|
همبستگى ويزه
کمپين
فدراسيون در انگليس، شماره ۴
تنها
راه مقابله با سياستهاى ضد پناهندگى دولت انگلستان، مبارزه متحد و متشکل در
خيابانها است!
سيروان قادرى
وارونگي اين
جهان، تمام محاسبات و معادلات را بر مبناي سود و برد اقتصادي و سياسي پايه ريزي
کرده، حرمت انساني ناخواني عجيبي با پيرامونش دارد و درپائين ترين حد جايگاه خود
قرار گرفته و در حقيقت از انسان به عنوان يک وسيله يا کالا براي پيشبرد مقاصد سياسي
و اقتصادي جمعي از طبقات و حتي گاها فردي از طبقه حاکم استفاده ميشود.
پيچيدگي جهان
امروز و نظم نوين جهاني صاحبان قدرت و سرمايه، نوع بي ربطي از تعريف هويت بشر را در
چهار چوب زيباترين و گاها انسانيترين واژه ها به معرض ظهور گذاشته و غالبا خود بشر
را مجاب به قبول اين نوع تعريف از هويت انساني کرده است، هويتي که کاذب، کاملا
ناتوان و بي تاثير جلوه دهد و در نهايت و در پايه اي ترين سطح، تلاش و روحيه
مبارزاتي انسان را براي مرتفع نمودن مطالبات و ارتقاي حقوق و ارزش انساني اش نابود
سازد.
بنيانگذاران چنين دکتريني که اتفاقا بناي اقتصادي و سياسي جهان امروز و صد البته
سود کشي و بهره کشي از انسان را بر اساس آن بنيان گذارده اند، خوب ميدانند که شيشه
عمرشان در دستان همين توده هاي توليد كننده سود جامعه است و هر جا که جنبش، خيزش و
يا مبارزه اي توده اي شکل ميگيرد بسته به ميزان اراده، قدرت و پا فشاري بر مواضع
توده هاي معترض، مجبور به عقب نشيني و تن دادن به خواسته هاي آنان هستند.
حق پناهندگي
يکي از پايه اي ترين حقوق مسلم انسان است که بنابر انتظام همه جانبه نوين جهاني و
تعريف جديدش از انسان، دستخوش نوسانات اقتصادي و سياسي کشورها شده و کاملا مورد
استفاده ابزاري قرار ميگيرد. نمونه عيني و کاملا زنده آن کشور انگلستان است.
از قرار معلوم
انسانها بر اساس تبعيضات قومي، نژادي و جنسي، ترس از دست دادن جان و يا مورد آذار
قرار گرفتن يا عضويت و فعاليت در گروههاي سياسي مخالف دولت، مشمول حقوق پناهندگي
ميشوند.
بنابر تعريف و با توجه به اوضاع و احوال ايران، آمارها و گزارشهاي ارگانهاي مدافع
حقوق بشر و حتي محکوميت حکومت اسلامي ايران به عنوان ناقض حقوق بشر توسط کشورهاي
مختلف جهان منجمله خود انگلستان، هر ايراني حداقل شامل دو و يا سه بند از قوانين
اعطاي حقوق پناهندگي مصوب کنوانسيون حقوق بشر در ژنو ميشوند.
اما آيا اعطاي
حق پناهندگي در کشور انگلستان تابعي از وضعيت حقوق بشر در ايران است؟ در يکي از
دادگاههاي پناهندگي انگلستان که در دفاع از يک پناه جوي ايراني حضور يافتم، کارمند
وزارت کشور رو به من گفت: ما نميتوانيم به اين پناهجو حق پناهندگي بدهيم، چرا که با
توجه به خفقان و موج کشتار، شکنجه و آزاري که در ايران وجود دارد، ما نميتوانيم
باور کنيم که اين پناهجو توانسته باشد فعاليت سياسي بر عليه دولت و يا حتي فعاليت
اجتماعي يا صنفي داشته باشد.
به سادگي پاسخ
روشن است، اگر شرايط ايران زير سلطه حکومت طالبانيست-اسلاميستي به گونه اي است که
حتي امکان کوچکترين اعتراض وجود ندارد، اين خود به تنهائي قويترين استدلال بي چون
و چرا بودن حق پناهندگي تمامي گريختگان از جمهوري اسلامي يران ميباشد.
دوستان پناهجو:
دولت انگلستان
بهتر از هر کسي ميدانند که امروز در ايران چه ميگذرد. ارقام اعدام، شکنجه، سرکوب،
زندان و قطع عضو و احکام ضد بشري ديگر در جمهوري اسلامي به طرز فزاينده اي رو به
افزايش است. از سوئي فقر، بيکاري، اعتياد و ديگر ناهنجاريهاي اجتماعي امکان زندگي
شاد، مرفه و سزاوار انساني را غير ممکن کرده و اخبار اين اوضاع روزانه و آنهم به
صرف مقاصد سود جويانه در رسانه هاي خبري و اطلاعاتي انگلستان درج ميشود. اما در
مقابل، وضعيت پناهندگي گريختگان اين جهنم روز به روز در تنگناهاي بدتري قرار
ميگيرد.
راستش شناخت و
ريشه يابي اين وضعيت غير قابل تحمل در انگلستان بسيار واضح است و نياز به معادله
بندي و ريز بيني ندارد، قويترين دليل اقدام براي ريشه کني حق پناهندگي در انگلستان
اين است که: پناهجو ديگر نيروي تامين سود بازارهاي اقتصادي و وسيله پيشبرد اهداف
سياسي يا تبليغاتي جناحهاي مختلف دولت و يا کشور انگلستان در تقابل با يکديگر و يا
ديگر کشورها نيست. نبايد بگذاريم ارزش انساني به اين درجه از پستي ساقط شود.
دوستان عزيز،
معجزه اي در کار نيست! دولت انگلستان تصميم گرفته تا به هر قيمتي شده حقوق
انسانيمان را که نتيجه دهها سال تلاش و مبارزه فعالين حقوق بشر بوده را يک شبه
پايمال کنند و متاسفانه بايد بگويم که اين هشدار کاملا جدي است. تنها با صداي پاها
و مشت هاي متد و گره خورده ما در خيابانهاي انگلستان است که مي شود سياستهاي ضد
انساني دولت انگلستان را به عقب راند.
کمپين "زندگي بدور از ترس" ظرف اتحاد چنين مبارزه اي است. بايد با حضورمان در اين
کمپين و به راه انداختن اعتراضات هزاران نفره، افکار عمومي در اقصي نقاط جهان را
متوجه اين بي عدالتي دولت انگلستان کنيم و مجموعه اي از بزرگترين حمايت ها را در
دفاع از حق پناهندگي مان کسب کنيم. مطمئن باشيد که پاسخ مان را فقط و فقط در جريان
اعتراضات مان و در خيابانهاي انگلستان ميتوانيم بگيريم.
هر گونه سکوت ،
انتظار و نظاره گر سير حوادث بودن، تاوان بسيار سنگيني خواهد داشت.
حضور در اين
رشته اعتراضات، پاسخ محكمي است به تعرض دولت انگلستان به حقوق انساني و حرمت
بشريت.
عزيزان پناهجو
و ايرانيان مقيم انگلستان:
خوشبختانه روز
به روز بر تعداد كمپين كنندگان اضافه ميشود و اين بسيار دلگرم کننده است، اما حضور
و پشتيباني يکايک شما به هر وسيله و با هر اعتقاد و مباني سياسي در اين کمپين دفاع
از ارزش انسان، يکي از مهمترين کليدهاي موفقيت اين کارزار است.
دولت انگلستان
بايد بداند که با صفي متحد و يک صدا از انسانها مواجه است. بياييد تا با حضور تان
و راه کارها و اقدامات راه گشاي تان، لشکر عظيمي از انساني ترين بخش جامعه را
سازماندهي کنيم و گامهاي اساسي و عملي را در جهت احياي حقوق جهان شمول پناهندگي در
انگلستان بر داريم. بياييم يک صدا و رسا فرياد زنيم که: زندگي تنها گذر لحظه ها
نيست، مبارزه است، ايثار است، عشق به همنوع است، گذشت و ايستادگي و پيروزي است.
اينجا جا دارد
که از صميم قلب به بانيان، فعالين و مدافعان اين کمپين، خصوصا رفيق سيامک امجدي،
دبير لايق و پر توان فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در انگليس که رهبري و هدايت
اين کارزار عظيم را بر عهده گرفته، تشکر کنم وموفقيت و کامراني شما را در ادامه اين
راه انساني خواستارم. |