سمت دختر رفته و به او پیشنهاد طراحی مطبش را می‌دهد. ریحانه پیشنهاد مرد را می‌پذیرد و چند روز بعد از طریق تماس تلفنی برای بازدید از محل قرار می‌گذارند و هردوسوار بر ماشین شده در جاده‌ای رهسپار می‌شوند که انتهایش به مرگ ختم می‌شود. برای لحظه ای مرد از ماشین پیاده می‌شود، وسایلی از داروخانه خریده و دوباره به راه می‌افتند. زمانی ریحانه متوجه موقعیت می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سرازخانه‌ای درآورده است. ریحانه بر سر دوراهی قرار می‌گیرد،تن‌به تجاوز دادن یا دفاع از خود؟ تصمیم می‌گیرد به هر شکل ممکن اجازه تجاوز را به مرد ندهد و در درگیری با او ضربه چاقویی به بازوی راستش زده و بنا به دلایل نامعلومی در بیمارستان مهرادمی‌میرد. سرنوشت طراح نوزده ساله‌ای که تا ساعتی پیش هزاران امید به فردایش داشت به یکباره تغییر می‌کند. اکنون به جای آینده‌ای روشن، طناب دار انتظارش را می‌کشد.کسی که در 9 سالگی در صحنه تئاتر نقش دخترکی را بازی می‌کند که از تاریکی و تنهایی می‌ترسد و یک شب، ماه و ستاره‌ها به دیدنش می‌آیند و به او می‌گویند که شب ترسناک نیست. آن زمان دخترک اینرا باور می‌کند اما نمی‌داند که حقیقت تلخ موجود در جامعه‌اش همان ترسی است که دارد. ترس از تاریکی شب، تنهایی و تجاوز. هیچ کس صدای ریحانه را نمی‌شنود، نه هنگامی که بر روی صحنه نمایش است و نه هنگامی که در صحن دادگاه. گوشی برای شنیدن وجود ندارد. همه چیز بر علیه ریحانه است. او باید از حق انسانی‌اش در دفاع از خود و جلوگیری از تجاوز در برابر داورانی دفاع کند که مذهبشان اسلام است. که به مردان اجازه هرگونه تجاوزی اعم از کلامی، جنسی، روحی و روانی را می‌دهد. مقتول، مرتضی سربندی 47 ساله، دارای زن و سه فرزند، مامور سابق وزارت اطلاعات بود. خانواده مقتول معتقدند به علت داشتن انگشتر عقیق در دست مرتضی، حتما قبل از سکس صیغه را خود جاری کرده است و به همین سادگی تجاوز تبدیل به صیغه موقت می شود. در اینجا تنها اسلام نیست که برعلیه ریحانه است، حکومت ناب اسلامی است که نقش مهمی را در این داستان ایفا می‌کند.

 

 

مهسا فعالزاده: تاراج تن

mahsa f 268 x 360

نظام جمهوری اسلامی تحت رهبری ولایت فقیه همچون طوفانی عظیم تمامی داشته­های معنوی و انسانی مردم ایران را در نوردیده، قوانین زن ستیزانه­اش، ترویج دیدگاه جنسی به زنان، فرهنگ «سنتی – مذهبی» که در چهارچوب آن کوچکترین ارتباط حتی صحبت کردن مرد و زن نامحرم با هم جرم تلقی می‌شود، حجاب اجباری که با برپایی «گشتهای امنیت اخلاقی» سعی بر آن دارد که بد حجابی را با امنیت جامعه گره بزند و تفکیک جنسیتی، جداسازی زن ومرد که پیامد آن چیزی جز این نیست که دختر و پسر بسیار دوراز هم هریک بر فراز صخره بلند و دره­ای عمیق که بینشان است رشدکنند. اول ماه مهر مانتو و مقنعه و چادر تیره به من پوشاندند و به مدرسه دخترانه فرستادند و تو را با لباس فرم و سر تراشیده به مدرسه پسرانه فرستادند. در دانشگاه هم با ردیف­های دور از هم با درها راهروهای خواهران و برادران از هم جدایمان کردند، همین باعث شد تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و اتوبوس، در خیابانهای تاریک و خلوت، در محیط کار تقاص همه این فاصله­ها را، این گرسنگی جنسیتی را جسممان بدهد. تجاوز، عملی که با زور و قدرت و بدون رضایت فرد مقابل به منظور تحقیروخرد کردن او و ارضای تمایلات جنسی که به دلیل عدم آموزش و کنترل به میلی پلید و آسیب رسان تبدیل شده است. گروه بزرگی از زنان که قربانی چنین جنایتی در جمهوری اسلامی می­شوند به دلیل حس شرم و ترس از طرد شدن توسط خانواده و جامعه این تجربه دردناک را پنهان نگه می‌دارند و هنگامیکه جرات می‌کنند شکایت کنند یا از خود دفاع کنند و متجاوز را به درک واصل کنند باز هم آخوندها و سران رژیم زنان را مقصر اعلام می­کنند، سرزنش و دستگیر و حتی محکوم به اعدام می­کنند.

حکومت مذهبی جمهوری اسلامی که در ایدئولوژی انقلابی خود شکست خورده، متاسفانه جامعه را نیز به قهقرا و به پایین­ترین سطح ارزشهای اخلاقی و انسانی سوق داده است. دست برخی اراذل و اوباش خود را باز گذاشته تا ایجاد رعب و وحشت در میان زنان کنند و تن زنان و دخترانی همچون ریحانه جباری را مورد هدف خود قرار دهند. ریحانه جباری دختر 26 ساله­ای که هفت سال از زیباترین سالهای عمر خود را به دلیل دفاع از شرف خود در مقابل تعرض یکی از عمال جمهوری اسلامی در زندان سپری کرده است . در دوران بازجویی توسط بازجویان مختلف تحت شکنجه قرار گرفته تا اعتراف کند قتل عمدی و برنامه‌ریزی شده بوده و نه در دفاع از خودش و با حکم دادگاه بدوی و تایید دیوان عالی کشور به اعدام محکوم میشود. آنانیکه به عنوان حقوقدان و اسلام شناس در دیوان عالی قضائی و شورای نگهبان و دیگر ارگان‌های رژیم بر قدرت تکیه زده اند اکثرا کسانی هستند که کمترین حقی برای مردم قائل نیستند و دست رنج مردم ایران جیب‌های گشادشان را پر و با تعرض به ناموس مردم گرسنگی جنسیتی خود را برطرف می­کنند.همه و همه نشان بی‌ ارزشی زن در جوامعی است که تحت حاکمیت حکومت‌های اسلامی اداره می‌شود و جمهوری اسلامی در ایران از جمله ظالم‌ترین و کثیف‌ترین آنهاست. لذا با توجه به شرایط حاکم بر جمهوری اسلامی، باید سنجیده تلاش کرد تا با درگیر کردن بخش بزرگی از زنان و مردان جامعه از طریق آگاهی با حقوق اصلی آنها، قدمی ماندگار برداشت. لذا مبارزه علیه خشونت و زن آزاری مسئولیت همه ماست. این نبرد ماست!  در کشوری که حاکمیت و قانون، عرف و سنت از گشایش فضای آزاد، سالم و فارغ از آزار و خشونت برای تامین و گسترش حضور اجتماعی زنان حمایت نمیکند، زنان و مردان باید مداخله کنند و به آزار دهندگان، مزاحمان و متجاوزان خیابانی نشان دهند که ما با آنها نیستیم. ببینید، بشنوید، بایستید و نه بگویید!

نه به تمامیت جمهوری اسلامی، نه به اعدام، نه به قصاص

 

 

بهار گلشه: در انتظاربرگزاری جشن آزادی ریحانه جباری هستیم

Bahar Golsheh (168 x 205)

چند روز پیش یکی از دوستانم در فیسبوک پیامی به من داد و بشدت پیگیر وضعیت ریحانه بود. خیلی خوشحال شدم که با خفقان ایران همچنان دوستانم از اشتراک خبرهای لحظه به لحظه در مورد ریحانه می‌خواهند در جریان باشند و حمایت خود را از این کمپین اعلام کردند و من هم توضیح دادم که نبرد سختی است که حکومت توپ را به زمین خانواده مقتول انداخته و می‌خواهد آنها را نیز بنحوی دراین بازی قصاص گرفتار کند؛ چون همیشه رژیم از اعدام افراد نفع برده و از امثال این آدمها برای زهرچشم گرفتن از دیگران استفاده می‌کند و حکومت کردن خود را ادامه می‌دهد، ولی این‌بار همگی بصورت یکصدا خواستار لغو حکم اعدام ریحانه هستیم و جلوی جمهوری فاسد اسلامی ایستاده‌ایم و به نتایج خوبی از این مبارزات رسیده‌ایم و همه اینها نتیجه تلاش کمپین نجات ریحانه جباری است که توسط مینا احدی ، نازنین افشین جم ، شبنم اسداللهی و شادی پاوه و کمیته بین المللی علیه اعدام و حزب کمونیست کارگری و سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشری و تمام انسانهای آزادیخواه در سراسر دنیا بوجود آمده و در ادامه حمایت و اعتراض‌هایی که توسط گروه‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی ازقبیل فیس‌بوک ، تویتر… و رسانه های مربوط به اپوزیسیونهای مخالف با جمهوری توحش اسلامی و همچنین برگزاری آکسیون‌های اعتراضی که در سراسر دنیا به راه افتاد باعث بوجود آمدن خبرهای خوبی بود.

از جمله این خبرها امضای طومار اعتراضی صد و هشت هزار نفری دفاع از ریحانه توسط سخنگوی شورای حقوق بشر در سازمان ملل متحد، کنفراس با مقامات اتحادیه اروپا، ملاقات با احمد شهید، سخنان نماینده پارلمان کانادا، جلسه صلح و سازشی که با حضور هنرمندان سرشناس ، همکلاسی‌ها ، استادان ریحانه و خانواده مقتول ( مرتضی سربندی ) صورت گرفت .

در این میان شخصی که برای امضای حکم قصاص برادرش به دادگاه آمده بود، شاهد میانجی‌گری مردم و هنرمندان با خانواده سربندی شده که در مورد منصرف کردن این خانواده از قصاص « ریحانه جباری » با آنها بحث می‌کردند، ناگزیر تحت تاثیر محیط قرارگرفته و بلافاصله از تصمیم خود منصرف شده و از قصاص قاتل برادر خود می‌گذرد. وقتیکه با گذشت بیش از 3 ساعت خانواده سربندی بدون توجه به حرف‌های حضار، جلسه را ترک می‌کنند. تنها برادر مقتول در دادگاه می‌ماند و هیچ حرفی نمی‌زند. ناگاه همان مردی که از قصاص برادر خود گذشت کرده بود به میان آمده و با بدنی لرزان و با چشمانی پر ازاشک از برادر مرتضی خواهش می‌کند که آنها هم از تصمیم خودشان منصرف شوند و کل جریان قتل برادرش و گذشت کردن خود با دیدن صحبت‌های آنها را برایشان توضیح می‌دهد و با انجام این حرکت، تمام حضار به گریه افتاده و همه شاهد دگرگونی در رفتار برادر مرتضی نیز می‌شوند و شور و نشاطی وصف ناشدنی به همه انتقال می‌یابد. همه گذشت را در چهره برادر مرتضی می‌بینند، حال با این اوصاف جلسه برای تصمیم‌گیری نهایی خانواده سربندی به روز دیگری موکول می‌شود و وکیل ریحانه، آقای خرمشاهی، امید زیادی دارد که در جلسه بعدی خانواده مقتول رضایت خود را اعلام کنند. ولی همین دیروز شنیدیم که ریحانه به مادرش زنگ می‌زند و می‌گوید شخصی از طرف قوه قضائیه برای ملاقات او آمده و خبرهای بدی به او می‌دهد و باز نگرانی‌ها از سرنوشت ریحانه و جنایات جمهوری آدمکش اسلامی افزایش یافته و دوباره موج جدیدی از اعتراض‌ها و برگزاری آکسیون‌ها در سراسر دنیا به راه افتاده.

ما نیز امید داریم بزودی شاهد شنیدن خبرخوش آزادی ریحانه باشیم و جشن بزرگی برپا کنیم. من خود بعنوان یکی از کسانی که از مدافعان لغو اعدام ریحانه است از دیدن همبستگی و اتحاد تمام مردم آزادیخواه در سراسر دنیا از همه زبانها و کشورها که با یکدلی و با اشتیاق فراوان ، طومار اعتراضی را امضا می‌کردند و خواستار لغو اعدام ، این قتل عمد دولتی بودند احساس شور و شعف فراوان می‌کنم.

آرزو می‌کنم که همه ما شاهد ادامه اینچنین حرکتهایی درسطح بزرگتر برای نجات جان انسانهایی که برای بیان ندای حق‌طلبانه خود در زندان جمهوری اسلامی گرفتار شده‌اند، باشیم.

امیدوارم دراین هفته شاهد آزادی ریحانه جباری باشیم. بار دیگر جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وادار کنیم و در آینده نه چندان دور شاهد لغو سراسری حکم اعدام در ایران و سایر کشورها باشیم.

 

بهارگلشه 20 اسفند 93