همه‌ی نوشته‌های nazanin

مژگان نخعی : افکار پوسیده روحانیت و معضل زنان در ایران

جعفر شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز که اخیراً درباره حجاب خانم‌ها و تفکیک جنسی اظهارنظر کرده، معتقد است که نمی‌شود به خاطر حرف چهارتا خانم، روحانیت و قانون، وظایفشان را فراموش کنند. همچنین وی گفته که دختران بدحجاب، پیرمرد ۹۰ ساله را هم تحریک می‌کنند. آیا واقعاً باید به زنی که حجاب را رعایت نمی‌کند شلاق زد؟ نظر جعفر شجونی این است: “بله این عین قانون است و ریشه در اسلام دارد ”  و درنهایت شجونی می‌گوید که: ” دختری که باسنش را این‌جور قلمبه کرده و این جوان ۱۸، ۱۷ ساله نگاه می‌کند، این تحریک نیست پس چیه؟”

واقعاً این بیماران جنسی فکر و ذکر دیگری ندارند؟ آیا سزاست که این‌ها تصمیم‌ساز یک مملکت باشند؟ این چشمان بی‌تقوای خوک صفت مردسالار دوران جاهلیت است که از انسانیت بویی نبرده و (زنان) بلکه جهان را به آتش شهوت غریزه و قدرت خود می‌کشد.

طبق تعالیم اسلامی زنان چه در سرما چه در گرما باید به‌جز صورت و دست‌ها کاملاً پوشیده باشند و حق پوشیدن لباس بر اساس اقتضای طبیعت انسانی را ندارند. در دین اسلام زنان نصف مردان از حقوق ارثی برخوردار می‌شوند که به علت ظلم اجتماعی‌ای که متوجه آنان می‌شود معمولاً این مقدار را نیز به دست نمی‌آورند و درصورتی‌که از همسر خود ناراضی باشند فقط در صورت جنون و یا ناکارآمدی مرد می‌توانند از او جدا شوند. در غیر این صورت حتی اگر از همسر خود متنفر باشند حق ندارند جدا شوند و باید تا آخر عمر اسارت خانگی زندانبان خود را تحمل کنند. پوشش آزاد و مناسب یکی از حقوق اولیه انسان‌هاست و باید محترم شمرده شود، اینکه به شما بگویند که چه بپوشید و چه نپوشید خود بزرگ‌ترین توهین به‌حساب میاید. حال‌آنکه طبق قوانین اسلامی اگر زنی بیشتر ازآنچه که ذکرشده جای دیگری از بدن نظیر بازو و ساق پا یا حتی موی سر را نپوشاند جای او در جهنم است.

در ایران، حکومت اسلامی به‌شدت به این حماقت تن درداده تا جایی که زنان حتی در فصل گرم سال و در دمای ۴۰ درجه ایران نیز حق ندارند لباس بازتر و آزادتر بپوشند و اگر چنین کنند توسط مأموران پلیس بازداشت می‌شوند، انگار که می‌خواهند مردم را به‌زور به بهشت بفرستند. توجیه جامعه روحانیت و حکومت اسلامی این است که آزادی پوشش باعث ایجاد فساد می‌گردد و مردان را نسبت به زنان حریص می‌کند. این در حالی است که با جدایی زن و مرد از دورهٔ ابتدایی تا پایان دبیرستان خود باعث ایجاد عقده نسبت به جنس مخالف در مردان می‌شوند که آن‌هم از ثمرات قوانین اسلام است و این جداسازی به دانشگاه هم کشیده شده است چراکه در قوانین اسلامی دختران از سن ۹ سالگی بالغ محسوب می‌شوند و قوانین شرعی بر آنان حاکم است و حتی در مذهب وحشتناک تشیع بر طبق قوانین این مذهب که اکنون حاکم است همان‌طور که در رساله خمینی   ذکرشده است مرد می‌تواند دختری را که هنوز به سن ۹ سالگی هم نرسیده است عقد نماید ولی تا رسیدن به سن ۹ سالگی حق ندارد با وی نزدیکی کند ولی می‌تواند با او بازی کند. آیا چنین افرادی بیماران جنسی و ذهنی نیستند؟ تصور کنید در چنین حکومتی چه بر سر زنان میاید.

مژگان نخعی

 

 

عبدالله اسدی : کدام یک اسلام واقعی است؟

وقتی صحبت از اسلام و آئین و مذهب می‌شود مثل همیشه تعدادی پیدا می‌شوند و می‌گویند: داعش اسلام واقعی نیست. می‌گویند جمهوری اسلامی هم اسلام واقعی نیست، طالبان هم نیست، القاعده هم اسلام نیست، حماس هم نیست، حزب‌الله هم نیست. آنچه در پاکستان و در عربستان سعودی بر طبق قانون و شرع اسلام بر زنان روا می‌شود هم اسلام واقعی نیست. معلوم نیست این اسلام “نازنین” و بسیار لطیف و طرفدارشادی و خوشبختی و سعادت بشر را کجا می‌شود پیدا کرد؟

اگر کسی از من بپرسد کدام‌ یک از این‌ها اسلام راستین و پیرو محمد پیشوای مسلمانان است؟ با صراحت تمام می‌گویم داعش و خمینی و جمهوری اسلامی و بوکوحرام، حماس، حزب‌الله، القاعده و طالبان عین اسلام ناب محمدی هستند. کافی است در گوگل به فارسی بنویسی داعش تا ببینید در ابتدای قرن 21 هنوز جامعه بشری با چه جنبش وحشی‌ای روبرو است. رفتارشان، فرهنگشان، فتواهایشان، سرووضع و ریش و پشم و قساوت و بی‌ رحمی ‌شان و افتخارشان به سربریدن و قتل‌عام انسان‌های دیگر به دلیل منتسب بودنشان به ایزدی و مسیحی و اسیران جنگی و غیره شبیه به همان رفتارهایی است که این جانیان بنام خلفای راشدین یعنی دوران عمر و ابوبکر و عثمان و علی که نمونه آرمانی و مشروع دولت و مرجع اسلامی بودند انجام می‌دادند. به نام کافر و بی‌ دین با شمشیر اسلامشان کرورکرور سر می‌بریدند تا حاکمیت ننگین و زمامداری اسلامشان را به مردمان غیرمسلمان دوران خود تحمیل کنند. الآن پس از گذشت 1400 سال این جنبش جنون و خون اسلامی با همان فرهنگ و با همان رفتار، خلافت اسلامی اعلام کرده و در بخش‌هایی از جهان به ‌ویژه در عراق و سوریه کلیه مناطق تحت تسلط خود را به خاک و خون کشیده‌اند.

تصاویر کشتار و قتل‌عام‌ های دسته‌ جمعی به دست سربازان وحشی و ریش و پشم دار داعش و جریان خلافت اسلامی در عراق و در سوریه بار دیگر نشان می‌دهد که تاریخ شکل‌گیری اسلام و مراجع چهارگانه خلفای راشدین عیناً تکرار می‌شود و لشکر اسلام راستین مثل گرگ‌های درنده به جان مردم افتاده‌اند، زنان را مورد تجاوز قرار می‌دهند، مردان را سر می‌برند و زنان آن‌ها را به کنیزی می‌دهند، زنان آرایش‌ کرده را با تبر لت‌وپارمی‌کنند، مدارس را به تعطیلی کشانده‌اند، زندگی عادی مردم را مختل کرده‌اند. در پی هجوم وحشیان اسلامی ده‌ها هزار نفر بدون هیچ امکاناتی آواره شده‌اند و به کوه‌های منطقه پناه برده‌اند و هرروز به دلیل گرسنگی و تشنگی و نبود امکانات درمانی بسیاری از آن‌ها جان خود را از دست می‌دهند. مردان غیرمسلمان را دستگیرو ختنه می‌کنند و برای برپایی عدالت اسلامی دست به هر جنایتی می ‌زنند.

گفته می‌شود بسیاری از این وحشیان اسلامی که در صف دولت خود گمارده اسلامی (داعش) در عراق و در سوریه به نسل‌کشیدست‌زده‌اند کسانی هستند که سال‌هاست در کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند و برای برپایی عدالت اسلامی از همه‌ جا به عراق و سوریه رفته‌اند. هجوم جنایت‌کارانه سربازان اسلام به مردم در سوریه و در عراق جهان را در تعجب و شوک فروبرده است. در همین روزها تخم ‌وترکه‌های همین اسلامی‌ها در مراکز بسیاری از شهرهای اروپایی با همان سرووضعی که هم‌پالکی‌هایشان در عراق و سوریه زنان و کودکان و مردم بی‌دفاع را سر می‌برند قدم به جلو گذاشته‌اند تا برای جلوگیری از بی‌آبرویی بیشتر جنبش اسلام کثیفشان تبلیغ کنند و بازهم می‌گوینداین‌ها اسلام واقعی نیستند. بالاخره نفهمیدیم آن اسلام واقعی کجاست و فرق آن‌ها باهم چیست. زمانی بود گفتند خمینی را در ماه دیده‌ اند و چنان تبلیغاتی در این مورد راه انداخته بودند به‌ طوری‌که دیدن خمینی در ماه را به باور بخش‌هایی از مردم تبدیل کرده بودند. تاریخ تمام ادیان و رهبران دینی همین‌طورشکل‌ گرفته است و باوجودپیشرفت‌های علمی و بالا رفتن دانش بشر هنوز پدیده مذهب به‌ ویژه مذهب اسلام مانعی بزرگ درراه سعادت و خوشبختی بشر امروز است. مردم ایران هم تا انقلاب 57حاکمیت اسلام سیاسی را تجربه نکرده بودند و هنوز ماهیت خمینی، این امام دسته چندم وکپک‌ زده شیعیان و زهری که بعداً به انقلاب مردم ایران پاشید ندیده بودند و نمی‌شناختند. این هم هدیه غربی‌ها به مردم ایران در دوران انقلاب 57 بود.

 سیاست آمریکا و کشورهای غربی در طول حداقل نیم‌قرن اخیر همین‌طور بوده و برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی و برقراری توازن دیپلماتیکشان و برای جلوگیری از رشد کمونیسم و انقلابات بنیادی در جامعه، عتیقه‌ای مثل خمینی را پیدا کردند وسوار انقلاب مردم ایرانش کردند، طالبان و جنبش اسلام سیاسی را تقویت کردند، اجازه دادند تا گروه‌های اسلامی در قلب کشورهای غربی قانون شریعه پیاده کنند و با خیال راحت فرم سازمانی به خود بگیرند و ارتباطاتشان را در سراسر جهان گسترش دهند. حالا که گندش درآمده است حاضرند با جنایتکارانی مثل جمهوری اسلامی و دیگر گروه‌های قومی و مذهبی و نان به نرخ روز خور ائتلاف تشکیل دهند تا بار دیگر به منطقه‌ای که به‌واسطه سیاست‌های ارتجاعی خودشان به این روز افتاده است راه پیدا کنند. به تاریخ جنبش اسلام سیاسی نگاه کنید چگونه به زندگی و سعادت بشر خون می‌پاشند. لازم نیست کسی برای اثبات درنده‌خویی جنبش اسلام سیاسی، به تاریخ هزار و چهارصد سال پیش آن‌ها برگردد، به تاریخ جنبش اسلامی در همین سه دهه اخیر در خاورمیانه تا شمال آفریقا نگاه کنید تا ببینید این‌ها دست به چه خشونت‌های هولناکی زده‌اند و چگونه جامعه بشری را به عقب‌ گرد کشانده‌اند. قربانیان اصلی این خشونت‌ها نیز همه مردمان عادی بودند که در حال کار و زندگی روزمره خود جان و زندگی‌شان از سوی اسلامیون به نابودی کشانده می‌شد. این جانیان کرورکرور با اسلحه و شمشیر و بمب و با نعره لا اله الا الله‎ به جان و زندگی مردم هجوم می‌بردند.

 در الجزایر اتباع خارجی را به رگبار می‌بستند و سر می‌بریدند، مدارس کودکان دبستانی را تخریب می‌کردند. دخترانی که از ازدواج اجباری امتناع می‌کردند به‌ راحتی می‌کشتند. در ایران هم مدت 35 سال است زنان را به جرم رابطه عاشقانه به سنگسار محکوم می‌کنند، ده‌ها هزار تن از زندانیان سیاسی را به جوخه‌های اعدام سپردند، برای برقراری حکومت عدل علی انقلاب فرهنگی راه انداختند، از مدرسه و دانشگاه تا ادارات و بیمارستان و درمانگاه و وزارتخانه‌های مختلف هرکس که به نظرشان غیر اسلامی میامد، نماز نمی‌خواند و یا رژیم‌ سابقی و مجاهد و کمونیست و آزادیخواه و مخالف به نظر می ‌رسید گروه ‌گروه تیرباران می‌کردند، از کار اخراج می‌کردند و یا بازداشت و به جوخه اعدام می‌سپردند. حجاب و روزه و نماز را اجباری کردند و همین جنایتی که داعش در عراق و سوریه انجام داد جمهوری اسلامی هم از مقطع 30 خرداد 60 به این‌ سو انجام داد. برای همین است که می‌گویم این‌ها همه تخم ‌وترکه هم دیگر هستند و برای اینکه ثابت کنند هرکدام از آن‌ها به خدا نزدیک‌تر هستند به جنایت و وحشی‌گری بیشتری دست می‌زنند؛ بنابراین اگر کسانی هنوز بر این باور هستند که این‌ها اسلام واقعی نیستند من هم‌فکرمی‌کنم اگر همه این‌ها را از اسلام واقعی حذف کنید هیچ نشانی از اسلام باقی نمی‌مانداگرنه باید بروید وجود اسلام دوره محمد را با اسلام امروز داعش و جمهوری اسلامی مقایسه کنید تا ببینیم می‌توانید کوچک‌ترین تفاوتی در ماهیت و رفتار وحشیانه آن‌ها قائل باشید؟

 26اوت 2014

 

محمد علی‌ نظری : خاورمیانه به کجا می‌رود

امروزه در جهان، تعادل قوا در چهارچوب معادلات سیاسی قرار می‌گیرد. همه مطلع هستند و می‌دانند که قبلاً جهان دوقطبی بود و به دو قسمت تقسیم می‌شد . بخشی را اتحاد جماهیر شوروی در برداشت و بخشی وسیع‌تر در قلمرو  آمریکا بود. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا هوس کرد رهبری قدرت جهانی را در دست بگیرد که این مهم به‌تنهایی میسر نبود بنابراین کشورهای اروپایی و همین‌ها که ناتو را تشکیل می‌دهند را در تقسیم مجدد جهان شریک خود قرار داد و کوشیدند تا بخش‌های بیشتری از جهان را در اختیار بگیرند. کشورهایی که در معادلات سیاسی نمی‌گنجیدند نه ازلحاظ نظامی و نه ازلحاظ مسائلی که امروزه جزو مشخصات کشورهای پیشرفته محسوب می‌شود؛ اما در این کشورها مذهب نقش اولیه را داشت و به‌صورت خرافی نهادینه‌شده بود. در آمریکا و اروپا هم مذهب خرافی هست به همان سبک که در کشورهایی مثل ایران وجود دارد یعنی فرد معلولی را می‌آورند و کشیش وردی می‌خواند و آن آدم لرزه‌ای می‌کند شفا می‌یابد؛ اما تفاوت مذهب در کشورهای پیشرفته  در آنجاست که چون قانون حکم‌فرماست مذهب تحت کنترل است و از چارچوبی که قانون مشخص کرده است نمی‌تواند خارج شود؛ اما در کشورهایی مثل عراق، سوریه، افغانستان و ایران که هرکدام دارای ثروت‌های زیرزمینی هستند ولی متأسفانه فاقد قانون، شکل حاکمیت مذهب متفاوت است. در این‌گونه کشورها تا دلتان بخواهد قانون‌های من‌درآوردی مثل قانون ازدواج مرد با فرزندخوانده – که در هیچ جای دنیا چنین چیزی دیده نمی‌شود اما در ایران این مسئله قانونی شده است – وجود دارد. در کشوری که چنین حرکت‌هایی انجام می‌شود و بدتر از این‌ها کشتارها و قتل‌عام‌هایی که صورت می‌گیرد ازجمله  حکم اعدام 9 نفر دیگر که اخیراً به اجرا درآمد؛ اما متأسفانه می‌بینیم حواس‌ها درجایی است که تبلیغات خارجی مطرح می‌کند مانند مسئله هجوم داعش به شهرهای عراق  که اکنون به 50 کیلومتری مرزهای ایران رسیده‌اند. از طرفی عکسی از رهبر داعش در رسانه‌ها منتشر می‌شود که درجایی نشسته است و با یک سناتور سرشناس آمریکایی در حال مذاکره است و از گوشه و کنار می‌شنویم که همین داعش در سوریه توسط آمریکا علیه بشار اسد مسلح شده و از طرف دیگر می‌بینیم وقتی‌که آمریکا اعلام کرد مالکی باید برود بلافاصله علی خامنه‌ای اظهار داشت که نوری المالکی دیگر جایی در عراق ندارد کدام مالکی؟ همان‌که تا چند روز پیش حکومت اسلامی  ازنخست وزیری او به‌شدت حمایت می‌کرد.  پس این بازی‌های سیاسی است که به نظر آن‌ها می‌تواند تعادل قوا را در جهان حفظ کند . بدین معنی که آمریکا اظهار می‌دارد من رهبرم و این چند کشور اروپایی نیز هم‌پیمان‌های من هستند بنابراین ما می‌توانیم این کشورها را در اختیار داشته باشیم و به‌عناوین‌مختلف از طریق دین اسلام و جنگ‌های داخلی با ایجاد اختلاف‌های مذهبی و سیاسی بین ملت‌های بی‌خبر ثروت‌های آنان را بین خودمان تقسیم کنیم. در این میان سؤال این است که آیا در این کشورها دینی به‌جز دین اسلام وجود ندارد؟ آیا این مسیحیان نیستند که داعش به جانشان افتاده و دسته‌دسته آنان را آواره کوه بیابان کرده است؟  و از مدتی قبل فرار مسیحیان از کشور خودمان نیز آغاز نشده است ما تا کجا می‌توانیم به این بازی‌ها ادامه دهیم و از طرف دیگر این دوستی‌های پشت پرده آمریکا و حکومت اسلامی، چگونه بود که در مقابل آن‌همه کشتار داعش در سوریه، هم جمهوری اسلامی وهم آمریکا سکوت اختیار کرده‌اند؟ وقتی این‌ها را کنار هم می‌گذاریم می‌بینیم که معادلات سیاسی در جهان به‌هم‌ریخته و این رویه نمی‌تواند ادامه پیدا کند . ملت ایران تا ابد نمی‌تواند شاهد و ناظر بنشیند و همین‌طور مأیوس نظاره‌گر باشد چون گرسنه است چون بیکار است بالاخره این مردم روزی به پا خواهند خواست. همان‌طور که مردم عراق از موقعیت وجود داعش استفاده کرده و توانستند مالکی را کنار بزنند و از سر راه بردارند مردم ایران هم می‌توانند از این بازی‌های رذیلانه سیاسی بهره گرفته خود را از یک فشار 36 ساله، از یک تاریکی 36 ساله بیرون بکشند و نظاره‌گر افق روشنی پیش روی خود باشند.

محمدعلی نظری

محسن ورقی : در موردعلاقه آقای روحانی به مردم‌فریبی و کتمان حقیقت

همین چند ماه پیش بود که شیخ حسن کلیدساز (روحانی دیپلمات) در اولین خطابه سال جدید به ایراد سخن پرداخت و گفت:  “ساختمانی که در هشت سال گذشته خراب‌شده است، در چند ماه درست نمی‌شود.”، حال باید در پاسخ به ایشان گفت آقای روحانی این خرابه ای که شما رئیس جمهورش هستید ، نتیجه کار  36 ساله شماهاست و نه 8 سال که 36 سال است این خانه از پایبست ویران است .

حال باید از دولتمردان جمهوری اسلامی و آقای روحانی پرسید، چرا شما روحانیون این‌همه به مردم دروغ می‌گویید؟ چرا این‌همه علاقه‌مند به مردم‌فریبی و کتمان حقیقت هستید؟ چرا همیشه سعی بر این داشته‌اید که حقیقت را از مردم مخفی کنید؟ چرا باید مردم را با سخنان محصورکننده خویش بفریبید و آنان را قربانی کشورهای دیگر نمایید؟  آقای روحانی آیا فکر می‌کنید این خرابه واقعاً 8 سال عمر دارد؟ و آیا این خرابه فقط محصول کار احمدی‌نژاد است؟ چرا به مردم حقیقت را نمی‌گویید؟ چرا آن را اخته کرده و در اختیار امت همیشه درصحنه قرار می‌دهید، کل حقیقت را به مردم بگویید به مردم بگویید این خانه از پای‌بست ویران است و شما در نقش‌بند ایوانید.

نه‌تنها روحانی بلکه بیشتر مسئولین نظام مزورانه این خرابه را فقط حاصل کار شخصی می‌دانند که ایران را از ویرانه‌ای که بود به تلی از نکبت و مصیبت بیشتر تبدیل کرد و لگدی برای غرق شدن بهتر آن در منجلاب کوهی از مشکلات بود.

به‌راستی چرا نمی‌گویید که چه کسی احمدی‌نژاد را بر مردم تحمیل کرد؟ آیا جز آن رهبر فاشیست و دیکتاتور شخص دیگری بود و چرا آن‌کسانی که به این آقا رأی دادند و مردم را فریب دادند سکوت کردند چرا نمی‌گویند حقیقت را به مردم؟

چرا آقای روحانی نمی‌گویید که کشور از روزی به قول شما به خرابه تبدیل شد که امام جنایت‌کارتان در ایران با فریب توده‌های بی‌سواد و همکاری روشنفکران فرصت‌طلب و خائن در سال 1357 کشور را به دست روحانیتی بی‌مغز و حیوان‌صفت که تنها به خونریزی، دزدی و غارتگری فکر می‌کرد سپرد؟

احمدی‌نژاد هم می‌گفت کشور را به‌صورت خرابه‌ای از اصلاح‌طلبان به ارث برده است او اسامی صدها دزد و غارتگر اقتصادی را نیز در دست داشت و جرئت بیرون دادن آن اسامی را نکرد و بر فلاکت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور به‌مانند همان‌هایی که قدرت را در قبل قبضه کرده بودند، افزود و افزود و از این طریق نفرت و نفرین ملت ایران را با خود به گور خواهد برد.

آقای روحانی اینکه شما از امید و اعتدال سخن می‌گویید درواقع مورد خطابتان همان اتاق فکری است که این پروژه را با سزارین به دنیا آورد، شما خوب میدانید که به‌هیچ‌وجه به دنبال حل مشکلات مردم نیستید و نبوده‌اید، چراکه می‌دانید این سیستم در اصل باعث تمام این بحران‌هاست و فرقی نمی‌کند رئیس‌جمهوری این نظام که فقط  چند درصد قدرت و توان اجرایی خامنه‌ای و سران سپاه را طبق قانون اساسی در اختیار ندارد، بتواند تغییرات بنیادین به نفع مردم انجام دهد. آقای روحانی  با این آگاهی وارد میدان شده‌اید و از قبل می‌دانستید که  نخواهید توانست  تغییری در بهتر شدن محیط‌زیست، حقوق بشر و فضای باز سیاسی در این کشور به وجود آورید.

آقای روحانی شما نیک می‌دانید که این سیاست‌های کل نظام با رهبری خامنه‌ای و سران سپاه است که محیط‌زیست را نابود کرده‌اند، تمام رودخانه‌هایمان را خشکاندند، دریاچه‌ها را به کویر تبدیل کردند، با تفکر ایدئولوژیک و تئوکراسی حکومتی  فساد و رانت‌خواری را به سرتاپای حکومت جاری ساختند، نتیجه آن شده است که  اقتصاد ورشکسته شد و میلیون‌ها بی‌کار و معتاد روی دست کشور مانده است.

اگر دقیق به موضوع نگاه کنیم می‌بینیم که شیخ حسن کلیدساز درواقع آمده بود تا رژیم را نجات دهد، او به میدان فرستاده نشد تا اعدام و یا بیکاری و هزاران درد بی‌درمان ملت ایران مقابله کند، روحانی با برگزیدن یک خانم محجبه چادری به‌عنوان سخنگوی دولت، در اصل می‌گفت منظورش از احترام به حقوق زنان چیست، او و اصلاح‌طلبانی که به وی رأی دادند با ارتجاعی‌ترین و ضد انسانی‌ترین قانون اساسی جهان (قانون اساسی جمهوری اسلامی) هیچ مشکلی نداشتند و ندارند.

سخن بسیار است و مجال حرف زدن کم و باید این حقیقت را در نظر گرفت که ما مردم ایران و نیروهای جدی و فعالان سیاسی هستیم که باید بتوانیم روی محورهای موردتوافق همگان به یکدیگر  نزدیک شویم، فقط ما مردم ایران می‌توانیم به داد خودمان برسیم و منافع خودمان را نمایندگی کنیم و این کشور را از ورطه هلاکت نجات دهیم، کشور ما ایران، جوانان و زنان آگاه و مدرن ما، دارای چنان پتانسیلی هستند  که بتوانند در مدت کمی نه‌تنها این عقب‌گرد 36 ساله را  جبران کنند، بلکه حتی در بسیاری امور ما می‌توانیم  خود را در حد جهان پیشرفته هم بالا بکشیم.

به امید رهایی و بیداری ملت ایران.

محسن ورقی

مسعود صالحی: حکومت فسیل‌ها

حکومت فسیل‌ها

انسان ازبدو تولد آرام‌آرام نیرو وتوانایی‌هایی کسب می‌کندکه برای پیشبرد زندگی وموفقیت در زمان بلوغ لازم دارد،صاحب‌ تجربه می‌شودتا بتواند بهتر د رراه اهداف خودگام بردارد و این امر بعد از دوره جوانی که ازلحاظ قدرت جسمی به اوج می‌رسد،همراه باتفکرات سالم و سازنده کامل می‌شود و اگر از همه قدرت‌ها به نحو احسن بهره بگیرد می‌تواند کما بیش به اهداف مهم خود دست بیابد.

اما این را همه میدانندکه این توانایی‌ها مانند قوای جسمانی،بینائی،شنوایی وسرعت عمل و غیره اندک‌اندک تحلیل می‌رود وکهولت جایگزین آن‌هامی‌شود.

در دوران کهولت آدم‌های بزرگ وموفق کم‌کم خود را به دوران بازنشستگی نزدیک می‌کنند و میدان را برای جوانان باز می‌گذارند و تمام تجربه‌هایشان را بدون هیچ دریغ و منتی در اختیار آنان قرار می‌دهند،اما متأسفانه در حکومت اسلام و بخصوص شیعه حاکم بر ایران موجودی به نام آخوند در دوران کهولت که دیگر آینده‌ای ندارد تازه به درجه اجتهاد می‌رسد،لقب آیت‌الله می‌گیرد،مرجع تقلیدشیعیان می‌شود و از همه بدتربرای جوانان دختر و پسر که سرشار ازانرژی مثبت وشادی هستند و تمام وجودشان امیدبه آینده،ساختن فردایی بهتر،تشکیل خانواده وشروع یک زندگی سالم است تصمیم‌گیری می‌کنند و تا جایی پیش می‌روند که به خوداجازه می‌دهند راجع به نحوه زندگی خصوصی،حتی تعداد نفراتی که خانواده تصمیم بگیرند و حکم دهند.

این آدم‌هایی که بدون کمک دیگران حتی نمی‌توانند تا محل کارخود رفته وکارهای شخصی و ضروری خود را  انجام دهند،چگونه به خود اجازه می‌دهند تابرای یک  ملت بزرگ و کشوری که صاحب دانشمندان بزرگ،شعرای به نام وثروتی عظیم است تصمیم‌گیری کنند؟چگونه بدون فکر و اندیشه باسلیقه‌های شخصی راجع به مسائل روزمره و آینده این مردم تصمیم می‌گیرند؟بدتر از همه مانندفلان آیت‌الله دهان بازکرده وحکم جهاد بدهند! یعنی این‌که ملتی را الیه ملتی دیگرتحریک کرده وبه جنگ تشویق کنندکه همدیگر را قتل‌عام و سرمایه های کشورها را که باید برای رفاه مردمش هزینه شود صرف جنگ های پوچ و بی اساس کرده و جوانان  را که بزرگ‌ترین سرمایه‌های هرکشورند را از بین ببرند.

متأسفانه این فسیل‌ها یاهمان آیت‌الله‌ها این قدرت‌ها را تنها از راه دین وخرافات آن وساده‌دلی مردم به دست می‌آورند و از همین راه حکومت‌های دیکتاتوری اسلامی تشکیل می‌دهندکه بتوانند اعمال ظالمانه خود را انجام دهند.

به امید روزی که مردم ایران با اتحاد و یک دلی دست د ردست هم به این خرافات پایان داده تا بتوانند این  قدرت‌ها را نابودکرده،ریشه ظلم را بخشکانند،با آزادی و آرامش کامل در کنارهم زندگی کنند تا ایران را به قدرت واقعی واقتداری که شایسته آن است برسانند.

به امیدآن روز

مسعودصالحی

مهداد مهرگان :کمبود آب آشامیدنی

کمبود آب آشامیدنی

کمبود منابع آبی ایران مسئله‌ای است که این تابستان بحران کم‌آبی، قطع آب و جیره‌بندی منطقه‌ای را به همراه داشت. بنا به اعلام اداره آب و فاضلاب استان تهران، آب مهم‌ترین سدهای این استان تا ۳۷ روز دیگر تمام می‌شود، به گفته مسئولان با ادامه مصرف و نبود بارش برای فصل پائیز امکان برداشت آب از سد لار و لتیان را نداریم، از بین ۱۲۰۰ شهر کشور ۵۰۰ شهر در وضعیت حساس به لحاظ منابع آبی قرار دارد که ۱۲ کلان‌شهر هم جزو این دسته است.

همچنین که در ۹ استان کشور سبزی و صیفی‌جات با فاضلاب آبیاری می‌شود و آبیاری حدود ۵۰ درصد کل زمین‌های کشاورزی تهران هم با آب فاضلاب است، این در صورتی است که ۳۰ درصد از آب شرب ایران به دلیل فرسودگی و کهنگی خطوط انتقال آب به هدر می‌رود. گسترش بی‌رویه جمعیت در شهرهای بزرگ، ناتوانی در ذخیره‌سازی و به هدر رفتن آب‌های باران و تبدیل به جاری شدن سیل همراه با خسارت فراوان مالی و جانی، بی‌اطلاعی عمومی از ابعاد کم‌آبی، بی‌مسئولیتی و ندانم‌کاری دولت و حکومت خود باعث این‌همه مشکل است که در برخی از روستاها در هفته فقط ۳۰ دقیقه زمان برای مصرف آب شرب دارند و تنها امکانات آن‌ها استفاده از چاه‌های کم آب است.

سؤال اینجاست که چرا کشوری که رهبر و مسئولانش قادر به تأمین نیازهای اولیه مادی شهروندان و برآورده کردن آب آشامیدنی نیستند تأکید و تبلیغ بر افزایش جمعیت کشور می‌کنند؟ و حتی کوچک‌ترین اشاره به نقش پیمان‌کاران پاسداران و بسیج نمی‌شود که چگونه با انعقاد قراردادهای  بسیار سنگین سدسازی راه را برای رانت‌خواری و باج‌گیری‌های کلان از دلارهای نفتی دولت باز کردند و درنتیجه سدسازی گسترش یافت و این سیاست منجر به خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور شد. مسئول این شرایط کیست و گناه و جرم شهروندان محروم چیست؟ از سوی دیگر خبر سوختن ششمین باره پارک ملی گلستان و نابودی ۸۰۰ هکتار از این جنگل‌ها و بی‌اطلاعی از چگونگی ایجاد (عمدی یا اتفاقی بودن) این آتش‌سوزی‌ها است.

سازمان حفاظت از محیط‌زیست هم با اعلام ناتوانی و کمبود امکانات اطفای حریق می‌گوید سوختن جنگل‌ها و محیط‌زیست روزبه‌روز بیشتر می‌شود و علیرغم درخواست محیط‌زیست استان گلستان برای اعزام هلی‌کوپترهای آتش‌نشانی به منطقه هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته، چطور نیروهای نظامی در همه امور مملکتی (سیاست، اقتصاد و فرهنگی) دخالت می‌کنند ولی در این مورد خاص که حفظ محیط‌زیست با کمبود امکانات مواجه است کسی دست‌به‌کار نمی‌شود ؟ جمهوری اسلامی در ایران نه‌تنها در طول دوران حکومتش هیچ کار مفیدی برای مردم کشور نکرده، بلکه باعث نابودی روزبه‌روز مملکت و بدتر شدن وضعیت شهروندان شده، این حاکمان فقط به فکر پر کردن جیب‌های گشادشان از ثروت ایران و حق مردم هستند.

مهداد مهرگان 

 

 

مهسا مهرگان: ایران در رتبه اول فرار «مغزها» قرار دارد

فرار مغزها و مهاجرت متخصصین و نخبگان علمی از ایران یکی از معضلات اجتماعی، اقتصادی و آموزشی این کشور است. ایران ازنظر آمار فرار مغزها در صدر کشورهای جهان قرار دارد (ما رکورد زدیم) و در بین ۹۱ کشور درحال‌توسعه و توسعه‌نیافته جهان مقام اول را از آن خود کرده است. خروج سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی با تحصیلات عالی از این کشور معادل خروج ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه سالیانه از این کشور است. فرار مغزها در ایران ازنظر برخی از مسئولان که در رأس کار هستند بسیار معمولی و پیش‌پاافتاده تلقی می‌شود و حتی برخی از آن‌ها آن را منطقی می‌داننداز دلایل اصلی فرار مغزها در ایران می‌توان به فاصله طبقاتی زیاد- نابرابری درآمد و هزینه – بی‌قانونی در همه زمینه‌ها و پارتی‌بازی – فرهنگ کاری ناکارآمد، نبود آزادی و بی‌عدالتی اشاره کرد.

به‌واقع در مملکتی که مسائل مذهبی و عقیدتی بیشتر موردتوجه جامعه روحانیت قرار دارد، دیگر وجود «نخبگان» در کشور کمترین اهمیت را دارد چراکه رهبر جمهوری اسلامی ایران خودش یک آخوندزاده است و تنها مسائل جنسیتی و عقیدتی سرلوحه کار آن‌ها در تمام مسائل مملکتی قرار دارد. همان‌طور که در جریان هستید مریم میرزاخانی برنده مدال فیلدز یکی از نخبگان ایران است و اولین زن در جهان است که برنده مهم‌ترین جایزه جهانی ریاضیات شده این استاد ۳۷ ساله نخستین زنی است که در تاریخ حدود ۸۰ ساله این جایزه به آن دست‌یافته است.

خانم میرزاخانی ازجمله بازماندگان سانحه غم‌انگیز سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه ۱۳۷۶ است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن ۷ تن از دانشجویان نخبه ریاضی به نام‌های آرمان بهرامیان، رضا صادقی (برنده ۲ مدال طلای المپیاد جهانی)، علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فربد کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی از دانشگاه شریف و مرتضی رضایی دانشجو دانشگاه تهران که اغلب از برگزیده‌های المپیادی ملی و بین‌المللی ریاضی بودند، جان باختند.

اگر در آن سال چنین حادثه‌ای رخ نمی‌داد همه این نخبگان در حال حاضر در بهترین شرایط در خارج از ایران همانند میرزاخانی زندگی می‌کردند و افتخارآفرین بودند ولی بی‌لیاقتی و بی‌تدبیری و بی‌اهمیتی و دشمنی دیرینه آخوند جماعت با علم و پیشرفت مملکت باعث فرار مغزها و به سر بردن چندین نخبه در زندان‌ها است. باشد تا جوانان خارج و داخل مملکت با پیوستن به هم و داشتن یک آرمان متحد در پی فروپاشی رژیم ظلم و جور و ستم جمهوری اسلامی به پا خیزند.

مهسا مهرگان

حسام حسامی: شباهت‌های “داعش” و “جمهوری اسلامی”

شباهت‌های “داعش” و “جمهوری اسلامی”

خبری قدیمی از خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، چندی پیش توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی را جلب کرد که در آن، از اینکه گروه داعش، در مناطق تحت حاکمیت خود در سوریه حجاب را اجباری کرده است، انتقاد شده بود. در این خبر آمده بود: “عناصر گروهک تروریستی «امارت اسلامی عراق و شام» موسوم به «داعش» از ورود دانش آموزان غیر محجبه به مدارس ممانعت به عمل آوردند. گروهک داعش در توجیه این بخشنامه اعلام کرد این تصمیم در راستای اجرای تعالیم دین اسلام اتخاذ شده است زیرا دختران سال پنجم ابتدایی به بالا به سن تکلیف شرعی رسیده‌اند.” نویسنده گزارش اضافه کرده بود: “این تصمیم گروهک داعش، خشم و عصبانیت مردم شهرهای تحت سیطره گروهک امارت اسلامی عراق و شام را برانگیخته است. مردم این موضوع را دخالت در زندگی شخصی خود برشمردند. ناظران سیاسی این تصمیم داعش را ناشی از عقب‌ماندگی این گروهک تروریستی دانسته و تأکید کرده‌اند که این گروهک تروریستی به دنبال بازگرداندن جامعه سوریه به قرون‌وسطی است.”

این خبر پس‌ازآنکه در شبکه‌های اجتماعی موردتوجه قرار گرفت، از سایت خبرگزاری فارس حذف شد. انتقاد از اجباری شدن حجاب در مناطق تحت کنترل داعش، درحالی‌که سال‌هاست در ایران همین حکم با زور اجرا می‌شود، شگفتی کاربران شبکه‌های اجتماعی را برانگیخته بود. چندی پیش تصویری از یک جوان روزه‌خوار سوری در سرزمین‌هایی که به تسخیر داعش درآمده، منتشرشده بود که در آن دست‌های این جوان با طناب به صلیب بسته و بر روی سینه او نوشته‌شده بود: “افطار، بدون عذر شرعی”؛ گفته می‌شد، این جوان برای تنبیه شدن ساعت‌ها زیر آفتاب تابستان، بدون آب و غذا نگه‌داشته شده است. چند روز بعد خبری مشابه درباره شلاق خوردن دو جوان روزه‌خوار در شیراز هم منتشر شد. خبرگزاری ایسنا از قول فرمانده انتظامی استان فارس درباره اجرای حکم شلاق دو روزه‌خوار نوشته بود: “این دو به اتهام تظاهر به روزه‌خواری به ۸۰ ضربه شلاق محکوم‌شده بودند که حکم این دو نفر به اجرا درآمد. با توجه به اینکه تظاهر به روزه‌خواری درملأعام ازنظر شرعی حرام و از مصادیق جرائم مشهود است، پلیس برابر قانون با متخلفان برخورد خواهد کرد.” (۲۲ تیر ۱۳۹۳)

انتشار این دو خبر موجب مقایسه شباهت‌های حکومت جمهوری اسلامی و دولت اسلامی عراق و شام شده است. بسیاری معتقدند که رفتار جمهوری اسلامی با مردم ایران و اجبار آنان به رعایت احکامی که ممکن است به آن اعتقادی نداشته باشند، مشابه رفتار خشونت‌آمیز داعش با مردم در مناطق تحت سیطره خویش است.

این شباهت‌های کوچک نشان‌دهندهٔ طرز فکرهای یکسان “داعش” و “جمهوری اسلامی” است، اگرچه هردو آن‌ها دیگری را نفی می‌کنند. داعش با به دست آوردن کمی قدرت؛ خلافت اسلامی اعلام کرد و دولت اسلامی را به رهبری ابوبکر بغدادی بنا نهاد و به چپاول و غارت اموال مردم ادامه داد تا جایی که ثروت گروه داعش اکنون به بیش از 2 میلیارد دلار رسیده است، همچنین داعش مخالفان خود و کسانی را که طرز فکرشان با آن‌ها مغایر است را بدون درنگ اعدام می‌کند. اگر به نحوهٔ قدرت گرفتن حاکمان اسلامی در ایران نیز بنگریم خواهیم دید که بعد از انقلاب، اموال بسیاری از مردم که طاغوتی نامیده می‌شدند چپاول شد و به نفع دولت اسلامی ضبط شد و حاکمان به‌مانند حاکمان داعش به ثروت‌اندوزی مشغول شدند، اعدام مخالفان و دگر اندی‌شان نیز شروع شد و تا به امروز هم ادامه دارد و فقط هر از چند گاهی سرعت اعدام‌ها تغییر می‌کند. هم داعش هم جمهوری اسلامی اقدام به تخریب آرام گاه‌ها کردند و در پی برپایی حکومتی اسلامی هستند که بر اساس قوانین اسلامی و قرآن و سنت رسول بنانهاده شده باشد. باید اعتراف کرد هر دو گروه تابه‌حال موفق هم بوده‌اند!چراکه زیربنای قوانین اسلامی هر دو گروه “فقه” است و حکومت‌ها را به‌سوی اعمال قهرآمیز احکام فقهی سوق می‌دهد.

حسام حسامی

 

بیتا کاشانی: نگاه ادیان به زن

 

نگاه ادیان به زن

 

زن در طول تاریخ فراز و نشیب‌های فراوانی را تجربه کرده است. از تقدس و خدا شدن گرفته تا زنده‌به‌گور شدن. بااین‌حال حقیقت زن به‌عنوان انسان غیرقابل‌چشم‌پوشی است. انسانی که در عین داشتن روحیه‌ای لطیف و حساس، با ناملایمات هم کنار آمده و گاهی از جنس مخالفش – مرد- محکم‌تر، خشن‌تر و قوی‌تر ظاهرشده است.

در اساطیر زن نماد قداست، پاکی، خیروبرکت است و ارزش و احترام فوق‌العاده‌ای دارد. اولین مربی بشریت و کانون تربیت و تعلیم انسان‌هاست. پایگاه مهرورزی و عشق خانواده، مرکز آموزش صفا و صمیمیت، ایثار و عطوفت به همگان است.

از زنان در تمامی ادیان به‌صورت جداگانه صحبت شده است و در خیلی از آن‌ها زن را موجودی شیطان گونه یادکرده و حتی دستور به کنترل زن از جانب مردان داده‌شده است.

نکته جالب اینجاست که بسیاری از مبلغین همین ادیان اظهار به برابری زنان و مردان دارند ولی واقعیت چیز دیگری است. درواقع بیشتر ادیان زن را عامل ایجاد گناه درروی زمین می‌دانند و عامل فریب مرد. پس به روش‌ها و شیوه‌های مختلف خواستار منزوی کردن آن شده‌اند.

در آیین بودا:

زن موجودی است با ظاهر فرشته اما اعماق عمیق قلبش روح شیطانی و دام خطرناک شیطان. ازاین‌رو تا مدتی هیچ زنی را به کیش خود نمی‌پذیرفت و همین‌طور در دعاها اظهار می‌کرد:” خدایا ما را از شر شیطان و نفس لئیم و زن حفظ کن.”

در آیین زرتشت:

در بسیاری از بخش‌های اوستا، هر دو زن و مرد را مورد خطاب قرار می‌دهد و به هر دو یکسان دستور می‌دهد؛ اما بااین‌حال چنانچه زنی از خود پسری نداشته باشد، بسیار دشوار از پل صراط که به بهشت متصل است، عبور می‌کند و فرزند پسر را عامل نجات و گذر از پل صراط می‌دانند.

در آیین یهود:

در روایات یهودی، حوا به‌عنوان یک وسوسه‌گر نمایش داده‌شده است بنابراین دید بسیار منفی نسبت به زنان در آیین یهود است و همه زنان را میراث دار حوا دانسته که صفاتی چون گناه، حیله و  ابلیس منشی را همراه دارند؛ بنابراین همگی نادرست و ازنظر اخلاقی پست و گناهکارند. به‌طور مثال در مواعظ سلیمان داریم:” و زنی را که مثل دام‌هاست و دلش تله‌هاست و دست‌هایش کمندهاست یافتم؛ که تلخ‌تر از مرگ است. کسی که در حضور خدا پسندیده‌تر است از او رهایی خواهد یافت، اما گناهکار گرفتار وی خواهد شد.”

ربی‌های یهود ۹ لعنت را برزنان به خاطر هبوط و سقوطشان که تحمیل‌شده است، چنین می‌دانند: تحمل بارداری، تحمل درد زایمان، تحمل بزرگ کردن فرزند، به‌عنوان شاهد  پذیرفته نمی‌شوند و همه این‌ها تا پایان مرگ همراه اوست.

زنان در جامعه قدیم یهود اجازه شهادت نداشتند، همچنین نظارت پدر آن اندازه مطلق بود که حتی اگر بخواهد می‌تواند دخترش را بفروشد.

در آیین مسیحیت:

از دید مسیحیان حوا نقش اساسی در ایمان مسیحیان دارد و بر این عقیده‌اند که علت مأموریت عیسی مسیح بر روی زمین نافرمانی و سرپیچی حوا از دستور خداوند است. او گناه کرد و سپس آدم را اغوا نمود که درخواستش را اجابت کند؛ بنابراین خداوند هردوی آنان را به زمین که لعنت شده بود فرستاد و گناه آن دو به نسلشان واگذار شد. پس خداوند برای پاک کردن گناه نخستین، مجبور بود که عیسی مسیح را که به‌منزله پسر خدا بود با صلیب قربانی کند. همچنین در افستیان داریم:” شوهر سر زن است، چنان‌که مسیح نیز سر کلیسا.” و یا” ای زنان! شوهران خود را اطاعت کنید، چنان‌که خداوند را.”

ونیز در قرنتیان داریم:” ونیز مرد به جهت زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد.”

در آیین اسلام:

اسلام از میان اعراب برخاست، سرزمینی که دختران را زنده‌به‌گور می‌کرد و داشتن آن را ننگ بزرگی می‌دانست. بعد از اسلام دخترکشی به‌ظاهر از بین رفت، اما فجایع دیگری جای آن را گرفت از ختنه دختران گرفته تا ازدواج در سن پایین. در بسیاری از این مواقع ازدواج دختران با مردی بسیار سن بالا که گاهی در جایگاه پدربزرگ می‌بود، انجام می‌گرفت و پدر مبلغی را از داماد می‌گرفت که درواقع این همان سنت دختر فروشی یهودیان است اما بانامی دیگر.

همچنین در قران و در سوره نساء آمده:” مردان برزنان قیومت و سرپرستی دارند، به خاطر اینکه خدا بعضی را بر بعضی دیگر برتری داده و به خاطر اینکه مردان از مال خود نفقه و مهریه زنان را می‌دهند.”

بنابراین سرپرستی زنان به مردان سپرده‌شده است و از طرفی و ازآنجاکه قضاوت هم نوعی از ولایت و سلطه است، مقام قضاوت به زنان سپرده نمی‌شود.

از جهتی پیشوای شیعیان علی ابن ابی‌طالب در نهج‌البلاغه، زن را  ناقص‌العقل والایمان معرفی کرده است. این مطلب در ارتباط با جنگ جمل عنوان‌شده و مردان را نکوهش کرده که چرا به رهبری یک زن اعتماد کرده و علیه امام خویش فتنه برپا کرده‌اند.

در ضمن ازنظر اسلام زنان صرفاً باید به امور خانه و فرزندان رسیدگی کنند و نباید در جامعه و بین مردان فعالیت داشته باشند. به عبارتی همواره تحت سلطه مرد باقی بمانند.

بنابراین در تمامی ادیان هویت و حقوق اصلی زن نادیده گرفته‌شده است تا همواره به‌عنوان جنس دوم و ضعیف که تحت سرپرستی مرد است باقی بماند. این در حالی است که در دنیای کنونی ما زنان برجسته و موفق بسیاری داریم که گاهاً از مردان بهتر و برجسته‌تر ظاهرشده‌اند.

 

بیتا کاشانی