همه‌ی نوشته‌های nazanin

نازنین صدیقی : اسیدپاشی داعشیان ایران، حربه‌ای برای محبوس کردن زنان

حجاب از ارکان اصلی و مهم اقتدار جمهوری اسلامی در ایران است. با حجاب اجباری بیش از نیمی از اهالی ایران یعنی زنان، تحقیر و محبوس شده‌اند. جمهوری اسلامی ابتدا در خرداد سال ۱۳۶۰ با آغاز قتل‌عام انقلابیون، انقلاب مردم را به خون کشید و خود را تثبیت کرد و سپس با اجرای قانون حجاب اجباری به وجود منحوسش قدرت بخشید و سایه شوم خود را مستدام کرد. ما مردم ایران مدت ۳۵ سال است که سلطه داعش را به دوش کشیده‌ایم و رژیم اسلامی داعشی به‌مراتب بزرگ‌تر و وحشی‌تر را تابه‌حال تجربه کرده‌ایم.

امام‌جمعه اصفهان یوسف طباطبایی نژاد، چندی پیش در نماز جمعه گفت: “مسئله حجاب دیگر از تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجاب‌ها باید چوب تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.” درنتیجه فرمان امام‌جمعه اصفهان تابه‌حال ۱ کشته و ۱۴ زخمی شدید از قربانیان این اقدام جنایت‌کارانه باندهای حکومتی در اصفهان هستند.

مردم اصفهان روز چهارشنبه خشم و اعتراض خود را به نمایش گذاشتند و در اعتراض به جنایات گروه‌های اسیدپاش و باندهای جنایتکار حکومتی به خیابان آمدند و لرزه بر اندام جمهوری اسلامی انداختند. این‌ها همان داعشیانی هستند که در عراق و سوریه زنان را به کنیزی می‌دهند و برای آن‌ها بازار فروش باز می‌کنند و می‌خواهند جامعه بشری را به ۱۴۰۰ سال پیش بازگردانند. داعشیان در ایران بر سروصورت زنان اسید پاشیدند تا آزادی را از آنان سلب کنند. این نشان قدرت آن‌ها نیست، نشان بزدلی و ترس آن‌ها از آینده‌ای است که زنان ایرانی در آن برابری کامل زن و مرد را اعلام می‌کنند و کلیه قوانین و سنت‌های پوسیده و ایدئولوژی اسلامی را به زباله‌دان تاریخ خواهند انداخت.

محمدعلی نظری : بود و نبود خامنه‌ای دردی را دوا نمی‌کند

بعضی از ما همواره مسائل اصلی را رها می‌کنیم و به مسائل فرعی می‌پردازیم. به‌جای آنکه به اصل قضیه بیندیشیم و درباره آن بحث کنیم به فرعیات می‌پردازیم. خامنه‌ای به بیمارستان رفته است اما سرطان او خبر تازه‌ای نیست. تقریباً از دو سال پیش این خبر وجود داشت و همگان درباره آن صحبت می‌کردند . بدیهی است مردی پا به سن گذاشته مثل همه آدم‌های دیگرمی تواند انواع بیماری‌ها را داشته باشد .  اما مسئله مهم این است که ما پرداخته‌ایم به شایعه‌سازی و لطیفه ساختن در مورد بیماری او و این‌ها هیچ‌کدام نمی‌تواند دردی از دردهای ما را دوا کند. ما حواسمان معطوف به اصل قضایا نیست. اگر فردا اعلام شود خامنه‌ای مرده است، آیا رژیم عوض می‌شود؟ با این لشکر عمامه به سران ازجمله خود هاشمی رفسنجانی که همین‌طور در صف ایستاده‌اند تا اینکه جانشین خامنه‌ای شوند؟ در همین مدتی که خامنه‌ای بیمار است با اقوام خامنه‌ای عروسی در عروسی انجام می‌دهند و فرزندان و نوه‌ها با یکدیگر ازدواج می‌کنند و این سلسله زنجیر آخوندی را محکم‌تر می‌کنند؛ بنابراین بودن و نبودن خامنه‌ای دردی از دردهای مردم ایران را دوا نمی‌کند. آن‌ها که قدرت را در اختیار گرفته‌اند به فکر بعد از خامنه‌ای هم هستند؛ اما اخیراً هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا ، این پیر سیاست مجدداً اظهارنظر کرده و گفته که حکومت اسلامی ایران خطرناک‌تر از داعش است و دلیل می‌آورد که جمهوری اسلامی می‌رود تا به یک امپراتوری شیعه مثل امپراتوری عثمانی تبدیل شود.  اینجاست که ما باید حواسمان را جمع کنیم، اینجاست که دلمان باید بلرزد چراکه یک پیر سیاست جهان می‌گوید حکومت اسلامی خطرناک‌تر از داعش است چون این حکومت به‌سمت و سویی می‌رود که یک امپراتوری شیعه در خاورمیانه به وجود بیاورد. از طرفی می‌بینیم که خود جمهوری اسلامی انواع و اقسام خبرها را منتشر می‌کند. تاکنون همه سران سپاه می‌گفتند که داعش خطری برای ما نیست. چندی پیش قاسم سلیمانی گفت ما هزار و چهارصد سال است که انتظار کشیده‌ایم تا انتقام امام حسین را از نوه‌ها و نتیجه‌های قاتلان امام حسین بگیریم؛ اما اینک وزیر کشور حکومت اسلامی ظاهر می‌شود و بدون پرده‌پوشی می‌گوید ما با کمیته امنیت کشور جلسه‌ای گذاشتیم و در آنجا اعلام شد خطر داعش برای ایران جدی است و ما باید از هم‌اکنون فکری بکنیم برای زمانی که داعشی ها می‌خواهند مملکت ما را به هم بریزند. چه می‌شود که ناگهان وزیر کشور حرف‌هایی میزند که نقطه مقابل  حرف‌های قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس است که می‌گوید داعش اصلاً چنین قدرتی ندارد ما که عراق نیستیم که داعش بتواند در اینجا رخنه کند؟ ما حساب آن‌ها را درهمان عراق می‌رسیم و وزیر کشور وجود داعش را خطری جدی می‌داند. این‌ها مسائلی است که باید به آن توجه کنیم. آقای اوباما می‌گوید سه سال طول می‌کشد تا داعش را از میان برداریم. چطور می‌شود یک قدرتی مثل آمریکا اعلام می‌کند سه سال طول می‌کشد تا یک گروه تروریستی را از بین ببرد. همان آمریکایی که ظرف یک هفته ارتش صدام حسین را از هم پاشید و صدام حسین را با آن قدرت به زیر کشید، حالا می‌گوید از میان برداشتن داعش سه سال زمان می‌برد. این‌ها نکاتی است که باید به آن توجه داشته باشیم ، این‌ها مسائلی است که به‌مراتب مهم‌تر از این است که خامنه‌ای می‌میرد یا زنده می‌ماند. اگر خامنه‌ای بمیرد درد ما درمان می‌شود؟ هرکس جای خامنه‌ای بیاید این زنجیرها را باز می‌کند؟ آیا درب زندان‌ها را می‌گشاید؟  آیا آزادی سلب شده از مردم ایران را دوباره به ملت ایران بازمی‌گرداند؟ آیا به زن‌ستیزی پایان می‌دهد؟ آیا با جهانیان کنار می‌آید و ما را که در مدتی کوتاه هزار و چهارصد سال به عقب برگشته‌ایم، سر جای اول می‌رساند؟ تازه این‌یک بخش است کسی توجه ندارد که داعش را، روش داعش را جمهوری اسلامی به وجود آورد. کدام حکومت رسمی در این دنیا بود که دست به چاقو برد؟ سر بختیار را چگونه با چاقو بریدند؟ فریدون فرخ‌زاد و فروهرها را چگونه با چاقو تکه و پاره کردند و اگر بخواهیم همه این جنایات را نام ببریم باید اسامی بلند بالائی از نویسندگان را ذکر کنیم که اول ناپدید شدند  بعد جنازه‌هایشان را که با چاقو سلاخی کرده بودند پیدا شد. بگذریم از آن کشتار فجیع که در سال 67 داخل زندان‌ها انجام گرفت، کشتار زندانیانی که فقط یک کلمه نگفته بودند توبه می‌کنیم. جهانیان توجه نمی‌کنند که روش داعش روشی است که ابتدا حکومت جمهوری اسلامی به کار برد و حالا آقای کیسینجر رسماً اعلام می‌کند که خطر حکومت اسلامی از داعش بیشتر است. طبیعی است که بیشتر است. داعش یک گروه تروریستی است که همگان می‌دانند چگونه به وجود آمده است. منظور از همگان کسانی است که سری در اخبار و مسائل پشت پرده سیاسی دارند و می‌دانند چه می‌شود که یک گروه تروریستی ناگهان به یک قدرت جهانی تبدیل می‌شود که اوباما می‌گوید سه سال طول می‌کشد تا این گروه را از میان برداریم. ما باید به خود بیندیشیم که هم‌اکنون در ایران هزار و یک مسئله‌داریم . مسئله اقلیت‌های مذهبی را داریم. آن ایرانی بلوچ ،  آن ایرانی کرد آن ایرانی آذری و آن ایرانی خوزستانی که چون سنی هستند و زبانشان  فرق دارد و آن‌هم وطنان بهائی ما همه و همه از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی محروم هستند و در بدترین شرایط به سر می‌برند. به هم‌وطنان بهایی تهمت جاسوسی می‌زنند و اقلیت‌های قومی و مذهبی را جدایی‌طلب می‌خوانند، تازه اگر جدایی‌طلب هم باشند این کاری است که شما طی سی‌وشش سال  انجام داده‌اید، شما کرده‌اید، شما حکومتیان.  مردمی مظلوم و دربند به تماشا نشسته است. بهتر است به‌جای پرداختن به مسائل فرعی که تعمداً جمهوری اسلامی در سطح جامعه مطرح می‌کند، اندکی به مسائل اصلی‌تر فکر کنیم. درست است که این لطیفه‌هایی که این روزها برای خامنه‌ای می‌سازند برای شکست تابوی خامنه‌ای است  اما درهرحال این‌ها مسائل فرعی است. مسئله اصلی وجود حکومتی است که نامش حکومت جهل و خون اسلامی است. به امید روزی که چنین نامی را از تاریخ پاک‌کنیم.

محمدعلی نظری

 

حسام حسامی : روحانی: کسی به خاطر فعالیت روزنامه‌نگاری در ایران دستگیر نمی‌شود.

بازهم بالاترین مقام سیاسی کشور در مجمع عمومی سازمان ملل واقع در قلب “شیطان بزرگ” شرکت کرد و برای صندلی‌های خالی سخنرانی کرد و درنهایت در مقابل رسانه‌ها حاضر شد و دروغ‌پردازی کرد.

حسن روحانی که با کریستین امان‌پور، خبرنگار شبکه تلویزیونی «سی ان ان» صحبت می‌کرد، در پاسخ به پرسشی در خصوص بازداشت روزنامه‌نگاران در ایران گفت: «البته فکر نمی‌کنم فردی به خاطر روزنامه‌نگاری، یا به خاطر فعالیت رسانه‌ای دستگیرشده باشد. یک فرد می‌تواند یک خبرنگار و یک گزارشگر باشد و جرم مرتکب شود.»

ایران، بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زن باوجود ده زن خبرنگار و وب‌نگار در زندان‌ها است، این کشور بزرگ‌ترین زندان جهان برای زنان روزنامه‌نگار به شمار می‌رود. سازمان گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه‌ای نوشته است: «با بازداشت سه روزنامه‌نگار آمریکایی و ایرانی در تاریخ ۳۰ تیرماه ۱۳۹۳، شمار روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی در ایران به ۶۵ تن افزایش‌یافته است.» ده نفر از این روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران، زن هستند که سه تن از آنان نیز دارای تابعیت دوگانه هستند و از شهروندان خارجی محسوب می‌شوند. هفت تن از این ده نفر، به شش ماه تا ۲۰ سال زندان محکوم‌شده‌اند. ساجده عرب سرخی، روزنامه‌نگار و وب‌نگار در پی احضار از سوی دادسرای مستقر در زندان اوین، ۲۷ تیرماه برای سپری کردن مدت محکومیت یک‌ساله خود روانه زندان اوین شد. وی پس از بازگشت به کشور در شهریورماه ۱۳۹۲ بارها از سوی اطلاعات سپاه پاسداران احضار و بازجویی شده بود. پیش‌ازاین زندانی، مرضیه رسولی در تاریخ ۱۷ تیرماه برای پشت سر گذاشتن دو سال زندان و ۵۰ ضربه شلاق به زندان اوین فراخوانده شده بود. در تاریخ ۲۹ خرداد، ریحانه طباطبایی، روزنامه‌نگار، برای سپری کردن شش ماه حبس و در تاریخ ۱۷ خرداد، مهناز محمدی خبرنگار و مستندساز برای سپری کردن پنج سال محکومیت قطعی روانه زندان اوین شدند.

ایران دومین زندان روزنامه‌نگاران. در روز جهانی آزادی مطبوعات کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران که سازمانی غیردولتی در نیویورک است اظهار داشت که کشور ایران پس از ترکیه و در کنار چین پیشتاز در حبس روزنامه‌نگاران است. این گزارش می‌افزاید که در سال ۲۰۱۳ بیش از نیمی از تمام روزنامه‌نگاران زندانی جهان در ایران و ترکیه و چین محبوس بوده‌اند. این سه دولت از اتهاماتی چون «اقدام علیه دولت یا نظام» استفاده می‌کنند و تاکنون ۲۱۱ روزنامه‌نگار را زندانی کرده‌اند. طبق همین گزارش تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در ایران در سال ۲۰۱۳ از ۴۵ به ۳۵ نفر کاهش پیداکرده است که به دلیل پایان یافتن دوران محکومیت برخی از آن‌ها یا مرخصی برخی دیگر بوده است. همچنین احضار، بازداشت و سرکوب روزنامه‌نگاران و مطبوعات اصلاح‌طلبان علیرغم انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور در سال ۹۲ ادامه یافته و ایران در گزارش ۲۰۱۳ خانه آزادی رتبه ۱۹۰ را مابین ۱۹۷ کشور در شاخص آزادی مطبوعات کسب کرده است.

بیتا کاشانی : کودکان کار

 

حمایت از کودکان بخصوص کودکان بی‌سرپرست و یا کودکانی که از امتیازهای اجتماع محروم هستند و در معرض آسیب‌های رایج اجتماعی هستند، امری انسان دوستانه و حتی ضروری است. بی‌شک توجه به حقوق کودکان بسیار مهم است، چنانچه این قشر از آموزش و بهداشت مناسب برخوردار باشند، سطح کیفی فرهنگ جامعه بالا می‌رود و پیشرفت‌های چشمگیری را خواهد داشت.

اما اوضاع‌واحوال این کودکان در جمهوری اسلامی چگونه است؟

متأسفانه باوجود تبلیغات و تدابیر گسترده سازمان‌های حمایت از کودکان درزمینه عدم به‌کارگیری کودکان در مشاغل مختلف، در حال حاضر درصد قابل‌توجهی از کودکان به‌جای درس و مدرسه در بازار کار کشورهای درحال‌توسعه ازجمله ایران مشغول به فعالیت می‌باشند. البته درصد کمی از همین کودکان کار و درس را هم‌زمان باهم انجام می‌دهند.

بااینکه ممنوعیت کاری برای کودکان وجود دارد اما این گروه بیشتر در مشاغل فیزیکی مانند آجرپزی، شیشه‌گری، برشکاری، خیاطی و … و یا مشاغل غیرمتعارف و حتی غیراخلاقی به کار گرفته می‌شوند. به عبارتی ازآنجاکه این قشر اجازه اشتغال در محیط‌های دولتی و خصوصی بزرگ را ندارند کار را در جای دیگری می‌جویند که بیشتر مواقع نیز کارفرما به آن‌ها حقوق مکفی نمی‌دهد و یا حقوق را به سرپرست کودک می‌دهد.

در ایران و در شهر تهران درصد قابل‌توجهی از این کودکان سر چهارراه‌ها و بازارهای خریدوفروش به چشم می‌خورند که مشغول به هر نوع کاری می‌باشند از گدایی گرفته تا پاک کردن شیشه اتومبیل، فروش فال، گل و سی‌دی‌های پرشده و گاهی هم ردوبدل کردن مواد مخدر و … .

هنوز گزارش دقیقی از تعداد این کودکان در دست نیست؛ اما طبق آخرین آمار منتشرشده بیشتر از دو میلیون و پانصد هزار کودک در جمهوری اسلامی در معرض کودک‌آزاری جسمی، جنسی و حتی اعتیاد قرار دارند. درصدی از این کودکان در کوره‌پز خانه‌های اطراف تهران، ۱۵ کیلومتر دورتر از جنوب شرق تهران، جایی میان زباله و دود، خاک و خاکستر در وسعتی بیش از ۱۲۰ هکتار که به آن “محمودآباد” میگویند، در انتهای جاده خاوران، نزدیک خاورشهر، زندگی می‌کنند. در این منطقه اتاقک‌ها و آلونک‌هایی وجود دارد که مشتی آدم از پیر تا کودک در آن پرسه می‌زنند.

در این منطقه بچه‌هایی زندگی می‌کنند که ساعت ۳ صبح از خواب بیدار می‌شوند و تا آخر شب مشغول کار هستند. نه ساعتی برای صبحانه و استراحت دارند و نه فرصتی برای بازی. درواقع این کودکان چیزی بنام بازی نمی‌شناسند. بازی آن‌ها کار است و کار و کار. اینان بازی کودکانه از یادشان رفته است و فقط خستگی را می‌شناسند که شب‌ها با خود به بستر می‌برند و فرسودگی و درنهایت کارفرما حقوقشان را به سرپرستشان می‌دهد که در بیشتر مواقع آن پول خرج مواد مخدر می‌شود و حسرتی که برای کودک باقی می‌ماند. در بین این کودکان اعتیاد، دزدی، بی‌بندوباری، تجاوز و قتل آن‌چنان رایج است که بی‌سوادی و بهداشت دیگر جایی ندارد. گاهی نیز این کودکان، کارکن بی‌مزد هستند و تنها برای سرپناه و محلی جهت حمایت و یا برای غذایی بخورونمیر کار می‌کنند. متأسفانه در ایران این شرایط روزبه‌روز در حال افزایش است و دلیل آن را جز در شرایط نامساعد اقتصادی و بی‌کفایتی و خودخواهی حکومت نمی‌توان یافت. چراکه در حکومت مستبد جمهوری اسلامی از کودک حمایت نمی‌شود چه برسد به کودک کار. جمهوری اسلامی دم از اسلام و حمایت پیامبر و امامان دین اسلام از کودکان میزند و قصه‌هایی از حمایت آن‌ها را بارها و بارها تعریف می‌کند اما خود کوچک‌ترین اهمیتی به این قشر ضعیف نمی‌دهد. در این حکومت تنها روزبه‌روز مساجد پرزرق و برق‌تر اضافه می‌شود اما دریغ از اتاقکی که برای این کودکان و خانواده‌های بی‌بضاعتشان درست شود. نکته جالب اینجاست که در سال‌های اخیر تمامی این مساجد به آشپزخانه‌هایی که غذا برای بیرون می‌پزند و می‌فروشند مجهز شده است، اما هیچ‌گاه پرسی غذای رایگان به این کودکان داده نمی‌شود و حتی این کودکان اجازه پرسه زدن در اطراف این مساجد را ندارند چراکه با حضور خود ابهت این اماکن پول‌ساز را خدشه‌دار می‌کنند. این اماکن صرفاً برای جمع‌آوری پول از مراسم عزاداری است.

همه ما دوران کودکی را تجربه کرده‌ایم. همه ما می‌خواهیم هرازگاهی بیاد دوران کودکی هنوز عروسک، تفنگ و شمشیر و ماشین بازی کنیم. گاهی صدایمان را نازک‌کنیم و مثل کودکان حرف بزنیم. ناز کنیم و می‌خواهیم خریدار هم داشته باشد. اما تکلیف این قشر از کودکان چیست؟ کودکانی که این دوره را طی می‌کنند اما نه شادی دارند و نه اسباب‌بازی و نه کسی که دستی از محبت بر سر آن‌ها بکشد. نه بهداشتی دارند و نه آموزشی. این کودکان دوست دارند مثل بقیه کودکان، بدوند، بیافتند و برخیزند؛ اما متأسفانه باوجود حکومت بی‌کفایت و خودخواه و دزد جمهوری اسلامی این کودکان معصوم باید به دنبال نان باشند و برای به دست آوردن اندک پولی به هرکسی التماس کنند. به کارهای سخت و نامناسب تن بدهند. اعتراضی هم نکنند. چراکه حامی‌ای در رژیم جمهوری اسلامی ندارند و فقط روزبه‌روز بر تعدادشان اضافه می‌شود.

به‌هرحال کار کودک جنبه‌های منفی اقتصادی و اجتماعی قابل‌توجهی دارد. این کار مانع افزایش جدی مهارت‌ها، آموزش و دانش می‌شود. بهره‌وری افت می‌کند. صدمه‌های جانی و مالی بالا می‌رود. آسیب‌های اجتماعی شامل سوءاستفاده جنسی، اعتیاد، خرده‌فروشی مواد مخدر و بزهکاری کودکان و نوجوانان افزایش پیدا می‌کند. سودآوری به دلیل امکان کار کودکان در شهرهای بزرگ به‌گونه‌ای زیان‌بار و آسیب‌رسان بالا می‌رود و برای کودک محرومیت از تحصیل، لطمات اجتماعی، بیماری‌ها و اختلال رشد جسمی و روانی را در پی دارد؛ اما کجاست حکومتی که از این قشر بی‌گناه حمایت کند و اندکی از سرمایه کشور را صرف اینان بکند؟

مشکلات کودکان در مسیر سخت پناهندگی

امروز ۱۵ میلیون نفر در دنیا در مهاجرت هستند. بر اساس سازمان نجات کودکان، در راه مهاجرت گروه کودکان بیشتر در معرض خطر قرار دارند. به دلیل نبودن راه‌های قانونی سفر به کشورهای اروپایی، شمار زیادی از پناهجویان با پذیرفتن خطر و به کمک قاچاق‌بران انسان سفر می‌کنند. یکی از این کودکان محسن یونسی است که از افغانستان فرار کرده است.

محسن در سن پانزده سالگی به تنهایی از افغانستان و با عبور از چندین کشور آسیایی و اروپایی به سویدن مهاجرت کرده است. راه سفر به اروپا اما برای محسن آسان نبوده، راه فرار برای کودکان پر از خطرهای بزرگ است. میکایله هاگه Mikaela Haga که در امور فرار و مهاجرت کودکان در سازمان نجات کودکان کار می‌کند، اظهار می‌دارد:

ما می‌دانیم که راه سفر و فرار برای کودکان پر از آسیب‌پذیری و خطرات بزرگ است. این خطرات نظر به انتخاب راه‌های مختلف سفر متفاوت هستند. شیوه انتخاب سفر پناهجویان رابطه مستقیم  به امکانات مالی آن‌ها دارد، پرواز با طیاره و یا هم سفر با کشتی و اینکه این کشتی در راه سالم می‌ماند و یا غرق می‌شود به نوع پر خطر بودن سفر کودکان اثر می‌گذارد.

میکایله هاگه در مورد نبودن راه‌های قانونی سفر پناهجویان به اروپا انتقاد می‌کند:

اتحادیه اروپا می‌تواند در مورد ایجاد راه‌های مطمئن قانونی سفر به کشورهای اروپایی کار کند. به طور نمونه: اتحادیه اروپا می‌تواند در عوض پرداخت پول به پُلیس مرزی اتحادیه اروپا که برای جلوگیری از ورود افراد به خاک اروپا فعالیت می‌کنند، به دفتر مساعدت و کشورهای عضو پول بیشتر بپردازد که پناهجویان را کمک کنند.

میکایله هاگه حتی خواهان توجه انفرادی به وضعیت و پرونده کودک است. مشکلی که امروز مانع این امر می‌شود معاهده دبلین است. به عقیده میکایله هاگه از بین بردن این معاهده به نفع کودکان پناهجو است.افراد نباید مجبور باشند با قدم گذاشتن در کشور اولی اروپا، درخواست پناهندگی بدهند.

یاسنکو سلیمویچ Jasenko Selimovic کاندیدای حزب مردم در اتحادیه اروپا هم طرفدار سیاست انسانی‌تر پناهندگی در سطح اروپاست، ولی لغو معاهده دبلین را راه حل این مشکل نمی‌داند. در عوض وی پیشنهاد می‌کند که مسئولیت شرکت‌های حمل و نقل در زمینه انتقال افراد به اروپا را از بین برد.

معاهده دبلین را می‌توان تغییر داد و این کار در گذشته هم اتفاق افتاده است. مشکل اساسی مسئولیت ترانسپورتی است که به دوش شرکت‌ها حمل و نقل هوایی گذاشته شده است. افرادی که می‌خواهند به اروپا سفر کنند، باید تکت (بلیت) دوطرفه خریداری کنند در غیر آن شرکت‌های ترانسپورتی مسافرین را به اروپا انتقال نمی‌دهند. یاسنکو سلیمویچ اضافه می‌کند: این مسئولیت سیاستمدارهای انتخاب شده توسط مردم است که به پناهجویان بله یا نخیربگویند. این مسئولیت را نیابد بالای شرکت‌های حمل و نقل انداخت.

حتی اگر معاهده دبلین هم لغو شود و مسئولیت شرکت‌‌های حمل و نقل  هوایی در فروش تکت دوطرفه هم از بین برود، برای پناهجویان دشوار خواهد بود خود را به اروپا برسانند. به همین خاطر میکایله هاگه از سازمان نجات کودکان می‌خواهد راه‌های قانونی آمدن به اروپا باز شود.

برای پناهجویان امکان آن داده شود در کشوری که زندگی می‌کنند، درخواست پناهندگی به کشورهای اروپایی بدهند. به عقیده میکایله هاگه این بهترین روشی است که می‌تواند از آسیب‌پذیری کودکان و بزرگسالان در سفرهای پرخطر جلوگیری کند.

محسن یونسی با دشواری‌های زیادی در فرار خود از افغانستان تا سویدن رو به رو شده است. برای وی فرار، سفر و رسیدن به سویدن حدود شش ماه را در برگرفته، او شاهد تجارب سخت پناهجویان دیگر در چندین کشور بوده است. سوء استفاده جنسی از کودکان توسط قاچاق‌بران گزارش می‌شود و یا هم شرایط  ناگوار اقتصادی کودکان را مجبور می‌کند تا زمان رسیدن به کشور مطلوب خود سکس بفروشند.

 

کشته شدن ۲۴ پناهنده در تنگه بسفر در ترکیه

به گفته مقامات ترکیه، در پی غرق شدن قایق حامل مهاجران در سواحل شمالی استانبول دست‌کم ۲۴ نفر کشته و شماری دیگر مفقود شدند.این حادثه در محل تلاقی تنگه بسفر و دریای سیاه اتفاق افتاده است.براساس گزارش های دریافتی در حال حاضر عملیات نجات وسیعی توسط گارد ساحلی در جریان است.

روزنامه حریت ترکیه به نقل از یک گارد ساحلی نوشته که کشته شدگان این حادثه همه افغان بوده اند و کاپتان کشتی هم که شهروند ترکیه بوده، جان داده است.

وزیر حمل و نقل ترکیه گفته که گذرنامه‌های ۹ تن از قربانیان بدست آمده که نشان می‌دهد آنها اهل افغانستان هستند اما گفته که ملیت بقیه غرق شدگان مشخص نیست.

به گفته خبرنگاران هنوز علت غرق شدن این قایق که حامل ۴۰ مسافر بوده، مشخص نیست. هر چند که تعداد زیاد مسافر، هوای بد، وضعیت نامناسب قایق و حتی برخورد این قایق با قایقی دیگر از جمله احتمالات بروز این حادثه عنوان شده است.شماری کودک در میان مسافران گزارش شده است.به گزارش رسانه ها، حمل مهاجر در این منطقه توسط قایق امری غیرعادی است.

گفته شده احتمالا این مهاجران در تلاش بودند تا از این طریق به رومانی که از کشورهای عضو اتحادیه اروپا است، وارد شوند.

دو ماه پیش گروه دیگری از مهاجران که اکثر آنها از کشورهای سوریه و افغانستان بودند، توسط گارد ساحلی ترکیه در سواحل شمالی آن کشور نجات یافتند.

به گزارش روزنامه حریت، از زمان آغاز جنگ داخلی در سوریه، هزاران پناهجو در تلاشند تا از طریق سواحل غربی و جنوبی ترکیه راهی کشورهای اتحادیه اروپا شوند.

 

پناهجویانی که نه می توانند اقامت دریافت کنند و نه می توانند اخراج شوند

در هشت سال اخیرتعداد پناهجویانی که نه می توانند اجازه اقامت دریافت کنند و نه می توان آنها را اخراج کرد، درسوئد پنج برابرشده است. ازسال ۲۰۰۶ به این سو تعداد پناهجویانی که جواب منفی برای اقامت خود دریافت کرده اند، اما امکان اخراج آنها وجودندارد، از هزارنفر به پنج هزارنفر رسیده است.

این افراد در واقع باید سوئد را ترک کنند، اما به دلایلی نمی توان آنها را اخراج کرد.جمله دلایل چنین وضعی، این است که برخی از کشورها از پذیرش این پناهجویان خودداری می کنند و یا این که این افراد نمی توانند هویت خود را ثابت کنند و مدارک لازم برای سفر را به دست آورند.
معاون بخش حقوقی اداره ی کل امور مهاجرت Carl Bexelius چنین وضعیتی را مشکل آفرین می داند. او می گوید که با افزایش بسیار زیاد پناهجویان مواجه شده ایم، اما حتا بدون درنظرگرفتن چنین تعدادی، بازهم عجیب نیست که چنین وضعیتی پیش آمده است. او می گوید که این مسئله امری سیاسی ست و باید تصمیمگرفته شود که آیا لازم است بودجه ی بیشتری برای اجرای اخراج این پناهجویان دراختیار پلیس قرارداده شود یا نه، اما درهرحال هیچ راه حل آسانی وجودندارد.
Christina Höj Larsen سخنگوی سیاست مهاجرتی حزب چپ به وضعیت این پناهجویان انتقاد دارد و خواهان نگاه مجددی به قانون اتباع بیگانه است. اومعتقد است که این افراد در زمان رسیدگی به پرونده شان باید امکان کارکردن و زندگی درسوئد را داشته باشند. او همچنین خواهان این است که بداند تا پیش از دریافت اجازه ی اقامت چه مرززمانی برای انتظارپناهجویان وجود دارد. به نظر او انسان ها نباید مجبور شوند با پول ناچیزی در حاشیه ی جامعه به سر برند، این نه برای آن ها خوب است و نه برای جامعه.
کشورهایی که اداره کل امور مهاجرت برای تایید هویت پناهجویان با آنها مشکل دارد افغانستان، عراق، سومالی، اریتره و فلسسطینی‌ها هستند. با وجود این که افغانستان دراین فهرست اداره ی مهاجرت قرار دارد ولی بسیاری از پناهجویان افغان به آن کشور بازگردانده می شوند. این مقررات زمانی ایرانی هائی را نیز که فاقد گذرنامه و یا مدارک سفر بودند در بر می گرفت. دراین مورد بارها شاهد اخراج پناهجویان ایرانی بوده ایم که علیرغم نداشتن گذرنامه و یا مدارک سفر به ایران فرستاده شده اند. امیر رضا مشعلیان یکی از پناهجویان اخراجی ست که اداره ی مهاجرت او را برای گرفتن گذرنامه ی خود برای اخراج زیر فشار قرار داده است. او دو سال پیش همراه مادر و خواهر خود به سوئد پناهنده شد، اما با درخواست پناهندگی آن ها موافقت نشده است. با او گفتگویی داریم که در فایل صوتی گزارش قابل شنیدن است.

افزایش مهاجرت افراد تحصیل‌کرده به سوئد

متوسط تحصیلات افرادی که به تازگی به سوئد مهاجرت کرده‌اند بالاتر رفته است. اداره‌ی کاریابی در گزارشی که به دولت ارایه کرده آورده است که یک سوم از مهاجران تازه‌وارد تحصیلاتی بالاتر از دبیرستان دارند.

در این گزارش آمده است که ۲۴ درصد از مهاجران تازه وارد به سوئد، تحصیلاتی بالاتر از دبیرستان دارند .این آمار سال گذشته ۱۸ درصد بوده است. اداره‌ی کاریابی همچنین اعلام کرده است که مهاجران کم سواد که تحصیلاتی پایین‌تر از دبیرستان را دارند نیز کاهش یافته و به ۳۶ درصد کل مهاجران تازوه وارد رسیده است. این اداره از دولت خواسته است که  برای استفاده‌ی بهینه از توان مهاجران در بازار کار سوئد، کارمندان بیشتری را در این اداره استخدام کند.

اطلاعیه مجلس یاد بود آمنه قادری (مادر عبدالله اسدی)

با کمال تاسف به اطلاع می رسانیم که آمنه قادری مادر عبدالله اسدی روز سه شنبه ۲۸ اکتبر در شهر سنندج در گذشت.آمنه قادری برای عبدالله اسدی و دو برادر دیگرش هم مادر بود و هم پدر، چرا که در همان دوران کودکی پدرشان را از دست داده بودند. شجاعت و از خود گذشتگی او بعنوان یک مادر کم نظیر بود.

آمنه قادری برای بسیاری از مردم سنندج و مناطق مریوان و دیواندره و بسیاری از پیشمرگان کومله در جنوب کردستان شناخته شده و محبوب بود.هروقت که جمهوری اسلامی به مناطق تحت نفوذ پیشمرگان حمله می کرد وی از شهر سنندج خود را به منطقه می رساند و کوهها و روستاههای زیادی را به تنهائی طی می کرد تا در آن شرایط در کنار پیشمرگان باشد.

بسیاری از مردم منطقه او را می شناختند و در این زمینه کمکش می کردند. وی مادری زحمتکش و خوش حرف و دلسوز و مردمدار و در میان کسانی که او را می شناختند بسیار محبوب و دوست داشتنی و قابل احترام بود.

به همین مناسبت دوستان عبدالله اسدی برای گرامی داشت یاد و خاطره مادرش مجلس یاد بودی را تدارک دیده اند. شرکت شما عزیزان برای وی مایه دلگرمی ما است.

از طرف خانواده های اسدی، صدیقی، صابری، مینایی و دیگر دوستان

زمان : روز شنبه اول نوامبر ۲۰۱۴ از ساعت ۱۵ تا ۱۸

مکان: لوکال انجمن فرهنگی ستین- کاروان  واقع در: Vassgatan 3D

از Nils Ericson Terminalen با اتوبوس شماره ۵۱۹ به سمت Jonsered ایستگاه Vassgatan