همبستگى ويزه کمپين فدراسيون در انگليس، شماره ۴

براى دفاع از حقوقمان به پا خيزيم!

عليرضا علي خاصي

اين روزها اخبار زيادي در انگلستان مبتني بر دستگيري، زنداني و گاهاً  ديپورت  بي سر و صداي پناهجويان فراري از جمهوري اسلامي به گوش مي رسد.  اينجا اين سئوالات به وجود مي آيد كه آيا جمهوري اسلامي ايران براي ابراز عقايد، براي فعالين سياسي و در حقيقت براي كل جنبش مردم سرنگوني طلب و طرفداران آزادي بيان جاي امني است؟ اگر جمهوري اسلامي ايران امن است پس اين همه قتلهاي مخالفين رژيم و اعدامها و به گلوله بستنها براي چيست؟ اينطور پيدا است که حضرات هيچ خبري از جمهوري اسلامي ايران و شرايط وخامت بار آن ندارند! فراموش كرده اند كه وزارت خارجه خود دولت بريتانيا و ديگر دولتهاي عضو اتحاديه اروپا، مدام رژيم اسلامي ايران را مكان نا امني براي روند به اصطلاح دموكراسي غربي با ابراز عقيده معرفي كرده اند؟ اگر تا ديروز اتكاي دول پناهنده پذير به بازيچه اصلاحات و اصلاح طلبي بود و به اين واسطه تلاش مي كردند ايران را مكان امني معرفي كنند، حالا ديگر چه بهانه اي دارند؟ حال كه با سر كار آمدن تروريست و تير خلاص زني به نام احمدي نژاد، با آن سابقه جرم و جنايت به عنوان رئيس جمهور رژيم اسلامي، مستقيماً نشاني قوي براي اثبات نا امن بودن ايران است و اين چيزي است كه احتياج به توضيح ندارد .

اگر فقط به اوضاع چند ماه گذشته و سياستهاي داخلي و خارجي رژيم جمهوري اسلامي از زماني كه احمدي نژاد بر سر كار آمده را مرور كنيم، خواهيم ديد كه با انتساب اين جاني چقدر نا آرامي ها در داخل ايران و هم در سطح بين المللي نسبت به ايران تشديد شده است. صدور انقلاب اسلامي و پيشنهاد ها و طرح نظرات قرون وسطايي و احمقانه بر سر مسائل هسته اي و ديگر مسائل در سطح بين المللي، همچنان احمدي نژاد را در رسانه ها و ميديا به عنوان تروريست و گروگانگيري خطرناك معرفي كرده است .

 با اين وجود وقتي كه پناهجو با سابقه زنداني و شكنجه روحي و جسمي وارد انگلستان مي شود، Home Office  در دلايل ردي به او مي گويد: شما يك زماني مخالفت و فعاليتي در كشور خود انجام داده ايد و به خاطر آن شكنجه و زنداني شده ايد و سپس آزاد شده و تمام اين قضايا تمام شده است. آنها مي گويند: اگر مشكلي داشتيد حتماً اعدام مي شديد، بنابر اين هيچ خطري شما را تهديد نميکند و شما مي توانيد به كشور خود باز گرديد. آيا شخص كه اعدام شود ديگر قادر به درخواست پناهنده گي خواهد بود؟!  آيا اين دموكراسي است؟  آيا اين دفاع از حقوق بشر است؟

 در كشوري كه حتي براي حشرات و جانوران بي صدا مثل مورچه حق و حقوقي در نظر مي گيرند آيا ما قربانيان و فراريان گريخته از جهنم جمهوري اسلامي نبايد مستحق حق و حقوقي باشيم؟ آيا ما انسان نيستيم؟ آيا فكر مي كنند كه ما شب خوابيده و صبح به محض بيدار شدن تصميم به ترك ديار خود گرفته ايم و گريز ما هيچ دليلي سياسي به دنبال نداشته است؟

آيا اين دلايل ردي بي پايه و اساس وزارت كشور و ديگر مراجع دولتي انگلستان كاملاً طبق موازين حقوقي بشري است؟

 ما ديگر نبايد اجازه بدهيم كه بيش از اين قرباني زد و بند ها و منافع سياسي اقتصادي بين دول پناهنده پذير و رژيم جمهوري اسلامي باشيم. بايد اين سكوت و بي حقوقي را در هم بشكنيم. بايد اين سياست دورويي و مزورانه كه باعث پيدايش هزار و يك بند و تبصره قانوني و حقوقي و در نهايت  گرفته شدن حق از پناهجويان ايراني شده است را رسوا كنيم. بايد به گوش جهانيان برسانيم كه جمهوري اسلامي عامل اصلي فرار مردم از ايران مي باشد و اين خود بايد مستقيماً يك كيس و توجيهي باشد براي اعطاي حق پناهندگي به گريخته گان از رژيم اسلامي.

بايد در مقابل  اين قوانين ظالمانه، ضد انساني و ضد پناهندگي ايستاد. اين راهي است دشوار ولي ممكن. بايد متحد و متشکل شد. بايد از تجارب ارزنده همبستگي- فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در دفاع از حق پناهندگي سود جست و آنرا  راهنماي فعاليت خود قرار داد. همانگونه كه در سوئد شاهد بوديم، مبارزه پناهجويان ايراني به رهبري فدراسيون که حمايت وسيع سازمانهاي مختلف را به همراه داشت، باعث عقب نشيني دولت سوئد و حزب حاكم اين کشور شد، در انگلستان نيز ما ميتوانيم با اتحاد مان و يکي شدنمان دولت اين کشور را مجبور به تجديد نظر در سياستهاي پناهندگي خود در قبال پناهجويان ايراني بکنيم.

پناهجوي عزيز، امروز نوبت من، فردا نوبت تو، پس بيايد دست در دست هم، قدرتمندانه و متشكل براي دفاع از حقوقمان به پا خيزيم .

پناهندگي حق مسلم ماست، ما مي توانيم!

به فدراسيون بپيونديد !