همه‌ی نوشته‌های nazanin

اعتراض گسترده در سوئد به سیاستهای سختگیرانه پناهنده پذیری

۴۷ تن از هنرمندان سرشناس سوئد اخیرا با انتشار بیانیه ای اعتراض شدید خود را نسبت به سیاستهای سختگیرانه دولت در زمینه پناهندگی ابراز داشتند. این بیانیه در حالی منتشر می شود که همزمان با نزدیک شدن موعد تصویب قوانین جدید و سختگیرانه پناهندگی در سوئد در ماه ژوئن، فعالیتهای گسترده ای در مخالفت با این قوانین در جریان است.اخیرا در سوئد کمپینی براه افتاده است تحت عنوان “کجا داریم میریم” که عنوان این کمپین از یک برنامه تلویزیونی الهام گرفته است که جمعه ‌شبها از شبکه اول تلویزیون سوئد پخش میشود. نام این برنامه «در مسیر» است. هدف این کمپین جلوگیری از تصویب قوانین جدید و سختگیرانه پناهندگی در سوئد است و تا کنون حدود چهل هزار نفر پتیشن آن را امضا کرده اند.

 

در این طومار اعتراضی از جمله گفته شده است که “نباید مانعی برای رسیدن پناهجویان به سوئد ایجاد شود”. “اعضای خانواده ها باید بتوانند بدون هیچ خطر جانی به هم بپیوندند”. و “با کودکان پناهجو با حس دلسوزانه و باور به آینده بهتر برخورد شود”. در این طومار به دادن اجازه اقامت موقت و همه اقداماتی که حق پناهندگی را محدود می کند اعتراض شده است.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد ضمن حمایت قاطع از این اقدامات و ابتکارات همه را فرامی خواند که به این کمپین ها و اعتراضات اجتماعی بپیوندند و از حقوق پایه ای انسانهای گریخته از جنگ و مصیبت به دفاع برخیزند. به پیوست متن فارسی نامه هنرمندان سوئدی که توسط ناصر شیشه گر ترجمه شده است را ملاحظه می کنید. دوستانی که می خواهند پتیشن کمپین “کجا داریم میرویم” را امضا کنند می توانند به لینک های زیر مراجعه کنند. توجه داشته باشید که در ادامه کمپین جمع آوری امضا و نامه اعتراضی ۴۷ نفر از هنرمندان جامعه سوئد، برای روز شنبه ۲۳ آوریل ساعت ۱۴تظاهراتی هم از طریق همین کمپین اعلام شده است. محل برگزاری این تظاهرات شهر استکهلم Medborgar platsen اعلام شده است. فدراسیون همه مخالفین قوانین و مقررات جدید پناهندگی در سوئد را به شرکت گسترده در این تظاهرات فرا می خواند.

 

http://www.vartarvipavag.nu/

https://www.facebook.com/vartarvipavag2016/?fref=ts

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

۵ آوریل ۲۰۱۶

 

 

 

ترجمه متن فارسی نامه هنرمندان سوئدی

 

سوئد دارد حصار میکشد – و ما به تنگ آمده‌ایم!

 

پدری با پسر سه ساله‌اش، که تنها بازمانده خانواده او ست، فرار میکند. پسرک دائما میپرسد: «کجا داریم میریم؟». هنگامی که به بندرگاه یک دهکده ماهیگیری در ترکیه میرسند به پدر گفته میشود که مردان را جداگانه با یک قایق میبرند و زنان و کودکان را با قایقی دیگر. کودک را از او میگیرند و او را به درون قایقی هل میدهند. تاریکی دریای اژه آنان را فرامیگیرد و کمی بعد دیگر فریاد پسرک به گوش نمیرسد. سرانجام پدر در ساحلی پیاده میشود اما هیچ اثری از قایق دیگر دیده نمیشود…

 

علاوه بر مرگ، زندگی هم در جوامعی که سیاه‌ترین نیروهای انسانی اجازه یافته‌اند حکومت کنند باعث شده که ما امروز با یک موج بسیار گسترده پناهنده‌پذیری مواجه باشیم. گردن‌زدنها، تجاوزهای سیستماتیک به زنان، جنگهای خیابانی در وسط جمعیت غیرنظامی، شهرهای ویران‌شده بر اثر بمباران – آری، میتوان بر این سیاهه همچنان افزود.

 

در سوریه تعداد کشته‌شدگان را با واحد صدهزار میشمرند و میلیونها نفر نیز فراری و آواره اند – انسانها ئی که تا همین اواخر شغل و کاشانه و خانواده ای داشتند و اکنون هم چیزی جز داشتن اینها نمیخواهند.

 

عده کمی از جریان لوایح قانونی‌ای که در ماه ژوئن ۲۰۱۶ در مجلس به رای گذاشته خواهد شد خبر دارند. این لوایح حاوی محدود کردن مدت اجازه اقامت، کاهش دادن امکان پیوستن مجدد افراد خانواده به یکدیگر، و همچنین تعدادی اقدامات دیگر به منظور ایجاد «فضای تنفسی» و برطرف کردن خطر به اصطلاح «ازهم پاشیدن سیستم» پناهنده‌پذیری در سوئد است. موضع کلیه مراجع مورد مشورت دولت نسبت به این اقدامات انتقادی بوده است.

 

شکی نیست که این اقدامات ضربه سختی بر کسانی که مشمول آن میشوند وارد خواهد ساخت. اما ضربه‌ای نیز که به اندیشه‌های بنیادی حقوق بشر وارد خواهد آمد به همان اندازه شدید است.

 

ما این مطلب را مینویسیم چون از اینکه صرفا منفعلانه نظاره‌گر تصمیمات خانمان‌برانداز سیاستمداران باشیم و غمگین و متاسف شویم به تنگ آمده‌ایم . درست مانند آن پسرک سه ساله ی وحشت‌زده باید از خود بپرسیم که به کجا میرویم؟ بپرسیم که آیا میخواهیم در مقابل انسانهایی که از جنگ و آزار میگریزند حصار بکشیم؟ بپرسیم که آیا رفاه اقتصادی ما میتواند همچنان مقدم بر امکان زندگی سایر انسانها باشد؟

 

دریای مدیترانه هر روز جنازه دو آلان کردی تازه را به ساحل میاورد و گورهای بی‌نام و نشان در یونان اکنون تبدیل به گورستانهای بزرگی شده‌اند. اگر دولت حمایت مجلس را برای لوایح پیشنهادی خود کسب کند، سوئد مستقیما در عدم محافظت از پناهندگان در برابر قتل‌عامی که در جریان است مقصر خواهد بود. ما کشوری خواهیم بود که کودکان آینده درباره‌اش در کتابهای تاریخ خود خواهند خواند؛ کشوری که در را به روی انسانهایی که جانشان در خطر بود بست.

 

پس از سه ماه جدایی، پسر و پدر به یکدیگر میپیوندند. آنان عاقبت به خیر میشوند و سرانجام موفق میشوند که زندگی تازه‌ای را آغاز کنند، به دور از جنگ و آن وحشتی که تمام مدت در دل داشتند.

اگر ماجرا در سوئدی که این لوایح را تصویب کرده بود اتفاق میافتاد پایانش به این صورت نمیبود. امکان دوباره پیوستن افراد خانواده به یکدیگر ناچیز میبود.

 

به احتمال زیاد پدر مجبور میشد که برای پیوستن به فرزندش از میان دو شق خطرناک یکی را انتخاب کند: یا به کشوری جنگ‌زده بازگردد و یا اینکه فرزندش را دوباره به سفری خطرناک با قایق بفرستد – این بار از مسیر دریای بالتیک. و هنگامی که سواحل سوئد از جلیقه‌های نجات نارنجی‌رنگ و یا جنازه کودکان انباشته شود – آن موقع دیگر از خود نخواهیم پرسید «به کجا میرویم؟» بلکه خواهیم پرسید «ما چگونه از اینجا سر درآوردیم؟».

دوم آوریل ۲۰۱۶

امضای ۴۷ تن از هنرمندان سرشناس سوئد

برای مطالعه متن سوئدی نامه لطفا به لینک زیر مراجعه کنید

 

 

 

درباره مهاجرت میلیونی به اروپا گفت‌وگو با حسن صالحی

همبستگی: نظر شما درباره موج اخیر مهاجرت میلیونی به کشورهای اروپایی خصوصاً به سوئد چیست؟ این واقعه چه پیامدهایی دارد؟

حسن صالحی: وقتی‌که من و دوستانم درباره این مسئله صحبت می‌کنیم گاهی این احساس به من دست می‌دهد که مردم تصور درستی از این فرار میلیونی که بعد از جنگ دوم جهانی به این‌طرف بی‌سابقه بوده است، ندارند. ما با فاجعه یک کوچ بزرگ انسانی مواجه هستیم. در طول تاریخ مردم بنا به علل گوناگون مجبور به مهاجرت توده‌ای از نقطه‌ای به نقطه دیگر بوده‌اند. ولی علت این کوچ اجباری عظیم امروز چیست؟ پاسخ را طبعاً بایستی در شرایط جهنمی‌ای جست که برای این مردم ایجاد کرده‌اند.

خوشی زیر دل این مردم را نزده است که خانه و کاشانه خود را رها می‌کنند و می‌گریزند. حقیقت این است که خانه و کاشانه‌ای برایشان باقی نمانده است. صحبت بر سر مردمی است که شیرازه زندگی‌شان براثر تهاجمات نظامی دول غربی و روسیه و عوارض مخرب آن ازهم‌گسیخته است. این مردم قربانی توحش نیروهای اسلامی و قومی در خاورمیانه هستند، نیروهایی که بعد از لشکرکشی‌های دول غربی به منطقه سر برآوردند و در آن اوضاع آشفته و متلاطم امکان رشد و نمو یافتند. این مردم قربانی مستقیم جنایات حکومت بشار اسد، داعش‌ها، بوکوحرام‌ها، طالبان‌ها و یک دوجین نیروهای پلید دیگر و دولت‌های ارتجاعی‌ای هستند که با مناقشات سیاسی و جنگ‌های نیابتی خود منطقه را سراپا ناامن کرده‌اند. وقتی زندگی توسط نیروهایی که همگی نماینده سرمایه‌داری گندیده عصر ما هستند این‌چنین به خاک و خون کشیده می‌شود، طبعاً مردم هم برای نجات جان خود از این مهلکه در ابعاد میلیونی دست به فرار می‌زنند. برای این مردم دیگر اهمیتی ندارد که چه مخاطراتی در راه به کمین نشسته است. در فرار لااقل شانس زنده ماندن وجود دارد، اما در ماندن نه. ماندن یعنی مواجهه روزانه با مرگ، یعنی خطر کشته شدن در بمباران، تلف شدن براثر بی‌غذایی به خاطر محاصره شهرها، یا شکنجه شدن توسط نیروهای داعش و انواع بلاهای دیگر. همین‌الان که من دارم با شما صحبت می‌کنم، ده‌هاهزار نفر از مردم به علت جنگ و کشتار از شهر حلب در سوریه فرار کرده‌اند که در حال حاضر پشت مرز ترکیه آواره و سرگردان‌اند.

مردم با این کوچ اجباری عملاً دارند می‌گویند که دیگر تاب تحمل این اوضاع جهنمی را ندارند. نمی‌خواهند قربانی ساکت جهان بی‌رحم سرمایه‌داری باشند. خواهان زندگی انسانی هستند. کرامت را حق خود می‌دانند؛ و چنین است که روانه کشورهای اروپایی می‌شوند. اینکه چه بر سر این پناهندگان میاید، عده‌ای در آب دریاها غرق می‌شوند. شماری در پشت مرزهای مقدونیه و صربستان و مجارستان گرفتار می‌شوند و با تحقیر شدن و خفت کشیدن شرایط سختی را می‌گذرانند. عده‌ای هم موفق می‌شوند که به اروپا برسند. سوای این‌ها، میلیون‌ها نفر دیگر یا در کشور خود آواره هستند و یا اینکه در کمپ‌های پناهندگی کشورهای همسایه دارند با کمترین امکانات زندگی روزشان را به شب می‌رسانند.

پارسال نزدیک به ۱۶۰ هزار نفر به سوئد پناهنده شدند و امسال هم انتظار می‌رود که هزاران نفر دیگر به این کشور پناهنده شوند. در پاییز گذشته مردم اروپا آغوش گرم خود را به روی پناهندگان گشودند. حمایت انسانی از پناهندگان و مهاجرین در سطح اروپا بی‌نظیر و ستودنی بود. این عامل باعث شد که مرزهای جغرافیایی رنگ ببازند، احساسات ناسیونالیستی و قومی به حاشیه رانده شود و در عوض موجی از انسانیت و نوع‌دوستی اروپا را فرابگیرد. این درعین‌حال عامل فشاری بود که دولت‌های غربی تا حدی مرزهای خود را به روی پناه‌جویان بگشایند. منتها حالا وضعیت فرق کرده است. دولت‌ها با اقدامات سخت‌گیرانه خود و در همراهی با نیروهای راسیست فضای سنگینی را علیه مهاجرین و پناهندگان ایجاد کرده‌اند. دولت‌ها از طرح اخراج ده‌هاهزار نفر پناهنده حرف می‌زنند. کنترل مرزی شدت یافته است. نیروهای راسیست رشد کرده‌اند. این نیروها با پنهان شدن در پشت نگرانی مردم از آینده این تحولات دارند جنگ گسترده‌ای را علیه پناه‌جویان به‌پیش می‌برند. ما در مرحله جدیدی از کشمکش سیاسی-اجتماعی بر سر حقوق انسانی میلیون‌ها پناهنده و مهاجر هستیم که میان جریانات راست‌گرا و نژادپرست ازیک‌طرف و جریانات مترقی و انسان‌دوست از طرف دیگر جریان دارد. دو جبهه در مقابل هم صف‌آرایی کرده‌اند. در یک صف دولت‌های غربی و نیروهای راست و راسیست قرارگرفته که خود از مسببین این اوضاع هستند ولی از پذیرش مسئولیت خود در قبال این شرایط فاجعه‌بار شانه خالی می‌کنند و می‌خواهند مرزها را به روی پناهندگان ببندند. در صف دیگر جبهه انسانیت قرارگرفته که خواستار باز شدن مرزها و ایجاد شرایط انسانی برای این مردم زجرکشیده است. اطمینان داریم که این جدال اجتماعی حادتر می‌شود.

همبستگی: احزاب راست و جریانات نژادپرست کشورهای اروپایی خصوصاً در سوئد همواره سعی دارند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و سیاست‌های ضد انسانی خود را پیش ببرند. به نظر شما این جریانات در این راستا تا چه حد موفق بوده‌اند؟

حسن صالحی: من در مورد همه کشورهای اروپایی اطلاع دقیقی ندارم. ولی در مورد سوئد می‌توانم به‌طورقطع بگویم که امروز دولت و حتی احزاب اپوزیسیون دارند تقریباً همان برنامه‌هایی را دنبال می‌کنند که احزاب راسیستی نظیر حزب دمکرات‌های سوئد مطرح کرده بودند. کلاً در کشورهای اسکاندیناوی احزاب راسیستی نقش منفی و نفوذ قابل‌توجهی درزمینهٔ سیاست‌های پناهندگی دارند. وضع در کشورهای دیگر شاید کمابیش همین‌طور باشد. مسئله اساسی این است که به مقابله جدی با این نیروهای ارتجاعی پرداخت و آن‌ها را در عرصه سیاست منزوی کرد. این کار کاملاً شدنی است.

 

این را هم بگویم که خارجی ستیزی راسیست‌ها فقط به نفرت پراکنی و تبلیغ علیه مهاجرین محدود نمی‌شود. حمله به اماکنی که پناهندگان در آنجا اسکان یافته‌اند و همین‌طور تعرض به پناهندگان در خیابان که اخیراً در استکهلم اتفاق افتاد از دیگر جلوه‌های حرکات ضد انسانی این جماعت است. راسیست‌ها از نارضایتی مردم از احزاب جاافتاده پارلمانی و بدتر شدن شرایط کار و زندگی‌شان بهره‌برداری می‌کنند و عامل این وضع را مهاجرین و پناهندگان معرفی می‌کنند. ولی حقیقت این است که پناهندگان در این وسط بی‌تقصیر هستند و این احزاب راست و دولت‌های سرمایه‌داری هستند که برای نجات سرمایه‌داری بحران‌زده به جان و زندگی مردم افتاده‌اند و دستاوردهای سال‌ها مبارزه آن‌ها را بازپس می‌گیرند.

راسیست‌ها برخورد تعدادی لمپن اسلامی در کلن و جاهای دیگر را دستاویز حمله به همه پناهندگان می‌کنند. تو گویی انسانی که خون “سوئدی” و یا “آلمانی” در رگ‌های او جاری است از این کارها نمی‌کند! شما هیچ‌وقت ندیده‌اید که وقتی‌که “سوئدی” یا “آلمانی” جرمی مرتکب می‌شود راسیست‌ها بیایند و جمع ببندند که همه آن‌ها این‌طور هستند؛ اما تا پای چند “خارجی” به میان میاید آن‌ها به‌سادگی جمع می‌بندند. من وجود تفاوت میان مردمی که تازه به کشورهای اروپایی آمده‌اند و ساکنین این کشورها را منکر نمی‌شوم. ولی این تفاوت‌ها به آن صورت نیستند که راسیست‌ها ادعا می‌کنند.

تا آنجا که به ارزش‌ها و نرم‌های زندگی مربوط است، ازنظر ما این ارزش‌ها “کشوری” یا “قاره‌ای” نیست. ما فقط یک ارزش را به رسمیت می‌شناسیم و آن‌هم حقوق جهان‌شمول انسان است. ازقضا بسیاری از این پناهندگانی که به اروپا پناه می‌آورند به این خاطر است که حقوق مسلم آن‌ها به‌عنوان انسان، یا به‌عنوان زن، یا بی‌خدا، یا هم‌جنس‌گرا و غیره در آن کشورها محلی از اعراب ندارد. دولت‌های غربی با سیاست راسیستی اسکان دادن “خارجی‌ها” در گتوها می‌خواهند به ما گوشزد کنند که این مردمان شایسته حقوق برابر با شهروندان دیگر نیستند و بهتر است با امثال خودشان زندگی کنند؛ و بدین ترتیب نفاق و دشمنی میان انسان‌ها را دامن می‌زنند. اینکه می‌گویند “خارجی‌ها کار ما را می‌گیرند” این مسئله به‌هیچ‌وجه صحت ندارد. خارجیان مسئول بی‌کارسازی‌های دولت‌ها و شرکت‌های سرمایه‌داری نیستند. بلکه سرمایه‌داران هستند که به خاطر سودجویی خود کارکنان بومی و خارجی یعنی هر دو را اخراج می‌کنند! ازقضا، در بین ساکنان کشوری مثل سوئد آمار بیکاری در میان کسانی که پیشینه “خارجی” دارند به‌مراتب بیشتر است. می‌دانید چرا؟ چون خارجی‌ها را به خاطر تبعیض غیررسمی‌ای که قائل می‌شوند استخدام نمی‌کنند. به‌علاوه، کسی به این اشاره نمی‌کند که نیروی کار مهاجرین در سال‌های شصت و هفتاد میلادی نقش مهمی در شکوفایی اقتصاد سوئد داشت. یا اینکه کسی دوست ندارد به این بپردازد که پناهندگانی که پیش‌تر به اروپا آمده‌اند پس از استقرار در جامعه و گرفتن کار مثل همه شهروندان دیگر مالیات پرداخته‌اند و در تأمین هزینه‌های سیستم رفاهی این کشورها نقش داشته‌اند.

حالا به استدلال دیگری که بعضاً از زبان مردم عادی نیز شنیده می‌شود بپردازیم. می‌گویند “ما زیاد پناهنده گرفته‌ایم و دیگر ظرفیت نداریم”. این استدلال را نه من و نه آن پناهنده محتاجی که خود را به آب‌وآتش زده است تا خود را به مرزهای اروپا برساند نمی‌تواند بپذیرد. همین دولت‌های اروپایی چندین میلیارد یورو به ترکیه داده‌اند تا این کشور مانع ورود پناهندگانی شود که می‌خواهند به اروپا بروند؛ بنابراین ملاحظه می‌کنید که مشکل پول و هزینه نیست. اگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا می‌خواستند درباره تسهیل شرایط برای جابجایی سرمایه تصمیم بگیرند فوراً به توافق می‌رسیدند ولی وقتی‌که نوبت به حفظ جان انسان‌ها می‌رسد یکهو همه ناسیونالیست دوآتشه می‌شوند و از کشیدن دیوار به دور اروپا حرف می‌زنند. اتحادیهٔ اروپا پیش‌بینی می‌کند که در سال ۲۰۱۷، بیش از ۳ میلیون پناه‌جو از مناطق بحرانی جهان راهی این قاره می‌شوند. به نظر من اگر همه این دولت‌ها متعهد شوند در قبال “بحرانی” که خود در آفریدن آن نقش داشتند مسئولیت بپذیرند آن‌وقت جا دادن این تعداد پناهنده برای اروپای ۷۳۰ میلیونی کار دشواری نمی‌تواند باشد. به قول حمید تقوایی “بخشی از دنیا را در آتش جنگ‌های هژمونی‌طلبانه‌شان سوزانده‌اند و میلیون‌ها مردم را بی‌خانمان و آواره کرده‌اند و دور کشورهای خودشان را دیوار کشیده‌اند! باید گفت تحمل توده مردم آواره حدی دارد! باید بورژوازی غرب را مجبور کرد که مرزها را به روی قربانیان دنیای به‌هم‌ریخته‌ای که خودش موجد آن بوده است باز کند.”

همبستگی: در این شرایط فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی چه نقشی می‌تواند ایفا کند و مهم‌ترین وظایفی را که باید در این برهه در دستور کار خود قرار دهد چیست؟

حسن صالحی: تمرکز فعالیت فدراسیون طبعاً روی پناهندگان ایرانی است. درعین‌حال فدراسیون به‌عنوان یک سازمان مدافع پناهندگان در ارتباط با این مهاجرت میلیونی حرف‌ها و سیاست‌های دخالت‌گرانه روشنی دارد. با شروع موج اخیر پناهندگی واحدهای فدراسیون به سهم خود به یاری پناهندگان شتافتند و در تلاش عظیم انسانی برای حمایت از مهاجرین نقش ایفا کردند.

آنچه ما فوراً می‌خواهیم این است که دروازه‌های اروپا به روی پناه‌جویان باز شود، به آن‌ها حق پناهندگی دائم اعطا شود و از همه حقوق شهروندی برخوردار شوند. از این نظر ما اقدامات سخت‌گیرانه دولت‌ها برای کنترل مرزها و جلوگیری از ورود پناهندگان و اخراج پناه‌جویان را به‌شدت محکوم می‌کنیم و برعکس خواهان اتخاذ سیاست‌های انسانی درزمینهٔ پناهندگی هستیم. در نشست‌ها و گردهمایی‌های مختلفی که برگزار می‌شود لازم است که به‌صراحت به نقش میلیتاریسم غرب و ساخت‌وپاخت دول غربی با جریانات اسلامی و قومی در ایجاد این بحران پناهندگی اشاره‌کنیم و بگوییم که دول غربی باید در قبال فاجعه‌ای که خود در ایجادش سهیم بوده‌اند مسئولیت بپذیرند و درنتیجه به سیاست‌های سخت‌گیرانه علیه پناهندگان و مهاجرین پایان دهند. همچنین باید به نقش دولت روسیه و جمهوری اسلامی در حفظ حکومت جنایتکار بشار اسد اشاره کرد و این کمپ سه‌جانبه ارتجاعی را نیز قاطعانه محکوم کرد.

ازنظر ما جان و هستی پناه‌جویان نباید در مسیر پرخطر رسیدن به اروپا از دست برود. امکان انتقال پناه‌جویان از طرق امن هوایی وجود دارد. باید روی این موضوع و اصولاً راه‌های بدون خطر و ایمن برای درخواست پناهندگی و انتقال به کشورهای اروپایی پافشاری کرد. خوشبختانه در حال حاضر نهادهایی دارند در این زمینه تلاش می‌کنند.

محور دیگر فعالیت ما مبارزه با راسیسم است که علیه پناهندگان به میدان آمده است. مبارزه با راسیسم فقط به معنای برگزاری تظاهرات ضد راسیستی نیست بلکه درعین‌حال به معنای خنثی کردن تبلیغات راسیستی علیه خارجیان هم هست، تبلیغات منفی‌ای که می‌تواند بر ذهنیت مردم عادی تأثیر بگذارد.

همان‌طور که قبلاً گفتم عده کثیری از پناهندگان یا در کشور خود آواره‌اند و یا در کشورهای همسایه با کمترین امکانات زیستی در قرارگاه‌های پناهندگی به سر می‌برند. به این پناه‌جویان نیز باید با تمام امکانات کمک شود.

قدم مهم دیگر مبارزه با جریانات اسلامی و ساخت‌وپاخت دولت‌ها با این جریانات است. رسانه‌های اروپایی معمولاً بر پناهندگان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا مهر مسلمان می‌زنند و آن‌ها را بر اساس نطریات راسیستی نسبیت فرهنگی با رهبران خودگمارده مذهبی در گتوها به حال خود رها می‌کنند. جریانات اسلامی نه‌فقط این مردم را نمایندگی نمی‌کنند بلکه این‌ها قربانی مستقیم اسلامیون در کشورهای خود بوده‌اند و به همین علت به اروپا پناهنده شده‌اند. ما فکر می‌کنیم راه انتگره شدن این انسان‌ها در جامعه تازه از طریق امامان مساجد که خودشان جزو آن باندهای مرتجع اسلامی هستند نمی‌گذرد. این امر از طریق گسترش مساجد به نتیجه نمی‌رسد. انتگره شدن در جامعه جدید از طریق ایجاد مدارس اسلامی برای کودکان مقدور نیست. این امر از طریق محدود کردن امکانات بازی و تفریح و شنای کودکان به دلیل احترام به عقاید والدین نمی‌گذرد. این‌ها فقط شکاف میان انسان‌ها را بیشتر می‌کند و به رشد راسیسم می‌انجامد.

ما معتقدیم که دفاع از ارزش‌های سکولار و برابری‌طلبانه، آشنا کردن پناهندگان با این ارزش‌ها، اتخاذ سیاست‌هایی که به ایجاد کار و مسکن مناسب برای همه شهروندان بیانجامد و همچنین مبارزه با تبعیض و نابرابری در جامعه تنها راه‌های اصولی کمک به پناه‌جویان برای ساختن یک زندگی انسانی و مناسب هستند. در پرتو چنین تلاش‌هایی به‌راحتی می‌توان اقدامات جریانات تروریستی اسلامی برای سربازگیری از میان پناهندگان را خنثی کرد.

ازنظر ما راه‌حل درازمدت‌تر پناهندگی این است که در کشورهایی که پناهندگان ازآنجا می‌آیند شرایط امنی برای مردم ایجاد شود. جنگ و خونریزی در آن کشورها خاتمه یابد و مردم بر سرنوشت خود حاکم شوند. به همین منظور لازم است که از مبارزات مردم، جریانات سکولار و مترقی و افتادن قدرت به دست مردم در این کشورها حمایت کرد. این مردم و همه کسانی که در این کشورها برای آزادی و سکولاریسم و عدالت اجتماعی می‌جنگند مستحق بیشترین حمایت مردم جهان هستند. دول غربی را باید تحت‌فشار گذاشت تا دست از حمایت از دولت‌های سرکوبگر و تروریست و قومی و مذهبی بردارند و در کار مردم برای ایجاد جامعه‌ای انسانی در این کشورها مانع ایجاد نکنند. این مسئله مهم متأسفانه در حرکت‌های اعتراضی و مباحثات و نطق‌ها کمتر موردتوجه قرارگرفته است و وظیفه ماست که این ایده را هر چه بیشتر همه‌گیر کنیم.

تا آنجا که به پناهندگان ایرانی مربوط می‌شود ازنظر ما پس از توافق هسته‌ای در شرایط ناامن ایران نه‌فقط هیچ بهبودی به وجود نیامده است بلکه اوضاع حتی بدتر هم شده است. از این نظر ما به تلاش خود در دفاع از پناه‌جویان ایرانی ادامه خواهیم داد. ما همواره تأکید کرده‌ایم که شرایط زندگی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی غیرقابل‌تحمل است و پناهندگی حق همه کسانی است که از این شرایط جهنمی فرار می‌کنند. امروز در دوره بعد از رفع تحریم‌ها باید بیش‌ازپیش بر این اصل پافشاری کرد و اعتبار و حقانیت آن‌را به همگان نشان داد.

برای پیشبرد همه آنچه که گفته شد لازم است که ما به یک جنبش اجتماعی قوی در دفاع از مهاجرین و پناهندگان دامن بزنیم. همه نیروهای مدافع پناهندگی و ضد راسیست باید دست در دست هم بگذارند. این جبهه باید چنان تقویت شود که دولت‌ها قدرت آن‌را احساس کنند و راهی جز تعظیم در برابر این صف انسانی نیابند.

 

 

 

عبدالله اسدی: چند نکته مهم با متقاضیان پناهندگی

در این مطلب می‌خواهم توجه متقاضیان پناهندگی را به نکاتی در مورد درخواست‌های کمک از فدراسیون و سؤالات ارسالی برای کمک و راهنمایی جلب کنم و چند نکته را با آن‌ها در میان بگذارم. ما سال‌های طولانی است که با پناه‌جویان ایرانی کار می‌کنیم؛ میدانیم که اکثراً نیاز به مشاوره و راهنمایی دارند و می‌خواهند بدانند پروسه‌ای که برای گرفتن اقامتشان در کشورهای غربی پا به آن می‌گذارند چگونه شروع می‌شود؟ می‌خواهند کسی در مورد دلایل پناهندگی‌شان نظر بدهد و کمکشان کند و برای پیشبرد این امر به آن‌ها جهت و منابع درست معرفی کند، اما همه متقاضیان پناهندگی لازم است به این نکته برسند که نه فدراسیون و نه هیچ نهاد و سازمان دیگری ازنظر دادنِ مشاوره‌های فردی وقت و امکان این را ندارد که مسائل و کمبودها و عدم دقت دلایل پناهندگی را برای فرد فرد پناه‌جویان تدقیق کند. ضمن اینکه به‌هیچ‌وجه قصد نداریم متقاضیان پناهندگی را از خدمات و کمک‌های ارزنده‌ای که تابه‌حال از طریق فعالین و دفاتر فدراسیون به آن‌ها ارائه ‌شده است بی‌نصیب کنیم، می‌خواهم بگویم به دلیل حجم زیاد درخواست‌های راهنمایی از طریق تلفن و ایمیل و فیس‌بوک و دیگر کانال‌های ارتباطی و مشاوره‌های حضوری، فدراسیون نمی‌رسد فردبه‌فرد به همه درخواست‌های متقاضیان پاسخ بدهد و اگر هم به این شکل ادامه دهد بدون شک ممکن است بسیاری از متقاضیان پناهندگی هیچ‌وقت موفق نشوند با خود من و یا دیگر فعالین فدراسیون نیم ساعت صحبت کنند و یا انتظار داشته باشند به همه سؤالات کتبی آن‌ها به‌موقع پاسخ داده شود. توصیه من این است که هر کس که می‌خواهد از فدراسیون کمک و راهنمایی بگیرد بجای اینکه بارها تلفن بزند و موفق به تماس نشود به امکانات و تسهیلاتی که فدراسیون در حد امکان خود برای کمک به متقاضیان پناهندگی تهیه و تنظیم و فراهم کرده است دقت کنند. کتاب راهنمای پناهندگی که به‌تازگی منتشرشده به نیازهای فردی و جمعی متقاضیان جواب می‌دهد؛ کافی است از اول تا آخر آن‌را با دقت مطالعه کنید.

متقاضیان پناهندگی باید توجه داشته باشند که کارهای کتبی و نوشتاری یک جنبه مهم از فعالیت فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی را تشکیل می‌دهد. به یک معنا تا آنجایی که به معیارها و مقررات و جنبه‌های حقوقی در موردپذیرش پناهندگان مربوط می‌شود مضمون و جهت‌ها و نحوه ارائه دلایل پناهندگی را به اشکال و عناوین مختلف توضیح داده‌ایم. سایت فدراسیون و نشریه همبستگی و صفحه فیس‌بوکی فدراسیون و برنامه‌های فدراسیون در تلویزیون کانال جدید همه و همه ابزار و امکانات و خدماتی هستند که متقاضیان پناهندگی می‌توانند از آن‌ها به نحو احسن استفاده کنند. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم در کتاب راهنمای پناهندگی درمجموع دلایل افراد برای درخواست پناهندگی را توضیح داده‌ایم و جهت‌ها و معیارهای پناهندگی را روشن کرده‌ایم. این‌ها ابزار و امکاناتی هستند که راه رسیدن به هدف را نشان می‌دهند و آینده زندگی را برای متقاضیان پناهندگی روشن‌تر می‌کنند. اگر هر متقاضی پناهندگی به‌خوبی از این امکانات استفاده کند و آن‌ها را جهت کار و راهنمای عمل خود قرار دهد، میزان موفقیتش در راه پرمخاطره‌ای که قدم در آن گذاشته است بیشتر می‌شود و کمتر به دام سود جویان و کیس‌نویسان قلابی و کلاه‌برداران خواهند افتاد. واقعیت این است فجایعی در شرایط امروز به میلیون‌ها نفر پناهنده و مهاجر به‌ویژه در بخش‌های زیادی از آفریقا و خاورمیانه و حتی در کشورهای اروپائی – که تاریخا فضا و شرایط امن‌تری برای پناهندگان و آوارگان از سایر نقاط دیگر دنیا بوده است – تحمیل می‌شود. انواع گروه‌های کلاه‌بردار و گردنه‌گیر و باندهای مافیایی و قاچاقچی در کمین پناه‌جویانی نشسته‌اند که در مرزهای ترکیه و یونان و در مسیر رسیدن به اروپا تمام دارایی و دست‌رنجشان‌ را می‌گیرند و در بدترین شرایط و خطرناک‌ترین موقعیت آن‌ها را رها می‌کنند. روزی نیست که نشنویم قاچاقچیان و سود جویان تمام دارایی یک خانواده پناه‌جو را نگرفته باشند و گم‌وگور نشده باشند.

چند روز پیش یکی از بستگان یک خانواده پناه‌جو می‌گفت که یک قاچاقچی معادل ۳۰ میلیون پول ایران ‌را از این خانواده گرفته که آن‌ها را از ترکیه به آلمان برساند. کل دارای آن‌ها ۶۰ میلیون بوده؛ قاچاقچی هم می‌دانسته؛ آن‌ها همه داروندارشان همان ۶۰ میلیون تومان بوده، ۳۰ میلیون از آن‌ها می‌گیرد و آن‌ها را به یکی از جزایر یونان می‌رساند. قاچاقچی شب هم به سراغ آن‌ها می‌رود، می‌گوید که شما نمی‌تونید در این مسیر این‌همه پول را به‌همراه داشته باشید چون مرزبانان پولتان ‌را می‌گیرند. آن‌ها که مطمئن بودند قاچاقچی تا آلمان همراهی‌شان می‌کند بقیه پول را هم به کیسه او می‌ریزند. صبح که بیدار می‌شوند متوجه می‌شوند که هیچ خبری از وی نیست و تلفنش را هم جواب نمی‌دهد. یکی دیگر می‌گفت: ۶ نفر بودیم. ما را از یونان به‌قصد آلمان حرکت دادند، بعد از سپری کردن یک مسیر طولانی با دو ماشین سواری شب در یک منطقه خلوت ما را پیاده کردند و لختمان کردن و هرچه پول و لوازم قیمتی داشتیم گرفتند و ما را رها کردند.

فضای جنگ و ویرانی که در کشورهای اسلام زده میلیون‌ها نفر از مردمان آن مناطق را آواره و دربه‌در گرده و صدها هزار نفر کشته و زخمی در پی داشته است باعث شده تا باندهای مافیایی و دسته‌جات دزد و گردنه‌گیر هم به هزار و یک مشکل دیگر آن‌ها اضافه شود و در کمین این آوارگان بنشینند و دست‌رنجشان ‌را به تاراج ببرند. تبعات وحشتناک این آوارگی میلیونی که در چند دهه اخیر بی‌سابقه بوده است قابل‌تصور نیست. تصاویر چهره‌های وحشت‌زده کاروان‌هایی که بر روی آب‌ها در حال غرق شدن هستند، نگاه‌های پریشان کودکانی که در دامن والدینشان از سرما و گرسنگی و زیر برف و باران شانس زیادی برای زنده ماندنشان تصور نمی‌شود قلب‌ها و وجدان بشر را تکان می‌دهد. ازیک‌طرف شاخه‌ها و گروه‌ها و دولت‌های اسلامی و اسلام سیاسی و از طرف دیگر کمپ غرب به رهبری آمریکا و از طرف دیگر دخالت مستقیم و نظامی روسیه در دفاع از موجودیت بشار اسد و جمهوری اسلامی در رقابت با نفوذ و دخالت آمریکا پس از پایان جنگ سرد در منطقه خاورمیانه، شیرازه هر آنچه مدنیت و جامعه مدنی نامیده می‌شود ازهم‌پاشیده‌اند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در دل چنین شرایطی نباید همه توان و نیروی خود را روی عرصه‌های خدماتی و مشاوره‌های فردی بگذارد. همان امکاناتی که در بالا به آن اشاره کردم باید به‌طور چشمگیری در مدیای اجتماعی در دسترس عموم قرار گیرد. درعین‌حال فدراسیون باید بتواند ازنظر سیاسی شرایط موجود را تبیین و توضیح دهد و به نماینده جهت‌دار و روشنگر مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی و جامعه مدنی و سکولاریسم تبدیل شود. تا آنجایی که به ایران برمی‌گردد توافق بر سر مسئله هسته‌ای اگرچه به تغییراتی درزمینهٔ حقوق بشر و فضای باز سیاسی و تضمین و تأمین آزادی‌های فرهنگی و اجتماعی منجر نخواهد شد، ولی بدون شک بر روند پذیرش پناهندگان ایرانی در کشورهای غربی تأثیرات منفی خواهد گذاشت. وقتی‌که دادوستدهای بازرگانی و انتقال شرکت‌ها به ایران و بستن قراردادهای بازرگانی و رفت‌وآمد هیئت‌های تجاری عادی‌تر می‌شود، طبعاً این مناسبات روابط سیاسی و دیپلماتیک غرب با جمهوری را، هم رسمی‌تر و هم جدی‌تر خواهد کرد، حتی اگر مجموعه این‌ها کوچک‌ترین تأثیری بر فضای باز سیاسی در ایران نداشته باشد. به‌هرحال فدراسیون هم باید سازمان مشاوره مهم‌تر و قوی‌تری داشته باشد و هم سازمان رهبری‌اش و هم تبیین‌ها و توضیحش و هم ارتباطاتش با نهادها و سازمان‌هایی که در این جهت فعالیت می‌کنند و هم بتواند مبارزاتی که برای دفاع از حقوق پناهندگی وجود دارد را نمایندگی کند وهم به آن خط و جهت و سمت‌وسوی سیاسی و مبارزاتی درستی بدهد.

 

گزارش تصویری از جلسه گفت و شنود فدراسیون پناهندگان ایرانی با احزاب پارلمانی و چند سازمان دیگر سوئد

این دبات پنج شنبه ۴ فوریه ۲۰۱۶ برگزار شد و چند حزب پارلمانی سوئد به همراه انجمن فار، حزب عدالت اجتماعی سوئد و آنوتا خونگهامن حقوقدان آشنا به مسائل پناهندگی در آن شرکت داشتند. برگزار کننده این دبات فدراسیون پناهندگان ایرانی واحد استکهلم بود.

12513667_10206421946052048_2082379617430780311_o 12631345_10206421946892069_1749123704293188156_n 12645114_10206422487705589_7199281737912897766_n 12647393_10206421948052098_6447694943271838991_n 12651274_10206421946612062_622188329202515962_n 12670083_10206421947212077_5612125145417309701_n

در باره تعرض جنسی به زنان در آلمان و سوئد – فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

بدنبال انتشار اخبار تاسف بار اذیت و آزار جنسی زنان در کلن و چند شهر دیگر آلمان در شب سال نو، موارد مشابهی از تعرض جنسی به زنان در سوئد منجمله در شهرهای کالمار و یه ولههم گزارش شده است. علاوه براین اخیرا روزنامه اخبار روز (دی ان) در سوئد فاش ساخت که دختران جوان در جریان فستیوال موسیقی استکهلم در دو سال گذشته مورد اذیت و آزار جنسی قرار گرفته اند که پلیس این موارد را پنهان کرده است. این مورد آخر به یک رسوایی و افتضاح بزرگ در سوئد تیدیل شده است و همه بدرست اقدام پلیس برای مخفی کردن این مساله را شدیدا محکوم کرده اند. در مورد این اتفاقات ناگوار نظر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بدین قرار است:

 

۱ -اذیت و آزار جنسی زنان و تعرض به آنها از سوی هر کس که باشد از نظر ما شدیدا محکوم است و متخلفین باید مطابق قوانین همین کشورهامورد مجازات قرار گیرند.مهم نیست که عاملین این تعرض به زناناز کجا آمده اند و یا در چه سرزمینی متولد شده اند. ایجاد مزاحمت جنسی برای زنان جرم است و باید مورد پیگیرد قانونی قرار گیرد. اینکه متاسفانه بخشی از متعرضین به زنان از میان پناهندگان و مهاجرین بوده اند دلیلی بر این نمی شود که این اقدامات مجرمانه تحت عنوان”نگرانی از بهره برداری راسیستها” مورد لاپوشانی قرار گیرد. تامین امنیت زنان و محافظت از حقوق انسانی آنها باید در صدر اولویت های هر جامعه ای باشد. شواهد نشان میدهد که تعرض به زنان در شب سال نو در کلن سازمان یافته بوده و به کار گروههای سازمانیافته اسلامی شباهت دارد. در این صورت باید این گروهها شناسایی شده و به جامعه معرفی شوند و سازماندهندگان ا این اقدامات جنایتکارانه شدیدا مورد مجازات قرار گیرند.

 

۲-راسیستها می کوشند تا این حوادث ناگوار را به ابزاری برای حمله به مهاجرین و پناهندگان تبدیل کنند. حالا بهانه ای یافته اند که تبلیغات نفرت انگیز علیه خارجیان و پناهندگان را شدت بخشند و به تحریک بیشتر علیه مهاجرین بپردازند. تحریکاتی که تاکنون در آلمان در چندین مورد به ضرب و شتم پناهندگان انجامیده است. جامعه باید محکم جلوی این تحریکات راسیستی بایستد و اجازه ندهد که مهاجرین و پناهجویان مورد آماج حملات راسیستها قرارگیرند.

 

۳-به اعتقاد ما تعرضات جنسی به زنان در آلمان و سوئد ریشه در افکار پوسیده مردسالار و باورهایی داردکه زن را آدم حساب نمی کند و به زنان بعنوان اسباب لذت رسانی به مردان نگاه می کند. این همان تفکر و باوری است که در کشورهایی نظیر ایران،عربستان سعودی، افغانستان و عراق با تصویب قوانین و اقدامات شدیدا تبعیض آمیز علیه زنان زندگی آنها را به جهنم تبدیل کرده است. اینکه شماری لمپن و اوباش به زنان غربی فاحشه می گویند ریشه در همین اعتقادات زن ستیز دارد. طبعا برای پپشگیری از بروز چنین اتفاقات ناگواری مبارزه با این افکار پوسیده و اشاعه باورها و ارزش های برابری طلبانه، آشنایی با حقوق زنان در کشورهای غربی از جمله در آلمان و سوئد و حقوق برابر آنها بسیار مهم است. اما مسئله فقط به این ختم نمی شود. در سالهای گدشته با رشد مدارس اسلامی، کودکان در این مدارس با همین ارزشهای تبعیض آمیز تربیت شده و آمورش داده شده اند. در بسیاری از مساجد همین ازرشها از سوی امامان و مفتی ها اشاعه و تبیلغ می شود. در محلات حاشیه شهرها که این تفکرات قدرت دارند زنان زیادی دارند با ترس و لرز زندگی می کنند. اینها همه محصول ساخت و پاخت دول غربی با جریانات عقب مانده و ارتجاعی و پشت کردن به منافع زنان و کودکان بوده است. ما بر این باوریم که در میدان سیاست باید تعرضی همه جانبه به این ارزشهای ارتجاعی صورت بگیرد و هر چه محکم تر از موازین سکولار و ارزش های برابری طلبانه جامعه دفاع کرد. در همین راستا بر یکی از خواسته های دیرینه خود یعنی بستن مدارس مذهبی و اسلامی پافشاری می کنیم تا بدینوسیله آینده بهتری برای کودکان رقم زده شود.

۴-سازمان ما از طریق پیشبرد پروژه های مختلف بیشترین تلاش خود را خواهد کرد که پناهندگان تازه وارد به سوئد را با ارزشهای انسانی و برابری طلبانه آشنا کند و از غلطیدن آنها به دام جریانات واپسگرا و ارتجاعی جلوگیری بعمل آورد. مبارزه با راسیسم و بیگانه ستیزی در هر شکل و فرمش یک بخش مهمی از فعالیتهای روزمره ما را تشکیل می دهد. ما در عین حال به راسیستها اجازه نخواهیم داد که از وقایع اخیر آلمان و سوئد بر ضد همه پناهجویان بهره برداری سیاسی کنند. ما همچنان بر داشتن یک سیاست پناهنده پذیری انسانی و پایان دادن به بستن و یا کنترل مرزها پاقشاری می کنیم.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۱۳ ژانویه ۲۰۱۶

 

 

 

عبدالله اسدی – تشکر از همدردی همه عزیزان

 

از هفته گذشته که خبر حادثه جانگدازی که منجر به مرگ هر چهار عضو یک خانواده پناهجو،عزیان هیبت فیضی،گلنار اسدی و دو دختر ۲۰ ساله و دو ماه آنها شد هزاران نفر از شهرههای مریوان و سنندج و مانطق کلاترزان تا کردستان عراق و خارج از ایران از شنیدن این خبر بسیار متاسف و متاثر شدند و موجی از همدردی و همبستگی با خانواده و بستگان آنها به راه افتاد.

شهر مریوان که محل زندگی آنها بود در چند روز گذشته شاهد حضور کم سابقه مردمانی بود که ازشهرهای مریوان و سنندج و مناطق کلاترزان برای همدردی با خانواده و بستگان این عزیزان رفتند و با اعلام همدردی و تاسف عمیقشان از چنین حادثه ای خود را در غم و اندوه آنها شریک کردند.

این هم دردی از طریق تلفن و ایمیل و فیس بوک و برخی از سایت ها و رسانه های دیگر تا این لحظه با من و خانواده و دیگر بستگان آنها ادامه داشته است.

بدینوسیله از همه عزیزانی که در این چند روز و در این لحظات سخت در کنار خانواده و بستگان و در کنار من بودند تشکر و قدرانی می کنم و شرایطی را آرزو می کنم که در آن هیچ انسانی برای حفظ جان و دست رسی به یک زندگی بهتر مجبور به چنین ریسکی در زندگی خود نشود.

۲۹ دسامبر ۲۰۱۵