همه‌ی نوشته‌های nazanin

حسین عبادی،بازیگران و بازیچه‌های جمهوری اسلامی

چند وقتی است که در فضای مجازی و حرف‌های هم‌وطنانمان این عبارت خیلی به چشم می‌خورد: «داعش و القاعده رو آمریکا و غرب و اسرائیل درست کردن!» این عبارت را سردمداران و افراد وابسته به حکومت هم بسیار به کار می‌برند، اما چرا؟ دلیل این نظریه آیا جز این است که آگاهی نداریم از گذشته و یا فراموش‌کار شده‌ایم؟

حال می‌خواهیم باهم به تحلیل کوتاهی از شباهت‌های پنهان و آشکار جمهوری اسلامی با داعش و القاعده و نیز نگرش شفاف‌تری به مسائل منطقه بپردازیم.

اهمیتی که خمینی برای ایرانی قائل بود را می‌توان ازآنجا فهمید که با شلوار گرم‌کن سوار هواپیما شد و وقتی خبرنگار از او پرسید چه احساسی دارد که بعد از پانزده سال به ایران بار می‌گردید گفت: «هیچی»!

و یا وقتی خمینی گفت: «آن‌هایی که می‌گویند اسلام نباید آدم کشی کند، آدم‌های نفهمی هستند که معنی اسلام را نفهمیده‌اند پیغمبر برای همین می‌آید که جنگ کند و آدم بکشد آقایان علما چرا فقط برای مردم از آیات رحمت می‌گویید؟ قرآن آیات قتال هم دارد قرآن می‌گوید بکشید، بزنید، حبس کنید. آن‌هایی که می‌گویند اسلام نباید آدم کشی بکند آدم‌های نفهمی هستند که معنی اسلام را نفهمیده‌اند. یوم‌الله روزی است که خداوند تبارک‌وتعالی برای تنبیه ملت‌ها یک زلزله‌ای را وارد می‌کند، یک سیلی را وارد می‌کند، یک توفانی را وارد می‌کند، به مردم شلاق می‌زند که آدم بشوید. یوم‌الله روزی است که امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه شمشیر می‌کشد و ۷۰۰ نفر از خوارج را یکی بعد از دیگری گردن می‌زند.»

(سخنرانی به مناسبت سالروز تولد پیامبر اسلام، آذر ۱۳۶۳_کتاب کوثر/دفتر نشر آثار امام)

و نیز دریکی از سخنرانی‌های خود گفته بود: «اگر بنا بود که از اول مثل سایر انقلاباتی که در دنیا واقع میشه، پشت سر انقلاب یک‌چند هزار از این فاسدها را در مراکز عام میان‌دار میزنن و «آتش میزنن»، تمام می‌شه قضیه …» ما آزادیخواه بودیم و شما نگذاشتید.

اگر افرادی از شنیدن گردن زدن داعشی‌ها منزجر می‌شوند احتمالاً یا از اعدام‌های انقلابی و حال حاضر جمهوری اسلامی خبر ندارند یا خودشان می‌خواهند بی‌خبر باشند! از جنایت‌های ضد بشری در حکومت اسلامی که در زمان خمینی به انجام رسیده است کشیدن خون محکومین به اعدام و تزریق آن به پاسدارانی بوده است که در جریانات درگیری‌ها مجروح می‌شدند؛ که خوشبختانه در حال حاضر داعش و القاعده دست به این کار ننگین نزده است.

این حرکت ضد بشری به فتوای آیت‌الله خمینی ملعون در ایران اتفاق افتاده است. به سندی مورخ مهرماه سال شصت در همین رابطه توجه کنید:

متن سند

از

دادستانی کل انقلاب جمهوری اسلامی ایران

 

به

کلیه دادستان‌های انقلاب استان و شهرستان‌ها

برابر اعلام و درخواست سپاه پاسداران در مواقعی که برادران پاسدار در جریان درگیری‌های خیابانی و جبهه جنگ زخمی و به بیمارستان‌ها اعزام می‌شوند و نیاز فوری به تزریق خون‌دارند به علل نداشتن خون و عدم امکان فوری به تهیه خون منتهی به فوت مجروح می‌گردد لذا برای رفع این مشکل دستور فرمایید به‌طور محرمانه افرادی که محکوم‌به اعدام‌شده و اجرای حکم درباره آنان بلادرنگ باید اجرا گردد قبل از اجرای حکم صادره توسط مأمورین پزشکی که مورد اعتماد باشند خون محکومین را به‌وسیله سرنگ به ظروف مخصوص منتقل و به نزدیک‌ترین بهداری و یا بانک خون محل تحویل‌دارند تا در اولین فرصت ضروری مورداستفاده برادران پاسدار که زخمی می‌شوند قرار گیرد.

 

یادآور می‌شود از جهت اینکه نسبت به این اقدام اشکال شرعی بر آن تصور نگردد چگونگی از محضر مبارک ولایت‌فقیه امام خمینی رهبر و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی مدضل‌العالی استفتاء گردید و اعلام فرمودند اشکال شرعی ندارد.

تهران، میدان آرک (۱۵ خرداد) زیرزمین ساختمان دادگستری محل اجرای احکام و مجازات قطع دست‌وپا و کور کردن و قطع عضوهای بدن است.

در تمام شهرها و استان‌ها هرروزه شاهد این هستیم که پارچه‌هایی می‌زنند با مضمون اجرای حکم اعدام، قطع دست‌وپا و… و ما کماکان با فرزندان و اعضای خانواده می‌رویم و حتی عکس و فیلم هم می‌گیریم!

مورد آخر که دیدن تصاویر خلبان اردنی که داعش او را زنده‌زنده در قفس سوزانده، تصاویر دیگری را نیز در ذهن من زنده می‌کند. زن روسپی بی‌نام‌ونشانی که در بهمن ۵۷، زنده‌زنده در آتش سوزانده شد تا بدن سوخته‌اش، به‌مثابه پرچمی، دور گردانده شود به نشانه پیروزی انقلاب اسلامی و یا خاطره بی‌نهایت تلخ سینما رکس آبادان و نیز کلاس فقه استاد حجت‌الاسلام رهامی: حد ارتداد، سوزاندن، به صلیب کشیدن و…، حد لواط: سوزاندن، پرتاب کردن از کوه، خراب کردن دیوار بر سر. حد زنا: سنگسار و… (دانشجویان حقوق، فقه شیعه)

حالا به چرایی تشکیل چنین گروه‌هایی می‌پردازیم. فرانسوا اول‌اند: «بشار اسد با داعش در ارتباط است». رئیس‌جمهور فرانسه: «ما می‌دانیم که میان رژیم اسد و داعش ارتباط وجود دارد. فرانسه به‌خوبی می‌داند که روابط میان این دو چگونه است»

فرانسوا اول‌اند که در کنفرانس جهان عرب در پاریس سخنرانی می‌کرد، افزود: «در سوریه حکومتی وجود دارد که کشتار مردم را ادامه می‌دهد و گروهی تروریستی وجود دارد که خود را مخالف رژیم اسد معرفی می‌کند. این در حالی است که ما نسبت به ارتباط میان آن‌ها آگاهی داریم. رئیس‌جمهور فرانسه گفت: وقتی جامعه جهانی در تصمیم‌گیری بر سر بحران سوریه تعلل می‌کند، این مسئله به کشورهای هم‌جوار نیز سرایت می‌کند. به همین دلیل است که وضعیت اسفبار کنونی را مشاهده می‌کنیم. رئیس‌جمهور فرانسه همچنین در نطق سالانه خود در جمع دیپلمات‌های فرانسوی در پاریس، با ابراز تأسف از عدم‌مداخله سریع در سوریه گفت: فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی به دنبال انتقال قدرت در سوریه هستند.»

و حال‌آنکه ابداً عجیب نیست زمانی که همه شعار مرگ بر اسد سر می‌دادند و کشورهای قدرتمند به مخالفین اسد کمک می‌کردند و یا تمام جامعه جهانی خواهان افزایش تحریم‌ها علیه ایران و منزوی کردن هر چه بیشتر حکومت اسلامی ایران و نقض حقوق بشر در ایران بودند ناگهان طی چرخشی بسیار زیرکانه گروه داعش علم شد و تمام افکار عمومی نه‌تنها از ایران، سوریه و عراق شیعه شده کنار رفت بلکه تمام دنیا به این سه کشور کمک می‌کنند که گروه موسوم به داعش را از بین ببرند و نیز افکار عمومی در ایران که با بزرگ‌ترین مشکلات دست در گریبان‌اند هرروزه خدا را شکر می‌کنند که اگر هیچ‌نداریم لااقل امنیت داریم که داعش سرمان را قطع نمی‌کند، زنده‌زنده در آتش نمی‌سوزاندمان و…! گاهی به یاد این طنز میفتم تحت عنوان گفتگوی اعراب باهم: این ایرانی‌ها مردم عجیبی هستن! اسلامو به‌زور شمشیر در حلق نیاکانشان کردیم، امروز آن‌ها خود را پیرو آیین ما می‌دانند، روزی پنج مرتبه به‌سوی خاک عربستان دولا راست می‌شوند، به عربی دعا می‌خوانند، بر روی پرچمشان عربی نوشته‌شده، نام‌های عربی بر روی فرزندانشان میگذارن، اسطوره‌هایشان همه عرب هستن، وقتی ما در جشن و شادی هستیم آن‌ها برای اجداد ما سوگواری می‌کنند برای دفاع و حمایت از اسطوره‌های عرب به اسطوره‌های ایرانی ناسزا میگویند و به هم‌وطنانشان فحش می‌دهند، بعدش بانام خلیج العرب مشکل دارن و ادعا میکنن از ما متنفرن!

سخن کوتاه می‌کنم و در انتها به عبارت زیبایی از برتراند راسل اکتفا می‌کنم:

«ایمان آوردن راحت‌تر از فکر کردن است، ازاین‌رو تعداد مؤمنان بیشتر از متفکران است»

بقول خیام:

قومی متفکرند اندر ره دین               قومی به گمان فتاده در راه یقین

می‌ترسم از آنکه بانگ آید روزی                 کای بی‌خبران راه نه آنست و نه این

 

علیرضا منزوی،حاکمیت بنیادگرایان اسلام

آدولف هیتلر کتاب خود، بنام “نبرد من” را، سال‌ها قبل از رسیدن به قدرت و در اوایل سال‌های ۱۹۲۰، هنگامی‌که در زندان بود برای “رودلف هس” دیکته کرد و در آن کتاب تمام نقشه‌های شیطانی و آرزوهای حمله به فرانسه و گسترش مرزهای آلمان و غیره را منعکس کرد ۰ چرچیل با خواندن آن کتاب، به عمق افکار مخوف این دیکتاتور آلمانی واقف شد و تا آخرین لحظه از تلاش برای بازداری و شکست وی از پای ننشست ۰

در کشور ما امّا داستان متفاوت بود ۰ خمینی کتاب “ولایت‌فقیه” خود را ده سال پیش از انقلاب نوشت و افکار مرتجع خود را به صورتی کاملاً آشکار در آن کتاب منعکس کرد ۰ امّا چرا این افکار و آرزوهای وحشتناک و خطرناک خمینی از دید روشنفکران آن روز ایران پنهان ماند؟

یک دلیل آن این است که عده‌ای از روشنفکران ایران بنا به خاصیت ویژه روشنفکران ما، آن کتاب را نخوانده نقد کردند ۰ دلیل دوّم اینکه عده دیگری از روشنفکران قبل از انقلاب، آن کتاب را خواندند و از آن طرفداری هم کردند ۰ روشنفکرانی چون عبدالکریم سروش و علی شریعتی، کاملاً برخلاف جنبش روشنگری و خردگرایی اروپا که یکی از پایه‌های اصلی مبارزات خود را بر مبنای تقدس زدایی و مبارزه باقدرت گیری کلیسا بنانهاده بودند عمل کرده و با نگاهی عقب گرا، از سخنان خمینی طرفداری کردند و آن را ترویج دادند ۰
علی شریعتی یکی از پایه‌گذاران اندیشه‌های یک حکومت تمامیت‌خواه و اسلامی است ۰ اگر می‌خواهید طرز فکر تروریست‌های اخیر پاریس را ریشه‌یابی کنید، به نوشته‌های علی شریعتی در کتاب “علی” او توجه فرمایید ۰
او می‌نویسد: ” ۰۰۰ مسلمان‌هایی که خود را لوس می‌کنند و میگویند اسلام دین صلح و سازش است سخت در اشتباه‌اند ۰ اسلام ابداً به معنای صلح نیست، اسلام جنگ است ۰ بدانید که با بزک کردن و امروزی کردن اسلام کاری از پیش نخواهید برد، بدانید که اسلام جنگ است، جنگ حق بر باطل ۰ از زمان آدم این‌طور بوده و تا انتهای تاریخ نیز همچنین خواهد بود ۰

هرمسمان به‌خودی‌خود در زندگی- نه در حالات و حوادث استثنائی- یک پارتیزان مسلح است. اسلام تنها مذهبی است که فقط به موعظه و پند و اندرز نمی‌پردازد بلکه خود برای تحقق کلمه، شمشیر هم می‌کشد. اگر بخواهند از پیغمبر اسلام مجسمه‌ای بریزند باید در یک دستش کتاب باشد و در دست دیگرش شمشیر…”.

نتیجه این‌گونه سخنان علی شریعتی این شد که وقتی دین به‌عنوان وسیله رسیدن به قدرت استفاده شود، همان اتفاقی می‌افتد که در رژیم جمهوری اسلامی افتاد: نهایتاً هزاران جوان دگراندیش سیاسی را در زندان‌های جمهوری اسلامی، در عرض یک هفته و به دستور خمینی به قتل رسانند، صدها تن مانند فروهرها را سلاخی کردند، پوینده و مختاری را دزدیده و آن‌ها را خفه کردند ۰ این رفتارهای وحشیانه، همه و همه محصول همان بذری است که علی شریعتی کاشت ۰ تولید گروه‌های خشن و بنیادگرای اسلامی و تروریستی امروز، نظیر حزب‌الله و “داعش” و گروه‌های مسلمان تروریست اخیر در فرانسه و گروه‌های “بوکوحرام” و “الشباب” و غیره، همگی زاییده حرف‌هایی است که امثال علی شریعتی‌ها در آن روزها مطرح کردند ۰

علیرضا منزوی

 

فرشته نظام‌آبادی،افزایش زنان کارتن‌خواب و معتاد

همه ما می‌دانیم که زنان یکی از اساسی‌ترین پایه‌های تشکیل خانواده در جامعه می‌باشند که به دلیل سیاست‌های غلط حاکمان دینی ایران و ایجاد فقر و بحران که گریبان خانواده‌های زیادی را می‌گیرد زنان برای رهایی از فقر و فلاکت و تأمین مایحتاج خود و خانواده به دام سودجویان تبهکار می‌افتند که حاصلش بی‌خانمانی و اعتیاد است. در این مرحله حتی دیگر قادر به تن‌فروشی نیز نیستند درحالی‌که سرمایه‌های ایران در جهت اهداف تبلیغی و سیاسی حکومت خرج جنگ و آتش‌افروزی در کشورهایی مثل سوریه ٬عراق ٬فلسطین ٬یمن و غیره می‌گردد. طبیعی است که زنان نیازمند حمایت‌های اجتماعی به حال خود رها شوند و کودکان کار ایجاد می‌گردد و هرروز از روز پیش به تعداد کارتن‌خواب‌ها و معتادین زن افزوده گردد. زن‌ستیزی خشن اسلامی ٬فقر و بیکاری و تورم و فقدان آزادی و فشار بی‌حدوحصری که بر همه زنان ایران وارد می‌شود به حدی است که باعث اشاعه خودکشی و خودسوزی و اشاعه فحشا و اعتیاد در بین زنان شده است و در چنین شرایطی ٬زن‌ستیزی بی‌حدوحصر نظام اسلامی زن را در مرتبه اجتماعی پائین تری قرار می‌دهد. این برای تمام فعالین سیاسی و حقوق بشر و حقوق زنان وظیفه‌ای ایجاد می‌کند که با ایجاد تشکل‌های مبارزاتی به جنگ با حاکمان دینی و ظالم ایران رفته و به کمک این زنان کارتن‌خواب و معتاد بشتابند تا بیشتر دچار آسیب و نابودی نشوند. آری باید رهبر دیوانه دیکتاتوری ایران پاسخ این سؤال را روزی در محکمه بدهد چراکه حاصل حکومتشان این بوده و تنها جمعیت زنان کارتن‌خواب و معتاد و … را افزایش داده‌اند. به امید رهایی تمام زنان از یوغ حکومت اسلامی ایران.

فرشته نظام‌آبادی

تصمیم دولت کانادا به لغو اقامت پناهندگان نگرانی زیادی را در میان آنها دامن زده است

 

تصمیم دولت کانادا به اخراج پناهجویانی که پس از دریافت اجازه اقامت به کشورهای خود رفت و آمد می کنند، تصمیمی غیر انسانی و غیر قابل قبول است و باید مورد اعتر

تصمیم دولت کانادا به اخراج پناهجویانی که پس از دریافت اجازه اقامت به کشورهای خود رفت و آمد می کنند، تصمیمی غیر انسانی و غیر قابل قبول است و باید مورد اعتراض جامعه جهانی قرار بگیرد. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه سازمانهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی و از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و از مردم شریف کانادا و اتحادیه های کارگری در آن کشورمی خواهد که به تصمیم دولت و اداره مهاجرت کانادا مبنی بر اخراج این دسته از پناهندگان شدیداً اعتراض کنند.

 

این دسته از پناهندگان که در خطر لغو اقامت و اخراج از کانادا قرار گرفته اند، دارای اقامت دائم و یا بعضا دارای اجازه اقامت موقت هستند و سالهاست در آن کشور زندگی می کنند و بسیاری از آنها شاغل هستند،یا در حال تحصیل هستند و می خواهند دارای حق و حقوق مساوی و برابر باشند. سفر پناهندگان پس از گذشت سالها به کشورهای مبدا به معنای رفع نا امنی و پایان مشکلات آنها در کشورهای محل تولدشان نیست. برای مثال شمار زیادی از پناهندگان ایرانی که برای اولین بار به قصد سفر به ایران رفته اند شرایط زندگی در ایران را چنان وحشتناک تعریف می کنند که به هیچ وجه حاضر نیستند برای بار دوم به آن کشور سفر کنند.

 

بسیاری از پناهندگانی که از عراق و افغانستان و فلسطین و نیجریه و سوریه و شمال آفریقا هستند، امکان سفر به کشورهای خود را دارند و می توانند برای مدتی کوتاه از بستگانشان دیدن به عمل آورند ولی امکان ادامه زندگی در آن کشورها را ندارند. کودکانی که چه به همراه والدینشان اقامت کانادا را گرفته اند و چه به صورت تنها وارد آن کشور شده و از اجازه اقامت کانادا برخوردار شد اند با روش های زندگی در کانادا پیوند خورده اند بنابر این هیچ دولتی نباید تنها بدلیل سفرشان به کشورهای مبدا اجازه اقامت آنها را پس بگیرد. آنها سال هاست در کانادا به مدرسه میروند، زبان یاد گرفته اند و با فرهنگ و نرم های زندگی و آزادی های فرهنگی و شرایط اجتماعی در کشور کانادا بار آمده اند و پس از سالها دوری از جنگ و آوارگی و قحطی و گرسنگی به یک آرامش نسبی رسیده اند. از این جهت نیز تصمیم به اخراج آنها غیر انسانی و تعرض آشکار به حقوق پناهندگان محسوب می شود.به همین خاطر لازم است چنین تصمیمی شدیدا مورد اعتراض قرار بگیرد.

 

پناهجویانی که هدف تصمیم اخیردولت کانادا قرار گرفته اند مستقل از اینکه هر کدام از آنها از کدام کشور به کانادا پناهنده شده اند ولی هر کدام به دلایل خاصی درآن کشور تقاضای پناهندگی کرده اند. برای مثال، همجنسگرایان و دو جنسگرایان که بدلیل هزار و یک محدویت قانونی و اجتماعی کشور خود را ترک کرده اند و امکان زندگی با هم جنس خود را نداشته اند و یا زنانی که بدلیل ترس از ازدواج اجباری و خشونت های خانوادگی و رفتارهای اخلاقی و ناموسی فرار کرده اند امکان سفر به کشورهای مبدا را دارند ولی امکان ادامه زندگی در آنجا را ندارند.

 

در هیچ جایی از مفاد کنوانسیون ژنو مصوب ۱۹۵۱ در مورد معیارهای پذیرش پناهندگان ذکر نشده که اگر پناهندگان زمانی به کشور خود سفر کردند اجازه اقامتشان پس گرفته می شود، برعکس تمام بند بند آن مبتنی است برپناهندگی بدلیل ترس موجه از مورد ظلم قرار گرفتن افراد. پس افراد فقط به واسطه زندانی شدن و شکنجه و مجازات مرگ مورد ظلم قرار نمی گیرند.کسانی که در حمایت از تصمیم دولت کانادا برای لغو اقامت این دسته از پناهندگان امضاء جمع می کنند نه تنها کمکی به پناهجویان نمی کنند، بلکه اقدامشان کاملا به ضرر پناهجویان و پناهندگان و در دفاع از سیاست راسیستی دولت کانادا قرار می گیرد.معیارهای پذیرش پناهجویان بسیار وسیعتر از آن است که بجای دفاع از زندگی آنها چه به کشورهای مبدا سفر کنند یا نکنند؛ برای مثال تحقیر شدن یک شاخص مهم برای پذیرش پناهجویان است. تحقیر به دلیل نوع شغل و یا تحقیر به دلیل نقص عضو، تحقیر به دلیل دارا بودن گرایشات جنسیتی خاص، برای مثال هم‌جنس ‌گرایان و ترانسکشوال ها، تحقیر به سبب دارا بودن یک عقیده خاص. درخواست پناهندگی به سبب محرومیت قانونی از امرارمعاش، درخواست پناهندگی به دلیل عدم اعتقاد به مذهب و سرکوب مذهبی، درخواست پناهندگی به این دلیل که افراد از سوی یک گروه فشار باند سیاهی و یا قبیله‌ای انتقامجو مورد تهدید و تحت تعقیب قرارگرفته باشند، و درصورتی ‌که مقامات دولتی کشور محل تولد افراد نخواهند و یا نتوانند امنیت جانی آنها را در مقابل چنین تهدیداتی تضمین و تأمین نمایند.

 

توصیف موارد پناهندگی یک اصطلاح بین‌المللی است که اساس آن در کنوانسیون پناهندگی سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا پایه‌گذاری شده است. ممکن است افراد باوجود اینکه پناهنده سیاسی نیستند از حق دریافت اجازه اقامت به‌ عنوان فرد نیازمند به پناه، برخوردار شوند. پس بسیاری از پناهندگانی که دارای چنین دلایلی برای پناهندگی بوده اند و برمبنای معیارهای فوق اجازه اقامت دریافت کرده اند می توانند به کشور مبدا سفر کنند ولی ادامه زنگی برایشان در آنجا ممکن نیست.این نوع تصمیمات بهانه ای است برای اعمال سیاست های راسیستی احزاب دست راستی علیه پناهندگانی که هر کدام از آنها متحمل بهای روحی و عاطفی سنگینی شده اند تا به یک زندگی انسانی تر دست پیدا کنند.سالانه صدا ها نفر در راه پناهندگی جان وسرمایه زندگی خود را از دست می دهند.نباید به دوت کانادا اجازه بدهیم به این بهانه ها حق زندگی را از آنها سلب کند.

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۰ مارس اض جامعه جهانی قرار بگیرد. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه سازمانهای بشردوست و مدافع حقوق پناهندگی و از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و از مردم شریف کانادا و اتحادیه های کارگری در آن کشورمی خواهد که به تصمیم دولت و اداره مهاجرت کانادا مبنی بر اخراج این دسته از پناهندگان شدیداً اعتراض کنند.

 

این دسته از پناهندگان که در خطر لغو اقامت و اخراج از کانادا قرار گرفته اند، دارای اقامت دائم و یا بعضا دارای اجازه اقامت موقت هستند و سالهاست در آن کشور زندگی می کنند و بسیاری از آنها شاغل هستند،یا در حال تحصیل هستند و می خواهند دارای حق و حقوق مساوی و برابر باشند. سفر پناهندگان پس از گذشت سالها به کشورهای مبدا به معنای رفع نا امنی و پایان مشکلات آنها در کشورهای محل تولدشان نیست. برای مثال شمار زیادی از پناهندگان ایرانی که برای اولین بار به قصد سفر به ایران رفته اند شرایط زندگی در ایران را چنان وحشتناک تعریف می کنند که به هیچ وجه حاضر نیستند برای بار دوم به آن کشور سفر کنند.

 

بسیاری از پناهندگانی که از عراق و افغانستان و فلسطین و نیجریه و سوریه و شمال آفریقا هستند، امکان سفر به کشورهای خود را دارند و می توانند برای مدتی کوتاه از بستگانشان دیدن به عمل آورند ولی امکان ادامه زندگی در آن کشورها را ندارند. کودکانی که چه به همراه والدینشان اقامت کانادا را گرفته اند و چه به صورت تنها وارد آن کشور شده و از اجازه اقامت کانادا برخوردار شد اند با روش های زندگی در کانادا پیوند خورده اند بنابر این هیچ دولتی نباید تنها بدلیل سفرشان به کشورهای مبدا اجازه اقامت آنها را پس بگیرد. آنها سال هاست در کانادا به مدرسه میروند، زبان یاد گرفته اند و با فرهنگ و نرم های زندگی و آزادی های فرهنگی و شرایط اجتماعی در کشور کانادا بار آمده اند و پس از سالها دوری از جنگ و آوارگی و قحطی و گرسنگی به یک آرامش نسبی رسیده اند. از این جهت نیز تصمیم به اخراج آنها غیر انسانی و تعرض آشکار به حقوق پناهندگان محسوب می شود.به همین خاطر لازم است چنین تصمیمی شدیدا مورد قرار بگیرد.

 

پناهجوانی که هدف تصمیم اخیردولت کانادا قرار گرفته اند مستقل از اینکه هر کدام از آنها از کدام کشور به کانادا پناهنده شده اند ولی هر کدام به دلایل خاصی درآن کشور تقاضای پناهندگی کرده اند. برای مثال همجنسگرایان و دو جنسگرایان که بدلیل هزار و یک محدویت قانونی و اجتماعی کشور خود را ترک کرده اند و امکان زندگی با هم جنس خود را نداشته اند و یا زنانی که بدلیل ترس از ازدواج اجباری و خشونت های خانوادگی و رفتارهای اخلاقی و ناموسی فرار کرده اند امکان سفر به کشورهای مبدا را دارند ولی امکان ادامه زندگی در آنجا را ندارند.

 

در هیچ جایی از مفاد کنوانسیون ژنو مصوب ۱۹۵۱ در مورد معیارهای پذیرش پناهندگان ذکر نشده که اگر پناهندگان زمانی به کشور خود سفر کردند اجازه اقامتشان پس گرفته می شود، برعکس تمام بند بند آن مبتنی است برپناهندگی بدلیل ترس موجه از مورد ظلم قرار گرفتن افراد. پس افراد فقط به واسطه زندانی شدن و شکنجه و مجازات مرگ مورد ظلم قرار نمی گیرند.کسانی که در حمایت از تصمیم دولت کانادا برای لغو اقامت این دسته از پناهندگان امضاء جمع می کنند نه تنها کمکی به پناهجویان نمی کنند، بلکه اقدامشان کاملا به ضرر پناهجویان و پناهندگان و در دفاع از سیاست راسیستی دولت کانادا قرار می گیرد.معیارهای پذیرش پناهجویان بسیار وسعتر از آن است که بجای دفاع از زندگی آنها چه به کشورهای مبدا سفر کنند یا نکنند.برای مثال تحقیر شدن یک شاخص مهم برای پذیرش پناهجویان است. تحقیر به دلیل نوع شغل و یا تحقیر به دلیل نقص عضو، تحقیر به دلیل دارا بودن گرایشات جنسیتی خاص، برای مثال هم‌ جنس ‌گرایان و ترانسکشوال ها، تحقیر به سبب دارا بودن یک عقیده خاص. درخواست پناهندگی به سبب محرومیت قانونی از امرارمعاش، درخواست پناهندگی به دلیل عدم اعتقاد به مذهب و سرکوب مذهبی، درخواست پناهندگی به این دلیل که افراد از سوی یک گروه فشار باند سیاهی و یا قبیله‌ای انتقام ‌جو مورد تهدید و تحت تعقیب قرارگرفته باشند، و درصورتی ‌که مقامات دولتی کشور محل تولد افراد، نخواهند و یا نتوانند امنیت جانی آنها را در مقابل چنین تهدیداتی تضمین و تأمین نمایند.

 

توصیف موارد پناهندگی یک اصطلاح بین‌المللی است که اساس آن در کنوانسیون پناهندگی سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا پایه‌گذاری شده است. ممکن است افراد باوجود اینکه پناهنده سیاسی نیستند از حق دریافت اجازه اقامت به‌ عنوان فرد نیازمند به پناه، برخوردار شوند. پس بسیاری از پناهندگانی که دارای چنین دلایلی برای پناهندگی بوده اند و برمبنای معیارهای فوق اجازه اقامت دریافت کرده اند می توانند به کشور مبدا سفر کنند ولی ادامه زنگی برایشان در آنجا ممکن نیست.این نوع تصمیمات بهانه ای است برای اعمال سیاست های راسیستی احزاب دست راستی علیه پناهندگانی که هر کدام از آنها متحمل بهایی روحی و عاطفی سنگینی شده اند تا به یک زندگی انسانی تر دست پیدا کنند.سالانه صدا ها نفر در راه پناهندگی جان وسرمایه زندگی خود را از دست می دهند.نباید به دوت کانادا اجازه بدهیم به این بهانه ها حق زندگی را از آنها سلب کند.

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۰ مارس ۲۰۱۵

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتگوی اندیشه علیشاهی از مسئولان فدراسیون پناهندگان ایرانی با سحر و اسدالله صامت

در اعتراض به اخراج سحر صامت و اسدلله صامت روز سه شنبه ۱۰ مارس ساعت ۱۶ در مقابل کمپ مشتا روبروی اداره مهاجرت در استکهلم تظاهراتی از طرف فدراسیون پناهندگان ایرانی وسازمان پناهندگی بیمرز برگزار شد و مسئولان فدراسیون اندیشه علیشاهی وسارا نخعی به داخل بازداشتگاه رفته و بطور جداگانه با آنها ملاقات وبه گفتگو نشستند.تلاش جهت توقف دیپور ت این دو عزیز پناهجوی افغانستانی ادادمه دارد

 

سیامک داوودی،شارلی هبدو همیشه زنده است

شارلی هبدو همیشه زنده است

یک‌بار دیگر جنایتی هولناک نه‌تنها جامعه روزنامه‌نگاران و نویسندگان، بلکه عده کثیری با فرهنگ‌ها و مذاهب متفاوت را در شوک و سوگ نشاند.

حادثه رستوران میکنوس در آلمان، قتل‌های زنجیره‌ای در ایران و … اینک شارلی هبدو در فرانسه تکراری تلخ و غم‌انگیز بازهم گریبان گیر روزنامه‌نگاران و نویسندگان.

تا به کی در غل و زنجیر قیدوبندها و خرافات، تا به کی تهدید و حبس و حصرهای اعتقادی.

آزادی بیان و آزاد اندیشیدن شالوده و شاخص یک جامعه متمدن و فرهیخته‌ای است که با زبان قلم، با نوشتن و تصویر با شعر، موسیقی و نمایش بتوان عشق و احساسات، عواطف، علایق و تفکر و اعتقادات خود را ولو به‌عنوان یک انسان خدا ناباور بدون دغدغه و تهدید جانی در فضایی دمکراتیک بیان کرد، مؤثر بود و به‌سوی هدف نهایی خود که همانا رشد و شکوفایی انسان و رهایی از هرگونه قیدوبندهایی که او را به اعماق جهل و نادانی فرومی‌برد نائل شد و صلح و دوستی، آرامش و امنیت را در جهان به ارمغان آورد.

ضمن تسلیت دوباره به مردم شریف و متحد فرانسه، بدانید که شارلی هبدو نه‌تنها در فرانسه بلکه در گوشه و کنار دنیا زنده و پویا است.

سیامک داوودی

استکهلم، ۱۳.۰۱.۲۰۱۵