همه‌ی نوشته‌های nazanin

مهدی معصومی : مهاجرت گسترده ایرانیان

پدیده مهاجرین سیاسی مخالف دولت‌های حاکم در دو قرن اخیر پدیده شناخته‌شده‌ای است. کسانی که در کشورهای تحت دیکتاتوری زندگی می‌کنند و با دولت حاکم به مخالفت برمی‌خیزند بعضاً مجبور به ترک کشور و اعلام پناهندگی به دیگر کشورها می‌شوند. برای نمونه مهاجرت‌های سیاسی که در زمان شاه و پس از کودتای 28 مرداد 1332 اتفاق افتاد؛ اما در سال‌های پس از انقلاب بهمن و با تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی مفهوم مهاجرت معنای بسیار گسترده‌تری به خود گرفت و شامل بسیاری از شهروندان غیرسیاسی نیز شد. تمام کسانی که در آرزوی یک زندگی شاد و آزاد بودند به دلایل گوناگون مجبور به مهاجرت اجباری شدند. در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی برای آزادی پوشش، آزادی ابراز عقیده، آزادی در نوع تغذیه و هر نوع از آزادی‌های مدنی دیگر جایی نیست و برای رسیدن به بدیهی‌ترین و ساده‌ترین آزادی‌ها راهی جز خروج از کشور وجود ندارد. باکمی تأمل درمیابیم که تمام این محدودیت‌های اجتماعی ریشه در مشکلات سیاسی دارد. در جامعه ایران مشکل حجاب، حضانت فرزند، طلاق و استفاده از مشروبات الکلی همگی ناشی از سیاست‌های متحجرانه جمهوری اسلامی است. همه مردم ایران برای کسب تک‌تک این آزادی‌ها به ناگزیر مجبور به ورود به عرصه سیاست و اعتراض به ماهیت وجود جمهوری اسلامی هستند. در بین مهاجرین ایرانی کسانی هستند که هیچ‌گونه سمت‌گیری سیاسی خاصی ندارند و صرفاً برای یک زندگی بهتر و داشتن حق حیات از کشور خارج‌شده‌اند؛ اما حتی همین دسته نیز به‌خوبی می‌دانند که باوجود حکومت جمهوری اسلامی رسیدن به هیچ‌کدام از حقوق اولیه‌شان ممکن نیست.
طبیعی است که با ادامه این روند بسیاری از نیروهای جوان و متخصص مجبور به ترک کشور می‌شوند و باگذشت چندین سال هم‌اکنون شاهد خلأ عظیمی در چرخه اقتصاد دیگر تخصص‌ها هستیم که از آن با عنوان «فرار مغزها» یاد می‌شود. طیف گسترده ایرانیان مهاجری که با تخصص‌های گوناگون جذب جوامع میزبان شده‌اند به‌روشنی گویای این حقیقت است. این شرایط هرسال وخیم‌تر از قبل می‌شود و به لیست علل مهاجرت از ایران عناوین تازه‌ای اضافه می‌شود و طیف وسیع‌تری از مردم مجبور به ترک کشور می‌شوند. تجربه به‌خوبی ثابت کرده که تغییر دولت‌ها و روی کار آمدن جناح‌های مختلف حکومت در ایران نه‌تنها بهبودی در این وضع به وجود نیاورده بلکه مدام این وضعیت و این مشکلات تشدید شده است. برای پایان دادن به این معضل عظیم اجتماعی و جلوگیری از فرار استعدادها و اقشار گوناگون مردم باید دست به ریشه برد و علل این مهاجرت‌های بی‌سابقه را از بین برد.
یکی از مهم‌ترین موارد برای تغییر این وضعیت، دخالت گری و تأثیرگذاری خود جامعه مهاجرین ایرانی است. مهاجران ساکن در کشورهای گوناگون باید بتوانند باهم به همبستگی برسند و صدای اعتراض مردم داخل کشور را به گوش جهان برسانند و به‌صورت مداوم برای تغییر شرایط در ایران تلاش کنند. شرایطی که پس از خروج آن‌ها از کشور نه‌تنها بهبود نیافته بلکه پیوسته رو به وخامت رفته است.
تلاش برای ایجاد یک دنیای بهتر وزندگی سعادتمندانه حق طبیعی تمام انسان‌هاست و باید این حق را در همان زادگاه خود و جایی که در آن متولدشده‌اند داشته باشند. در سال‌های اخیر شاهد عروج جنبش‌های اجتماعی گوناگون در ایران برای رسیدن به این حقوق بوده‌ایم. برای مثال می‌توان از جنبش زنان نام برد. زنانی که خود اولین قربانیان حکومت جمهوری اسلامی بوده‌اند. اکنون در صف اول مبارزه برای براندازی آن قرارگرفته‌اند. زنانی که در قوانین قضایی ایران از همه حقوق انسانی خود محروم هستند و در این سال‌ها تعداد بسیاری از آن‌ها مجبور به مهاجرت شده‌اند. دلیل بسیاری از مهاجرت‌ها مشکلاتی است که بر سر راه زنان وجود داشته است و آن‌ها را به‌جایی رسانده که مجبور به فرار شده‌اند. اجتماع و سازمان‌یابی زنان مهاجر برای کمک به جنبش اعتراضی زنان در ایران از اهمیت بالایی برخوردار است. این زنان به‌عنوان شاهدان عینی فجایع و مشکلات در ایران می‌توانند و باید منعکس‌کننده خواست‌ها و مطالبات همه زنان جامعه ایران باشند.

حمله وحشیانه پلیس سوئد به صف تظاهرات در شهر مالمو را قویا محکوم می کنیم !

حمله وحشیانه پلیس سوئد به صف تظاهراتدر شهر مالمو را قویا محکوم می کنیم !

روز شنبه 23 اوت تعداد هفت نفر از سازمان نازیستی موسوم به “حزب سوئدی ها “تحت حمایت صدها پلیس ضد شورش میتینگ انتخاباتی در این شهر برگزار کردند. بیش از هزار و پانصد نفر از مردم مالمو با خانواده و کودکان خردسال خود بر علیه راسیستهای سوئدی و این میتینگ نازیستی دست به تجمع اعتراضی زده و با به صدا درآوردن سوت وکف زدن و هو کردن و شعار های ضد راسیستی،نفرت خود را از راسیسم و نژادپرستی  به نمایش گذاشتند.

در این میان آنچه که باعث خشم عمومی مردم شد حمله وحشیانه پلیس با چندین اسب غول پیکر به صف تظاهرات مسالمت آمیز جوانان و مردمی بود که در این اعتراض شرکت جسته بودند. 9نفر با باتوم و سم اسبها زخمی شده ویک نفر هم بوسیله مینی بوس پلیس زیر گرفته شد.

لازم به یادآوری است که اعضای سازمان نازیستی “سوئدیها” روز هشت مارس امسال در شهر مالمو  شش نفر از فعالین چپ و فمینست را باضربات چاقو وقمه بشدت مجروح کرده که یکی از آنها “شوان شاتک” جوان ایرانی بود که تا یک ماه در اغما بسر برد، بدنبال این حادثه این سازمان بیشرمانه اعلام نمود که قصد کشتن مضروبین را داشته و خوشحالی خود، از وضعیت وخیم شوان در سایتهایشان را آشکارا به نمایش گذاشتند. این سازمان رسما و علنا از پاک سازی قومی در این کشور دفاع میکند.

بدنبال این واقعه چندین تظاهرات در شهرهای مختلف سوئد علیه خشونت پلیس انجام گرفت. در مالمو طی روزهای 24 و 25 اوت دو تظاهرات بزرگ برگزار شد. تظاهرات کنندگان با سخنرانی های متعدد از اینکه چگونه خشونت پلیس علیه نیروهای ضد نازیستی در خدمت راسیستها عمل می کند حرف زدند، آنرا قویا محکوم کردند و اعلام داشتند که هیچ درجه خشونت پلیس و یا راسیستها نمی تواند آنها را از مبارزه یکپارچه و همبسته علیه راسیسم باز دارد.

فدراسیون سراسر پناهندگان ایرانی خشونت گسترده  پلیس علیه معترضین ضد راسیستی را به شدت محکوم می کند و این امر را در خدمت به نازیستها ارزیابی می کند.  بسیار مهم است که این رفتار خشونت آمیز پلیس از سوی همه شهروندان مورد اعتراض قرار گیرد و محکوم شود. مسئولین و فرماندهان پلیس در جریان این عملیات خشونت بار علیه معترضین ضد راسیستی در روز 23 اوت 2014 باید فورا از کار برکنار شوند.

مخالفت با برنامه های سخنرانی و یا حضور خیابانی جریانات راسیستی و نازیستی حق شهروندان جامعه است. وقتی که راسیستها تجمع و میتینگ برگزار می کنند، معترضین ضد راسیستی باید حق داشته باشند که تجمع کنند و با سر و صدا پیام ضد انسانی آنها را بی اثر کنند. اینکه راسیستها و نازیستها به سادگی در خیابانها راه بیافتند و بدون اعتراض و مخالفتی به اشاعه افکار پلید و ضد انسانی خود  بپردازند به معنای چراغ سبز دادن جامعه به یک نیروی خطرناک است. ضد راسیستها با اعتراضات خود دارند جامعه را از افکار و اعمال ضد انسانی نژادپرستان مصون نگه می دارند. این خدمتی به انسانیت و در جهت امنیت شهروندان است. اگر جنبش های اجتماعی نظیر جنبش ضد راسیستی وجود نمی داشت اوضاع ار آنچه که امروز در جوامع غربی هست بدتر هم می شد. متاسفانه نیروهای راست و راسیست در اروپا تا همین جا نیز قدرت زیادی گرفته اند. راسیسم بویژه از وجود بحران اقتصادی سرمایه داری تغذیه کرده و “خارجیان” را بعنوان عامل نابسامانی های موجود معرفی می کند. جریانات راسیستی با تکیه بر نژاد و ملیت و قومیت به  نفرت پراکنی علیه خارجیان دست می زنند و با مخدوش کردن اذهان عمومی در پی کسب رای و نفوذ در میان مردم هستند.

کاری که تظاهر کنندگان ضد راسیستی در تاریخ 23 اوت 2014 در مالمو کردند تاکید بر همبستگی انسانها از هر رنگ و جنس و نژاد برای شکوفایی جامعه در مقابل ایجاد کینه ورزی و دشمنی میان انسانها از سوی راسیستها بود. این صف انسانیت است که باید هر چه بیشتر تقویت شود و مورد پشتیبانی قرار گیرد. از سوی دیگر کاری که پلیس کرد و خشونتی که پلیس بکار برد در خدمت راسیستها قرار گرفت. زنده باد انسانیت در مقابل راسیسم و نژادپرستی و خشونت پلیس.

همبستگی” فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

26 اوت 2014

 

 

 

Till Migrationsverket Stoppa utvisningen av Mohammad Hassan Mansourieh

Stoppa utvisningen av Mohammad Hassan Mansourieh
Ärende nr: 9893857
Född: 710324

IFRS har fått vissa information om anledningen till Mohammad Hassans asylsökande i Sverige. På grund av detta vill vi betona att med en utvisning till Iran kommer Mohammad Hassan att risker liv och hälsa. För närvarande befinner han sig i häktet i Göteborg och kommer att skickas till Estorp på måndag den 11:e för en utvisning till Iran på tisdag den 12:e augusti. Mohammad Hassan har som producent assistent medverkat i en väldigt påtalat film/dokumentär om iranska presidentvalet i 2009. Producenten heter Peyman Mandegar. Filmen/ dokumentär heter Suppression och är producerat i 2012. Filmen/ dokumentären har vissats i flera TV program som sänder mot Iran. Därför är det allmän kännedom vilka har varit med och producerat filmen.

Till exempel en av dem TV som har uppmärksammat filmen/dokumentären är “Shabnameh Raha”. Kanalen sänder sitt program mot Iran och har även intervjuat Peyman Mandegar om vad dokumentären handlar om och hur man har gjort den.

En annan TV kanal som heter “Morgondagens Iran” och en Webbsida som heter !RAdio Koche” har visat Suppression. Den finns även på Youtube. Peyman Mandegar som nu bor i England har skrivit till IFRS om att under en resa till England i 2013, har han fått reda på att han är förföljd av säkerhetsstyrkor i Iran. Peymans far har då förflyttat Peymans familj för att de inte ska arresteras. I sitt brev till IFRS fortsätter Peyman att han har direkt efteråt informerat Mohammad Hassan Mansourieh via e-mail. Sedan har Peyman sökt Asyl i England. En annan producent assisten till filmen som heter Parya Kazemi Khirabadi har också sökt asyl i England och båda Peyman och Parya har beviljats asyl i England. Tyvärr samtidigt sitter Mohammad Hassan Mansourieh i häktet i Sverige och väntar på utvisning till iranska helvetet.

En annan faktor som ska uppmärksammas i Mohammad Hassan Mansouriehs fall är ett avtalet mellan filmproducenten Peyman Mandegar och Mohammad Hassan Mansourieh. Avtalet består av 8 punkter som förklarar problemen med säkerhetsstyrkor och ekonomin. Dessa är väldigt viktiga och kan vara mycket farligt om Mohammad Hassan Mansourieh utvisas till Iran. Mohammad Hassans utvisning har orsakat väldigt mycket oro bland folk osm känner honom och hans nära och kära i Sverige. Dessutom Mohammad Hassan lider av hjärtsjukdom och kan få hjärtinfarkt. Vi tror att Migrationsverket har kännedom om hans problem med hjärtat.

Migrationsverket och svenska staten fortsätter dagligen att arrestera asylsökande från Iran och utvisa dem. Beslut om Mohammad Hassan Mansouriehs utvisning till är ansvarslös mot Mohammad Hassan liv och hälsa.

IFRS vill se en stopp på Mohammad Hassans utvisning och att han frigen från häktet och en ny prövning av hans asylsökande. En protestaktion mot Mohammad Hassan Mansourieh utvisning kommer att hållas framför Kållered häktet måndag den 11:e augusti (Kl:10) IFRS kallar alla flyktingföreningar, människorättsorganisationer, alla flyktingar och de som bor i Göteborg att delta i protesten.

Högaktningsfullt

Abdollah Asadi, Ordförande till IFRS

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی (سیدنی) – فراخوان به شرکت در اکسیون اعتراضی

 

 فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی (سیدنی)

The International Federation of Iranian Refugees (Sydney) INC

فراخوان به شرکت در اکسیون اعتراضی

 

مدافعان پناهجویان فردا جمعه در برابر اداره مهاجرت سیتی در اعتراض به انتقال 157 پناهجوی سریلانکایی تجمع اعتراضی برگزار می کنند.

 

دولت استرالیا بعد از برخورد بغایت غیر انسانی حبس  یکماه 157 پناهجوی سریلانکایی در دل اقیانوس و متعاقب ان انتقال این عزیزان به بازداشتگاه کرتن در غرب استرالیا, این پناهجویان شبانه به بازداشتگاه جزیره نرو انتقال داد و این در حالی بود که دادگاه فدرالی برای این موضوع ترتیب جلسه ای داده بود. دولت ائتلاف استرالیا با این عمل شنیع یک بار دیگر دشمنی و ستیز خود با پناهجویان را به نمایش گذاشت

 

چند سخنران نیز برای اکسیون فردا تدارک دیده شده است.

 

این اقدام ضد پناهندگی دولت استرالیا از یک طرف و درخواست کمسیون حقوق بشر در بررسی وضعیت بد کودکان در بازداشتگاهها از طرف دیگر و همینطور مسئله جلسه دادگاه فدرال در این زمینه و انتقال این پناهجویان قبل از حکم دادگاه نظر در جراید و رسانه ها انعکاس و بازتاب زیادی داشته است

 

سلب مسئولیت کردن دولت استرالیا در قبال مصوبات بین المللی پناهندگی باید با جواب محکم و اعتراض هر چه وسیعتر اقشار جامعه روبرو شود. انتقال عزیزان پناهجو به دل بیابان و حبسن انان در بازداشتگاههای دوردست در جزایر منطقه بدرستی خشم و نفرت هر چه بیشتر پناهجویان را نسبت به عمل کرد و سیاست های ضد انسانی و ضد پناهندگی دامن می زند و آنان را برای مبارزه برای کسب حقوق شان بهمراه دیگر پناهجویان هم سرنوشتی های خود که در بازداشتگاه نرو بسر  می برند مصمم تر می کند .

 

دولت استرالیا نمی تواند و قادر نخواهد بود که پناهجویان را برای سالیان متمادی در بازداشتگاههای پناهندگی زندانی کند و توقع داشته باشد که با اعتراض پناهجویان در داخل بازداشتگاهها مواجه نشود. مثلا همین حالا تعدادی از پناهجویان بازداشتگاه کرتن در غرب در اعتراض به تاخیر در رسیدگی به امورات شان در اعتصاب غذا بسر می برند. تعدادی از این پناهجویان قبولی دارند و مدتی است که برگه های مربوط به خروج را امضا نموده اند

 

محل اکسیون فردا در شماره 26 خیابان لی در ساعت 12.30 در سیتی خواهد بود. برای اطلاعات بیشتر به شماره 0413467243 ناظری تماس بگیرید

 

 

به اداره مهاجرت سوئد دیپورت محمد حسن منصوریه را به ایران متوقف کنید!

10313342_732634633441399_5824064417079095055_n
به اداره مهاجرت سوئد

دیپورتمحمد حسن منصوریه را  به ایرانمتوقف کنید!

شماره پرونده: 9893857

متولد: 24/3/1971 Mohammad Hassan Mansourieh
فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد اطلاعاتی را در مورد شرایط و دلایل پناهندگی محمد حسن منصوریه بدست آورده که در صورت بازگرداندن وی به ایران می تواند برای او بسیار خطرناک باشد. او هم اکنون در بازداشتگاهی در شهر گوتنبرگ سوئد بسر می برد و قرار است روز دوشنبه به وی را به بازداشتگاه استورپ انتقال دهند و روز سه شنبه 12 اوت او را به ایران دیپورت کنند. محمد حسن منصوریه در ساختن فیلمی مستند در مورد انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری سال 2009 در ایران به عنوان دستیار پیمان ماندگار کارگردان این فیلم شرکت داشته است.این فیلم که بنام (فیلم سرکوب) در سال 2012 ساخته شده است در بسیاری از رسانه های فارسی زبان که برای داخل ایران برنامه دارند پخش شده و در ایران دیده شده و همه فهمیده اند چه کسانی در ساختن این فیلم شرکت داشته اند.

برای مثال یکی از این رسانه ها که فیلم سرکوب را پخش کرده است، شبنامه رهاست. شبنامه رها تلویزیونی است که از طریق ماهواره برای ایران برنامه پخش می کند.این تلویزیون نه تنها فیلم را پخش کرده است، احمد رفعت مجری این برنامه با پیمان ماندگار کارگردان این فیلم مستند مصاحبه کرده و پیمان ماندگار به طور مفصل در مورد جوانب مختلف و هدفش از ساختن این فیلم صحبت کرده است.

تلویزیون دیگری نیز بنام تلویزیون ایران فردا و سایتی به نام سایت رادیو کوچه فیلم مستند سرکوب را پخش کرده است.لینک فارسی فیلم سرکوب هم در یوتیوب وجود دارد.

” این قسمت از نامه بخشی از توضیحات پیمان ماندگار می باشد که بنا به حفظ امنیت عوامل فیلم وخانواده آنها فقط به مراجعه قانونی سوید ارایه شده است.”

پیمان در ادامه نامه اش برای فدراسیون نوشته است: من با شنیدن این خبر فوری از طریق ایمیل محمد حسن منصوریه را در جریان گذاشتم و خود نیز به وزارت کشورانگلیس رفتم و از این کشور درخواست پناهندگی کردم.

” این قسمت از نامه بخشی از توضیحات پیمان ماندگار می باشد که بنا به حفظ امنیت عوامل فیلم وخانواده آنها فقط به مراجعه قانونی سوید ارایه شده است.”

ولی متاسفانه محمد حسن منصوریه هم اکنون در بازداشتگاه اداره مهاجرت در شهر گوتنبرگ سوئد با خطر اخراج به جهنم جمهوری اسلامی بسرمی برد.
نکته دیگری که لازم است به آن اشاره شود قراردادی است که در 8 ماده بین پیمان ماندگار و محمد حسن منصوریه برای ساختن فیلم سرکوب بسته شده است. در این قرار داد که به امضاء هر دو نفر رسیده است به تفصیل در مورد خطرات و مشکلات امنیتی و مالی آن صحبت شده است. اینها مسائل مهمی هستند که در صورت بازگشت وی به ایران می تواند برای وی بسیار خطرناک باشد. بازداشت محمد حسن منصوریه و خطر دیپورت وی به ایران در همین چند روز نگرانی های زیادی را در میان خانواده و بستگان و کسانی که او را می شناسند دامن زده است.علاوه بر این ها محمد حسن منصوریه از بیماری قلبی رنج می برد و ترس و اضطراب می تواند او را دچار سکته قلبی کند. فکر نمی کنیم اداره مهاجرت از ناراحتی قلبی وی بی خبر باشد.

اداره مهاجرت و دولت سوئد هر روز که می گذرد بر ادامه سیاست بازداشت و زندانی کردن و دیپورت متقاضیان پناهندگی از ایران پافشاری بیشتری می کنند.تصمیم اداره مهاجرت سوئد مبنی بر دیپورت محمد حسن منصوریه به ایران تصمیمی غیر مسئولانه در قبال جان و زندگی پناهجویان ایرانی بویژه محمد حسن منصوریه است.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی خواستار متوقف کردن حکم اخراج وی به ایران و لغو فوری حکم بازداشت و بررسی مجدد پرونده محمد حسن منصوریه است. روز دوشنبه 11 اوت شماری از ایرانیان در اعتراض به حکم اخراج محمد حسن منصوریه در مقابل اداره مهاجرت در Kållered دست به اعتراض خواهند زد. فدراسیون همه سازمان های مدافع حقوق پناهندگی و بشر دوست و پناهجویان و ایرانیان مقیم شهر بروس و گوتنبرگ را به شرکت در این اعتراض فرا می خواند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ــ سوئد
9 اوت 2014

 

اطلاعیه عبدالله اسدی

جهت اطلاع مراجعه کنندگان به فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به اطلا ع میرسانیم که از سه شنبه 22 جولای تا سه شنبه 12 آگوست عبدالله اسدی در مرخصی بسر می برد. در این مدت برای مشاوره و راهنمائی با این شماره تلفن 0046762203116 با بهنام آزاد تماس بگیرید. فدراسیون برای همه شما عزیزان ادامه تعطیلات و تابستان خوبی آرزو می کند.

چند سؤال از عبدالله اسدی در مورد پناهجویان پرونده بسته

بسیاری از پناهجویان هستند که درخواست پناهندگی‌شان از مراجع مختلف در امور پناهندگان پاسخ رد می‌گیرند و ناچار به زندگی مخفی می‌شوند. ازنظر شما این دسته از پناهجویان چگونه می‌توانند پرونده‌هایشان را دوباره به جریان بیندازند؟

عبدالله اسدی: به جریان انداختن پرونده‌هایی که هم از ادارات مهاجرتی و دادگاه‌های مهاجرتی پاسخ منفی می‌گیرند کار ساده‌ای نیست. معمولاً پرونده پناهندگی هر فرد پناه‌جو از سوی سه مرجع صاحب صلاحیت در مورد پناهندگان مورد رسیدگی قرار می‌گیرد تا به اینجا برسد؛ بنابراین چنین پرونده‌هایی از سوی مقامات پناهنده‌پذیر مردود و کاملاً سوخته تلقی می‌شوند به همین دلیل پناهجویانی که پرونده‌هایشان به این مرحله می‌رسد تنها با در اختیار قرار دادن مدارک جدید و دلایل و شواهد جدید می‌توانند این پرونده‌ها را دوباره به جریان بیندازند. چنین مدارکی نیز به‌سادگی به دست نمیاد. مدارک جدید شامل مدارکی می‌شود که از مراجع قضائی و امنیتی ایران دریافت کرده باشند و به دست بستگانشان در داخل ایران رسیدهباشد. در بسیاری از موارد به چنین مدارکی به دلایل متعددی که دارند، به‌عنوان مدارک واقعی استناد نمی‌شود. چون مقامات امور پناهندگان بسیاری از این نوع مدارک که از ایران ارسال می‌شوند را قبول ندارند. می‌گویند اگر دارای چنین مدارکی بودید چرا در طول تمام پروسه بررسی پرونده این مدارک را رو نکردید؟ به همین دلیل بسیار به‌ندرت چنین مدارکی را می‌پذیرند.

همبستگی: این دسته از پناهجویان چه اقدامات دیگری می‌توانند بکنند تا پرونده‌هایشان دوباره به جریان بیفتد؟

 عبدالله اسدی: پناهجویانی که در مصاحبه‌های خود گفته‌اند در ایران جانشان درخطر بوده و به دلیل تحت پیگرد قرار گرفتن از ایران خارج‌شده‌اند باید در خارج کشور هم فعالیت سیاسی بکنند. اگر در مصاحبه خود گفته‌اند: اقلیت مذهبی بوده‌اند و به همین دلیل فرار کرده‌اند باید در خارج کشور علیه نظام و قوانینی که این‌ها را به این روز رسانده است افشاگری کنند و چنین نظامی را زیر سؤال ببرند و به فعالیت‌های خود جنبه علنی بدهند و نشان دهند اگر در ایران محدودیت داشته‌اند ولی در خارج کشور به‌عنوان یک فرد فعال علیه جمهوری اسلامی ظاهر می‌شوند. بحث ادارات امور پناهندگان این است که به افرادی پناهندگی می‌دهند که وجودشان برای جمهوری اسلامی در ایران حساسیت‌برانگیز بوده و نمی‌توانسته حضور فعال آن‌ها را تحمل کند. به همین دلیل مهم است افرادی که در پروسه پناهندگی قرار می‌گیرند خود را در این ظرفیت نشان دهند. برای اینکه کسی بتواند حداقل در یک پروسه یک تا یک سال و نیمه پرونده خود را به جریان بیندازد باید در خارج کشور در موقعیت بسیار بالایی ظاهر شود تا توجه مقامات امور پناهندگی را به شرایط خود و فعالیت‌هایی که انجام می‌دهد جلب کند. برای مثال تمام کسانی که با فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به‌طور منظم فعالیت کرده‌اند و یا در حال فعالیت هستند و برای نشریه همبستگی به‌طور منظم مطلب می‌نویسند، در تظاهرات و اعتراضات مختلف علیه جمهوری اسلامی شرکت می‌کنند و به‌عنوان فعال ظاهر می‌شوند درنهایت دریافت اجازه اقامتشان به درجات زیادی تضمین می‌شود.

همبستگی: بسیاری از پناهجویان فعال هستند و در اعتراضات مختلفی هم ظاهر می‌شوند اما بلد نیستند فعالیت‌های خود را به مقامات امور پناهندگان گزارش کنند و بعضاً نمی‌دانند از کجا و چگونه باید شروع کنند. رهنمود شما در این مورد چیست؟

عبدالله اسدی: سؤال بسیار خوبی است. بهترین حالت این است که هر وقت متوجه شدند فعالیت‌هایشان گسترش پیداکرده است برای مثال وبلاگشان فیلتر شده است در چند تظاهرات سخنرانی کرده و این سخنرانی‌ها بازتاب مطبوعاتی و رسانه‌ای پیداکرده است و بیشتر از 6-7 مطلب در نشریه همبستگی و در سایت‌ها و رسانه‌های دیگر دارد و تصاویر شرکتشان در تظاهرات و گردهمائی‌ها بازتاب رسانه‌ای پیداکرده است و در یک جریان سیاسی به‌عنوان عضو فعالیت می‌کند و درمجموع وقتی‌که تشخیص می‌دهد به دلیل این نوع فعالیت‌ها امکان شناسایی‌اش از سوی دستگاه‌های پلیسی و امنیتی ایران بیشتر شده است و در صورت بازگشت به ایران با خطر جدی مواجه می‌شود با یک وکیل خوب تماس بگیرد و گزارش کلیه این فعالیت‌ها را در اختیار وی بگذارد و از وی بخواهد بنا به مدارک جدید و دلایل جدیدی که از فعالیت‌های خود جمع‌آوری کرده است از ادارات امور پناهندگان بخواهد پرونده وی را مجدداً موردبررسی قرار دهند.

همبستگی: پناهجویان پرونده بسته این گزارش‌ها را چگونه باید به وکیل خود گزارش کنند؟ برای مثال یک وکیل انگلیسی یا سوئدی‌زبان چگونه می‌تواند از این گزارش‌ها که به فارسی تهیه و جمع‌آوری می‌شوند سر دربیاورد؟ اگر ممکن است در این مورد توضیح بیشتری بدهید؟

عبدالله اسدی: پناهجویان باید این گزارش‌ها را دسته‌بندی کنند و از کلیه فعالیت‌های خود گزارش جداگانه تهیه کنند. برای مثال اگر شخص پناه‌جو تا آن هنگام شش مطلب در نشریه همبستگی دارد، باید علاوه بر اینکه این نشریات را به‌طور کامل در اختیار وکیلش قرار دهد توضیح دهد که هرکدام از مطالبش در آن نشریات راجع به چه مسائلی بوده و در آن‌ها به چه موضوعاتی پرداخته است و در این گزارش قید کند که چه نکات مهمی در آن مطالب وجود دارد که در صورت بازگشت وی به ایران برایش خطرناک می‌شود. اگرچند مورد سخنرانی داشته است، باید به‌طور مشخص در گزارش خود قید کند که سخنرانی یا سخنرانی‌هایش در چه رسانه‌هایی درج‌شده و چه نکات مهمی در سخنرانی‌هایش وجود دارد که در صورت شناسایی برای وی خطرناک باشد. بسیاری از پناهجویان به اشکال مختلف در گردهمائی‌ها و تجمعات اعتراضی علیه جمهوری اسلامی عکس می‌گیرند و این عکس‌ها را در حد بسیار بالایی برای ادارات امور پناهندگی و وکیل خود می‌فرستند و می‌خواهند از این عکس‌ها به‌عنوان مدارک فعالیت‌های خود استفاده کنند و نشان دهند در این تجمعات شرکت داشته‌اند. هیچ شکی در آن نیست که پناهجویان می‌توانند از عکس‌ها و تصاویر ویدئویی به‌عنوان مدارک مستند استفاده کنند. هم پناهجویان پرونده بسته و هم پناهجویانی که از روز اول ورودشان شروع به فعالیت سیاسی می‌کنند، می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند و گزارش‌های تصویری خود را به‌عنوان مدارک جدید به پرونده خود اضافه کنند؛ اما باید توجه داشته باشند که ادارات امور پناهندگان تنها به تصاویری استناد می‌کنند که در سایت‌ها و نشریات و رسانه‌ها بازتاب علنی پیداکرده باشند. در غیر این صورت از آن‌ها به‌عنوان مدارک غیر مستند و فاقد ارزش نگاه می‌کنند. پناهجویانی که می‌خواهند در خارج از کشور فعالیت سیاسی کنند و بخواهند گزارش‌های کلیه فعالیت‌های خود را در اختیار وکیل یا مسئول پرونده خود قرار دهند باید به این نکته توجه داشته باشند که بی‌رویه و بدون گزارش مورد به مورد، همه‌چیز را برای وکیل و مسئول پرونده خود نفرستند. این روش نه‌تنها کار را برای آن‌ها ساده نمی‌کند، بسیار هم سخت و پیچیده خواهد کرد. برای مثال نباید از هر تظاهراتی 10 تا عکس و CDو گزارش‌های ویدئوی و نوشته‌های فارسی مندرج در سایت‌ها را جمع‌آوری کنند و در اختیار مقامات امور پناهندگی قرار دهند. همان‌طوری که قبلاً اشاره کردم باید از کلیه مطالب منتشرشده در نشریات، فعالیت‌های تصویری، ویدئویی، فعالیت‌های عملی برای مثال سازمان دادن فلان حرکت و عضویت و میزان مسئولیتشان در یک حزب یا سازمان سیاسی و نحوه فعالیتشان در آن‌ها را به‌عنوان گزارشی جداگانه حداقل در سه تا چهار صفحه تهیه کنند و جداگانه برای آن‌ها ارسال نمایند.

برای مثال بنویسند در نشریه همبستگی شماره فلان مطلبی دارم که در آن از رهبران جمهوری اسلامی به‌عنوان یک‌مشت دزد و قاتل و جنایتکار نام‌برده‌ام و در CDشماره یک سیستم قضائی جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده‌ام و از هر یک از آن‌ها یک نسخه تهیه کند و به همراه گزارش برای آن‌ها پست کند. آن‌ها گزارش را می‌خوانند و نمونه‌ها را نیز نگاه می‌کنند و به‌خوبی متوجه میزان فعالیت‌ها و کم و کاستی‌های آن می‌شوند. این نوع گزارش دهی کمک می‌کند پرونده‌ها دقیق‌تر و منصفانه‌تر موردبررسی قرار بگیرند.

سهیلا ابوالحسنی : پناهندگی یک انتخاب

پناهندگی یک انتخاب پناهندگی یک انتخاب اجباری برای کسانی است که در کشوری، با هزاران مشکلاجتماعی، اقتصادی و یا سیاسی دست‌به‌گریبان هستند. انسان‌هایی که در کشور خود از حقوق اولیه شهروندی نیز برخوردار نیستند و باید بین دل‌بستگی‌ها و وابستگی‌ها یا یک زندگی ساده و انسانی، یکی را انتخاب کنند. کسی که حاضر به پناهندگی می‌شود آن‌قدر شرایط گُمانه‌اش دچار بحران است که تمام سختی‌های مراحل مهاجرت را به جان می‌خرد تا بتواند گُمانه‌اش را نجات دهد. باید برای تمام سختی‌ها آماده باشد، مشکلاتی نظیر فقر و نداری، آوارگی، دل‌تنگی و استرس مصاحبه و انتظار پاسخ مثبت یا منفی اداره مهاجرت و تازه اگر خوش‌شانس باشد و همان مصاحبه اول قبول شود تازه به صفر می‌رسد؛اما اینکه چرا باید یک انسان مجبور به انتخاب، آن‌هم انتخاب به این مهمی شود برمی‌گردد به جامعه‌ای که در آن زندگی کرده، شرایط امروز پناهندگان ایرانی انتخابی بین خوب و بد نیست، انتخاب بین بد و بدتر است. همیشه این کابوس را دارد که اگر عزیزی را از دست بدهد و دیگر نبیندش چه؟ باید این حقیقت را بدانیم که ریشه تمام مسائل و مشکلاتانسان‌ها در این دنیا جوامع سرمایه‌داری است. تا زمانی که خط و خطوطی به نام مرز وجود داشته باشد تا زمانی که دولت‌ها برای منافع خود و رشد خود مردم را در مضیقه قرار می‌دهند تا زمانی که انسان‌ها حق انتخاب زندگی در نقطه‌ای از دنیا را آزادانه ندارند، مسئله و مشکلات پناهندگی وجود خواهد داشت. مرز و مذهب دستاویزهای جامعه سرمایه‌داری هستند؛ و جمهوری اسلامی ایران نیز از تمام دستاویزهای مذهبی و ناسیونالیستی برای بهره‌کشی از انسان‌ها و ایجاد تفرقه میان آن‌ها استفاده می‌کند و هرروز بیشتر از دیروز عرصه را بر مردم ایران تنگ می‌کند تا آنجا که انسان را وامی‌دارد تا هر آنچه و آن‌کس را دوست دارد رها کند تا بالاخره روزی بتواند تنها به‌عنوان یک انسان به‌ظاهر آزاد زندگی و فعالیت کند. نظام ننگین جمهوری اسلامی ایران آن‌قدر به ما مرگ داد تا به تب راضی شدیم و پناهندگی را برای بقا انتخاب کردیم. به امید براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران به امید جامعه سکولار و سوسیالیسم