|
طرح خروج "داوطلبانه" و حاتمبخشى دولت انگليس!
آران رضايى
درج در همبستگى ويژه کمپين
انگليس - شماره ۲
طبق اطلاعيه اى که وزارت کشورانگليس در اواسط ژانويه ۲۰۰۶
صادر کرده است، دولت اين کشور به پناهجويانى که تقاضاى پناهندگى کرده اند و
ميخواهند داوطلبانه به کشور خود برگردند، مبلغ سه هزارپوند پرداخت ميکند.
به گفته "تونى مک نالتى"،
معاون مهاجرتى وزارت کشور، پرداخت سه هزار پوند به پناهندگان، براى
راضى کردن آنها به خروج ازانگليس، بسيار ارزانتر ازطرحهاى موجود در انتقال
پناهجويان به بازداشتگاهها و اخراج اجبارى آنها خواهد بود. وى همچنين اعلام کرده
براساس آمار موجود، هزينه اخراج اجبارى هر پناهجوى رد شده درانگليس، به طور متوسط
يازده هزار پوند است و پرداخت سه هزار پوند به پناهجويان براى خروج داوطلبانه از
اين کشور، براى آنها بسيار ارزانتر تمام ميشود.
واقعيتى که در اين خبر بايد به آن توجه کرد اين است که وزارت کشور از پيش تصميم
گرفته پناهجويان ردى را چه داوطلبانه و چه با زور و اجبار از انگلستان اخراج کند و
همانطور که خود تونى مک نالتى صراحتا اشاره کرده است، پرداخت سه هزار پوند براى
خروج داوطلبانه از سر دلسوزى و انساندوستى و همکارى با پناهجويان نيست، بلکه اين
حاتمبخشى درراستاى اخراج ارزانتر پناهجويان است. اين طرح که آقاى تونى مک نالتى از
آن به عنوان يک طرح آزمايشى شش ماهه نام برده در واقع طرح "اخراج داوطلبانه"
پناهجويان است. براى آقاى مک نالتى و دولت متبوعش، چيزى که حتى يک پنى هم ارزش
واهميت ندارد اين است که چه روزگار سياهى بويژه درايران درانتظار پناهجوى اخراجى
است و تازه اگر از انواع شکنجه روحى وجسمى، جان و روح سالم به دربرند و به انواع
اتهامات جور و واجور محکوم به اعدام نشود. آقاى مک نالتى چطور به خود اجازه ميدهد
بانى و مجرى طرح اخراج پناهجويانى باشد که قطعا درصورت اخراج چيزى جز بازداشت ،
بازجويى، شکنجه، زندان، ترور، اعدام، تحقير، فقر، بيکارى و بيحقوقى نصيبشان نخواهد
شد؟ چطوربه خود جرات ميدهد پناهجوى بى پناه را به کشور اسلامزده اى مانند ايران که
اسلام سياسى نازلترين سطح زندگى فرهنگى، سياسى و اقتصادى را از مردم دريغ و به
خصوصى ترين زواياى زندگى مردم چنگ انداخته و جواب کوچکترين مطالبه و اعتراض مسالمت
آميز صنفى را با زندان وگلوله و خون و ترور جواب مى دهد، اخراج کند. آيا ايشان
اطلاع ندارد ايران اسلامزده تا خرخره غرق دار و طناب و زندان و خون و خفقان وسرکوب
است و کوچکترين آزاديهاى فردى و خصوصى از مردم دريغ ميشود؟
همانطور که ازاظهارات "سخنگوى وزارت کشورانگليس" پيدا است، درصورت عدم استقبال
پناهجويان ازطرح ايشان و عدم موفقيت طرح آزمايشى "اخراج داوطلبانه"، آنها قطعا طرح
وسيعتر "اخراج اجبارى" را روى ميزهايشان خواهند گذاشت و اگرطرح شش ماهه "خروج
داوطلبانه"، از طرف پناهندگان و پناهجويان و مردم آزاديخواه و بشردوست بريتانيا
جواب درخور نگيرد، ميتواند آغازگر پروژه گسترده تر و هولناکتر"خروج اجبارى"
پناهجويان ازجانب دولت انگليس باشد.
همه مردم بريتانيا خوب ميدانند که هيچ پناهجويى به دلخواه و با ميل
و رغبت حاضر به خروج از کشورى که با تحمل رنج و مشقت وصف ناپذيرى به آن راه پيدا
کرده و به آن پناه آورده است نيست، چراکه فضاى کشورهاى "پناهنده خيز" به درجه اى
وحشيانه وغيرانسانى است که کابوس ديپورت، بعضا پناهجويان را به سوى دست زدن به
خودکشى و خود سوزى و دوختن لب و رساندن آسيبهاى مضاعف روحى و جسمى به تن و روان
خود ميکشاند. اگرپناهجويى تصميم گيرد داوطلبانه ازانگليس خارج شود، اين به معنى
رضايت درونى او نيست بلکه ناشى از سياست اعمال انواع محدوديت و بى حقوقى ولاى منگنه
گذاشتن پناهجو و به گروگان گرفتن حق راه رفتن آزادانه در خيابانهاى شهرهاى انگلستان
وحق نفس راحت کشيدن درمراکز کار برده وار از جانب هيات حاکمه انگليس است. ببينيد
حال و روز پناهجو و "حقوق بشر" اين بشرهاى بى پناه درمهد دمکراسى بورژوايى چگونه
است که تن به رضايت وچشم پوشيدن ازاين تحفه ميان تهى ميدهند. آيا نبايد هرچه تعداد
بيشترى از پناهجويان، به طرح خروج باصطلاح "داوطلبانه" جواب متبت دهند، تا جناب
وزير کشور بيشتر احساس شرم کند؟!
اما با همه اين احوال براى همه کسانيکه نميخواهند تسليم سرنوشتى شوند که آز آن فرار
کرده اند، هيچگاه همه درها بسته شده نيست. نه اين طرح اخير وزارت کشور انگلستان و
نه هيچ طرح و نقشه ديگرى، در مقابل اراده خود ما پناهجويان و پناهندگان براى دفاع
از حقوق انسانيمان موفق نخواهد شد، به شرط اينکه با هم باشيم و دست در دست هم،
ازحقوق انسانى مان دفاع کنيم. ما در اين راه تنها نيستيم و قطعا از حمايت بسيارى از
انسانها و گروهها و سازمانها و احزاب انساندوست و مبارز برخور داريم. کافيست پا پيش
بگذاريم و ابراز وجود وحق طلبى کنيم و از آنها بخواهيم. اگرما خودمان در وحله اول
نخواهيم، مطمئن باشيد کسى براى گرفتن حقوق ما، کاسه ازخودمان داغتر نخواهد شد. اما
اگربه خود حرکتى دهيم و تنورمبارزاتمان را گرم کنيم، تعداد زيادى پيدا خواهند شد که
نان شان را بر آن بزنند. پس تعلل جايز نيست. برخيزيد وهمراه و به يارى تشکل وسازمان
خودتان، همبستگى - فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى، براى دستيابى به زندگى اى به
دور ازترس و برخوردارى از شرايطى بهتر و انسانيتر، به ميدان بياييد تا در کمپين و
مبارزه براى حصول "زندگى به دور از ترس" و به دور از دستگيرى و بازداشت و ديپورت و
بلاتکليفى و براى آزاد سازى همه پناهندگان بازداشت شده، و بازگشايى تمامى کيسهاى
بسته شده، به وزارت کشور دولت انگليس بفهمانيم که خط کشيدن روى حقوق حقه و شايسته
انسانها به اين آسانى ها هم نيست. ديدار ما در جلسات، راهپيمايها و تحصن آينده. ما
پيروزيم اگر بخواهيم. |