همه‌ی نوشته‌های nazanin

اعتراض به عملیات هماهنگ اروپایی علیه پناهجویان

شورای هماهنگی انجمن‌های مهاجرین، فار، نسبت به آغاز عملیات هماهنگ پلیسی در کشورهای اروپایی علیه مهاجرین فاقد مدرک، اعتراض کرد. این عملیات از امروز در چنین کشور اروپایی از جمله سوئد آغاز می‌شود.

در این عملیات که موس مایروم نامیده شده، قرار است که تمام کشورهای عضو شنگن، به رهبری ایتالیا شرکت کنند. در دوهفته، هزاران پلیس مرزها و ترمینال‌های اروپایی را کنترل خواهند کرد. هدف از این عملیات مبارزه با قاچاق انسان عنوان شده است.

چندین سازمان حمایت از پناهجویان و مهاجرین، امروز در اعتراض به آغاز این عملیات، دعوت به تظاهرات کرده‌اند.

بیش از صد پناهجو در اعتصاب غذا

به گزارش شبکه‌ی ۴ رادیو سوئد ، ۱۲۹ پناهجو در نوربری در استان وستمانلند در اعتراض به وضع نابسامان اقامتگاهشان دست به اعتصاب غذا زدند.

پناهجویان در حال اعتصاب غذا می گویند که  این اقامتگاه که مدیریت آن خصوصی است، یعنی  اداره‌ی کل مهاجرت مدیریت اداره‌ی آن را به یک شرکت خصوصی واگذار کرده ، از نظر بهداشت و نظافت غیر قابل قبول است و نیز مدیریت آن کمکی به افراد بیمار ساکن آنجا نمی کند.

این پناهجویان می گویند که اعتصاب غذا را تا آمدن بازرسان اداره ی مهاجرت و اقدام آنها برای بهبود شرایط اقامتگاهشان ادامه خواهند داد.

مسعود صالحی : اسلام، دینی که هرگز تکامل نخواهد یافت

اسلام دینی است که با جنگ و خونریزی آمد و همه کشورهای هم‌جوار خود را ویران و تمامی فرهنگشان را نابود کرد و تا جایی که قدرت داشت اموالشان را به تاراج برد، بخصوص کشور ما ایران را که در همسایگی خاستگاه این مذهب وحشی و خون‌خوار بود بیشترین آسیب را متحمل شد و مردم این سرزمین بزرگ‌ترین تاوان را دادند و متأسفانه چنان شد که دین اسلام در رگ و خون جامعه جاری شد.

بسیاری از پادشاهانی که بعد از اسلام آمدند نیز کم از اعراب نبودند و ریشه اسلام را در این کشور قوی‌تر کردند و آب به آسیاب دشمن ریختند.

ولی اسلام در عوض این‌همه فداکاری؛ فقر، بدبختی، خرافات پوچ و بی‌اساس، عقب‌ماندگی فرهنگی، دروغ مصلحت‌آمیز، دزدی و فریب‌کاری را هدیه کرد و آموخت.

وقتی به چهره تمامی حکومت‌های اسلامی نگاه می‌کنیم تنها نقطه مشترک آن‌ها خشونتی است که از بدو پیدایش اسلام تابه‌حال به یک‌شکل بوده و هیچ فرقی و یا پیشرفتی نداشته تا به‌اعتدال برسد چون اسلامیون یا همان مسلمانان بر این عقیده هستند که دینشان از همه ادیان دیگر بالاتر و کامل‌تر است و درست هم می‌گویند. البته در رفتارهای غیرانسانی، خشونت، تبعیض و حکم‌های سلیقه‌ای که پایبند به هیچ انسانیتی نیست و شنیع‌ترین و خشن‌ترین اعمال غیرانسانی که در هیچ جای دنیا قابل‌قبول و مرسوم نیست.

هنگامی‌که اسلام به ایران حمله کرد مردان را کشتند، زنان را به اسارت و بردگی بردند و در بازار برده‌فروشان به دیناری فروختند، کتابخانه‌ها را با کتاب‌هایش به آتش کشیدند، تمامی ثروت ایران را به یغما بردند و جز تلی از خاکستر و ویرانی چیزی بر جای نگذاشتند.

دقیقاً در سال 57 با ورود خمینی و دار و دسته‌اش دوباره این اعمال اسلامی و غیرانسانی در ایران پیاده شد و هنوز هم ادامه دارد و همچنان به اسم اسلام می‌کشند و می‌برند و می‌خورند و ملت ایران را در قهقرای فقر فرهنگی و مالی قرار داده‌اند و هرروز با یک ترفند جدید یا افراد جدید سر این ملت را شیره می‌مالند که متأسفانه برخی از ایرانیان فراموش‌کار باز گول می‌خورند و حرکت از نو.

در این عصر که اکثر کشورها سعی می‌کنند قانون اعدام را بردارند و جلوی کشتار را بگیرند و تمامی کشورها روبه‌جلو حرکت می‌کنند بازهم حکومتی اسلامی در قرن بیست و یکم ظهور می‌کند به اسم داعش که اعمال و رفتارشان دقیقاً با صدر اسلام یکی است و انگارنه‌انگار که هزار و چهارصد سال از آن دوران گذشته، می‌گویند یا مسلمان سنی باش یا گردنت را می‌زنیم و شمشیرها و تبرها را بیرون می‌آورند و انسان‌ها را تکه‌تکه می‌کنند و حکم خدا را انجام می‌دهند.

واقعاً این دین برای چه به وجود آمده؟ عده‌ای به خود اجازه می‌دهند هر ظلمی بکنند و بگویند خدا گفته، خدا گفته گردنش را بزن، خدا گفته دستش را قطع کن، خدا گفته تجاوز کن، خدا گفته غیرمسلمانان را بکش، واقعاً خدا به این ظالمی و دین خشنش را می‌شود پرستید؟ خدای به این خون‌خواری را می‌شود ستایش کرد؟ دینی را که از بدو تولد با جنگ و خونریزی و غارت و چپاول وجود خود را به جهانیان تحمیل کرده و می‌کند و هرگز به فکر پیشرفت درراه انسانیت نیست می‌شود پذیرفت؟ و این دینی است که هزار و چهارصد سال قدمت دارد و هرگز یک‌قدم به جلو نرفته و نخواهد رفت و با تکامل و پیشرفت بیگانه است.

این مطلب ادامه دارد

فرشته نظام آبادی : آمار بالای طلاق در ایران

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و نگرانی‌های جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر افزایش صعودی آمار طلاق است. جدای از تقدس مذهبی که حکومت برای ازدواج قائل است و برعکس آن طلاق را گناهی بزرگ و لرزاننده عرش الهی می‌داند به‌طورکلی و در همه جهان البته با دلایل متفاوت رشد نرخ طلاق در جامعه مطلوب نیست. رشد طلاق نشان‌دهنده وجود مشکلات پایه‌ای – فرهنگی و اقتصادی در سطح جامعه است و تلاش دولت‌ها و جامعه‌شناسان پیوسته بر کاهش آمار طلاق متمرکز است. در جامعه ایران اما دلیل طلاق‌ها کاملاً از نوع دیگری است و تماماً به فرهنگ و سیاست‌های جمهوری اسلامی مربوط می‌شود. عدم برخورداری زنان از حقوق برابر در رابطه زناشویی از مهم‌ترین این عوامل است. زن در رابطه زناشویی چنان از طرف جامعه و قوانین زن‌ستیز آن تحت‌فشار است و حمایتی از او نمی‌شود که کوچک‌ترین مشکلی ناخواسته او را به جنگ آخر یعنی طلاق سوق می‌دهد. نهایتاً بسیاری از زنان مشکلات حضانت کودک بعد از طلاق و نگاه منفی جامعه نسبت به خود را به جان می‌خرند و اقدام به جدایی می‌کنند. پروسه گرفتن طلاق برای زنان در ایران چنان مشکل و مشقت‌بار است که به‌تازگی شاهد برگزاری طلاق پارتی‌ها بعد از انجام طلاق هستیم. جشنی که درواقع جشن پیروزی است بر قوانین عقب‌مانده و ضد زنی که مانع طلاق زنان می‌شود. همچنین نبود امکان معاشرت آزاد و زندگی مشترک بدون ازدواج باعث شده زن و مرد پس از هر آشنایی مختصری که شاید در کشورهای اروپایی هرگز به ازدواج ختم نشود صرفاً برای با هم بودن مجبور به ثبت رسمی آن و ازدواج شوند. طبیعی است که در صورت عدم توافق نه یک جدایی ساده بلکه مهر طلاق بر پیشانی آن‌ها می‌خورد. نقش مشکلات اقتصادی را نیز نباید در این میان دست‌کم گرفت. مردانی که به دلیل بیکاری قادر به تأمین مخارج خود نیستند شکلی از طلاق‌های اجباری را به وجود آورده که زن و مرد باوجود علاقه دوطرفه مجبور به پایان دادن به زندگی مشترک خود می‌شوند. به مقوله طلاق از دیدگاه‌های مختلفی می‌توان پرداخت اما آنچه مسلم است عامل اصلی بالا رفتن آمار طلاق در ایران وجود قوانین ضد زن حاکم و فرهنگ مردسالارانه‌ای است که حکومت سعی در اشاعه آن دارد. جا دارد به‌دوراز ترس مذهبی از پدیده طلاق از زوایای منطقی‌تری به تمام جوانب آن پرداخته شود. تغییر قوانین و مناسبات فرهنگی حاکم بر جامعه مهم‌ترین قدم در راه طبیعی سازی روابط زن و مرد در جامعه و کاهش آمار طلاق است.

سروناز سینایی : پیروزی حزب دموکرات‌های سوئد و زنگ خطر برای پناهجویان

یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین سیاست‌های حزب دموکرات‌های سوئد خارجی ستیزی و مخالفت با پناه‌جو پذیری این کشور است. حزب دموکرات‌های سوئد که به‌عنوان سومین حزب قدرتمند سوئد در انتخابات پارلمانی 2014 شناخته شدند از ضعف‌ها و سیاست‌های غلط حزب حاکم یعنی حزب مودرات سوئد درزمینه خدمات اجتماعی و رفاهی، در انتخابات استفاده کردند. به این شکل که ادعا کردند اگر خدمات اجتماعی کم شده است و اگر امکانات رفاهی در جامعه تقلیل پیداکرده است و اگر سن بازنشستگی بالا رفته است تنها به خاطر وجود خارجی‌هاست. این حزب اصلی‌ترین سیاست خود را متوقف ساختن پناهندگی در کشور سوئد اعلام کرده است و توانسته از نقاط ضعف زندگی اجتماعی – رفاهی مردم علیه خارجیان استفاده کند و رأی 13 درصد مردم را از آن خود کند. رأیی که نسبت به آرای این حزب در انتخابات پیشین دو برابر رشد داشته است. با ورود حزب دموکرات‌های سوئد به پارلمان، اوضاع تمامی خارجیان حتی کسانی که شهروند سوئد محسوب می‌شوند به‌گونه‌ای وخیم خواهد شد و آپارتاید نژادی و راسیسم بیش‌ازپیش در میان مردم اشاعه خواهد یافت. پناهندگانی که از کشورهای جنگ‌زده آمده‌اند و تمامی خطرات راه را به جان خریده‌اند به امید یک زندگی انسانی و آرام، دچار جنگ روانی دیپورت خواهند شد. پناهندگانی که ازلحاظ مشکلات سیاسی و اجتماعی تمام پل‌های پشت سرشان خراب‌شده دوباره با یک تشویش غیرقابل‌تصور روزگار خواهند گذراند و این در حالی است که از احترام اجتماعی و انسانی نیز در کشور سوئد برخوردار نخواهند بود و دوباره با بی‌حرمتی روبه‌رو خواهند شد. حزب دموکرات‌های سوئد یک حامی و پشتیبان برای راسیست‌ها محسوب می‌شود و بنابراین شاهد حملات بیشتر و تجمعات افزون‌تر راسیست‌ها و نازیست‌های سوئد علیه خارجیان و زدوخوردهای بیشتر خواهیم بود. این افق مه‌آلود و حزن‌انگیزی است در انتظار پناهندگان و شهروندان خارجی سوئد که حزب دموکرات‌های سوئد برای ما مشخص کرده است. با پس زدن حزب چپ سوئد از ائتلاف سبز و سرخ و تمایل سوسیال‌دموکرات‌ها به همکاری با احزاب کمپ بورژوازی، رنگ واقعیتی تلخ بر افق سیاست سوئد خواهد خورد.

نامه‌ای از ایران

واقعاً دوست داشتم این مطلب را برای شما بنویسم و ابراز کنم که واقعاً به شما افتخار می‌کنم که همچنین هم‌وطنی دارم که به درد مردم کشورش رسیدگی می‌کند و این‌قدر برای آن‌ها وقت می‌گذارد.

من خودم شخصاً آدمی بودم که درگذشته مخالف ترک وطن بودم هرچند با تمام مشکلاتی که اینجا وجود دارد مخصوصاً برای  من  که محروم از خیلی چیزها در کشورم شدم و حتی نابودی ذره‌ذره افراد فامیلم را به علت فعالیت‌های  سیاسی خانواده‌ام که  باکمال میل به آن‌ها افتخار می‌کنم دیدم. به‌طور خانوادگی آدم‌های میهن‌پرستی بودیم و خوب این داستان هم به نحوی از بچگی روی من تأثیر فراوانی گذاشته و با رفتن از ایران مخالفت می‌کردم. ادامه خواندن نامه‌ای از ایران ←

محسن رقایی : اجرای احکام اعدام و تأثیرات آن بر روح و روان بینندگان

بعد از تغییر نظام پادشاهی و روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی، ایدئولوژی بنیادگرای آن استفاده از آیه‌های قرآن را برای اعدام، سنگسار و قطع عضو به امری عادی درروند اجرای احکام قضایی در ایران تبدیل کرد.

اجرای این احکام که خود جنایتی علیه بشریت است در جلوی چشمان مردم، هیچ‌گونه تأثیری درروند جلوگیری و یا کاهش تعداد جرائم در کشور نداشته، چون خانه از پایه خراب است و فساد در بالاترین مقامات کشور وجود دارد. رژیم در ایران به دنبال آن نیست که اعتیاد و فحشا و دزدی را ریشه‌کن کند وگرنه می‌توانست راه‌های مناسب‌تری را از کشورهای دمکراتیک جایگزین کند و از طریق رسانه‌های ملی به مردم تزریق کند.

همچنین اجرای این احکام درملأعام تأثیرات ویرانگری بر روح و روان بینندگان این صحنه‌ها خصوصاً بچه‌ها دارد که تا آخر عمر به یاد آن‌ها می‌ماند و آنان را می‌آزارد. جوانانی که شاهد اعدام و شلاق و سنگسار و قطع عضو و یا هرگونه خشونت دولتی دیگر می‌باشند آن خشونت را به‌عنوان یک الگوی قابل‌اجرا در ذهن خود ضبط کرده و دوباره همان عمل را به شکلی دیگر وارد جامعه می‌کنند و بدین‌صورت است که از خشونت، خشونت زاده می‌شود.

این اعدام‌ها و قطع عضوها و شلاق‌ها و… کمکی به حل مشکل جرم و بزهکاری نکرده است؛ بلکه آن‌ها را بیشتر هم کرده است.

تنها هدف آخوندها از اجرای این اعمال وحشیانه، تبلیغ و تزریق آن‌ها از طریق مطبوعات، لباس شخصی‌ها، رادیو و تلویزیون ایجاد ترس و وحشت در جامعه است. چون ترس عامل بازدارنده اعتراض مردمی است. در نگاه دیگر جمهوری اسلامی ابزارهای دیگری برای خشونت بکار می‌برد که یکی از این ابزارها استفاده از آیه‌های قرآن و فریاد الله‌اکبر و تشکر کردن از بیت رهبری و قوه قضائیه است و به صورتی حمایت نیروی انتظامی را نیز در راستای افکار دیکتاتور مذهبی به خود اختصاص می‌دهند.

مردم ایران با اتحاد و همبستگی خود زیر بار بازی‌های این رژیم جنایتکار نرفته‌اند و همان‌طور که بارها نشان داده‌اند با برهم زدن این مراسم و تحریم تماشای آن و تبدیل آن به اعتراض و نمایش آن در سطح جهانی سعی به عقب نشاندن این رژیم فاشیستی مذهبی می‌نمایند. وظیفه ما نیز در خارج کشور این است که هم‌زمان با اعتراض به این مراسم هر چه بیشتر این وقایع را در بین جوامع حقوق بشری انعکاس داده و با فشار هر چه بیشتر بر این رژیم فاشیستی سعی بر متوقف کردن این اعمال جهنمی و قرون‌وسطی‌ای کنیم. تنها راه نجات مردم ایران، نابودی رژیم فاشیستی مذهبی حاکم بر آن و ایجاد یک حاکمیت مردمی و دموکراتیک است. آزادی و دموکراسی فقط یک کلمه نیست که بتوان یک‌شبه به آن رسید بلکه هرکسی باید از خودش شروع کند.

به امید ایرانی آزاد برای تمام اقشار مردم و نابود باد رژیم فاشیستی اسلامی.

 

 

ماهرخ فیروزه : اسلام زن ستیز

در جامعه های اسلامی ضعیفترین افراد زنان هستند که همیشه بی یار و یاور بوده اند و هیچ فریاد رسی نداشته و ندارند، چون همیشه ابزاری برای مرد به حساب می آمده و می بایست تحت امر صاحب ابزار باشند چرا که قانون شرع اسلام چنین می گوید و پیوسته از گفته خود پیروی می کند و با تعصب آفریده اسلام از این افکار پلید طرفداری کرده و هیچ نرمشی در این راه ندارد.

راستی چرا اسلام اینگونه است؟ مگر در اسلام حرف از برادری و برابری نیست؟ مگر نمی گویند فاطمه دختر پیغمبر اسلام زنی آزاده بوده یا زینب شیر زن کربلا بوده و زنان دیگری که اسمشان را در کتابهای دینی می آورند و از شجاعتها و کمالاتشان می گویند اما با این گفته ها چرا در قوانین اسلامی زن را به هیچ انگاشته اند و او را کنیز و برده مرد می دانند، حد و توانشان را در جاهایی نصف و بعضا کمتر از نصف می دانند، چرا نمی گذارند که در افکارشان آزاد باشند و اجازه تفکر آزاد به تمامی افراد جامعه بخصوص زنان هر جامعه که بزرگترین مردها را همانان به دنیا آورده و تعلیم و تربیت کرده اند را ندهد تا کی می تواند جلوی رشد و شکوفائی زنان جامعه را بگیرد.

زنانی که همه جا دوشادوش مردان بوده و هستند. زنان را که در زمان سختی حتی از مردان محکم تر ایستاده اند تا چهارچوب خانواده را که زیربنای جامعه است حفظ کند. اسلام این موجود در عین حال ظریف اما در باطن مقاوم و خستگی ناپذیر را چنان در ظلمت نگاه داشته که گویی وجود ندارد، یا در کارهای خود وا می ماند. ولی ما زنان در همه عرصه های جامعه ثابت کرده و می کنیم که می توانیم توانائیهایمان را به رخ بکشیم و در خیلی کارها گوی سبقت را از مردان ربوده ایم و به خاطر همین توانائیهاست که از اسلام زن ستیز متنفریم و تا جایی که بتوانیم مبارزه می کنیم تا آزادیهای از دست رفته خود را پس بگیریم.

درباره کسب آراء 12.9 درصدی حزب راسیستی دمکرات‌های سوئد در انتخابات سوئد و راه‌های مقابله با راسیسم و خارجی ستیزی

افزایش پشتیبانی از حزب راسیستی دمکرات‌های سوئد در انتخابات اخیر سوئد و به دست  آوردن 12.9 درصد از آراء شهروندان از جانب این حزب، به بحث‌های زیادی در جامعه پیرامون راسیسم و راه‌های مقابله با آن دامن زده است. ما نیز مایلیم به‌عنوان نمایندگان سازمان‌ها و نهادهایی که همواره علیه راسیسم و نابرابری در جامعه فعالیت کرده‌ایم نظر خود را در این مورد اعلام داریم.

  1. بیشتر کسانی که به حزب راسیستی دمکرات‌های سوئد رأی داده‌اند نه راسیست هستند و نه به ارزش‌های نژادپرستانه حزب دمکرات‌های سوئد باوری دارند. اکثریت آرای کسب‌شده توسط حزب دمکرات‌های سوئد را باید به‌حساب نوعی مخالفت و اعتراض به شرایط ناامن اجتماعی در سوئد گذاشت. نارضایتی عمومی از وجود بیکاری گسترده، کاهش درآمد واقعی کارگران و حقوق‌بگیران، آینده ناامن برای جوانان، بدتر شدن خدمات رفاهی، کاهش هزینه‌های رسیدگی به بیماران و سالمندان، کاهش درآمد بازنشستگان، وضعیت هشداردهنده مدارس و تحصیل ازجمله زمینه‌هایی هستند که راسیسم در آن رشد و نمو می‌کند. متأسفانه احزاب مختلفی که در سوئد به‌تناوب قدرت را در دست داشته‌اند نه‌فقط به نیازهای شهروندان برای داشتن یک زندگی خوب، مرفه و عادلانه جواب مثبت نداده‌اند بلکه در جهت بازپس‌گیری دستاوردهای مبارزاتی مردم سوئد عمل کرده‌اند. بخشی از جامعه در اثر نارضایتی از عملکرد ایناحزاب دچار سردرگمی شده و به حزب دمکرات‌های سوئد رأی می‌دهند. این حزب با سوءاستفاده از نارضایتی بخشی از شهروندان جامعه خارجیان را مسبب وضع موجود اعلام می‌کند و به بیگانه‌ستیزی و نژادپرستی دامن می‌زند.
  2. اشتباه است اگر تصور کنیم که مبارزه با راسیسم فقط در مبارزه علیه خارجی ستیزی خلاصه می‌شود. ازنظر ما مبارزه با راسیسم از مبارزه برای بهبود شرایط زندگی انسان‌ها، دفاع از دستاوردهای دیرینه جامعه سوئد و همچنین مقابله با بدتر شدن خدمات رفاهی و درمانی و امنیت شغلی در جامعه جداناپذیر است.مقابله جدی با  احزاب راسیستی نظیر حزب دمکرات‌های سوئد مستلزم اتخاذ سیاست‌هایی است که بتواند امنیت اجتماعی و رفاه را به زندگی شهروندان بازگرداند.
  3. تبلیغات و اقدامات خارجی ستیزانه و نژادپرستانه حزب دمکرات‌های سوئد باید در همه سطوح پاسخ بگیرد. ما از سیاست پناهنده‌پذیری انسانی و پناه دادن به انسان‌هایی که به دلیل جنگ، خفقان، زندان و شکنجه با خطر جانی روبرو شده‌اند، قاطعانه دفاع می‌کنیم. ما معتقدیم که ساکنین سوئد با پیشینه خارجی علیرغم تبلیغات مسموم‌کننده راسیست‌ها نه‌فقط “سربار ” جامعه نیستند بلکه شهروندانی هستند که با کار و تلاش خود در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به سهم خود نقش داشته‌اند.
  4. ما معتقدیم که برای انتگره کردن کسانی که به سوئد پناهنده شده‌اند باید گام‌های بزرگی برداشته شود. بخش قابل‌توجهی از ساکنین خارجی تبار سوئد در شهرهای بزرگ متأسفانه در گتوهای مخصوص به خود زندگی می‌کنند. زندگی در گتوها و بیکاری گسترده در میان ساکنین آن‌ها امر انتگره کردن را مشکل‌تر می‌کند. مقابله با تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی و ایجاد شغل یک شرط مهم برای انتگراسیون است. در این زمینه باید برنامه روشنی وجود داشته باشد. درعین‌حال نباید تحت عنوان “احترام به مذهب و فرهنگ خودی ” نوعی دیگری از تبعیض را رواج داد؛ که گویا جمعی از “خارجیان ” به دلیل مشخصات فرهنگی و قومی آن‌ها لازم نیست مثل همه شهروندان دیگر از همه حقوق انسانی و جهان‌شمول خود برخوردار باشند. دیدگاهی که مثلاً به سرنوشت دختران و زنان که در خانواده‌های متعصب مردسالار مذهبی و ارزش‌های ضد زن گرفتار آمده‌اند اهمیتی نمی‌دهد. مبارزه برای دفاع از حقوق جهان‌شمول ساکنین سوئد بخش جدائی‌ناپذیری از مبارزه با راسیسم است.
  5. راسیسم و جریانات مرتجع و افراطی اسلامی از یکدیگر تغذیه می‌کنند. یکی در دفاع از “نژاد اروپایی ” ما را از “هجوم مسلمانان ” می‌هراساند و دیگری می‌خواهد “درخت شریعت اسلام ” را با خون دیگران آبیاری کند. ما در این نزاع به هر دو قطب ارتجاعی آن نه می‌گوییم و پرچم دفاع از انسانیت و سکولاریسم را بلند می‌کنیم. ما به سیاست‌های دول غربی و دولت سوئد نسبت به پروبال دادن به جریانات اسلامی و مماشات با آن‌ها اعتراض داریم. ما فکر می‌کنیم که نادیده گرفتن خطر گسترش افراطی‌گری اسلامی و مقابله با آن از جانب نیروهای سکولار و مدافع انسانیت باعث می‌شود که جریانات راسیستی از این مسئله برای اهداف ضد انسانی خود بهره‌برداری کنند. شهروندان صرف‌نظر از هر باوری و اعتقادی که دارند باید آر حقوق برابر برخوردار باشند. درعین‌حال باید انتقاد از مذهب و ارزش‌های ضد زن و ضد انسانی که به نام مذهب ترویج و تبلیغ می‌شود بدون قید و شرط آزاد باشد. قوانین شریعه به‌هیچ‌وجه نباید در این کشور جایی داشته باشد. یک قانون باید برای همه ساکنین کشور به‌طور یکسان و برابر به مورداجرا گذاشته شود. درعین‌حال باید به گروه‌هایی که رسماً به نام دین اسلام مدافع خشونت و تروریسم هستند شدیداً برخورد شود.
  6. مبارزه با راسیسم امر همه شهروندان جامعه است. لازم است این مبارزه بیشترین شهروندان جامعه را در مقابله با خطر نژادپرستی به میدان بیاورد. ازاین‌رو ما با حرکت پیشنهادی اول اکتبر مبنی بر اعتصاب عمومی خارجی تبارها به دلیل جلوه “خارجی ” و “سوئدی ” کردن مبارزه با راسیسم حمایت نمی‌کنیم.

سپتامبر 2014

حسن صالحی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد

hasan.salehi2000@gmail.com

افسانه وحدت- کودکان مقدم‌اند در سوئد

afsanehvahdat@yahoo.se

مهین علی پور- کمپین دفاع از حقوق زنان در ایران و علیه تبعیض

mahin_alipour@yahoo.com