همه‌ی نوشته‌های nazanin

دین آری یا نه؟

زمانی‌که یک انسان در ایران پا به عرصه وجود می‌نهند اولین صوتی که در گوشش نجوا می‌شود بانگ اذان است. با این کار نوزادی که هیچ درکی از مسائل و باورهای دینی ندارد به یک فرد مسلمان تبدیل می‌شود. در جوامعی همچون ایران که یک حکومت توتالیتر مذهبی بر مردم مسلط گردیده پذیرش اسلام و باورهای دینی پس از تولد به امری تحمیلی بدل می‌گردد. به‌عبارت‌دیگر در این جوامع پذیرش دین امری اجباری و غیرارادی است. در این اجتماعات بشری دین همانند سایر خواص ژنتیکی از والدین به کودک به ارث می‌رسد، در حقیقت دین و باورهای دینی از طریق محیط به افراد تزریق و تحمیل می‌شود. اینکه فردی در ایران در بدو تولد مسلمان می‌شود پدیده‌ای است کاملاً تصادفی، زیرا این فرد در جامعه‌ای به دنیا آمده است که جمعیت غالب آن مسلمان هستند. بنابراین جامعه نقش بسزایی در القاء دین و باورهای مذهبی دارد. با تمام این تفاسیر و به گفته همین ملاهای حکومتی، دین را باید با خرد و تعقل پذیرفت. پس چگونه توقع دارند که کودکی که حتی در برآوردن ابتدایی‌ترین نیازهای خود ناتوان است و قادر به تشخیص خوب از بد نیست اسلام را در همان دوران طفولیت بپذیرد؟ آیا این عین استبداد و دیکتاتوری نیست؟ شاید این فرد در دوران بلوغ فکری‌اش اصلاً گرایشی به هیچ دین و مسلکی نداشته باشد و این عمل یعنی نادیده گرفتن اصل آزادی و اختیار انسان‌ها در پذیرش باورهای دینی. در این میان مسئله‌ای که مطرح است این است که: آیا وجود دین در زندگی انسان امری حیاتی است؟ آیا دین امری الهی و روحانی است یا ساخته دست بشر است؟ این‌ها و ده‌ها پرسش دیگر از این مقوله سؤالاتی هستند که ذهن هر انسانی را به خود مشغول می‌کند. انسانی که در باتلاق تخیلات ذهنی و امور خرافی آسمانی‌شده دست‌وپا می‌زند و دین و مبلغان دینی او را به موجودی مسلوب‌الاراده بدل نموده‌اند در حقیقت برده بی‌چون و چرایی در راه اجرای فرامین دینی می‌گردد و از انجام هرگونه عمل غیرانسانی و بی‌شرمانه‌ای ابایی ندارد. درواقع دین انسانیت افراد را از آن‌ها می‌گیرد و آن‌ها را به موجوداتی تبدیل می‌کند که هیچ‌گونه اختیار و اراده‌ای از خود ندارند و بنده حلقه‌به‌گوش مبلغان دینی فاسد می‌گردند. یکی از عمده‌ترین مشکلات جامعه ایران اسلام است. اسلام دین خرافه و موهوم‌پرستی است و تروریسم و اختناق را در جامعه ترویج می‌کند، درصورتی‌که دنیای امروز دنیایی است که به‌سمت خردگرایی و عقلانیت حرکت می‌کند. بنابراین در قرن ۲۱ میلادی نمی‌توان جامعه را با قوانینی که در ۱۴۰۰ سال پیش تدوین‌شده اداره نمود و به پیشرفت رسید زیرا در چنین جامعه‌ای هیچ‌گونه انطباقی بین تحولات جامعه در عصر مدرنیته با جامعه ۱۴۰۰ سال پیش وجود ندارد و نتیجه آن پس‌رفت و عقب‌ماندگی هرچه بیشتر کشور است. در طول تاریخ ننگین جمهوری اسلامی کم نبودند انسان‌های بی‌گناهی که به بهانه دین روانه قبرستان‌ها شدند و خانواده‌های بسیاری را داغ‌دار نمودند. اعدام‌های دهه ۶۰ خود نمونه بارزی از این جنایات است. به‌راستی آیا وقت آن نشده که بشر اموری همچون ایدئولوژی و باورهای دینی و نژادی را به دست فراموشی بسپارد و تنها انسان باشد؟ مگر انسان بودن چه ایرادی دارد.

به امید آزادی مردم ایران

لیدا عارفی پور

انسان نخستین، آخرین انسان

انسان نخستین، آخرین انسان

درست نمی‌دانم چه مدت از اولین روزی که به خاطر گرسنگی گریستم می‌گذرد؟ بی‌آنکه معنای گرسنگی و گریه را بدانم و بدانم اصلاً چرا باید گرسنه بشوم و گریه کنم؟ حتی نمی‌دانم چگونه پی بردم که لذت آفتاب نیمروز زمستان با آفتاب کویر در مرداد بسیار متفاوت است. البته این مسئله به‌هیچ‌وجه به باور شما در مورد خورشید و گردش زمین ارتباطی ندارد همان‌طوری که یک شمع در هرکجای دنیا که باشد همان‌گونه که می‌تواند نور ببخشد و لحظاتی شمارا از ظلمت برهاند، می‌تواند دستانتان را نیز سخت بسوزاند و یا حتی بدتر از آن خانه‌تان را به آتش بکشد بدون آنکه شما چیزی در مورد علم پزشکی و یا شرایط احتراق بدانید و یا ندانید. البته شما می‌توانید برای پیشگیری این دسته از مشکلات کتاب بخوانید و اطلاعات بیشتر کسب کنید و یا اینکه از تجربیاتی که دیگران کسب کرده‌اند کمک بگیرید ولی زمانی که صاحب‌خانه به دلیل پرداخت نکردن اجاره‌بها تمامی وسایلتان را به داخل کوچه ریخته باشد و پلیس برای دستگیری شما حاضر شده باشد، مطالعه اصلاً ایده جالبی نیست و در محضر دادگاه کسی راجع به موضوع مطالعه و یا اسرار کائنات از شما سؤالی نخواهد پرسید هرچند شما اعتقادات مذهبی داشته و یا نداشته باشید؛ برای رهایی از دست قانون ملزم به جلب رضایت صاحب‌خانه‌تان هستید، همان‌طور که برای رفع گرسنگی‌تان نمی‌توانید کتاب بخورید و یا دعا کنید. تمامی این‌ها دلایلی محکم بر نیازهای مادی ما در دنیایی مادی با قوانین مشخص و انکارناپذیر است. ما نیز به‌مانند تمامی انسان‌های نخستین بر این موضوع تفاهم نظر داشته و داریم و عمده مشکلات ما از نبود ابزار و امکانات رفاهی زندگی بوده که در غالب موارد به همت خود بشر و اختراعاتی که صورت گرفته در بستری عادلانه قابل‌ترفیع بوده و این به‌خودی‌خود مشکلی بزرگ و حل نشدنی نبوده و نیست. مشکل ازآنجا شروع شد که کسانی مدعی شدند که ۱۴۰۰ سال پیش آنگاه‌که هیچ وسیله ثبت و ضبط وقایع امروزی کشف نشده بود موجودی کم گو، نادیده و خشمگین از خلق ناخلف خود یک‌بار و برای همیشه یاسین سعادت بشریت را در گوش تنها یکی از آن‌ها خوانده و دیگران برای کسب سعادت دنیوی و حتی فراتر از آن حیات ابدی ملزم به پیروی از او هستند و دیگر نیازی به استناد به حواس چندگانه خود و درک قوانین طبیعی ندارند. افراد سودجو و فرصت‌طلبی که ادامه حیات انگلی خود را در جهالت و نادانی همنوعانشان می‌بینند همواره با ارائه و پشتیبانی از وقایعی دروغین در غالب معجزات که در صحت روان بشریت جایگاهی جز سرگرمی‌های ناسالم کودکانه ندارند در ترویج حماقت و کتمان حقیقت و صدور آن کوشیده‌اند بی‌شک کسانی که داستان گردآوری مجموعه‌ای متشکل از تنها شش میلیون گونه جانوری و نه گیاهی، شناخته‌شده به‌صورت نر و ماده از اقصی نقاط دنیا به همراه ایجاد شرایط اقلیمی مختص و مطلوب آن‌ها به‌یک‌باره و یکجا آن‌هم در ابعاد یک کشتی بر آب بارانی تنبیهی که قدمگاه هیلاری در کوه اورست را غرق کرده و بر یگانه خشکی زمین در ارتفاعی که از ژرفای تاریک اقیانوس‌های کنونی بی سکنه تر است ایستاده را مبنای تاریخ بشریت می‌نامند، نمونه بارز همان فریب‌کاران یا فریب‌خوردگان بی‌خرد هستند. و بر ماست که تمام‌قد مقابل پیشخوان این ریا فروشان بایستیم و بساط این کسب‌وکار برهم زنیم و سر سازش با آنان را به سقف رسوایی بکوبیم و بیابیم که انسانیت و آزادی مختص انسان نخستین نبوده و نیست.

 

مهدی حقیری فعلی

خداوند، ابزاری در دست ادیان یا خرافه‌ای غیر قابل اثبات؟

بیشتر مردم در زمان کودکی و در هنگام رشد شنیده‌اند که خدا آفریننده‌ی این گیتی و جهان هستی است و به همین دلیل وجود خدا دیگر پرسش به شمار نیامده است و این عده از مردم به این فکر هستند که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند وجود این جهان هستی و شگفت‌انگیز را توضیح بدهد. ولی در گذر زمان برخی از انسان‌ها از اینکه خدایی وجود دارد شک داشته و برخی دیگر به این باور رسیده‌اند که انسان‌ها خدا را آفریده‌اند و برعکس این موضوع نیست.

برای اداره‌ی افراد دسته‌ی اول لازمه‌ی اصلی دین است. دین به معنای واقعی خرافه است، مغز انسان‌ها را شست و شو می‌دهد. خداسازی، افسانه‌هایی مانند آفرینش آدم و حوا، خیر و شر، سحر و جادو دعا و معجزه، شیطان و فرشتگان و بهشت و جهنم واقعیت ندارد. این‌ها داستان‌هایی هستند که دهان به دهان به خصوص توسط دستگاه قوی مذاهب و همچنین حکومت‌ها تولید شده‌اند و به سنت‌های خطرناکی تبدیل گشته‌اند. مذاهب در طول تاریخ بشر تا به به امروز توسط بسیاری از حکومت‌ها رواج داده شده‌اند و در حال حاضر نیز سیستم سرمایه‌داری آن‌را به خدمت منافع طبقاتی و اهداف و سیاست‌هایش درآورده است، چراکه مذهب مالکیت را مقدس می‌داند. سیستم سرمایه‌داری و بهره‌گیری انسان از انسان تبعیض، نابرابری و خشونت را در پی دارد.

نخستین گامی که باید برداشته شود این است که روشن کنیم دین‌‌ها تنها نامی متفاوت دارند ولی در عین حال دارای محتوای یکسان می‌باشند. یکتاپرستی بزرگترین آفتی است که کره زمین تاکنون به خود دیده است. بی‌گمان به‌گونه‌ی دقیق در مورد خدای یهودی، اسلامی و سایر ادیان توضیح شفاف و جهان‌شمولی ارائه نشده است. نه‌ تنها نگرش‌های ناهمسان و متفاوتی از بودن خدا در میان ادیان مختلف وجود دارد، بلکه در هر کدام از آن‌ها اختلافات نه چندان قابل توجیهی در میان روحانیان، افراد مذهبی و سایر افراد باورمند جامعه به چشم می‌خورد. این در حالی است که هیچ کدام از ادیان قدیم و جدید دلیل قانع کننده‌ای برای پیروان خود در مورد وجود خدا در عصر حاضر ارائه نداده‌اند و به طور کلی در شرایطی که هیچ گواه، شاهد و دلیل دیگری برای باور کردن خدا نداریم، می‌توان به خوبی مطمئن بود که خدا چیزی جز یک باور غیر علمی و غیرقابل اثبات نمی‌باشد.

علم و دانش می‌تواند کمک کند تا روزهای بهتری را تجربه کنیم. بدون شک امروزه بشریت به زندگی طولانی‌تر و همراه با آسایش و آرامش بیشتر نسبت به گذشته دست پیدا کرده است که آن را مدیون پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی است. گرچه دانش برخی مشکلات مانند جمعیت بسیار و آلودگی را به همراه داشته است، اما بدیهی است که راه حل برون رفت از این چالش‌ها نیز در دانش نهفته است. این در حالی است که رشته‌های ناگسستنی تحجر در ذهن تنها مانع پیشرفت و حل چالش‌های پیش‌ روی انسان‌ها است. پس واضح است که راه درست نه دادن زندگی خویش به افرادی است که خود را معلول دلیل غیر قابل اثبات و چه بسا معضلی عظیم می‌دانند بلکه ساختن آینده‌ای بهتر به منظور نیل به اهداف در سایه‌ی علم و دانش است.

الیاس عدل‌پور

 

فساد کاری قضاوت در ایران

در یک حکومت دموکراتیک و مردم نهاد، وجود قوه‌ی قضاییه‌ی مستقل و کارآمد از الزامات آن حکومت شمرده می‌شود و تصور عموم از قوه‌ی قضاییه احقاق حقوق و گسترش عدالت در کشور است. اما این تصور در کشورهای دیکتاتوری سرابی بیش نیست. دستگاه‌های مسئول مبارزه با فساد، خودشان به درجاتی از فساد آلوده می‌شوند که هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند. متاسفانه می بایست این حقیقت را پذیرفت که این نوع ناهنجاری به طرز شگفت آوری در ایران گسترش یافته است.

در حکومتی که مبنای قضاوت بر اساس الهیات و دین اسلام و قرآن است، باور عموم بر این است که قضاتی که در راس امور قرار گرفته‌اند که حتی با استفاده از قلم خویش توانایی سیطره بر جان، مال و ناموس افراد جامعه را دارند، بر اساس عدالت و به دور از منفعت طلبی فرایند تصمیم‌ سازی را انجام دهند. و انتظار نمی‌رود که قضات بر خلاف باورهای مردم با گرفتن رشوه رای مطلوب خود را ثبت کرده و عدالت را نادیده بگیرند. این در حالی است که حتی بنا به گفته‌ی منابع رسمی رقم درآمد کارچاق کنی در یک سال دقیقاً دو برابر بودجه سالیانه‌ی قوه‌ی قضایه است.

بدیهی است که یکی از عوامل ظهور این پدیده، تکرار رویه‌ی شوم دیکتاتوری در لایه‌ی‌های مختلف جامعه و به خصوص قوه‌ی قضاییه است. هر چند در ظاهر امر از کلمه‌ دیکتاتوری این برداشت می‌شود که تمام قدرت یک حکومت و سرنوشت مردم در دست یک فرد باشد. اما بدیهی است که زمانی که دیکتاتوری حکومتی در جامعه‌ای به وجود آید، به مرور زمان این رویه در تمام مناسب و زیر مجموعه‌های جامعه به یک رفتار معمول تبدیل می‌شود. همان‌گونه که رفتار مرد سالاری در یک خانه که از پدیده‌های غیر قابل انکار در جامعه‌ی ایرانی از مظاهر دیکتاتوری است، بالا رفتن قدرت قضات در برابر وکلای مدافع که امروزه شاهد آن هستیم نیز از میوه‌های دیکتاتوری حکومت است. در این راستا می‌بایست اذعان کرد که در سال‌های اخیر اختیارات و قدرت قضات در جلسه‌ی دادگاه به مراتب از وکلای مدافع محکوم بالاتر رفته است که این اتفاق دلیل اصلی تغییر رویه در قوه قضاییه و رشد نرخ رشوه گیری و رای سازی در در نتیجه زیر پا گذاشتن عدالت به دلیل منافع شخصی توسط قضات می‌باشد.

این در حالی است که بنا به گفته‌ی بسیاری از گروه‌های مدافع حقوق بشری در سراسر جهان، حکومت جمهوری اسلامی ایران در دادگاه‌هایی که در آن بر اساس اصول اسلامی قضاوت می‌شود، نافی حقوق بشر است. و به خوبی می‌توان تصور نمود که در کشوری که قوانین نوشته‌ی شده‌ی آن حقوق بشر را زیر پا می گذارد، زمانی که قضات به سمت جاه‌طلبی کشیده شوند و همان قوانین (که از لحاظ تمدن بشری در سطح بسیار بسیار ابتدایی هستند) را نیز زیر پا بگذارند، چه بر سر افراد جامعه می‌آید و جامعه به چه سمتی رهسپار است.

اگر چه با نگاهی عمیق تر این واقعیت آشکار می‌شود که پدیده‌ی اخیر (ایجاد دیکتاتوری در دادگاه) نیز متاثر از پدیده‌ی اولیه و نگاه سنتی اسلام‌گرایانان در جامعه‌ی ایران است. از این رو به نظر می‌رسد که می‌توان با اطمینان خاطر بیان کرد که منشا اصلی تمام فسادها و عقب ماندگی‌های موجود در ایران اسلام است که بیان‌گر این حقیقت است که پیروی از قرآن و تعالیم مربوطه باعث نابودی عدالت واقعی، ضایع شدن حق مردم به نفع افراد دارای نفوذ و زیر پا گذاشته شدن اصول حقوق بشر است.

 

الیاس عدل‌پور

تظاهرات نازیست ها روز شنبه ۳۰ سپتامبر ساعت ۱۱ در گوتنبرگ

به گزارش پلیس گوتنبرگ سازمان نازیستی جنبش مقاومت شمال از کشورهای شمال اروپا نیرو جمع کرده و قرار است روز شنبه ۳۰ سپتامبر در خیابان های مرکزی شهر گوتنبرگ  دست به راه پیمایی بزنند. پلیس گفته است: برای جلوگیری از هر نوع برخوردی از آمادگی و امکانات لازم برخوردار است. همزمان بسیاری از سازمان های ضد راسیستی و مدافع حقوق خارجیان در مقابل آنها اعلام تظاهرات کرده اند.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی نیز همه مردم مترقی گوتنبرگ و پناهندگان و مهاجران را به شرکت گسترده در تظاهرات ضد راسیستی روز شنبه دعوت می کند.

بیاییم در صفی متحد و یک پارچه اعلام کنیم گوتنبرگ جای نازیست ها نیست.

محل تجمع:       میدان    Heden

ساعت تجمع:     ۱۰:۳۰ صبح

شروع حرکت:    ساعت  ۱۱

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – گوتنبرگ