همبستگى ويزه کمپين فدراسيون در انگليس، شماره ۴

با اتحاد، همبستگى و مبارزه مان ميشود نا ممکن ها را، امکان پذير نمود!

مهيار لطيف

وقتي نوشته فرهاد قرباني در شماره اول همبستگي ويژه کمپين انگليس را خواندم، نتوانستم بنشينم و بي تفاوت باشم و چند خطي در اين رابطه ننويسم.

در اين دنيايي که ما در آن زندگي مي کنيم هيچ چيزي را نمي توان به آساني بدست آورد. از تامين معاش زندگي گرفته تا آزادي هاي سياسي  و غيره.

از بدو پيدايش به اصطلاح ”دنياي متمدن ” امروزي ، به کرات ثابت شده است که براي بدست آوردن رفاه نسبي و گرفتن هر حقي بايد جنگيد و به طبع در هر جنگي بايد هزينه داد تا پيروز شد.

اگر به مبارزات جوامع در همين تاريخ معاصر نگاه مختصري بيندازيم، مي بينيم مثلا براي بدست آوردن حق راي زنان و يا کاهش ساعات کار کارگران و هزاران نمونه ريز و درشت آن، در همين کشورهايي که خود را مهد دموکراسي مي دانند، خون چه انسانهاي شريف ريخته نشد تا آيندگان از نعمات آن استفاده کنند.

با اين مقدمه کوتاه مي پردازم به اصل موضوع. همبستگي - فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در انگليس کمپيني را به مدت دو ماه از تاريخ ۱۶ ژانويه ۲۰۰۶ با نام ”زندگي به دور از ترس“ آغاز کرده است و هدف از آن گرفتن حق پناهندگي براي تمامي کساني است که از جهنم جمهوري اسلامي به اين کشور پناهنده شده اند.

تمامي کشورهاي جهان و بالاخص کشورهاي اروپاي مي دانند که ايران از لحاظ ذخاير نفتي، گاز، طلا و خلاصه تمامي منابع رو زميني و زير زميني يکي از غني ترين کشورهاي دنياست و همه مردم آن کشور بايد از نظر اقتصادي در يک رفاه نسبي زندگي کنند.

اما پس به راستي چه عامل و يا عواملي باعث شده که عده بي شماري از مردم آن منطقه جغرافيايي به سوي کشورهاي اروپايي و آمريکايي سرازير شده و تقاضاي پناهندگي بدهند؟

آري علت نمي تواند چيزي به جز رژيم جمهوري اسلامي باشد که از ابتداي سر کار آمدنش با خون و خونريزي و حقنه کردن مردم آزاديخواه  بوجود آمد. رژيمي که در آن سنگسار زنان، اعدام جوانان و کودکان، شکنجه انسانها تنها به خاطر ابراز مسائل سياسي، کشتار مردم بي دفاع، زنداني کردن کارگران، خرد کردن اعتصابات کارگري جز لاينفک آن است و هر روز نيز بر قصاوت خود مي افزايد.

رژيمي که در آن شادي، انتخاب لباس، روابط خصوصي دختر و پسر و هر چيزي جرم محسوب مي شود.

با جرات ميتوان گفت تمام کساني که آواره اين کشور و يا آن کشور شده اندمحتاج لقمه ناني نبوده اند که هر هفته و يا هر ماه کشورهاي پناهنده پذير از روي ترحم مقدار پولي در جيب پناهجو و پناهنده قرار دهند. صرف نظر از اينکه چه خطرات و مشقاتي را متحمل شده اند تا خود را به اين سوي آبها برسانند.

قريب به اتفاق کسانيکه وارد کشورهاي پناهنده پذير مي شوند و تقاضاي پناندگي ميکنند صرفا به يک دليل تمامي مصائب را به تن مي خرند و آن فرار از دست رژيمي به نام جمهوري اسلامي و داشتن يک ”زندگي به دور از ترس“. داشتن زندگي به دور از ترس شکنجه، اعدام، سنگسار، قصاص، زندان، و هزاران نمونه ديگر.

اما دولت انگليس و در راس آن اداره مهاجرت با آگاهي داشتن کامل از نقض هر روزه حقوق انساني در رژيم اسلامي ، با رد تقاضاي پناهندگي عده بيشماري از پناهجويان عملا دست در دست رژيمي گذاشته که کارنامه چندين و چند ساله جنايات آن بر آنان به روشني آشکار است و هر روز نيز با وضع قوانين راست و ضد انساني آب به آسياب جمهوري اسلامي مي ريزند.

اما با تمامي اين مسائل چگونه مي توان از حق پناهندگي، که حق هر پناهجويي است برخوردار شد؟

مسلما با دست روي دست گذاشتن و منتظر فرجي ماندن از جانب دولت و به اميد آينده ماندن و کار امروز را به فردا موکول کردن و به شايعات گوش دادن، راهي به جز ختم به ياس و نااميدي نخواهد برد. تنها يک راه باقي است و آن همانا همبستگي و اعتراض است. اعتراض به دولت ”فخيمه انگليس“ و اداره مهاجرت آن و جلب حمايت تمامي احزاب، گروها، اتحاديه ها، سازمانهاي مدافع حقوق انساني و انسانهاي شريف و آزاديخواهي است که قلبشان براي همنوع خود مي طپد.

تنها با همبستگي است که مي توان کوه سياستهاي راست و ضد انساني دولت انگليس را عقب راند و از حق پناهندگي برخوردار شد. با همبستگي حول محور فدراسيون کرارا ثابت شده که روياها تغيير به  واقعييت يافته اند، که نمونه بارز آن مبارزه پناهجويان ايراني سوئد است.

بايد مايوس نشد، آيه ياس خواندن دردي را دوا نمي کند. نشستن در گوشه اي از خانه و زانوي غم در بغل گرفتن يعني مرگ، مرگي تدريجي. نشستن و انتظار کشيدن ۱۰ تا ۱۴ سال و سپس از حق اقامت برخوردار شدن يعني راهي شدن به ناکجا آباد خيال.

بايد همه را متوجه کرد که ما از رژيمي فرار کرده ايم که شکنجه و نسل کشي، شلاق و غيره و غيره سر مشق هر روزه آن است.

 پيوستن به کمپين فدراسيون و حمايت مادي و معنوي از آن، گامي بزرگ براي گرفتن حق پناهندگي مان در انگلستان است. ما ميتوانيم به تمامي پناهجويان سراسر دنيا نشان دهيم که با اتحاد و همبستگي و مبارزه مان ميشود نا ممکن ها را، امکان پذير نمود.