همه‌ی نوشته‌های nazanin

پناهندگان آواره در ترکیه؛ ساکنان هیچ کجا/ مینو همیلی / از سایت شهروند

پناهندگان آواره در ترکیه؛ ساکنان هیچ کجا/ مینو همیلی

پناهندگان آواره در ترکیه؛ ساکنان هیچ کجا/ مینو همیلی

Print Friendly

۱۴ سال پیش بود که من و دختر خردسالم پس از دو سال زندگی مشقت بار در ترکیه به کانادا آمدیم. زندگی در شهری بدون امکانات ابتدایی به نام “آغری” و گرفتن پی در پی جواب منفی از دفتر سازمان ملل در ترکیه آسان نبود، اما به حکم زن بودن و مادر بودن و به امید یافتن جایی امن برای خود و فرزندم در گوشه ای امن در این دنیا، آن روزها را نیز سپری کردم. پس از قبولی با خودم عهد کردم به عنوان داوطلب دیگر پناهندگان را یاری دهم.

طی این سالها و طی سفرهایی که به ترکیه داشته ام، همواره گزارش کار خود را به صورت کتبی و تصویری به دفتر سازمان ملل ـ یو ان(UN) ارائه داده ام و از آنها درخواست کرده بودم که پرونده تعدادی از کیس های ردی را بازنگری کنند و خوشبختانه به جز چند مورد اغلب آن پناهنده ها پس از دریافت قبولی به کشور ثالث رفتند.

امسال تصمیم گرفتم به دلیل معضل ماندگاری طولانی پناهندگانی که دارای قبولی هستند به این موارد بپردازم.

یاسین الیاسی پدری که دارد سه فرزند را با شرایط سخت پناهجویی در ترکیه بزرگ می کند

در فاصله ۱۹ ماه می تا ۱۰ جون به چندین شهر سفر کردم و با تعدادی از پناهندگان دارای قبولی و منتظر انتقال به کشور سوم ملاقات کردم و گزارش تصویری و کتبی خود را به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان تحویل دادم. همچنین از یو. ان درخواست کردم پرونده تعدادی از کیس های ردی که اغلب بدون گرفتن مصاحبه مجدد، بسته شده اند را مجدداً بررسی کند.

جواب مسئول یو ان آنکارا به صورت کتبی:” ضمن تشکر فراوان از مسئولیت پذیری و تلاش های پیگیر شما برای این افراد، گزارش را با دقت خوانده و آن را با تیم خود بررسی خواهیم کرد و به کیس هایی که شما به آنها اشاره و به نکاتی که برجسته کرده اید به وضوح آنگونه که مناسب باشد بازنگری خواهیم کرد”.

مشاهدات من از شرایط پناهندگان در ترکیه

از سال ۲۰۱۳، روند رسیدگی به پرونده پناهجویان از طرف دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه با موانع و مشکلاتی مواجه شده است. پناهجویان افغان از آوریل ۲۰۱۳ با دستور کمیساریای عالی پرونده هایشان در هر مرحله‌ای بود متوقف و روند انتقال آن‌ها به کشور سوم متوقف شد. با ادامه جنگ در سوریه، از سال ۲۰۱۴ پناهجویان سوری به صف انتظار اضافه شدند و با حملات داعش به عراق، پناهجویان این کشور هم در انتظار اسکان قرار گرفتند.

اما پناهندگان ایرانی هم از این روند جدید مستثنا نبودند. روند رسیدگی به پرونده پناهجویان ایرانی از طرف دفتر کمیساریای عالی پناهندگان (یو ان) طولانی تر شد. از نیمه دوم سال ۲۰۱۴ تاریخ های طولانی پیش مصاحبه برای متقاضیان ایرانی از طرف دفاتر آسام صادر می شد و این روند تا اکنون نیز ادامه دارد. وقت‌های طولانی برای مصاحبه و روند کند انتقال پناه جویان ایرانی به کشورهای پناهنده پذیر از ژانویه ۲۰۱۵ از مشکلات جدید پناهجویان ایرانی است.

در میان پناهجویان ایرانی، بخشی از پرونده‌ها روال متفاوت تری را نسبت به سایر پرونده ها طی کرده است. زمان طولانی چند ساله برای انتقال به کشور سوم و عدم پاسخ شفاف از طرف «یو ان» استیصال و ناامیدی را بر آن‌ها حاکم کرده است. این پناهجویان غالبا عضو یا هوادار احزاب و سازمان‌ها کردی، سازمان مجاهدین خلق، سازمان‌های فداییان خلق و اخیرا احزاب چپ و کمونیستی هستند. مدت زمان انتظار این پناهندگان از یک تا ۱۲ سال است و هنوز در انتظار به سر می برند.

در گفت وگویی که با این پناهندگان داشتم در مورد پاسخی که «یو ان» به آن ها داده پرسیدم. پاسخ ها در یکی از این دسته بندی ها جا می گیرند:

ـ کشورهای اروپایی از سال ۲۰۱۵ پناهنده ایرانی نمی پذیرند.

ـ کشورهای آمریکا و به تازگی کانادا و استرالیا کمونیست ها را پذیرش نمی کنند

بچه های پناهجویان ایرانی در ترکیه

.

ـ برخی از کشورها کردهای وابسته به احزاب کردی را نمی خواهند.

ـ کیس شمال عراق پذیرش نمی شود.

در این سفر با چند پناهجو که پرونده های آن‌ها بدون مصاحبه مجدد از طرف «یو ان» بسته شده بود گفت‌وگو داشتم.

با طولانی شدن رسیدگی به پرونده ی پناهجویان ایرانی و سایر کشورها، معضلات اجتماعی و از هم گسیختگی خانوادگی در میان بخشی از آن ها مشاهده می‌شود. رشد مصرف مواد مخدر در میان پناهجویان جوان وکم سن که به همراه خانواده خود به ترکیه آمده اند و از ادامه تحصیل هم محروم شده اند به مشکلات پناهجویان اضافه شده است. در سفر به اسکی شهیر پناهجویی را دیدم که به خاطر طولانی شدن مدت انتظار، پسر ۱۹ ساله اش به نوعی ماده مخدر کشنده در ترکیه معتاد شده و «یو ان» هم در جریان قرار گرفته و هنوز پرونده ردی آن ها به جریان نیفتاده است.

علاوه بر این مشکلات، مشکل عمده خانواده ها مساله تحصیل فرزندان است. عدم آشنایی با زبان ترکی، فشار سایر دانش آموزان و گاه اولیای مدرسه به دانش آموزان پناهجو مانع روانی تحصیل دانش آموزان پناهجو در ترکیه است. در اکثر موارد فرزندان پناهجویان به دلیل این مشکلات حاضر به ادامه تحصیل نیستند.

در شهر نوشهیر به دلیل کوچک بودن شهر و بافت مذهبی و راسیستی که در آنجا وجود دارد، وضعیت پناهجویان به مراتب بدتر است. در سفری که به آنجا داشتم با خانواده ای مصاحبه کردم که پدر خانواده مجبور بود روزی ۱۵ ساعت برای گذران زندگی ۳ فرزندش کار کند و در تمام مدت طولانی که خانه نبود پسر ۱۳ ساله‌اش کارهای خانه و آشپزی را انجام دهد. به دلیل بافت کهنه و قدیمی نوشهیر، خانه هایی که پناهجویان در آن اقامت دارند، کم ترین و ابتدایی ترین امکانات ممکن را برای زندگی دارد. در همین شهر به آپارتمان پناهجویانی رفتم که در هر اتاق آن یک خانواده با کودکان شان آنجا زندگی می کردند. در یکی از این اتاق ها فرزند کوچک و چند ماهه یکی از خانواده ها به دلیل فشار مالی خانواده از خوردن شیر خشک محروم بود و به او شیرگاو که هم برای دستگاه گوارشی و هم برای سلامت او خطرناک بود می دادند. دادن شیر پاستوریزه به کودک زیر یک سال می تواند به خونریزی داخلی و فقر آهن منجر شود.

در ترکیه پناهجویان اجازه کار ندارند و به دلیل اقامت طولانی شان در ترکیه و گذران زندگی مجبور هستند که با کم ترین دستمزد کارهای دشوار و با ساعات کاری بالا انجام دهند. در اکثر مواقع به دلیل نبود حق شکایت پناهجو از کارفرما در قانون ترکیه، دستمزد پناهجویان توسط کارفرما پرداخت نمی شود. ساعات کاری در ترکیه برای پناهجویان بین ۱۲ تا ۱۵ ساعت با دستمزد پرداختی ۲۰ تا ۳۰ لیر به صورت روزانه معادل ۷ تا ۱۲ دلار آمریکا است. در مصاحبه با یکی از این پناه جویان که انگشتانش را در کار با دستگاه نجاری از دست داده بود پرسیدم چرا از کارفرما ادعای خسارت نمی کنی؟ پاسخ این پناهجوی آسیب دیده منطقی بود. او گفت که ما حق کار نداریم.

کار زنان پناهجو در ترکیه فراگیر است و کارفرماها در ترکیه ترجیح می دهند که زنان را به دلیل ارزان بودن نیروی کارشان استخدام کنند. در گزارش هایی که پناهجویان از ترکیه منتشر کرده اند، موارد تجاوز به دختران و پسران در محیط کار هست که مستندات آن را هم در سایت های مختلف ارائه داده اند.

مشکلات مالی پناهجویان، از طرف نهادهای بین المللی و دفتر کمیساریای عالی پناهندگان که بعد از اعطای پناهندگی با این پناهجویان مصاحبه مالی انجام می دهد، در اکثر موارد بی پاسخ می ماند. «یو ان» با سخت گیری تمام راضی می شود که به تعدادی از پناهنده هایی که قبولی دارند کمک مالی کند و این کمک مالی مبلغ ناچیزی است و در حدود ۵۰ دلار آمریکا به صورت ماهیانه است و نمی تواند حتی بخشی از مشکلات مالی پناهندگان را برطرف کند.

در ترکیه، بخصوص از سال ۲۰۱۵ و قبل از انتخابات پارلمانی این کشور، حزب جمهوری خواه خلق در رسانه ها به تبلیغات سوء در مورد پناهجویان سوری دست زد و در یکی از میتینگ های این حزب، «کمال قلیچدار اوغلو» خواستار اخراج پناهجویان سوری از کشور شد. به دلیل تبلیغات رسانه ها به همراه ریشه دار بودن کمالیسم در بخشی از مردم ترکیه، اکثر پناهجویان در این کشور با رفتارهای راسیستی مواجه می شوند. اجاره کردن خانه برای پناهجویان سخت است و در اکثر موارد مجبور هستند که خود را هم وطن آذری معرفی کنند

مینو همیلی (راست) در کنار دو پناهجوی ایرانی در ترکیه شادیار و پارسا

.

به دلیل مذهبی بودن بخش عمده ای از جمعیت ترکیه و بویژه در شهرهایی که کوچک هستند و تکیه ها و مساجد زیادی در آنجا ساخته شده، زندگی برای جامعه دگرباشان جنسی مشکل است و با واکنش های منفی مواجه می شوند.

قابل فهم است که به خاطر جنگ داخلی سوریه و مسئله داعش و عراق و هجوم آوارگان به ترکیه، حجم کار «یو ان» بسیار زیاد شده است، اما مشکلات «یو ان» نبایستی مانع تأکید بر حقوق پناهندگان شود و در کل اسکان مهاجر و آوارگان سوری ارتباطی به پروسه پناهندگی ندارند. بودجه های متفاوت و سهمیه های متفاوت در این دو مورد به «یو ان» تعلق می گیرند. سازمان ملل باید این مشکل را حل کند. بر اساس مشاهدات من در کیس های متفاوت، طولانی شدن پروسه پناهندگی بر روی زندگی پناهنده ها و رفتار آنها و سلامت روحی و جسمی شان تأثیر منفی دارد. زن هایی که مورد سوءاستفاده های جنسی قرار می گیرند و به دلیل وضعیت وخیم مالی دم برنمی آورند. حتی تعدادی اقدام به خودکشی کرده اند. اینها مشاهدات من فقط از چند شهر ترکیه و تعداد کمی از هزاران پناهنده است.

عدم توانایی مالی و عدم آگاهی برای گرفتن مشاور حقوقی موجب شده عده ای شیاد به اسم حقوقدان و مشاور، پناهندگان را تلکه کنند، حتی تعدادی از وکلای داخل و خارج از ترکیه هم از این شرایط سوءاستفاده کرده اند.گرفتن پول از پناهنده برای دادن کیس هایی که اغلب به ردی می انجامند و حتی تاییدیه های سازمانی از طرف افراد سودجو از این قشر ضعیف، غیر انسانی است و باید با آن برخورد جدی شود.

امیدوارم گزارش امسال من به «یو ان» در انتقال پناهندگان قبولی به کشور ثالث کمک کند و پناهندگانی که با بهانه موارد خاص بودن سال هاست که در انتظار هستند به کشور سوم منتقل شوند و آن دسته از پناهندگانی که با ردی از طرف «یو ان» مواجه شده اند قبولی بگیرند.

با ارایه گزارش تهیه شده فوق از اداره مهاجرت کانادا خواسته ام تا این دسته از پناهندگان قبولی دارای «یو ان» را بپذیرد. به نظرم برای سلامت محیط سیاسی اجتماعی کانادا و برای جامعه ایرانی ساکن کانادا بهتر است «اداره مهاجرت» به جای پذیرش آسان افراد وابسته به رژیم ایران، این دسته از پناهندگان منتظر در ترکیه را بپذیرد.

در پایان از مردم می خواهم در صورت امکان به پناهندگان واجد شرایط خصوصا زنان و کودکان به صورت مستقیم کمک مالی کنند. آنها می توانند با تشکیل گروه های چند نفره و با پرداخت اندکی پول ماهانه، خانواده ای را تحت حمایت مالی خود در آورند و پس از آن برای هماهنگی با من تماس بگیرند.

به نظرم این یک وظیفه و کار انسانی است. وضعیت اسف بار کودکانی که در ترکیه بی نصیب از حداقل های زندگی هستند و زنانی که برای گذران زندگی مجبور به تن دادن به خشونت محیط کار هستند و همچنین کارگران پناهجویی که در محیط کار دچار حادثه می شوند، ضرورت کمک انسانی و مالی را به این پناهندگان دو چندان می کند.

عبدالله اسدی:کشورهای غربی پناه‌جویان چپ و کمونیست را نمی‌پذیرند حقیقت ندارد

هیچ سند و مدرکی مبنی بر اینکه کشورهای امضاکننده کنوانسیون ژنو، پناه‌جویان چپ و کمونیست را نمی‌پذیرند وجود ندارد. نه دولت‌های غربی و نه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ازنظر حقوقی این اجازه را ندارند که یکی از معیارهای مهم و به رسمیت شناخته‌شده خود را رسماً زیر سؤال ببرند. بعلاوه از طریق هیچ منبع رسمی، خبری مبنی بر اینکه افرادی که باور به کمونیسم و عضویت در احزاب چپ و کمونیستی دارند از سوی کشورهای غربی به‌عنوان سهمیه پذیرفته نمی‌شوند منتشرنشده است؛ بنابراین چنین خبری هیچ پایه و اساسی ندارد.

هفته گذشته یک نفر از پناه‌جویان ایرانی در ترکیه با نگرانی به دفتر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی اطلاع داد که برای رسیدگی به پرونده خود و تعیین کشور، به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در آنکارا تلفن کرده و به گفته او کارمند دفتر این سازمان در پاسخ به وی گفته است که هیچ کشوری حاضر به پذیرش پناه‌جویان کمونیست به‌عنوان سهمیه نیست. این موضوع در سطح فیس‌بوک هم انعکاس یافت و نگرانی‌های زیادی را در میان تعدادی از پناه‌جویان در ترکیه دامن زد. درست دو روز پس از پخش این خبر اتحادیه اروپا اعلام کرد که در سال جاری ۲۰ هزار پناه‌جو از میان سهمیه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل را می‌پذیرد. اگرچه اتحادیه اروپا با جزئیات توضیح نداده که این سهمیه‌ها مربوط به چه کشورهایی هستند ولی بدون شک شمار زیادی از آن‌ها از پناه‌جویان ایرانی چپ و کمونیست و غیر کمونیست در ترکیه خواهد بود.

این برداشت‌ها به‌ویژه در پایان جنگ سرد نیز وجود داشت ولی در عمل ما شاهد چنین تصمیماتی از جانب هیچ‌کدام از دولت‌های امضاء کننده کنوانسیون ژنو، مصوب ۱۹۵۱ و پروتکل ۱۹۶۷ نبوده‌ایم. در طول ۲۷ سال گذشته تا به امروز ما شاهد پذیرش هزاران پناه‌جوی ایرانی از سوی دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه و پس‌ازآن از سوی کشورهای امضاء کننده سند مبانی پذیرش پناهندگی هستیم. بخش بسیار بزرگی از آن‌ها به دلیل عضویت و فعالیتشان در صفوف احزاب چپ و کمونیست پذیرفته‌شده و هم‌اکنون در کانادا و استرالیا و کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند. این روند همچنان ادامه دارد.

اتفاقاً شرایط برای پذیرش پناه‌جویان چپ و کمونیست ایرانی بیش از هر معیار و دلایل دیگری در کشورهای غربی همچنان فراهم است و هیچ‌کدام چنین تصمیمی را اعلام نکرده‌اند. تاریخ تصویب کنوانسیون ژنو اساساً با خواست کشورهای غربی صورت گرفت تا اینکه در آن زمان تعهدشان را به شرایط پناهندگان اعلام نمایند. اینکه در شرایط فعلی بعضی از همین کشورها کمتر پناه‌جو می‌پذیرند و شرایط را برای افراد متقاضی پناهندگی سخت‌تر کرده‌اند؛ فقط به پناه‌جویان کمونیست محدود نمی‌شود. در مالزی و اندونزی هم بسیاری از پناه‌جویان ایرانی کیس و دلایل مسیحیت مطرح کرده‌اند و بسیاری از آن‌ها نه‌تنها از سوی کشورهای غربی پذیرفته نمی‌شوند بلکه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نیز دلایل بسیاری از آن‌ها را رد کرده است. هیچ دولت و هیچ نهاد پناهنده‌پذیری، نه چنین تصمیمی را در مورد دلایل مسیحیت اتخاذ کرده و نه تبصره‌ای در این مورد صادر کرده است. بنابراین اگر محدودیتی وجود دارد که بسیار هم زیاد و غیرقابل‌توصیف است، برای همه یکسان است. اکنون پس از گذشت سال‌ها از تصویب کنوانسیون ژنو هنوز پذیرش پناه‌جویان بر پایه همان معیارها صورت می‌گیرد.

اظهارنظر یک نفر از طریق تلفن در پاسخ به یک متقاضی پناهندگی نمی‌تواند هیچ سندیت و رسمیتی در این مورد داشته باشد. روزانه ده‌ها شایعه و تعابیر گوناگون در مورد مسائل پناهندگی پخش می‌شود بدون اینکه سندیت داشته باشد. هنوز نژاد، ملیت، مذهب و عضویت در یک سازمان و دارا بودن عقیده سیاسی خاص، مستقل از اینکه فرد متقاضی کمونیست باشد یا نباشد مبنای اصلی پذیرش پناه‌جویان در ترکیه و کشورهای امضاکننده کنوانسیون ژنو است.

۱۹ ماه مه ۲۰۱۵

 

 

نازنین صدیقی:جوون‌ها و مبارزه با جونورهای اسلامی در خیابون

درخواست ازدواج یک جوون ایرانی از دوست‌دخترش در تهران. (اینجا بام تهران نامیده میشه.)

خیلی جالبه، جوون ایرانی در بدترین شرایط تلاش میکنه؛ در کوچه و خیابون با اوباش حزب‌الله جنگ تن‌به‌تن میکنه تا از دنیای امروز جا نمونه. شاید یک عده بگند که این نشون دهنده هیچ تلاشی برای پیشروی با دنیا نیست اما من میگم که هست. زن و مرد ایرانی مبارزه‌ای روزمره در کوچه و خیابون با رژیم اسلامی دارند. طی ۴ دهه گذشته زن‌ها در خیابون‌ها جنگیدند، درد تیغ زدن به پیشونی و لب‌ها رو کشیدند، درد شلاق رو چشیدند تا سانت به سانت از طول و عرض حجاب اجباری کم کنند و کردند.

مردها تحقیر شدند، آفتابه به گردن در خیابونها چرخونده شدند در چهارراه‌ها تیغ به موهاشون کشیده شد اما موی سر رو با آخرین‌مدل‌ها کوتاه و آرایش کردند. این مبارزه سال‌هاست که در جریانه و تا سرنگونی این جونورهای اسلامی ادامه داره.

نمیدونم چرا با دیدن این عکس یاد ترانه لایف ایز لایف از  گروه اپوس افتادم که سال‌ها پیش کارگرهای کارخونه شاهو به کارگرهای ایران‌خودرو تقدیم کرده بودند. اونم مثال دیگه‌ای از این مبارزه است.

نازنین صدیقی

 

مریم صالحون تهرانی:پس چه شد؟

ایران کشوری است که در آن برای این سؤال هیچ‌گاه پاسخی پیدا نمی‌کنید. پس چه شدهای فراوانی وجود دارد که اگر کسی برای گرفتن جوابش پافشاری کند عاقبتش جایی جز زندان‌های مخوف جمهوری اسلامی نخواهد بود.  به‌راستی پس چه شد صدها کیلو طلایی که در یک‌چشم به هم زدن تبدیل به آهن شد؟ کاری که در طی قرن‌ها هیچ کیمیاگر و جادوگری نتوانست انجام دهد. پس چه شد نتیجه بررسی اختلاس‌ها . فاضل خداداد (سال ۱۳۷۴ مبلغ ۱۲۲ میلیارد تومان) و سپس شهرام جزایری. حکایت شهرام جزایری  و امثال او حکایت قانون فیزیک  است؛ انرژی از بین نمی‌رود بلکه از صورتی به‌صورت دیگر تبدیل می‌شود. بنابراین جریمه نقدی شهرام جزایری از زنجیره‌ای به زنجیره دیگر انتقال میابد. داستان شهرام جزایری داستان اناسیس است با ورژن وطنی. سپس مه آفرید خسروانی (امیر منصور آریا) سال ۱۳۹۰ مبلغ سه هزار میلیارد تومان و در پیان بابک زنجانی که به گفته نماینده مجلس ایران رقم اختلاس او چهار برابر اختلاس امیر منصور آریا است. پس چه شد حقوق به تعویق افتاده کارگران و بازنشستگان و کجایند افرادی که پیگیر حقوق این قشر زحمتکش و مظلوم جامعه هستند؟ آیا جایی به‌جز زندان‌های رژیم می‌توانیم حال این افراد را جویا شویم ؟ پس چه شد جواب چراهای مادر ستار بهشتی کارگر ۲۳ ساله ؟ اگر هم فردی مثل خانم نرگس محمدی به دنبال پاسخی برای سؤال‌ها و دردهای خانم گوهر عشقی باشد باید با حکم وزارت اطلاعات بارها و بارها  به زندان خوانده شود. پس چه شد جواب خون ریحانه جباری. تنها کاری که مردم توانستند در ایران انجام دهند این بود که صدای مظلوم و بی‌دفاع ریحانه و مادرش را درگوشی‌های موبایل دست‌به‌دست می‌چرخاندند و درنهایت سکوت گوش می‌کردند؟ چه شد پیگیری ماجرای فریناز مهماندار هتل تارا؟ تا کی می‌توانیم در برابر تجاوز به زنان در رژیم جمهوری اسلامی سکوت کنیم، بدون هیچ رسیدگی واقعی؟

و جواب تمام این سؤال‌ها: هیس انسان‌ها در ایران فریاد نمی‌زنند!

بیتا کاشانی:تغییر دین در ایران و عواقب آن

در زیر مقاله‌ای در مورد تغییر دین در ایران و مشکلات و عواقب آن برای مسلمان‌زاده‌ها قرار می‌دهم تا بازهم سندی باشد بر بی‌عدالتی ملایان داخل ایران و محدود کردن مردم ایران از حق طبیعی انتخاب دین و بی‌دینی به هر صورت که مایل هستند.

آمار تغییر و ترک دین به‌طور پنهانی در بین جوانان ایرانی شدت رشد پیداکرده است اما هنوز فضای مناسب برای علنی شدن آن وجود ندارد.

در خاورمیانه دین رسمی کشور در چهارچوب دولت با دستمال ابریشمی حفظ‌شده است، درحالی‌که ادیان دیگر حتی اگر هم جزء پیروان اهل کتاب‌های آسمانی باشند باید درک صحیحی از وضعیت واقعی اقلیتی خویش داشته باشند.

ایران تافته جدا بافته‌ای بشمار نمی‌رود، تغییر دین به‌منزله عملی شیطانی بشمار رفته است، فی‌المثل مانند علف‌های رونده که از ریشه درمی‌آیند پیروان ادیان مختلف هیچ شانسی برای رشد نمی‌یابند از دوران قدیم این روال رایج و مرسوم بوده است و همین‌طور نیز خواهد ماند و باگذشت زمان تغییری به حال آن حاصل نمی‌شود. از قرن شانزده میلادی مذهب رسمی ایران شیعه اثنی عشری است.

مثال‌هایی از اختناق مذهبی در چند سال گذشته: ۱- کلیسای مسیحی در تهران تعطیل‌شده است ۲ – تخریب و خرابی مراکز درویشان در اقصی نقاط کشور ۳ – تهمت جاسوسی به پیروان مذهب بهائیت ۴ – تهدید به مرگ کشیش‌های ایرانی‌الاصل در آتن پایتخت کشور یونان

سؤال رعب برانگیز این است که این ماده قانونی آیا خارج از مرزهای جمهوری اسلامی هم به اجرا درخواهد آمد یا خیر؟

چراکه در اروپا بسیاری از ایرانیان با تغییر مذهب خویش به دین مسیحیت گرویده‌اند، تهدید به جان سه کشیش ایرانی‌الاصل فعال در آتن پایتخت یونان در چند سال گذشته باعث احساس رعب و وحشت در میان گروندگان به مذهب مسیحیت و کلیسای فعال آن شهر شده است.

حزب‌الله با نوشتن نامه تهدید به مرگ خواستار بازگشتن مسیحیان به دین پدری خویش شده‌اند و در صورت تمرد بر طبق شریعت اسلامی آن‌ها را مرتد دینی شمرده و همانند مرتدین با آن‌ها رفتار خواهند کرد. به‌غیراز مسلمانان مسیحی شده، بهاییان و همچنین متصوفه و پیروان مکتب درویشی از این ماده قانونی دچار خوف و وحشت شده‌اند. البته بهاییان بدون تردید و شاید متصوفه نیز جزء مرتدان دینی بشمار می‌روند. وضع جوانانی که به‌طورکلی مذهب را کنار گذاشته‌اند از این هم روشن‌تر است. تعداد چنین افرادی از کسانی که تغییر دین داده‌اند به‌مراتب بیشتر هم هست.

بهائیت از قرن هجده میلادی به‌صورت شعبه‌ای از دین اسلام بنیان‌گذاری شد. شریعت اسلامی، بهاییان را خارج از دین اسلام می‌انگارد حتی بااینکه بهاییان نسل‌اندرنسل بهایی بوده‌اند فقط کسانی که از ادیان دیگر به‌غیراز اسلام به بهائیت گرویده‌اند جزء این قانون شریعت محسوب نمی‌شوند. قبل از انقلاب بهاییان جزء متشخصین جامعه بشمار می‌رفتند اما پس از انقلاب آن‌ها تحت اختناق شدیدی روزها را سپری می‌نمایند. صدها نفر از آن‌ها اعدام‌شده‌اند. کلاً سیصد هزار نفر بهایی در ایران هستند. بهاییان اجازهٔ مناصب دولتی را نداشته و فرزندانشان از حق تحصیل در دانشگاه‌ها محروم می‌باشند. بهاییان سعی دارند که فرزندانشان را از طریق اینترنت و کامپیوتر تحصیل دهند ولی کامپیوترهای آن‌ها نیز مصادره می‌شود چند سال پیش هیئت‌رئیسه مذهب بهاییان در ایران به جرم جاسوسی برای اسرائیل دستگیرشده است و محکمه آنان با احتمال خطر محکومیت به مجازات اعدام برای هفت نفر از آنان آغاز شد.

همچنین متصوفه از زیر تیغ تخریب در امان نمانده‌اند، درویشان خود را شیعه اثنی عشری به شمار می‌آورند اما سردمداران مذهبی کشور نظری دیگر داشته و اخیراً چهار نفر از مراجع شیعه شدیداً با آن‌ها برخورد کرده‌اند. متصوفه پیرو عرفان اسلامی هستند، درویشان فقط معتقد به قرآن و احادیث پیامبر آن نبوده، بلکه معتقد هستند که هر فرد مسلمان می‌تواند یک رابطه مستقیم و شخصی با معبود یکتای خویش برقرار کند، آن‌ها قرآن را به طرق دیگری تفسیر می‌کنند و همچنین معتقد هستند که بسیاری از احادیث نسبت داده‌شده تراوشات تخیلی نویسندگان آن در طول تاریخ بوده است.

در مقابل آن مراجع منتسب به شیعه اعتقاد بر این دارند که درویشان معتقد به خرافات بوده و رگه‌های پیش از اسلامی دارند. معتقدات آن‌ها به‌کل معکوس بوده و آخرین فتواها در مورد درویشان آن‌ها را در زمره مرتدین و منحرفین اسلامی شمرده است.

در دوران حکومت جمهوری اسلامی صدها مسیحی و نو کیش تحت بازجویی قرار گرفتند و زندانی شدند. چاپ کتاب مقدس مسیحیان به زبان فارسی ممنوع شد و بسیاری از نسخه‌های کتاب مقدس در کنار مواد مخدر و بطری‌های مشروب الکلی به آتش کشیده شد. خدمات کلیساها تعطیل و به خانه‌ها کشیده شد و مراسم عبادت نو مسیحیان به اقدامی زیرزمینی و خطرناک تبدیل شد.

bita kashani

مژگان نخعی:آیا بوی توافق به مشام می‌رسد؟

با توجه به خواسته‌ها و مطالبات گروه ۱+۵، مسلماً بعد از تقریباً سه ماه آینده به نظر می‌رسد این توافق بسیار سخت و یا غیرممکن باشد.

چنانچه در پروتکل الحاقی ذکرشده که آژانس می‌تواند به‌طور سرزده هرگاه که بخواهد از تأسیسات اتمی، مرکز هسته‌ای و نظامی و موشکی بازدید کند، البته با توجه به گفته‌های سران رژیم اسلامی آن‌ها زیر بار این قضیه نمی‌روند و هرگز به آژانس اجازه نمی‌دهد که به‌طور سرزده و طبق میلشان بازدید داشته باشد. از طرفی علی خامنه‌ای خواستار برداشته شدن تحریم‌ها به‌طور کامل شده که این امر امکان‌پذیر نیست و از طرفی دیگر امریکا خواستار اعتماد کامل از طرف رژیم اسلامی است که آن‌هم محال است، زیرا رژیم جهل و جور و فساد را چه به اعتمادسازی جوامع حقوق بشری؟!

بسیار واضح است که رژیم با ترفندهای گوناگون در پی پنهان کردن مقاصد پلید خود و درصدد به دست گرفتن قدرت در منطقه و رسیدن به بمب اتمی است. علی خامنه‌ای می‌خواهد مشکلاتی را که با جامعه جهانی و غرب دارد را پشت قضیه هسته‌ای پنهان کند. به گفته محققان و منتقدان نقض حقوق بشر در ایران، بعد از گفتگوی قدرت‌های بزرگ و جمهوری اسلامی در لوزان، خواستار توجه بیشتر جامعه جهانی به وضعیت حقوق بشر در ایران شده‌اند و اظهار می‌دارند دستیابی به توافق هسته‌ای، تضمین‌کننده بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران نخواهد بود و اینکه بدترین کار در حال حاضر، خارج کردن بحث حقوق بشر در ایران از دستور کار در جامعه بین‌المللی است. هرگونه توافق با رژیم اسلامی در ایران فقط به نفع گروه‌های ویژه یعنی همان‌هایی که اقتصاد در سایه را ایجاد کرده‌اند و سران نظام است. رژیم اسلامی بیشترین اعدام‌ها را در این چند سال داشته، چنانچه در یک سال اخیر شمار اعدام‌ها به ۸۵۰ نفر رسیده که از فعالان سیاسی، عقیدتی، دگراندیشان، کارگران و مبارزان و حتی زنان و کودکان می‌باشد که همهٔ این جنایات و سرکوب‌های داخلی به‌فرمان علی خامنه‌ای صورت می‌گیرد. همان‌طور که سرمایه‌های نفتی و ذخایر ارزی ما در ایران خرج گروه‌های تروریستی در سوریه، لبنان، عراق و یمن می‌شود. پیام حکومت اسلامی به مردم ایران در این ۳۷ سال جز فقر روزافزون، بیکاری، انزوای سیاسی، عدم ارتباط با خارج، خفقان و اعدام و سرکوب، چیز دیگری نبوده و نیست.

مژگان نخعی

 

mojgan naxaee

ماریا طبرزدی:عشق، ضرورتی برای تجلی انسانیت

تأثیر عشق به معنای دوست داشتن و احساسی دلپذیر که بسته به عمق آن اراده را تقویت می‌نماید موجی است در ابعادی خاص که اثر آن فقط در بعدی که گسترش می‌یابد بروز می‌نماید. زیبایی یک منظره در ذهن نابینا تأثیر عاشقانه‌ای در پی نخواهد داشت همان‌طور که یک آهنگ دلپذیر بر روان شخص ناشنوا، پس نتیجه می‌گیریم امواج عشق فقط در جهتی تأثیر می‌گذارد که گسترش می‌یابد، اما در این جهان نوعی احساس فراگیر وجود دارد که می‌تواند همه را تحت اثر خود قرار دهد، انسانی که برمبنای رعایت حال دیگران زندگی می‌کند و بدون در نظر داشتن و توجه به قانون تمام حقوق دیگران را محترم می‌شمارد انسانی کامل است که حتی می‌تواند اطلاعی از بندبند قوانین تصویب‌شده نداشته باشد. این بدان معنی است که امواج عشق او در همه زوایا در حال گسترش است و در هر نقطه‌ای که قرار بگیرد اثر خوبی از او دریافت می‌شود. حال به اصل موضوع می‌پردازم. این خاصیت انسان‌های نجیب در ادیان اختراع‌شده توسط شیادان حقه‌باز مورداستفاده قرارگرفته و آن‌ها را نمایندگان دین معرفی می‌نمایند درحالی‌که اشتباه ازاینجا شروع می‌شود که محل تولد اینان به صورتی کاملاً اتفاقی با محل ظهور دین تلاقی یافته است. در حقیقت دین و نمایندگانش همان‌هایی هستند که تحمل انتقادات دیگران را ندارند و با استفاده از قدرت کسب‌شده به‌واسطه سوءاستفاده شیادان از جاهلان و تجمع قدرت فیزیکی اجتماع حاصله از این عقیده سرکوب مخالفین و چپاول ثروت‌ها را انجام می‌دهند. برگردیم به بحث اصلی، عشق یعنی فراتر از قانون بودن در رعایت حال دیگران. قانون شاید در کوتاه‌زمان جامعه را به امنیت برساند اما با انحراف قانون‌گذاران باید چه‌کار کرد؟ با نواقص قانون باید چه‌کار کرد؟ با مناطقی که قانون تسلطی بر آنان ندارد باید چه‌کار کرد؟ فرهنگ‌های مختلف را چگونه باید تحت تسلط یک قانون درآورد؟ اینجاست که نه قانون، بلکه عشق مورد سوءاستفاده قرارگرفته، در نقش روحانی و مبلغ مذهبی ولی با باطنی آکنده از نفرت از بشر و فقط در جهت سوءاستفاده نقشی را به عهده گرفتند که در خفا خودشان نیز آن را مسخره می‌کنند ولی چه منافع سنگینی که بابت آن هر خفتی را به مردم خود تحمیل می‌کنند. اینان پست‌فطرتانی هستند که با استفاده از تصویر همان انسان‌های واقعی و جا زدن خود در قالب آن‌ها می‌خواهند سند تأیید خود و دین چرندشان را از مردم ساده‌لوح دریافت نمایند. در طول تاریخ بیشترین سوءاستفاده از این طریق در اسلام صورت پذیرفته، هرچند دیگر ادیان نیز از این امر مستثنا نبوده‌اند. آیا توجه کرده‌اید که چرا پیامبران برای جانشینی خود شخص بخصوصی را نام نبرده‌اند؟ زیرا ادیان آن‌ها بر اساس سلطه‌طلبی بنیان‌گذاری شده و پیروان آن‌ها نیز به دنبال تسلط بر جان و مال دیگران به هر طریق بوده‌اند، این پیامبران سیاستمدار دقیقاً می‌دانستند که پیروان نابکارشان در صورت مشخص شدن یک نفر به‌عنوان جانشین سروری او را تاب نیاورده و در نابودی او همت خواهند کرد و مطمئناً با نابود شدن آن شخص بساط آن دین کذایی نیز برچیده خواهد شد؛ درحالی‌که با شروع تفرقه در میان اصحاب او بعد از مرگش دسته‌ها و گروه‌هایی تشکیل می‌شود که هر یک در تلاش‌اند با به دست آوردن و یا تولید سندهایی انتصاب و قرابت بیشتر خود را به آن پیامبر شیاد در بر حق بودن خود اثبات نمایند و این جریان تا همیشه ادامه خواهد داشت. این است جریان دین‌هایی که زندگی‌شان بر پایه تفرقه میان انسان‌ها قرار می‌گیرد. روح آدمی برای اتحاد نیاز به عشق دارد و قانون فقط فرصتی را برای زنده ماندن و امنیتی کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند در مقیاسی محدود که خود درنهایت باعث ایجاد تبعیض‌هایی می‌شود به دلیل محدودیت‌هایی که ذکر شد. ایران از زمان ورود اسلام آن‌چنان مورد ستم واقع گردید که رویه فرهنگی کهن خود را در اثر این ضربه مهلک برای مدتی طولانی فراموش کرد. در مورد اسلام کلاه‌برداری بزرگی صورت گرفت که با داستان‌هایی که درروند حکومت‌های اسلامی به وجود آمد سوءاستفاده گسترده‌ای از عشق صورت گرفت و تمثیل‌های قلابی به‌عنوان مظلومینی که باید موردحمایت قرار گیرند تولید و برای گمراه کردن مردم روانه کردند. این نکته بسیار ظریف درروند تاریخ اجتماعی ایران باعث شکل‌گیری نهضت‌های دوگانه‌ای شد که همان تفرقه در جامعه ایران باعث زنده ماندن این مولود پلید شد تا جایی که جنگ‌های بزرگی مانند چالدران پایه‌گذاری شده بر اساس همین اعتقادات بین دو ملت درگرفت که ملت شیعه مسلک با ملت سنی مسلک برای نشان دادن قدرت مذهبشان درگیر شدند. حال که به تاریخ نگاه می‌کنیم حماقت آن‌ها بدون هیچ پرده‌ای و حجابی قابل‌مشاهده است. بسیار دیر اما به‌هرحال جریان تحلیل مذهب از نگاه روشنفکران در انقلاب مشروطه ایران شروع و به‌مرور بر سرعت آن افزوده شد. انقلاب اخیر ایران نیز به‌نوعی استفراغ تعفنی بود که در حلقوم ایران گیرکرده بود و می‌بایست بیرون می‌آمد و برای مدتی بوی گند آن بر ملأ می‌شد و حال که بیرون آمده مشخص گردیده در تمام این سالیان دراز مردم چه حقارتی از جانب این مذهب تحمل کرده‌اند تا جایی که شاهنشاهان پهلوی که در عصر مدرنیته به حکومت رسیدند از اعتقادات خود به خرافات مذهبی آسیبی غیرقابل‌جبران دریافت کردند، چه تمسخرآمیز است که در بالاترین مدارج حکومتی نیز مردم درگیر خرافات بوده‌اند، اما این داستان در حال نزدیک شدن به انتهاست و جالب است که خود آن شیادان هم برای درگیر کردن پیروانشان در جنگی که انتظار به لجن کشیدن دنیا از طریق آن را دارند تبلیغاتی می‌کنند که سندسازی برای آن مدت‌زمان طولانی است که شروع‌شده. مردم به پا خاسته‌اند تا دوباره باهمتی بلند و عشقی تمام، ریشه کینه و عداوت را خشکانده و درخت تناور عشق را دوباره بارور سازند؛ عشقی که در تمام زوایا و در تمام جهات توسعه خواهد یافت. مردم ریشه بی‌عدالتی را و تمام باورهای غلط و زشت و احمقانه را خواهند خشکاند. شاید به عمر ما نینجامد اما ما طلبکارانی نیستیم که فقط به دنبال به دست آوردن تمنای خود باشیم بلکه آزاد اندی‌شانی هستیم که توسعه‌دهندگان فرهنگ متمدن خودمان برای بهره‌مندی همه هستیم. عشق به انسان‌ها و همه موجودات زنده است که منبع انرژی برای این حرکت عظیم را فراهم می‌نماید. متقلبینی که حکومت ایران را مزورانه از مردم ربودند و آن‌ها را در ورطه فنا و نابودی گرفتار کردند دوره‌ای کوتاه، فرصت عرض‌اندام یافته‌اند اما به‌مانند کف روی آب با امواج سهمگین اقیانوس خشم مردم ایران به بیرون پرتاب خواهند شد. این امیدی است که روشنایی آن از میان غبار خفقان‌آور اسلام متعفن حاکم بر ایران در حال رشد و قابل‌رؤیت است.

 

ماریا طبرزدیMaria Tabarzadi

مسعود صالحی:حق مسلم چیست؟

حکومت اسلامی ایران سال‌ها از حق مسلم ملت ایران دم زد و گفت. توی بوق و کرنا کردند، چه پول‌هایی با رقم‌های نجومی در این مدت به اسم حق مسلم ملت ایران به تاراج رفت و معلوم نیست در چه جاهایی و در جیب چه کسانی رفت و تنها چیزی که به‌عنوان حق مسلم باقی ماند فقر و تنگدستی، گرانی، بیکاری، بالا رفتن آمار فحشا و اعتیاد و هزاران بلای دیگر بر سر فرهنگ جامعه و اعتبار مردم آمد و هنوز هم ادامه دارد. حال دیگر صحبت از حق مسلم نیست. بیش از ۱۰ سال ملت با این فشارها دست‌به‌گریبان بودند و زندگی در کام ایرانیان تلخ‌تر از زهر شد و حال می‌گویند رهبر ایران بعد از ثروت بی‌نهایتی که در این دوران به دست آورده و تمامی هزار فامیلش میلیارد دلاری شده‌اند و در ناز و نعمت زندگی می‌کنند جام زهر نوشیده است. (خدا از این جام‌ها نصیب ما هم بکند).
در تمامی این سال‌ها، حکومت غارتگر اسلامی به‌جز دروغ‌گویی، دزدی، زورگویی و کشتن جوانان و اختلاس‌های بزرگ هیچ‌چیز دیگری برای ایرانیان نداشته و تازه بعد از همه این‌ها عده‌ای، از این موجودات حکومتی قهرمان ملی می‌سازند و با آغوش باز از آنان استقبال می‌کنند. این جماعت همیشه گول‌خورده تمامی مشکلاتشان را فراموش می‌کنند، حق مسلم را کنار می‌گذارند و از آدم‌های روباه‌صفت و دروغ‌گویی همچون روحانی و ظریف و بقیه دست‌اندرکاران حکومتی، همچون یک قهرمان و مدافع حقوق ایرانی نام می‌برند. واقعاً جای بسی تأسف است.
تمام این رجال و سردمداران حکومت از حق مسلم دم می‌زنند ولی نه کسی می‌پرسد و نه کسی جواب می‌دهد که در یک سال گذشته مبلغ ۹.۵ میلیارد دلار از پول‌های ملت که در بانک‌های خارجی بلوکه‌شده بود و به ایران پس داده شد و حق مسلم مردم ایران است، الآن کجاست؟ به‌حساب چه کسی رفته و یا خرج چه‌کاری شده است؟ از این حق‌ها کسی حرفی نمی‌زند و دنبالش را نمی‌گیرد چون تمام این چراها به بیت رهبری و سپاه پاسداران ختم می‌شود و مردم همیشه فراموش‌کار حق دخالت در این امور را ندارند.
به امید آزادی و نابودی حکومت اسلامی حاکم بر ایرانCapture

حسین خزاعی:افزایش بی‌سابقه آمار اعدام در جمهوری اسلامی

باروی کار آمدن دولت حسن روحانی و وعده‌های پوچ و بی‌اساس در هنگام انتخابات، انتظار می‌رفت که روند اعدام‌ها در ایران کاهش یابد، اما عملاً این اعدام‌ها کمتر که نشد هیچ، به‌جایی هم رسید که در سال گذشته به بیش از ۷۰۰ نفر و در دو هفته گذشته حدود ۵۰ نفر اعدام شدند و جوخه‌های اعدام در ایران هرروز فعال‌تر از روز قبل می‌شوند. دولت حسن روحانی به هیچ گروه و سازمانی پاسخگو نیست.
در ایران مطبوعات آزاد نیستند و اجازه انتشار هر خبری را ندارند که اعدام‌ها را به چالش بکشد و یا بتوانند با آگاه کردن مردم اعدام‌ها را متوقف کنند.
در تمامی این سال‌ها حکومت اسلامی به هراندازه که توانسته اعدام کرده چه درملأعام و چه در خفا و توجیهی که برای این اعمال داشته درس عبرت برای مردم بوده ولی اگر قرار به عبرت باشد در طول تاریخ همواره پادشاهان و حاکمان افراد را اعدام می‌کردند آیا عبرت شده؟ اعدام مشکلات را حل نمی‌کند بلکه خشونت را در جامعه ترویج می‌دهد.
کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران می‌گوید که بیشتر اعدام‌شدگان هفته‌های اخیر به جرائم مرتبط با مواد مخدر یا جنایات خشونت‌بار متهم بودند اما اظهار نگرانی می‌کند که به دلیل منتشر نکردن اسامی بسیاری از اعدام‌شدگان و نیز اطلاعات مبهم و یا بعضاً بی‌اطلاعی از روند رسیدگی به پرونده‌هایی که درنهایت مجازات مرگ را برای متهمان یادشده به همراه داشته است، نگرانی جدی در خصوص روند قانونی وجود دارد.
اما باید دید به چه طریق می‌توان جلوی این کشتارهای بی‌رحمانه حکومت اسلامی ایران را گرفت و به روند روزافزون این اعدام‌ها خاتمه داد؟