من فريده اسدى هستم. دين و خدا و پيغمبر را قبول ندارم. نمى خواهم مسير سرنوشتم را قرآن تعيين کند. نمى خواهم دست و پايم توسط سنت و مذهب بسته شود. عقيده ام علم و دانش و حقيقت است نه خرافات پوچ و بى اساس به نام دين.
در طول زندگى ايم در رژيم ستمگر اسلامى با نابرابرى، بى حقوقى و بى عدالتى در جاى جاى زندگى ام روبرو بودم و عليرغم همه تلاشم براى يک زندگى درست و اصولى، مزدوران رژيم مانع و سد راهم شدند و به ناچار به ترکيه و سازمان ملل پناه آوردم.
عليرغم اينکه جمهورى اسلامى باز هم ناقض حقوق بشر شناخته شد اما سازمان ملل درد ما، رنجها و محروميتها و بى حقوقى هايى که با آن دست به گريبان بوديم را نپذيرفته و ما را در شکل جديدى از بى حقوقى قرار داده است. ما ساکت ننشستيم و براى رساندن صدايمان و حقانيتمان در مقابل سازمان ملل، از سازمانها و احزاب و دفتر حقوق بشر و کانون وکلا و دانشجويان در ترکيه يارى گرفتيم. البته همه کارها را زير نظر واحد فدراسيون در ترکيه انجام داديم. ما در اين روزهاى سرد با فرزندانمان مقابل يو.ان دست به تحصن زديم و چندين بار توسط پليس دستگير شديم اما هر بار با تلاش فدراسيون مجبور گرديدند آزادمان کنند. در مقابل اين سئوال که حقوقمان را از کجا طلب کنيم همه مراجع از خود سلب مسئوليت مى کنند. ما در جمهورى اسلامى و در ترکيه شاهد بى حقوقيهاى پى در پى بوده ايم اما براى رسيدن به دنيايى که حقوق ما و فرزندانمان رعايت شود، فرزندانمان از يک زندگى شاد، آزاد و برابر برخوردار باشند و يک عمر شاهد ظلم دين و مذهب اسلام و شاهد جنايت و بى حقوقى نباشند مجبوريم مبارزه کنيم.
رساندن فرزندانمان ما به آن شرايط به ما اميدى ميدهد که در اين راه مبارزه کنيم. در اين مبارزه، افراد و سازمانها و احزاب زيادى ما را از دل و جان مورد محبت و حمايت قرار داده اند. از جمله فدراسيون و حزب کمونيست کارگرى، آقاى فرشاد حسينى، کيوان جاويد، هژير سعيدى و عليرضا و بابک و هادى و ... همچنين خانم شيوا محبوبى و نسرين رمضانعلى. ما زبانمان قاصر از تشکر است. اما باز هم خواهش مى کنيم ما را يارى کنيد.