همه‌ی نوشته‌های nazanin

برخورد وحشیانه پلیس ضد شورش در مرزهای مقدونیه با مهاجرانی که قصد عبور از آنجا را دارند

روزانه هزاران مهاجر آسیایی و آفریقایی به قصد درخواست پناهندگی و زندگی در کشورهای شمال اروپا از راه‌های پرمخاطره راهی این قاره می‌شوند.آلمان عمده ترین مقصد مهاجران در اروپا است و به گفته رسانه‌های آلمانی، تعداد کسانی که در این کشور درخواست پناهندگی می‌کنند، به ۷۵۰ هزار مورد خواهد رسید.کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد اعلام کرد که فقط روز شنبه ۲۲ اوت/۳۱ مرداد حدود ۷ هزار مهاجر پس از آنکه نتواستند از مرز مقدونیه بگذرند، وارد خاک صربستان شدند.افزایش موج ورود مهاجران غیرقانونی به کشورهای اروپایی که بسیاری از آنان جنگ‌زدگان سوری هستند، با واکنش احزاب راستگرای اروپایی روبه‌رو شده است و همچنین افزایش فعالیت گروه‌های افراطی ملی‌گرا و موج نژادپرستی را در پی داشته است.در همین حال، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد خواهان آن شده که کشورهای اروپایی پذیرای تعداد بیشتری از افرادی باشند که از جنگ گریخته‌اند.در روزهای گذشته مقدونیه به عنوان یکی از گذرگاه‌های مهاجران برای رسیدن به کشورهای اروپایی، پس از آنکه مرزهای جنوبی خود را بست، شاهد درگیری خشونت‌بار میان مأموران پلیس و مهاجران بود.در حال حاضر صدها هزار جنگ‌زده سوری در خارج از سوریه به سر می‌برند که بخش کمی از آنان موفق شده‌اند در کشورهای اتحادیه اروپا پناهندگی بگیرند.

این مردم از جنگ ناامنی گریخته اند، از خطر بمباران و آوار بر سر خود و خانواده شان راهی ناکجاآباد شده اند به این امید که سرپناه و مأوایی امن برای خود و عزیزانشان پیدا کنند. این مردم از داعش و اسد گریخته اند. اما در این سوی آب چه میابند؟ گاز اشکاور و باتوم. بله با نام حقوق بشر به جنگ بی پناهان رفتن افتخار نیست. مرزهایتان برای چه بسته اید؟ به جای آن دست از مماشات با اسلام سیاسی و جانوران گرداننده آن بردارید و یا اینکه این نام و لقب نیمبند “حقوق بشر” را از خود حذف کنید.

نازنین صدیقی

آگهی ارسال مطلب برای نشریه همبستگی

با سلام به دوستان گرامی، امیدوارم که تابستان خوبی را پشت سر گذاشته باشید
بدین وسیله به اطلاع میرسانم که زمان چاپ نشریه شماره 93 همبستگی نزدیک است و از شما و تمامی دوستانی که قصد فرستادن مطلب برای این شماره را دارند درخواست میکنم که تا جمعه 28 آگوست مطالب خود را برای من و میلاد رابعی بفرستید.

nazmoa@msn.com
milad.rabei@gmail.com

اوقات خوشی را برای شما آرزو میکنم
نازنین صدیقی

قابل توجه مراجعه كنندگان به دفتر فدراسيون

به اطلاع مراجعه كنندگان به دفتر فدراسيون پناهندگان ايرانى ميرسانيم كه عبدالله اسدى تا روز ٢٥ آگوست در مرخصى بسر ميبرد و مراجعه كنندگان ميتوانند در اين مدت با بهنام آزاد با شماره تلفن ٠٠٤٦٧٦٢٢٠٣١١٦ تماس حاصل نمايند.

چند سؤال از عبدالله اسدی در مورد توافقات هسته‌ای ایران و 1+5

ازآنجایی‌که پس از توافق شش قدرت جهانی با ایران سؤالات زیادی در میان پناه‌جویان و افرادی که می‌خواهند به‌منظور درخواست پناهندگی در ترکیه و کشورهای غربی از ایران خارج شوند مطرح‌شده و به فدراسیون رسیده است، در نظر گرفتیم در این شماره همبستگی این سؤالات را با عبدالله اسدی مطرح نماییم.

همبستگی: برای بسیاری از افرادی که مدت‌هاست دنبال راهی برای خروج از ایران بوده‌اند اکنون این سؤال مطرح است که آیا به بهبود اوضاع داخلی ایران پس از لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط ایران با غرب امیدی هست تا فعلاً دست به اقدامی برای خروج از ایران نزنند؟ این روزها ارزیابی و تحلیل‌ها در موردتوافق وین بسیار زیاد و متفاوت است، نظر شما در این مورد چیست؟ قرار است نتیجه عملی این توافقات چه تأثیراتی بر روابط غرب با جمهوری اسلامی بگذارد؟

عبدالله اسدی: پیش‌بینی در این مورد کار آسانی نیست ولی عادی‌سازی روابط میان غرب و جمهوری اسلامی هم کار آسانی نیست، چون جمهوری اسلامی هنوز بزرگ‌ترین قدرتی است که اسلام سیاسی را در منطقه نمایندگی می‌کند، بنابراین جنگ سرد همچنان میان غرب و ایران و از طرف دیگر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ادامه پیدا می‌کند. اجازه بدهید اول به موقعیتی که جمهوری اسلامی پیداکرده خیلی مختصر اشاره‌کنم. خیلی طبیعی است که تحریم‌های اقتصادی برای جامعه ایران فلج‌کننده و ویرانگر بوده و به همین دلیل جمهوری اسلامی می‌بایست در مقابل چنین وضعیتی سر تسلیم فرود بیاورد و شکست خود را بپذیرد و به این توافقات گردن بگذارد. هدف غرب از این توافق مهار جمهوری اسلامی از دسترسی به سلاح هسته‌ای است، نه بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران. به‌هرحال هدفی که درزمینهٔ هسته‌ای به دنبال آن بودند، متحقق شد ولی در تمام طول مذاکرات هسته‌ای، آمریکا و دیگر قدرت‌های متحدش وارد بحث حقوق بشر و ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی و غیره با جمهوری اسلامی نشدند. هدف آن‌ها همین بود که جمهوری اسلامی به قدرت هسته‌ای تبدیل نشود. نگرانی و فشار اسرائیل این موضوع را برای خود آمریکا مدت‌ها بود جدی‌تر کرده بود.

اینکه در درازمدت این توافق می‌تواند بر زندگی مردم تأثیر مثبت بگذارد یا نه، بعید به نظر می‌رسد، ولی به‌عنوان قدم اول برای مردم ایران خبر خوشحال‌کننده‌ای بود و دیدیم که همزمان با پایان مذاکرات، مردم اظهار خوشحالی کردند. خوشحالی‌شان هم از شکست جمهوری اسلامی بود. خوشحالی از اینکه خامنه‌ای و هم‌دستان تندرو و دلواپسش در این جریان شکست خوردند. هرچقدر در این چند سال علیه آمریکا و غرب و تهدید به نابودی اسرائیل گفتند و بافتند پنبه شد و دست از پا درازتر برگشتند سر جای قبلی‌شان. به‌هرحال اتفاقی که افتاد این است که قدرت هسته‌ای جمهوری اسلامی را بی‌خطر ساختند. برای مثال هفت تن ذخیره اورانیوم را به ۳۰۰ کیلو کاهش داده‌اند، تحریم تسلیحاتی به مدت ۵ سال و تحریم موشک‌های بالستیک به مدت ۸ سال و عدم امکان استفاده از رآکتورهای هسته‌ای آب‌سنگین و امکان تحقیق بر ۳۰ دستگاه سانتریفیوژ به مدت ۸ سال، پذیرش پروتکل الحاقی مصوب ۱۹۹۷ و امکان دسترسی سریع آژانس انرژی اتمی به هر نوع امکان غنی‌سازی غیر صلح‌آمیز، همه و همه فاکتورها و محدودیت‌های جدی‌ای هستند که جمهوری اسلامی را از دسترسی به سلاح هسته‌ای بازمی‌دارد.

همبستگی: آیا این توافقات در بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران تأثیری دارد؟

عبدالله اسدی: به نظر من دوراندیشی و تحلیل در این مورد هنر زیادی لازم ندارد، مردم ایران دارای تجربه ۳۷ سال حاکمیت جمهوری اسلامی بوده‌اند. حقوق بشر در اسلام و قوانین اسلامی هیچ معنا و مفهومی ندارد. ازنظر من حقوق بشر معانی بسیار عملی‌تر از آن چیزی دارد که امروز حتی در پیشرفته‌ترین کشورهای جهان از آن تعریف و تمجید می‌شود، چه رسد به رعایت آن در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی؛ ولی تفاوت‌های زیادی در فهم حقوق بشر در جامعه بشری وجود دارد. در بسیاری از کشورهای جهان مجازات اعدام، هم از قوانین کشور خارج‌شده و هم از فرهنگ مردم. متأسفانه سطح نقض حقوق بشر در ایران چنان تضعیف و تنزل پیداکرده که وقتی از نقض حقوق بشر صحبت می‌شود اولین موضوعی که موردتوجه قرار می‌گیرد اجرای مجازات اعدام است و یا در بسیاری اوقات زشت و زمخت‌تر از آن اعدام کودکان است. در کشوری که قانون و فرهنگ مجازات اعدام وجود دارد پایه‌ای‌ترین حقوق و حرمت انسان به‌آسانی پایمال می‌شود.

حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به‌طور ذاتی و به‌صرف انسان بودن باید از آن بهره‌مند باشد. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و برای دولت‌ها به دنبال دارد. رعایت حقوق بشر و احترام به حقوق بشر برای عده خاصی از آحاد بشر نیست. خیلی ساده، در هر جامعه‌ای که فاصله طبقاتی و تبعیض و بی‌عدالتی هست خود به معنای پایمال شدن حقوق بشر است؛ بنابراین حقوق بشر آن چیزی نیست که در اعلامیه جهانی حقوق بشر تبلور پیداکرده است. متأسفانه امروزه بی‌رحمی انسان تحت نام نژاد برتر، مذهب برتر، ملت برتر و تحت نام شیعه و سنی و کافر و مسلمان، دفاع از تمامیت ارضی و هزار و یک دلیل پوچ و بی‌معنا در خشن‌ترین حالت حقوق و احترام و اختیارات انسان‌ها زیر پا گذاشته می‌شود. اجازه بدهید از سؤال اصلی دور نشویم. اگر کسی فکر می‌کند به دنبال توافق هسته‌ای حقوق و اختیارات و حق‌طلبی در ایران به این معنای ساده که کارگران می‌توانند آزادانه روز جهانی کارگر را جشن بگیرند، روزنامه‌نگاران اجازه پیدا می‌کنند بدون ترس از اینکه روزنامه‌شان بسته شود و خودشان روانه اوین شوند هر موضوعی را افشا کنند، دانشجویان اجازه پیدا می‌کنند بدون ترس از کمیته‌های انضباطی و حراستی‌ها جمع شوند و انتقاد کنند، خبرنامه‌شان را منتشر کنند و به دخالت مذهب در امور درسی و تفکیک جنسیتی و هزار و یک قیدوبند نا لازم دیگر نه بگویند، زنان اجازه ورود به استادیوم‌های ورزشی پیدا می‌کنند و از شر پوشش اجباری نجات پیدا می‌کنند، مجازات اعدام متوقف می‌شود، فشار از روی معتقدین به مذاهب دیگر علاوه بر مذهب رسمی برداشته می‌شود، زندانیان سیاسی آزاد می‌شوند و غیره، اشتباه می‌کند. این‌ها باید پایه‌ای‌ترین و اساسی‌ترین معیار بهبود در وضعیت حقوق بشر در ایران بعد از توافق هسته‌ای باشد. باور من بر این است که بعد از توافقات هسته‌ای، جمهوری اسلامی، به‌ویژه خامنه‌ای و جناح دلواپسش مثل مار زخمی می‌شوند، حتی اگر شده برای یک دوره کوتاه هم، اجرای مجازات اعدام را افزایش می‌دهند، مبارزات مردم را سرکوب می‌کنند و تا آنجایی که توازن قدرت اجازه دهد می‌کوشند تاوان شکستشان را در مذاکرات هسته‌ای از مردم بگیرند. در پاسخ به دوستانی که سؤال کرده‌اند باید بگویم با این توضیحات اگر من باشم برنامه‌ریزی قبلی‌ام را برای مهاجرت، به امید اینکه بعد از توافقات هسته‌ای، اتفاق خاصی می‌افتد گره نمی‌زنم.

همبستگی: در شرایط فعلی توصیه شما به مردم ایران چیست؟

عبدالله اسدی: من فکر می‌کنم فرصت مهمی است. الآن که کشورهای غربی و شرکت‌ها و مؤسسات زیادی برای بستن قراردادهای تجاری و سرمایه‌گذاری یکی پس از دیگری به ایران می‌روند، مردم هم قدم به جلو بگذارند، خواسته‌ها و مطالباتشان را مطرح کنند. اگر مردم ایران می‌خواهند یک لکه ننگ را از پیشانی جامعه پاک کنند، باید خواست لغو مجازات مرگ را به خواست اصلی خود تبدیل کنند. آزادی زندانیان سیاسی، لغو پوشش اجباری، حل معضل بیکاری، خدمات درمانی رایگان و ایجاد امکانات برای تغییر بنیادی و بهبود در محیط‌زیست، خواسته‌های پایه‌ای و شرط سعادت و خوشبختی و احترام به حقوق انسان است و لازم است مردم آن‌ها را به‌عنوان مطالبه فوری خود مطرح کنند و باقدرت اجتماعی و سازمان‌دهی خواستار اجرای آن‌ها شوند.

Abe Asadi

جهت اطلاع

تصاویر و مشخصاتی که می‌بینید به ترتیب: الیکا معینی، خدیجه مرادی، امیر معینی و ملیکا معینی، کسانی هستند که در ۱۶ آذر سال ۲۰۱۱ به‌قصد پناهندگی در استرالیا ایران را ترک کرده‌اند. طبق اطلاعاتی که بستگان آن‌ها در اختیار فدراسیون قرار داده‌اند آن‌ها از مسافران یکی از قایق‌هایی بوده‌اند که در آب‌های اندونزی به استرالیا غرق‌شده بود. متأسفانه تابه‌حال نه در میان جان‌باختگان و نه در میان نجات‌یافتگان هیچ نشانی‌ای از آن‌ها پیدا نشده است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه پناه‌جویان، به‌ویژه پناه‌جویان ایرانی در استرالیا و اندونزی و نجات‌یافتگان و بازماندگان قایق‌های واژگون شده می‌خواهد که هر نوع اطلاعی که از سرنوشت این افراد در دست دارند را از طریق ایمیل و شماره تلفن زیر با ما در میان گذارند.
asadiabe@gmail.com

تلفن: ۰۰۴۶۷۳۷۱۷۸۸۱۹

میلاد رابعی:مهاجرت، مذاکرات هستهای و گشایش اقتصادی

همان‌طور که در مصاحبه با عبدالله اسدی در همین شماره مشاهده کردیم، پس از انجام مذاکرات و توافقات نیم‌بند هسته‌ای، جریاناتی به گشایش اقتصادی و کاهش سطح تورم در ایران امیدوار شده و به مردم انواع و اقسام وعده‌ها را می‌دهند. در همین راستا موضوع مهاجرت نیز مطرح می‌گردد. عده‌ای بر این باور غلط هستند که پس از رفع تحریم‌ها شرایط اقتصادی در ایران دست‌خوش تغییر گردیده و زندگی و معیشت مردم بهبود خواهد یافت، به همین دلیل تصمیم برای مهاجرت در این مقطع عملی عجولانه و غلط است. پیش از هر چیز باید متذکر شویم که این اولین باری نیست که جریانات راست و اصلاح‌طلب، خواب تغییرات مثبت در ایران را می‌بینند. در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی، پس از هر انتخاباتی و خصوصاً پس از روی کار آمدن محمد خاتمی عده‌ای چنین تلقین می‌کردند که شرایط در حال تغییر است. با انتخاب روحانی نیز شاهد چنین جریانی بودیم. این بار هم به بهانه رفع تحریمات اقتصادی چنین تحلیل‌هایی ارائه می‌شود. در این واقعیت شکی نیست که اعمال تحریم‌ها بیشترین فشار را روی مردم و سطح معیشت آن‌ها وارد آورده است، اما از این موضوع نمی‌توان نتیجه گرفت که رفع تحریم‌ها به سود زندگی اقتصادی مردم تمام شود. برای مثال کارخانه‌هایی که در پی تحریم‌ها و عدم دسترسی به مواد اولیه، قیمت کالاهای تولیدی خود را بالا بردند، پس از رفع تحریم‌ها و امکان خرید ارزان‌تر مواد اولیه قیمت نهایی کالای خود را کاهش نخواهند داد و مابه‌التفاوت آن به‌عنوان سود به جیب صاحبان سرمایه خواهد رفت؛ بنابراین رفع تحریمات اقتصادی تنها، سود بیشتری نصیب صاحبان ابزار تولید خواهد کرد و مردم عادی هیچ نفعی از آن نخواهند برد. از طرفی جمهوری اسلامی در هفته اخیر مجوز فعالیت برای ده‌ها شبکه خبری غرب را صادر کرد که از آن جمله می‌توان به آژانس خبرپراکنی بی‌بی‌سی اشاره کرد. واضح است که پس از ساخت‌وپاخت با غرب، جمهوری اسلامی تغییر ماهیت نداده و یک‌شبه دموکرات نشده تا بخواهد حضور رسانه‌های منتقد غربی را در تهران تحمل کند، بلکه این رسانه‌های غربی هستند که قرار است با شروع فعالیت در ایران دز مخالفت خود با رژیم را کم‌تر کرده و به دادن تصویری دروغین از جامعه ایران بپردازند. این رسانه‌ها مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند تا از جامعه ایران تصویر جامعه‌ای آزاد و روبه‌پیشرفت ارائه دهند و “نتایج مثبت” رفع تحریم‌ها را به جهان نشان دهند. کاری که در دوران ریاست جمهوری خاتمی بارها انجام داده‌اند. از پیست‌های اسکی و تنیس و رالی گزارش تهیه کنند و به‌عنوان نشانه‌های رشد و شکوفایی، تحویل مردم جهان بدهند. بدیهی است که در چنین شرایطی غرب، جمهوری اسلامی را به‌عنوان حکومتی متعارف خواهد پذیرفت و شرایط برای درخواست پناهندگی و ارائه دلایل، بسیار دشوارتر خواهد شد.

مجموعه شرایط فوق نشان می‌دهد که کوچک‌ترین امیدی به بهبود وضع اقتصادی و سیاسی در ایران نمی‌توان داشت و کسانی که به هر دلیلی قصد خروج از کشور و مهاجرت رادارند، نباید با این امیدهای واهی و بی‌پایه قصد خود را به تأخیر اندازند. جهنمی که جمهوری اسلامی از جامعه ایران ساخته است با رفع تحریم‌ها، بهشت نمی‌شود.

میلاد رابعی

 

معرفی نماینده فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در انگلستان

به اطلاع متقاضیان پناهندگی می‌رسانیم که تهمینه تارا به‌عنوان نماینده فدراسیون درزمینه کمک به متقاضیان پناهندگی در انگلستان معرفی می‌شود. فدراسیون این مسئولیت را به تهمینه عزیز تبریک می‌گوید و برای وی درزمینه کمک به پناه‌جویان آرزوی موفقیت می‌کند. متقاضیان پناهندگی در انگلیس می‌توانند جهت گرفتن راهنمایی و همکاری با وی با ایمیل و شماره تلفن

زیر تماس بگیرند. فدراسیون ظرف مبارزه پناه‌جویان است، هرجایی که هستید به این نهاد مدافع حقوق پناهندگی بپیوندید.

تهمینه تارا

tahmineh.tara@yahoo.co.uk

۰۰۴۴۷۵۷۰۶۹۳۲۳۹

 

صغری آتشکار:دیگر راه درازی برای جمهوری اسلامی باقی نمانده

سرانجام خیمه‌شب‌بازی هسته‌ای، این روزها به آنچه از سوی خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بزرگ در اختیار جهانیان قرار می‌دهند نمی‌توان به آن نام خبر داد. بلکه به نظر می‌رسد پاره‌ای از شایعات را تبدیل به خبر می‌کنند و یا احتمالاً پاره‌ای از پیش‌بینی‌ها و پیش‌گویی‌ها را تبدیل به خبر می‌کنند. درمجموع تمام این‌ها باید موردبررسی قرار گیرد چراکه به قول ما ایرانی‌ها تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها؛ بنابراین همین خبرها هرچند که به نظر می‌رسد ریشه‌های اصلی و اصولی ندارد و یا آن‌طور که بایدوشاید واقعیت‌ها را منعکس نمی‌کند و یا آنچه را که می‌توان بسیار ساده روی آن متمرکز شد این است که آنچه را که واقعیت دارد به‌عنوان منافع ملی پنهان کرده و یا وارونه جلوه می‌دهند بنابراین همین شایعه‌ها و پیش‌بینی‌ها و پیش‌گویی‌ها قابل‌بحث و بررسی است.

اما درمجموع به نظر می‌رسد دلایل متعددی وجود دارد که تقریباً حکومت اسلامی و کشورهای 1+5 به توافق رسیده‌اند. برای مثال در خبرها آمده بود که سیزده تن طلای ایران که در ونزوئلا بود و به دلیل تحریم‌ها انتقال آن میسر نبود منتقل شد، درحالی‌که هنوز تحریم‌ها برداشته نشده است. علاوه بر آن خبرهایی از داخل ایران به گوش می‌رسد که در ایران کمتر منعکس می‌شود و یا در روزنامه‌های داخل ایران جایی را به آن اختصاص می‌دهند که موردتوجه قرار نگیرد و آن اینکه کمپانی‌های مختلفی برای عقد قراردادهای متعددی در تمام زمینه‌ها مشغول هستند مثلاً فرانسه قراردادی را امضاء کرده که ظاهراً وضع قطارها را کمی سروسامان دهد ولی در باطن سرگرم قراردادهای میلیاردی هستند. کمپانی‌های نفتی مأموران خودشان را به‌عنوان گروه‌های دانشگاهی و یا به‌عنوان گروه‌های دیپلماتیک به ایران فرستاده‌اند و مشغول مذاکره هستند که به‌محض اینکه تحریم‌ها برداشته شد این قراردادهای آماده‌شده را به مرحله اجرا بگذارند و می‌گویند اگر این تحریم‌ها برداشته شود مردم ایران ازنظر اقتصادی نفسی تازه خواهند کرد.

یعنی کمی اوضاع‌واحوال اقتصادی‌شان بهتر خواهد شد و ضمناً در بین گفتگوها مسئله دیگری که موردبحث قرارگرفته و گاهی به آن اشاره‌شده ولی پی گیری نشده است و همین‌که اشاره‌شده ولی پی گیری نشده بعضی آدم‌های کنجکاو را وادار می‌کند تا خبر را دنبال کنند و آن مسئله حقوق بشر در ایران است. گویا در اوایل گفتگوها که طرفین مقابل هم جبهه‌گیری داشتند، یکی از مسائلی که مطرح می‌شد مسئله حقوق بشر در ایران بود خلاصه در مورد پیروان ادیان گوناگون که می‌گفتند شما حق ندارید یک نفر را به دلیل اینکه دیانت دیگری دارد او را زندان کنید یا اعدام کنید و یا فرزندان آنان را از تحصیل محروم کنید چراکه به دیانت دیگری باور دارند ازجمله بهاییان ایران که طی این سال‌ها با مشکلات زیادی روبرو بوده‌اند و حاکمان ولایت‌فقیه با نقض حقوق بشر توانسته‌اند مردم را شستشوی مغزی دهند؛ بنابراین تنها نقطه‌ضعف این حکومت همین مسئله حقوق بشر است که نمی‌توانند آن را رها کنند که اگر این کار را انجام دهند دیگر چیزی از حکومت اسلامی آن‌ها باقی نمی‌ماند.

حکومت اسلامی یعنی مشتی آخوند که قانون نمی‌شناسند و تازه آنچه را خودشان از یک مسئله مذهبی تفسیر می‌کنند می‌خواهند در جامعه‌ای مثل ایران پیاده کنند و از طرفی این‌طور که به نظر می‌رسد کشورهای آمریکا و 1+5 کوتاه آمده‌اند و جمهوری اسلامی که کاملاً از مواضع خودش بعد از میلیاردها دلاری که به باد فنا داده است عقب‌نشینی کرده و قرارداد نیز امضاء خواهد شد. درهرحال دیگر راه درازی برای جمهوری اسلامی نمانده است تا بعد از سال‌ها کش‌وقوس و موش و گربه بازی تکلیف این خیمه‌شب‌بازی روشن شود.

رحمت ابراهیمی:مردم ایران یک زندگی انسانی می‌خواهند، نه زندگی اسلامی

جمهوری اسلامی زیر فشارها و اعتراضات فزاینده مردم روزبه‌روز به فروپاشی خود نزدیک‌تر می‌شود. اعتصابات و اعتراضات کارگری همه‌جا به چشم می‌خورد. حتی این اعتراضات به داخل زندان‌ها هم کشیده شده و هرروز شاهد این هستیم که اعتراض در میان زندانیان سیاسی بالا می‌گیرد و انعکاس بیرونی پیدا می‌کند. زندانیان نامه‌های سرگشاده به بیرون می‌نویسند و کمپین اعتراضی و تبلیغی فراخوان می‌دهند. از مدت‌ها پیش در ایران شمارش معکوس آغازشده و ناقوس نابودی جمهوری اسلامی به صدا درآمده است.

اما حکومت اسلامی برای مهار کردن این اعتراضات دست به هر عمل قبیحی میزند. از برپایی چوبه‌های دار تا به راه انداختن بساط وحشیانه شلاق و شکنجه و دستگیری دختران و پسران جوان در جشن‌های خصوصی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، ازجمله ابزارهای هستند که حکومت اسلامی از آن‌ها برای تداوم حاکمیت ننگینش استفاده می‌کند. آمران به معروف و ناهیان از منکر که با الهام از اسلام ماقبل تاریخشان به جان مردم افتاده‌اند و زندگی روشن مردم را به تاریکی تبدیل کرده‌اند خود به‌زودی از سوی همین مردم، خودشان و بیت رهبری‌شان و همه دستگاه‌های قضائی و نهادهای امنیتی‌شان گرفتار خواهند شد.

ما نسل جوان امروز، جامعه کارگری امروز و نسل زنان امروز رژیم اسلامی را نمی‌خواهیم. نمی‌خواهیم بیشتر از این در فقر و محرومیت زندگی کنیم، نمی‌خواهیم بیشتر از این تحت ستم و تبعیض و نابرابر زندگی کنیم. می‌خواهیم از قیدوبند مذهب و جعل و خرافات نجات پیدا کنیم، می‌خواهیم دست مذهب از زندگی مردم کوتاه شود و به امر خصوصی افراد تبدیل شود، می‌خواهیم به‌عنوان انسان زدگی کنیم و اختیار خودمان به دست خودمان باشد. مردم ایران یک زندگی انسانی می‌خواهند نه زندگی اسلامی.