همه‌ی نوشته‌های nazanin

جلسه گفت و شنود با پیام حاتمی و عبدالله اسدی در استکهلم جمعه ۱۷ نوامبر

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در استکهلم، به منظورآگاه کردن پناهجویان با قوانین و مقررات پناهندگی و چگونگی مبارزه برای کسب حق پناهندگی، از پیام حاتمی وکیل آگاه به مسائل پناهندگی و عبدالله اسدی دبیر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی دعوت به عمل آورده تا از این طریق اساسی ترین مسائل و مقررات پناهندگی را مورد بررسی قرار دهند.

این نوع جلسات کمک می کند تا پناهجویان برای دسترسی به یک زندگی بهتر از آگاهی و اطلاعات و تسهیلات بیشتری برخوردار شوند.

در این جلسه موضوعات زیر مورد بحث قرار می گیرند

۱- توضیح شرایط پناهنده پذیری در کشور سوئد و مقررات جدید

۲- پناهندگی برمبنای مقررات کنوانسیون ژنو

۳- دریافت اجازه اقامت از طریق کار، از طریق سرمایه گذاری و وابستگی خانوادگی

۴- مبارزه متشکل برای کسب حق پناهندگی چه تاثیری دارد؟

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی همه علاقمندان و متقاضیان پناهندگی را به شرکت در این جلسه دعوت می کند.

زمان: جمعه ۱۷ نوامبر  از ساعت ۱۸

مکان: استکهلم Mariatorget

Torkel Knutssongatan 39

برگزار کننده:همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد استکهلم

تلفن تماس :   سارا نخعی    0707175542

مصائب زنان در حکومت اسلامی

ازآنجایی‌که نیمی از جمعیت جامعه را زنان تشکیل می‌دهند، پس لازمه یک جامعه پویا و متمدن درگرو توجه ویژه به زنان آن جامعه است. جامعه‌ای می‌تواند به رشد همه‌جانبه برسد که هیچ‌گونه تبعیض و نابرابری جنسیتی میان افراد آن جامعه وجود نداشته باشد. تبعیض میان انسان‌ها باعث می‌شود که افراد قادر نباشند استعدادهای خود را شکوفا کنند و تعامل مناسبی با یکدیگر داشته باشند و همین‌طور نتوانند در جامعه به شکل مؤثری ایفای نقش کنند. اساس و پایه این تبعیضات از خانواده شکل می‌گیرد و در سطح وسیع‌تری در جامعه بروز می‌کند. به‌طورکلی حضور فعال زنان در اجتماع با موانع فراوانی روبرو است، یکی از این موانع به نحوه نگرش افراد جامعه به زنان نسبت داده می‌شود. تا زمانی‌که جامعه به زنان به دید موجوداتی که مهم‌ترین نقش آن‌ها تولیدمثل و خانه‌داری است می‌نگرد زنان نخواهند توانست پای خود را از پستوی خانه فراتر نهند. این نحوه نگرش از زنان موجوداتی درجه‌دو ساخته است. در حکومت‌هایی که دین ریشه در سیاست دارد زنان به‌مراتب با محدودیت‌های بیشتری مواجه هستند زیرا حاکمان اسلامی مجهز به ابزاری به نام دین هستند و به این وسیله ظلم مضاعفی را بر زنان اعمال می‌کنند و تمام اعمال مستبدانه خود را بانام دین و اسلام توجیه می‌کنند. ازدواج موقت، نصف مرد محسوب شدن زنان، قوانین ناعادلانه درباره ارث، طلاق، محروم نمودن زنان از قضاوت، سلب تکفل و سرپرستی فرزندان از مادر. همگی نمونه‌های آشکاری از تبعیض و قوانین زن‌ستیزانه نظام حاکم نسبت به زنان است. جمهوری اسلامی قصد دارد زنان را به بهانه همسر و مادر بودن به انزوا بکشاند و به این وسیله آن‌ها را از تمامی حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی محروم کند، اما زنان سر تسلیم فرونیاورده‌اند و دوران خانه‌نشینی را پشت‌سر نهاده‌اند. باوجوداینکه زنان سعی نموده‌اند حضور فعالی در عرصه‌های مختلف داشته باشند اما همچنان با موانع ساختاری و فرهنگی در امر اشتغال مواجه هستند. در ایران امروزی زنان سهم بالایی در تحصیل علم و کسب مدارج علمی دارند اما سهم اندکی از بازار کار را در اختیاردارند و حوزه‌های محدودی برای اشتغال زنان وجود دارد. یعنی، دستگاه‌های اجرایی در اعلام فرصت‌های شغلی، سهمیه‌هایی را در نظر می‌گیرند که ازنظر جنسیتی بسیار تبعیض‌آمیز است. تمامی این مسائل دست‌به‌دست هم داده‌اند و سبب شده‌اند موج گسترده‌ای از زنان تحصیل‌کرده با معضلی به نام بیکاری روبرو گردند. بیکاری زنان در ایران با مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رابطه تنگاتنگی دارد. این مسائل باعث شده است که زنان تحصیل‌کرده در ایران به کارهای شاق روی‌آورند که هیچ‌وجه اشتراکی با تحصیلات آن‌ها نداشته باشد و به این‌صورت مورد بهره‌کشی قرار گیرند. در محیط‌های کاری نیز تبعیضات فراوانی علیه زنان صورت می‌گیرد و موجب شده است تا شرایط دشوارتری در فضای کاری بر زنان کارگر تحمیل شود. از توهین و تحقیر و فشارهای روحی و روانی گرفته تا آزار و اذیت‌های جنسی و خشونت‌های فیزیکی همه و همه مشکلاتی هستند که هرروزه زنان کارگر با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اما این پایان ماجرا نیست و این قشر در اکثر مواقع در خط مقدم اخراج‌ها قرار دارند و حقوق آن‌ها کمتر از حداقل حقوق قانون کار است و همچنین در شرایط کاری مساوی با مردان دستمزد کمتری دریافت می‌کنند. این دید جنسیتی است که باعث شده زنان همیشه کارگرانی ارزان‌قیمت و سودآور باشند. در این شرایط است که زنان سرپرست خانوار به دلیل فقر اقتصادی و به‌تبع آن فرزندانشان نیز به‌شدت در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند و جامعه آن‌ها را به‌سمت تن‌فروشی، بزه‌کاری و اعتیاد سوق می‌دهد. تا زمانی‌که قانون و دموکراسی در جامعه حاکم نگردد و تمامی افراد از حقوق انسانی برابر سوای جنسیت برخوردار نگردند بروز رفتارهای تبعیض‌گرانه به‌ویژه در مورد زنان، حقیقتی غیرقابل‌انکار خواهد بود. در طول تاریخ انسان‌های بسیاری برای رفع قوانین تبعیض‌آمیز در جهان تلاش کرده‌اند و فقط جوامع معدودی آن‌هم به‌طور نسبی به موفقیت دست‌یافته‌اند. جمهوری اسلامی قوانین زن‌ستیزانه‌اش را به‌وسیله خود ما در جامعه نهادینه و ترویج می‌کند و بر ماست که علیه این تبعیضات به پا خیزیم. امید است با آگاهی‌سازی عموم نسبت به حقوق زنان و ارتقاء اندیشه برابری اجتماعی در جامعه و توان‌مندسازی زنان برای استیفای حقوق از طریق جنبش زنان بتوان آزادانه و بدون سرکوب در راه اعتلای موقعیت زنان در ایران گام برداشت.

افسانه عارفی‌پور

 

 

 

 

 

دین آری یا نه؟

زمانی‌که یک انسان در ایران پا به عرصه وجود می‌نهند اولین صوتی که در گوشش نجوا می‌شود بانگ اذان است. با این کار نوزادی که هیچ درکی از مسائل و باورهای دینی ندارد به یک فرد مسلمان تبدیل می‌شود. در جوامعی همچون ایران که یک حکومت توتالیتر مذهبی بر مردم مسلط گردیده پذیرش اسلام و باورهای دینی پس از تولد به امری تحمیلی بدل می‌گردد. به‌عبارت‌دیگر در این جوامع پذیرش دین امری اجباری و غیرارادی است. در این اجتماعات بشری دین همانند سایر خواص ژنتیکی از والدین به کودک به ارث می‌رسد، در حقیقت دین و باورهای دینی از طریق محیط به افراد تزریق و تحمیل می‌شود. اینکه فردی در ایران در بدو تولد مسلمان می‌شود پدیده‌ای است کاملاً تصادفی، زیرا این فرد در جامعه‌ای به دنیا آمده است که جمعیت غالب آن مسلمان هستند. بنابراین جامعه نقش بسزایی در القاء دین و باورهای مذهبی دارد. با تمام این تفاسیر و به گفته همین ملاهای حکومتی، دین را باید با خرد و تعقل پذیرفت. پس چگونه توقع دارند که کودکی که حتی در برآوردن ابتدایی‌ترین نیازهای خود ناتوان است و قادر به تشخیص خوب از بد نیست اسلام را در همان دوران طفولیت بپذیرد؟ آیا این عین استبداد و دیکتاتوری نیست؟ شاید این فرد در دوران بلوغ فکری‌اش اصلاً گرایشی به هیچ دین و مسلکی نداشته باشد و این عمل یعنی نادیده گرفتن اصل آزادی و اختیار انسان‌ها در پذیرش باورهای دینی. در این میان مسئله‌ای که مطرح است این است که: آیا وجود دین در زندگی انسان امری حیاتی است؟ آیا دین امری الهی و روحانی است یا ساخته دست بشر است؟ این‌ها و ده‌ها پرسش دیگر از این مقوله سؤالاتی هستند که ذهن هر انسانی را به خود مشغول می‌کند. انسانی که در باتلاق تخیلات ذهنی و امور خرافی آسمانی‌شده دست‌وپا می‌زند و دین و مبلغان دینی او را به موجودی مسلوب‌الاراده بدل نموده‌اند در حقیقت برده بی‌چون و چرایی در راه اجرای فرامین دینی می‌گردد و از انجام هرگونه عمل غیرانسانی و بی‌شرمانه‌ای ابایی ندارد. درواقع دین انسانیت افراد را از آن‌ها می‌گیرد و آن‌ها را به موجوداتی تبدیل می‌کند که هیچ‌گونه اختیار و اراده‌ای از خود ندارند و بنده حلقه‌به‌گوش مبلغان دینی فاسد می‌گردند. یکی از عمده‌ترین مشکلات جامعه ایران اسلام است. اسلام دین خرافه و موهوم‌پرستی است و تروریسم و اختناق را در جامعه ترویج می‌کند، درصورتی‌که دنیای امروز دنیایی است که به‌سمت خردگرایی و عقلانیت حرکت می‌کند. بنابراین در قرن 21 میلادی نمی‌توان جامعه را با قوانینی که در 1400 سال پیش تدوین‌شده اداره نمود و به پیشرفت رسید زیرا در چنین جامعه‌ای هیچ‌گونه انطباقی بین تحولات جامعه در عصر مدرنیته با جامعه 1400 سال پیش وجود ندارد و نتیجه آن پس‌رفت و عقب‌ماندگی هرچه بیشتر کشور است. در طول تاریخ ننگین جمهوری اسلامی کم نبودند انسان‌های بی‌گناهی که به بهانه دین روانه قبرستان‌ها شدند و خانواده‌های بسیاری را داغ‌دار نمودند. اعدام‌های دهه 60 خود نمونه بارزی از این جنایات است. به‌راستی آیا وقت آن نشده که بشر اموری همچون ایدئولوژی و باورهای دینی و نژادی را به دست فراموشی بسپارد و تنها انسان باشد؟ مگر انسان بودن چه ایرادی دارد.

به امید آزادی مردم ایران

لیدا عارفی پور

انسان نخستین، آخرین انسان

انسان نخستین، آخرین انسان

درست نمی‌دانم چه مدت از اولین روزی که به خاطر گرسنگی گریستم می‌گذرد؟ بی‌آنکه معنای گرسنگی و گریه را بدانم و بدانم اصلاً چرا باید گرسنه بشوم و گریه کنم؟ حتی نمی‌دانم چگونه پی بردم که لذت آفتاب نیمروز زمستان با آفتاب کویر در مرداد بسیار متفاوت است. البته این مسئله به‌هیچ‌وجه به باور شما در مورد خورشید و گردش زمین ارتباطی ندارد همان‌طوری که یک شمع در هرکجای دنیا که باشد همان‌گونه که می‌تواند نور ببخشد و لحظاتی شمارا از ظلمت برهاند، می‌تواند دستانتان را نیز سخت بسوزاند و یا حتی بدتر از آن خانه‌تان را به آتش بکشد بدون آنکه شما چیزی در مورد علم پزشکی و یا شرایط احتراق بدانید و یا ندانید. البته شما می‌توانید برای پیشگیری این دسته از مشکلات کتاب بخوانید و اطلاعات بیشتر کسب کنید و یا اینکه از تجربیاتی که دیگران کسب کرده‌اند کمک بگیرید ولی زمانی که صاحب‌خانه به دلیل پرداخت نکردن اجاره‌بها تمامی وسایلتان را به داخل کوچه ریخته باشد و پلیس برای دستگیری شما حاضر شده باشد، مطالعه اصلاً ایده جالبی نیست و در محضر دادگاه کسی راجع به موضوع مطالعه و یا اسرار کائنات از شما سؤالی نخواهد پرسید هرچند شما اعتقادات مذهبی داشته و یا نداشته باشید؛ برای رهایی از دست قانون ملزم به جلب رضایت صاحب‌خانه‌تان هستید، همان‌طور که برای رفع گرسنگی‌تان نمی‌توانید کتاب بخورید و یا دعا کنید. تمامی این‌ها دلایلی محکم بر نیازهای مادی ما در دنیایی مادی با قوانین مشخص و انکارناپذیر است. ما نیز به‌مانند تمامی انسان‌های نخستین بر این موضوع تفاهم نظر داشته و داریم و عمده مشکلات ما از نبود ابزار و امکانات رفاهی زندگی بوده که در غالب موارد به همت خود بشر و اختراعاتی که صورت گرفته در بستری عادلانه قابل‌ترفیع بوده و این به‌خودی‌خود مشکلی بزرگ و حل نشدنی نبوده و نیست. مشکل ازآنجا شروع شد که کسانی مدعی شدند که 1400 سال پیش آنگاه‌که هیچ وسیله ثبت و ضبط وقایع امروزی کشف نشده بود موجودی کم گو، نادیده و خشمگین از خلق ناخلف خود یک‌بار و برای همیشه یاسین سعادت بشریت را در گوش تنها یکی از آن‌ها خوانده و دیگران برای کسب سعادت دنیوی و حتی فراتر از آن حیات ابدی ملزم به پیروی از او هستند و دیگر نیازی به استناد به حواس چندگانه خود و درک قوانین طبیعی ندارند. افراد سودجو و فرصت‌طلبی که ادامه حیات انگلی خود را در جهالت و نادانی همنوعانشان می‌بینند همواره با ارائه و پشتیبانی از وقایعی دروغین در غالب معجزات که در صحت روان بشریت جایگاهی جز سرگرمی‌های ناسالم کودکانه ندارند در ترویج حماقت و کتمان حقیقت و صدور آن کوشیده‌اند بی‌شک کسانی که داستان گردآوری مجموعه‌ای متشکل از تنها شش میلیون گونه جانوری و نه گیاهی، شناخته‌شده به‌صورت نر و ماده از اقصی نقاط دنیا به همراه ایجاد شرایط اقلیمی مختص و مطلوب آن‌ها به‌یک‌باره و یکجا آن‌هم در ابعاد یک کشتی بر آب بارانی تنبیهی که قدمگاه هیلاری در کوه اورست را غرق کرده و بر یگانه خشکی زمین در ارتفاعی که از ژرفای تاریک اقیانوس‌های کنونی بی سکنه تر است ایستاده را مبنای تاریخ بشریت می‌نامند، نمونه بارز همان فریب‌کاران یا فریب‌خوردگان بی‌خرد هستند. و بر ماست که تمام‌قد مقابل پیشخوان این ریا فروشان بایستیم و بساط این کسب‌وکار برهم زنیم و سر سازش با آنان را به سقف رسوایی بکوبیم و بیابیم که انسانیت و آزادی مختص انسان نخستین نبوده و نیست.

 

مهدی حقیری فعلی

خداوند، ابزاری در دست ادیان یا خرافه‌ای غیر قابل اثبات؟

بیشتر مردم در زمان کودکی و در هنگام رشد شنیده‌اند که خدا آفریننده‌ی این گیتی و جهان هستی است و به همین دلیل وجود خدا دیگر پرسش به شمار نیامده است و این عده از مردم به این فکر هستند که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند وجود این جهان هستی و شگفت‌انگیز را توضیح بدهد. ولی در گذر زمان برخی از انسان‌ها از اینکه خدایی وجود دارد شک داشته و برخی دیگر به این باور رسیده‌اند که انسان‌ها خدا را آفریده‌اند و برعکس این موضوع نیست.

برای اداره‌ی افراد دسته‌ی اول لازمه‌ی اصلی دین است. دین به معنای واقعی خرافه است، مغز انسان‌ها را شست و شو می‌دهد. خداسازی، افسانه‌هایی مانند آفرینش آدم و حوا، خیر و شر، سحر و جادو دعا و معجزه، شیطان و فرشتگان و بهشت و جهنم واقعیت ندارد. این‌ها داستان‌هایی هستند که دهان به دهان به خصوص توسط دستگاه قوی مذاهب و همچنین حکومت‌ها تولید شده‌اند و به سنت‌های خطرناکی تبدیل گشته‌اند. مذاهب در طول تاریخ بشر تا به به امروز توسط بسیاری از حکومت‌ها رواج داده شده‌اند و در حال حاضر نیز سیستم سرمایه‌داری آن‌را به خدمت منافع طبقاتی و اهداف و سیاست‌هایش درآورده است، چراکه مذهب مالکیت را مقدس می‌داند. سیستم سرمایه‌داری و بهره‌گیری انسان از انسان تبعیض، نابرابری و خشونت را در پی دارد.

نخستین گامی که باید برداشته شود این است که روشن کنیم دین‌‌‌ها تنها نامی متفاوت دارند ولی در عین حال دارای محتوای یکسان می‌باشند. یکتاپرستی بزرگترین آفتی است که کره زمین تاکنون به خود دیده است. بی‌گمان به‌گونه‌ی دقیق در مورد خدای یهودی، اسلامی و سایر ادیان توضیح شفاف و جهان‌شمولی ارائه نشده است. نه‌ تنها نگرش‌های ناهمسان و متفاوتی از بودن خدا در میان ادیان مختلف وجود دارد، بلکه در هر کدام از آن‌ها اختلافات نه چندان قابل توجیهی در میان روحانیان، افراد مذهبی و سایر افراد باورمند جامعه به چشم می‌خورد. این در حالی است که هیچ کدام از ادیان قدیم و جدید دلیل قانع کننده‌ای برای پیروان خود در مورد وجود خدا در عصر حاضر ارائه نداده‌اند و به طور کلی در شرایطی که هیچ گواه، شاهد و دلیل دیگری برای باور کردن خدا نداریم، می‌توان به خوبی مطمئن بود که خدا چیزی جز یک باور غیر علمی و غیرقابل اثبات نمی‌باشد.

علم و دانش می‌تواند کمک کند تا روزهای بهتری را تجربه کنیم. بدون شک امروزه بشریت به زندگی طولانی‌تر و همراه با آسایش و آرامش بیشتر نسبت به گذشته دست پیدا کرده است که آن را مدیون پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی است. گرچه دانش برخی مشکلات مانند جمعیت بسیار و آلودگی را به همراه داشته است، اما بدیهی است که راه حل برون رفت از این چالش‌ها نیز در دانش نهفته است. این در حالی است که رشته‌های ناگسستنی تحجر در ذهن تنها مانع پیشرفت و حل چالش‌های پیش‌ روی انسان‌ها است. پس واضح است که راه درست نه دادن زندگی خویش به افرادی است که خود را معلول دلیل غیر قابل اثبات و چه بسا معضلی عظیم می‌دانند بلکه ساختن آینده‌ای بهتر به منظور نیل به اهداف در سایه‌ی علم و دانش است.

الیاس عدل‌پور